نسخه آزمایشی

اسلام دین برتر ۱۳۹۳/۱۲/۲۴ - ۲۴۵۳ بازدید



در پاسخ به این پرسش می­توان گفت ملاک‌ها و شاخص‌های حقّانیت یک دین سه چیز است:
۱. بنیاد الهی،
۲. تحریف نشدن کتاب آسمانی،
۳. نسخ نشدن توسّط شریعت حقیقی الهی پسین...

Din01.jpg






اسلام دین برتر




 

دین­ورزی یکی از
نیازهای اصیل، پایدار و اجتناب‌ناپذیر بشر است. لیکن مسألة اساسی این است که در
میان ادیان گوناگون کدامیک برحق و برتر است و می­توان بدان ایمان آورد و از آن
پیروی کرد؟

در پاسخ به این
پرسش می­توان گفت ملاک‌ها و شاخص‌های حقّانیت یک دین سه چیز است:

۱. بنیاد الهی،


۲. تحریف نشدن
کتاب آسمانی،


۳. نسخ نشدن توسّط
شریعت حقیقی الهی پسین.


ویژگی­های فوق همه
بر اسلام انطباق کامل دارد[۱].
از طرف دیگر دین مبین اسلام از جهات مختلفی بر شریعت‌های پیامبران پیشین و آنچه
امروزه به نام ادیان مختلف خوانده می‌شود، امتیاز دارد. بسیاری از این امتیازات از
سوی اندیشمندان و متفکران غیرمسلمان، مورد تأکید قرار گرفته است. اکنون به اختصار
پاره­ای از این موارد بیان می‌شود:


 



یک. خردپذیری و
خردپروری



از جمله امتیازات
مهم اسلام، عقلانیت و خردپذیری آموزه‌های آن است. این مسأله در امور مختلفی نمودار
است؛ از جمله:

۱-۱. نظام فکری و
عقیدتی اسلام: (مانند خداشناسی، هستی‌شناسی، انسان‌شناسی، راهنماشناسی و
فرجام‌شناسی)؛

۱-۲. نظام اخلاقی
اسلام؛

۱-۳. نظام رفتاری
و قوانین و دستورات عملی؛

۱-۴. دعوت به
تحقیق و پرسش‌گری در انتخاب دین.

خردپذیری
آموزه های اسلام، از چنان وضوح و روشنی برخوردار است که قرآن مجید، آدمیان
را به بررسی هوشمندانه و انتخاب خردمندانه دین دعوت کرده و هرگونه تحمیل و اجبار و
پذیرش کورکورانه دین را نهی می‌کند:

«فَبَشِّرْ
عِبادِی الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ»
[۲]؛
«پس بشارت ده بندگانم را، آنان که به سخنان
] مختلف[
گوش فراداده و برترین را برمی‌گزینند».

«لا إِکْراهَ فِی
الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ
»[۳]؛
«هیچ‌گونه تحمیل و اجبار در امر دین روا نیست
]زیرا[
به خوبی راه هدایت از ضلالت روشن شد».

امّا مسیحیّت کنونی به علّت قرار گرفتن
در تنگناهای شدید معرفتی و ناتوانی در حل رابطه تثلیث و توحید و تجسد و خدا‌انگاری
مسیح، به جداسازی و گسست ایمان از معرفت فتوا داده و دین و ایمان را با عقل و خرد
بیگانه ساخته است![۴]

پروفسور لگنهاوزن[۵]
می‌گوید: «چیزی که در اسلام بیش از همه، برای من جاذبه داشت، این بود که چقدر این
دین از پرسش‌های انسان استقبال می‌کند و همواره دعوت به تحقیقات بیشتر در تعالیم
دین می‌کند».[۶]

همو می‌گوید: «وقتی از کشیش‌ها
می‌پرسیدم که من نمی‌فهمم چه طور خدا یکی است و سه شخص است؟ در اکثر موارد جواب
می‌گفتند که ما نمی‌توانیم به درک این آموزه برسیم. تنها خدا می‌داند که حقیقت این
امر چیست. این رمزی است که فقط خدا آن را می داند و عقل در اینجا به بن‌بست می‌رسد!
از جمله چیزهایی که برای بنده خیلی جالب بود، این بود که در اسلام نگفته‌اند اصول
دین را چشم و گوش بسته بپذیر؛ بلکه دعوت کرده‌اند که بپرس. مخصوصاً این خصلت در
میان شیعیان خیلی بیشتر است»[۷].

خانم مارگریت
مارکوس (مریم جمیله) نیز در این زمینه می‌نویسد: «پس از آنکه عقاید همه کیش‌های
بزرگ را مورد بررسی قرار دادم، به این نتیجه رسیدم که به‌طور کلّی مذهب‌های بزرگ
یکی بودند؛ ولی به مرور زمان فاسد شده‌اند.

بت‌پرستی، فکر تناسخ و اصول طبقه‌بندی
در کیش هندویی سرایت کرد. صلح‌جویی مطلق و انزوا از مشخصات کیش بودایی شد. پرستش
آبا و اجداد جزو عقاید کنفسیوسی، عقیده اصالت گناه و تثلیث و در نتیجه آن مفهوم
خدایی مسیح و شفاعت به استناد مرگ ادّعایی عیسی بر روی دار در مسیحیت، انحصارطلبی
ملّت برگزیده یهود و... نتیجة این انحرافات است. هیچ‌یک از این اندیشه‌هایی که مرا
منزجر ساخته بود، در اسلام پیدا نمی‌شد؛ بلکه به صورت روزافزونی احساس می‌کردم که
تنها اسلام آن مذهب اصیلی است که طهارت خودش را حفظ کرده است. سایر مذهب‌ها فقط و
فقط بعضی اجزای آن، مقرون با حقیقت است؛ ولی فقط اسلام است که تمام حقیقت را حفظ
کرده است»[۸].

 



دو. اسلام و علم



به‌رغم آنچه در
تعارض و ناسازگاری مسیحیت با علم و معرفت بیان شد، دین اسلام با دانش و معرفت
پیوندی نزدیک و ناگسستنی دارد. وفاق و آشتی دین و دانش در اسلام در سه حوزه چشمگیر
و در‌ خور توجّه است:


۲-۱. تشویق به
فراگیری دانش



در این عرصه اسلام
گوی سبقت از هر مکتب و آئینی ربوده است و از این هم فراتر رفته و کسب دانش‌های لازم
در جهت تأمین نیازمندی‌های دنیوی و اُخروی را فرض و لازم دانسته است.

چنان‌که
پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: «ان طلب العلم فریضه علی کل مسلم»[۹]؛
«همانا علم‌آموزی بر هر مسلمانی واجب است». و نیز آمده است: «عالمی که از دانش او
بهره برند از هفتاد هزار عابد برتر است»[۱۰].

در کتاب‌های روایی و نصوص دینی ابواب
مفصلی در این زمینه وجود دارد.[۱۱]


۲-۲. تقویت روحیه
علمی



اسلام روحیه
پژوهشگری را ارج می‌نهد و در مسیر حقیقت‌یابی و معرفت‌اندوزی هیچ مانعی نمی‌نهد.

قرآن مجید
آوای تحقیق و
جست‌وجوی آزاد و گزینش رهاورد معقول پژوهش را صلا داده و فرموده است: «بشارت‌ده
بندگانی را که به سخنان گوش فرا داده و برترین آن‌ها را برمی‌گزینند»[۱۲].


۲-۳. دارا بودن
مضامین علمی



نصوص دینی اسلام
آکنده از مضامین و مطالب علمی است. در این عرصه اسلام هم در بردارنده مبانی و
پیش‌فرض‌های عام و متافیزیکی علوم است و هم دارنده بسیاری از گزاره‌های علمی، به
گونه‌ای که یکی از وجوه اعجاز کتاب آسمانی اسلام اعجاز علمی آن شناخته شده تا آن‌جا
که در این زمینه دانشمندان مسلمان و غیر مسلمان صدها کتاب در باب رهاوردهای علمی
قرآن
به نگارش درآورده‌اند.

از جهت سازگاری با علم و دانش بشری نیز
اسلام کارنامه درخشانی دارد. موریس بوکای[۱۳]
دانشمند فرانسوی به دو امتیاز اساسی در این رابطه اشاره می‌کند:

الف. غنای فراوان قرآن در حوزة
مسائل علمی؛ در حالی که عهد قدیم (تورات) و عهد جدید (انجیل) نسبت به بسیاری از
آنها ساکت و فاقد اطلاعات و داده‌های مشخّصی هستند.[۱۴]

ب. استواری و
توافق داده‌های قرآن با دستاوردهای متقن و معتبر علوم روز؛ در حالی که عهد
عتیق و اناجیل به تعارضات آشتی‌ناپذیری در این زمینه مبتلا هستند.

بوکای می‌نویسد: «من بدون سبق ذهن و با
عینیت کامل، ابتدا به قرآن توجه کردم و خواستم درجة سازگاری این متن را با
معلومات علمی امروز بسنجم... در پایان کار بر من مسلّم شد که قرآن، به ایجاب
و اثبات هیچ مطلبی نمی‌پردازد که در این دوره معاصر، بتوان آن را از منظر علمی محل
انتقاد و تردید قرار داد. براساس همین روش عینی، عهد عتیق و اناجیل را نیز مطالعه
کردم. در مورد عهد عتیق به هیچ وجه نیازی نبود که پا را از کتاب نخست آن؛ یعنی، سفر
تکوین (پیدایش) فراتر بگذارم، تا به تأکیداتی آشتی‌ناپذیر، با معلومات متقن علمی
این روزگار برخورد کنم! در همان صفحة اوّل انجیل نیز، شجره و نسب
عیسی(علیه‌السلام) ما را دچار اشکال می‌کند؛ زیرا در این باب متن انجیل متّی
با متن انجیل لوقا آشکارا در تناقض است. دربارة تاریخ ظهور بشر بر روی زمین
نیز مطالب انجیل لوقا با معارف امروزی کاملاً ناسازگار است».[۱۵]


۲-۴. پیوند علم،
ایمان و رستگاری



اسلام در این باره، امتیاز اساسی دیگری
بر مسیحیت دارد و آن نوع نگاه اسلام به علم و دانش است. اسلام به گسست‌ناپذیری علم
و عقل و ایمان و معرفت و رستگاری فتوا می‌دهد.[۱۶]
امّا به اعتقاد رسمی مسیحیت، شجرة ممنوعه - که آدم و حوّا به جرم خوردن آن از بهشت
رانده شدند و به تبع آن همة انسان‌ها مورد خشم الهی قرار گرفته و گنهکار شدند -
چیزی جز خوردن از شجرة معرفت و دانش نیک و بد نبوده است: «پس گرفته خداوند پروردگار
آدم را در بهشت عدن قرار داد تا او را رستگار و مورد عنایت خود سازد و آدم را امر
نموده، چنین گفت: آنچه از درختان خواهی بخور؛ امّا مبادا که از درخت معرفت نیک و بد
بخوری که هر گاه از آن بخوری خواهی مرد».[۱۷]

در باب سوّم
می گوید: خداوند پس از تخلّف آدم چنین گفت:

«اکنون انسان مانند یکی از ما شده که
نیک و بد را تمیز می‌دهد و اکنون است که دست دراز کند و از درخت حیات نیز بخورد و
تا ابد زنده بماند؛ پس او را از بهشت عدن بیرون کرد...».[۱۸]

بر اساس این
آموزه، جست و جوی دانش و معرفت در تعارض با رستگاری و خلود انسان در بهشت است.

به عبارت دیگر
چنین وانمود می‌کند که یا باید رستگاری در بهشت را برگزید و یا در جست و جوی دانش و
معرفت برآمد. پس آنکه بهشت و رستگاری می‌خواهد، باید از پیمودن طریق دانش و معرفت
فاصله گیرد و آنکه دانش و معرفت می‌جوید، باید بهای سنگین خروج از بهشت و سعادت
جاودان را تحمل کند!

استاد مطهّری در این باره می‌نویسد:
«بر اساس این برداشت همة وسوسه‌ها، وسوسة آگهی است؛ پس شیطان وسوسه‌گر همان عقل
است»[۱۹].

 



سه. کتاب معصوم
الهی



یکی از مهم‌ترین
امتیازات اسلام بر دیگر ادیان، «کتاب آسمانی» آن است. قرآن مجید، از چند جهت
بر کتاب‌های آنان امتیاز دارد. برخی از این جهات عبارت است از:


۳-۱. کلام الهی



قرآن مجید
کتابی است که
تماماً از سوی خداوند، بر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نازل شده و تمام الفاظ و
کلمات به کار رفته در آن، عیناً کلام الهی است.

به عبارت دیگر
اسلام تنها دینی است که مستقیماً کلام خدا را در دسترس بشر قرار می‌دهد و انسان را
با سخن او آشنا می‌سازد؛ در‌حالی که دیگر ادیان موجود، از چنین امر مهمی تهی بوده و
حتی ادّعای آن را ندارند.

دکتر موریس بوکای
می‌نویسد: «فرق اساسی دیگر میان مسیحیت و اسلام - در مورد کتاب‌های مقدّس - این است
که مسیحیت متنی ندارد که از طریق وحی نازل شده و تثبیت گردیده باشد؛ امّا اسلام
قرآن
را دارد که با ضابطه بالا می‌خواند.

قرآن

بیان و گزاره
وحیانی است که از طریق جبرئیل به محمّد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) رسیده است. بر خلاف
اسلام، اصول مذهبی مبتنی بر وحی در مسیحیت، بر پایه گواهی های متعدد و غیر مستقیم
افراد انسانی استوار است و برخلاف تصوّر بسیاری از مسیحیان، هیچ‌گونه قولی در دست
نیست که واسطة نقل آن، یک شاهد عینی زندگانی عیسی(علیه‌السلام) باشد»[۲۰].

توماس میشل
- استاد الهیات و کشیش مسیحی – می‌نویسد: برخلاف قرآن، کتاب مقدّس
مجموعه‌ای بین ۶۶ تا ۷۳ کتاب است که در طول ۱۵۰۰ سال تألیف شده و شمار بزرگی از
مؤلّفان - که تاریخ نام بسیاری از آنها را فراموش کرده - برای تهیّه آن به عملیات
پیچیده‌ای پرداخته‌اند.

او همچنین می‌گوید: «اصولاً مسیحیان
نمی‌گویند خدا کتاب‌های مقدس را بر مؤلفان بشری املا کرده است؛ بلکه معتقدند او به
ایشان برای بیان پیام الهی به شیوه خاص خودشان و همراه با نگارش مخصوص و سبک
نویسندگی ویژه هر یک، توفیق داده است».[۲۱]

میشل اشاره می‌کند که نویسندگان
کتاب‌های مقدّس، معصوم نبوده و دچار محدودیت‌های علمی و تنگناهای زبانی بوده و به
رنگ زمان خود درآمده بودند و لاجرم خطاهایی نیز در کتاب مقدّس به یادگار
نهاده‌اند: «گاهی این نویسنده بشری، نظریات غلط یا اطلاعات اشتباه‌آمیزی دارد که
اثر آن در متن کتاب باقی می‌ماند»[۲۲].

رابرت ا. هیوم نیز می‌نویسد: «اسلام، از
این جهت که متن مقدس آن صریحاً وحی خداوندی به یک فرد خاص - بنیانگذار این دین -
است، در میان همه ادیان جهان منحصر به فرد است. در قرآن سخنگوی اصلی خدا
است...»[۲۳].


۳-۲.
تحریف‌ناپذیری



قرآن کتابی است
تحریف‌ناپذیر که همواره اصالت و عصمت خود را در طی قرون حفظ و دست بشر را از دستبرد
تحریف کوتاه کرده است؛ در حالی که هیچ‌یک از ادیان موجود، از این ویژگی برخوردار
نیست. «عصمت» امری افزون بر اصل الهی بودن پیام قرآن است و برای آن می‌توان
مراحل زیر را ذکر کرد:

الف. عصمت از ناحیة نازل‌کننده (خداوند)[۲۴]؛

ب. عصمت از ناحیه حاملان وحی و فرشتگان
رساننده به پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)[۲۵]؛

ج. عصمت در دریافت وحی از سوی
پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)[۲۶]؛

د. عصمت در ابلاغ وحی به مردم از سوی
پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)[۲۷]؛

هـ . عصمت در بقا و استمرار تاریخی وحی
در میان بشر تا پایان تاریخ[۲۸].

به اعتقاد مسلمانان، کتاب‌های آسمانی
نازل شده بر پیامبران پیشین نیز از نظر عصمت در چهار مرحلة نخست با قرآن مجید
همتا و همپای‌اند[۲۹]؛
لیکن مرحله پنجم عصمت (تحریف‌ناپذیری ابدی در میان مردم) از اختصاصات قرآن
است.


۳-۳. معجزه جاوید
و سند رسالت



پیامبران برای
اثبات رسالت خود، معجزه آورده‌اند؛ لیکن کتاب آسمانی آنها، غیر از معجزه و سند
رسالتشان بوده است. اما قرآن خود معجزه است؛ یعنی، هم کتاب رسالت است و هم
برهان صدق آن.

از طرف دیگر این
کتاب معجزه‌ای جاودان و باقی و سندی زنده بر رسالت است که قرن‌ها و عصرها را
درمی‌نوردد و همگان را به تحدّی می‌طلبد. در حالی که معجزات پیامبران پیشین، فقط
نزد حاضرین مشهود بوده و اثری از آن باقی نیست و جوامع بشری از مشاهده آن
محروم‌اند.

افزون بر آن کتاب
آسمانی اسلام، امتیازات بیشماری از جهت محتوایی دارد که بررسی آنها مجالی فراخ‌تر
می‌طلبد.

 



چهار. جامع بودن



از دیگر ویژگی‌های
اسلام در برابر دیگر ادیان، جامع بودن آن است. اسلام برنامه تکاملی بشر تا پایان
تاریخ را به ارمغان آورده است.

جان دیون پورت می‌نویسد: «... قرآن
مطابق تحقیقات کومب با انجیل فرق دارد؛ زیرا انجیل دارای مکتب و روش
فقاهتی نیست، بلکه به طور کلّی محتویات آن مرکّب است از قصص و روایات و بیانات
تحریض و ترغیب بشر در نشر عواطف و احساسات عالی و فداکاری و... ولی هیچ نوع عامل و
رابطة منطقی جالب و جاذبی که این معانی را با یکدیگر ربط دهد، در انجیل وجود
ندارد. از این گذشته قرآن مانند اناجیل نیست که فقط به عنوان میزان و
شاخصی دربارة عقاید دینی و عبادت و عمل دربارة آن شناخته شده است، بلکه دارای مکتب
و روش سیاسی نیز هست؛ زیرا تخت و تاج یا به تعبیر دیگر اساس دستگاه و سازمان سیاسی،
روی این شالوده ریخته شده و هر نوع قانونی برای ادارة امور کشور، از این منبع گرفته
می‌شود. و بالاخره کلیه مسائل حیاتی و مالی با اجازه همین منبع و مصدر قانون‌گذاری،
حل می‌شود[۳۰].

 



پنج. نظام حقوقی
اسلام



از جمله امتیازات
انحصاری اسلام بر دیگر ادیان، نظام حقوقی اصیل آن است. این مسأله بسیاری از
اندیشمندان غرب را به تحسین و اعجاب واداشته است. اگر‌چه این مسأله در ذیل نظام
رفتاری و بحث از «جامعیت اسلام» قابل بررسی است؛ لیکن به جهت اهمیت ویژه‌ای که دارد
به‌طور مستقل مورد بررسی قرار می‌گیرد. اوّلین نکته قابل توجّه، نقش بی‌بدیل اسلام
در بنیان‌گذاری و توسعة حقوق بین‌الملل است.

مارسل بوازار[۳۱]
پژوهشگر انستیتوی تحقیقات عالی حقوق بین‌الملل در ژنو، می‌نویسد: «در قرون وسطی هر
وقت رکودی در قوانین مسیحیت روی می‌داد صاحب‌نظران از حقوق اسلامی استفاده
می‌کردند.
در قرن سیزده میلادی در چند دانشگاه اروپا، مبانی فقه اسلامی مورد پژوهش قرار گرفت.
اگر فلسفه تأسیس دانش حقوق بین‌الملل را دگرگونی در روابط ملّت‌ها و جلوگیری از
تجاوز زورمندان و توانگران و برابری و برادری انسان‌ها بدانیم؛ باید اذعان کنیم که
پیغمبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بنیانگذار حقوق بین‌الملل بوده است».[۳۲]





.[۱]
برای
شناخت آنکه یک دین واقعاً چنین بوده و همه ویژگی‌های فوق را دارد روش های
مختلفی وجود دارد.


جهت آگاهی
بیشتر در این زمینه بنگرید:
حمیدرضا،
شاکرین، ادیان و مذاهب صص۳۳-۳۵.




[۲]
.
زمر (۳۹)، آیات ۱۷و۱۸.




[۳]
.
بقره(۲)، آیه ۲۵۶.




[۴]
.
جهت آگاهی بیشتر نگا :

 
الف. محمّد
تقی، فعالی، ایمان دینی در اسلام و مسیحیت، (تهران :
مؤسّسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، چاپ اول ۱۳۷۸)؛

 
ب. حمیدرضا،
شاکرین، پرسمان سکولاریسم، (مشکلات کلامی مسیحیت)، (تهران :
مؤسّسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۸۴).



[۵]
.
M.(G) Legenhausen.




[۶]
.
محمد، لگنهاوزن، «با پرسش زنده ام»،
پرسمان (ماهنامه)، پیش شماره اول، خرداد ۸۰، ص ۵.




[۷]
.
همان، ص ۶.




[۸]
.
مارگریت، مارکوس، نقش اسلام در برابر غرب، ترجمه غلامرضا سعیدی، (تهران :
شرکت سهامی انتشار، ۱۳۴۸)، ص ۹.




[۹]
.
الشیخ المفید :
الامالی، ص ۲۹۲.




[۱۰]
.
بصائر الدرجات، باب فضل العالم علی العابد، ص ۶.




[۱۱]
.
به عنوان نمونه ر.ک :
اصول کافی، ج ۱، کتاب فضل العلم.




[۱۲]
.
«فبشر عباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه»، (زمر (۱۸) ،
آیه ۳۹).



[۱۳]
.
Mourice Bucallie.




[۱۴]
.
موریس، بوکای، عهدین، قرآن و علم، ترجمه حسن حبیبی، (تهران: حسینیه ارشاد)
بی تا،
ص ۱۲.




[۱۵]
.
همان، صص ۱۳-۱۲.




[۱۶]
.
جهت آگاهی بیشتر نگا :
اصول کافی، ج ۱، کتاب «نفس العلم» و کتاب «العقل و الجهل».




[۱۷]
.
تورات، سفر پیدایش ۲، ۱۷-۱۵.




[۱۸]
.
تورات، سفر پیدایش ۳، ۲۲.




[۱۹]
.
مرتضی، مطهری، مجموعه آثار، (قم :
صدرا، ۱۳۷۷)، ج۲، ص ۳۰.




[۲۰]
.
نگا: توماس، میشل، کلام مسیحی، ترجمه حسین توفیقی، (قم: مرکز مطالعات و
تحقیقات ادیان و مذاهب، چاپ اول ۱۳۷۷)، صص ۲۳و۲۴.




[۲۱]
.
همان، ص ۲۶.




[۲۲]
.
همان، ص ۲۷.




[۲۳]
.
رابرت، ا. هیوم، ادیان زنده جهان، ترجمه عبدالرحیم گواهی، (تهران: دفتر نشر
فرهنگ اسلامی، چاپ هفتم، ۱۳۷۷)، ص ۳۰۹.




[۲۴]
.
نگا :
بقره(۲)، آیه ۱۷۶؛ نساء(۴)، آیه ۱۲۲ و....




[۲۵]
.
نگا :
شعراء (۲۶) آیه ۱۹۳.




[۲۶]
.
نجم (۵۳)، آیه ۳ و ۴؛ تکویر (۸۱)، آیه ۲۳-۱۹، بینه (۹۸)، آیه ۲.




[۲۷]
.
همان.




[۲۸]
.
فصلت(۴۱)، آیه ۴۲؛ حجر(۱۵)، آیه ۹، واقعه(۵۶) آیه ۷۷.




[۲۹]
.
این مسأله نشان می دهد
که اعتبار کتب آسمانی و ادیان پیشین نزد مسلمانان بسیار بالاتر از آن است
که مدعیان پیروی از آن ادیان ادعا می‌کنند. بهترین گواه این مطلب سخنانی
است که از توماس میشل درباره عهدین بیان شد.




[۳۰]
.
جان، دیون پورت، عذر تقصیر به پیشگاه محمّد(صلی الله علیه وآله) و قرآن،
ترجمه غلامرضا سعیدی، (قم: دارالتبلیغ اسلامی، بی‌تا)، ص ۹۹.



[۳۱]
. Boizard, Marcell A.




[۳۲]
.
مارسل، بوازار، اسلام در جهان امروز، ترجمه د.م.ی، (تهران :
دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۶۱)، ص ۲۷۰.


(به
نقل از: کتاب بابیت و بهائیت (راه و راهنما، شماره ۱)، حمیدرضا شاکرین،
انتشارات معارف)


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.

آخرین مطالب