نسخه آزمایشی

استکبار ستیزی در قرآن ۱۳۹۵/۲/۶ - ۷۴ بازدید

سلام علیکم
چندسوال در مورد استکبارستیزی داشتم
۱-استدلال دقیق استکبارستیزی در قرآن و روایات چیست؟ لطفا به طور کامل آنها را بیان کنید
۲-مصادیق استکبار در دنیای امروز چه کسانی هستند و آیاغیر از آمریکا و انگلیس مثلا فرانسه یا خیلی دیگر کشورها در بین آن نیستند؟
۳_با چه منطقی وظیفه ما نابودی اسرائیل شده آیا آمریکار ا هم باید نابود کنیم؟
۴-مرگ بر آمریکا تا کی ادامه خواهد داشت؟ آقای هاشمی رفسنجانی میگوید امام اواخر عمرموافق حذف این شعار بود ولی حضرت آقامیگویند در جواب سوال دانشجویان مبنی برحذف این شعارکه استکبارستیزی جزودین ماست این تناقض را چگونه می توان فهمید
« استکبار ستیزی در قرآن و روایات»
هر فرد مسلمان و هر دولت اسلام بر اساس منطق و آموزه های دینی، موظف به مقابله با ظلم و استکبار جهانی است . توضیح آنکه: ۱. از نظر عقلی: نمی توان «برای حیات زیر سلطه غیر» ارزشی قائل شد زیرا «ارزش حیات به آزادی و استقلال است»
۲.از نظر شرعی : در آیات و روایات متعدد، مستضعفین یعنی کسانی که مورد ظلم و تهاجم استکبار، قرار گرفته اند، موظف به دفاع و مقابله با مستکبرین شده اند. به عنوان نمونه قرآن کریم می فرماید:
«و لن یجعل الله للکافرین علی المومنین سبیلا»(سوره نساء، آیه ۱۴۱)
«محمد رسول الله و الذین معه اَشِدّآءُ عَلَی الکُفّار رُحَمآءُ بَینَهُم » ( سوره فتح ، آیه ۲۹)
« فقاتلوا ائمه الکفر انهم لا ایمان لهم» ( سوره توبه ، آیه۱۲)
«و ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین من الرجال و النساء و الولدان» (سوره نساء ، آیه ۷۵) «قاتلو فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لاتعتدوا» (سوره بقره، آیه ۱۹۰)
و کسانی که در راه حمایت از مستضعفین کوتاهی و سستی می کنند ، مورد مواخذه قرار می دهد«ما لکم لا تناصرون» (سوره صافات، آیه ۲۵)
حضرت علی(ع) فرمودند:«کونوا لظالم خصما و للمظلوم عونا» (نهج البلاغه، نامه ۴۷)
حضرت یکی از دلایل پذیرفتن خلافت را مقابله با ظالمان عنوان نموده ، فرمودند : « اما و الذی فلق الحبه و برا النسمه لولا حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر وما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظه ظالم و لاسغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها ولسقیت آخرها بکاس اولها. » «سوگند به کسی که دانه را شکافت و جانداران را آفریده است اگر انبوه آن جماعت نمی بود یا گرد آمدن یاران حجت را بر من تمام نمی کرد و خدا از عالمان پیمان نگرفته بود که در برابر شکبارگی ستمکاران و گرسنگی ستمکشان خاموشی نگزینند , افسارحکومت را بر گردنش می افکندم و رهایش می کردم و در پایان با آن همان می کردم که در آغاز کرده بودم .» ( نهج البلاغه , خطبه ۳)
بر این اساس طبق قانون اساسی «جمهوری اسلامی ایران سعادت انسان در کل جامعه بشری را آرمان خود می داند و استقلال و آزادی و حکومت حق و عدل را حق همه مردم جهان می شناسد. بنابراین در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملت های دیگر، از مبارزه حق طلبانه مستضعفین در برابر مستکبرین در هر نقطه از جهان حمایت می کند» (قانون اساسی، اصل ۱۵۴)
برای آشنایی بیشتر با مبانی استکبار ستیزی در قرآن مجید ر.ک:استکبار ستیزی در قرآن، قدرت الله فرقانی ، قم: پژوهشکده تحقیقات اسلامی نمایندگی ولی فقیه در سپاه،۱۳۸۳
«مصادیق استکبار در دنیای امروز »
مصادیق استکبار در دنیای امروز همه کشورهایی هستند که به دنبال سلطه بر سایر کشورها بوده و حقوق سایر انسان ها را نادیده می گیرند که در رأس آنها آمریکا ، رژیم صهیونیستی هستند و کشورهای انگلستان و فرانسه نیز که در مسیر اهداف آنان گام برمی دارند از مصادیق استکبار هستند .
«چرایی نابودی اسرائیل »
با توجه به ماهیت غاصبانه و تجاوز کارنه این رژیم و کشتار مردم مظلوم فلسطین جمهوری اسلامی هیچ جایگاهی برای این رژیم جعلی قائل نبوده و تا نابودی کامل این رژیم در کنار مردم مظلوم فلسطین و لبنان خواهد ایستاد و از محور مقاومت حمایت خواهد کرد .
مقابله با این رژیم و حمایت و دفاع نظام جمهوری اسلامی از مردم مظلوم فلسطین و لبنان برآمده از مسئولیت انسانی , اسلامی و ملی ماست .
انسانی بودن این مسئولیت برخاسته از فطرت و وجدان انسانی است که جامعه بشری را همچون پیکری واحد دانسته که درد و رنج در بخشی از آن, سایر بخش هارا نیز متأثر می سازد و هیچ انسان آزاده و با وجدانی فارغ از هر دین وآیینی وبه حکم انسانیت و ندای وجدان خویش ,نمی تواند در برابر ظلم وستمی که بر مردم ستم دیده لبنان و فلسطین ساکت نشسته و یا بی تفاوت باشد .
اما اسلامی بودن این دفاع برخاسته از دستورات و آموزه های دینی است که سکوت در برابر ظلم وستم را برای مسلمانان جایز ندانسته و همان ندای فطرت وو وجدان پاک انسانی را مهر تایید زده و اعلام نموده که «من اصبح لایهتم بامورالمسلمین فلیس منهم و من سمع رجلا ینادی یا للملسمین فلم یجبه فلیس بمسلم » کسی که به امور مسلمانان توجهی نداشته باشد از آنها نیست و کسی که صدای مسلمانی را که درخواست کمک و یاری می کند بشنود و او را اجابت نکند مسلمان نیست( کلینی ره , اصول کافی , تهران : دفتر نشر فرهنگ اهل البیت علیهم السلام , ج ۳ , ص ۲۳۹) و مسلمانان را برادر یکدیگر دانسته « المسلم اخو المسلم » (همان , ص ۲۴۲)
اما ملی بودن این حمایت و دفاع از آنجاست که توسعه طلبی های رژیم صهیونیستی و خوی تجاوزگری این رژیم ودر سر پروراندن شعار از نیل تا فرات از یک سو و حمایت بی دریغ و همه جانبه آمریکا از آن در راستای تامین اهداف و منافع آن در منطقه حساس خاور میانه از سوی دیگر و دشمنی این دو کشور با جمهوری اسلامی ,ضرورت دفاع از کشور و مقابله با افزون طلبی های آنان را آشکار می سازد . اکنون که با مبارزه مردم فلسطین و لبنان با اسرائیل , این رژیم در مرزهای خود متوقف شده و خط مقدم مبارزه با توسعه طلبی های این رژیم در فلسطین و لبنان قرار دارد , منافع ملی کشور فارغ از مسئولیت انسانی و دینی حکم می کند که از مبارزات مردم فلسطین و لبنان حمایت شود تا از این مسیر جلوی اهداف تجاوز کارانه این رژیم گرفته شود . اگر خدای نخواسته مردم فلسطین و لبنان در دفاع از استقلال خویش کوتاهی کنند و سرزمین های آنها تحت اشغال رژیم صهیونیستی درآید در عمل خطر متوجه مرزهای کشور ما خواهد شد . بر این اساس دفاع از مردم مظلوم فلسطین چه از منظر وظیفه انسانی و چه از منظر مسئولیت دینی و چه از منظر منافع ملی کشور ، وظیفه و مسئولیتی لازم و ضروری است
همچنین بر اساس آیات ، روایات و ادله عقلی متعدد جامعه اسلامی پیکره واحدی است و مسلمین نمی‏توانند در قبال تهاجم بیگانگان به سایر مسلمانان بی‏تفاوت باشند. چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم با صراحت به حمایت و دفاع از ستمدیدگانی که مورد ظلم قرار گرفته و از وطن و کاشانه خویش اخراج و آواره شده اند ، فرمان می دهد: «قاتلوا فی سبیل الله الذین یقاتلونکم و لا تعتدوا ان الله لا یحب المعتدین واقتلوهم حیث ثقفتموهم و اخرجوهم من حیث اخرجوکم و الفتنة اشدّ من القتل ولاتقاتلوهم عند المسجد الحرام حتی یقاتلوکم فیه فان قاتلوکم فاقتلوهم کذلک جزاءالکافرین و «أُذِنَ لِلَّذِینَ یُقاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَلی‏ نَصْرِهِمْ لَقَدِیرٌ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَ لَوْلا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوامِعُ وَ بِیَعٌ وَ صَلَواتٌ وَ مَساجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیراً وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ» و همچنین « وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفِینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ الَّذِینَ یَقُولُونَ رَبَّنا أَخْرِجْنا مِنْ هذِهِ الْقَرْیَةِ الظّالِمِ أَهْلُها وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ وَلِیًّا وَ اجْعَلْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ نَصِیراً» ؛ «چرا در راه خدا و برای رهایی مردان و زنان و کودکانی که [به دست ستمگران تضعیف شده‏اند ]پیکار نمی‏کنید؟! همان افراد [ستمدیده‏ای ]که می‏گویند: پروردگار ما را از این شهر (مکّه) که اهلش ستمگرند، بیرون ببر، و از طرف خود برای ما سرپرستی قرار ده واز جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما».
پیامبر گرامی اسلام(ص) نیز می‏فرماید: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»و «من سمع رجلاً ینادی یا للمسلمین فلم یجبه فلیس بمسلم؛ هر کس فریاد استغاثه هر مظلومی (اعم از مسلمان یا غیر مسلمان) را بشنود که مسلمین را به یاری می طلبد، اما فریاد او را اجابت نکند مسلمان نیست.» در صحیح بخاری نیز از آن حضرت روایت شده است که فرمودند: «همه مسلمانان برادر یکدیگرند، به همدیگر ظلم نمی کنند و در مقابل دشمنان یکدیگر را رها نمی کنند و به خود وا نمی گذارند».
دستور نورانی امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب(علیه السلام)مبنی بر این که ««کونوا للظالم خصماً و للمظلوم عوناً؛ همواره خصم ظالم و یار و یاور مظلوم باشید» نیز بر این نکته مهم دلالت دارد که در اسلام، مسؤولیت مقابله با تهدید و ارعاب وظیفه‏ای همگانی است؛همه باید یکپارچه، در برابر عوامل تهدید و ارعاب بایستند و از مظلوم دفاع کنند و خصم ظالم باشند.
بر این اساس دفاع تنها بر کسانی واجب نیست که از سوی دشمن مورد هجوم قرار گرفته‏اند، بلکه همه مسلمانان وظیفه دارند در مقام دفاع از مسلمانانی که در بخشی از سرزمین‏های اسلامی مورد تجاوز قرار گرفته‏اند، دفاع کنند و با جان و مال خود در راه خدا جهاد نموده و در زمینه‏های مختلف سیاسی، اقتصادی و نظامی حمایت های لازم را به عمل آورند. این موضوع مورد اتفاق فقها و اندیشمندان شیعه و سنّی می باشد:
استاد شهید مطهری نیز در این زمینه می فرماید: «هرگاه گروهی با ما نخواهد بجنگد ولی مرتکب یک ظلم فاحش نسبت به یک عده افراد انسان ها شده است، و ما قدرت داریم آن انسان های دیگر را که تحت تجاوز قرار گرفته اند نجات دهیم، اگر نجات ندهیم در واقع به ظلم این ظالم نسبت به آن مظلوم کمک کرده ایم. ما در جایی که هستیم، کسی به ما تجاوزی نکرده، ولی یک عده از مردم دیگر که ممکن است مسلمان باشند و ممکن است مسلمان هم نباشند، اگر مسلمان باشند مثل جریان فلسطینی ها که اسرائیلی ها آن ها را از خانه هایشان آواره کرده اند، اموالشان را برده اند، انواع ظلم ها را نسبت به آن ها مرتکب شده اند، ولی فعلاً به ما کاری ندارند، آیا برای ما جایز است که به کمک این مظلوم های مسلمان بشتابیم برای نجات دادن آن ها؟ بله، این هم جایز است، بلکه واجب است، این هم یک امر ابتدایی نیست. این هم، به کمک مظلوم شتافتن است، برای نجات دادن از دست ظلم بالخصوص که آن مظلوم مسلمان باشد.»
در مورد آمریکا ما با رفتارهای سلطه جویانه و ظالمانه این کشور مخالفیم و در برابر زیاده خواهیهای این کشور خواهیم ایستاد و خواهان تغییر رویکرد و ماهیت این کشور هستیم نه نابودی آن ، مسأله رژیم جعلی اسرائیل با کشور آمریکا در این خصوص متفاوت است .
« شعار مرگ بر آمریکا تا کی »
تا زمانی که این کشور به استکبار ورزی و سلطه جویی های خود ادامه دهد و احترامی برای حقوق ملتها و ملت ما قائل نشود و به دنبال توطئه و دشمنی با کشور ما باشد ، شعار مرگ بر آمریکا نیز ادامه خواهد داشت .
مقام معظم رهبری درباره شعار مرگ بر آمریکا فرمودند: «مرگ بر آمریکا» شعاری برگرفته از ذهنیت تاریخی ایرانی‌ها نسبت به رفتارهای استکباری حاکمیت آمریکا بوده که تاکنون استمرار هم داشته است. کاپیتالاسیون، شلیک به هواپیمای مسافربری، کودتای نوژه و... . و حتی یکی از برکات همین مذاکرات اخیر این بود که دشمنی آمریکایی‌ها... با ایران و ایرانی، با اسلام و مسلمین آشکار شد.» (۱۹/۱۰/۹۲) همچنین فرمودند: «مرگ بر امریکا» را کسی به ملّت ایران یاد نداد. از اعماق جان یکایک مردم برآمد که: «مرگ بر آمریکا». حال عدّه ای در گوشه و کنار پیدا می شوند و مورد سؤال قرار می دهند که «چرا؟». چرا شما این «چرا» را به جایگاه خودش نمی برید؟ چرا نمی پرسید که چرا رژیم امریکا با ملّت ایران،به جرم این که خواسته است مستقل باشد، این همه کینه ورزی و دشمنی کرد و باز هم می کند؟»( بیانات مقام معظّم رهبرى در آستانه سالروز تسخیر لانه جاسوسى امریکا و روز ملّى مبارزه با استکبار، ۱۱/۸/۷۳) « امام در اینکه ما با نظام سلطه مخالفیم، هیچ پرده‌پوشى نکرد. نظام سلطه یعنى آن نظام بین‌المللى‌اى که متّکى است به تقسیم دنیا به سلطه‌گر و سلطه‌پذیر؛ امام قاطعاً این را رد کرد. آن نظام سلطه هم در شکل کامل خود تجسّم و تجسّد پیدا میکند در رژیم و دولت کنونى ایالات متّحده‌ى آمریکا؛ لذا امام صریحاً در مقابل آمریکا موضع گرفت. موضع‌گیرى ما در مقابل آمریکا به مناسبت این نیست که اینها یک ملّتى باشند که ما با این ملّت مخالف باشیم یا خصوصیّات نژادى تأثیرى داشته باشد؛ مسئله اینها نیست؛ مسئله این است که منش و ذات و رفتار دولت ایالات متّحده‌ى آمریکا، مداخله‌گرى و سلطه‌گرى است؛ امام در مقابل این، موضع صریح و شفّاف گرفت. براى همین است که شما مى‌بینید انقلاب بعد از گذشت ۳۵ سال بر اصول و مبانى و بر ریل حقیقى خود استوار و پابرجا است؛ انقلاب عوض نشد، حرف خود را عوض نکرد، راه خود را عوض نکرد، هدفهاى خود را عوض نکرد؛ خیلى مهم است. انقلابها در مقابل طوفانهایى که بر آنها فرود مى‌آیند، مقاومت خودشان را از دست میدهند؛ خیلى‌ها، یا حرفشان را عوض میکنند، یا راهشان را عوض میکنند، یا اصلاً بکلّى نابود میشوند و از بین میروند. انقلاب اسلامى از اوّلى که پدید آمده است تا امروز، اهداف مشخّص خود را حفظ کرده، به سمت این اهداف حرکت کرده، به پیشرفتهاى حیرت‌انگیز در بخشهاى مختلف نائل شده، خود را دارد از یک کشور و ملّت فراموش‌شده‌ى بى‌تأثیر در دنیا، به‌عنوان یک قدرت منطقه‌اى بزرگ و یک عنصر مؤثّر در سیاستهاى بین‌المللى، به دنیا نشان میدهد. در اطراف دنیا، همه‌ى ملّتها ملّت ایران را به‌عنوان یک ملّت شجاع، یک ملّت باصداقت، یک ملّت هوشمند، یک ملّت مقاوم میشناسند. این‌همه هم علیه نظام اسلامى کار شده است، تلاش شده است، تبلیغات شده است؛ یک مدّتى دستگاه‌هاى تبلیغاتى و سیاسى دشمنان ملّت ایران تکیه‌ى خودشان را گذاشتند بر ایجاد ایران‌هراسى - بعضى‌ها اسلام‌هراسى، بعضى‌ها ایران‌هراسى - [ امّا ]محبوبیّت ملّت ایران در میان ملّتهاى دنیا بیشتر شد. امروز نه فقط آحاد عمومى ملّتها [ بلکه‌] نخبگانِ بى‌غرض دنیا هم همین‌جورند؛ اظهارنظرهایشان را نگاه کنید، قضاوتشان درباره‌ى ملّت ایران این است: ملّت بااستقامت، ملّت هوشمند، ملّت صبور؛ با این چشم نگاه میکنند به ملّت ایران. سیاست ایران‌هراسى آنها امروز این‌جور نتیجه داده؛ هراس ملّتها از نظام جمهورى اسلامى و ملّت ایران نیست، هراس ملّتها از تسلّط آمریکا است. آمریکا است که به زورگویى معروف است، به مداخله‌ى در امور کشورها معروف است، به جنگ‌افروزى معروف است؛ ملّتها آمریکا را به‌عنوان یک دولت جنگ‌افروز، آتش‌افروز و مداخله‌کننده‌ى در امور ملّتها میشناسند. ملّتها از آمریکا است که هراس دارند، از آمریکا است که متنفّرند.» (بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی هوایی ارتش،۱۹/۱۱/۹۲)
ایشان همچنین فرمودند: « مبارزه با استکبار که امروز هم مظهر استکبار، دولت و رژیم آمریکا است جزو ذات این انقلاب و جزو کارها و خواسته‏هاى اصلى و اساسى این ملت است. اگر این ملت مبارزه با استکبار را رها کند، معنایش این است که به دخالت بیگانه، به ذلت‏پذیرى و به وضعیت بسیار تهدید آمیز قبل از انقلاب تن بدهد.همه آحاد ملت، این احساس و این درک را از مسئله مبارزه با استکبار دارند.»( بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان و دانش‏آموزان به مناسبت سالروز تسخیر لانه جاسوسى امریکا، ۱۲/ ۸/ ۱۳۷۸) مبارزه‌ی با استکبار، مبارزه‌ی با نظام سلطه تعطیل‌پذیر نیست. این هم جزو همین حرفهایی است که اتّفاقاً امروز من یادداشت کرده‌ام که به شما بگویم. این جزو کارهای ما است، جزو کارهای اساسی است، جزو مبانی انقلاب است. یعنی اگر مبارزه‌ی با استکبار نباشد، ما اصلاً تابع قرآن نیستیم. مبارزه‌ی با استکبار که تمام نمیشود. در مورد مصادیق استکبار، آمریکا اتمّ مصادیق استکبار است. بیانات در دیدار جمعى از دانشجویان در بیست و چهارمین روز ماه مبارک رمضان ۱۴۳۶، ۲۰/۴/۹۴)
« آقای هاشمی رفسنجانی و شعار مرگ بر امریکا»
با نگاهی به خاطرات هاشمی مشخص می شود که وی در بخش هایی از خاطرات خود موضوع حذف شعار مرگ بر آمریکا و بررسی های صورت گرفته در این‌باره را مطرح و البته تصریح می‌کند که امام(ره) نیز با این تصمیم موافق ولی منتظر فرصت مناسب بودند.
پس از انتشار این اظهارنظر که با توجه به شرایط پیش روی کشور و ذوق زدگی برخی رسانه ها پس از مذاکره تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا،‌ واکنش های فراوانی را به همراه داشت، هاشمی در بخشی از نامه خود با یادآوری حذف شعار «مرگ بر آمریکا» و با تاکید بر اینکه مطلب نقل شده از امام درباره حذف شعار مرگ بر آمریکا صحیح است، گفت: «تمام مطلب همان بود که نوشته بودم. الان هم دقیقاً یادم نیست که چه نوشتم. به هرحال موافق نبودیم که در مجامع عمومی مرگ کسی را شعار دهیم.
وی ادامه داد: مثلاً در اجتماعات ما «مرگ بر بنی صدر» شعار داغ مردم بود که در نماز جمعه خواهش کردم که نگویند. «مرگ بر بازرگان» بود که خواهش کردم نگویند. «مرگ بر شوروی» بود که گفتم الان با شوروی مشکل آنچنانی نداریم. درباره آمریکا هم گفته بودم. من ذاتاً با حرف‌های تند و فحاشی‌ها مخالفم و آن‏ها را مفید نمی‌دانم.»
البته هاشمی برای اینکه محکم بودن مطالب مطرح شده توسط خود در کتابش را اثبات کند به صورتی هدف دار در پاسخ به این سوال که شما آیا کتاب های شما هم ممیزی می شود یا خیر پاسخ می دهد: «به سه جا می‌دهیم؛ یکی به وزارت ارشاد می‌دهیم. البته آنها باید بگویند موافقیم یا مخالف که می‌گویند موافقیم و چیز دیگری نمی‌گویند و دخالت نمی‌کنند. یکی هم به مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره) می‌دهیم تا اشاراتی یا بیاناتی که از امام آمده با مستندات تطبیق داده شود. یک نسخه را هم قبل از چاپ به رهبری می‌دهم. هدفم این است که به دلیل آنکه ایشان در همه کارها با من شریک بودند تا اگر در موردی اشتباه کردم یا توضیحات اضافی لازم است به من بگویند.»
بالاخره و پس از چند روز کش مکش بر سر این خاطره بالاخره موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در این مورد موضع گیری کرد.
حمید انصاری قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام با اشاره به حواشی چند روز گذشته درباره اظهارنظرهای هاشمی و خاطره نقل شده از وی، گفت: خاطره‌ای که آقای هاشمی رفسنجانی در موضوع حذف شعار نسبت به امام ذکر کرده است، مربوط به موافقت و دستور امام بر قطع این شعار از رسانه‌های دولتی است. مطلبی که در سال ۶۲ روی میز بررسی و تصمیم‌گیری مسئولین نظام و رهبری انقلاب قرار داشت همین بود نه بحث بر سر دستور و یا توصیه به مردم برای حذف این شعار.
بنابر این گزارش، البته هاشمی رفسنجانی در ۴ فروردین ۱۳۶۶ در نامه ای به امام(ره) خواستار تصمیم‌گیری درباره رابطه با آمریکا شده بودند.
این نامه که ظاهرا در ۴ صفحه بوده و در موسسه حفظ و نشر آثار اما(ره) موجود است، اما پاسخی از سوی ایشان را به همراه نداشته است.
ولی امام خمینی(ره) در موضع گیری های بعدی در قالب سخنرانی و پیام های مختلف پاسخ های شفافی را به درخواست هاشمی برای تعیین تکلیف رابطه با آمریکا و همچنین مساله حذف شعار مرگ بر آمریکا را می دهند.
اما در این میان شاید روشن ترین موضع درباره شعار «مرگ بر آمریکا» از سوی شخص امام گرفته شده باشد؛ اظهارنظر هایی که در سال های پایانی عمر با برکت ایشان نقل شده مشخص می کند رهبر کبیر انقلاب اسلامی چه نظری درباره آمریکا و شعار علیه آن داشته اند.
بنابر این گزارش، مطالب آورده شده در این گزارش به نقل از امام دقیقا مطالب منتشر شده در صحیفه امام بوده و به اظهارنظر امام درباره آمریکا در آخرین سال های عمر ایشان اختصاص دارد که نشان می دهد نظر امام تا آخرین لحظه درباره شعار مرگ بر آمریکا چه بوده است.
امام خمینی در پیامی به مناسبت سالگرد کشتار خونین مکه و قبول قطعنامه در ۲۹ تیر ۱۳۶۷ با اشاره به ادعاهای آل سعود برای توجیه کشتار حج گذاران، می فرماید: دست‏نشاندگان امریکا آتش زدن پرچم امریکا را به حساب آتش زدن حرم، و شعار مرگ بر شوروی و امریکا و اسرائیل را به حساب دشمنی با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته‏اند؛ و نیز مسئولین و نظامیان ما را با لباس اِحرام به عنوان رهبران توطئه معرفی کرده‏اند!
ایشان در اظهارنظری که نشان از برنامه استراتژیک جمهوری اسلامی برای برداشتن نشان دادن چهره ننگین آمریکا است،‌ تصریح می کنند: از خدا می‏خواهیم که این قدرت را به ما ارزانی دارد که نه تنها از کعبۀ مسلمین، که از کلیساهای جهان نیز ناقوس مرگ امریکا و شوروی را به صدا درآوریم.
امام خمینی شعار مرگ بر آمریکا را مایه امید مردم فلسطین برای حرکت به سمت آزادی قدس دانسته و می فرمایند: این همان فریاد ملت ماست که در ایران شاه را و در بیت‏المقدس غاصبین را به نومیدی کشاند و این تحقق همان شعار برائت است که ملت فلسطین در تظاهرات حج دوشادوش خواهران و برادران ایرانی خود فریاد رسای آزادی قدس را سر داد و «مرگ بر امریکا، شوروی و اسرائیل» گفت؛ و بر همان بستر شهادتی که خون عزیزان ما بر آن ریخته شد او نیز با نثار خون و به رسم شهادت آرمید.
ما شعار مرگ بر آمریکا را در عمل ثابت کرده‌ایم
امام خمینی در پیامی که به منشور روحانیت مشهور است، در ۱۳ اسفند سال ۱۳۶۷ می فرمایند: ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کرده‏ایم، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیده‏ایم، ما شعار «مرگ بر امریکا» را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمان در تسخیر لانۀ فساد و جاسوسی امریکا تماشا کرده‏ایم، ما همۀ شعارهایمان را با عمل محک زده‏ایم.
ایشان در ادامه تصریح می کنند: انقلاب به هیچ گروهی بدهکاری ندارد و ما هنوز هم چوب اعتمادهای فراوان خود را به گروهها و لیبرالها می‏خوریم، آغوش کشور و انقلاب همیشه برای پذیرفتن همۀ کسانی که قصد خدمت و آهنگ مراجعت داشته و دارند گشوده است ولی نه به قیمت طلبکاری آنان از همۀ اصول، که چرا مرگ بر امریکا گفتید!
رهبر انقلاب همچنین با موضع گیری جدی درباره رابطه ذلیلانه با آمریکا فرمودند: تا من هستم دست ایادی امریکا و شوروی را در تمام زمینه‏ها کوتاه می‏کنم و اطمینان کامل دارم که تمامی مردم در اصول همچون گذشته پشتیبان نظام و انقلاب اسلامی خود هستند
رهبر فقید انقلاب اسلامی همچنین در پیامی به مناسبت سالروز تاسیس بسیج در دوم آذرماه ۱۳۶۷ به کینه عمیق آمریکا و شوروی نسبت به انقلاب اشاره کرده و می فرمایند: چه در جنگ و چه در صلح بزرگترین ساده‏اندیشی این است که تصور کنیم جهانخواران خصوصاً امریکا و شوروی از ما و اسلام عزیز دست برداشته‏اند؛ لحظه‏ای نباید از کید دشمنان غافل بمانیم. در نهاد و سرشت امریکا و شوروی کینه و دشمنی با اسلام ناب محمدی ـ صلی‏اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ موج می‏زند.
امام خمینی در پیام دیگری که به منشور برادری مشهور شد در ۱۰ دیماه ۱۳۶۷ درباره لزوم هوشیاری جریان های سیاسی کشور دربرابر آمریکا با تاکید بر اینکه موضع گیری ها باید علیه آمریکا باشد،‌ می فرمایند: موضعگیری ها باید به گونه‏ای باشد که در عین حفظ اصول اسلام برای همیشۀ تاریخ، حافظ خشم و کینۀ انقلابی خود و مردم علیه سرمایه‏داری غرب و در رأس آن امریکای جهانخوار و کمونیسم و سوسیالیزم بین‏الملل و در رأس آن شوروی متجاوز باشند.
ایشان ادامه می دهند: دو جریان با کمال دوستی مراقب امریکای جهانخوار و شوروی خائن به امت اسلامی باشند؛ هر دو جریان از حیله‏گری های این دو دیو استعمارگر غافل نشوند و بدانند که امریکا و شوروی به خون اسلام و استقلالشان تشنه‏اند.
نظر امام درباره خاطره های بی سند!
آما روشن ترین موضع گیری رهبر فقید انقلاب در وصیت نامه ایشان مطرح می شود که ایشان تند ترین مواضع را درباره آمریکا می گیرند.
امام خمینی در بخش ابتدایی وصیت نامه خود می فرمایند: ملت ما بلکه ملتهای اسلامی و مستضعفان جهان مفتخرند به اینکه دشمنان آنان که دشمنان خدای بزرگ و قرآن کریم و اسلام عزیزند، درندگانی هستند که از هیچ جنایت و خیانتی برای مقاصد شوم جنایتکارانه خود دست نمی‌کشند و برای رسیدن به‌ ریاست و مطامع پست خود دوست و دشمن را نمی‌شناسند. و در رأس آنان امریکا این تروریست بالذات دولتی است که سرتاسر جهان را به آتش کشیده و هم پیمان او صهیونیست جهانی است که برای رسیدن به مطامع خود جنایاتی مرتکب می‌شود که قلمها از نوشتن و زبانها از گفتن آن شرم دارند.
ایشان با اشاره به جنایات امریکا و همپیمانان آن علیه مسلمین جهان به ویژه جنایت آل سعود در حج سال ۶۶ تصریح می کنند: در این عصر که عصر مظلومیت جهان اسلام به دست امریکا و شوروی و سایر وابستگان به آنان و از آن ‌جمله آل‌سعود، این خائنین به ‌حرم بزرگ الهی _ لعنه الله و ملائکته و رسله علیهم ـ است به طور کوبنده یادآوری و لعن و نفرین شود.
تاکید امام در وصیت نامه خود (به عنوان آخرین یادگار ایشان برای ملت ایران) بر لزوم لعن و نفرین آمریکا و یاران منطقه ای و جهانی،‌ نشان از موضع شفاف وی درباره آمریکای جهان خوار است.
البته رهبر انقلاب با هوشیاری تمام در وصیت نامه خود با هوشیاری چند قید را اضافه کرده اند که مهمترین آن درباره اظهارنظرهایی است که پس از فوت امام به نقل از ایشان منتشر می شود.
ایشان در یکی از قید های وصیت نامه خود تصریح می کنند: اکنون که من حاضرم، بعض نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آن‌که صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.
بنابر این گزارش؛ مواضع شفاف امام درباره امریکا آنهم در آخرین سال های عمر ایشان نشان می دهد که رهبر فقید انقلاب هیچگاه موضع خود را دربرابر دشمنی های آمریکا تغییر نداده و موضع صریح ایشان درباره شعار مرگ بر آمریکا، تحت تاثیر نقل قول ها و خاطره های بدون سند قرار نمی گیرد.
خاطره نقل شده از هاشمی حتی اگر ( به گفته قائم مقام موسسه تنظیم و نشر آثار امام) مبنی بر موافقت امام بر حذف مرگ بر امریکا و شوروی از رسانه ملی هم باشد با اظهارات صریح امام آنهم در پیام های رسمی که از رادیو تلویزیون پخش شده است، در تناقض و تضاد جدی قرار دارد.
(خبرگزاری فارس ، www.farsnews.com/newstext.php?nn=۱۳۹۲۰۷۲۲۰۰۰۵۵۶ )

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.