اشتیاق به ظهور - ترس از ظهور ۱۳۹۹/۰۱/۱۶ - ۱۵۸ بازدید

بسم الله القاصم الجبارین
سلام
بنده امام زمان را دوست دارم همیشه هم دعا کی کنم برای ظهورش
اما راستش دوست ندارم اینو بگم اما برای اینکه خدا بوسیله شما کمکم کند می خواهم بگم
بعضی وقت بعد دعای فرج راستش تو ته دلم می گم
خدایا من نباشم بعد اقا ظهور کنه
نه بخاطر اینکه دوست ندارم نو اون دوران باشم بلکه می ترسم چون میگن اخرالزمان فتنه ها خیلی زیاد میشه و شیعیان غربال میشن وو.
می ترسم که مبادا منم مثل کوفی ها شم که هی هی گفتن اقا بیا اقابیا بعد که اقا امد چه کردند.
از شما می خام مشاورهی برایم بدید که چه کنم از این حالت نجات یابم

ترس و وحشت ظهور امام زمان عوامل مختلفی دارد. ترسیم تصویری خشن و چهره‌ای غضبناک از امام دوازدهم(ع) و وضعیت سخت و هولناک آخرالزمانی و... می‌تواند دلیلی برای این مسأله باشد. دلیل دیگر این مسأله عدم شناخت حضرت و حوادث عصر ظهور است؛ چرا که تصور این گونه افراد بر این است که اگر حضرت بیاید، آن‌ها را از دم تیغ می‌گذراند؛ از این رو از ظهور حضرت می‌ترسند و گاهی هم با جسارت چنین بر زبان می‌آورند: "دوست ندارم حضرت ظهور کند، چون آدم گنهکاری هستم و اگر حضرت ظهور کند مرا می‌کشد". گویا این افراد هیچ اطلاع و معرفتی درباره حضرت مهدی (ع) نداشته، پندار باطلی را از او که مظهر رحمت و رأفت و عطوفت الهی است دنبال می‌کنند؛ این در حالی است که او به امر خدا برای نجات انسآن‌ها و راهنمایی آن‌ها به سعادت و کمال ظهور می‌کند. او همانند طبیب مهربانی است که بدی‌ها و تباهی‌ها را از جامعه انسانی دور می‌کند. او با اجرای عدالت، منافع و امکانات را در اختیار همه قرار داده، جلوی ظلم و ستم را می‌گیرد. در دوران او، امنیت و آرامش فراگیر شده، برکات زمین آشکار می‌گردد و رشد علم به حد اعلای خود می‌رسد. با این وصف، ظهور او، باید آرزوی هر انسانی باشد». در مورد حوادث قبل از ظهور ، مطالبی مختلفی وجود دارد که بخشی از آنها در مورد جنگ ها و صدمات مربوط به آن است . بسیاری از مطالب در احادیث آخر الزمان ذکر شده است که برخی از آن علایم را می توان امروزه مشاهده کرد . به طور مثال در روایتی حضرت علی (ع) می فرماید : یأتى على النّاس زمان لا یُقَرَّبُ فیه الّا الماحِلُ و لا یُظَرَّفُ فیه الّا الفاجِرُ، وَ لا یُضَعَّفُ فیهِ اِلّا الْمُنْصِفُ، یَعُدّونَ الصَّدَقَة فیه غُرْما، و صِلةَ الرَّحِمَ مَنّاً، و العبادَةَ اسْتِطالَةً على النّاسِ! فَعِنْدَ ذلِکَ یکونُ السُّلْطانُ بمشوَرَةِ الاِماءِ و امارة الصبیانِ و تدبیر الخِصیان.(نهج البلاغه فیض الاسلام، حکمت ۹۸ص ۱۱۳۲) روزى خواهد آمد که در آن سخن چین ها مقرّب خواهند شد و افراد بدکار، زیرک خوانده مى شوند، افراد با انصاف را ناتوان به حساب مى آورند، صدقه و انفاقِ در راه خدا را غرامت پندارند، و صله رحم و آمد و شد با خویشاوندان را با منّت انجام مى دهند، و بندگى و اطاعت خدا را وسیله فخر فروشى براى مردم قرار مى دهند. در چنین زمانى حکومت با مشورت کنیزان و امارت کودکان و تدبیر خواجه گان انجام مى گیرد. در مورد نشانه های فوق باید به دو نکته توجه کرد ، اول آنکه مواظب باشیم که خود در دام چنین ویژگی های پلیدی نباشیم و از این اوصاف مبرا باشیم . مطلب دوم آن است که نشان می دهد قبل از ظهور حضرت مهدی (عج) اوضاع به شدت وخیم خواهد بود . حال با توجه به شرایطی که گوشه ای از آن بیان شد ، با ظهور حضرت ، جنگ هایی رخ خواهد داد و این مسئله طبیعی است چرا که چنین انسان هایی وجود و حضور حضرت قائم را برنخواهند تافت . اما این جنگ ها برای رسیدن به صلح جهانی و نیز اقامه عدالت لازم است . در این بین افرادی که به شهادت می رسند در واقع به فوز عظیمی نائل می شوند که دیگران در جهان دیگر غبطه آن را خواهند خورد. در این بین باید خود را آماده کنیم (از لحاظ نیروی نظامی ، شرایط فکری و فرهنگی و نیز روانی) تا در چنین رویدادی جز یاران حضرت باشیم و هرگز به خود ترس و تردید راه ندهیم و بدانیم که شهادت در چنین راهی یکی از بزرگترین سعادت هایی است که ممکن است نصیب فردی بشود .
البته از سوی دیگر این چنین نیز نیست که تمام انسان ها در جنگ ها کشته شوند و یا اینکه آسیب ببینند ولی آمادگی جهاد باید در همگان باشد . تحقق وعده الهی و نیز حکومت صالحان ، امری است که نیازمند مجاهده و فداکاری است و در این راه نباید هراسید و با امید به وعده ی الهی که نصرت و پیروزی است ، باید به مقابله با مشکلات شتافت . به نظر می رسد تصاویری که برای شما از حوادث قبل از ظهور ارائه شده است ، بسیار وحشتناک و خوف انگیز بوده است . واقعیت این است که قیام حضرت مانند هر تحول بزرگی نیازمند تغییراتی است و نزاع هایی خواهد بود ، ولی آنچه در مقابل این مشکلات به دست می آید به مراتب بزرگتر و عظیم تر از سختی هایی است که تحمل می شود . به طور کلی برای به دست آوردن هر امر ارزش مندی باید تلاش کرد و زحمات مختلفی را متحمل شد ، اگر کسی بخواهد اندیشمند و متفکر شود ، باید راه طولانی و سختی را طی کند اما نباید به خاطر سختی ها و دشواری های راه ، از نتیجه مطلوب آن دست کشید . در مورد قیام حضرت حجت (ع) نیز چنین باید اندیشید که اگرچه سختی هایی وجود خواهد داشت (که به نظر می رسد این سختی ها برای شما بزرگ نمایی شده است و بیش از آنچه هست بیان شده است) ولی نباید به خاطر سختی ها از نتایج بی نظییری که این سختی ها در پی دارند ، منصرف شد .ظهور حضرت ، در واقع ابتدای آزادی انسان هاست . او که منبع علم و رحمت الهی است ، ناجی بشریتی خواهد شد که قرن ها از حضور مستقیم انسان معصوم و رهبر الهی محروم بوده است . ظهور او نجات بخش بشریت از گمراهی و ضلالت است و اوست که راه حل مشکلات مختلف ما در جامعه جهانی است . ظهور او نوید بخش دوران طلایی دیگری است که طبیعتا در ابتدا با سختی هایی همراه خواهد بود ولی آن دوران یقینا دوران شکوفایی بشریت خواهد بود . در پایان گفتنی است : از شرایط فرارسیدن روشنای صبح ظهور و به پایان رسیدن غروب غیبت امام زمان(ع) آن است که مردم، فقدان وجود آن حضرت را احساس کرده و تشنهٔ وصال امام خویش و ظهور ا. باشند، نه آن‌که به ماندن خورشید در پس ابر عادت کرده و خود را بی‌نیاز از امام ظاهر بدانند، چراکه این احساس بی‌نیازی، سبب طولانی شدن دوران غیبت و در نتیجه باعث محرومیت مردم از خورشید فروزان هدایت و امامت می‌شود، همچنان که مسلمانان صدر اسلام با این احساس شوم و نامبارک، خود را بی‌نیاز از خاندان اهل‌بیت (ع) دانسته و به درب خانهٔ دیگری روی آوردند. امام رضا (ع) در روایتی نورانی با اشاره به شرایط دوران غیبت حضرت مهدی (عج) و ویژگی‌های مؤمنان راستین در آن دوران فرمودند: «... ذَلِک عِنْدَ فِقْدَانِ الشِّیعَةِ الثَّالِثَ مِنْ وُلْدِی یبْکی عَلَیهِ أَهْلُ السَّمَاءِ وَ أَهْلُ الْأَرْضِ وَ کمْ مِنْ مُؤْمِنٍ مُتَأَسِّفٍ حَرَّانُ حَزِینٌ عِنْدَ فَقْدِ الْمَاءِ الْمَعِین»‌ (الغیبة (للطوسی)، ص ۴۳۹ )«... این سختی‌ها و بلاها در زمانی است که شیعیان، سومین فرزندم را از دست بدهند [امام حسن عسکری (ع) وفات کند و حضرت مهدی ارواحنا فداه غایب باشد.] پنهان بودن او چنان سنگین و غیرقابل‌تحمل است که ساکنان آسمان‌ها و اهل زمین از فراق او گریه می‌کنند و چه بسیارند مؤمنان اندوهگین و تشنه که در زمان فقدان آن آب روان غمناک هستند.»
از مهم‌ترین وظایف منتظران حضرت ولی عصر ارواحنا فداه آن است که همواره در انگیزه و چرایی نیاز به امام تأمل نموده و پیوسته از خود بپرسند چه خواسته و انتظاری از آن حضرت دارند؟ آیا هم‌چون عاشق‌نمایان خودخواه، حجت خدا را برای منافع دنیوی و رسیدن به رفاه مادی خود می‌خواهند یا آن‌که حاضرند قدم در راه اهداف بلند امام و مقتدای خویش گذارده، پیرو محض آرمان‌ها و فرامین ارزشمند امام زمان (ع) باشند و خواسته‌های آن حضرت را بر خواسته‌های نفسانی مقدّم بدارند؛ از این‌رو امام صادق (ع) یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سلمان فارسی را ایثار و تبعیت بی‌چون‌وچرا از امیرالمؤمنین (ع) معرفی می‌نماید؛ «أَ تَدْرِی مَا کثْرَةُ ذِکرِی ... لِثَلَاثِ خِصَالٍ: أَحَدُهَا: إِیثَارُهُ هَوَی أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ (عَلَیهِ السَّلَامُ) عَلَی هَوَی نَفْسِهِ، وَ الثَّانِیةُ: حُبُّهُ لِلْفُقَرَاءِ وَ اخْتِیارُهُ إِیاهُمْ عَلَی أَهْلِ الثَّرْوَةِ وَ الْعَدَدِ، وَ الثَّالِثَةُ: حُبُّهُ لِلْعِلْمِ وَ الْعُلَمَاءِ» [الأمالی (للطوسی)، ص ۱۳۳] «می‌دانی چرا بسیار از او یاد می‌کنم؟ ... به‌خاطر سه صفت؛ مقدّم داشتن خواستهٔ امیرمؤمنان بر خواستهٔ خویش، دوست داشتن فقرا و مقدّم داشتن آن‌ها بر ثروتمندان و دوست داشتن علم و عالمان.»
یکی از مهم‌ترین شرایط ظهور حضرت مهدی (عج) تحصیل آمادگی جهت تشریف‌فرمایی آن حضرت است؛ بدین خاطر بایسته است تا یکایک منتظران، علاوه بر گرایش قلبی، دعا و درخواست زبانی، با اقدام و عمل صحیح خویش، مقدمات ظهور امام منتظَر را فراهم سازند، چرا که ظهور یگانه منجی بشریت و پیروزی نهایی دین اسلام در سراسر جهان، مشروط به زمینه‌سازی و آمادگی جهانی است و فقدان آن، از اصلی‌ترین علل طولانی شدن غیبت حضرت مهدی (ع) به‌شمار می‌رود. اهل‌بیت عصمت و طهارت علیهم‌السلام در ادعیه و زیارات متعدد با توصیه به تجهیز و آمادگی جهت ظهور حضرت حجت (عج)، در صدد برآمده‌اند تا مؤمنان را با این شرط اساسی ظهور آشنا سازند؛ چنان‌چه در زیارت آل‌یاسین که از ناحیه بقیة‌الله الأعظم ارواحنا فداه صادر گردیده، نسبت به آمادگی و ابراز آن آمده است؛ «نُصرَتِی لَکم مُعَدَّةٌ» [بحارالانوار، ج ۹۹، ص ۹۵] «یاری و نصرت من برای شما آماده است.» و آمادگی و زمینه‌سازی گسترده که شامل ابعاد گوناگون فرهنگی، نظامی، سیاسی، اقتصادی و ... می‌شود.

درنهایت انسان همواره طالب رسیدن به مراتب بالاتر و دست یافتن به قله‌های پیشرفت و ترقی است؛ این حالت در همگان، اگر چه با تفاوت‌هایی در تعیین کمال مطلوب و میزان تلاش جهت تحصیل آن وجود دارد.از سوی دیگر، عاملی که این میل و اشتیاق را زنده نگه می‌دارد و او را به حرکت وامی‌دارد، امید به آینده است که هم‌زاد انسان می‌باشد و ریشه در فطرت کمال‌جوی بشر دارد. امید، چنان در جان انسان ریشه دوانیده که اگر از او گرفته شود، سرنوشتی جز سکون، مرگ و تباهی در برابر فرد نخواهد بود. پیامبر گرامی اسلام (ص) بر اساس شناخت کامل و دقیق از فطریات و نیازهای انسان، درباره جایگاه امید در زندگی امت خویش می‌فرماید: «الْأَمَلُ رَحْمَةٌ لِأُمَّتِی وَ لَوْ لَا الْأَمَلُ مَا أَرْضَعَتْ أُمٌّ وَلَداً وَ لَا غَرَسَ غَارِسٌ شَجَرا»[نزهةالناظر و تنبیه‌الخاطر، ص ۲۱] «امید، برای امت من مایهٔ رحمت است و اگر امید نبود، هیچ مادری فرزندش را شیر نمی‌داد و هیچ باغبانی درختی نمی‌کاشت.» با توجه به این جایگاه ممتاز، مکتب همیشه جاوید اسلام تلاش نموده است، با هدایت این صفت آدمی به موضوع ارزشمند مهدویت و انتظار، مشعل تلاش و سرزندگی فرد و جامعه را فروزان نگه داشته و مسلمانان را از رکود و یأس دور سازد.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.