نسخه آزمایشی

اشغال لانه جاسوسی و تحریم ها؟ ۱۳۹۷/۸/۱۳ - ۲۸ بازدید

برخی اشغال لانه جاسوسی را اقدامی اشتباه نامیده‌ و مدعی اند که «با تسخیر سفارت آمریکا، با دست خودمان، ایران را منزوی کردیم!» و تحریم‌ها نتیجه تسخیر سفارت آمریکاست!
چنین تحلیل های سطحی ناشی از نادیده گرفتن تجارب تاریخی و فقدان شناخت پیرامون ماهیت عملکردی آمریکا در مواجه با نهضت های دموکراتیک است. در حقیقت با نگاهی به روان شناسی عمومی ایرانیان می توان گفت، واقعه ۱۳ آبان و اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان، نتیجه یک نگرانی تاریخی درباره «خطر کودتای امریکایی ها علیه دولت مردمی ایرانیان» و نوعی «دفاع هوشمندانه» برای بی اثر کردن توطئه های ضلع سوم مثلث «سیا، ساواک، سفارت، سه محور جنایت» بود. در شکل‌گیری حادثه تسخیر لانه جاسوسی آمریکا، عوامل متعددی دخیل و مؤثر بودند که تقریباً همه این عوامل، متأثر از عملکرد دولت آمریکا، درقبال انقلاب اسلامی ایران بود. واقعیت این است که دولت آمریکا با وجود پیروزی انقلاب، دست از مداخله‌گری در امور ایران برنداشت. در طول ۹ ماه بین ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ تا ۱۳ آبان ۱۳۵۸، انواع و اقسام حرکت‌های توطئه‌آمیز درسراسر کشور، علیه انقلاب شکل گرفت؛ که به گونه‌ای آشکار، دست آمریکایی‌هادر وقوع آنها دیده می‌شد و عملاً سفارت آمریکا، به صورت یک مرکز جاسوسی، برای سازماندهی حرکت‌های تفرقه افکن و تجزیه‌طلبانه، درآمده بود. پیش از آن حضرت امام بر این مسأله واقف بودند ولذا در این مدت، در تمامی‌سخنرانی‌ها و اعلام مواضع خودشان، طلاب و دانشجویان و جوانان را به هوشیاری در برابر آمریکا و ضرورت مقابله با توطئه‌های این دولت، فرامی‌خواندند.
اطلاعاتی که سال‌ها بعد افشا شد نشان داد که جمهوری اسلامی ایران در ماجرای تسخیر لانه جاسوسی اشتباه نکرده است و سفارت‌خانه‌های آمریکا کانون‌های اصلی جاسوسی سازمان سیا در کشورهای خارجی محسوب می‌شوند. خود آمریکایی‌ها به مرکز جاسوسی بودنِ سفارتخانه‌های‌شان بارها اعتراف کرده‌اند. یکی از کارشناسان آمریکایی چندی پیش گفته بود: «اصولاً سیاست خارجی آمریکا در تمامی ابعاد اقتصادی و سیاسی و نظامی را تئوریسین‌ها و مشاوران کار کشته‌ای تعیین می‌کنند که کمتر صاحب مشاغل عمده دولتی هستند و این گونه افراد غالباً در خدمت سرویس‌های امنیتی ایالات متحده هستند و کارشناسان زبده را در تمام سفارت خانه‌های خود در جهان به کار گمارده‌ایم».
لازم به ذکر است که جاسوسخانه ای که نام سفارت داشت، رئیس جمهور بعدی _ بنی صدر _ را با اسم رمز SD LURE به خدمت گرفته بود و طراحی کودتا و آشوب می‌کرد. امام خمینی (ره) اقدام دانشجویان در تسخیر لانه جاسوسی را انقلاب دوم نامید.(مشرق، ۱۲ آبان ۱۳۹۷ )
«مثلث: سیا، ساواک، سفارت» در برابر مردم!
تحلیلگران داخلی و خارجی در تحلیل ریشه های واقعه ۱۳ آبان ۱۳۵۸ و اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان، اغلب با وزن های متفاوت به این نکته اشاره کرده اند که واقعه مذکور در عملکرد دولت امریکا و سازمان سیا در ایران ریشه دارد و نمودی از باور عمومی و خشم انباشته ایرانیان درباره «مداخلات اطلاعاتی و امنیتی امریکا در سال ۱۳۳۲ و سقوط دولت مصدق» و «فراتر رفتن فعالیت اطلاعاتی سفارت امریکا از حد تلاش های متعارف و مرسوم سفارتخانه ها برای گردآوری اخبار و تحلیل ها و حرکت آشکار آن سفارتخانه به سوی مداخله خشونت بار و اخلال در روندهای دموکراتیک رژیم سیاسی ایران» و نیز «همخانگی سیا و ساواک در جنایت و سرکوب حقوق و آزادی های سیاسی مدنی ایرانیان» و بالاخره «همپوشانی یا سنجاق شدن عملکرد سیا و سفارت امریکا در تهران به همدیگر در اذهان ایرانیان» است.
برای بررسی این گزاره، مرور عملکرد سازمان اطلاعاتی امریکا در ایران و نحوه ارتباط آن با ساواک و سفارت امریکا در تهران در سال های ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷ می تواند بخش هایی از واقعیت را شفاف کند؛
محمدرضاشاه پهلوی پس از اوج گرفتن اختلافاتش با محمد مصدق نخست وزیری که نامش با «ملی شدن صنعت نفت» گره خورده بود، به کمک امریکا و انگلیس موفق به اجرای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شد. نتیجه این کودتا سقوط دولت مصدق و بازگشت شاه به قدرت بود.
پهلوی پس از آنکه قدرت سازمان های اطلاعاتی قدرتهای جهانی ازجمله CIA امریکا و Mi۶ انگلیس در ایجاد هماهنگی بین مخالفان مصدق و هم افزایی در اجرای نقشه حذف محمد مصدق را مشاهده کرد، آرزوی تأسیس یک سازمان اطلاعاتی و امنیتی در ایران را در سر می پروراند.
از سوی دیگر، امریکا در سال های پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگرداندن محمدرضاشاه به قدرت، جای پای محکمی در سیاست داخلی و بازار نفتی ایران پیدا نموده و تقریبا توانست جای انگلیس را که پس از جنگ جهانی دوم ضعیف شده بود، پر کند.
دولت امریکا برای تقویت نفوذ خود در ایران و منطقه، به فکر تأسیس یک تیم یا شبکه اطلاعاتی ـ امنیتی در ایران بود تا اولا: مرزهای جنوبی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی (رقیب اصلی امریکا در دوران جنگ سرد) را کنترل کند و تحرکات موشکی و اتمی شوروی را از نزدیکترین فاصله ممکن (در مرز ایران و شوروی در استانهای کنونی گلستان و خراسان شمالی) کنترل و ثانیا: از نفوذ دولت شوروی و عقاید کمونیستی و گرایش های سوسیالیستی در ایران و منطقه جلوگیری کند.
در چنین شرایطی دولت امریکا در سال ۱۳۳۵ طرح تأسیس یک سازمان اطلاعاتی و امنیتی را به شاه داد و با استقبال وی روبه رو شد؛ به این ترتیب سازمان هراس انگیزی به نام «ساواک» راه اندازی شد که به درستی از سوی پژوهشگران داخلی و خارجی به عنوان «سایه سازمان CIA امریکا در ایران» و «شریک CIA در سرقت دموکراسی ایرانی» قلمداد می شود.
ویلیام سولیوان (سفیر امریکا در تهران)، در این باره می ‌گوید: «در سال ۱۹۵۷ سازمان سیا طرح و چارچوب تشکیلاتی یک سازمان جدید اطلاعاتی را به شاه داد و خود در تأسیس و سازمان دادن به آن مشارکت کرد. این تشکیلات که به نام سازمان اطلاعات و امنیت کشور نامیده می‌شد، به زودی به نام مخفف آن یعنی ساواک شهرت یافت».(۱)
محمدرضا پهلوی درباره رابطه سیا و ساواک می ‌گوید: «مسئولیت بنیانگذاری ساواک به سپهبد تیمور بختیار تفویض شد. وی در این کار از سیا کمک خواست. تعداد زیادی از کارمندان ساواک برای طی دوره‌های آموزشی به آمریکا رفتند و در اداره مرکزی سیا به کارآموزی پرداختند».(۲)
ارتشبد حسین فردوست (رئیس دفتر بازرسی شاه) می ‌گوید: «ساواک در راستای توسعه شبکه‌های اطلاعاتی ـ امنیتی و منطقه‌ای سیا تشکیل شد».(۳)
منصور رفیع زاده، نماینده ساواک در امریکا، در این باره می گوید: «دلایل داخلی تشکیل ساواک تابعی از طرح های بلندمدت سیا و آمریکا در ایران بود و این سازمان با از میان برداشتن مخالفان حکومت به مثابه شعبه‌ای از سیا در ایران و خاورمیانه عمل می‌کرد».(۴)
تاج‌الملوک مادر محمدرضا پهلوی، در خاطرات خود می گوید: «محمدرضا خصوصی به من گفت همین رئیس ساواک و معاون او و مدیران ارشد همه‌شان با آمریکایی ها ارتباط دارند و برای حفظ ظاهر می‌ آیند و از من اجازه می ‌خواهند، در حالی که قبل از کسب اجازه، اطلاعات مورد نیاز را به آمریکا و انگلیس رد کرده‌اند».(۵)
نقش آفرینی سیا در ایران به حدی رسید که «ریچارد هلمز» رئیس سازمان مرکزی سیا بعنوان سفیر امریکا راهی ایران شد و از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۶ در پوشش سفارت امریکا در تهران یکی از ارکان تصمیم سازی در ایران بود. حضور ۵ ساله رئیس سازمان مرکزی سیا در سفارتخانه امریکا در تهران، نوعی همپوشانی کامل یا اینهمانی بین سیا و سفارت در اذهان ایرانیان ایجاد کرد.
قبلا همپوشانی بین سیا و ساواک، در اذهان ایران ایجاد شده بود. ساواک، خود نیز به این تصور دامن می زد و آن را مایه ارعاب و کرنش مخالفان شاه می دانست. ساواک در ۲۲ فعالیت خود از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۷ و در جریان سرکوب طیف های مختلف منتقدان رژیم پهلوی، به روشنی از ابزار هراس افکنی و بزرگنمایی قدرت خود و نیز نمایش هم پیمانی با سرویس های اطلاعاتی خارجی استفاده می کرد؛ هرچند این سیاست در کوتاه مدت سبب مهار مخالفان شاه و اصطلاحا «استریلیزه شدن» فضای سیاسی کشور شد، در ادامه موجب تنفر و خشم افکارعمومی از سلطنت شاه و دولت امریکا شد.
همپوشانی «سیا و سفارت» و همپوشانی «سیا و ساواک»، در سالهای دهه ۱۳۵۰ جای خود را به مثلث همپوشانی «سیا، ساواک، سفارت» داد. حضور پنج ساله ریچارد هلمز رئیس سازمان مرکزی سیا در سفارتخانه امریکا در تهران نیز تصور این مثلث در اذهان را تصدیق می کرد.
در بهمن ۱۳۵۷ و متعاقب انحلال ساواک و پیروزی انقلاب، این نگرانی در افکارعمومی ایران وجود داشت که اولا: نیروهای ساواک منحله، با ایجاد هماهنگی بین خود بتوانند دولت مردمی جدید را (شبیه کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲) سرکوب کنند. ثانیا: سازمان سیا با تکیه بر امکانات سفارت امریکا در تهران بتواند یک شبکه اطلاعاتی و امنیتی جدید را برای سرنگونی دولت مردمی سازماندهی کند.
عملکرد سازمان های اطلاعاتی و امنیتی امریکا در تمام سال های نیمه دوم قرن بیستم در ایران که در جهان بعنوان نمونه ای از «سرقت دموکراسی یک ملت توسط امریکا» شناخته می شد و چندین کتاب و مقاله در این باره نوشته شده است (نک: بخش شماره ۲ پرونده ۱۳ آبان تابناک درباره با عنوان «منبع شناسی مداخلات سیا در ایران») و نیز حضور ریچارد هلمز در مقام سفیر امریکا در تهران (نک: بخش شماره ۳ پرونده حاضر درباره هلمز در تهران با عنوان جاسوس بزرگ در لباس دیپلمات) باعث شد که بیشترین حساسیت و نگرانی افکارعمومی متوجه تنها ضلع باقی مانده یا راس هرم (مثلث سیا، ساواک، سفارت) یعنی «سفارت» شود.
یک ضرب المثل ایرانی می گوید: «عاقل از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی شود». ایرانیها ضرب المثل های مشابه دیگری هم دارند، مثلا: «مارگزیده از ریسمان سیاه و سفید هم می ترسد». با نگاهی به روان شناسی عمومی ایرانیان می توان گفت واقعه ۱۳ آبان و اشغال سفارت امریکا توسط دانشجویان، نتیجه یک نگرانی تاریخی درباره «خطر کودتای امریکایی ها علیه دولت مردمی ایرانیان» و نوعی «دفاع هوشمندانه» برای بی اثر کردن توطئه های ضلع سوم مثلث «سیا، ساواک، سفارت، سه محور جنایت» بود.
منابع:
۱. ویلیام سولیوان، مأموریت در ایران، ترجمه محمود مشرقی، تهران: هفته، ۱۳۶۱, ص ۶۹.
۲. محمدرضا پهلوی، پاسخ به تاریخ، به کوشش شهریار ماکان، چاپ اول، تهران: شهرآب، ۱۳۷۱، ص ۳۷۱.
۳. حسین فردوست، ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، جلد ۱، تهران: اطلاعات، ۱۳۷۰، ص ۲۸۹.
۴. منصور رفیع‌زاده، شاهد: خاطرات منصور رفیع‌زاده، ترجمه اصغر گرشاسبی، تهران: اهل‌ قلم، ۱۳۷۶، صص ۲۴ - ۲۵.
۵. خاطرات تاج الملوک پهلوی، مصاحبه کنندگان: دکتر ملیحه خسروداد و تورج انصاری، تهران: به آفرین، ۱۳۸۰.
منبع:
«مثلث: سیا، ساواک، سفارت» در برابر مردم!، محسن حیدری، تابناک، ۱۲ آبان ۱۳۹۷

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.