اسراف بر نفس ۱۳۹۰/۰۶/۲۳ - ۱۵۸۶ بازدید

تفاوت اسراف بر نفس و ستم بر نفس چیست؟

1- سرف: قاموس قرآن، ج 3، ص: 258(بفتح س- ر) تجاوز از حدّ. در اقرب گفته: آن ضدّ میانه روى و تجاوز از حدّ و اعتدال است. باید دانست اسراف و سرف هر دو بیک معنى است ولى بعقیده طبرسى اگر تجاوز در جانب افراط باشد اسراف گفته میشود و اگر در جانب تقصیر باشد سرف (ذیل آیه 6 سوره نساء).
استعمال آن در قرآن همه جا از باب افعال است قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ ... زمر: 53.
در المیزان گفته: گوئى معنى جنایت یا نظیر آن به «اسرفوا» تضمین شده و لذا با «على» متعدى گردیده است ، اسراف بر نفس آنست که بر آن با ارتکاب گناه تعدّى شود اعمّ از آنکه با شرک یا با گناهان صغیره و کبیره باشد.
وَ کُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ اعراف: 31. (دو امر اباحى و یک نهى تحریمى است ) بخوردن و آشامیدن اجازه داده و از تعدى در آن دو نهى میکند.
وَ لا تَأْکُلُوها إِسْرافاً وَ بِداراً أَنْ یَکْبَرُوا ... نساء: 6. مال یتیمان را باسراف و عجله نخورید که مبادا بزرگ شوند و مانع گردند قید اسرافا ظاهرا براى ذیل آیه است که فرموده «هر که فقیر باشد بطور متعارف از اموال آنها بخورد».
وَ الَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَ لَمْ یَقْتُرُوا وَ کانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً فرقان: 67. / صریح آیه آنست که در انفاق باید میانه روى کرد و ایضا ظاهرا مراد از آن انفاق از براى خود و غیر خود است این آیه نظیر وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلى عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ ...
اسراء: 29 / الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ- کلمه أسرفوا جمع غایب ماضى از مصدر اسراف است و- به طورى که راغب گفته-: اسراف به معناى تجاوز از حد درهر عملى است که کسى انجام دهد، هر چند که در خصوص خرج کردن مال مشهورتر است، و گویى در آیه مورد بحث ، متضمن معناى جنایت و یا معنایى قریب به آن نیز هست، چون با کلمه على متعدى شده.
و اسراف بر نفس تعدى بر نفس به جنایت کردن و به ارتکاب گناه است چه شرک باشد و چه گناهان کبیره و چه گناهان صغیره، چون سیاق این عمومیت را افاده مى کند
2- ستم ، ترجمه فارسی کلمه ظلم است و در لغت عرب به جای ستم ،کلمه ظلم ، استعمال شده .
ظلم ، اصل ظلم در لغت به معنای ناقص کردن حق و یا گذاشتن چیزی در غیر موضع خویش است.(قاموس قرآن، سیدعلی اکبر قریشی، ماده ظلم).
«کِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً» کهف: 33. هر دو باغ میوه خود را داد و از آن چیزى کم نکرد. طبرسى ذیل آیه 35 بقره فرموده: اصل ظلم ، کم کردن حق است خدا فرموده «کِلْتَا الْجَنَّتَیْنِ آتَتْ أُکُلَها وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَیْئاً» یعنى ناقص نکرد
ظلم، در سه مورد ، قابل بررسی است :
أوّل: ظُلْمٌ بین إنسان و خدای تعالى، و أعظم ظلم: کفر و شّرک و نفاق، است .
وثانی: ظُلْمٌ بین خود ومردم است . إِنَّهُ لا یُحِبُّ الظَّالِمِینَ «1»، و بقوله: إِنَّمَا السَّبِیلُ عَلَى الَّذِینَ یَظْلِمُونَ النَّاسَ [الشورى/ 42
و ثالث : ظُلْمٌ بین خود و نفسش است، بقوله: فَمِنْهُمْ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ [فاطر/ 32]، و قوله: ظَلَمْتُ نَفْسِی [النمل/ 44]، إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ [النساء/ 64]، فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ [البقرة/ 35]، أی: من الظَّالِمِینَ أنفسهم، وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَقَدْ ظَلَمَ نَفْسَهُ [البقرة/ 231]
به جهت تنویر ذهن به آیات وتفسیر آن توجه کنید:
- آل عمران /117 : «مَثَلُ ما یُنْفِقُونَ فی هذِهِ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَمَثَلِ ریحٍ فیها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَکَتْهُ وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»
آنچه آنها در این زندگى پست دنیوى انفاق مى کنند، همانند باد سوزانى است که به زراعت قومى که بر خود ستم کرده (و در غیر محل و وقت مناسب، کشت نموده اند)، بوزد و آن را نابود سازد. خدا به آنها ستم نکرده بلکه آنها، خودشان به خویشتن ستم مى کنند. مَثَلُ ما یُنْفِقُونَ فِی هذِهِ الْحَیاةِ الدُّنْیا کَمَثَلِ رِیحٍ فِیها صِرٌّ ...
این آیه اشاره به وضع بذل و بخششها و انفاقهاى ریاکارانه آنها شده و ضمن یک مثال جالب سرنوشت آن تشریح گردیده است؛قرآن انفاق کردن کفار را به باد شدید و سوزان و یا فوق العاده سرد و خشک کننده اى تشبیه نموده که به کشت و زرعى بوزد و آن را خشک کند، البته طبع باد و نسیم، احیا کننده است، نسیم بهاران شکوفه هاى را نوازش مى دهد و غنچه ها را باز مى کند، و روح در کالبد درختان مى دمد، و آنها را بارور مى سازد. انفاق نیز اگر از سرچشمه اخلاص و ایمان بوجود آید بسیار مفید و سود بخش است، هم مشکلات اجتماعى را حل مى کند، و هم اثر اخلاقى عمیقى در نهاد احسان کننده باقى مى گذارد و ملکات و فضائل اخلاقى را در قلب او بارور مى سازد. اما اگر باد و نسیم ملایم و احیا کننده تبدیل به طوفان مرگ بار و سوزنده و یا فوق العاده سرد گردید به هر گل و گیاهى که بوزد آن را مى سوزاند و خشک مى کند.
افراد بى ایمان و آلوده نیز چون انگیزه صحیحى در انفاق خود ندارند روح خودنمایى و ریاکارى همچون باد سوزان و خشک کننده اى بر مزرعه انفاق آنها مى وزد و آن را بى اثر مى سازد، اینگونه انفاقها نه از نظر اجتماعى مشکلى را حل مى کند (چون غالبا در غیر مورد مصرف مى شود) و نه نتیجه اخلاقى براى انفاق- کننده خواهد داشت.
جالب توجه اینکه قرآن در آیه بالا مى گوید : حرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ
یعنى مرکز وزش این باد سوزان و خشک کننده زراعت کسانى است که به خود ستم کردند، اشاره به اینکه این زراعت کنندگان در انتخاب زمان و مکان زراعت، دقت لازم را به عمل نیاورده و بذر خود را یا در سرزمینى پاشیده اند که در معرض وزش چنین طوفانهایى بوده است، یا از نظر زمان، وقتى را انتخاب کرده اند که فصل وزش باد سموم بوده است، و به این ترتیب بخود ستم کرده اند. افراد بى ایمان نیز در انتخاب زمان و محل انفاق بخود ستم مى کنند و سرمایه هاى خود را بى مورد بر باد مى دهند.
ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لکِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ :
در پایان مى فرماید خداوند به آنها ستمى نکرده، این خود آنها هستند که بر خویش ستم مى کنند، و سرمایه هاى خود را، بیهوده از بین میبرند، زیرا عمل فاسد جز اثر فاسد چه نتیجه اى مى تواند داشته باشد
- آل عمران / 135 : وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ
آنها که وقتى مرتکب عمل زشتى شوند، یا به خود ستم کنند، به یاد خدا مى افتند و براى گناهان خود، طلب آمرزش مى کنند- و کیست جز خدا که گناهان را ببخشد.
فاحشة از ماده فحش و فحشاء به معنى هر عمل بسیار زشت است و انحصار به اعمال منافى عفت ندارد زیرا در اصل به معنى تجاوز از حد است که هر گناهى را شامل مى شود.
در آیه فوق اشاره به یکى دیگر از صفات پرهیزکاران شده که آنها علاوه بر اوصاف مثبت گذشته اگر مرتکب گناهى شوند بزودى بیاد خدا مى افتند و توبه مى کنند و هیچگاه اصرار بر گناه نمى ورزند.
از تعبیرى که در این آیه شده چنین استفاده مى شود که انسان تا بیاد خدا است مرتکب گناه نمى شود آن گاه مرتکب گناه مى شود که به کلى خدا را فراموش کند و غفلت تمام وجود او را فرا گیرد، اما این فراموشکارى و غفلت در افراد پرهیزگار دیرى نمى پاید، بزودى بیاد خدا مى افتند و گذشته را جبران مى کنند، آنها احساس مى کنند که هیچ پناهگاهى جز خدا ندارند و تنها باید آمرزش گناهان خویش را از او بخواهند (وَ مَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ) کیست جز خدا که گناهان را ببخشد.
باید توجه داشت که در آیه علاوه بر عنوان فاحشه، ظلم بر خویشتن نیز ذکر شده (أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) و فرق میان این دو ممکن است این باشد که فاحشه اشاره به گناهان کبیره است و ظلم بر خویشتن اشاره به گناهان صغیره باشد.
- بنا بر مطالب فوق اگر ظلم به معنای ناقص کردن باشد گناه از این نظر ظلم است که در واقع انسان گنهکار با گناه و معصیت در انجام وظیفه بندگی کوتاهی کرده و مسئولیت خود را ناقص گذاشته است و یا بهره خود را از طاعت خداوند و ثمرات آن ناقص کرده است .
- در مورد ظلم و عواقب وخیم آن،
غیر از آنکه هر کسی بدی آن را درک می‌کند؛ باید به کلمات وحیانی مراجعه کرد و نظر معصومین علیهم السلام را در این مورد دید.
حضرت علی علیه السلام در مورد ظلم می‌فرمایند: ستم، کج راهه است . ستم ، محو کننده است . زیانکارترین شما ، ستمکارترین شماست . زنهار از ستمگری ؛ زیرا ستم ، از کسی که به او ستم کنی زایل می شود و[وزر ووبالش ]بر تو باقی می ماند . از ستم بپرهیز ، که آن بزرگترین گناه است . از بیدادگری بپرهیز ، که بیدادگر بوی بهشت را استشمام نمی کند .( میزان الحکمه ج 6 صفحه 537 )
این سخنان بسیار هشدار دهنده است و کسی آنها را بیان فرموده است که بر همه عوالم مسلط است و خبر دادن او موجب یقین است.
حضرت در سخنان دیگری می‌فرماید: همانا ستمگری ودروغگویی، دین ودنیای آدمی را تباه می سازد وعیب‌ها وکاستیهایش را در نظر عیبجویان آشکار می نماید .هر که ستم کند ، ستمش او را به هلاکت کشاند . هر که ستم کند ، خداوند نابودی او را شتاب بخشد . از زورگویی وبیدادگری بپرهیز ؛ زیرا زورگویی موجب در به دری مردم می شود وبیدادگری ، کار را به شمشیر می کشاند .(همان ص 539)
امام علی علیه السلام می‌فرماید: مَن ظَلَمَ عِبادَ اللّه ِ کانَ اللّه ُ خَصمَهُ دُونَ عِبادِهِ . (همان ص 536) هر که به بندگان خدا ستم کند، خداوند به جای بندگانش خصم ومدّعی او باشد . با این حساب ظلم کننده، به جنگ با خدا رفته است و عاقبت جنگ با خدا معلوم است.
اینطور نیست که خیال کنیم عواقب ظلم فقط در آخرت به سراغ ظالم می‌آید بلکه زندگی دنیای او نیز کاملا تحت تاثیر ظلم قرار می‌گیرد:حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: هر که ستم کند، عمرش شکسته شود. (همان ص 538).
و فرمود: در زوال نعمت خدا وشتاب بخشیدن به خشم وانتقام او ، هیچ چیز کارگرتر از ستمگری نیست ؛ زیرا خداوند دعای ستمدیدگان را می شنود وهمواره در کمین ستمگران است . (همان)
و فرمود: إیّاکَ والظُّلمَ؛ فَمَن ظَلَمَ کَرُهَت أیّامُهُ . (همان ص 537) زنهار از ستمگری ؛ زیرا هر که ستم کرد ، روزگارش ناگوار شد . این روایت می‌فهماند که ظالم در زندگی خود روی خوش نمی‌بیند و احساس آرامش نمی‌کند.
این‌ها تنها بخشی از عواقب ظلم است.
یکی از آثار ظلم در قیامت آشکار می‌شود: پیامبر خدا صلی الله علیه وآله می‌فرماید: از ظلم کردن بپرهیزید که آن ، ظلمتهای روز قیامت است .(همان ص539)
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله ـ در پاسخِ مردی که دوست داشت روز قیامت در روشنایی محشور شود ـ فرمود : به هیچ کس ظلم نکن ، تا روز قیامت در روشنایی محشور شوی .
اما در مورد ظلم به کسانی مانند خانواده که به جایی دسترسی ندارند غیر از آنچه گذشت ، روایاتی وارد شده است: علی علیه السلام می‌فرماید : ظُلمُ الضَّعیفِ أفحَشُ الظُّلمِ . (همان ص544) ستم کردن به ناتوان ، زشت ترین نوع ستم است .
امام صادق علیه السلام می‌فرماید: کم خِردترین مردم کسی است که به زیر دستش ستم کند وکسی را که از او عذرخواهی می کند، نبخشد.(همان ج 7 ص 132)
اما ظلم به نفس :
وقتی به آیات قرآن و بحث ظلم می نگریم در بسیاری موارد ،ظلم به نفس، مطرح شده است. ظلم انسان به خود در آیات قرآن موج می زند و هر تعدی و تجاوزی از حدود الهی،‌ ظلم به حساب می آید.( من یتعد حدود الله فقد ظلم نفسه)
به عبارت ساده تر هر گناه و معصیت یک ظلم است و خداوند مکرراٌ‌ فرموده که شما به خودتان ظلم کردید.
عوامل ظلم را می توان به طور مختصر این گونه بر شمرد.
1- عامل اصلی ظلم انسان به خود، جهل است. یک فرد از روی جهالت ممکن است به هر کاری دست بزند. این شخص حتی‌ نمی داند که دارد به خودش ظلم می کند. وقتی فردی نداند کاری که دارد انجام می دهد با روح و جان او چه می کند مانند کسی است که چشمان خود را بسته و تصمیم بگیرد هر چه به دست او دهند را بخورد.‌ ممکن است در بین این خوراکی ها سم مهلک هم باشد اما چون او چشمان خود را فرو بسته،‌ متوجه نمی گردد.
این فرد نمی تواند کسی غیر از خود را سرزنش نماید زیرا می توانست دیدگان خود را به روی جهان و حقایق آن باز کرده و کار صحیح را انجام دهد. ظالم به خود نیز مانند این فرد است که با اراده و اختیار خود این مسیر ظلمانی را انتخاب نموده و دیگر قدرت تشخیص از او گرفته شده. همه انسان ها در ابتدا به نوعی بد را از خوب تشخیص می دهند مگر آن که از کثرت معصیت و غفلت، فطرت الهی خود را کاملاً پوشانده باشند.
2- یکی دیگر از عوامل ظلم، غفلت است. روزمرگی و دوری از معنویات و با خدا نبودن، پرده غفلت را بر قلب انسان انداخته و او را غافل می کند. آن گاه باعث ظلم می گردد.
3- یک عامل دیگر هوای نفس است. او می داند که این کار اشتباه است و ظلم به خود محسوب می شود اما باز هم آن را انجام می دهد به خاطر این که از هوای نفس خود تبعیت می نماید.
4- عامل دیگر، شیطان و وسوسه های اوست. باید بدانیم که شیطان فقط وسوسه گر است ونمی تواند کسی را مجبور نماید
تا گناهی و ظلمی مرتکب شود. این خود انسان ها هستند که با یک وسوسه به سمت گناه حرکت کرده و موجبات ظلم به خود و دیگران را فراهم می کنند. البته شیطان و هوای نفس در طول هم دیگر در انسان تأثیر گذارده و او را به ظلم به خود وا می دارند.(1)
شیطان در روز قیامت به کسانی که فریب او را خورده و وی را لعن و نفرین می کنند می گوید: این قدر مرا لعن نکنید چرا که من بر شما تسلطی نداشتنم و تنها به شما وعده می دادم و خلاف وعده ام عمل می کردم.
و شیطان هنگامی که کار تمام می شود می گوید: خداوند به شما وعده حق داد و من به شما وعده (باطل) دادم و تخلف کردم. من بر شما تسلطی نداشتم جز این که دعوتتان کردم و شما دعوت مرا پذیرفتید؛ بنابراین برا سرزنش نکنید؛خود را سرزنش کنید. نه من فریاد رس شما هستم و نه شما فریاد رس من . من نسبت به شرک شما درباره خود که از قبل داشتید(و اطاعت مرا هم ردیف اطاعت خدا قرار دادید) بیزار و کافرم. مسلماً ستم کاران عذاب دردناکی دارند.(2)
این آیه تمام پرونده شیطان را رو کرده و نهایت کار او را به تصویر کشیده است.
5- عوامل دیگری مانند عادت ها، ضعف ها و انفعالات نفسانی و دیگران نیز از عوامل بسیار مهم هستند که نمی توان به سادگی از آن گذشت.
راهکارهای دور شدن از ظلم به خود
1- دور شدن از عوامل ظلم به خود(غفلت، شیطان و هوای نفس).
2- دوستی با رفیق مؤمن: دوست خوب،‌ انسان را از جهنم نجات می دهد. [ روز قیامت] شخصی در بهشت می گوید: فلان دوست من چه شد؟-در حالی که دوست او در جهنم است-. خداوند می فرماید:‌به خاطر او دوستش را از جهنم خارج کرده و به بهشت ببرید.[ در این هنگام]‌ جهنمیان می گویند: ما نه شفاعت کننده داریم و نه دوست صمیمی [‌که ما را شفاعت کند] (3)
3- ارتباط جدی، مؤثر و مستمر با اماکن مذهبی مانند مسجد نیز باعث می شود تا از عوامل ظلم و گناه دوری گزینیم.
4- ایجاد تغییراتی در محیط اطراف خود برای جلب بیشتر ذهن و افکار به سمت یاد خداوند.
در یک کلام، اگر ما نیروهای اطرافمان را به نفع خودمان و در جهت هدف بلندمان تغییر دادیم، فقط یک تصمیم صحیح و محکم لازم است تا ان شاء الله به سمت تعالی معنوی پیش رفته و از ظلم و عوامل آن دوری کنیم.
مطالعه بیشتر:
1- تحقیق و مطالعه در واژه « ظلم» در قرآن کریم و تفاسیر.
2- معراج السعادة،‌ ملا احمد نراقی،
3- گناهان کبیره،‌ شهید دستغیب
4- فضائل و رذایل اخلاقی، آیة الله مظاهری
منابع:
1- معراج السعادة،‌ ملا احمد نراقی،‌ بحث ظلم
2- و قال الشیطان لما قضی الامر ان الله وعدکم وعد الحق و وعدتکم فاخلفتکم و ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی فلا تلومونی و لوموا انفسکم ما انا بمصرخکم و ما انتم بمصرخی انی کفرت بما اشرکتمون من قبل ان الظالمین لهم عذاب الیم (ابراهیم/22)
3- فی مجمع البیان و فی الخبر المأثور عن جابر بن عبد الله قال: سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله یقول ان الرجل یقول فی الجنة: ما فعل صدیقی فلان و صدیقه فی الجحیم؟ فیقول الله: أخرجوا له صدیقه الى الجنة فیقول من بقی فی النار: «فَما لَنا مِنْ شافِعِینَ وَ لا صَدِیقٍ حَمِیمٍ».

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.