اسلام و کشورگشایی ۱۳۹۸/۰۶/۰۸ - ۷۶ بازدید

۱- .چرا دین و عقیده باید با تجاوز و زور گسترش یابد؟
۲. پایگاه پرسمان بر اساس نظر مشهور برای فتح ایران توسط مسلمین ف فساد حکام آن دوران ایران باستان را طرح نموده با اینکه آنها نیز دیندار و موحد بودند. در این زمان اگر هم مسوولان کشور ما فاسد بوده و مردم ناراضی باشند...مثلا یهودی ها میتوانند برای ازادی مردم ما از ظلم ، به کشورمان تجاوز کنند؟!ولو اینکه میدانیم دینمان خوب است(مانند دین مردم در زمان ساسانی)

با سپاس از توجه شما نکات زیر تقدیم میگردد :
۱. چه کسی گفته است دین و عقیده باید با تجاوز و زور گسترش یابد؟خداوند متعال می فرماید: « لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ فَمَنْ یَکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یُؤْمِنْ بِاللَّهِ فقد استَمْسَکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى لاَ انْفِصامَ لَها وَ اللَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ . ــــــــــــ در دین ، اکراهى نیست. بطور قطع راه درست از راه انحرافى ، روشن شده است. بنا بر این، کسى که به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره ی محکمى چنگ زده است، که گسستن براى آن نیست. و خداوند، شنوا و داناست.» (البقرة:۲۵۶)
معنی آیه شریفه این است که امور اعتقادی اساساً قابل اجبار نیستند ، نه اینکه اجبار ممکن است ولی اسلام حکم به اجبار نمی کند. چون اعتقاد، امر قلبی است و امر قلبی را نمی توان با اجبار پدید آورد. نمی توان با تهدید و کتک زدن کسی را وادار کرد که کسی را دوست داشته باشد ؛ یا از کسی متنفر شود. چون این امور ، مربوط به قلبند. بلی می توان کسی را با زور و تهدید واردار نمود که در زبان اظهار محبّت به کسی کند یا به وجود خدا اقرار نماید یا به ظاهر نماز بخواند ، ولی هیچگاه نمی توان او را به زور وادار نمود که در قلب نیز به آن شخص محبّت داشته باشد یا وجود خدا را بپذیرد یا به نیّت قربةالی الله نماز بخواند. بلکه بر عکس ، هر چه کسی را به این گونه امور بیشتر اجبار نمایند خود به خود نتیجه ی معکوس می دهد و انزجار شخص زیادتر می شود. لذا نمی توان یک شخص غیر مسلمان را با زور واداشت که مسلمان شود ؛ یا کسی را که قلب او از اعتقاد و یقین به اسلام برگشته نمی توان با زور وادار نمود که دوباره به اسلام معتقد گردد. تنها کاری که برای او می توان نمود این است که با استدلال ، یقین او را نسبت به حقّانیّت اسلام بازسازی نمود.
۲. آنچه در قرآن و یا سخنان پیامبر صلی الله علیه و آله آمده است اشاره به آینده و خبر از آینده است، یعنی خبر از یک «هست» نه یک «باید».
در اندیشه اسلامی جهاد ابتدایی و فتح کشور های دیگر فقط وقتی مشروع است که فرمانده کل قوا شخص معصوم علیه السلام باشد تا از ظلم ها و تعدی های بیشماری که در جنگها ممکن است پیش آید جلوگیری شود و در فتح ایران چنین دستور دینی در کار نبود. تفکر شیعی امر امامت را یکی از اصول دین می داند. بر این اساس هیچگاه نمیتواند بدون حضور و اذن صریح امام معصوم علیه السلام ، به کسانی حق داد تا به بلاد دیگران کشورگشایی اقدام کنند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.