اسلام در ایران-ورود اسلام به ایران-حمله اعراب به ایران ۱۳۸۸/۰۱/۰۹ - ۴۶۹۴ بازدید

دین اسلام توسط کدام حکومت به ایران آمد و پادشاه آن زمان که بود؟

مقدمه:«پیامبر گرامی اسلام(ص)» در زمان حیات خویش وعده فتح ایران و روم را به مسلمین داده بود و در زمان خود ایشان بود که اولین تماس میان مسلمین با پایگاه نظامی ساسانیان در بحرین رخ داد.
نخستین نبردهای جدی میان مسلمانان و ایرانیان
حملات مسلمانان به مرزهای دولت ساسانی در زمان ابوبکر آغاز شد؛ این حملات با این هدف انجام گرفت که اذهان مسلمانان را از غصب خلافت «امیر مومنان علی(ع)» دور کرده و به خارج از جزیرة العرب سوق دهند و با افزایش وحدت، بر قدرت خلافت خود در زمان «ابوبکر» بیفزایند. فرمانده فتوحات مسلمانان در جبهه ایران «خالد بن ولید» بود که پس از سرکوب شورش برخی اعراب مرتد شده در شبه جزیره عربستان به سمت ایران روانه شده بود. با مرگ ابوبکر و غصب مجدد خلافت توسط «عمربن خطاب» روند فتح ایران شدت بیشتری یافت و مسلمانان موفق به فتح مناطق بسیاری از ایران شدند. این ایام مصادف با حکومت «یزدگرد سوم» از سلسله شاهان ساسانی امپراطوری ایران بود.
نفوذ اسلام میان ایرانیان
باید گفت: به طور کلی فتوحات اولیه مسلمین در داخل ایران تقریبا از دو گونه خارج نبود: فتح به جنگ یا فتح به صلح.
۱- فتح به جنگ.
اولین نقاطی که اعراب به آن جا حمله بردند منطقه «سواد» (یا همان محدوده عراق امروزی) بود. در این منطقه که محل وقوع جنگ‌های مهمی است، اغلبِ فتوحات به جنگ انجام گرفت. زیرا دولت و حکومت ساسانی از حیثیت و موجودیت خود دفاع می‌کرد و طبیعی است که باید برای رهایی از چنگال سقوط و اضمخلال بیشترین امکانات و تواناییهای خود را به کار می‌گرفت.
۲- فتح به صلح.
پس از تصرف عراق و بین النهرین نیروهای بومی مناطق مفتوحه نیز به کمک لشکریان مسلمان آمده در فتح سایر مناطق، با آنان به همکاری می‌پرداختند. مسلمانان هر چه بیشتر در فلات ایران پیش می‌رفتند پیشروی با صلح نیز بیشتر می‌شد مگر در سرزمین فارس.
فارس: در سرزمین فارس فتح به جنگ بیشتر بود. زیرا این منطقه پایگاه اعتقادی و خاستگاه نژادی ساسانیان بود و نفوذ آیین زرتشت در آنجا ریشه‌های استوارتری داشت.
خراسان: در خراسان نیز اغلب فتوحات صلح آمیز بود. زیرا دیگر امیدی به بقای حکومت ساسانی وجود نداشت.
نهاوند: بلاذری می‌نویسد: «پارسیان از شهر بیرون شده پیکار می‌کردند و مسلمانان ایشان را هزیمت می‌داند. اما سرانجام با مسلمانان از سر صلح بر آمده و در قبال پرداخت خراج (منظور همان مالیات است) و جزیه، اعراب مردم نهاوند را بر اموال، بناها و منازلشان باقی گذارده متعرض آنان نشدند».[۱]
دینور: مردم دینور پس از یکروز جنگ به مصالحه پرداختند وضمن قبول پرداخت خراج و جزیه، بر جان و مال و فرزندان خویش، امان خواستند که فرمانده سپاه مسلمانان شرط آنان را پذیرفت.
شهرهای ماسپذان، شیروان و صمیره: این شهرها نیز به این شرط که فرمانده عرب خون هیچ یک از ایشان را نریزد یا آنان را به اسیری نگیرد و زر و سیم مردم را نستاند با مسلمانان صلح کردند.[۲]
همدان: این شهر تبدیل به گریزگاه سپاهیان ایرانی‌ای شده بود که در نهاند شکست خورده و فراری شده بودند لذا دست به مقاومت زدند اما شکست خورده و مسلمانان همان شرایط نهاوند را بر آنان اعمال کردند (مسلمانان خراج بگیرند و کاری به اموال و منازل آنان نداشته باشند).
اصفهان: تنها مقاومت در محدوده اصفهان در منطقه «جی» صورت پذیرفت که مورخین در مورد آن می‌نویسند: مسلمانان پس از نبردی کوچک جی را که از توابع اصفهان بود مشروط بر آن که اهل آن خراج و جزیه بپردازند، به صلح فتح کردند و در عوض مردمان را بر جان و مال‌شان امان دادند. و به همین طریق بر سایر نقاط اصفهان چیره شدند.[۳]
و به همین ترتیب سایر شهر‌های ایران ... .
اما درباره اینکه پادشاه آن زمان چه کسی بود، گویند چون پادشاهى به پوران دختر خسرو پرویز پسر هرمزد رسید در سرزمینهاى اطراف شایع شد که ایران را پادشاهى نیست و ایشان از ناچارى به درگاه زنى پناه آورده اند. دو مرد بنام مثنى بن حارثه شیبانى و سوید بن قطبه عجلى که از قبیله بکر بن وائل بودند خروج کردند و با لشکرى که گرد آورده بودند به مرزهاى ایران هجوم آوردند و بر دهقانان تاخت و تاز و غارت مى کردند و آنچه مى توانستند مى گرفتند و چون آنان را تعقیب مى کردند به صحرا مى گریختند و کسى به تعقیب ایشان نمى پرداخت، مثنى از ناحیه حیره غارت مى کرد و حمله مى برد و سوید از جانب ابله و این بروزگار خلافت ابو بکر بود، مثنى براى ابو بکر نامه نوشت و از هجوم خود به ایران و پریشانى کار ایرانیان او را آگاه ساخت و تقاضا کرد لشکرى به یارى او بفرستد. چون این نامه بدست ابو بکر رسید به خالد بن ولید که از جنگ با اهل رده و مرتدان آسوده شده بود نوشت که به حیره رود و با ایرانیان جنگ کند و مثنى و همراهان او را ضمیمه سپاه خود کند.(ترجمه اخبارالطوال/ص ۱۴۲)
بلاذری، فتوح البلدان، ترجمه آذرتاش آذرنوش، تهران، سروش، ۱۳۶۴ش، چاپ دوم، ص۳۰۳؛ طبری، تاریخ الامم و الملوک، (ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۳۷۸.
[۲] . بلاذری، فتوح البلدان، ص۳۰۴.
[۳] . حسین مفتخری و حسین زمانی، تاریخ ایران از ورود مسلمانان تا پایان طاهریان، تهران، سمت، ۱۳۸۱، ص ۲۹و ۳۰.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
جالب نیست

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.