اسناد اهل سنت برای هجوم عمر به خانه حضرت فاطمه-سلام الله علیها ۱۳۹۸/۱۱/۲۲ - ۶۰۳ بازدید

ممنون
البته در این که حمله به خانه صورت گرفته شکی نیست اینکه حضرت فاطمه (س) بین در و دیوار قرار گرفته اندو فرزندشان سقط شده است در مورخین سده های اول هجری فقط در نقل مسعودی است (ذهبی سده هشتم و نهم است جوینی را هم نمیدانم در چه قرنی میزیسته )بجز مسعودی مورخ دیگری این موضوع را نوشته است؟

تاریخ طبری ج ۳ ص ۱۹۸ تالیف محمد بن جریر الطبری:
زیاد بن کلیب از مغیره نقل میکند که : عمر بن الخطاب به سوی منزل علی رفت . در منزل او طلحه و زبیر و عده از مهاجران بودند . عمر گفت : به خدا قسم همه شما را اتش میزنم یا اینکه برای بیعت بیرون بیایید .
مروج الذهب ج ۳ ص ۷۷ تالیف مسعودی:
عروه بن زبیر در توجیه کار برادرش نقل میکند : برادرم هنگام محاصره بنی هاشم و جمع کردن هیزم برای آتش زدن انها به این علت با عمر و هم دستانش هماهنگ شد که قصد داشت بنی هاشم را وادار به بیعت کند چون انها از بیعت سر باز میزدند .
انساب الاشراف ج ۱ ص ۵۸۶ تالیف : احمد بن یحی معروف به بلاذری:
ابو بکر علی را برای بیعت فراخواند ولی او سر پیچی کرد . در این هنگام عمر به سوی خانه علی رفت در حالی که در دستان او مشعلی از اتش بود . فاطمه او را بر درب خانه اش مشاهده کرد . فاطمه گفت : ای پسر خطاب ایا میخواهی درب خانه ی من را اتش بزنی و ما را بسوزانی ؟ عمر گفت : بله . این کار باعث محکم شدن دین پدرت میشود .
الامامه و السیاسه ج ۱ ص ۱۲ تالیف : ابن قتیبه الدینوری چاپ مصر:
عمر به سوی خانه علی رفت و فریاد کشید تا بیرون بیایند . ولی انها بیرون نیامدند . پس دستور داد تا هیزم بیاورند . عمر گفت : قسم به ان کسی که جان عمر در دست اوست یا بیرون بیایید یا خانه را با اهلش اتش میزنم . عده ای به عمر گفتند : ای ابا حفص در این خانه فاطمه است . عمر گفت : اگر چه فاطمه باشد .
السقیفه والخلافه ص ۱۴ تالیف عبد الفتاح عبد المقصود :
عمر و عده ای به سوی خانه علی و فاطمه و حسن و حسین رفتند در حالی که همراه انها هیزم و اتش بود . عده ای در حالی که از این کار منصرف شده بودند به عمر گفتند : ای ابا حفص در این خانه فاطمه است . عمر گفت : اگر چه فاطمه باشد .
اثبات الوصیه ص ۱۲۳ تالیف مسعودی صاحب کتاب مروج الذهب:
پس راه خانه علی را در پیش گرفتند و به او یورش بردند و درب خانه اش را اتش زدند و او را به زور بیرون کشیدند و چنان سیده النساء را میان در و دیوار فشار دادند که محسن او سقط شد و علی را برای بیعت بردند و به علی گفتند بیعت کن او گفت این کار را نمیکنم انها گفتند اگر بعیت نکنی تو را میکشیم .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.