اسلام و برده داری-برده داری در اسلام ۱۳۸۷/۰۸/۱۸ - ۲۶۰۱ بازدید

آیا پیامبر (ص) برده داری را آزاد کرد؟

قبل از پاسخ مطلبی را مقدمتاً عرض می نماییم و در ادامه سعی می شود درحد توان و بضاعت علمی پاسخ گوی سوال شما باشیم .
فلسفه برده داری در نظام حقوقی اسلام پرسشی است که از دیرباز مطرح بوده و در سالهای اخیر بویژه در پایگاههای اینترنتی که بر ضد دین و حکومت اسلامی فعالیت دارند، به صورت جدی تر مطرح گردیده است. چرا که همگان در نگاه اول برده داری را کاری بر خلاف انسانیت و ناعادلانه و آن را نوعی تبعیض نژادی محسوب می کردند که در تاریخ بشریت ریشه دوانده است و لطمه های فراوانی به حیثیت انسانی فرد وارد و موجب می گشت که غلام و برده و بنده بودن نوعی ننگ و عار به حساب آید در حالی که این تصور تصوری است که از نوع رفتار اروپائیان و اعراب جاهلی با غلامان و برده های خود ایجاد شده است به عنوان نمونه «ویل دورانت » در مورد وضع بردگان در یونان می گوید:«اگر غلامی بدرفتاری یا خطایی کند با تازیانه تنبیه می شود . اگر بر امری شهادت دهد شکنجه می شود . و اگر آزاد مردی او را بزند نباید از خویش دفاع کند، ولی اگر ظلمی بزرگ بر او وارد شود وی می تواند به معبدی پناه ببرد .» (۱)
«علامه طباطبایی » نیز معتقد است که روم و یونان قدیم به برخورد ظالمانه با بردگان شهرت داشتند . (۲) و چون در تاریخ نمونه های زیادی از اذیت و آزار و ظلم به بردگان به چشم می خورد چنین تنفری برای انسان از برخورد با کلمه برده حاصل می شود و برای او این سوال پیش می آید که چرا همنوع باید دربند همنوع خود باشد و آیا این از انسانیت به دور نیست و هرکس را که به مبارزه با این سنت غلط بشری بپردازد مورد ستایش قرارا داده و کسی که در این جهت گام موثری برنداشته و یا نسبت به آن بی تفاوت بوده و چه بسا در گفتارش مواردی یافت شود که این امر را تایید کرده باشد مورد تعرض قرار می دهند هرچند از حیث اخلاقی و علمی سرآمد زمان خود باشد .
و شاهدبر این مدعا همین بس؛ فردی که تا دیروز از نظام برده داری متنفر بود، زمانی که مضاف الیه عبد را از مولی به الله تغییر دهید و بجای اینکه به او گفته شود فلانی بنده فلانی است بگویند فلانی از بندگان خداست به تحسین و تشویق آن عبد پرداخته و از اینکه او را عبدالله صدا کند تنفری ندارد که هیچ تازه حاضر است برای او جانفشانی هم نماید.
با توجه به مقدمه بالا سوال شما را از دو دیدگاه می توان بررسی کرد: ۱- نگاه تاریخی ۲- نگاه ذوقی .
و اما از منظر تاریخی:
سخن مشهوری است که میگوید : «چو دانی و پرسی سوالت خطاست» . همگان می دانند و این امرمسلم است که پیامبر گرامی اسلام با نظام اجتماعی برده داری به عللی که در ادامه خواهد آمد مخالفت نکردند و گویی از فحوای سوال شما اینگونه بر می آید که چرا پیامبر اسلام که دارای این همه کمالات اخلاقی بودند و برای مبارزه با اوهام و خرافات و سنتهای غلط شبه جزیره عرب تمام عمر خود را صرف کردند به صراحت با این سنت غلط بشری مبارزه نکردند و مبادرت به آزاد کردن بردگان ننمودند؟
در پاسخ به این سوال باید گفت:
الف) همانطور که در تاریخ ثبت است دراسلام فلسفه برده داری تبعیض نژادی نیست; زیرا یکی از شعارهای اسلام ، مبارزه با تبعیض نژادی بود و پیامبراسلام همواره می فرمود: عرب بر غیر عرب برتری ندارد و معیار برتری افراد، تقوای الهی است .
در بسیاری از تحلیلها و توجیها در مورد برده داری در اسلام گفته شده: این پذیرش در یک شرایط زمانی خاصی بوده که برده داری امری بسیار رایج و ریشه دار بود . از این رو مبارزه یکباره با چنین مشکل اجتماعی ریشه داری ممکن نبود و راهی جز مبارزه تدریجی نداشت . زیرا:
۱- نظم اقتصادى مردم آن روز به هم مى خورد و زندگى از هم مى پاشید. از این جهت، اسلام راه دیگرى را پیش گرفت که در ضمن آن، بردگى به تدریج از بین مى رفت؛ بدون آنکه نظام اجتماعى و اقتصادى جامعه، از هم گسسته شود
۲- برخى از اندیشمندان، آزادى دفعى بردگان را خطرآفرین مى دانند. منتسکیو درباره رها ساختن دسته جمعى بردگان در یک زمان، چنین مى نویسد: «آزاد کردن عده بى شمارى از غلامان به وسیله وضع یک قانون مخصوص، صلاح نیست؛ زیرا موجب اختلال نظم اقتصادى جامعه مى گردد و حتى معایب اجتماعى و سیاسى دارد. براى مثال در ولسینى چون غلامان آزاد شده حق رأى دادن در انتخابات را پیدا کرده بودند، حائز اکثریت گردیده و قانونى وضع کردند که به موجب آن، هر کس از افراد آزاد عروسى کند، یکى از غلامان آزاد شده باید در شب اول عروسى با دختر تازه عروس بخوابد و شب دوم او را تسلیم داماد کند! بنابراین آزاد کردن غلامان، باید تدریجى و همراه با فرهنگ سازى هاى لازم و مناسب باشد.(۳) براى مثال قانون گذار ممکن است اجازه دهد، غلامان از عواید کارهایشان خود را از ارباب خویش خریدارى نموده، و یا دوره غلامى را محدود کنند
۳- گوستاولوبون مى گوید: «از آنجایى که بردگان از دیرزمان، تحت رقیت زیست کرده و در اثر زندگى طفیلى خود، بى تجربه و بى استعداد بار آمده اند. از این جهت اگر اسلام، همه آنها را یکباره از قید بردگى آزاد مى ساخت، ممکن بود در اثر نداشتن تجربه کافى و لیاقت، قادر به تشکیل زندگى مستقل و اداره آن نباشند. در نتیجه مانند غلامان قدیم آمریکا - که بعد از آزاد شدن بر اثر علت یاد شده، به کلى نیست و نابوده شده اند - از بین مى رفتند». (۴)
۴- امکانات حکومت تازه تأسیس آن زمان ، به گونه اى نبود که بتواند اسیران جنگى را در اماکن خاصى مثل زندان ها، نگه دارى کند. بدین جهت اسیران در میان جنگاوران تقسیم مى شدند. آنان بردگان را به خانه هاى خود مى بردند تا هم امنیت جانى شان تضمین شود و هم پراکنده شده و امکان اجتماع و شورش نداشته باشند. از طرف دیگر ناچار به تغذیه آنان بودند و در مقابل از کار آنها نیز استفاده مى کردند.
۵- مارسل بوازار در این باره مى نویسد: «اسلام به خاطر تأمین جانى و جلوگیرى از تجاوز به اسیران جنگى، آنها را طبق ضوابطى در قبایل عرب، به عنوان برده یا کنیز تقسیم مى کرده؛ ولى به تدریج آنان را از تمامى حقوق شهروندان مسلمان، بهره مند مى ساخته است ». (۵)
و علل دیگری در این باره مطرح شده است. از این رو اسلام با وجود پذیرش نظام برده داری، مجموعه مستحکمی از مقررات را وضع کرده که جملگی در جهت حفظ حقوق و منافع بردگان و به منظور آزاد سازی آنان بوده است . اسلام علاوه بر ارائه مقررات اجباری برای آزاد سازی بردگان، مسلمانان را اکیدا به رعایت حقوق بردگان و به ملاطفت و مهربانی با آنان تشویق نموده است که به همین جهت حتی بنا بر نقل برخی از محققان غیر مسلمان نیز، رفتار مردم کشورهای اسلامی با بردگان نسبت به دیگر ملتها، بهترین و عادلانه ترین رفتار با بردگان بوده است به گونه ای که بردگان عضوی از اعضای خانواده آنها محسوب می شدند و در نهایت عزت زندگی می کردند .
در مورد رفتار محبت آمیز کشورهای اسلامی با بردگان، در یک بررسی تاریخی حتی بسیاری از محققان غیر مسلمان نیز به رفتار شایسته مسلمانان با بردگان اذعان دارند; به عنوان نمونه دکتر «گوستاو لوبون » در این باره می گوید:
«آنچه مسلم است برده نزد مسلمانان بدان صورت که در نزد نصاری بوده نیست . و وضعی که بردگان مشرق در آن به سر می برند به مراتب بهتر از وضعی است که نوکران و کلفتهای اروپایی دارند . غلامان زر خرید در مشرق زمین جزء خانواده محسوب هستند و چنانچه پیش از این گفته شد حتی می توانند با دختران آقایان مالکین خود ازدواج کرده و در زمره دامادان او در آیند و همچنین می توانند بزرگترین منصبها را نائل گردند . در مشرق غلام بودن عار و ننگ نیست و بدان اندازه که در مغرب نوکر از ارباب خود فاصله دارد در آنجا غلام از مالکش دور نیست و ارتباطش زیادتر و با او نزدیکتر است .» (۶)
در حالی که برخی اروپاییان، مسلمانان را متهم به برخورد نادرست و خشن با بردگان می کنند، دکتر گوستاو لوبون به نقل از مسیو «آلو» می نویسد:
«مسلمانان هرگز با دیده حقارت به بردگان نگاه نمی کردند . از این روست که می بینیم مادر پادشاهان عثمانی که پیشوای مسلمانان و مورد احترام آنان بوده اند کنیز بوده و در این باره به حیثیت آنها لطمه وارد نیامده است .» (۷)
لذا در یک نتیجه گیری کلی می توان گفت که نظام برده داری در اسلام تنها به دلیل حاکمیت شرایط خاص آن زمان بوده و در نظام حقوقی اسلام و دستورهای اخلاقی و اصول تربیتی آن هیچ گونه تمایلی نسبت به مساله برده داری مشاهده نمی شود .
مقررات و قوانین حقوقی و اخلاقی که در اسلام وضع گردید به صورت تدریجی نظام برده داری را ریشه کن ساخت . از این رو نظام برده داری از احکام زمان مند محسوب می گردد و نه از جمله احکام ثابت . شواهد تاریخی نیز نشانگر آن است که مسلمانان در نتیجه پیروی از دین، به رفتاری عادلانه نسبت به بردگان، شهرت داشتند و این در حالی بود که تمدن غرب در مساله برده داری سابقه درخشانی از خود به جای نگذاشته است. و بدون تردید رفتار انسانی مسلمانان با بردگان معلول دستورهای اسلام و سیره پیشوایان مذهبی در مورد برخورد با بردگان بوده است.
ب) پاسخ بالا در نگاه اول مقبول و ارزشمند است اما یک نکته را باید مد نظر داشت و آن اینکه : قبل از پاسخ و توجیه نظام برده داری باید به این سوال پاسخ داد که آیا برده بودن امری ناشایست و ناپسند است یا اینکه نه؟
آری ؛ برده داری و برده بودن با آن معنا و مفهومی که در اروپا و یونان رواج داشته و ظلمی که به گواه تاریخ نویسان غربی بر بندگان و غلامان میرفته امری زننده و ناپسند است و همین معنا هم در زمان عرب جاهلی در مورد بردگان و غلامان وجود داشته است . ولی با توجه به این که اساس دین اسلام و تعالیم آن بر مبنای اهمیت به «حق الناس » بنا نهاده شد و حتی در دستورهای اسلامی حق الناس بر حق الله ترجیح داده شده است . از این رو در مورد رعایت حق بردگان نیز که در زمره «ناس » هستند توصیه های بسیاری شده است.
مثلاً: در صدر اسلام پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در مورد مخاطب قرار دادن بردگان به مسلمانان توصیه فرمودند که:
«لا یقل احدکم: عبدی و امتی . و لیقل: فتای و فتاتی .» (۸)
یعنی: هیچ کس در خطاب به بردگان خود، از کلمه «عبد» و «امه » استفاده نکند بلکه از کلمه «فتی » (جوانمرد) و «فتاة » استفاده کند .
و به نقل برخی از تاریخ دانان، این دستور پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در میان مسلمانان رایج گشت . (۹)
و در سراسر روایات اسلامی توصیه به استحباب آزادی بردگان و احسان به آنان است . و خداوند در قرآن کریم، احسان به بردگان را در کنار احسان به والدین و دیگر بستگان و ذوی الحقوق توصیه فرموده است . (۱۰)
در سیره معصومین و پیشوایان دینی شواهد زیادی در مورد برخورد توام با رافت با بردگان یافت می شود . بسیاری از صحابه پیامبر مانند سلمان و بلال، برده و مورد احترام پیامبر و جزء سران لشکر و امرا بودند . (۱۱)
مادر برخی از ائمه معصومین علیهم السلام کنیز بودند . از جمله مادر حضرت امام سجاد علیه السلام به نام «شهربانو» که در جنگ اعراب با ایران در زمان یزدگرد پادشاه ایران به اسارت درآمد . شهربانو دختر یزدگرد بود . (۱۲) و همچنین مادر امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) حضرت «نرجس » که به عنوان کنیز به اسارت مسلمین در آمده بود .
لذا در تعابیر و رفتاری که از پیامبر و امامان مشاهده می شود می توان چنین بردشت کرد که بردگان و برده بودن امری ناشایست نیست بلکه این عده طبقه ای از نظام اجتماعی هستند که در مورد آنها ظلم و ستم فراوانی رفته است لذا با وضع قوانین و دستورات ارشادی به عموم مردم یادور شدند که غلامان مانند دیکر اقشار جامعه انسان هستند و دارای شان و منزلتی لذا باید رفتاری در شان آنها با ایشان انجام داد.
همانطور که در نظام اجتماعی کنونی ما انسانها از طبقات مختلف قرار دارند مثلا: مدیران و پزشکان و رفتگران و کارگران و ... که حیات اقتصادی هر جامعه و نظامی بر پایه انه ستوار است . و منظور از برابری این نیست که همه انسانها باید در یک سطح زندگی کنند مثلا : اگر دو فرد گرسنه داشته باشیم؛ یک فرد لاغر و یک فرد چاق، برای رعایت حق هر دو نفر باید به فرد چاق دو برابر فرد لاغر آذوقه داد تا او سیر شود . به بیان دیگر همانطور که جامعه برای بقاء نیاز به مدیر و پزشک دارد به کارگر و رفتگر هم نیاز دارد .آیا این مسئله به معنی این است که باید با رفتگر و کارگر به خاطر اینکه از طبقات پایین جامعه است بدرفتاری شود؟
مسلماً منظور این نیست . لذا پیامبر با جمله خود مبنی بر اینکه به برده جوانمرد بگویید و با آنها خوش رفتار باشید و قوانین دیگر ؛ مردم را به این مسئله متوجه ساخت که جامعه برای بقاء خود به قشری و طبقه ای نیاز دارد به نام فتی و جوانمرد و این طبقه حقوی دارد همانطور که دیگر شهروندان از حقوق و مزایایی برخوردارند.
لذا اگر با این دید به قضیه بنگریم متوجه می شویم که پیامبر اسلام برده داری که در زمان گذشته رواج داشته و برده را با چهارپایان مقایسه می کرند و بر او داغ میزدنند و جنایات دیگر... . را بدون اینکه تنشی در شبه جزیره عرب حاصل کند ازبین برده و بردگان را جزء طبقات اجتماعی محسوب نموده است که مانند هر انسانی از هر طبقه که باشد دارای شان و منزلت است.ولی این طبقه به علت رفتاری که با آنها شده بود عقب افتاده لذا پیامبر سعی کرد با وضع قوانینی محیطی را فراهم کند که آنها از قشر و طبقه پایین جامعه خود را به بالا بکشند بدون اینکه مورد تمسخر افراد متمول جامعه قرار گیرند و قبول و هضم موقعیت جدید بردگان هم برای اقشاری که خود را داری منزلت بالایی می دانستند ، آسان تر بود.
همانگونه که مشاهده کردیددر پاسخ به سوال شما از نگاه تاریخی باید دید که آیا برده بودن ناپسند است یا نه؟که اگر جواب مثبت باشد پاسخ سوال شما همان است که در قسمت الف به آن پرداختیم و اگر جواب منفی باد باید گفت که پیامبر اسلام به خوبی حقوق این قشر از جامعه را احیاء کردند.
و اما از منظر ذوق :
باید گفت که همانطور که عبد به معنی برده است مترادف با معنای غلام و بند می باشد و طبق تعالیم اسلام آزادی فقط در بندگی خداست و پیامبر اسلام با آوردن دین مبین اسلام انسانها را از بردگی و بندگی و اسارت بت و ستاره و انسانها و .... آزاد کردند. و به نوعی همه بشریت در بردگی به سر میبرد تا اینکه حضرت محمد به پیامبری رسید و انسانها را بسوی دین نجات بخش اسلام راهنمایی کرد.
پاورقی:
۱- ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه امیرحسین آریان پور، فتح الله مجتبایی و هوشنگ پیرنظر، انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۷۲، ج ۲، ص ۳۰۹ .
۲- علامه سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۲، ج ۶، ص ۳۶۸ .
۳- منتسکیو، روح القوانین، تهران: امیر کبیر، چاپ هفتم، ۱۳۵۵ ، ص ۴۲۸.
۴- گوستاولوبون، تمدن اسلام و عرب، ترجمه سید هاشم حسینی، انتشارات اسلامیه، تهران ص ۴۸۲ .
۵- بوازار، مارسل، اسلام و حقوق بشر، ترجمه دکتر محسن مؤیدى، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى ۱۳۵۸)، ص ۴۹.
۶- گوستاو لوبون، تمدن اسلام و غرب، ترجمه سید هاشم حسینی، انتشارات اسلامیه، تهران، ص ۴۶۴ .
۷- همان، ص ۴۶۵ .
۸- ملااحمد مقدس اردبیلی، زبدة البیان فی احکام القرآن، مکتبة المرتضویة، ص ۳۶۷; جرجی زیدان، تاریخ التمدن الاسلامی، دار مکتبة الحیاة، بیروت، ج ۲، ص ۳۲۸ .
۹- آدام متز - الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع الهجری، ترجمه (عربی) محمد عبدالهادی ابوریده، دارالکتاب العربی، بیروت، چاپ پنجم، ج ۱، ص ۳۰۶ .
۱۰- نساء/۳۶: «و بالوالدین احسانا . . . و ما ملکت ایمانکم .»
۱۱- علامه سید محمدحسین طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، دار الکتب الاسلامیه، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۲، ج ۶، ص ۳۶۶ .
۱۲- شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، انتشارات هجرت، قم، چاپ هشتم، ۱۳۷۴، ج ۲، ص ۳۱- ۲۹ .
براى مطالعه بیشتر ر.ک:
الف. طباطبایى، سیدمحمدحسین، تفسیر المیزان، ج ۶ (عربى و ج ۱۲ (فارسى)، ذیل آیات ۱۱۶ تا ۱۲۰؛
ب. موسوى زنجانى، اسلام و مسئله آزادى، بردگى؛
پ. حجتى کرمانى، از بردگى روم قدیم تا مارکسیسم؛
ت. مکارم شیرازى، ناصر، فرآورده هاى دینى؛
ث. بیدار فکر، برده دارى در روم باستان؛
ج. مبشرى، اسداللَّه، حقوق بشر؛
ح. گرامى، محمد على، نگاهى به بردگى؛
خ. ایرجى، صادق، بردگى در اسلام؛
د. حسینى، مصطفى، بردگى از دیدگاه اسلام.
ه. شهید مطهری،‌ یادداشتها (موضوعی) ج۱۰

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.