حقیقت اسلام ۱۳۹۸/۰۷/۱۴ - ۱۲ بازدید

نمی تواند اینطور که شما می فرمایید باشد،اسلام از همان صدر اسلام سرشار از فرق گذاری وامتیاز دهی به افراد خاص بوده ،امتیازاتی که برای خاندان پیامبر وبنی هاشم قائل شده،قوانینی که در مورد کنیز وغلام و.. وجود داشته ،تفاوتی که در مجازاتها وجود داشته،مثلا می گویید که امام علی(ع) شبانه بین ایتام کوفه غذا تقسیم می کرده ،نمی گویید ایشان که خلیفه سرزمینهای وسیع از شرق ایران تا مصر بوده ،برای ایتام خراسان وآذربایجان وفارس و...چکار کرده آیا عادلانه به آنها هم غذا رسانده ورسیدگی کرده یا بین ایتام کوفه وبقیه شهرها فرق بود؟ می گویید درزمان پیامبر(ص) هرمالی به بیت المال می رسید عادلانه بین مسلمانان تقسیم می شد نمی گویید این مال از کجا می آمده ،آن مردمی که در جنگ از مسلمانان شکست خوردند ومالشان گرفته شد چگونه گذران زندگی کردند ؟ چرا این برکات که می گویید در زمان امام زمان نازل می شود در زمان پیامبر نازل نشد تا مردم عربستان که در صحراهای خشک عربستان زندگی می کردند برای بدست آوردن ثروت نیاز به حمله به کشورهای دیگر مانند ایران نداشته باشند؟ اگر می گویید که این حملات برای گسترش اسلام انجام شد نه کسب مال وثروت،پس چرا این حملات به سرزمین های آفریقایی انجام نشد در حالیکه مردم آنجا بسیار از یکتا پرستی دور تر بودند وهنوز هم بسیاری از مردم قبایل آنجا مشغول بت پرستی وجادوگری و... هستند،پس نمی توان باور کرد که آنچه که شما در مورد امام عصر می گویید واز نوع حکومت داری ایشان می گویید حقیقت داشته باشد در حالیکه حتی سمت وسو حرکت جامعه اسلامی در زمان خود پیامبر هم بدنبال چنین اهدافی نبوده مگر اینکه اسلام بکلی با آنچه تاکنون روحانیت اعم از شیعه وسنی برای ما تعریف کرده فرق داشته باشد

این جمله ها شامل نه سوال است و نه جواب می خواهد . پاسخ کامل این سوالات چند جلد کتاب می شود . ما در اینجا به صورت کوتاه جواب می نویسیم . پیش از جواب باید به چند نکته توجه کرد : الف- اگر اسلام آنگونه باشد که در این سوالها آمده , باید در کره زمین هیچ آدم عاقلی آن را نپذیرد در حالی که دانشمندان بزرگی مانند بوعلی سیناء و مانند او این دین را پذیرفته اند . اساتید دانشگاههای غیر مسلمان اسلام را می پذیرند , مسلمان می شوند , تعدادشان هم کم نیست , آیا اینها عقل ندارند ؟! در آن زمان سلمان فارسی اسلام را پذیرفت و از نزدیکان پیامبر شد , آیا سلمان دینی را که سراسر فرق گذاری و امتیازدهی به افراد خاص بود پذیرفت یا دینی را که در آن عرب و عجم , آفریقایی و غیر آفریقایی فرق نداشتند پذیرفت؟! دانشمندان کافر, سلمان را تمجید می کنند و در باره اش کتاب می نویسند . هرکس آشنایی مختصری با اسلام داشته باشد می فهمد که از نظراسلام عرب و عجم فرق ندارد و معیار ارزشمندی انسانها کمالات معنوی است نه تفاوتهای نژادی و جغرافیایی . اگر در دین اسلام , پیامبر از همه بالاتر است به خاطر این است که کمالات او از همه بیشتر است , اگر سیزده معصوم از همه بالاتر هستند به خاطر کمالات معنوی آنها است نه به خاطر عرب بودن و یا به خاطر حجازی بودن . حالا اگر پیامبر با یک انسان معمولی غذا بخورد , اینطور نیست که پیامبر به خاطر داشتن کمالات بالا غذای بهتر بخورد و آن انسان معمولی غذای ساده بخورد , در اینگونه امور فرقی بین انسانها نیست یا مثلا پیامبر در خانه بهتر بنشیند و انسان معمولی در خانه معمولی .
ب- دین اسلام مجموعه ای به هم پیوسته است مانند مجموعه اجزای موتور خودرو , اگر بخواهیم در باره آن داوری کنیم , باید کل این مجموعه به هم پیوسته را بفهمیم , فهم این مجموعه نیاز به دانش کامل دارد و بدون این دانش نمی توان به نفع یا ضرر آن حکم کرد . برخی از افراد , بدون حب و بغض , عمر خود را صرف به دست آوردن این دانش می کنند و موفق می شوند . داوری اینگونه دانشمندان مورد توجه قرار می گیرد . آنانکه دانشمند نیستند پیرو دانشمندان هستند . اینطور نیست که هر کسی توانایی داوری کردن در باره هر چیزی را داشته باشد . اگر کسی بخواهد یک سوره کوچک از قرآن را بفهمد اول باید متخصص زبان عربی باشد , اگر متخصص زبان عربی نباشد نمی فهمد , چون زبان دین اسلام زبان عربی است , کسی که زبان اسلام را نمی فهمد چطور می خواهد در باره اسلام داوری کند ؟!
ج- اگر بخواهیم در باره دین اسلام داوری کنیم باید بر اساس قرآن و سنت معصومان داوری کنیم , سنت هم باید به روش صحیح و قابل اعتماد به دست ما برسد , نباید در داوری های خود رفتار مسلمانان را مبنا قرار دهیم , ممکن رفتار مسلمانان خلاف دین اسلام باشد و خدا و پیامبر راضی به آن نباشند .
د- هر جامعه ای در هر عصری توسط دانشمندان آن جامعه اداره می شود و در هر رشته از نیازها افرادی متخصص می شوند و نیاز مردم را برطرف می کنند . در مورد دین هم چنین است . عده ای دنبال فهم دین می روند و مردم دین خو د را از آنان دریافت می کنند . اینطور نیست که همه دنبال تخصص یافتن در دین باشند . به عنوان مثال در عصر ما مردم دین خود را از حضرت امام قدس سره , علامه طباطبایی , شهید مطهری , آیه الله جوادی و مانند اینها دریافت می کنند , وظیفه از این بیشتر نیست , ما که در عصر پیامبر نیستیم , ما باید به همین دین که توسط علمای دین به ما رسیده است عمل کنیم .
جواب سوالات
۱- شما در ضمن سخنانتان گفتید که اسلام سرشار از فرق گذاری و امتیاز دهی به افراد خاص است و خاندان پیامبر را مثال زدید . در باره این جمله شما باید گفت :
اگر منظور از خاندان پیامبر حضرت فاطمه زهرا , حضرت علی , امام حسن , امام حسین و بقیه امامان تا حضرت مهدی سلام الله علیهم باشد , در این صورت باید بپرسیم که اینها چه امتیازی دارند ؟! اینها رهبر جامعه هستند , از نظر کمالات معنوی نظیر ندارند , با این حال آیا حضرت فاطمه زهرا بیش از دیگران خورد و خوراک داشت ؟ آیا حضرت فاطمه بهتر از دیگر زنان لباس می پوشید ؟در آن زمان و در این زمان دختران پادشاهان و حاکمان در ناز و نعمت به سر می بردند و به سر می برند در حالی که سطح زندگی فاطمه زهرا از همه زنان پایینتر بود و برای او هیچ امتیازی نبود , امامان هم چنین بودند . بله این نکته درست است که آنان محبوب مردم بودند و هستند و این محبوبیت به خاطر کمالات معنوی آنان است نه کمالات دنیوی . این , امتیاز معنوی است و امتیاز معنوی خوب است , بد نیست , امتیازات دنیوی بد است , شما دانشمند هستید , این امتیاز معنوی , بد نیست , آنچه بد است امتیازات دنیوی است .
اگر منظور شما سادات و سهم سادات باشد , در این صورت باید گفت : اگر سیدی فقیر باشد و نتواند کار کند یا از کار افتاده باشد مانند سادات پیر , حکومت اسلامی باید به او به اندازه نیازش از بیت المال بدهد تا آبرومندانه زندگی کند , کجای این امتیاز است ؟ اگر یک فرد غیر سید فقیر باشد یا از کار افتاده باشد و نتواند زندگی خود را اداره کند حاکم اسلامی باید از بیت المال به او به اندازه نیازش بپردازد تا آبرومندانه زندگی کند , آیا بین این نوع پرداخت فرق است ؟ آیا آن سید افتخار می کند که از سهم سادات گرفته است و این یکی شرمنده می شود که از زکات به داده شده است ؟آیا از سهم سادات گرفتن افتخار است و از زکات گرفتن ننگ است ؟اصلا اینطور نیست , اگر ننگ است هردو ننگ است , اگر ننگ نیست هردو ننگ نیست , نه آن کمال معنوی است و نه این ضد کمال است .
۲- اشاره به برده و غیر برده کردید , در این باره باید گفت :
شما در آن زمان نبودید , در این زمان هم آن برده داری را ندیدید , به این خاطر تصور آن وضعیت برای شما ممکن نیست .در آن زمان سراسر جهان برده بود , به همین ایران در آن زمان کشتی کشتی برده می آوردند , می فروختند , بیشتر کارهارا برده ها می کردند , اگر آن شرایط برگردد باز همان اوضاع و احوال برمی گردد , دو باره بردگی راه می افتد , این انسانها انسان نشده اند , پیامبران آمدند , تلاش کردند ولی انسانها نپذیرفتند و آنها را کشتند . اساس بردگی ستم است , عده ای به ظلم و ستم عده ای را برده کردند , خدا که برده نیافریده است , علی علیه السلام فرمود : لا تکن عبد غیرک و قد جعلک الله حرا ( برده کسی نباش خدا تو را آزاد آفریده است ) ولی انسانها زیر بار بردگی رفتند و این ستم را پذیرفتند . اگر هیچ انسانی زیر بار بردگی نمی رفت بردگی پیدا نمی شد ولی زیر بار رفتند و جهان پر از برده شد . حالا دین اسلام آمده است و همه جا پر از برده و بازار بردگی پر رونق است , اسلام فکر خوبی به حال برده ها کرد , قرآن در آیات فراوانی مردم را به آزاد کردن برده ها تشویق کرد و در برخی آیات دستور به آزاد کردن برده داد, پیامبر و صحابه شروع کردند به آزاد کردن بردها , برده های زیادی را آزاد کردند , آنقدر برده آزاد کردند که آزاد کردن برده نهادینه شد . مسلمانان در حد توان برده ها را آزاد کردند . نگاه دین اسلام به برده ها نگاه خدایی بود , اسلام اجازه نداد به برده ها ستم شود و مولای برده در باره او هرچه خواست انجام دهد , آن زمان گاهی برای شکنجه دادن به برده , گوش او را می بریدند , دین اسلام دستور داد اگر کسی گوش برده اش را ببرد برده آزاد می شود ( جواهر ج ۳۹ ص ۲۲۶ س۷ چاپ ۴۳ جلدی ) یا مثلا دستور داد که هر کس با برده اش ارتباط جنسی پیدا کند آن برده وقتی بچه اش به دنیا آمد پس از مرگ مولا آزاد می شود و مانند این قوانین .کسی که بردگی را قبول کرد و برده شد به طور طبیعی این آدم خودش را از حد انسان معمولی پایین آورده است , خودش خواسته است برده باشد , به این خاطر این برده با آدم آزاد فرق دارد و اسلام هم این فرق را پذیرفته است و برای همین دیه او نصف دیه آزاد است . فرض کنید یک نفر حمله آورد تا شما را بکشد و شما او را شکست دادید , نکشتید و سالم گرفتید , آیا الآن او با یک فرد دیگر یکسان است ؟ شما او را با خودتان برابر حس می کنید ؟ او آمده شما را بکشد و حالا در اختیار شماست , این آدم را یا می کشید , یا آزاد می کنید و یا او را برده می کنید , او باید بردگی را نپذیرد اگر پذیرفت برده شما می شود و با شما برابر نخواهد بود , این یک درک عقلی است , هر انسان خردمندی این را می فهمد . برده با غیر برده یکسان نیست , تو برده نباش , بجنگ , بمیر , این بهتر از بردگی است , اگر برده شدی توقع نداشته باش که مانند آزاد ها باشی . اگر دین اسلام در برخی احکام بین برده و آزاد فرق گذاشته به این صورت است و خلاف وجدان و عقل نیست . از این بیشتر را باید در کتابهای مربوطه مطالعه کرد .
۳- به تفاوت در مجازات ها کردید , اگر در اسلام مجازات ها متفاوت است هر کدام حکمتی دارد مثلا در دین اسلام زن مرتد را نمی کشند , یا مثلا اگر پدر پسرش را بکشد اعدام نمی شود ولی اگر پسر پدر را بکشد اعدام می شود و مانند اینها , این قوانین حکمت دارد و تنها اسلام نیست که چنین است بلکه در همه دنیا اینگونه قوانین موجود است . حقوق دانان متخصص حکمت اینها را می فهمند .
۴- حضرت علی علیه السلام از مال شخصی خودش به فقرای کوفه مخفیانه کمک می کرد و آن حضرت آنقدر ثروت شخصی نداشت که فقرای شهر های دیگر را هم اطعام کند . در شهر های دیگر وظیفه مومنان آن شهر است که به فقرا برسند .
۵- بیت المال پیامبر از محل خمس , زکات , صدقات و گاهی از غنایم بود و پیامبر اینها را به مسلمانان می داد . این اموال مشکلی نداشتند . به این مثال توجه کنید : دو قبیله ثقیف و هوازن مخفیانه آمدند , در دره ها کمین کردند , هرچه داشتند با خود آوردند , ثروت و زن و بچه هایشان را آوردند تا رزمندگانشان خوب بجنگند , پیامبر از مکه راه افتاد و با ۱۲ هزار نفر حرکت کرد تا رسید به دره حنین , ناگهان پنج هزار شمشیر زن حمله کردند , حمله آنچنان خطرناک بود که همه را وادار به فرار کرد , چند نفر از مسلمانان و خود پیامبر فریاد برآوردند که فرار نکنید , برگردید , آخر کار مسلمانان برگشتند و جنگ بسیار بسیار سختی درگرفت , چنین جنگی تا حال پیش نیامده بود . سرانجام پیامبر پیروز شد . تمام آن شترها , گاوها , گوسفند ها , طلاها , نقره ها , زن ها و بچه ها همه در اختیار پیامبر قرار گرفت . این اموال از آن مسلمانان است و آن زن ها و بچه ها را هم اداره می کنند , نه این که بجه ها را در بیابان رها کنند . اینگونه غنایم از نظر هیچ عاقلی اشکال ندارد .
۶- برخی از غنایم, خاص رزمندگان است , وقتی رزمندگان در زمان پیامبر می جنگیدند و غنیمت به دست می آوردند خمس غنایم به پیامبر می رسید و بقیه به رزمندگان داده می شد , این تبعیض نبود بلکه در آن زمان رزمندگان مثل این زمان نبودند , آنان به هزینه خود به جنگ می رفتند و حقوق بگیر نبودند بلکه همین غنایم به جای حقوق آنها بود.
۷- در زمان پیامبر نیروهای پیامبر از خود دفاع می کردند و هیچوقت برای ثروت اندوزی نجنگیدند , حتی وقتی که می خواستند به کاروان قریش حمله کنند هدف این بود که به قریش بفهمانند که راه تجارت در اختیار ما است و اگر دست از ما برندارید اقتصادتان به خطر می افتد .
۸- نزول برکات الهی در گرو تقوای عمومی کشور است و خداوند هر زمان ببیند که مردم یک کشور با تقوا هستند برکات زمین و آسمان را نازل می کند . ان شاء الله درعصر ظهور چنین جامعه ای پیدا خواهد شد .
۹-مسلمانان به آفریقا هم لشکر کشی کردند .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.