نسخه آزمایشی

اصطلاحات سیاسى ، فرهنگى ۱۳۹۲/۴/۲۲ - ۳۶۹۷ بازدید

اصطلاحات سیاسى ، فرهنگى


 




 

اصطلاحات 
سیاسى، فرهنگى و...
 


 


به اهتمام: حسن قدوسى زاده
تنظیم و نظارت: نهاد نمایندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها
معاونت مطالعات راهبردى
تدوین: حسن قدوسى زاده
ناشر: دفتر نشر معارف
تیراژ: ۰۰۰/۳ نسخه
نوبت چاپ: دوم ـ تابستان ۱۳۹۰
شابک: ۴ـ۱۱۸ـ۵۳۱ـ۹۶۴ـ۹۷۸
قیمت: ۱۷۰۰ تومان
«همه حقوق براى ناشر محفوظ است»
مراکز پخش:
۱. مدیریت پخش دفتر نشر معارف: قم، خیابان شهدا، کوچه ۳۲، پلاک ۵، تلفن و نمابر:
۷۷۴۴۶۱۶
۲. فروشگاه شماره ۱: قم، خیابان شهداء، روبه روى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن
۷۷۳۵۴۵۱
۳. فروشگاه شماره ۲: تهران، خیابان انقلاب، چهار راه کالج، جنب بانک ملت، پ ۷۱۵،
تلفن ۸۸۹۱۱۲۱۲
نشانى اینترنت: www.Ketabroom.ir ـ پست الکترونیک: info@Ketabroom.ir


فهرست مندرجات
آرماگدون (هارمجدون)··· ۱۳
آژانس بین المللى انرژى اتمى IAEA··· ۱۵
آمپریسم··· ۱۵
آنارشیسم··· ۱۵
آى. اس. آى.ISI ··· ۱۶
آیپاک AIPAC··· ۱۷
اَپک APEC··· ۱۸
اُپک OPEC··· ۱۸
اپوزیسیون··· ۱۸
اتحادیه اروپا··· ۱۹
اتوپى··· ۱۹
اختلاس··· ۲۰
استراتژى··· ۲۰
استعمار··· ۲۰
استعمار سنتى یا کهن··· ۲۱
استعمار نو··· ۲۱
استعمار فرانو··· ۲۱
استکبار··· ۲۲
استیضاح··· ۲۴
اسطوره··· ۲۴
اسلام ناب و اسلامى آمریکایى··· ۲۵
امپریالیسم··· ۲۶
امنیت ملى··· ۲۶
انتفاضه··· ۲۷
انجیل··· ۲۸
انقلاب رنگى··· ۲۹
اورشلیم··· ۳۰
اوشو··· ۳۱
اومانیسم··· ۳۴
ایکائو ICAO··· ۳۵
بحران معنا··· ۳۷
برخورد تمدن ها··· ۳۸
بمب اتمى··· ۴۱
بمب هیدروژنى··· ۴۲
بودجه··· ۴۲
بوروکراسى··· ۴۳
بهره هوشىIQ··· ۴۳
پاپ··· ۴۴
پارادایم··· ۴۶
پایان تاریخ··· ۴۶
پروتکل هاى دانشوران صهیون··· ۴۹
پست صهیونیسم··· ۵۱
پست مدرنیسم··· ۵۳
پلورالیسم··· ۵۴
پنتاگون··· ۵۵
پول شویى··· ۵۵
تثلیث··· ۵۷
تلمود··· ۵۸
توتالیتاریسم··· ۵۸
تورم··· ۵۹
توسعه··· ۵۹
تولید ناخالص داخلى G.D.P··· ۶۰
تولید ناخالص ملى GNP··· ۶۰
جایزه نوبل··· ۶۳
جنبش عدم تعهد··· ۶۵
جنبش نرم افزارى··· ۶۶
جنگ روانى··· ۶۹
جنگ سایبر··· ۷۰
جنگ سرد··· ۷۱
جنگ نرم··· ۷۱
چشم انداز··· ۷۲
حادثه ۱۱ سپتامبر··· ۷۲
خاورمیانه··· ۷۳
خاورمیانه بزرگ··· ۷۵
خاورمیانه جدید··· ۷۸
دجال··· ۸۱
دکترین··· ۸۱
دموکراسى··· ۸۲
دوپینگ··· ۸۲
ده فرمان بنى اسرائیل··· ۸۳
دیپلوماسى··· ۸۴
دیوار براق (ندبه)··· ۸۴
رادیکالیسم··· ۸۴
راسیونالیسم··· ۸۵
رمانتیک··· ۸۵
ژئوپولیتیک··· ۸۶
سازمان بهداشت جهانى W.H.O··· ۸۶
سازمان ملل متحد··· ۸۶
ساینتیسم··· ۸۷
سپر دفاع موشکى··· ۸۷
سرزمین شیر و عسل··· ۹۰
سکولاریسم··· ۹۰
سلفى گرى (وهابیت)··· ۹۱
سلولهاى بنیادى··· ۹۳
سوسیالیسم··· ۹۵
سیا CIA··· ۹۵
شبیه سازى··· ۹۵
شوراى امنیت سازمان ملل··· ۹۹
صهیونیسم مسیحى··· ۹۹
صهیونیسم··· ۱۰۱
طرح··· ۱۰۲
عروسک باربى··· ۱۰۳
عهد قدیمO.T ··· ۱۰۴
غنى سازى اورانیوم··· ۱۰۵
فائو FAO··· ۱۰۵
فمینیسم··· ۱۰۶
قُبة الصخره··· ۱۰۸
قدس··· ۱۰۸
قرون وسطى··· ۱۰۹
کاپیتالیسم··· ۱۰۹
کتاب مقدس··· ۱۰۹
کشورهاى جهان سوم··· ۱۱۰
کشورهاى در حال توسعه··· ۱۱۰
کشورهاى عقب افتاده··· ۱۱۱
کریدور شمال ـ جنوب··· ۱۱۱
کنسرسیوم··· ۱۱۲
کوکاکولا··· ۱۱۲
کیک زرد··· ۱۱۳
گات GATT··· ۱۱۳
گفتمان··· ۱۱۴
لابى··· ۱۱۵
لایحه··· ۱۱۶
لیبرالیسم··· ۱۱۶
ماتریالیسم··· ۱۱۹
مجمع عمومى سازمان ملل متحد··· ۱۱۹
مُد··· ۱۲۰
مدرنیسم··· ۱۲۰
مسجدالاقصى··· ۱۲۱
مسیح··· ۱۲۱
ملت برگزیده··· ۱۲۲
مهندسى فرهنگى··· ۱۲۳
ناتوى فرهنگى··· ۱۲۳
ناتو NATO··· ۱۲۵
ناسیونالیسم··· ۱۲۵
نانوتکنولوژى··· ۱۲۶
نظم نوین جهانى··· ۱۲۸
نقدینگى··· ۱۲۸
نیهیلیسم··· ۱۲۹
وتو··· ۱۳۰
هالیوود··· ۱۳۰
هژمونى··· ۱۳۲
هلال شیعى··· ۱۳۳
هوش هیجانى EQ··· ۱۳۴
هولوکاست··· ۱۳۶
هویت··· ۱۳۷
یادداشت تفاهم··· ۱۳۸
یونسکوUNESCO ··· ۱۳۹
یونیسف UNICEF··· ۱۳۹
پى نوشتها··· ۱۴۰


مقدمه
در دنیاى امروز، حضور در صحنه سیاسى ـ فرهنگى جامعه و داشتن فهم مناسب از آنها، از
جمله مسائل ضرورى است که باعث مى شود انسان دستخوش جریان هاى ناصواب نشود و قدرت
درک و تحلیل جریان هاى فرهنگى ـ سیاسى حاکم بر جامعه و نظام هاى جهانى را به صورت
صحیح پیدا کند.
در این بین، نقش دانشجویان و جوانان فرهیخته و فرهنگى، بیش از دیگران قابل توجه
است، زیرا اولاً دانشگاه و دانشجویان تضمین کننده فرداى جامعه هستند و ثانیا نبض
فعالیت هاى سیاسى ـ فرهنگى جامعه در دست این قشر است. اینها هستند که با تحلیل هاى
خود در جامعه موج مى آفرینند و افکار مردم را به این سو و آن سو، متوجه مى سازند.

مقام معظم رهبرى در این مورد مى فرمایند:
«سیاسى بودن، یعنى دانشجو از آنچه که در جهان و در کشور خودش مى گذرد، آگاه باشد،
بینش داشته باشد؛ اگر این نشد ممکن است فردى به حد اعلاى علم هم برسد، خیلى هم
متدین باشد اما دشمن او را به قیمت بسیار ارزانى بخرد! او را زیر بال خودش بگیرد»۱
و پیداست زیر بال دشمن رفتن مساوى است با خود و جامعه اطراف خود را تسلیم او کردن
و...!
آنچه در این کتابچه گرد آمده، آشنایى با برخى کلماتى است که در تحلیل هاى سیاسى ـ
فرهنگى ـ اجتماعى روزنامه ها، مجلات، اخبار صدا و سیما و... این روزها به کرات
استفاده مى شود. و در بسیارى از موارد افراد از معنا و مفهوم ابتدایى آنها نیز مطلع
نیستند و به خود زحمت مراجعه به کتب و نشریات خاص این مطالب را نیز نمى دهند یا
فرصت آن را ندارند. البته هدف، بیان توضیحى مختصر در هر مورد بوده تا حدى که این
کتابچه گنجایش آن را داشته است.
امید است این مجموعه مختصر، نیاز دانشجویان و طلاب جوان را در آشنایى با برخى مسائل
سیاسى ـ فرهنگى مطرح در جامعه امروز، تا حدودى برآورده نماید و مقدمه مطالعه بیشتر
آنها را فراهم سازد.
ان شاء اللّه.


الف


آرماگدون(هارمجدون) ۲
واژه اى است یونانى به معناى نبرد نهایى حق و باطل در آخرالزمان. این واژه از ترکیب
دو کلمه «هار» به معنى کوه و «مجدو» به معنى شهرى باستانى در کرانه غربى رود اردن
حدود ۴۵ مایلى دریاى مدیترانه تشکیل یافته است. لفظ «مجدو» یک بار در باب ۱۶
مکاشفات یوحنا در عهد جدید آمده، و تفاسیر گوناگونى درباره مفهوم آن وجود دارد.
مسیحیان صهیونیست، عبارت یوحنا را به نفع خود تفسیر کرده و آرماگدون یا هارمجدون را
منطقه اى بین اردن و فلسطین اشغالى مى دانند که نبرد آخرالزمان در آنجا به وقوع
مى پیوندد.
این گروه از یهودیان معتقدند وقوع این جنگ جهانى بسیار نزدیک است و نسل کنونى بشر
حتما شاهد وقوع آن خواهد بود. از این رو باید قدرت نظامى اسرائیل به ویژه قدرت
هسته اى آن به طور ویژه افزایش یابد تا در این جنگ وعده الهى که پیروزى آنها است
محقق شود.
در واقع، مسیحیان صهیونیست معتقدند یکى از مهم ترین شرایط بازگشت مسیح در آخرالزمان
وقوع جنگ آرماگدون است. در صحیفه حزقیال نبى درباره آرماگدون آمده است: «باران هاى
سیل آسا و تگرگ هاى سخت آتش و گوگرد، تکان هاى سختى در زمین پدید خواهد آورد. کوهها
سرنگون خواهد شد، صخره ها خواهند افتاد و جمیع حصارهاى زمین منهدم خواهد شد».
در صحیفه زکریاى نبى نیز آمده است: «گوشت ایشان در حالى که بر پاهاى خویش
ایستاده اند کاهیده خواهد شد و چشمان ایشان در جاى خود گداخته خواهد شد و...».
بنیادگرایان صهیونیست این عبارات را بر استفاده از بمب هاى اتمى و نوترونى در این
جنگ تعبیر مى کنند.
تأکید بر وقوع آرماگدون در بین مسیحیان صهیونیست چنان زیاد است که اکنون سیاست هاى
خاورمیانه اى آمریکا بر اساس آن شکل مى گیرد. این همان چیزى است که در ادبیات سیاسى
با عبارت هاى مختلف خوانده مى شود: جنگ تمدن ها، تقابل محور خیر و شر، مقابله با
تروریسم و...
کارتر، ریگان و جورج بوش پسر بارها صراحتا از حتمى بودن وقوع آرماگدون و از ضرورت
داشتن آن به عنوان پیش شرط بازگشت حضرت مسیح سخن گفته اند. تدارکاتى هم از طرف
شخصیت هاى سیاسى و دینى براى وقوع آن فراهم شده است. ریگان جایى گفته بود من از خدا
تمنا مى کنم، از خدا مى خواهم که هنگام وقوع جنگ آرماگدون زنده باشم و تکمه یکى از
موشک ها را من فشار دهم.

آژانس بین المللى انرژى اتمى ۳IAEA
یکى از مجموعه هاى وابسته به سازمان ملل متحد است که اهداف اصلى آن عبارتند از:
۱. تشویق و مساعدت به تحقیق و گسترش مطالعات علمى در مورد انرژى اتمى براى استفاده
صلح آمیز در سراسر جهان.
۲. ارائه پیشنهاد و تسهیلات لازم براى تحقیق و توصیه هاى ضرورى در کاربرد انرژى
اتمى در راه صلح و رفاه بشر در جهان.
۳. فراهم کردن اطلاعات مربوط به تغییرات علمى و فنى مورد استفاده صلح آمیز از اتم.۱

آمپریسم ۴
تجربه گرایى، نظریه اى که شناخت جهان خارج را کاملاً برگرفته از تجارب مى داند. این
دیدگاه در مقابل عقل گرایى قرار مى گیرد و اصول شناخت را ناشى از داده هاى حسى و
تجربیات ناشى از آن مى داند. از نظر آنان هیچ اصلى از اصول معرفت، قبل از تجربه
وجود ندارد و هر معرفتى، سرانجام برتجربه استوار است.۲

آنارشیسم۵
از دو کلمه an_archos ترکیب یافته است. archos به معناى تمرکز، سر، سرور و رئیس
است. پیشوند an معنى منفى به ترکیب مى دهد. بنابراین معناى آنارشیسم سرورستیزى و
حکومت ستیزى است.
آنارشیسم، جنبش و نظریه اى سیاسى است که عقیده دارد مرجعیت و قدرت سیاسى در هیچ
شکلى لازم و پسندیده نیست و لذا خواهان برافتادن هر گونه دولت سازمان یافته سیاسى،
دینى و اجتماعى و جایگزینى انجمن هاى آزاد و گروههاى داوطلب به جاى آن است. این
نظریه بر خلاف آنچه در اذهان عموم معروف شده، خواهان هرج و مرج و آشوب نیست بلکه
جامعه اى را مى طلبد که با همکارى آزادانه و همیارى داوطلبانه انسجام و انتظام
یافته است.۳ البته معناى لغوى آنارشیسم در روزنامه ها و مطبوعات و اخبار، همان هرج
و مرج و بى نظمى و آشوب است.

آى. اس. آى.۶ISI
سازمانى است در فیلادلفیاى آمریکا که از ۵۰ سال پیش تأسیس شده و مقالات بیش از
۱۱۵۰۰ مجله بین المللى را در ۲۲۰ زمینه مختلف که خود به رسمیت شناخته فهرست مى کند
و وسیله اى فراهم مى کند که طالبان، به مقالات مورد نیاز خود به آسانى و سرعت دست
یابند. با مراجعه به مقالات منتشره در ISIمى توان تا حدود زیادى به پیشرفت علم در
جهان و در هر کشورى پى برد و سطح علم کشورها را سنجید.
از آنجا که گردانندگان ISI فقط مقالات نشریاتى را فهرست مى کنند که با سیاست هاى
سکولار دنیاى استکبارى غرب هماهنگ است، مقالات نشریات حوزه علوم انسانى و علوم
اجتماعى و عقیدتى کشورمان که برگرفته از آموزه هاى قرآن و عترت و وحى است توسط ISI
فهرست نمى شوند و در واقع با نوعى «استعمار نوین فرهنگى» در این عرصه علمى مواجه
هستیم. به گونه اى که در فاصله بین سالهاى ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۰ ه. ش از مجموع مقالات
متخصصان ایرانى، کمتر از ۲۰۰ مقاله در علوم انسانى (مانند تعلیم و تربیت،
جامعه شناسى، الهیات، فلسفه، حقوق، هنر و...) در ISI چاپ شده است. قابل ذکر است که
اخیرا، وزارت علوم، تحقیقات و فن آورى در سدد راه اندازى مرکزى داخلى مشابه ISIاست
تا در سطح کشور و جهان اسلام کمبود موجود در این زمینه را مرتفع سازد.۴

آیپاک ۷AIPAC
کمیته روابط مسائل مشترک عمومى آمریکا و اسرائیل که مهمترین لابى یهود و تشکیلاتى
بسیار خطرناک است و از آن به عنوان سلطان واشنگتن یا پایتخت نیز یاد مى شود. رویارو
شدن با آیپاک، بزرگترین کابوس مقامات حکومتى و همچنین اعضاى کنگره آمریکا است. زیرا
آیپاک چنان قدرتمند است که هر چه را هر وقت اراده کند به دست مى آورد.
سیستم اطلاعاتى آیپاک به حدى قدرتمند است که در مراکز و سازمانهاى رسمى موجود در
واشنگتن و محافل مربوط به آنها، هر گاه کوچکترین صحبتى درباره اسرائیل عنوان شود به
سرعت از آن باخبر مى شود و گوینده را به بدترین شکل مجازات مى کند. (به واژه لابى
مراجعه شود).۵

اَپک ۸APEC
سازمان همکارى اقتصادى آسیا و اقیانوس آرام. این سازمان بین المللى در سال ۱۹۹۰
ایجاد گردید و اعضاى آن عبارتند از استرالیا، زلاند جدید، اندونزى، برونئى، تایلند،
سنگاپور، فیلیپین، مالزى، آمریکا، ژاپن، کانادا، کره جنوبى، چین، تایوان، هنگ کنگ،
شیلى، گینه نو، مکزیک، پرو، ویتنام و روسیه. هدف این سازمان ایجاد بزرگترین منطقه
آزاد تجارى جهان تا سال ۲۰۲۰ در زمینه تکنولوژى اطلاعاتى است.۶

اُپک ۹OPEC
سازمان کشورهاى صادر کننده نفت که در ژانویه ۱۹۶۱ در ونزوئلا تشکیل شد و ۶ کشور
ایران، عربستان، عراق، کویت، قطر و ونزوئلا به عضویت آن در آمدند و سپس اندونزى،
لیبى، ابوظبى و نیجریه نیز به آن پیوستند.
اعضاى اپک ۴۵% تولید نفت جهان و ۸۵% صادرات آن را در خارج بلوک شوروى به عهده
دارند.۷

اپوزیسیون ۱۰
مخالفت؛ کوشش حزب، گروه یا دسته اى خاص براى دستیابى به هدف هایى در جهت مخالف
اهداف دارندگان قدرت سیاسى، اقتصادى و اجتماعى به هر شیوه اى اعم از شیوه هاى
پارلمانى یاغیره. اپوزیسیون نامى است براى گروهى که در پارلمان موجودیت رسمى دارد و
به قانون اساسى وفادار است ولى از دولت حمایت نمى کند. اپوزیسیون وسیله اى مؤثر
براى نظارت بر قوه مجریه به شمار مى آید.۸

اتحادیه اروپا۱۱
مجموعه کشورهاى آلمان، اتریش، ایتالیا، اسپانیا، ایرلند، بریتانیا، بلژیک، پرتغال،
دانمارک، سوئد، فرانسه، فنلاند، لوکزامبورگ، هلند و یونان که هدف از تشکیل آن ایجاد
فضاى بدون مرز، بازار و پول مشترک و اتخاذ سیاستهاى همسان در زمینه هاى مختلف است.

اتوپى ۱۲
واژه اى یونانى است از ریشه Ou_topos به معناى هیچستان یا لامکان، ناکجاآباد؛ دولت
یا کشور کامل و ایده آل، مدینه فاضله. از آنجا که دولت ایده آل و مدینه فاضله فقط
از نظر اسمى موجودیت دارد نه به صورت رسمى، از آن به اتوپى تعبیر مى کنند. البته
مکتب لیبرالیسم و نظام هاى لیبرال دموکراسى غربى، زمانى خود را نظام ایده آل و شکل
نهایى حکومت، در جوامع بشرى مى دانستند (نظریه پایان تاریخ فوکویاما) ولى گذشت
زمان، آنها را با چالش هایى جدى مواجه ساخت که حرف خود را پس گرفتند.

اختلاس
مصرف نادرست، نابجا و خارج از برنامه اموال و داراییها توسط مقامات دولتى و کسانى
که در مقام امین فعالیت مى کنند.

استراتژى ۱۳
در اصل اصطلاحى است نظامى به معناى سنجیدن وضع خود و حریف و طرح نقشه براى رو به رو
شدن با آن در وضع مناسب در سیاست به معناى بسیج همه امکانات براى رسیدن به یک هدف
اساسى و کلى است. مثلاً بسیج همه امکانات و نیروهاى اقتصادى، سیاسى و... براى صنعتى
کردن کشور یا رساندن سطح رفاه و بهداشت همگانى به مرزى معین را یک نوع استراتژى
مى نامند.۹

استعمار ۱۴
آبادى خواستن و آباد کردن معناى لغوى آن است. در ادبیات سیاسى به معناى تسلط سیاسى،
نظامى، اقتصادى و فرهنگى دولتى قدرتمند بر قوم یا ملتى ضعیف است. امروزه مفهوم
استعمار با مفهوم امپریالسیم، پیوستگى کامل دارد. یعنى قدرتى که مى خواهد از مرزهاى
ملى و قومى خود تجاوز کند و سرزمینها و ملتهاى دیگر را زیر تسلط خود درآورد.۱۰

استعمار سنتى یا کهن
تسلط قدرت هاى بزرگ با اعمال زور بر حاکمیت کشورهاى کوچک. در گذشته دولت هاى
سلطه گر بیشتر از راه فتح نظامى به گسترش خاک خود مى پرداختند و حاکم کشور مستعمره
را نیز مستقیما خود انتخاب مى کردند؛ مانند کشورهاى هند، تونس، الجزایر، مراکش و...
که مستعمره بودند. این نوع استعمار تا پایان جنگ جهانى دوم به شکلى پررنگ ادامه
داشت و با بیدارى ملتها از بین رفت.

استعمار نو
در این شیوه، سلطه ظاهرى و تعیین مستقیم حاکم از سوى استعمارگران صورت نمى گیرد.
بلکه سلطه به شکل غیر مستقیم است، یعنى زمامداران کشور مستعمره از مردم خود آن
سرزمین هستند و ظاهرا کشور، تمام نشانه هاى استقلال همچون: مرز مشخص، پرچم مشخص،
قانون اساسى و انتخابات را دارد اما در حقیقت، توسط عوامل استعمارى با برنامه ها و
سیاست هاى آنها اداره مى شود. مانند زمان رضا خان و رژیم طاغوت در ایران.

استعمار فرانو
در این شیوه، ظاهرا قدرت هاى بزرگ، سلطه اى بر کشورهاى دیگر ندارند اما سلطه آنها
در حدى است که تصمیم گیرى ها و سیاست گذارى هاى دولت هاى دیگر، در تمام عرصه هاى
اقتصادى، سیاسى، فرهنگى و... باید در راستاى منافع قدرت هاى سلطه گر شکل گیرد.
استعمارگران در این شیوه با ظاهرى مشروع و با شعارهایى مثل حقوق بشر، ایجاد صلح و
امنیت، استقرار دموکراسى و آزادى، از طریق تهاجم وسیع خبرى، تبلیغى، فرهنگى و با
استفاده از رسانه هاى عمومى به خصوص اینترنت، شبکه هاى ماهواره اى، فیلم هاى
سینمایى و... و به خدمت گرفتن روشن فکران وابسته داخلى و سایر گروه هاى همسو، اهداف
استعمارى خود را دنبال مى کنند. مقام معظم رهبرى در مورد شکست این روش جدید
استعمارى مى فرمایند: «البته این هم به جایى نخواهد رسد، چون چهره استعمار و
استکبار، زشت تر از این حرف هاست؛ نمى تواند ظلم و ستمگرى و دد منشى خود را پنهان
کند، نمونه اش عراق است.
امروز پرچم حقوق بشر در دست آمریکا و انگلیس و کشورهایى از این قبیل به یک چیز
مسخره و خنده آور تبدیل شده است... امروز دل ملت هاى اسلامى پر از نفرت از آمریکا و
مستکبران است».

استکبار
از نظر لغوى یعنى انسان، اظهار بزرگى کند و آنچه را که از او نیست و براى او روا
نیست ابراز دارد. بنابر این تعریف، استکبار، وصفى درونى است که مهمترین جلوه آن خود
بزرگ بینى و خود را برتر از دیگران دانستن است.
از نظر سیاسى، استکبار، وجود نوعى سلطه گرى، سلطه جویى، بهره کشى فرهنگى، سیاسى و
اقتصادى توسط اقلیتى محدود و زورگو و نفع طلب بر خیل عظیم توده هاى محروم مى باشد.
منفعت طلبى به هر قیمتى از جمله ظلم و ستم بر انسان ها، به دست آوردن سلطه بر
امکانات موجود در سراسر جهان و تصاحب ذخایر ملت هاى دیگر و به چنگ آوردن شریان حیات
اقتصادى آنها و همچنین جلوگیرى از پیشرفت ملتهاى مستضعف براى ادامه حیات خویش از
جمله ویژگى هاى استکبار است.۱۱
مقام معظم رهبرى، استکبار را یک دولت نمى دانند بلکه آن را یک مجموعه قدرت مى دانند
و از آن به استکبار جهانى و گاه نظام سلطه تعبیر مى کنند که در رأس آنها آمریکا
قرار دارد.
ایشان در مورد نظام سلطه و اهداف آن ها مى فرمایند: «قدرت هاى مستکبر جهانى و در
رأس آنها ایالات متحده آمریکا، براى ملت هاى دیگر، حق حرف زدن و اظهار نظر کردن هم
قائل نیستند، هر کارى که براى سیاست خودشان مفید و لازم بدانند ولو به ضرر ملتى یا
ملت هایى باشند انجام مى دهند...، یعنى یک طرف، فشار یک عده قدرتمند است که اگر
درصد مسئله هم با هم اختلاف دارند، در تقسیم دنیا به مناطق نفوذ و فشار آوردن بر
اکثریت مردم عالم، یک دست هستند و با هم اختلافى ندارند. اگر در تقسیم منابع غارت
زده جهان سوم با کشورهاى فقیر، با هم درگیرى دارند ـ که دارند ـ اما در اصل غارت
منابع و فشار بر روى دولت هایى که مقاومت کنند، با هم هیچ اختلافى ندارند» (بیانات
رهبر معظم انقلاب، ۱۳/۸/۱۳۷۱).
همچنین سلطه فرهنگى، اقتصادى و به ویژه سلطه علمى را از جمله ابزارهاى استکبار
جهانى براى حفظ سلطه بر ملت ها مى دانند و در مورد سلطه علمى مى فرمایند: «آن ها
مى دانند که علم چقدر در قدرت بخشیدن به یک ملت و یک کشور تأثیر دارد، لذاست که اگر
بخواهند نظام سلطه باقى بماند، باید نگذارند آن بخشى که آنها مایلند سلطه پذیر
باشند، داراى علم شوند؛ این یک استراتژى است که برو برگرد ندارد. (۱/۴/۱۳۸۳) و ما
نمونه بارز این استراتژى را در مورد مسئله انرژى هسته اى کشورمان شاهدیم.

استیضاح
نمایندگان مجلس شوراى اسلامى مى توانند در مواردى که لازم مى دانند هیأت وزیران یا
هر یک از وزرا را استیضاح کنند. استیضاح وقتى قابل طرح است که با امضاى حداقل ۱۰
نفر از نمایندگان به مجلس تقدیم شود. هیأت وزیران یا وزیر مورد استیضاح، باید ظرف
مدت ۱۰ روز پس از طرح آن در مجلس حاضر شود و به آن پاسخ گوید و از مجلس رأى اعتماد
بخواهد. اگر نمایندگان به هیأت وزیران یا وزیر مورد استیضاح رأى اعتماد دهند
اصطلاحا گفته مى شود استیضاح رأى نیاورد و هیأت وزیران یا وزیر مربوطه در پست خود
ابقا مى شوند و اگر رأى اعتماد ندهند اصطلاحا گفته مى شود استیضاح رأى آورد و هیأت
وزیران یا وزیر مربوطه از پست خود عزل مى گردند.

اسطوره۱۵
داستان ها و افسانه هایى که باورها، اعتقادات و گاه خرافات و در مجموع آمیخته اى از
درست و نادرست را حمل مى کنند معناى خاص اسطوره است. داستان هاى نیمه حقیقى
متافیزیکى و الهام بخش حرکت بشر به سمت الگوهاى تکرارپذیر.
درباره اسطوره تعاریف بسیار متعددى وجود دارد که در یک دسته بندى کلى دو تعریف
ارائه شده است:
۱. برخى عالمان، اسطوره را داستانى رمزى دانسته اند که ریشه در حقیقت دارد و
الگوپرداز، فرهنگ ساز و تکرارپذیر است.
۲. گروه دیگر اسطوره را افسانه پردازى و خرافه گویى و پنداربافى مى دانند که وسیله
بیان رمزى معتقدات و اهداف است و با اهداف خوب و بد ساخته شده و به قصد حکمت آموزى
یا استعمار توده ها پرداخته مى شود. (ماهنامه رواق هنر و اندیشه، شماره ۱۴، شهریور
۱۳۸۶، ص ۶۱).

اسلام ناب و اسلامى آمریکایى
اصطلاح اسلام ناب و اسلام آمریکایى، دو اصطلاحى است که حضرت امام خمینى قدس سره
عمدتا در سالهاى آخر حیات خویش مطرح کردند و در سخنرانى ها و پیام هاى مکتوب خود
ویژگى هاى این دو اسلام را تشریح نمودند. ایشان در بیان خصوصیات اسلام ناب
مى فرمایند:
اسلامى که غرب و در رأس آن آمریکاى جهانخوا و شرق و در رأس آن شوروى جنایتکار را به
خاک مذلت خواهد نشاند.
اسلامى که پرچمداران آن پابرهنگان و مظلومین و فقراى جهان اند و دشمنان آن ملحدان و
کافران و سرمایه داران و پول پرستان اند.
اسلامى که طرفداران واقعى آن همیشه از مال و قدرت بى بهره بوده اند و دشمنان حقیقى
آن زراندوزان حیله گر و قدرت مندان بازیگر و مقدس نمایان بى هنرند.
اسلام آمیخته با سیاست، اسلام مبارزه و ستیز با جهانخواران، اسلام دعوت به قیام و
مبارزه، اسلام ظلم ستیزى و عدم سازش، اسلام تحمل سختى ها و مشکلات در راه مبارزه،
اسلام حامى و تکیه گاه محرومان و مستضعفان و پابرهنگان و اسلام ساده زیستى.
ایشان همچنین ویژگى هاى اسلام آمریکایى را این موارد مى دانند: اسلام سرمایه دارى،
اسلام مرفهین بى درد، اسلام منافقین، اسلام راحت طلبان و فرصت طلبان، اسلام جدایى
دین و سیاست، اسلام سکوت و سازش و تسلیم و فرومایگى در برابر ستمگران و مستکبران،
اسلام ملى گرایان و لیبرالها و انجمن حجتیه اى ها، اسلام مقدس نماها و متحجرین،
اسلام کناره گیران و اشکال تراشان و آخوندهاى دربارى و متحجر و در خدمت سیاستهاى
استعمارى.۱۲

امپریالیسم ۱۶
عنوانى است براى قدرتى یا دولتى که بیرون از حوزه ملى خود به تصرف سرزمینهاى دیگر
پردازد و مردم آن سرزمین ها را به زور وادار به فرمانبردارى از خود کند و از منابع
اقتصادى و مالى و انسانى آنها به سود خود بهره بردارى نماید.۱۳ (به واژه استکبار
مراجعه شود).

امنیت ملى۱۷
مصونیت نسبى یا مطلق یک کشور از حمله مسلحانه یا خرابکارانه سیاسى یا اقتصادى
احتمالى، همراه با وارد کردن ضربه کارى و مرگبار در صورت مورد حمله قرار گرفتن. با
بررسى تعاریف و نظریه هاى مختلفى که پیرامون امنیت ملى وجود دارد، مى توان نتیجه
گرفت که امنیت ملى به فرآیندهاى زیر اطلاق مى شود:
۱. حفظ تمامیت ارضى، حفظ جان مردم، بقا و ادامه سیستم اجتماعى و حاکمیت کشور
(سیاسى، اقتصادى، فرهنگى).
۲. حفظ و ارتقاى منابع حیاتى کشور.
۳. فقدان تهدید جدید از خارج نسبت به منافع ملى و حیاتى کشور.۱۴

انتفاضه ۱۸
واژه اى است عربى از ریشه نفض به معنى جنبش، تکان، لرزش، انقلاب، قیام، قیام علیه
رخوت و رکود و حرکت توأم با شتاب. انتفاضه به صورت اسم خاص براى اشاره به قیام
خودجوش، مستقل، مستمر و همگانى مردم فلسطین علیه اشغالگران صهیونیست به کار مى رود
که از دسامبر ۱۹۸۷ (آذر ۱۳۶۶) شروع شد و به انقلاب سنگ نیز معروف است؛ زیرا سلاح
اصلى مورد استفاده مردم فلسطین، سنگ بود. این امر باعث نگرانى شدید صهیونیست ها شده
است؛ زیرا یادآور داستان کشته شدن جالوت با سنگ پرتاب شده از فلاخن حضرت داود است و
صهیونیستها مى ترسند تاریخ، تکرار شود و فلسطینى ها نیز (همانند غلبه حضرت داود) بر
اسرائیل پیروز شوند.
دور دوم انتفاضه که از سپتامبر ۲۰۰۰ شروع گردیده، به انتفاضه الاقصى مشهور است.۱۵
انتفاضه، آثار گوناگون ذیل را در عملکرد دولت غاصب اسرائیل به وجود آورده است:
۱. صلح خواهى را در بخشى از مردم و در بخشى از بدنه دولت اسرائیل تقویت کرده، تا
حدى که مجلس صلح و امنیت در اسرائیل تشکیل شده است. این مجلس مى کوشد، ثابت کند چشم
پوشى تدریجى از مناطق اشغالى (غزه و نوار غربى) به افزایش امنیتى اسرائیل
مى انجامد.۱۶
۲. دولت اسرائیل براى کنترل و سرکوب انتفاضه به روش هاى خشونت آمیز پرداخته است.
این موضوع مخالفت افکار عمومى جهانى و انتقادهاى ظاهرى اروپا و سرانجام کاهش اعتبار
و موقعیت بین المللى اسرائیل را به دنبال داشته است.
۳. هزینه مقابله با انتفاضه براى اسرائیل تکان دهنده است. به علاوه، انتفاضه به
کاهش درآمدهاى صنعت توریسم، تنزل سه درصدى تولید ناخالص ملى، کم شدن صادرات از
اراضى اشغالى، افزایش تورم، افزایش آمار بیکارى، کاهش ارزش پول ملى، پایین آمدن
دستمزدها، کسرى تراز بازرگانى و نیز افزایش هزینه هاى نظامى و کاهش روحیه ارتش
اسرائیل منجر شده است.۱۷

انجیل ۱۹
کتاب آسمانى عیسى مسیح. در زبان انگلیسى معاصر، واژه Gospel معادل انجیل به کار
مى رود که اصل آن در انگلیس باستان Godspellاست. این کلمه مرکب از دو واژه
انگلوساکسون God و Spell به معناى کلام الهى یا املاى خداوند است. (به واژه کتاب
مقدس نیز مراجعه شود).

انقلاب رنگى۲۰
به آن انقلاب مخملى (velvet) یا انقلاب گُلى (Flower) نیز مى گویند، به یک رشته از
تحرکات مرتبط با هم و بدون خونریزى اطلاق مى شود که در جوامع بلوک شرق سابق
(پساکمونیستى) در اروپاى شرقى، مرکزى و آسیاى مرکزى توسعه یافت و احتمالاً در حال
نفوذ به دیگر مناطق از جمله خاورمیانه است. در این انقلاب ها، هیأت حاکمه این
کشورها، جاى خود را به حکومت هاى یکسره طرفدار غرب داده اند. هدف اصلى این
انقلاب ها که توسط آمریکا هدایت و رهبرى مى شوند، حذف کامل دو مانع بزرگ استیلاى
آمریکا بر جهان یعنى چین و روسیه است. از جمله ویژگى هاى مهم این انقلاب ها چهار
مورد زیر بوده است.
۱. تمام آنها (به جز قرقیزستان) بدون استفاده از ابزار خشونت آمیز و طى
راهپیمایى هاى خیابانى پیروز شدند.
۲. تمامى این تحرکات با شعارهایى مبتنى بر دموکراسى خواهى و لیبرالیسم انجام
گرفتند.
۳. نقش دانشجویان و نهادهاى غیردولتى (NGO) در بروز آنها پررنگ بوده است.
۴. تحرکات انقلابى به طور مستقیم یا غیرمستقیم مورد حمایت آمریکا و اروپاى غربى
بود.
مهمترین انقلاب هاى رنگى رخ داده عبارتند از:
۱. انقلاب ۵ اکتبر سال ۲۰۰۰ در صربستان.
۲. انقلاب گل روز سال ۲۰۰۳ گرجستان.
۳. انقلاب نارنجى سال ۲۰۰۴ اوکراین.
۴. انقلاب گل لاله سال ۲۰۰۵ قرقیزستان.۱۸

اورشلیم
یکى از شهرهاى فلسطین اشغالى که حرم شریف قدس (شامل مسجد الاقصى و قبة الصخره) در
آن قرار دارد. این شهر نزد پیروان سه دین اسلام، مسیحیت و یهود، مقدس شمرده مى شود.
بیشتر ساکنان این شهر فلسطینى هستند که امیدوارند روزى آن را به عنوان پایتخت خود
بر پا دارند. در حال حاضر اسرائیل این شهر را به طور کامل اشغال کرده و در کنترل
خود دارد.
براى بعضى ها مشتبه شده که اورشلیم را یهودى ها ساخته اند و چون اولین اقوامى بودند
که به این سرزمین رسیدند و این شهر را ساختند، حق مالکیت آن براى قوم یهود است، در
حالى که این یکى از اکاذیب تاریخ است.
به شهادت مستشرقین اروپایى و برخى از تاریخ دانان یهود، قبل از ورود قوم یهود به
سرزمین فلسطین، اقوام دیگرى در آن سرزمین زندگى مى کردند مانند فلسطینیها؛ امالقه و
کنعانى ها که قبل از قوم یهود، از جزیرة العرب آمدند و به این سرزمین وارد شدند و
شهر قدس توسط رهبر این قبیله بنیان گذاشته شد. جانشین او به نام سالمه یبوسى شهر
قدس را توسعه داد و تکمیل کرد و براى اینکه شهرِ فضیلت هاى اخلاقى و مدینه فاضله
تاسیس کرده باشد، آن را به نام اورسالم یعنى شهر سالم نام گذارى کرد.
عده اى مى گویند شهر سالم بدون آلودگى اخلاقى بوده است و یک عده مى گویند سالمه
یبوسى آن را به نام خود نامگذارى کرده، چون خودش شهر را تکمیل کرده بود.
بعد از گذشت مدت زمانى و آمدن قوم یهود به این سرزمین و تسلط یهود بر آن، اورشالم و
بعد اورشلیم نامیده شد و به تلفظ غربى شد ژورسلیم. این یکى از اکاذیب یهودیها در
مورد بنیانگذارى این شهر بوده، در حالى که از زمان حضرت آدم این سرزمین مقدس مسکونى
بوده است و حضرت ابراهیم ۴۰ سال پس از بازسازى کعبه ماموریت پیدا کرد آنجا معبد
احداث کند. بنابراین مالکیت انحصارى اورشلیم براى یهودیها، یکى از اکاذیب بزرگى است
که صهیونیستها براى رسیدن به منافع نامشروع خود آن را عَلَم کرده اند. (صهیونیسم
مسیحى، فرا روایت نو محافظه کارى آمریکا، ص ۱۰۴ـ۱۰۳).

اوشو
در طول تاریخ، همواره به موازات خط راستین انبیاى بزرگ و پاک الهى جریانهاى
غیرمستقیم و کم و بیش انحرافى و غلط وجود داشته است.
در سالیان اخیر و با خواست و دخالت قدرت هاى داراى زر و زور و تزویر، بر تعداد
آیین هاى ساختگى و انحرافى افزوده شده است. از عرفان هاى سرخ پوستى و غیرالهى و
درون گرا گرفته تا انواع فرقه هاى شیطان پرستى؛ از انحراف در برخى از شرایع آسمانى
تا ماتریالیسم الحادى لیبرالیسم، همه و همه گونه هاى رنگارنگ و موافق با برخى از
سلیقه ها هستند.
یکى از کسانى که در قرن اخیر آغازگر فکرى جدید شده است آقاى رجنیش یا اوشو است.
اوشو فیلسوف معاصر هند در یازده دسامبر ۱۹۳۱ در ایالت مادیا پرادش هند زاده شد.
تحصیلاتش را در هند تا درجه استادى فلسفه ادامه داد و سپس به ایراد خطابه و تبلیغ
در اقصى نقاط هند پرداخت. در سال ۱۹۸۱ براى معالجه به ایالات متحده آمریکا رفت و
پنج سال در آن جا اقامت کرد. در سال ۱۹۸۵ مجددا به هند رفت و در شهر پوناى هند ساکن
شد تا در سال ۱۹۹۰ از دنیا رفت.
اوشو هرگز کتابى ننوشته است اما از او ۷۰۰۰ ساعت نوار کاست، و ۱۷۰۰ سخنرانى ویدئویى
باقى مانده است. که در بیش از ۶۵۰ جلد کتاب منتشر شده است.۱۹
درباره برخى از توصیه هاى اوشو و نحوه زندگى او و پیروانش و چرایى برگشت وى از
آمریکا نقل هاى مختلفى ذکر شده است. یکى از خصوصیات این فرقه آن است که تنها
ثروتمندان، حق عضویت در آن را دارند و شعارشان نیز از این قرار است.
«ثروتمندان! از ثروت خود بهترین لذت را ببرید!»
رجنیش (اوشو) در دوران اقامت خود در آمریکا سالیانه ۱۵ تا ۴۵ میلیون دلار درآمد
شخصى از مریدان ثروتمند آمریکایى خود کسب کرده است. وى در دوران اقامت خود در شهر
آنتیلوپ آمریکا، مالک ناوگانى مرکب از ۹۳ دستگاه ماشین گرانقیمت و یک rolls Royce و
یک هواپیماى شخصى شده بود. وى در سال ۱۹۸۵ به دلیل درگیریهاى خونین بین مریدان ارشد
خود به خاطر اختلافات مالى مرکز و تخلفات وسیع و فساد مالى، از آمریکا اخراج گردید
و مجددا به شهر پوناى هند مراجعت کرد و در سال ۱۹۹۰ از دنیا رفت.
رجنیش در دوران زندگى خود توسط مریدان ثروتمند آمریکایى و اروپایى اش توانست نزدیک
به ۶۰۰ مرکز براى فرقه خود در کشورهاى مختلف اروپا و آمریکا تأسیس نماید؛ لیکن بعد
از مرگ وى تعداد این مراکز به کمتر از بیست مرکز کاهش یافت.
رجنیش در سخنرانى هاى خود اعلام کرد که خدا وجود ندارد و مریدان وى همه، خدا هستند.
وى همچنین از مریدان خود مى خواست تمامى کتب مقدس ادیان را آتش بزنند و با تمامى
سنتها و ارزشهاى دینى مخالفت نمایند. مریدان رجنیش وى را بهگوان (خدا) مى نامیدند.
وى به مریدان خود توصیه کرد براى رسیدن به آرامش، حدکثر لذت جنسى را به هر شکل ممکن
حاصل نمایند!
اوشو ازدواج را در بین پیروان خود شدیدا ممنوع کرده بود و آن را اسارت کامل و مخالف
آزادى مى دانست و خانواده را یک نهاد فاسد قلمداد مى کرد و از مریدان خود مى خواست
که با یکدیگر رابطه جنسى آزاد داشته باشند و تأکید مى کرد که فرزندانى که از این
روابط به دنیا آیند نباید پدر مشخصى داشته باشند.
در جهان، رجنیش به عنوان آموزگار جنسى (Sexguru) شهرت پیدا کرد چرا که وى نیروانا
(Nirvana) یعنى رستگارى را در آزادى کامل در لذات (Kamasutra) در هر نوع ممکن
مى دانست. بر اساس تعلیمات وى تعداد زیادى از مریدان وى هم مواد مخدر مصرف مى کردند
و هم موادمخدر را قاچاق مى نمودند و شمار زیادى از مریدان زن وى آشکارا به
فاحشه گرى مى پرداختند. تعدادى از مریدان زن رجنیش در دادگاه هاى هند به دلیل مورد
آزار جنسى قرار گرفتن توسط وى شکایت کردند.
امروز هم پیروان رجنیش در هند در باشگاه هایى به نام «اوشو» آشکارا لذت جویى جنسى
را در بین پیروان خود ترویج مى کنند.
شایان ذکر است که رجنیش به سبب ابتلا به بیمارى ایدز (AIDS) مرد و در اواخر عمر خود
آشکارا اظهار مى نمود که افکار وى با دین و عرفان هیچ ارتباطى ندارد.
رجنیش ایثار و تمامى ارزشهاى اخلاقى و دینى را خلاف آزادى مى خواند و اعلام مى کرد
آنها هیچ معنى و مفهومى ندارند. وى از مریدان خود مى خواست که هفته اى یک بار حتما
در مرکز وى در شهر پونا یا دیگر مراکز حضور داشته باشند. مهم ترین کارهاى مریدان وى
در مراکز یاد شده شنیدن موسیقى کامجویى از یکدیگر، رقص و گریه و خنده با صداى بلند
مى باشد.
جاى تأسف است که در چند سال گذشته تعدادى از کتابهاى رجنیش بعد از گزینش و حذف بعضى
از مطالب زننده به فارسى ترجمه و در کشورمان منتشر شده است. این کتابها تحت عنوان
عرفان شرقى تبلیغ و معرفى مى شوند. ولى در واقع هدف آنها فقط گمراه نمودن جوانان
کشور اسلامى مان مى باشد.۲۰

اومانیسم۲۱
انسان مدارى، انسان گرایى، مکتب اصالت انسان. نگرش یا فلسفه اى که با نهادن انسان
در مرکز تأملات خود، اصالت را به رشد و شکوفایى انسان مى دهد.
اومانیسم یکى از مبانى و زیرساختهاى مکاتب فلسفى و سیاسى غرب جدید است که از رنسانس
به بعد ابداع شده به گونه اى که آن را باید از مهمترین شالوده هاى تفکر جدید غرب و
مدرنیسم به شمار آورد.۲۱ به اعتقاد اومانیست ها، انسان مرکز هستى و موجود قائم به
خود و خودبنیاد است. به عبارت دیگر بشر، اصل و دائر مدار عالم فرض مى گردد و عقل او
که منقطع از وحى است، معلم و راهنماى زندگى بشرى خواهد بود. در این تفکر منشأ نهایى
ارزشهاى اخلاقى و حقایق، آدمى است.۲۲

ایکائو ۲۲ICAO
سازمان بین المللى هواپیمایى کشورى است که براى همکارى بین دولت ها در حمل و نقل
هوایى و صنعت هواپیماسازى کشورى (نه نظامى) در سال ۱۹۴۷ اعلام موجودیت کرد. مقر
اصلى آن در مونترآل کانادا است. هدف اصلى آن توسعه اصول و تکنیک هاى ناوبرى و
تقویت، توسعه و پیشرفت حمل ونقل هوایى بین المللى است به گونه اى که ایمنى پروازها
تضمین گردد، توسعه راههاى هوایى، فرودگاه ها و دستگاههاى ناوبرى تقویت شود و درجه
ایمنى پروازها بالا رود.۲۳

 


ب ـ پ ـ ت


بحران معنا۲۳
بحران معنا وضعیتى است که در آن معیارها و شاخص هاى ارزیابى انسان ها دچار تلاطم و
بى ثباتى مى شود. مراد از بحران معنا، فرو ریختن نظام دانایى و آگاهى انسانها است؛
در این حالت معیارهاى داورى ثابتى وجود ندارد یعنى فرد، معیارى ثابت در دست ندارد
که رخدادها و مسائل پیش آمده و حق یا باطل بودن آنها را به وسیله آن بسنجد.
بحران معنا، چیزى غیر از بحران معنویت است. چون ممکن است جایى بحران معنا وجود
داشته باشد ولى بحران معنویت وجود نداشته باشد. بحران معنا در دنیاى کنونى با
تحولات و افول مدرنیته غربى پیوند خورده و به ویژه با مطرح شدن پدیده دهکده جهانى و
جهانى شدن، شدت یافته است. علت پیدایش بحران معنا در دنیاى غرب را چنین بیان
کرده اند:
به دنبال سیطره یافتن مدرنیته به عنوان یک مکتب و ایدئولوژى فراگیر در غرب و به
حاشیه رانده شدن سایر ایدئولوژى ها و فرهنگ ها، اصول مدرنیته (انسان محورى،
سکولاریزم، عقلانیت تجربى و محدودیت سعادت بشرى در زندگى به سبک غربى) که در طول
چند قرن پس از رنسانس شکل گرفته و ذهنیت و نظام معنایى زندگى را به نوعى خاص شکل
داده بود، به تدریج متزلزل گردید. یعنى بسیارى از افراد به این باور رسیدند که
انسان نمى تواند هر کارى را انجام دهد و عقل او قادر به شناخت همه چیز و حل و فصل
تمام امور اجتماعى، فردى، سیاسى و... نیست. بنابراین اصول اساسى مدرنیته و در رأس
آنها انسان محورى زیر سؤال رفت و دنیاى غرب با فقدان یک نظام معنایى مسلط و غالب
مواجه شد. در چنین شرایطى انسان غربى آرامش و اطمینان خود را از دست داد و دستخوش
بحران معنا گردید.

برخورد تمدن ها۲۴
نظریه برخورد یا جنگ تمدن ها نظریه اى است که توسط ساموئل هانتینگتون در سال ۱۹۹۳
مطرح گردید. بر اساس این نظریه هانتینگتون نه تنها پایان جنگ سرد را پایان مناقشات
ایدئولوژیک نمى داند، بلکه آن را سرآغاز دوران جدید برخورد تمدن ها مى انگارد و
براساس آن، بسیارى از حوادث و رخدادهاى جارى جهان را به گونه اى تحلیل مى کند تا در
جهت تحکیم انگاره ها و فرضیات نظریه جدیدش قرار گیرند.
وى تمدن هاى زنده جهان را به هفت یا هشت تمدن بزرگ تقسیم مى کند (تمدن هاى غربى،
کنفوسیوسى، ژاپنى، اسلامى، هند، اسلاو، ارتدکس، آمریکاى لاتین) و خطوط گسل میان این
تمدن ها را منشاء درگیرى هاى آینده مى بیند. به اعتقاد وى تقابل تمدن ها، سیاست
غالب جهانى و آخرین مرحله تکامل درگیرى ها در جهان است و خطوط گسل موجود بین
تمدن هاى امروز، جایگزین مرزهاى سیاسى و ایدئولوژیک دوران جنگ سرد شده است و این
خطوط، جرقه هاى ایجاد بحران و خونریزى است.
همچنین خصومت هزار و چهارصد ساله اسلام و غرب درحال افزایش است و روابط میان دو
تمدن اسلام و غرب، آبستن بروز حوادثى خونین است. بر اساس این نظریه «پارادایم
برخورد تمدنى» مسائل جهانى را تحت الشعاع قرار مى دهد و در عصر نو، صف آرایى هاى
تازه اى بر محور تمدن ها شکل مى گیرد و سرانجام، تمدن هاى اسلامى و کنفوسیوسى در
کنار هم و در مقابل تمدن غرب قرار مى گیرند. خلاصه این که کانون اصلى درگیرى ها در
آینده، بین تمدن غرب و اتحاد جوامع کنفوسیوسى شرق آسیا و جهان اسلام خواهد بود.۲۴
نظریه برخورد تمدن ها، از بدو انتشار، با واکنش هاى گسترده اى در محافل فکرى،
مذهبى، فرهنگى و سیاسى جهان، روبه رو شده است.
هانتینگتون با طرح این نظریه، موجب شد تا سیاست هاى بین المللى، اهداف، تحلیل ها و
ارزش هاى در حال شکل گیرى آن، مورد بازاندیشى قرار گیرند و پژوهش گران علم روابط
بین الملل نیز در تحلیل اوضاع جدید جهانى، در صدد ارائه نظریات نو برآیند؛ هر چند
که تاکنون در تلاش براى ارائه جایگزینى براى نظریه هانتینگتون، موفق نبوده اند.
با وجود نقدهاى متعددى که درباره نظریه برخورد تمدن ها منتشر شده است، هانتینگتون
همچنان بر دیدگاه بدبینانه خویش، درباره آینده روابط بین تمدن ها، تأکید مى کند و
از شکست دولت - ملت، به عنوان واحد اصلى روابط بین الملل، تشدید تنش هاى
ناسیونالیستى، گرایش فزاینده به درگیرى، افزایش سلاح هاى کشتار جمعى و رشد بى نظمى
در جهان، سخن مى گوید. هانتینگتون از رهبران غربى مى خواهد که بکوشند تا کیفیت تمدن
غربى را بازسازى و نگهبانى نمایند. وى، این مسئولیت را بیش از آن که متوجه اروپا
بداند، متوجه آمریکا مى داند. از نگاه او، براى حفظ تمدن غربى، تعقیب و تحقق اهداف
زیر، اجتناب ناپذیر است:
الف) دست یابى به همگرایى سیاسى، اقتصادى و نظامى بیشتر و هماهنگ کردن سیاست ها، با
این هدف که کشورهاى متعلق به تمدن هاى دیگر، اختلافات خود را با کشورهاى غربى حل
کنند.
ب) پذیرش جایگاه روسیه، به عنوان کشور کانونى آیین ارتودوکسى و یک قدرت محلى عمده،
با منافعى مشروع، در حفظ امنیت مرزهاى جنوبى خود.
ج) ادغام کشورهاى غربى اروپاى مرکزى در اتحادیه اروپایى و ناتو؛ یعنى کشورهاى گروه
ویسگراد، جمهورى هاى حوزه بالتیک، اسلوونى و کرواسى.
د) کمک به غربى شدن آمریکاى لاتین تا حد امکان و ایجاد پیوندهاى نزدیک تر بین
کشورهاى آمریکاى لاتین با غرب.
ه) محدود کردن گسترش قدرت نظامى متعارف و غیرمتعارف کشورهاى مسلمان و چین.
و) کند کردن شتاب دور شدن ژاپن از غرب و نزدیک شدن این کشور به چین.
ز) حفظ برترى فنى و نظامى غرب بر تمدن هاى دیگر.
با تحقق این اهداف که تحقق بخشى از آنها آغاز شده، دیگر فرهنگ ها و تمدن ها، باید
نابود شوند و یا به اطاعت محض غرب، تن در دهند. فراهم آوردن چنین نظمى، تنها
سفیدپوست هاى غربى را شایسته تکریم مى داند.۲۵

بمب اتمى۲۵
بمب اتمى بمبى است که در آن در اثر واکنش هاى زنجیره اى کنترل نشده، ناگهان تعداد
بى شمارى هسته اتم شکافته (Fision) مى شود و مقدار عظیمى انرژى در کسرى از ثانیه
رها مى شود. براى ایجاد چنین انفجارى، اورانیم ۲۳۵ یا پلوتونیوم ۲۳۹ خالص لازم است.
علاوه بر آن باید مقدار حداقلى از مواد شکافت پذیر که «جرم بحرانى» نامیده مى شود
در دسترس باشد تا انفجار صورت گیرد. جرم بحرانى در اورانیوم ۲۳۵، ۲۳ کیلوگرم و در
پلوتونیوم ۲۳۹، ۶/۵ کیلوگرم است (به بزرگى یک توپ تنیس).
در انفجار بمب اتمى جرم فوق العاده اندکى از ماده در عرض چند میلیاردیم ثانیه به
انرژى عظیم و غول آسایى تبدیل مى گردد و جهنمى از آتش و تخریب ایجاد مى کند. مثلاً
در بمب اتمى هیروشیماى ژاپن، یک گرم ماده به انرژى تبدیل شد و ۰۰۰/۲۰۰ انسان را به
کام مرگ فرو برد و تخریب هاى عظیمى بر جاى گذاشت. قدرت انفجارى این بمب معادل
۰۰۰/۲۰ تن TNTبود.
عارضه دیگر بمب هاى اتمى، آلودگى سرزمین هاى مورد اصابت به وسیله مواد رادیواکتیو
است که صدها سال بر روى نسل انسانها، جانوارن و گیاهان آثار بسیار زیانبارى برجاى
خواهد گذاشت و باعث به دنیا آمدن جانداران ناقص الخلقه، همراه با اختلالات ژنتیکى
زیانبار در گیاهان، جانوران و انسانها است.۲۶


بمب هیدروژنى
۲۶
در بمب هیدروژنى با ایجاد یک انفجار اورانیومى یا پلوتونیومى، دمایى معادل چندین
میلیون درجه سانتى گراد ایجاد مى شود و به دنبال آن ایزوتوپ هاى هیدروژنى که در بمب
به کار رفته اند، در این شرایط با یکدیگر جوش خورده (Fusion) و به هلیم تبدیل
مى شوند و انرژى غیرقابل وصفى را آزاد مى سازند. بنابراین در این نوع بمب، ترکیبى
از شکافت هسته اى (Fission) و همجوشى هسته اى (Fusion) به کار رفته است. بزرگترین
بمب هیدروژنى که تاکنون براى آزمایش، منفجر شده معادل ۵۸ مگاتن (۵۸ میلیون تن)
TNTقدرت انفجارى داشته که حدود ۰۰۰/۳ برابر قدرت انفجارى بمب اتمى هیروشیما است.۲۷

بودجه۲۷
سندى است مشتمل بر درآمدها و مخارج یک مؤسسه یا سازمان یا دولت که براى یک دوره
معین(مثلاً یکسال) به تصویب بالاترین مقام صلاحیت دار آن سازمان رسیده باشد.
 

بوروکراسى ۲۸
دستگاه ادارى که بر طبق نظام و مقررات معین امور جارى مؤسسه اى (وزارت خانه، شرکت
و...) را اداره مى کند و هدف هاى آن را پیش مى برد؛ وجود مقررات حقوقى براى امور؛
وجود دستگاه ادارى و وظیفه معین براى هر یک از کارکنان دستگاه.
اهمیت قدرت و مقام به جاى قدرت فرد و نگهدارى سازمان یافته اسناد و موارد از
ویژگى هاى مهم بوروکراسى است. کند شدن کارها در چنبره مقررات زائد و سلسله مراتب و
سوءاستفاده از قدرت مقام و... و در یک کلام «اداره بازى» از مهمترین جنبه هاى منفى
بوروکراسى است.۲۸

بهره هوشى۲۹IQ
اساس آزمونهاى هوش امروزى که توانایى هاى ذهنى فرد (از قبیل توانایى هاى کلامى،
تجسم فضایى، درک ریاضى، توانایى استدلال و درک انتزاعى و...) را اندازه گیرى
مى کند، آزمون هاى هوشى است که توسط آلفرد بینه (Binet) و سیمون (Simon) در اوایل
قرن بیستم براى آموزش و پرورش فرانسه تهیه گردید. این آزمونها بعدها توسط ترمن و
همکارانش در دانشگاه استنفورد ترجمه شد و تا سال ۱۹۸۵ بارها تجدید نظرهایى در آن
صورت گرفت. امروزه آزمون هاى استاندارد شده استنفورد ـ بینه براى سنجش توانایى ذهنى
کودکان استفاده گسترده اى یافته است. در این آزمونها، بهره هوشى فرد، پس از
پاسخ گویى وى به سؤالات متعددى که جنبه هاى مختلف توانایى هاى ذهنى وى را به عنوان
سن عقلى او مى سنجد، از فرمول زیر محاسبه مى شود و به عنوان هوشبهر یا بهره هوشى
(IQ) فرد گزارش مى گردد.۱۰۰ × سن تقویمى سن عقلى = IQ

پاپ
رهبر کاتولیک هاى جهان؛ پاپ به زبان یونانى به معناى «پدر» و تلفظ فرانسوى آن پاپ
(Pope) است.
تاکنون بیش از ۲۶۰ پاپ رهبرى مسیحیت کاتولیک را بر عهده داشته اند؛ تعدادى پاپ
معارض نیز وجود داشته اند که آنان را «ناپاپ» (antipope) مى نامند. پاپ یا ناپاپ
بودن چند تن نیز مورد اختلاف است. برخى اوقات پاپ ها علاوه بر صلیبى که پیوسته بر
گردن داشته اند، به نشانه رهبرى دینى و دنیوى، دو شمشیر بر کمر مى بسته اند و این
در حالى است که در تاریخ، هیچ پادشاهى را نمى شناسیم که دو شمشیر بر کمر بسته باشد.
گروهى از پاپ ها نیز مانند سایر رهبران، پارسا، جمعى متوسط الحال و عده اى نیز فاسد
بوده اند. به عنوان مثال در سال ۸۹۶م. پاپ استفان ششم دستور داد جنازه پاپ اسبق به
نام فُرمُسوس را که چند ماه از مرگش مى گذشت، از قبر بیرون کشیدند و آن را در
دادگاهى روى صندلى متهمان قرار دادند و محاکمه اش کردند. سپس آن را مُثله کردند و
تکه هاى آن را در رود تیبِر شهر روم انداختند. پس از چندى، راهبى آنها را جمع کرد و
به خاک سپرد. جنایات و فسق و فجور پاپ الکساندر ششم (زمان پاپى ۱۴۹۲-۱۵۰۳) نیز در
تاریخ معروف است.
منصب پاپى مدت ندارد و مادام العمرى است، هنگامى که پاپ از دنیا مى رود، اسقفان
برجسته که «کاردینال» نامیده مى شوند، براى انتخاب پاپ بعدى در واتیکان گرد مى آیند
و به مشورت و رأى گیرى مشغول مى شوند. هر گاه نصاب لازم براى انتخاب پاپ به دست
آمد، کاغذهاى رأى را همراه کاه مى سوزانند و دود سفیدى را از دودکشى مخصوص بیرون
مى دهند تا خبرنگاران و سایر مردم از انتخاب پاپ جدید آگاه شوند.
لحظاتى بعد، یکى از کاردینال ها روى بالکن ظاهر مى شود و نخست این جمله را به زبان
لاتینى مى گوید: «Habemus Papam» یعنى «ما پاپ داریم» و پس از آن، پاپ جدید را
معرفى مى کند. سپس خود پاپ منتخب ظاهر مى شود و براى حاضران دست تکان مى دهد. اما
هر گاه نصاب لازم به دست نیاید، کاغذهاى رأى را با علف مى سوزانند و دود خاکسترى
رنگى را از دودکش مخصوص بیرون مى دهند تا خبرنگاران و مردم بدانند که هنوز پاپى
انتخاب نشده است و رایزنى ها ادامه دارد.
هزار سال است که پاپ ها پس از انتخاب، اسم خود را عوض مى کنند. در این مدت، ۲۳ تن
از پاپ ها «ژان» و ۶ تن از ایشان «پُل» نامیده شده اند. پاپ ژان بیست و سوم در سال
۱۹۶۳ درگذشت و پاپ پل ششم جاى او را گرفت. پس از درگذشت این پاپ در سال ۱۹۷۸، پاپ
بعدى براى نخستین بار اسم مرکب «ژان پل اول» را برگزید به این معنا که وى تصمیم
دارد برنامه هاى دو پاپ قبل را دنبال کند. ولى این پاپ پس از ۲۸ روز از دنیا رفت و
کاردینال لهستانى کارل ویتولا (Karol Vojtyla) (متولد ۱۹۲۰) که پس از وى در همان
سال ۱۹۷۸ به پاپى برگزیده شد، براى احترام به آرمان هاى سه پاپ قبلى، نام «ژان پل
دوم» برخود نهاد. ژان پل دوم یکى از پاپ هاى بسیار موفق کلیساى کاتولیک بود که در
طى ۲۷ سال رهبرى، بیش از یکصد سفر رسمى به کشورهاى مختلف داشت. همچنین از سال ۱۵۲۲
که منصب پاپى عملاً در انحصار ایتالیایى ها بود، وى نخستین پاپ غیرایتالیایى بود.
پاپ ژان پل دوم در سال ۲۰۰۵ فوت کرد و پاپ بندیکت شانزدهم به عنوان جایگزین وى
انتخاب گردید.
نشیب و فراز قدرت پاپ ها و شهریاران مسیحى و نزاع هاى ناشى از آن بخش مهمى از تاریخ
قرون وسطى است.۲۹

پارادایم۳۰
سرمشق فکرى، الگوى نظرى و فکرى، مجموعه اى از پیش فرضها در زمینه اى خاص که به
تشکیل یک نظریه کمک مى کند.

پایان تاریخ
پایان تاریخ، نظریه اى است که از سوى فرانسیس فوکویاما، معاون وقت بخش برنامه ریزى
سیاسى وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۸۹م. در نشریه منافع ملى مطرح شد. وى نظریه خود
را نخست به صورت مقاله و سپس با انتشار کتابى تحت عنوان «پایان تاریخ و آخرین
انسان» در سال ۱۹۹۲ مطرح ساخت. به اعتقاد وى، لیبرال دموکراسى، شکل نهایى حکومت در
جوامع بشرى است و تاریخ بشریت، مجموعه اى منسجم و جهت دار است که بخش اعظمى از
جامعه بشرى را به سوى لیبرال دموکراسى سوق مى دهد.
فوکویاما، در تشریح نظریات خود، چنین ابراز مى دارد:
«پایان تاریخ، زمانى است که انسان به شکلى از جامعه انسانى دست یابد که در آن،
عمیق ترین و اساسى ترین نیازهاى بشرى، برآورده شود و چنین اتفاقى در غرب و در نظام
لیبرال دموکراسى، افتاده است. به بیان دیگر، بشر، امروزه به جایى رسیده که
نمى تواند دنیایى متفاوت از جهان کنونى را تصور کند؛ زیرا هیچ نشانه اى از امکان
بهبود بنیادى نظم جارى، وجود ندارد».
فوکویاما معتقد است که در طول چند سده گذشته، همگام با پیروزى لیبرال دموکراسى بر
رقباى ایدئولوژیک خود - نظیر سلطنت موروثى، فاشیسم و جدیدتر از همه کمونیسم - در
سراسر جهان، اتفاق نظر مهمى درباره مشروعیت لیبرال دموکراسى، به عنوان تنها نظام
حکومتى موفق به وجود آمد. از این رو، لیبرال دموکراسى، ممکن است نقطه پایان تکامل
ایدئولوژیک بشریت و آخرین شکل حکومت بشرى باشد و در این صورت، پایان تاریخ، اتفاق
مى افتد. در واقع، شکست کمونیسم، دلیل پیروزى ارزش هاى لیبرال دموکراسى غربى و
پایان درگیرى هاى ایدئولوژیک است.
وى، سپس چنین مى گوید: «من قائل به پایان یافتن تاریخ هستم؛ زیرا تاریخ به مثابه یک
فرآیند منسجم و متحول است که وقوع آن، با توجه به تجربه همه مردمان، در همه
زمان ها، ممکن است اتفاق بیفتد».
فوکویاما، این نظریه را پس از شکست کمونیسم، مطرح کرد و گفت: «تاریخ جهان، به هدف و
پایان خود رسیده و دموکراسى لیبرال به عنوان تنها ساختار سیاسى، ابقا شده است». او،
سقوط کمونیسم را نه تنها عامل بقاى جهان سرمایه دارى مى داند، بلکه موجب رسیدن به
هدف نهایى و پایانى خود، یعنى همان لیبرال دموکراسى، ارزیابى مى کند.
در این نظریه، فوکویاما در پى آن است که چگونه مى توان نهادها و ارزش هاى غربى را
به گونه اى مطلوب، به جهان غیرغرب تعمیم داد و تثبیت کرد. نظریه فوکویاما، نظریه
مشروعیت بخشى به الگوها، اندیشه ها، برداشت ها، کردارها و ساختارهاى غربى، در سراسر
جهان است. بر پایه این نظریه، تولید کالاى مطلوب، تنها از ارزش ها و نهادهاى غربى
ساخته است.
پایان تاریخ، بیش از آن که برترى هاى کمى و کیفى کالاهاى مادى و غیرمادى غرب را
مطرح کند، برترى ذهنى آن را مطرح نموده است و در این بین، تنها کشورهاى اندکى در
جهان - چون ایران - با پشتوانه اى پربار از اندیشه اسلامى، در مقابل اندیشه هاى
سلطه گرایانه اى چون پایان تاریخ و مصداق عینى آن، یعنى جهانى شدن اندیشه آمریکایى،
ایستاده اند.۳۰
با وجود آن که نظریه پایان تاریخ فوکویاما یکى از پایه هاى فکرى نئومحافظه کاران
(بوش و دار و دسته اش) به شمار آمد و در ترسیم سیاست خارجى آمریکا پس از حادثه ۱۱
سپتامبر نقش فعالى ایفا کرد ولى کتاب جدید فوکویاما که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد آسیب
سختى به گروه محافظه کاران جدید وارد آورد و مبانى آنان را زیر سؤال برد.
وى در این کتاب اعلام کرد: حرکت نئومحافظه کاران به عنوان یک پدیده سیاسى و موجودیت
فکرى به چیزى تبدیل شد که از این پس نمى تواند آن را تأیید کند. بنابراین با گذشت
بیش از یک دهه از انتشار کتاب «پایان تاریخ و آخرین انسان» فوکویاما از تناقض هاى
بین اندیشه و تفکر لیبرال دموکراسى و نیاز به یک آلترناتیو سخن به میان آورد و در
بیان تئورى مشهور «پایان تاریخ» خود، تردید، اعلام کرده است.
 

پروتکل هاى دانشوران صهیون
پروتکل هاى ۲۴ گانه دانشوران صهیون که در اولین کنگره صهیونیست ها در شهر بال سوئیس
در سال ۱۸۹۷ ارائه شد، خط مشى و دکترین برترى سازى فرهنگى ـ سیاسى ـ اقتصادى
صهیونیسم را ترسیم مى کند. چکیده پروتکل هاى ۲۴ گانه دانشوران صهیون، چنین است:
۱. توده مردم وحشى است.
۲. به اعتقاد ما حق یعنى اعمال زور.
۳. ما به مرگ و میر و کشتار غیر یهودیان فکر مى کنیم.
۴. هیچ گونه محدودیتى براى حوزه فعالیت هاى ما وجود ندارد.
۵. هر گونه ابتکار و خلاقیتى را که به سود ما نباشد، نابود مى کنیم.
۶. غیر یهودیان گله گوسفندانند و ما گرگ هاى این گله هستیم.
۷. اهمیت خانواده و نقش تربیتى آن را در میان غیر یهودیان از بین مى بریم.
۸. باید مطالب ضد و نقیض در بین مردم پخش کنیم.
۹. در میان توده مردم حسد، نفرت و زیاده خواهى ایجاد مى کنیم.
۱۰. جهت دادن به فکر و اندیشه مردم غیر یهودى به کمک سخن پردازى و تئوریهاى وسوسه
انگیز، کار متخصصان و مدیران ما است.
۱۱.ما طورى مردم را به جان هم انداخته ایم که همه به همدیگر بدگمانند.
۱۲. هدف ما دستیابى به یک قدرت جهانى است.
۱۳. ما باید دولت هاى غیر یهودى را مجبور کنیم که در جهت خواسته هاى ما قدم بر
دارند.
۱۴. عامل اصلى موفقیت ما در امور سیاسى، پنهان کارى است.
۱۵. ما باید آنقدر غیر یهودیان را به مسائلى چون پیشرفت سرگرم کنیم تا سرانجام از
فهم هر مسئله اى اظهار عجز کنند.
۱۶. روش مهار کردن فکر را به وسیله سیستمى که به سیستم دروس عینى معروف است و هدف
آن مبدل کردن غیر یهودیان به آدم ها ى بى فکر، بى خرد و مطیع که منتظرند دیگران
برایشان فکر کنند و عقائدشان را شکل بدهند، انجام مى دهیم.
۱۷. اگر در رابطه هایمان دست روى حساسترین عصب ذهن آدمیان بگذاریم، خیلى زود به
پیروزى خواهیم رسید و این اعصاب حساس ذهن آدمى، عبارتند از زر اندوزى، مال پرستى و
تنوع طلبى در ارضاء نیازهاى مادى. هر یک از این خواسته ها به تنهایى مى تواند آدمى
را تسلیم ما کند.
۱۸. براى آنکه بتوانیم صنعت غیر یهودیان را به کلى نابود کنیم علاوه بر انحصار طلبى
تجمل پرستى را رایج مى کنیم و نیازهاى کاذب مردم را افزایش مى دهیم.
۱۹. مرگ براى همه یک امر اجتناب ناپذیر است. آنهایى که مانع انجام برنامه هاى ما
مى شوند بهتر است که مرگشان را جلو بیاندازیم و آنها را نابود کنیم.
۲۰. ما جوانان مسیحى را در دریایى از افکار شاعرانه غرق مى کنیم و آنها را بر اساس
تئوریها و اصولى که آنها را غلط مى پنداریم تربیت مى کنیم تا بتوانیم آنان را به
فساد بکشانیم.
۲۱. جوامعى که ما اخلاقیات را در آنها از بین برده ایم وجود خدا را نفى مى کنند و
از میان آنها شعله هاى آتش هرج و مرج طلبى (آنارشیسم) به هر سو زبانه مى کشد.
۲۲. کانسرواتیسم (محافظه کارى)که حکماى اندیشمند ما آن را عامل هدایت و پرورش فکر
تمام بشریت مى دانند قبل از هر چیز باید جزء برنامه آموزشى باشد.
۲۳. همه ادیان باید از بین بروند بجز دین ما. ریشه هر گونه عقیده اى باید از بیخ و
بن کنده شود حتى اگر این کار به انکار خدا بیانجامد.
۲۴. کسى نباید اعتقادات واقعى مذهب ما را مورد بررسى قرار دهد هیچ کس جز خودمان
نباید از کار دینمان سر در بیاورد.۳۱

پست صهیونیسم۳۱
پست صهیونیسم یک اعترض یهودى است، که بر پایه آن، برخى از یهودیان، صهیونیست را از
بعد مذهبى و غیرمذهبى رد مى نمایند. پست صهیونیست ها، اساس اندیشه هاى خود را بر
برقرارى صلح گذاشته اند، این اندیشه ابتدا در میان روشنفکران و نویسندگان شکل گرفت،
اما این فکر، در حال حاضر در میان دولت مردان یهود نیز در حال جا باز کردن است.
پست صهیونیست ها، به دنبال سرزمین موعود نیستند، آن ها معتقدند: تجمع یهودیان در هر
جاى دیگر نیز، امکان پذیر است و یهودیان مى بایست به جاى برترى طلبى، راه برترى
اقتصادى را در پیش گرفته، و در مقام گسترش سلطه اقتصادى باشند. یهودیانى که
صهیونیسم را از بعد مذهبى و غیرمذهبى رد مى کنند، به سه دسته تقسیم مى شوند که
عبارتند از: یهودیان ارتدوکس، اصلاح طلبان و مخالفان صهیونیسم از بعد مذهبى.
برخى از یهودیان ارتدوکس، مانند: گروه نتورى کارتا، جنبش صهیونیسم را، جنبش
غیرمذهبى مى دانند و معتقدند که رهبران سیاسى صهیونیسم با آن که خود به یهودیت
ارتدوکسى اعتقادى ندارند و حتى بسیارى از آنان، از منکران خدا هستند و هیچ اعتنایى
به احکام دینى نمى کنند، دین را به عنوان یک ابزار کارآمد، در راه دست یابى با
اغراض سیاسى خود، بهانه کرد و آن را هم چنین، ابزارى براى ترغیب گروه هاى یهودى، به
مهاجرت به فسلطین قرار داده اند. صهیونیسم از یهود، امتى نژادپرست و غیرمذهبى
مى سازد، که این موضوع با تعالیم مذهب یهود، در تعارض است.
ارتدوکس ها، خواهان تشکیل یک امت به تمام معنا مذهبى مى باشند که هویتش، با اجراى
اوامر ونواهى خداوند مرتبط باشد. این یهودیان، جنبش صهیونیسم، را جنبش مسیحایى
دروغین مى دانند، که با اراده خداوند به ستیز پرداخته است.
به نظر آنها، صهیونیسم، باید یهود را به صبر و انتظار و بردبارى دعوت کند، تا
خداوند به آنها اجازه بازگشت دهد، در واقع خداوند، آن ها را به دست گرفتن زمام امور
و بازگشت به فلسطین، براى سکونت در آن دعوت نمى کند.
اصلاح طلبان بر این باورند که صهیونیسم، یهود را از جنبه هاى مذهبى تهى کرده و تنها
در صدد بازگشت به گذشته پرشکوه یهود است. بسیارى از اصلاح طلبان عقیده دارند،
صهیونیسم با عملکرد خود، باعث شده است که در وجدان یهودیان اقامه شعائر صهیونیسم،
جاى خداوند و وفادارى به آن و حمایت از او را بگیرد. الکساندر شندلر، یکى از
خاخام هاى اصلاح طلب مى گوید: یهود در حال حاضر تصور مى کند، اسرائیل معبد آنها و
رئیس دولت آن، بزرگ خاخام هاى آنها است. به علاوه، یکى از خاخام هاى دیگر، صهیونیسم
را مانند گوساله طلایى توصیف کرده و مى گوید: در حال حاضر بت پرستى، جاى خداپرستى
حقیقى را گرفته است.
مخالفان صهیونیسم در بعد مذهبى، کسانى هستند که یا لیبرال هستند یا کمونیسم، آنها
در این دیدگاه اشتراک نظر دارند که مى توان مشکل یهود را در جوامع غرب، یا از طریق
افزایش لیبرالیسم در جامعه یا از طریق قوانین اشتراکى و سوسیالیستى حل کرد. این
گروه که صهیونیسم را رد مى کنند، در جوامع غرب در اقلیت قرار دارند، اما روز به
روز، رو به افزایش هستند.
پسا صهیونیسم به شکل دیگرى هم ظهور کرده و آن این که برخى از یهودیان به این سو
رفته اند که صهیونیسم به آن ها مربوط نیست، و مسأله اى است، وابسته به شهرک نشینان
صهیونیسم، یا برخى از یهودیان که به دنبال وطن جدیدى براى خود هستند. پس مى توان
گفت: عدم توجه به صهیونیسم، دیدگاه غالب یهودیان در جهان است و بسیارى از بزرگان با
فرهنگ و تحصیل کرده یهود در جهان، به این دیدگاه وابسته اند.۳۲

پست مدرنیسم ۳۲
فرا تجددگرایى، فرانوگرایى. پست مدرنیسم اصطلاحى است براى توصیف بعضى از گرایشها و
نظریه ها در زمینه فلسفه، علم، معرفت، سیاست، ادبیات، هنر و... که وجه مشترک همه
آنها، واکنش نسبت به بحرانهاى مدرنیته و به نقد کشیدن مدرنیسم و آرمانهاى آن است.
خصوصیت بارز این گرایش که در اواخر دهه ۶۰ از قرن بیستم عمدتا از فرانسه سر بر
آورد، در این است که مدرنیته و مؤلفه ها و آرمانهاى آن را با نقد و چالش و تردید
جدى مواجه کرده است. رویکرد پست مدرنیسم به طور مشخص با مؤلفه هاى مدرنیسم مثل
علم گرایى، تجربه گرایى، عقل گرایى، انسان محورى و... در ستیز قرار مى گیرد و آنها
را مسئول خرابیها و خسارتهاى انسانى عصر حاضر مى داند.۳۳

پلورالیسم۳۳
کلمه پلورالیسم در لغت به معنى تکثر، تعدد و کثرت گرایى است.
پلورالیسم در حوزه هاى مختلف، معانى ویژه اى دارد که برخى از آنها عبارتند از:
پلورالیسم اجتماعى
همزیستى مسالمت امیز پیروان ادیان آسمانى مختلف در کنار یکدیگر. بر این اساس پیروان
ادیان مختلف در هر کشور، مى توانند آزادانه به انجام دادن فرائض و مناسک دینى خود
بپردازند. البته در صورتى که یک دین در کشورى در اکثریت باشد پیروان اقلیت هاى دیگر
باید خطوط قرمز و قوانین حکومتى آن کشور را رعایت کنند.
پلورالیسم اخلاقى
پذیرش تکثر در مرام هاى اخلاقى در پرتو تغییر مختصات جغرافیایى و زمان. اینها
معتقدند ارزشهاى اخلاقى در هر زمان و مکانى مى توانند رنگ و شکل عوض کنند و تنوع
داشته باشند.

پلورالیسم دینى
حقانیت تمام ادیان در عرض یکدیگر به گونه اى که هیچ دینى بر دین دیگر امتیاز و
برترى ندارد.
پلورالیسم معرفتى
مهمترین نوع پلورالیسم که با رویکردهاى بسیار متنوع عرضه شده پلورالیسم معرفتى است.
از انکار اساس حقیقت گرفته تا نقص دائمى هر نوع شناخت، مواجهه افراد با ضلعى از
اضلاع حقیقت و.... در شدیدترین نوع آن معتقدند هر نوع شناختى در بردارنده نوعى
شکاکیت و نسبى انگارى است.۳۴

پنتاگون۳۴
ساختمان بزرگ وزارت دفاع آمریکا که به شکل ۵ ضلعى است و در شهر واشنگتن واقع است.

پول شویى
نخستین بار فردى به نام آلکاپون گروهى به نام آلکاپونها تشکیل داد که به زور از
مردم اخاذى مى کردند. آنان براى پنهان کردن شیوه عمل خود، رختشویى خانه اى تأسیس
کرده و وانمود مى کردند که درآمد خویش را از این راه به دست مى آورند و نه از راه
نامشروع. اصلاح پول شویى اینگونه شکل گرفت.
به مجموعه فرایندهایى که براى مشروعیت بخشیدن به درآمدهاى ناشى از اعمال خلاف قانون
و غیرمشروع صورت مى گیرد، پول شویى مى گویند. به عبارت دیگر پول هاى کثیف ناشى از
اعمال خلاف در بدنه اقتصاد تزریق مى شوند. انواع پول هایى که مى تواند به صورت
نامشروع در جامعه حاصل شود به سه دسته تقسیم مى شوند:
۱. پول هاى خاکسترى: درآمدهاى حاصل از فروش کالا یا انجام دادن کارهاى تولیدى است
ولى از نظارت دولت پنهان مى ماند و معمولاً براى فرار از مالیات صورت مى گیرد.
۲. پول هاى سیاه: درآمدهاى حاصل از قاچاق کالاست.
۳. پول هاى کثیف یا آغشته به خون: که مربوط به نقل و انتقال مواد مخدر یا جنایات
منجر به قتل و ترور است.
شیوه هاى تطهیر پول بسیار متفاوت است. از معمولى ترین روشها، سرمایه گذارى پول هاى
بدست آمده در بانک ها، بنگاه هاى تولیدى ـ تجارى، بازار سهام و اوراق قرضه، بازار
طلا و الماس و شرکت در مزایده هاى اجناس هنرى و کالاهاى قدیمى و انتقال پول به
کشورهاى داراى مقررات بانکى آزاد مثل سوئیس است. پس از مدتى این پول ها با پول هاى
تمیز (که از راه قانونى و مشروع به دست آمده) مخلوط مى شود به طورى که دیگر شناسایى
منبع درآمد پول غیرممکن مى شود. بنابر آمار ارائه شده، حجم پول تطهیر شده در سال
۱۹۹۶ در جهان حدود ۵/۱ تریلیون دلار بوده است.

تثلیث ۳۵
یکى از اصول مسیحیت است که بر اساس آن مسیحیان معتقدند از ازل، الوهیت و خدائیت را
سه شخص با هم و همزمان داشته اند؛ این سه شخص عبارتند از پدر، پسر و روح القدس،
یعنى مسیحیت از یک سو خداوند را واحد مى داند و از سوى دیگر براى ذات او سه جلوه
(یا اقنوم) قائل است. ۱. خداى پدر (ابّ) که خالق جهان است ۲. خداى پسر (ابن) که
همان مسیح است. ۳. خداى روح القدس که خداى فعال است و در دل بندگان، حیات مى دمد.
کلمه «تثلیث» هرگز در کتاب مقدس مسیحیان وارد نشده است و نخستین کاربرد شناخته شده
آن در تاریخ مسیحیت به سال ۱۸۰م. باز مى گردد.
نویسندگان عهد جدید عادت دارند خدا را پدر بنامند. این اصطلاح از یهودیت آمده است.
به گزارش انجیل ها، عیسى به شاگردان خود تعلیم داد که در دعاهاى خویش، خدا را پدر
آسمانى بخوانند (متى ۶:۹) و گفت: «نزد پدر خود و پدر شما و خداى خود و خداى شما
مى روم» (یوحنا۲۰:۱۷).
غالبا، عهد جدید روح القدس را روح خدا مى نامد. مفهوم روح القدس در مسیحیت با مفهوم
آن در اسلام تفاوت دارد. از دیدگاه سنت مسیحى و کتاب هاى مقدس، روح القدس، فرشته
خدا یا آفریده اى از آفریدگان و جداى از خدا نیست. به عقیده مسیحیان وى خود خداست
که در قلوب مردم و در جهان زیست مى کند و به عمل اشتغال دارد. او وجود توانا و فعال
خدا در جهان است و او بود که عیسى را در شکم مادر قرار داد. روح القدس جامعه مسیحیت
را ارشاد مى کند، تعلیم مى دهد، رازهاى خدا را مى گشاید و به نویسندگان کتاب هاى
مقدس الهام مى بخشد.
با گذشت زمان و در طول تاریخ کلیسا مسیحیان مدعى شدند که طبیعت سه گانه خدا یک راز
است و نمى توان آن را با تعابیر بشرى بیان کرد. با آنکه نویسندگان، عارفان و
متکلمان مسیحى به کمک کتاب عهد جدید، براى دست یافتن به برخى از آنچه به ذات خدا
مربوط مى شود، کوشیده اند ولى همگان به نافرجامى کوشش هاى خود براى توجیه تثلیث
اعتراف دارند.
نخستین شوراهاى کلیسایى اعلام کردند که خدا یکتا، ولى داراى سه اُقْنوم است. کلمه
اُقنوم از ریشه یونانى و به معناى راه وجود است. بر این اساس، اَقانیم سه گانه سه
راه یا سه حالت براى وجود خدا و عمل اوست.۳۵

تلمود
تلمود، در لغت به معنى آموزش و تعلیم است و مجموعه اى است از شریعت یهود که توسط
کاهنان فریسى نوشته شده است و مى توان آن را نوعى تفسیر بر تورات و عهد قدیم، همراه
با احکام عبادى و اعتقادى دانست.

توتالیتاریسم ۳۶
دولت تمامت خواه، سلطه گرى، حکومت تک حزبى. توتالیتر، وصف رژیم هایى تمامت خواه است
که خود را براى دست یازى و دخالت در تمامى عرصه هاى زندگى اجتماعى انسانها مجاز و
محق مى دانند.۳۶


تورم
افزایش قیمت ها به علل گوناگون را تورم گویند. فرآیند افزایش مداوم سطح عمومى
قیمت ها و به عبارت دیگر کاهش مستمر ارزش پول. ساده ترین علت تورم این است که مقدار
پول در جامعه بیش از مقدار تولید باشد. مثلاً اگر در کشورى ۱۰۰۰ دستگاه دوچرخه
تولید شود و قیمت هر یک ۱۰۰۰ تومان باشد، مجموع ارزش آن ها برابر ۰۰۰/۰۰۰/۱ تومان
است. حال اگر دولت اسکناس چاپ کند و معادل ۰۰۰/۰۰۰/۱ تومان اسکناس وارد مدار اقتصاد
کند قیمت دوچرخه دو برابر مى شود یعنى تورم ۱۰۰% و اگر ۰۰۰/۵۰۰ تومان وارد مدار کند
قیمت دوچرخه ۵/۱ برابر مى شود یعنى تورم ۵۰% پیدا مى شود.۳۷
علل تورم در ایران به طور عمده عبارتند از شوک هاى نفتى و رشد نقدینگى، اتکاى بودجه
عمومى به نفت، کسرى بودجه، کاهش ارزش پولى ملى و قیمت گذارى نامناسب تولید
کنندگان.۳۸

توسعه ۳۷
حرکت مطلوب به سمت جلو، حرکت به سمت جلو طبق یک سرى شاخص هاى معین.
توسعه، فرآیندى است که متضمن پیشرفت مداوم در همه عرصه هاى زندگى انسان اعم از مادى
و معنوى و بهبود بنیان هاى ملى، اقتصادى، اجتماعى، سیاسى و فرهنگى باشد و انسان در
این فرآیند، به حیاتى همراه با عزت نفس و گسترش دایره انتخاب در محدوده پذیرفته
شده، دست یابد.
با این تعریف مى توان دریافت که توسعه، داراى ابعادى گسترده چون توسعه فرهنگى،
اقتصادى، سیاسى و اجتماعى است و هر یک از این ابعاد در ایجاد یک توسعه مطلوب و
پایدار دخیلند، اما در ابتدا نقش توسعه اقتصادى از همه، شاخص تر به نظر مى رسد.۳۹

تولید ناخالص داخلى ۳۸G.D.P
ارزش کالاها و خدماتى که در داخل یک کشور صورت گرفته، خواه توسط افراد داخلى آن
کشور باشد یا توسط افرادى خارجى، مثلاً اگر یک شرکت فرانسوى در ایران لوازم خانگى
تولید کند جزو تولید ناخالص داخل محسوب مى شود. اگر ارزش تولیدات این شرکت از ارزش
کل کالا و خدمات داخلى کسر شود تولید خالص داخلى به دست مى آید.۴۰

تولید ناخالص ملى ۳۹GNP
تولید ناخالص ملى یکى از شاخص هاى سنجش قدرت اقتصادى کشورها است و عبارت است از
ارزش پولى کلیه کالاها و خدمات که اعضاى یک ملت در طول یک سال تولید کرده اند.
مثلاً فرض کنید کشورى در یک سال تولیدات زیر را داشته باشد:
۱. مواد غذایى: ۵۰۰۰ کیلو به ارزش ۰۰۰/۲۰۰/۳ تومان
۲. انواع اتومبیل: ۰۰۰/۱۰ دستگاه به ارزش ۱۰۰۰ میلیون تومان
۳. پوشاک و اسباب بازى به ارزش ۳۰۰ میلیون تومان
۴. خدمات (تدریس، تألیف، تبلیغات و...) ۰۰۰/۸۰۰/۲ تومان
مجموع ارقام فوق یعنى ۱۳۰۶ میلیون تومان، تولید ناخالص ملى این کشور است. منظور از
کلمه ناخالص این است که وقتى کارخانه اى تولید اتومبیل یا پوشاک و... مى کند مقدارى
فرسودگى و استهلاک هم برایش به وجود مى آید که باید تعمیر و جایگزین شود.
اگر در کشور فرضى فوق هزینه استهلاک را ۶ میلیون تومان در نظر بگیریم و از ارزش
تولید ناخالص ملى کم کنیم «تولید خالص ملى» که ۱۳۰۰ میلیون تومان است به دست
مى آید.
منظور از کلمه ملى این است که این مقدار از تولید به وسیله اهالى کشور صورت گرفته،
خواه در داخل کشور باشد خواه در خارج از کشور. مثلاً اگر وزارت صنایع در خارج از
کشور اتومبیل تولید کند، ارزش پولى آن به حساب تولید ناخالص ملى ایران گذاشته
مى شود.۴۱



ج ـ ح ـ خ


جایزه نوبل۴۰
آلفرد نوبل در سال ۱۸۳۳ در استکهلم، پایتخت سوئد به دنیا آمد. چهار سال پس از تولد
او، خانواده اش به روسیه مهاجرت کردند. پدرش کارخانه اى در سن پترزبورگ تأسیس کرد
که مواد انفجارى و برخى صنایع نظامى مى ساخت. مواد انفجارى براى کار در استخراج
معدن به فروش مى رفت و تأسیسات نظامى، طبق سفارش هاى دریافتى، تولید مى شد. آلفرد
در روسیه، پاریس و آمریکا درس خواند و به عنوان یک شیمى دان موفق فارغ التحصیل شد.
وقتى کارخانه پدرش با نزول درآمد و تولید مواجه بود، به سوئد بازگشت و آزمایشگاهى
کوچک راه انداخت تا روى مواد منفجره تحقیق کند. در سال ۱۸۶۳ توانست با اضافه کردن
پودر سیاه یا همان باروت به نیتروگلیسرین مکانیسمى براى کنترل انفجار آن پیدا کند.
اما در سال ۱۸۶۴ آزمایشگاه او منفجر شد و برادر کوچکش و چند نفر دیگر از کارمندان
آزمایشگاه کشته شدند. نوبل در سال ۱۸۶۷ کشف کرد که از مخلوط کردن نیتروگلیسیرین با
یک ماده دیگر، مى توان ماده منفجره اى ساخت که ضریب اطمینان بالاتر در حمل ونقل
داشته باشد. او اختراع خود را دینامیت نامید که از کلمه یونانى دینامیس به معناى
قدرت گرفته شده بود.
اختراع نوبل هرچند در صنعت ساخت و ساز و اکتشاف و استخراج معادن، کاربرد زیادى
داشت، اما در جنگ نیز قابل استفاده بود. نوبل، در این زمان، دیگر تنها یک مخترع
نبود، بلکه یک کارخانه دار، رئیس شرکت، متخصص در امور صنعتى و اقتصاددان نیز به
شمار مى آمد. آینده اى درخشان در انتظارش بود و ثروت هنگفتى نیز به دست آورده بود
ولى ترجیح مى داد وقتش را صرف اختراع مواد منفجره جدید کند. اما هر چه سن نوبل
بالاتر مى رفت، ثروت و عذاب وجدانش با هم زیاد مى شد چون فکر مى کرد اختراعاتش به
گسترش جنگ و خشونت در دنیا کمک کرده است.
یکى از دلایل این فکر و خیال ها، مقاله اى بود که یک روزنامه فرانسوى درباره او
نوشته بود. وقتى برادر دیگر آلفرد نوبل مرد، آن روزنامه او را با آلفرد که مخترع
دینامیت بود، اشتباه گرفت و در مقاله اى، از او با عنوان فرشته مرگ نام برد. مقاله
روزنامه کار خودش را کرد و نوبل در آخرین وصیت اش تمام ثروت خود را صرف پاک کردن
این لقب کرد. بنیاد نوبل که پنج سال پس از مرگ او تأسیس شد هر ساله جایزه اى را در
پنج رشته به کسانى که تحقیقات برجسته یا اختراعى مهم یا فعالیت مؤثر اجتماعى انجام
داده باشند، اهدا مى کند.
این جایزه شامل یک مدال طلا، دیپلم افتخار و چیزى در حدود یک میلیون دلار پول است و
اگر برندگان، بیش از یک نفر باشند، جایزه نقدى بین آنها تقسیم مى شود و هر کس تنها
یک بار مى تواند به تنهایى برنده نوبل شود و ضمنا هر سال در هر رشته جایزه، حداکثر
به سه نفر مى رسد.
نوامبر ۱۹۸۵، آلفرد نوبل، یک سال قبل از مرگش وصیت کرد که بخش اعظم ثروت خود را که
بالغ بر ۱۹۰ میلیون دلار مى شد، در اوراق بهادار کم ریسک سرمایه گذارى کنند و سود
حاصل از این سرمایه گذارى را هر ساله در قالب جوایزى، به کسانى اعطا کنند که در سال
گذشته اش، بزرگترین خدمات را به نوع بشر کرده اند. موجودى صندوق مؤسسه در ۳۱ دسامبر
۲۰۰۴ حدود ۴۵۰ میلیون دلار بوده است.

جنبش عدم تعهد
با پایان پذیرفتن جنگ جهانى دوم، کشورهاى فاتح جنگ به ویژه ایالات متحده آمریکا و
شوروى دچار اختلاف و رقابت شدند به طورى که این رقابت ها باعث شد کشورهاى جهان در
یک جناح بندى کلى در بلوک شرق یا غرب قرار گیرند. در برابر این جناح بندى و روابط
خصم آمیز ناشى از آن، برخى از کشورها خواهان بى طرفى خود بودند، ایده «عدم تعهد»
نیز در این شرایط ظهور کرد و پس از چندى باعث تشکیل جنبش عدم تعهد شد.
چهار رهبر سیاسى که مبارزات ضداستعمارى داشتند، یعنى جواهر لعل نهرو (هند)، مارشال
تیتو (یوگسلاوى)، احمد سوکارنو (اندونزى) و جمال عبدالناصر (مصر) رهبران مؤسس این
جنبش بودند.
کنفرانس سران جنبش عدم تعهد هر سه سال یکبار در پایتخت یکى از کشورهاى عضو که ریاست
جنبش را بر عهده گرفته تشکیل مى گردد. هم اکنون به علت تشکیل اعضاى جنبش از
دولت هاى غیر متجانس، شرط اساسى جنبش، که «عدم وابستگى به یکى از ابرقدرتها» است
رعایت نمى شود و از ضعف هاى عمده دیگر آن نبود ضمانت اجرایى لازم براى تصمیمات جنبش
از نظر حقوقى است.۴۲

جنبش نرم افزارى۴۱
اگر جنبش نرم افزارى را از زاویه لغت شناسى بررسى کنیم، از دو مفهوم «جنبش» و
«نرم افزار» تشکیل شده است.
الف: جنبش
جنبش، اصالتا یک اصطلاح سیاسى است که در فرهنگ سیاسى براى تبیین حرکت هاى اجتماعى ـ
سیاسى به کار مى رود.
این واژه، در زمینه هاى دیگر به صورت استعاره و به تناسب شباهت هایى که وجود دارد،
با تغییراتى در معنا، به کار برده مى شود. جنبش معمولاً در مواردى به کار مى رود که
وضع موجود در یک زمینه ـ سیاسى، فرهنگى، اجتماعى، یا اقتصادى ـ مورد رضایت کامل
نباشد، و روند امور در آن حیطه نیز آینده صددرصد امیدبخشى را ترسیم نکند.
در چنین موقعیتى، این احساس به وجود مى آید که باید حرکت و جهت گیرى جدیدى رخ دهد
تا اوضاع رو به راه شود و کارها در جهت صحیحى به پیش رود. از ویژگى هاى دیگر یک
جنبش، اجتماعى بودن آن است. اگر کسى نظریه جدیدى عرضه کند، یا حزب جدیدى تأسیس
نماید، یا کار جدیدى را شروع کند، جنبش نامیده نمى شود.
جنبش مستلزم آن است که یک حرکت، اجتماعى باشد و بخش نسبتا وسیعى از افراد را دربر
بگیرد. شاید دیگر ویژگى این لفظ را بتوان در آن دانست که در یک جنبش، نظر به هر
تحولى نیست، بلکه تحول مثبت است که جنبش به حساب مى آید. حرکت و تحولى در زمره
جنبش ها قرار مى گیرد که گامى مثبت در جهت آرمان ها و اهداف کسانى باشد که آن را به
وجود مى آورند.
ب: نرم افزار
نرم افزار، در مقابل سخت افزار و از اصطلاحات علوم رایانه وام گرفته شده، و با نوعى
استعاره در اینجا به کار رفته است. در علوم رایانه، ابزارهاى کار با رایانه را به
سخت افزار و نرم افزار تقسیم مى کنند. «سخت افزار» قسمت ها یا بخش هاى مکانیکى،
الکتریکى، و الکترونیکى رایانه است که جنبه فیزیکى دارد، و «نرم افزار» به
دستورالعمل هایى گفته مى شود که براى به کار بردن، تنظیم، مهار و ایجاد ارتباط میان
اجزاى مختلف سخت افزار استفاده مى شود. در جامعه هم مى توان نیروهاى اجتماعى را به
دو بخش تقسیم نمود: بخش هایى که ابزار یا کالا تولید مى کنند، و بخش هایى که تولید
فکر و نظریه مى کنند. بخش اول در حکم سخت افزار و بخش دوم، که هدایت گر حرکت هاى
جامعه است، در حکم نرم افزار است.
در گام بعدى، این مسئله از یک جامعه نیز فراتر رفته، به کل جوامع و تمدن هاى بشرى
در طول تاریخ تسرّى یافته است. بر این اساس گفته مى شود: در عناصر تمدن ساز، دو بخش
از یکدیگر قابل تفکیک است: یکى بخش سخت افزارى تمدن که همان ابزارها، کالاها،
فن آورى و تکنولوژى است، و دیگر بخش نرم افزارى تمدن است؛ یعنى فکر، علم و
نظریه پردازى.
بنابراین، «جنبش نرم افزارى» را مى توان این گونه تعریف کرد: یک حرکت اجتماعى براى
ایجاد تحول مثبت در روند تولید فکر، علم، و نظریه پردازى به منظور برپا ساختن تمدنى
بر اساس مبانى حقیقت محور، و در جهت اهداف و آرمان هاى اصیل انسانى. البته ما
معتقدیم که آن حقیقت، و این آرمان، همگى در اسلام ناب محمدى متجلّى مى گردد.۴۳
در حقیقت نهضت نرم افزارى زمینه لازم براى ایجاد جامعه اى آرمانى و مطلوب را فراهم
مى آورد. نیاز جامعه این است که ما به وضعیتى نایل آییم که ضمن حفظ اسلامیت نظام،
کارآمدى، توسعه یافتگى و رفاه اجتماعى نیز در حدى مقبول تأمین شود. تحقق جامعه اى
با چنین ویژگى ها بُعد سخت افزارى است که در پى تحقق نرم افزار آنیم. آنچه امکان
تحقق جامعه اى توسعه یافته با ویژگى هاى یاده شده را فراهم مى نماید، طراحى مهندسى
توسعه جامعه است. بنابراین مهندسى توسعه اجتماعى مبتنى بر فرهنگ اسلام، اولین لایه
جنبش نرم افزارى است که جامعه بدان نیاز دارد.
گام دوم براى نائل شدن به مهندسى توسعه اسلامى این است که باید اطلاعات و علوم
تخصصى، تولید گشته و جامعه به ظرفیتى از تولید علم رسد که تمامى نیازمندى هاى
اطلاعاتى را در مسیر توسعه اسلامى پاسخگو باشد. بنابراین نرم افزار مورد نیاز در
اداره جامعه تنها به تولید علم محدود نمى شود، بلکه باید تولید علم به طراحى مهندسى
اجتماعى بینجامد تا مبتنى بر آن، تنظیم اعتبارات جامعه و تخصیص امکانات به شکلى
بهینه و عادلانه ممکن شود.
نهضت نرم افزارى به معناى یاد شده، ضرورتى حتمى براى تحقق آرمان هاى هر جامعه به
شمار مى رود؛ چه اینکه جامعه پردازى و توسعه یافتگى مرهون تولید علم و فناورى در هر
جامعه است.
کشور ایران پس از انقلاب اسلامى، فصلى نوین از حیات و جوشش خود را آغاز نموده است.
بدیهى است براى عملى شدن و استمرار آرمان هاى انقلاب و تحقق اهداف آن لزوما نیازمند
ظرفیت علمى توانا، آن هم متناسب با اهداف و آرمان هاى خود هستیم. ناگفته نماند که
در صورت کم توجهى به این مسئله نیز از بعد داخلى و خارجى با محدودیت ها و فشارهایى
روبه رو خواهیم شد؛ بدین بیان که از بعد داخلى، وابستگى علمى، تشابه در الگوهاى
توسعه اجتماعى را به همراه خواهد داشت و تشابه در الگوهاى توسعه نیز به حذف دین از
عرصه جامعه پردازى و تمدن سازى خواهد انجامید. در نتیجه، آرمان دستیابى به تمدن
اسلامى و پیشتازى در تمدن سازى مبتنى بر فرهنگ اسلام، آرمانى دست نایافتنى و شعارى
بى پشتوانه خواهد شد. این امر افزون بر آنکه سبب تحقق نیافتن مهم ترین هدف انقلاب
(یا دست کم یکى از اهداف مهم) مى شود، باعث کم شدن اعتماد مردم به نظام اسلامى و
ناامیدى آنها از دستیابى به جامعه اى سالم خواهد شد. در صورت بروز چنین فرجام
ناخوشایندى، قطعا از درون فرو مى پاشیم.۴۴

جنگ روانى۴۲
جنگ روانى عبارت است از استفاده دقیق و طراحى شده از تبلیغات و ابزارهاى مربوط به
آن که منظور اصلى اش تأثیرگذارى بر عقاید، احساسات، تمایلات و رفتار دشمن یا گروه
بى طرف یا گروه هاى دوست است تا موجب پیشرفت مقاصد امنیت ملى شود. مجموعه اقدامات
تبلیغى ـ روانى است که کشورها یا گروه ها براى اثرگذارى و نفوذ در عقاید و رفتار
دولتها در جهت مطلوب به پشتیبانى زمینه ها و ابزارهاى سیاسى ـ اقتصادى فرهنگى و
نظامى انجام مى دهند. صنعت سینما و تولید فیلم هاى ویژه، شبکه هاى رادیو تلویزیونى،
اینترنت، مطبوعات و خبرگزارى ها و حتى بازى هاى رایانه اى در سالهاى اخیر از
مهمترین ابزارهاى ایجاد جنگ روانى بوده اند.

جنگ سایبر۴۳
جنگ سایبر عبارت است از انجام یا آماده شدن براى انجام عملیات هاى نظامى مطابق با
اصول مربوط به اطلاعات. جنگ سایبر یعنى ایجاد اختلال ـ اگر نگوییم نابودى کامل ـ در
سیستم هاى اطلاعاتى و ارتباطى که دشمن براى «دانستن» خود به آن ها تکیه مى کند؛
یعنى اینکه او کیست؟ کجاست؟ چه کارى را در چه زمانى مى تواند انجام دهد؟ چرا
مى جنگد؟ چه تهدیداتى در اولویت قرار دارند؟ و غیره...
در جنگ سایبر تلاش مى شود تا همه چیز را درباره دشمن بدانیم و در عین حال نگذاریم
او هیچ چیز درباره ما بداند. به بیان دیگر، هدف اصلى در جنگ سایبر به هم زدن
«موازنه اطلاعات و دانش» به نفع نیروهاى خودى است به ویژه اگر «موازنه توان رزمى»
وجود ندارد. بنابراین در جنگ سایبر مى توان با بهره گیرى از دانش برتر، ضعف سرمایه
و نفرات کمتر را جبران کرده و به پیروزى قاطع دست یافت.
جنگ سایبر اشکال متعددى داشته و در آن از انواع فناورى هاى پیشرفته بهره مى جوید.
سیستم هاى سلاح هاى هوشمند، ماهواره هاى جاسوسى، پرنده هاى بدون سرنشین با مداومت
پرواز بالا، فناورى موقعیت یاب جهانى و غیره نمونه هایى از فناورى هاى مورد استفاده
در جنگ سایبر هستند.

جنگ سرد ۴۴
حالت کشاکش سیاسى ـ اقتصادى و ایدئولوژیک و مسابقه جنگ افزارى میان دو یا چند کشور
همراه با جنگ روانى و تبلیغاتى علیه یکدیگر بدون آنکه جنگ یا کاربرد مستقیم
جنگ افزارهاى گرم در میان باشد. این اصطلاح مربوط به دوران پس از جنگ جهانى دوم تا
سال ۱۹۷۸ هست که کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا رسما پایان دوره جنگ سرد را در نطقى
اعلام کرد. در این مدت، کشمکش هایى بین کشورهاى بلوک شرق (شوروى و کشورهاى اروپاى
شرقى) و بلوک غرب (آمریکا و کشورهاى اروپاى غربى) جریان داشت.۴۵

جنگ نرم
شکل جدیدى از تهدیدات موجود و آتى استکبار جهانى علیه جمهورى اسلامى ایران است که
در آن رسانه ها مهمترین ابزار مى باشند. سرمایه گذارى سالهاى گذشته غرب در
راه اندازى و حمایت از رسانه هاى مخالف و فعال شدن بیش از ۳۰ شبکه ماهواره اى و
تلویزیونى ضد انقلاب و فعال بودن صدها رادیو نظیر رادیو آمریکا، رادیو فردا، رادیو
آزادى و پخش برنامه هاى شبانه روزى علیه ایران از جمله آنهاست. حمایت از طیف
روشنفکران دموکراسى ساز و ارتباط با برخى چهره هاى ضد انقلاب داخلى از دیگر
ابزارهاى آنها ست. در جنگ نرم، ایمان و اعتقادات مردم به اسلام، انقلاب و آرمانهاى
امام و رهبر انقلاب توسط رسانه هاى ضد انقلاب مورد هدف قرار مى گیرد.

چشم انداز
چشم انداز عبارت است از تصویر مطلوب و آرمان قابل دستیابى جامعه در یک افق زمانى
معین بلند مدت که متناسب با مبانى ارزشى و آرمانى نظام و مردم تعیین مى گردد.

حادثه ۱۱ سپتامبر
انفجار برج هاى دوقلوى سازمان تجارت جهانى در شهر نیویورک آمریکا در روز ۱۱ سپتامبر
۲۰۰۱ میلادى (۲۰ شهریور ۱۳۸۰). در جریان این حادثه دو هواپیما به فاصله ۲۰ دقیقه با
برج هاى دوقلو برخورد کردند و به دنبال آن این برجها که نماد قدرت اقتصادى آمریکا
از سالهاى دهه ۱۹۷۰ بودند در کمتر از یک ساعت به تلى از خاکستر و دود و آهن پاره
تبدیل شدند. اطلاعات منتشر شده در مورد این حادثه نشان مى دهد که دولت مردان
نومحافظ کار آمریکا (بوش و همکارانش) این حادثه را از قبل به صورت کاملاً دقیق
طراحى کرده بودند تا بهانه اى باشد براى حضور نظامى خود در خاورمیانه و تسلط بر
منافع نفتى این منطقه و تأمین امنیت رژیم اشغالگر قدس و محقق نمودن شعار اسرائیل
بزرگ (نیل تا فرات).
تحلیل گران بزرگى مانند لیندون لاروش آمریکایى و تیرى میسان فرانسوى و دهها شخصیت
دیگر با انجام تحقیقات رسمى و تحلیل هاى قوى، ساختگى بودن این حادثه را اثبات
نمودند. از جمله دلایلى که بر ساختگى بودن حادثه ۱۱ سپتامبر بیان شده موارد زیر
است:
۱. چرا فقط تعداد قربانیان این حادثه حدود ۳ ـ ۴ هزار نفر ذکر شده در حالى که جمعیت
موجود در این برجها به طور معمول حدود ۱۰۰ هزار نفرند. همچنین هیچکدام از مسئولان و
مدیران شرکت هاى متعلق به ساختمان هاى مرکز تجارت جهانى کشته نشده اند و بیشتر آنها
همان روز و در ساعت وقوع حادثه در پایگاه نظامى ال ـ فوت با جرج بوش به صبحانه دعوت
شده بودند.
۲. با وجود اینکه در این برجها به طور معمول تعداد زیادى از یهودى ها حضور دارند
چرا در بین کشته شدگان تعداد آنها بسیار اندک است.
۳. پیدا شدن گذرنامه «محمد عطا» یکى از خلبانان حمله کننده به برجها به صورت کاملاً
سالم و دست نخورده زیر آوارهاى دو برج در حالى که خود «عطا» کاملاً سوخته و همراه
با دو هواپیماى منفجر شده کاملاً از بین رفته است.

خاورمیانه۴۵
منطقه خاورمیانه در مفهوم کلاسیک آن کشورهاى عربى به عنوان هسته مرکزى و کشورهاى
کنارى یعنى ایران، ترکیه و اسرائیل را در بر مى گیرد. خاورمیانه داراى ویژگیهاى
یگانه و شاخصى است که مانند آن را در کمتر منطقه اى از جهان مى توان یافت، در این
منطقه شش نژاد گوناگون در کنار هم زندگى مى کنند. این منطقه زادگاه سه دین بزرگ
اسلام و مسیحیت و یهودیت است و فرهنگ آن بر اصول اسلام بنیان گذاشته شده است.
از دیگر ویژگى هاى مهم خاورمیانه مى توان به برخورد قاره هاى اروپا، آسیا و آفریقا
در امتداد مدیترانه و دریاى سرخ اشاره کرد که در این میان نقش کانال سوئز اهمیت
چشمگیر دارد و سبب شده است خاورمیانه به صورت گذرگاهى میان اروپا و خاور زمین عمل
کند و نقش ترانزیتى بیابد.
با توجه به اهمیت خاورمیانه در چرخه قدرت و اقتصاد جهانى و ویژگیهاى برجسته آن از
زوایاى مختلف، شاهد اثرگذارى فزاینده آن بر نظام تصمیم گیرى جهانى هستیم. این منطقه
در بر گیرنده ۲۳ درصد جمعیت جهان است. ۳۰ درصد منابع معدنى از جمله ۷۴ درصد از
ذخایر نفت خام جهان، ۵۰ درصد از ذخایر کشف شده گاز طبیعى، ۵ درصد کنف، ۲۰ درصد
تولیدات پنبه، ۳۰ درصد فسفات، ۳۵ درصد قلع، ۱۰ درصد اورانیم و ۱۷ درصد تولید برنج
را در دست دارد.
به نظر مى رسد همین شرایط ویژه سبب شده که کشورهاى غربى به ویژه آمریکا نگاهى ویژه
به خاورمیانه داشته همواره به آن چشم طمع دوخته باشند که نمونه آن را مى توان در
برنامه ریزى براى تشکیل خاورمیانه بزرگ در سال ۲۰۰۱ و پس از شکست آن، تشکیل
خاورمیانه جدید در سال ۲۰۰۶ مورد مشاهده قرار داد.۴۶

خاورمیانه بزرگ۴۶
نومحافظه کاران آمریکایى که پس از انتخابات سال ۲۰۰۰ در این کشور به قدرت رسیدند
ایجاد نظم هژمونیک (برترى و رهبرى جهانى) ایالات متحده را از رهگذر تشکیل خاورمیانه
بزرگ (در برگیرنده آسیاى میانه، جنوب غربى آسیا و شمال آفریقا و به عبارتى از مراکش
تا بنگلادش) مورد توجه قرار دادند. این طرح ناظر به اهداف امنیتى آمریکا در
حوزه هاى سیاسى، اقتصادى، فرهنگى، اجتماعى و نظامى بود و اصلى ترین هدف آن پشتیبانى
از اسرائیل و تأمین امنیت سیاسى اقتصادى آن بود.
حادثه ۱۱ سپتامبر در سال ۲۰۰۱ و موضوعیت یافتن تروریسم و القاعده، فرصت بسیار مغتنم
و مناسبى را براى آمریکا فراهم آورد تا طرح خاورمیانه بزرگ و شکل گیرى قرن آمریکایى
(قرن ۲۱) را عملیاتى نماید. سردمداران کاخ سفید براى اجرایى نمودن این طرح در ابتدا
سعى کردند محیط بین المللى را در راستاى اهداف مورد نظر خود سازماندهى کنند که شامل
موارد ذیل بود:
ـ ایجاد اجماع جهانى حول آمریکا براى مبارزه جهانى با تروریسم.
ـ همراه نمودن افکار عمومى جهانیان با سیاست هاى میلیتاریستى آمریکا.
ـ مشروعیت بخشیدن به اقدامات سخت افزارى و نظامى آمریکا.
ـ ترسیم چهره منجى گرایانه از آمریکا و تولید قدرت نرم براى این کشور.
این اقدامات علاوه بر اینکه ساخت خاورمیانه بزرگ را به فاز اجرا منتقل مى کرد،
شرایط را نیز براى برقرارى نظم هژمونیک (برترى و رهبرى جهانى) آمریکا در صحنه
بین المللى فراهم مى ساخت.
از این رو نومحافظه کاران، برنامه نظامى تسخیر خاورمیانه قدیم (افغانستان، عراق،
سوریه، لبنان و...) را در دایره طرح ریزى و اقدامات خود قرار دادند تا اهداف و
راهبردهاى خاورمیانه اى آمریکا را تأمین نمایند. تهاجم نظامى به افغانستان و عراق و
ساقط کردن طالبان و صدام، آغاز مرحله اول طرح خاورمیانه بزرگ، یعنى دولت سازى در
منطقه خاورمیانه قدیم را معنا بخشید.
سردمداران کاخ سفید درصدد بودند در این مرحله با ساقط کردن دولتهاى شرور، دولتهاى
همراه با خود را جایگزین آنان نمایند. اما دیرى نگذشت که متوجه شدند پروژه
دولت سازى نه تنها به شکل گیرى و روى کار آمدن دولت هاى همسو نمى انجامد، بلکه
فرصتى را براى اسلام گرایان فراهم مى سازد تا با استفاده از آن، به صورت دموکراتیک،
از نردبان قدرت بالا روند.
پیروزى مجاهدین افغان و تشکیل مجلس قانونگذارى اسلامى در افغانستان، پیروزى ائتلاف
یکپارچه در عراق و روى کار آمدن دولت اسلامى، پیروزى حزب اللّه در انتخابات
پارلمانى لبنان و مشارکت در دولت این کشور، پیروزى حماس در فلسطین و پیروزى
اسلام گرایان شیعه در انتخابات شهردارى استانهاى شرقى عربستان، طرح خاورمیانه بزرگ
آمریکا را در اولین گام خود با مانع بسیار بلندى مواجه ساخت و معادلاتى را در منطقه
رقم زد که نه تنها با اهداف و راهبردهاى خاورمیانه اى نظام سلطه مغایرت داشت، بلکه
منافع آنان را نیز به خطر انداخت. از این رو بازیگران نظام سلطه با رویکردى ارتجاعى
به محدوده و موقعیت خاورمیانه قدیم، طرح خاورمیانه جدید را مطرح کردند.
طرح خاورمیانه بزرگ در صورت تحقق، اهداف زیر را براى آمریکا عینیت مى بخشید.
۱. تأمین منابع نفت مورد نیاز آمریکا در دهه هاى آینده: آمریکا روزانه ۲۱ میلیون
بشکه نفت مصرف مى کند که ۱۴ میلیون آن را وارد و ۷ میلیون دیگر را در داخل تولید
مى کند. و چنانچه با همین روند مصرف خود را ادامه دهد در کمتر از ۱۰ سال با پایان
ذخایر نفتى خود (که حدود ۲۱ میلیارد بشکه برآورد شده) دچار مشکل مى شود. بنابراین
تأمین انرژى مورد نیاز آمریکا در دهه هاى آینده یکى از مهمترین فاکتورهاى
تهدیدکننده امنیت ملى این کشور است.
۲. کنترل شریان نفت به عنوان اهرمى براى مهار اروپا و شرق آسیا.
۳. حفظ امنیت اسرائیل به عنوان مهمترین متحد استراتژیک آمریکا.
۴. ترویج دموکراسى هاى کنترل شده از طریق روى کار آوردن دولت هایى با گرایش به غرب
به جاى دولت هاى مستبد منطقه براى مقابله با موج اسلام گرایى و مهار امواج مردمى
معترض به حکومت هاى دست نشانده و افزایش سیطره خود بر منطقه.
۵. زمینه سازى براى برترى تمدنى: خاورمیانه بزرگ مورد نظر آمریکا، محل تلاقى ۵ تمدن
از ۷ تمدن مورد اشاره هانتینگتون است. بنابراین این منطقه مى تواند خاستگاه اتحاد
آتى بر ضد تمدن غرب محسوب شود. لذا آمریکا سعى داشت با حضور در مرزهاى این ۵ تمدن،
ضمن کنترل آنها و جلوگیرى از بلوک تمدنى در برابر غرب، شرایط مناسب براى پیروزى
تمدن غرب در جنگ آینده که به گفته هانتینگتون جنگ تمدن ها خواهد بود را فراهم کند.
۶. مقابله و مهار اسلام گرایى و بیدارى اسلامى ناشى از صدور انقلاب اسلامى در جهان
و به ویژه خاورمیانه.
۷. ترویج فرهنگ و هنجارهاى مورد نظر غرب با بهره گیرى از ساز و کارهاى تربیتى،
آموزشى و رسانه اى به منظور استحاله و هضم بزرگترین مانع تمدنى (تمدن اسلامى) در
برابر تمدن غرب.
۸. پروسه ایجاد دولت هاى جدید: بر این اساس آمریکا با استفاده از تعدد قومیت هاى
خاورمیانه، برنامه ریزى گسترده اى براى تحریک قومیت ها، تجزیه کشورها و تغییر
جغرافیاى سیاسى در خاورمیانه بر اساس منافع ملى خود انجام خواهد داد.
در این راستا کشور مستقل کردستان (شامل بخشهایى از ایران، عراق، ترکیه و سوریه)
تشکیل خواهد شد که به عقیده سران نظامى آمریکا چنین کشورى، آمریکایى ترین کشور در
گسترده بین بلغارستان تا ژاپن خواهد بود. همچنین کشور عراق به سه کشور کردستان،
عربى شیعه و یک کشور سنى تجزیه خواهد شد و ایران نیز بخش قابل توجهى از گستره خود
را به کشورهاى جدید موسوم به کردستان، شیعه عرب و آذربایجان متحد واگذار مى کند.

خاورمیانه جدید۴۷
«خاورمیانه جدید» واژه و عنوانى است که در سال ۲۰۰۶ از سوى کاندولیزا رایس (وزیر
امور خارجه آمریکا) مطرح گردیده است. وى در سفر خاورمیانه اى خود با اشاره به
تحولات منطقه ـ به ویژه عراق و لبنان ـ این شرایط را درد زایمان خاورمیانه جدید
نامید.
خاورمیانه جدید در واقع از یک سو ناظر بر شکست طرح خاورمیانه بزرگ مى باشد و از سوى
دیگر مؤید تلاش نظام سلطه براى مقابله و مهار خاورمیانه اسلامى است. این طرح نشانگر
تغییر رویکرد مجدد آمریکا از خاورمیانه بزرگ به محدوده و موقعیت خاورمیانه قدیم و
از جنگ علیه تروریسم به جنگ علیه «بیدارى اسلامى» است.
محوریت خاورمیانه جدید، حول رژیم اشغالگر قدس به عنوان مهمترین شریک استراتژیک
آمریکا خواهد بود و تضمین امنیت این رژیم و نابودى تمامى سلاحهایى که مى توانند
اراضى اشغالى را مورد هدف قرار دهند، به عنوان اولین هدف، انتخاب شده است. به خصوص
اینکه تمامى کشورهاى منطقه نیز مى بایست این رژیم جعلى را به رسمیت شناخته و در جهت
تضمین منافع اسرائیل اهتمام کنند.
در این طرح، آمریکا مجبور گردیده رویکرد دولت سازى خود در منطقه خاورمیانه را متوقف
سازد. زیرا از یک سو تلاش آمریکا در منطقه براى گسترش دموکراسى کنترل شده غربى با
به قدرت رسیدن اسلامگرایان بى نتیجه مانده و از سوى دیگر کشورهاى مرتجع منطقه نیز
این روند گسترش دمکراسى را در تضاد با منافع داخلى خود احساس مى کنند.
علاوه بر این، آمریکا نیز براى بازسازى قدرت نرم و نفوذ از دست رفته خود، تقویت نقش
دولتهاى مرتجع و همسو را مناسب ارزیابى کرده است؛ به خصوص اینکه مثلث عربى منطقه
(اردن، عربستان، مصر) تشکیل خاورمیانه اسلامى را بر ضد منافع منطقه اى خود ارزیابى
مى کنند. در خاورمیانه جدید آمریکا تلاش خواهد کرد از این فرصت براى متلاشى کردن
جبهه ضدصهیونیستى (ایران، سوریه، لبنان، حماس) استفاده نماید. به خصوص اینکه در طرح
خاورمیانه جدید مى بایست جبهه ایران و کشورهاى مرتبط با آن به شدت تعدیل شود. به
گونه اى که خاورمیانه اسلامى با محوریت جمهورى اسلامى معنى نداشته باشد. در چنین
حالتى کنترل پیشرفت فن آورى در منطقه و جلوگیرى از پیدایش مواردى چون ایران هسته اى
مشکل نخواهد بود.
در خاورمیانه جدید مورد نظر آمریکا مى بایست ضمن کنترل صدور نفت و کاهش قیمت آن،
احتمال استفاده از این ماده به عنوان یک اهرم براى وارد آوردن فشار به آمریکا و
متحدان استراتژیک آن براى همیشه از بین برود؛ چراکه با افزایش یک دلار به قیمت هر
بشکه نفت، آمریکا مى بایست سالانه چهار میلیارد دلار بیشتر براى تأمین نفت مورد
نیاز خود هزینه کند.
در خاورمیانه جدید براى مهار و مقابله با رویکرد اسلام گرایى، ترویج اسلام سکولار
از یک سو و تقویت سلفى گرى و گرایش به مذاهب انحرافى و دست ساز از سوى دیگر، مورد
توجه قرار مى گیرد.



د ـ ر ـ ژ ـ س ـ ش ـ ص ـ ط


دجال۴۸
عنوان ضد مسیح که مسلمانان وى را دجال مى نامند حکایت گر شخصى بسیار دروغگو،
دغل باز و ستم کار است که مردم را در آخرالزمان گمراه خواهد کرد. یهودیان او را
«آرمیلوس» و مسلمانان «صائد بن صید» و مسیحیان نیز «وحش نشان دار» مى نامند.۴۷

دکترین ۴۹
در لغت به معناى آموزه، مکتب، آئین و عقیده آمده است ولى در سیاست به معناى طرز
تفکر و خط مشى دولت مردان در امور سیاسى به کار رفته است. به مجموعه اقدامات و
سیاست هاى یک دولت مرد که جنبه ابتکارى دارد و آثار مهمى برجاى مى گذارد دکترین وى
گویند.۴۸
دکترین در زبان یونانى به معناى درس گفتن و آموزش دادن آمده است و در معناى مجازى
به مجموعه اى از آگاهى ها که براى هدایت یک سلسله از اعمال اجتماعى، سیاسى، اقتصادى
و یا مذهبى و... که روى حقیقى بودنشان فقط از جهت عملکرد در جامعه تکیه مى شود،
اطلاق مى گردد.
به مجموعه اى از مقررات، اصول، نظرات و تزهاى مختلف که جامعه اى آنها را پذیرفته و
به آنها عمل مى شود دکترین گویند. هر گونه تئورى تا زمانى که به آن عمل نشود فقط در
حد نظریه مى ماند ولى از زمانى که در جامعه اى پذیرفته شد و مردم به آن اعتقاد عملى
پیدا کردند و به آن عمل نمودند به دکترین تبدیل مى شود.۴۹

دموکراسى
کلمه اى یونانى است و کاربرد اجتماعى ـ سیاسى آن به معناى حاکمیت مردم یا حق همگان
براى شرکت در تصمیم گیرى در امور همگانى است؛ مردم سالارى، حکومت مردم بر مردم براى
مردم. دموکراسى واژه اى است که از دو لفظ یونانى Demosبه معناى عامه مردم و
Kartosبه معناى قدرت، حکومت، اداره امور و حاکمیت تشکیل شده است. شرط اساسى
دموکراسى، مشارکت سیاسى شهروندان براى اتخاذ تصمیم است. سه اصل آزادى، برابرى و
مشارکت در تصمیم هاى سیاسى از مبانى دموکراسى است.

دوپینگ۵۰
دوپینگ به معناى استفاده از مواد متعلق به گروه داروهاى ممنوع، محدوده شده و یا
استفاده از روش هاى گوناگون غیرمجاز مى باشد که موجب افزایش کارایى فرد در ورزش
مى شود. داروهاى محرک سیستم عصبى مرکزى، داروهاى مخدر، برخى استروتیدها و داروهاى
ادرارآور و هورمونها از جمله مواد مورد استفاده در دوپینگ است.

ده فرمان بنى اسرائیل
قتل، زنا و دزدى انجام نده، دروغ نگو، چشم طمع به مال و ناموس دیگران نداشته باش،
به فکر تصاحب غلام و کنیز، گاو و الاغ و اموال همسایه ات نباش.
این موارد به تدریج در احکام هلاخایى تغییر یافت و چنین تفسیر گردید: قتل یهودى
جایز نیست، اما اگر یهودى، غیریهودى را بکشد مجازات نخواهد شد و فقط گناهکار است! و
اگر اسباب قتل او را فراهم آورد، حتى مرتکب گناه نیز نشده است.
مثلاً اگر غیریهودى درون چاه افتاده باشد، فرد یهودى مى تواند نردبان او را بردارد
تا از چاه خارج نشود و بر اثر گرسنگى بمیرد. زنا عملى زشت و حرام است، اما اگر مرد
یهودى به زنى غیریهودى تجاوز نمود ولو آن که شوهردار باشد، این عمل زنا محسوب
نمى شود. گرفتن بهره پول از یهودى جایز نیست، ولى از غیریهودى واجب است. یهودى اگر
توانست مال غیریهودى را تصاحب نماید اشکالى ندارد ولو این عمل همراه با فریب آن شخص
باشد؛ چرا که کلاه بردارى در مورد غیریهودى معنایى ندارد. دزدى از اموال غیریهودیان
در مواقعى جایز است.
بدین ترتیب ده فرمان، تفسیر قومى یافت و آنچه روزگارى باعث تقواى یهودیان مى گردید
پس از ظهور مسیحیت، کارکردى نژادپرستانه پیدا کرد.۵۰

دیپلوماسى ۵۱
روابط میان دولت ها؛ فن همسازى و هماهنگى در سیاست بین المللى که باعث بهبود و
افزایش منافع و امنیت ملى شود و از به خطر افتادن آن جلوگیرى کند؛ روش دستگاه اداره
کننده روابط بین المللى و شیوه هاى شخصى کسانى که مأمور ایجاد این روابط هستند.۵۱

دیوار براق (ندبه)
دیوار براق نام قسمت جنوب غربى دیوار حرم شریف قدس است. طول آن به حدود ۴۸ متر و
ارتفاع آن به حدود ۱۷ متر مى رسد و ارتباط خاص و نزدیکى با معراج پیامبر اکرم
صلى الله علیه و آله از کعبه به مسجدالاقصى دارد؛ زیرا بنابر روایات، براق نام
مرکبى است که آن حضرت را به این مکان مبارک رسانید. این دیوار از آن پس دیوار براق
نام گرفت. یهودیان مدعى اند که این دیوار از بقایاى هیکل سلیمان است و در برابر آن
به ندبه (گریه) و عبادت مى پردازند.

رادیکالیسم ۵۲
افراط گرایى، تندروى. این کلمه از واژه لاتینى radix به معناى ریشه و بنیاد است. در
مفهوم عام، رادیکالیسم به معناى اندیشه و مشى کسانى است که طرفدار اقدامات قطعى و
تند و بنیادى در نهادهاى اجتماعى و سیاسى موجود هستند. نوعى گرایش تند که بر حسب
شرایط زمانى و مکانى مختلف، گوناگون خواهد بود.۵۲

راسیونالیسم ۵۳
عقل گرایى، اصالت عقل، خردباورى، بینشى که معتقد است هر امرى در مورد حقایق اساسى
عالم را مى توان به وسیله عقل تبیین کرد. این مفهوم در فلسفه در برابر آمپریسم یا
تجربه گرایى قرار مى گیرد و در کلام در برابر فیدئیسم یا ایمان گرایى است و به این
معنى است که عقل بر ایمان مقدم است و کلیه حقایق دینى بر مبناى عقل اثبات مى پذیرد
نه بر اساس ایمان.۵۳
بر این مبنا دین در جایى حضور و نفوذ دارد که عقل به آن دست رسى نداشته باشد و چون
سیاست، دایره نفوذ عقل به شمار مى اید؛ دین در سیاست حق دخالت ندارد. بنابراین در
عقل گرایى نقش مرجعیت دینى در زندگى سیاسى ـ اجتماعى نفى مى گردد و دین از سیاست
جدا خواهد بود. راسیونالیسم یکى از اصول اساسى مدرنیته است.

رمانتیک ۵۴
احساس گرایى، تخیلى. التفات ویژه بر شناخت احساسى و شهودى و تأکید بر این که فرایند
شناخت تنها از مجراى مغز و ذهن و خرد به دست نمى آید. (در برابر نگاه خشک و ریاضى
گونه عقل گرایى و تجربه گرایى دوره روشن گرى).۵۴

ژئوپولیتیک ۵۵
بررسى تأثیر عوامل جغرافیایى بر سیاست، بررسى رابطه بین جغرافیا و سیاست، دانش
مطالعه نقش محیط جغرافیایى در تصمیم گیرى هاى سیاسى.

سازمان بهداشت جهانى ۵۶W.H.O
سازمانى است که براى دست یابى مردم سراسر جهان به عالى ترین سطح بهداشت تأسیس شده
است. از جمله وظایف اصلى آن: وضع مقررات در زمینه قرنطینه، تعیین روش هاى بهداشتى و
استانداردهاى مربوط به تشخیص بیمارى ها و ضوابط مربوط به فراورده هاى بیولوژیک و
داروها است.۵۵

سازمان ملل متحد۵۷
سازمان ملل متحد مهمترین و گسترده ترین سازمان بین المللى است که بیش از ۱۷۰ کشور
در آن عضویت دارند و از سال ۱۹۴۵ رسما آغاز به کار کرده است. اهداف این سازمان طبق
ماده ۱ منشور این سازمان عباتند از:
۱. حفظ صلح و امنیت بین المللى؛
۲. توسعه روابط دوستانه میان ملت ها بر اساس احترام به اصل برابرى حقوقى و
خودمختارى دولت ها؛
۳. همکارى اقتصادى و اجتماعى و ترویج احترام به حقوق بشر و آزادى هاى اساسى براى
همگان؛
۴. بودن مرکزى براى هماهنگ سازى اقدامات ملت ها براى نیل به اهداف مشترک.
ارکان اصلى سازمان ملل عبارتند از شوراى امنیت، مجمع عمومى، شوراى اقتصادى و
اجتماعى، دیوان بین المللى دادگسترى، دبیرخانه، و شوراى قیمومت.۵۶

ساینتیسم۵۸
اصالت علم، علم زدگى، علم پرستى، ناسازگاى با هر علمى که شالوده ماوراء طبیعى دارد
(قطع نظر از ادعاى وحى آسمانى)

سپر دفاع موشکى
استراتژى امنیت ملى آمریکا در قرن ۲۱ مبتنى بر مقابله با تهدیدات کوتاه مدت و بلند
مدت است. در سند امنیت ملى آمریکا و آخرین نسخه تجویزى با نام «دفاع ۴ ساله» (QDR)
پنتاگون بر مقابله با تهدیدات کوتاه مدت و بلند مدت (ایران و چین) تأکید کرده است.
بنابراین، سیستم سپر دفاع موشکى به عنوان یک سیستم دفاع موشکى در عرصه جهانى
(استقرار ۲ سیستم در ایالت هاى آلاسکا و کالیفرنیا و یک سیستم در اروپاى مرکزى)
بیانگر طراحى آمریکا براى مقابله با این کشورهاست.
اگر چه در اظهار نظرهاى مقامات آمریکایى مبانى رفتارى سیاست خارجى این کشور در
حوزه هاى امنیتى مانند سپر دفاع موشکى و گسترش ناتو به شرق را در قالب ایجاد یک
رژیم امنیتى جهانى تعریف و تفسیر مى کنند و گسترش ناتو و طرح جدید امنیتى را در
زمره کارهاى اجبارآمیز مى دانند اما روسیه طرح سپر دفاع موشکى راتضعیف نظام
بازدارندگى در جهان مى داند که این روند موجب ناامن شدن محیط بین المللى خواهد شد.
برنامه دفاع موشکى اى که نام رسمى آن «برنامه دفاع موشکى ملى» است قرار است یک سپر
دفاعى برفراز آمریکا با هدف ردیابى و نابودى موشک هاى بالستیکى باشد که ممکن است از
سوى برخى کشورها، امنیت آمریکا را تهدید کند.
بعضى تحلیل گران نظامى به خاطر شباهت این برنامه با برنامه استراتژیک دفاعى آمریکا
به نام «جنگ ستارگان» ریگان، آن را «فرزند جنگ ستارگان» نامیده اند. بر اساس برنامه
پیشنهادى، آمریکا مى خواهد با به کارگیرى رادار و دیگر تسهیلات ارتباطى ماهواره اى
و پایگاه هاى زمینى که بعضى از آنها در بریتانیا و گرینلند و همچنین لهستان و
جمهورى چک مستقر خواهند شد، یک سیستم هشداردهنده اولیه را براى حفاظت از خود بوجود
آورد.
اهداف آمریکا از استقرار سپر دفاع ضد موشکى در موارد ذیل جاى مى گیرد:
۱. خلع سلاح توان استراتژیک روسیه که با اهداف تحریک کشورهاى منطقه صورت مى گیرد و
پیامد آن ورود ناخواسته روسیه به رقابت تسلیحاتى است تا در برآوردى میان مدت در
کمتر از یک دهه، بنیه اقتصادى روسیه تحلیل رود.
۲. تلاش براى جداسازى مناطق پیرامون روسیه (خاور نزدیک، اروپاى شرقى، قفقاز و آسیاى
مرکزى) از دامنه نفوذ مادى و معنوى آن کشور، اگر چه پروسه سیاسى، این روند را در
قالب انقلاب هاى رنگین با هدف تغییر نظام منطقه در دستور کار خود قرار داده است.
۳. اثبات کارایى سامانه سپر دفاع ضد موشکى با هدف توجیه مالى و ضرورت امنیتى ایجاد
این سامانه در نظام جهانى؛ زیرا ایالات متحده آمریکا طرح هاى مختلفى مانند زئوس،
چتر امنیتى و جنگ ستارگان را دنبال کرده است که البته به دلیل عدم پذیرش جهانى و
هزینه هاى سرسام آور آن عملیاتى نشد.
۴. با توجه به فضاى جدید روسیه دوران پوتین ـ که با رشد ثبات سیاسى و اقتصادى همراه
بوده است ـ احتمال احیاى قدرت سیاسى سنتى روسیه در کشورهاى آسیاى مرکزى و قفقاز و
اروپاى شرقى وجود دارد بنابراین، استقرار این سیستم مى تواند تهدیدات بالقوه روسیه
را کاهش دهد و حساسیت کشورهاى مخالف کرملین را نیز تشدید کند.
۵. به نظر مى رسد تعریف آمریکا از ایجاد رژیم امنیتى، تعمیم نرم و هنجارهاى داخلى
آمریکا به سایر کشورهاست. طرح سپر دفاع موشکى آمریکا نیز انعکاس بعضى تمایلات سیاست
داخلى دولتمردان (نئومحافظه کار) آمریکا به سایر کشورهاست که در صورت اجرایى شدن
این پرونده به طور کامل، موفقیت نسبى در این مسیر بوده است.۵۷

سرزمین شیر و عسل
منظور سرزمین قدس است بنابر آنچه در عهد عتیق ذکر گردیده است.
نکته مهم در این مورد، نوشته «ناتانیل کروچ» در کتاب «دو سفر به قدس» است که در سال
۱۷۰۴ میلادى به رشته تحریر در آمده و نمونه بارز صهیونیزم غیریهودى است که در قرن
۱۸ پدیدار گردیده است. وى در این کتاب با طرح سخن «تبدیل شدن فلسطین به یک بیابان
بى آب و علف» در بیان علت آن مى نویسد:
سرزمین قدس بنابر آنچه در عهد عتیق ذکر گردیده است «سرزمین شیر و عسل» بوده اما
وضعیت امروز فسلطین نقطه مقابل تعریفى بود که در تورات مقدس از آن یاد شده است و
تنها دلیل این وضعیت اسف بار، گرفتن این سرزمین از دست صاحبان اصلى آن یعنى یهودیان
است. کروچ تنها شرط تبدیل مجدد سرزمین قدس به سرزمین شیر و عسل را بازپس گیرى آن
توسط یهودیان مى داند. ۵۸

سکولاریسم۵۹
سکولر یعنى دنیوى یا آنچه مربوط به جهان خاکى است و از کلمه سکولوم به معناى امور
دنیوى مشتق شده است. سکولاریسم یعنى دنیاپرستى یا اعتقاد به اصالت امور دنیوى.
مترادف هاى آن عبارتند از عرفى شدن، دنیاپرستى، جدا انگارى دین و دنیا، غیرمقدس
و... . فرد و جامعه سکولار به امر مقدس اعتقاد و اعتنا ندارد.

سلفى گرى (وهابیت)
«تقى الدین احمد بن عبدالسلام» معروف به «ابن تیمیه» عالم حنبلى مسلک اهل سنت را
پدر فکرى و معنوى سلفى گرى نامیده اند. او در سال ۶۶۱ هجرى قمرى در شام به دنیا آمد
و به سال ۷۲۸ در زادگاهش وفات یافت. وى به هنگام مرگ در زندان به سر مى برد.
ابن تیمیه انسانى عقل ستیز و خواهان کنار نهادن عقل یا همان «حجت باطنى پروردگار»
از تمامى شئون زندگى بود. او اعتقاد داشت که وظیفه ما تنها «تقلید از سلف صالح»
است. از این رو تمامى مظاهر زندگى جدید را نفى مى نمود. «سلف» (در مقابل خلف) به
معنى متقدم و سابق است و در اصطلاح، به علماى اسلامىِ سه قرن اول هجرى گفته مى شود.
او معتقد است که مسلمانان باید هر گونه روابط خود را با کفار قطع کنند. وى برخورد
تبعیض آمیز و نژادپرستانه را هم روا دانسته و مى گوید: آزار غیر مسلمانان مجاز است.
حتى پا را از این نیز فراتر نهاده و اظهار مى دارد که خون غیر مسلمان، منافق و کافر
هدر و ریختن آن حلال است.
نکته اصلى در تعریفى است که ابن تیمیه از مسلمان و کافر ارائه مى نماید. او هر که
از مرام و مسلک وى پیروى نکند را در زمره منافقین و کفار قرار مى دهد. این مسأله در
مورد تشیع حالتى جدى تر به خود مى گیرد. ابن تیمیه ـ که پیروانش به وى لقب
«شیخ الاسلام» داده اند ـ معتقد است که شیعیان، شرور، پیرو هواى نفس و اهل
بدعت اند. کفر ایشان عظیم تر و گناهشان بزرگتر از کفار اصلى بوده، قتل آنها از
خوارج نیز واجب تر است.
عقاید افراطى ابن تیمیه مخالفت گسترده اى را در میان علماى اسلامى ـ حتى اهل سنت ـ
برانگیخت. بسیارى از پیشوایان اهل سنت بر فساد افکار و اقوال وى تصریح نموده اند؛
تا جایى که «محمد بخارى حنفى» از علماى بزرگ اهل سنت وى را تکفیر کرده و حتى از این
نیز فراتر رفته و اظهار داشته است که «هر کس ابن تیمیه را شیخ الاسلام بخواند، کافر
است» این مخالفت گسترده سبب انزواى اندیشه هاى او گردید.
پس از گذشت پانصد سال از مرگ وى، مرام او توسط شخصى به نام «محمد بن عبدالوهاب
نجدى» حیاتى دوباره یافت و تفرقه اى عظیم در جهان اسلام پدید آمد. محمد بن
عبدالوهاب از علماى حنبلى مسلک قرن دوازدهم هجرى است. او را به درستى احیاگر آراء و
اندیشه هاى ابن تیمیه دانسته اند. به عنوان نمونه وى معتقد است کسانى که فرشتگان و
پیامبران و اولیاء الهى را شفیع قرار داده و بدان وسیله نزد پروردگار تقرب جویند،
خون و ناموسشان حلال و قتلشان جایز است. از این رو اظهار مى دارد که هر کس در کفر
شیعه شک کند کافر است.
پیروان محمد بن عبدالوهاب خود را «سلفى» مى دانند. اگر چه مخالفان، آنها را «وهابى»
مى نامند. آنان در نام گذارى نیز از ابن تیمیه تبعیت نموده اند. او روش خود را
سلفى گرى نام نهاد و ادعا کرد که مسلمانان از سیره سلف صالح خارج شده و داخل در شرک
گردیده اند.
از نظر وهابیون نیز هر کس پیرو مرام و مسلک آنان نباشد مشرک و مهدورالدم است؛ هر
چند مؤمن و مقید به قرآن، سنت پیامبر، جهاد با دشمنان اسلام و ایثار در راه خدا
باشد. از این رو به آنان «تکفیرى» یا «جهادى» مى گویند؛ یعنى کسانى که دیگران را
تکفیر نموده، جهاد علیه آنان را واجب مى شمارند. مبانى فکرى و باورهاى خشونت
گرایانه وهابیون جهادى موجب شده است نه تنها شیعیان، که اهل سنت نیز از اقدامات
تروریستى آنان در امان نباشند.
در عین حال باید توجه داشت که همه وهابیون داراى چنین عقاید افراطى نیستند. به طور
کلى وهابیت به دو دسته تقسیم مى شود: سلفیون افراطى و روشنفکران میانه رو. گروه
اخیر از وهابیون ـ که شمار آنان نیز رو به افزایش است ـ ضمن رد عقاید سلفیان و
پذیرش دیگر فرق اسلامى، مخالف با خشونت و قائل به گفتگو و تعامل دوستانه اند.
برخى از صاحب نظران و محققین تاریخ وهابیت تصریح نموده اند که اصل این مذهب و تأسیس
آن در جزیره العرب به دستور مستقیم وزارت مستعمرات انگلستان بوده است.۵۹ فارغ از
این، کاملاً مشهود است که ایالات متحده و رسانه هاى غربى ـ خصوصا در سال هاى اخیر ـ
به صورت گسترده اى تلاش کرده اند تا سلفیون را نمایندگان واقعى اسلام معرفى نمایند.
وهابیت تکفیرى که در حال حاضر القاعده و فتح الاسلام از گروه هاى معروف آنان به
شمار مى روند، قتل و غارت و انجام اقدامات تروریستى را براى خود تکلیف الهى و عین
ثواب قلمداد مى کنند. ترور برخى از علماى بزرگ اهل سنت، نسل کشى شیعیان در
افغانستان، تخریب حرم امامان شیعه علیهم السلامدر عراق، انفجار پل کاظمیه بغداد،
جنایات عبدالمالک ریگى در ایران و... بر همین مبناى فکرى صورت پذیرفته است.۶۰

سلولهاى بنیادى۶۰
سلولهاى بنیادى سلولهایى هستند با دو ویژگى مهم که آنها را از انواع دیگر سلولها
جدا مى کنند.
۱. این سلولها، سلولهایى غیرتخصصى و تمایز نیافته هستند (یعنى عمل خاصى را مانند
سلول هاى عضله قلب یا سلولهاى عصبى یا سلولهاى غدد ترشحى انجام نمى دهند) و در عین
حال قدرت بازسازى و احیاى خودشان را از طریق تقسیم سلولى دارا هستند.
۲. این سلولها تحت شرایط آزمایشگاهى یا فیزیولوژیکى خاص مى توانند به سلولهایى با
کارکرد تخصصى تبدیل شوند مانند سلولهاى عضله قلب که توانایى تلمبه کردن خون را
دارند یا سلولهاى تولید کننده انسولین در غده لوزه المعده یا سلولهاى عصبى که
پیام هاى عصبى را به مغز یا از مغز به اعضا منتقل مى کنند.
کشف این سلولها تحولى بزرگ در حوزه علوم زیستى است. این سلولها و دانش جدید مربوط
به آنها به دانشمندان این امکان را مى دهند که درمان «سلول محور» را در درمان
بیمارى ها برگزینند. بدین معنا که سلولهاى بنیادین را به سمت تبدیل شدن به سلولهاى
بافت هاى آسیب دیده هدایت کنند و سپس آنها را در بافت هاى آسیب دیده پیوند زنند.
به عنوان نمونه در موارد سکته قلبى که قسمتى از عضله قلب حیات خود را از دست داده و
از رده فعالیت خارج مى شود با استفاده از این سلولها و کاشتن آنها در قلب آسیب دیده
مى توان توانایى انقباضى عضله قلب را احیا کرد یا با کاشتن این سلولها در پرده صفاق
و تولید غضروف، ناى آسیب دیده را درمان نمود.

سوسیالیسم ۶۱
جامعه باورى، سیاستى که هدف خود را مالکیت یا نظارت کل اجتماع بر ابزار
تولید(سرمایه، زمین و...) در جهت تأمین منافع همگانى قرار مى دهد و یا از آن حمایت
مى کند. بر خلاف مکتب کاپیتالیسم که بر فرد و منفعت فردى اهتمام دارد، این اندیشه
بر جمع گرایى و سود همگانى تأکید مى کند. مؤلفه اصلى سوسیالیسم ترجیح جامعه بر فرد
و سود همگانى بر سود فردى و مالکیت خصوصى است.۶۱

سیا ۶۲CIA
سازمان مرکزى اطلاعات و جاسوسى آمریکا که در سال ۱۹۴۷ تأسیس شد و با شبکه بسیار
وسیع و گسترده در عملیات هاى جاسوسى و براندازى و توطئه و ترور در سراسر جهان به
ویژه در کشورهاى جهان سوم دخالت دارد. این سازمان یکى از بازوهاى اصلى سیاست خارجى
آمریکا است.
از جمله مشهورترین عملیات هاى توطئه گرانه سیا، کودتاى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران و
کودتاى ۱۹۷۳ شیلى علیه حکومت مردمى آلنده است.

شبیه سازى ۶۳
اصطلاح همانندسازى یا کلونینگ به روندى اطلاق مى شود که در آن بر خلاف روند طبیعى
تولید مثل دو والدى، از نقشه ژنتیکى یک جاندار براى تولید موجود دیگر استفاده
مى شود به گونه اى که جاندار تولید شده از لحاظ ژنتیکى کاملاً مشابه والد خود است.
همانند سازى پدیده جدیدى نیست. دوقلوهاى همسان، نوعى موجودات همانندسازى شده به
شمار مى روند؛ زیرا از یک سلول، دو سلول مشابه ایجاد مى شود که ذخیره ژنتیکى کاملاً
یکسانى دارند. دوقلوهاى همسان مى توانند از تمام اعضاى بدن یکدیگر براى پیوند موفق
اعضا استفاده کنند.
بنابراین، متداول ترین نوع همانندسازى همین شکل جنینى است که طى آن یک سلول تخم به
دو سلول تقسیم مى شود و هر کدام از دو سلول جدید، در صورت قرار گرفتن در رحم مادر و
طى دوران جنینى، انسانى مشابه دیگرى ایجاد خواهد کرد. مى توان یکى از این دو سلول
را در حالت انجماد حفظ کرد و سال ها بعد، در صورت تمایل والدین، در رحم مادر گذاشت.
به این ترتیب، فرزندان خانواده کاملاً به هم شبیه مى شوند و تنها از لحاظ سنى با
یکدیگر اختلاف مى یابند.
در نوع دیگر همانندسازى، از سلول بالغ استفاده مى شود. یعنى هسته یک سلول لقاح
یافته را خارج کرده و هسته سلول بالغى را به جاى آن قرار مى دهند. هر یک از
سلول هاى بدن انسان اطلاعات لازم براى ساخت انسان دیگر را در خود دارد، اما
سلول هاى هر بافت فقط از اطلاعات مربوط به فعالیت همان بافت استفاده مى کنند.
براى مثال، سلول پوست، با وجود برخوردارى از تمام اطلاعات ژنتیکى یک انسان کامل،
تنها از داده هاى مربوط به بافت پوست استفاده مى کند و ژن هاى مرتبط با سایر
بافت ها خاموش هستند. هر گاه هسته این سلول بالغ در داخل تخم لقاح یافته قرار داده
شود، ژن هاى خاموش، فعال مى شوند و انسانى با مشخصات ژنتیکى فرد بالغ تولید خواهند
کرد. پس از تعویض هسته و تثبیت آن با کمک مواد شیمیایى و جریان الکتریسیته، سلول
تخم در داخل رحم مادر قرار داده مى شود. جنین حاصل، دیواره سلولى و مواد داخل آن ـ
به جز هسته ـ را از مادر دریافت کرده است و پس از طى دوره نه ماهه باردارى، به روش
زایمان طبیعى یا سزارین به دنیا خواهد آمد.
نوع سوم شیبه سازى شیوه درمانى آن است. کاربردهاى پزشکى این روش بسیار است. برخى از
سلول ها، مانند سلول هاى عصبى، خاصیت تکثیر خود را پس از بلوغ از دست مى دهند. با
استفاده از روش سوم همانندسازى مى توان چنان برنامه ریزى کرد که سلول پوست فردى که
نیاز به سلول عصبى دارد، سلول عصبى بسازد. بدن این فرد هیچ گاه چنین سلولى را در
پیوند پس نخواهد زد؛ زیرا از لحاظ خصوصیات ژنتیکى دقیقا یکسان هستند.
بسیارى از دانشمندان هدف از همانندسازى را به نتیجه رساندن نوع سوم آن، یعنى
شبیه سازى درمانى، مى دانند. روشى که در آن مى توان سلولهایى براى مبتلایان به
بیمارى هاى مرگبار ساخت، سلول هایى که دیگر با تهاجم بدن بیمار مواجه نمى شوند؛ چرا
که از نظر ژنتیکى کاملاً مشابه سلول هاى خود فرد هستند. چند سلول از بدن فرد مبتلا
به دیابت گرفته مى شود و هسته این سلولها به جاى هسته یک سلول تخم قرار مى گیرد.
اگر سلول تخم حاصل را در آزمایشگاه رشد دهیم، در میان سلول هاى به وجود آمده،
انواعى از سلول به نام سلول هاى بنیادى یافت خواهند شد. سلول هاى بنیادى از قابلیت
تبدیل به بافت هاى مختلف بدن برخوردار هستند. در فرد مبتلا به بیمارى قند،
دانشمندان، سلول هاى بنیادى را به سلول هاى سازنده انسولین تبدیل مى کنند. جایگزین
کردن سلول هاى مذکور در بدن بیمار سبب بهبود وى خواهد شد.
از جمله کاربردهاى مفید همانندسازى این است که ژن مورد نظرمان را از سلول یک موجود
زنده خارج کنیم و در داخل سلول دیگرى جاى دهیم. براى مثال، ژن تولید شیر در گاو را
جدا کنیم و آن را درون سلول یک مخمر تک سلولى فعال کنیم. در نتیجه، براى تولید شیر،
نیازى به نگهدارى حیوان بزرگى با جثه گاو نیست و یک تک سلولى کوچک کار ترشح شیر را
انجام خواهد داد. این روند در صنایع غذایى انقلاب بزرگى ایجاد خواهد کرد.
تولید انسان هاى همانندسازى شده مشکلات اجتماعى و روانى بسیارى را به دنبال خواهد
داشت. این بچه هاى به اصطلاح ماشینى، پدر یا مادرى نخواهند داشت و موجوداتى منزوى و
مبتلا به انواع اختلالات روانى و شخصیتى خواهند بود. حتى ممکن است پدر و مادرانى که
فرزند خود را در حادثه اى از دست مى دهند قطعه اى از بدن کودک خود را به دست
متخصصان ژنتیک بسپارند تا کودکى همانند فرزند فوت شده تولید کنند. اما همین موجود
کپى شده براى والدین خود مشکلات عاطفى فراوانى ایجاد خواهد کرد. آنان با دیدن کودک
تازه، به یاد فرزند از دست رفته خود مى افتند و دچار غم و اندوه مى شوند و این تضاد
عاطفى آنان را گرفتار مشکلات روحى خواهد کرد.
از دیگر کاربردهاى مثبت همانندسازى، نجات نسل حیوانات در حال انقراض است. با
شبیه سازى چنین حیواناتى مى توان در حفظ گونه هاى کمیاب کوشید. همچنین همانندسازى
نویدى براى بسیارى از زوج هاى نابارور است. اگر یکى از زوج ها حامل ژن عامل بیمارى
لاعلاجى باشد، مى توان با کمک این روش از انتقال آن به فرزند خانواده جلوگیرى
کرد.۶۲
شوراى امنیت سازمان ملل
یکى از ارکان اصلى سازمان ملل متحد است که مسئولیت اصلى آن حفظ صلح و امنیت
بین المللى است. شوراى امنیت، یک ارگان اجرایى کوچک با عملکرد مداوم است که قادر
است به هنگامى که صلح و امنیت بین المللى مورد تهدید قرار گرفت، تصمیمات سریع و
مؤثر اتخاذ نموده، مکانیزم اجبارکننده پیش بینى شده در فصل ۷ منشور ملل متحد را به
کار اندازد.
شوراى امنیت مرکب از ۱۵ عضو دائم و غیردائم است. چین، فرانسه، روسیه، انگلیس و
آمریکا اعضاى دائم شورا هستند که از حق وتو برخوردارند. اعضاى غیر دائم به وسیله
مجمع عمومى به شکل زیر انتخاب مى شوند: دولتهاى آسیایى، آفریقایى ۵ عضو، آمریکاى
لاتین ۲ عضو، اروپاى شرقى ۱ عضو، اروپاى غربى ۱ عضو، اقیانوسیه و سایر دولتها ۱
عضو.
ریاست شورا به ترتیب نوبت و بر حسب حروف الفباى انگلیسى نام کشور عضو شورا است و
دوره ریاست هر یک نیز ۱ ماه است.۶۳

صهیونیسم مسیحى۶۴
آنچه امروز از آن با عنوان صهیونیسم مسیحى یاد مى شود، یکى از جریان هاى مهم و مؤثر
در مذهب پروتستان است که ریشه هاى تاریخى و اعتقادى آن به قرن نوزدهم میلادى (و به
روایتى به قرن ۱۶ و زمان مارتین لوتر) باز مى گردد. جریان سیاسى دینى صهیونیسم
مسیحى براى اولین بار توسط کلیساى انگلستان در اواخر قرن نوزدهم میلادى تحت تأثیر
عقاید جان نلسون انگلیسى شکل گرفت. این جریان به تدریج در قرن بیستم با هدف عملى
نمودن خواسته هاى مسیح و نیز عملى نمودن پیش گویى هاى انجیل، قدرت و جایگاه مستحکمى
یافت، به گونه اى که هم اکنون از جریان هاى مطرح آمریکا به شمار مى رود و طى دو دهه
گذشته توانسته است نقش بسیار مهمى در روند تصمیم گیرى سیاسى در آمریکا ایفا نماید.
صهیونیسم مسیحى با تأسى از خاستگاه فرقه اى و آموزه هاى دینى، اهمیت فوق العاده اى
براى دعوت پیروان دیگر مذاهب به مسیحیت قائل است و فعالیت هاى گسترده اى را در این
زمینه سامان داده است. این جریان از اجزاء مهم لابى طرفدار اسرائیل در آمریکا است.
مبناى حمایت پیروان این جریان از اسرائیل، عقاید دینى خاص آنها است؛ بر همین مبنا،
آنها مانند صهیونیست ها و جناح راست در رژیم اسرائیل، حقوق ملى مردم فلسطین را نفى
مى کنند به همین دلیل از آن ها با عنوان صهیونیسم مسیحى یاد مى شود. هسته مرکزى
پیروان این فرقه مطلق گرا معتقد به نبرد دائم بین خیر و شر است. بازگشت دوم مسیح در
آخرالزمان پس از جنگ و ویرانى از دیگر مبانى اعتقادى صهیونیسم مسیحى است. مهمترین
دیدگاه هاى این جریان که قریب ۷۰ میلیون نفر به آن معتقدند عبارتند از:
۱. یهودیان «قوم برگزیده» خدا هستند و خدا این حق را به آنها داده است که نه تنها
بر فلسطین بلکه بر منطقه گسترده تر، از مصر تا عراق امروزى (نیل تا فرات) با عنوان
اسرائیل بزرگ، تسلط داشته باشند.
۲. ایجاد یک کشور یهودى در فلسطین به عنوان پیش شرط ضرورى براى رجعت عیسى به زمین.
۳. اعتبار یهودیت به عنوان اصل مسیحیت: مسیحیان مسیحیت را تکامل یهود مى دانند، اما
صهیونیسم مسیحى معتقد است که یهودیت اصل مسیحیت است و مسیحیت ناسخ یهودیت نیست.
۴. ضدیت شدید با اسلام: معتقدند براى ظهور دوم مسیح باید با مسلمانان جنگید و آنان
را از بین برد، البته این گروه به حوادثى دیگر نیز اشاره دارند که پیش از ظهور مسیح
باید عملى گردد از جمله انهدام دو مسجد ـ الاقصى و صخره در بیت المقدس و بناى معبد
بزرگ سلیمان.
۵. جنگ مقدس یا آرماگدون به رهبرى آمریکا و انگلیس که منجر به کشتار حدود ۵۰۰
میلیون نفر از مردم کره زمین و ظهور دوم مسیح مى شود.
۶. معرفى بوش به عنوان ناجى و حک کردن نام شمشیر مقدس روى بدنه موشک هاى بالستیک.
۷. تمامى این حوادث پس از سال ۲۰۰۰ حتما به وقوع مى پیوندند.

صهیونیسم۶۵
صهیونیسم، مأخوذ از صهیون (Zion) به معناى کوه خشک و پر آفتاب، نام تپه اى است در
جنوب غربى شهر قدس در سرزمین فلسطین، که در برخى از متون دینى یهودیان، آمده است که
منجى قوم یهود، پس از ظهور از همین کوه، قدرت مطلقه فرزندان اسرائیل (حضرت یعقوب
علیه السلام) را بر تمام اقوام و ملل جهان مسلط مى سازد.
صهیونیسم جنبشى یهودى است که از اواخر قرن ۱۹ پدید آمد و به دنبال تحقق «دولت یهود»
و آموزه هاى عهد عتیق و به ویژه کتاب فقهى آنان، «تلمود» است. این مسلک بیشتر به
صورت نهضتى سیاسى مطرح است که طرفدار سلطه و نفوذ یهودیان بر اقوام و ملل دیگر است
و پایبند برنامه هاى مذهبى یهود نیست.

طرح
به پیشنهادى که حداقل از طرف ۱۵ تن از نمایندگان مجلس یا شوراى عالى استان ها براى
تصویب به صورت قانون به مجلس ارائه شود طرح مى گویند.



ع ـ غ ـ ف ـ ق ـ ک ـ گ ـ ل


عروسک باربى
عروسک باربى، اسم خلاصه شده باربارا، دختر کوچک رئیس کمپانى متل، یعنى آقاى هندلر
بود که تقریبا از سال ۱۹۵۹ وارد بازار گردید. باربى به زودى و با بهره گیرى از
ابزار رسانه اى صهیونیست ها در صف اول عروسک ها جاى گرفت و فروش فوق العاده اى کرد.
به گونه اى که تا سال ۲۰۰۴ میلادى بیش از یک میلیارد عروسک باربى در حدود ۱۴۰ کشور
جهان به فروش رفته و در اروپا و آمریکا بیش از ۹۰% دختران بین سنین ۱۰ـ۳ سال صاحب
حداقل یک عروسک باربى اند.۶۴
جالب توجه است که طراح باربى، «جک رایان»، کارمند ارشد پنتاگون و طراح موشک اسپارو
و هاوک بود.
به نظر مى رسد موشک هاى فرهنگى و عقیدتى، تخریبى به مراتب بیشتر از موشک هاى نظامى
به بار مى آورند.
در روش هاى تعلیم و تربیت، مهمترین و کلیدى ترین عامل، بحث «الگوسازى» است و هر سن
و هر جنس، الگوى خاص خود را برمى تابد. در این میان، مهمترین سن، دوران کودکى است و
در این میان عروسک و اسباب بازى، بر تکوین و شکل گیرى شخصیتى کودکان به ویژه دختر
بچه ها نقش اساسى دارد. دختر بچه ها، زنان آینده هر ملت هستند و براى جلوگیرى از
انحطاط هر ملت، یکى از راههاى مؤثر، دور داشتن دختران و زنان آن ملت از هر گونه
انحراف است.

عهد قدیم۶۶O.T
عهد قدیم، شامل ۳۹ کتاب است که در دوره اى بیش از هزار سال قبل از میلاد مسیح نوشته
شده است. یهودیان و حتى بیشتر مسیحیان آن را مقدس مى شمارند و معتقدند که آن، الهام
خداوند بر نویسندگان کتاب مقدس است. عهد قدیم به سه بخش تورات (فرمان یا قانون)،
نبودیم (انبیا) و کتوبیم (مکتوبات) تقسیم مى شود.
تورات شامل پنج کتاب (پنتاتوک Pentateaque) حضرت موسى علیه السلام است که در مدت ۴۰
سال بر وى وحى مى شد و شامل اسفار پنجگانه پیدایش، خروج، لاویان، اعداد و تثنیه
است. اسفار پنجگانه محتوى مضامین تاریخى بیش از ۲۵۰۰ سال، از آغاز خلقت تا نبوت
موسى و مشتمل بر احکام و قوانین شریعت یهود است.
نبودیم نیز به دو بخش انبیا متقدم و متأخر تقسیم مى شود که به ذکر حکایاتى در باب
آنان مى پردازد.کتوبیم نیز شامل اسفار مزامیر داوود، امثال سلیمان، مراثى ارمیا،
جامعه سلیمان، غزل هاى سلیمان، تواریخ اول و دوم، دانیال، عزرا، محیا، رووت، ایوب و
استر است.۶۵
غنى سازى اورانیوم
اورانیم خالص طبیعى که به صورت کیک زرد درآمده براى استفاده از نیروگاه هاى اتمى
مناسب نیست. زیرا فقط ۷/۰% آن از نوع اورانیم شکافت پذیر (۲۳۵ـU) و ۳/۹۹% آن از نوع
سنگین تر (۲۳۸ـU) است که شکافت پذیر نمى باشد. سوخت اتمى بیشتر نیروگاه هاى اتمى
باید حدود ۳% اورانیم ۲۳۵-U داشته باشد. بنابراین باید از طریق روشهاى خاص این دو
ایزوتوب ـ که در اورانیم خالص طبیعى وجود دارند ـ از یکدیگر جدا شوند تا غلظت
اورانیم ۲۳۵ به ۳% برسد.
براى جداسازى دو ایزوتوپ ۲۳۵-U و ۲۳۸-U ابتدا اورانیوم با کمک فلوئور به گاز
هگزافلوئورید اورانیم یا UF۶ تبدیل مى شود سپس گاز UF۶ از سانتریفوژهاى بسیار سریع
عبور داده مى شود. در این دستگاه ها نیروى گریز از مرکز، اورانیم سنگینتر (۲۳۸-U)
را به سمت دیواره هاى دستگاه مى راند و غلظت ۲۳۵-U در مرکز دستگاه افزایش مى یابد.
بدین ترتیب ۲۳۵- Uاز ۲۳۸-U جدا مى گردد و با عبور از واحدهاى سانتریفوژ متعدد و
مرتبط با هم، مرتب بر غلظت ۲۳۵- Uافزوده مى شود تا به حد ۳% و بالاتر از آن برسد.
این عمل را غنى سازى گویند.۶۶

فائو ۶۷FAO
سازمان خاروبار و کشاورزى ملل متحد که کمک به گسترش اقتصاد جهانى و تقویت رفاه
عمومى دو هدف عمده آن است و به منظور دستیابى به آنها فعالیتهاى زیر توسط آن انجام
مى شود.
۱. بالا بردن سطح تغذیه و استانداردهاى زندگى مردم؛
۲. اصلاح تولید و توزیع محصولات غذایى و کشاورزى؛
۳. بهبود وضع جمعیت روستایى.۶۷

فمینیسم ۶۸
این واژه از ریشه Feminie به معناى «زنانه» و «مادینه» است، معادل این واژه در
فارسى زن گرایى، زن باورى و زن آزادخواهى است. در تعریف این واژه دو معناى زیر ذکر
شده است:
۱. نظریه اى که معتقد است زنان باید به فرصتها و امکانات مساوى با مردان در تمامى
جنبه هاى سیاسى ـ اقتصادى و اجتماعى دست یابند. معادل هاى فارسى این معناى فمینیسم،
زن گرایى، زن باورى و زن سالارى است.
۲. جنبش هاى اجتماعى که تلاش مى کنند تا اعتقاد و باور فوق را نهادینه کنند.
معادل هاى فارسى این معنا عبارتند از نهضت زنان و نهضت آزادى زنان.
تمام فمینیسم ها دو مؤلفه مشترک دارند:
الف. زنان تحت ظلم و تبعیض قرار گرفته اند و این ظلم و تبعیض ریشه در جنسیت آنها
دارد.
ب. این ظلم و تبعیض اصالت ندارد و باید از بین برود.۶۸
مهمترین آرمان و هدف فمینیسم، رفع تبعیض و ستم از زنان در همه جنبه هاى حقوقى،
اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و دینى است. برخى از مطالبات اصلى فمینیسم را در سه قرنى
که از پیدایش آن مى گذرد به طور کلى مى توان در موارد ذیل خلاصه کرد:
۱. حق رأى زنان همپاى مردان در مسائل سیاسى ـ اجتماعى.
۲. امکان تحصیل براى زنان مانند مردان بدون محدودیت.
۳. حق اشتغال و دستیابى زنان به کار و کسب درآمد و انواع مشاغل اجتماعى.
۴. ملزم نبودن زنان به اطاعت از شوهران.
۵. آزادى سقط جنین براى زنان.
۶. لغو قوانین سخت گیرانه نسبت به فاحشگى زنان.
۷. ضرورت رهایى زنان از انقیاد مردان چه در زندگى مدنى و چه در زندگى خصوصى به
عنوان همسر یا مادر.
۸. لزوم آزادى زنان از انقیاد جنسى در برابر مردان و استفاده زنان از همجنس گرایى
به جاى تشکیل خانواده سنتى.
۹. اقدام دولت براى تأسیس مراکز نگهدارى از کودکان و برداشتن بار تربیت فرزند از
دوش مادران.
۱۰. ضرورت تجدید نظر در نگرشها و قوانین دینى مربوط به زنان.
۱۱. برخوردارى یکسان فرزندان مشروع و نامشروع از حقوق.
۱۲. برترى جنس زن بر جنس مرد به دلیل برخى ویژگى هاى ممتاز روحى در زنان مانند تنفر
از جنگ. (پژوهش هاى قرآنى (فصل نامه) شماره ۴۸، ص ۱۹-۱۸، مقاله خانواده از منظر
فمینیسم و قرآن؛ احمد آقایى زاده).

قُبة الصخره
گنبدى که قدیمى ترین اثر هنر معمارى اسلامى و بلندترین بارگاه و بقعه در حرم شریف
قدس است. این بنا داراى گنبدى چوبین از داخل، به قطر۲۰ متر و ۴۴ سانتى متر است.
گنبد خارجى به رنگ زرد طلایى در مرکز هشت ضلعى اى که طول هر ضلع آن به ۲۰ متر و ۵۹
سانتى متر و ارتفاع آن به ۹ متر و ۵۰ سانتى متر مى رسد، واقع شده است.

قدس
شهر قدیمى قدس محدوده اى است که به وسیله دیوارى به طول ۴۲۰۰ متر از اطراف خود جدا
شده است. براى ورود به شهر قدس باید از دروازه هاى هفت گانه آن عبور کرد. این شهر
شامل سه بخش و محله بوده است:
۱. بخش مسیحى نشین که کلیساى قیامت (محل عروج حضرت عیسى) در آن قرار دارد.
۲. بخش ارامنه که قلعه داوود در آن واقع شده است.
۳. بخش مسلمان نشین که تقریبا ۳۲ مساحت شهر را شامل است و حرم شریف شامل
قبه الاصخره و مسجد الاقصى در آن قرار دارد. هم اکنون قسمتى از بخش مسلمان نشین که
اطراف مسجدالاقصى است به بخش یهودى نشین تبدیل شده است و یهودیان در قسمت دیوار
براق که قسمتى از دیوار جنوب غربى حرم شریف است به عبادت مى پردازند.

قرون وسطى
فاصله زمانى بین ۳۹۵ تا ۱۴۵۳ میلادى را قرون میانه (Middle Ages)، قرون وسطى، مقطع
تاریک (Dark Ages) و عصر ایمان مى نامند. غربى ها این دوره را دوره سیاه تاریخ غرب
نامیده اند و دوران جدید یا Modern را واکنشى نسبت به آن مى دانند به گونه اى که از
این مقطع، بازگشت رُنسانسى صورت گرفته و غرب، دوباره به همان ارزش هایى که قبل از
عصر ایمان بر آن حاکم و جارى بوده، برگشته است. وقوع جنگ هاى صلیبى و ظهور اسلام از
وقایع مهم این دوران است.

کاپیتالیسم ۶۹
سرمایه دارى؛ سیستم اقتصادى دوران مدرن که در آن بخش عمده فعالیت هاى اقتصادى به
خصوص مالکیت و سرمایه گذارى در دست افراد و مؤسسات خصوصى است که از طریق رقابت
اقتصادى جهت کسب سود فعالیت مى کنند. مالکیت خصوصى ابزار تولید از ویژگى هاى عمده
این نظام اقتصادى است.۶۹


کتاب مقدس۷۰
آنچه کتاب مقدس نامیده مى شود مجموعه اى از چندین کتاب، نامه ها و یک مکاشفه است.
کتاب مقدس مسیحیان دو بخش عمده دارد که بخش بزرگ تر عهد عتیق (old testament) و بخش
کوچک تر عهد جدید (New testament) نامیده مى شود. یهودیان به عهد جدید باور ندارند
و تقریبا آنچه را مسیحیان، عهد عتیق مى نامند کتاب مقدس مى دانند. گاه به خطا به
کتاب مقدس مسیحیان انجیل و به کتاب مقدس یهودیان تورات مى گویند. انجیل بخشى کوچک
از عهد جدید و تورات نیز تنها بخشى از عهد عتیق است.۷۰

کشورهاى جهان سوم
در مقابل اصطلاحات بلوک شرق (سوسیالیستى) و غرب(سرمایه دارى) گروه سومى شامل
کشورهاى آمریکاى لاتین، آفریقا و آسیا وجود دارند که به آنها کشورهاى جهان سوم
گویند. وجوه مشترک بسیارى از این کشورها عبارتند از: گذشته استعمارى و نفرت از
امپریالیسم، جمعیت زیاد و رشد اقتصادى اندک، وابستگى اقتصادى و فنى به کشورهاى
پیشرفته و اقتصاد دولتى و عدم پیشرفت مالکیت خصوصى.۷۱

کشورهاى در حال توسعه
کشورهایى که بیشتر آنها در آسیا، آفریقا و آمریکاى لاتین قرار دارند و اقتصادشان
به طور عمده به کشاورزى متکى است. این کشورها به رغم داشتن منابع طبیعى قابل توجه،
منافع اندکى عایدشان مى شود. زیرا تمام ثروت طبیعى آنها به طور نامحدود مورد
بهره بردارى انحصارى سلطه گران خارجى قرار مى گیرد.

کشورهاى عقب افتاده
به کشورهایى گفته مى شود که در آن ها بى سوادى، کشاورزى و تولید فنى سنتى، عدم وجود
روحیه نوآورى و توسعه و پیشرفت، اختلاف طبقاتى، سطح پایین فرهنگ و بهداشت و تغذیه
حاکم باشد.۷۲

کریدور شمال ـ جنوب
کریدور شمال ـ جنوب، با عنوان کریدور نهم یا نوردکا در چارچوب برنامه هاى توسعه حمل
و نقل زمینى آسیاى اسکاپ طراحى شده است. در تاریخ ۱۲ سپتامبر سال ۲۰۰۰، روسیه،
ایران و هند توافق نامه چند جانبه حمل و نقل را به منظور تسریع در جابجایى کالا بین
آسیا و اروپا امضا کردند.
این سند ده ساله، که در پایان کنفرانسى در همین زمینه با مشارکت نمایندگان ۲۷ کشور
اروپایى و آسیایى در سن پترزبورگ نهایى شده بود، کریدورى را از طریق ایران به دریاى
خزر و سپس، به روسیه از آن جا، به فنلاند ایجاد مى کند. طول این مسیر از مسیرهاى
رقیب بسیار کوتاهتر است، به طورى که میانگین زمان حمل بار را که از مسیر کانال سوئز
بین ۳۵ تا ۴۰ روز بوده است به ۲۱ تا ۲۳ روز کاهش مى دهد.
از نظر برآوردهاى مالى و اقتصادى نیز، این مسیر ۲۰ درصد هزینه ها (تقریبا معادل
پانصد دلار) را براى هر کانتینر کاهش مى دهد. در حالى که حجم مبادلات کالا از جنوب
و جنوب شرق آسیا به روسیه پنجاه میلیون تن در سال برآورد شده، در سال ۲۰۰۱، حمل بار
در کریدور شمال ـ جنوب حدود ۱۰۰۰ الى ۱۵۰۰ کانتینر بالغ بر ۲/۱ میلیون تن بوده است.
قزاقستان نخستین کشورى بود که به دنبال اجلاس سن پترزبورگ، درخواست رسمى خود را
مبنى بر عضویت در کریدور شمال ـ جنوب به جمهورى اسلامى ایران تسلیم کرد. تاکنون،
جمهورى هاى آذربایجان، ارمنستان، ازبکستان و روسیه سفید جزء هشت کشورى بوده اند که
درخواست عضویت خود را براى الحاق به این کریدور به جمهورى اسلامى ایران، به عنوان
امین موافقت نامه، تسلیم کرده اند. هم چنین، پانزده کشور شمال اروپا، آسیاى مرکزى و
قفقاز، حوزه خلیج فارس، اقیانوس هند و جنوب شرقى آسیا نیز موضوع الحاق به این
موافقت نامه را در دستور کار خود قرار داده اند.
در واقع، در کریدور شمال ـ جنوب، ایران به منزله حلقه ارتباطى هند به روسیه، از نظر
ژئوپولیتیکى، بسیار اهمیت دارد. هم چنین، رونق گرفتن این کریدور مى تواند منافع
اقتصادى و سیاسى فراوانى را براى جمهورى اسلامى در پى داشته باشد.

کنسرسیوم ۷۱
شرکت تجارى، ائتلاف چند شرکت مستقل براى انجام امور انتفاعى.

کوکاکولا۷۲
شرکت کوکاکولا که شهرت جهانى دارد شرکتى است کاملاً صهیونیستى که درآمد سالیانه آن
بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار است. قابل توجه است که درآمد سالانه نفتى ایران در سال ۸۵
حدود ۵۶ میلیارد دلار بوده است.

کیک زرد
اورانیم، فلزى سنگین است که از سنگ معدن اورانیم به دست مى آید. معروفترین سنگ معدن
اورانیم نوعى اورانینیت است که از ۹۵% اکسید اورانیم تشکیل شده است و گاهى به صورت
صخره هاى چند تنى یافت مى شود (و معمولاً رنگ قهوه اى تا سیاه براق دارد) استخراج
اورانیوم هنگامى مقرون به صرفه است که حداقل از هر تن سنگ معدن، یک کیلوگرم اورانیم
به دست آید. سنگ معدن استخراج شده از معادن زیرزمینى یا سطحى پس از حمل براى آماده
سازى ابتدا خُرد، آسیاب و با آب قلیایى شستشو مى شود. پس از طى مراحل متعدد،
اورانیوم متراکم یا «کنسانتره اورانیم» که بیش از ۷۰% اورانیم در خود دارد به دست
مى آید که آن را کیک زرد (Yellow Cake) مى نامند.۷۳

گات ۷۳GATT
موافقت نامه عمومى تعرفه و تجارت، نام دیگر سازمان تجارت جهانى یا ۷۴WTO. اهداف
اصلى گات عبارتند از:
۱. دستیابى به یک نظام تجارى بین المللى آزاد بدون تبعیض.
۲. ارتقاء سطح زندگى مردم در کشورهاى عضو
۳. فراهم ساختن امکانات ذیل به اشتغال کامل در اثر گسترش جهانى تجارت.
۴. افزایش درآمد واقعى و سطح تقاضاى مؤثر.
۵. بهره بردارى کامل و کارا از منابع جهانى.
۶. گسترش تولید و تجارت بین المللى کالا.
۷. رفع موانع و مشکلات موجود در زمینه گسترش تجارت جهانى.۷۴

گفتمان
اصطلاح گفتمان یکى از مقولاتى است که در چند دهه اخیر مورد توجه نظریه پردازان قرار
گرفته است و در عرصه هاى سیاسى، اجتماعى، فرهنگى و... کاربرد زیادى یافته است.
برخى از محققان و مترجمان، گفتمان را معادل Discourse به معناى بررسى سیستماتیک یک
موضوع مشخص به کار برده اند و برخى دیگر آن را به معناى کلام، رأى و عقیده
مى دانند. در یک بیان کلى و مورد اجماع اکثر نظریه پردازان، گفتمان به تمامى آنچه
که گفته و نوشته مى شود اطلاق مى گردد، اعم از موضوعات و مطالب گفتارى و نوشتارى و
هر آنچه که به گفتگو، تبادل آرا و مذاکره فرا مى خواند. از آنجا که هر نوع گفتار،
کلام و یا نوشتار، یک جریان اجتماعى محسوب مى شود و داراى ماهیت و ساختار اجتماعى
است، لذا گفتمان نیز پدیده اى اجتماعى و داراى زمینه ها و بسترهاى اجتماعى است.۷۵

لابى۷۵
به طور مشخص به سازمان ها و گروه هاى نفوذى سازمان یافته صهیونیستى گفته مى شود که
در جهت رسیدن به خواسته ها و آرمان هاى یهود گام برمى دارند و در تصمیم گیرى هاى
مجلس قانون گذارى و دستگاه حاکمه آمریکا و برخى دیگر از کشورهاى غربى به طور مستقیم
یا غیر مستقیم اِعمال فشار مى کند. قدرت لابى هاى یهودى در حوزه هاى مختلف فرهنگى،
سیاسى و اقتصادى نمود دارد.
مثلاً در حوزه فرهنگى، شبکه هاى مهم رادیو تلویزیون آمریکا مانند NBC، CBSو ABC که
از پربیننده ترین شبکه ها هستند تحت کنترل لابى هاى صهیونیست است. همچنین هزاران
روزنامه و مجله از جمله روزنامه هاى نیویورک تایمز، لس آنجلس تایمز، واشینگتن پست و
وال استریت ژورنال از مبلغان قدرتمند و با سابقه یهودیان هستند.
از جمله لابى هاى مهم صهیونیستى مى توان به بنیاد امور عمومى آمریکا و اسرائیل که
به اختصار «آیپاک» نامیده مى شود اشاره کرد. این لابى در سال ۱۹۵۱ به منظور تصویب
قوانینى براى حمایت از اسرائیل تشکیل شد. آیپاک معاف از مالیات است و مقر آن در
نیویورک قرار دارد. آیپاک با بهره گیرى از شیوه ها و تکنیک هاى جدید و مناسب و
ایجاد جّو وحشت، توانسته است در همراه ساختن مسئولان ایالات متحده با منافع
صهیونیست ها و اسرائیل موفق عمل کند. آیپاک اصلى ترین لابى رسمى اسراییل در آمریکا
است که توانسته در عرصه هاى مختلف، منافع اسرائیل را نزد دولت مردان آمریکا بیمه
کند.
سازمان صهیونیست هاى آمریکا (ZOA) دومین لابى مهم صهیونیست ها در آمریکا است که
رئیس آن عنصر فعال سیاسى طرفدار حزب لیکود اسرائیل است. ZOA فعالیتهاى کنگره، کاخ
سفید و ادارات دولتى در واشنگتن را تحت نظر دارد و در نقش گروه هاى مشورتى و
هیئت هاى کارشناسى در دفتر ریاست جمهورى حضور فعال دارند و در تصمیم گیرى هاى مختلف
کشور به شخص رئیس جمهور کمک مى کنند.۷۶
یکى دیگر از این گروه هاى نفوذ، لابى موجود در کنگره آمریکاست که هر ساله به واسطه
فعالیت آن، حدود ۵/۵ میلیارد دلار از جانب دولت آمریکا به اسرائیل پرداخت مى شود.۷۷

لایحه
به مصوبه اى که از طرف دولت (کابینه) پس از گذراندن مراحل قانونى براى تصویب به
صورت قانون به مجلس ارائه مى شود لایحه گویند. منشاء پیشنهاد لایحه ممکن است دولت،
رئیس قوه قضاییه یا شوراى عالى استانها باشند.

لیبرالیسم ۷۶
آزادى خواهى، هوادار آزادى. لیبرالیسم یکى از کهن ترین مکاتب فلسفى ـ سیاسى ـ
اخلاقى دوران مدرن است به گونه اى که عمده ویژگى ها و مؤلفه هاى فکرى حاکم بر تمدن
مدرن را مى توان در آن خلاصه کرد. لیبرالیسم مجموعه روشها، نگرشها و سیاست ها و
ایدئولوژى هایى است که هدف عمده آنها فراهم آوردن آزادى هر چه بیشتر براى فرد است.
از جمله مبانى و لوازمى که با انواع لیبرالیسم همراه است مى توان انسان گرایى،
فردگرایى، عقل گرایى، تجربه گرایى، علم گرایى، سنت ستیزى، تجددگرایى، پلورالیسم
معرفتى و اعتقاد به خود مختارى فرد انسانى را نام برد.۷۸
لیبرالیسم با طرح اندیشه هاى فردگرایى، انسان گرایى، عقل گرایى و... زمینه ساز
پیدایش و تثبیت سکولاریسم (اعتقاد به اصالت امور دنیوى، دنیاگرایى) گردید.



م ـ ن ـ و ـ ه ـ ى


ماتریالیسم ۷۷
مادى گرایى، اصالت ماده. مکاتبى که معتقدند عوامل مادى بر عوامل غیرمادى و روحى ـ
معنوى تقدم دارند. تعریف دیگر عبارت است از روحیه و حالتى روانى که باعث بى توجهى
شخص به امور غیرمادى و معنوى مى شود؛ یعنى معیار تصمیم گیرى ها و رفتارهاى فرد بر
اساس محاسبات مادى استوار مى شود.۷۹

مجمع عمومى سازمان ملل متحد
مجمع عمومى سازمان ملل متحد مهمترین رکن تبادل نظر و مشورتى سازمان ملل متحد است که
با شرکت کلیه اعضاى سازمان (تمام کشورها) تشکیل مى شود و هر عضو داراى یک حق رأى
است که با رأى هر یک از اعضاى دیگر از قدرت برابر برخوردار است.۸۰

مُد
مدها الگوهاى فرهنگى اى هستند که به وسیله بخشى از جامعه پذیرفته مى شوند و داراى
یک دوره زمانى نسبتا کوتاه اند و سپس فراموش مى شوند.۸۱
گستره مد به اندازه گستره زندگى است و تمام شئونات آن را در بر مى گیرد ولى
شاخص ترین کالاى مد شونده پوشاک و شیوه آرایش است. مد و مدگرایى را مى توان از جهتى
مولود مدرنیسم دانست زیرا، مدرنیسم نگاه نو به عالم و آدم است با نگاه و شناختى که
برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است.

مدرنیسم ۷۸
نوگرایى، تجددگرایى. نگاهى نو و جدید به عالم و آدم که برخاسته از زیستن در اکنون و
گسستن از گذشته است. شیوه زندگى اجتماعى و تشکیلات و سازمانهاى اجتماعى جدید و
امروزى که از قرن ۱۷ به بعد در اروپا ظاهر شد و به تدریج در تمام نقاط جهان گسترش
یافت.
مدرنیته در معناى کلى و گسترده آن همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآورى،
ابداع، پیشرفت، سلیقه و مد است و همواره خود را در ستیز با هر گونه کهنگى،
کهنه پرستى، قدمت و سنت قرار مى دهد. مدرنیته مدعى است جامعه را از خرافه، موهومات،
زودباورى، اسطوره و... زدوده و عقل و روشهاى علمى را در پیش گرفته و بهترین شیوه
زیستن را ارائه کرده است.۸۲
 

مسجدالاقصى
مسجدالاقصى قبله اول مسلمین جهان است که از اهمیت بسیار زیادى برخوردار است و در
قسمت مسلمان نشین شهر قدیمى قدس، در مجاورت قبه الصخره قرار دارد. متأسفانه در طول
چند سال اخیر طرح ها، پوسترها و نقاشى هاى فراوانى به اسم مسجدالاقصى ولى با تصویر
قبه الصخره ارائه شده است، البته قبه الصخره نیز براى مسلمانان مهم است ولى حکمش
فقط در حد یک مسجد است! ولى مسجدالاقصى از قداست خاصى برخوردار است که هیچ نقطه از
جهان آن قداست را دارا نیست. به همین دلیل صهیونیست ها سعى دارند مسجد قبه الاصخره
را در اذهان مسلمین جایگزین مسجدالاقصى کنند تا در طول زمان به هدف خود یعنى محو
این مسجد در اذهان و سپس تخریب آن به طور فیزیکى دست زنند تا بتوانند در مکان
مسجدالاقصى، هیکل سلیمان را که مقدمه ظهور دوم مسیح مى دانند بنا کنند.

مسیح
ترجمه واژه عبرى Mashiha به معناى تدهین شده یا مسح شده با روغن مقدس است. یهودیان
پس از نخستین ویرانى شهر قدس، همواره منتظر رهبرى فاتح بودند که اقتدار و شکوه
پیشین را بر قوم برگزیده (یهودیان) بازگردانده و آنانرا به دوران طلایى حضرت داود و
سلیمان بازگرداند. شخصیت مورد انتظار «ماشیح» خوانده مى شد و لقب پادشاهان قدیم
بنى اسرائیل به شمار مى رفت؛ زیرا مرسوم بود که آنان به حضور کاهنان بنى اسرائیل
شرف یاب شده، کاهنان در حضور جمع، اندکى روغن بر سر آنان مى مالیدند و بدین ترتیب،
نوعى قداست به ایشان مى بخشیدند. در کتاب عهد قدیم از عنوان «ماشیح» به عنوان منجى
در موارد مختلف استفاده شده است.۸۳

ملت برگزیده۷۹
صهیونیست ها، با استناد به تلمود و عهد عتیق، معتقدند «قوم برگزیده» خدا هستند و با
تعابیر و تدابیر گوناگون تلاش مى کنند که افکار عمومى ملت ها را مجاب کنند که بین
یهودیان و خدا، رابطه اى خاص وجود دارد که هیچ کس جز آنان، به این سعادت نایل
نیامده است. «ذات قدوس، پنج چیز را به خود تخصیص داده و آنها را ثروت خویش خوانده
است و آنها عبارتند از: تورات، آسمان، زمین، ملت اسرائیل و معبد بیت همیقداش».۸۴
«همه ملت هاى جهان، حمد و ثناى ذات قدوس را مى گویند ولى حمد و ثناى ما به درگاه او
مقبول تر و خوش تر است».۸۵
«حتى اگر ملت اسرائیل، شایستگى هم نداشته باشند، با این وجود، هنوز هم فرزندان خدا
خوانده شده اند».۸۶
اشارات فوق، نمونه اى از دهها موردى است که در تلمود، در مدح و ستایش قوم یهود،
آمده است که اینک دستاویزى مذهبى است براى صهیونیست ها که در جهت بسط و گسترش
استیلاى خود بر سرتاسر جهان تلاش کنند.

مهندسى فرهنگى۸۰
تطبیق وضع موجود فرهنگى با وضع مطلوب و آرمانى همراه با مشخص کردن عیب ها و مشکلات
و بررسى علل و عوامل آنها و برنامه ریزى زمان بندى شده براى رفع مشکلات و دستیابى
به اهداف و آرمانها؛ برنامه ریزى براى دستیابى به اهداف فرهنگى؛ برنامه ریزى تمام
وزارتخانه ها و نهادها به گونه اى که در کنار مسائل اقتصادى، سیاسى، آموزشى و
پژوهشى، مسائل فرهنگى نیز لحاظ گردد و با عینک فرهنگى به تمام امور نگریسته شود.
برنامه ریزى براى حاکم شدن فرهنگ اسلامى و ایرانى بر اذهان طبقه متفکر جامعه به
گونه اى که الگوهاى توسعه خودى جایگزین الگوسازى و تقلید از غرب شود. به عنوان مثال
در کشور ما امکان دسترسى به بسیارى از کتابها و مقالات و کارگاههاى علمى و فرصتهاى
مطالعاتى هست و دانشجو مى تواند از تمام اینها استفاده کند ولى با این وجود دانشجوى
ما هنوز نگاه به خارج دارد و به علت عدم تعلق به فرهنگ بومى، در برابر غرب احساس
حقارت مى کند، اینها به خاطر فقدان دید فرهنگى در مسائل است.

ناتوى فرهنگى
ناتوى فرهنگى صورتى تکامل یافته و رشد داده شده و در حقیقت یک مرحله بلوغ از ناتوى
نظامى است که جنبه نظامى گرى آن جزء کوچکى از حرکت کلان نظام سلطه براى تضمین
«آینده براى خود» است. در این میدان نبرد جدید، سربازان فرهنگى با پشتیبانى کلان
اقتصادى به نبرد با اندیشه مقاوم در مقابل نظام سلطه مشغولند.
وجه غالب ناتوى فرهنگى بر تخریب پایه ها و بنیان هاى فرهنگى وایدئولوژى کشورهاى
مقاوم در مقابل نظام سلطه بنا شده است. در جهان اسلام، این بخش به کمک ابزارهاى
متعدد محقق مى شود که مهمترین آنها تخریب روند بیدارى جهان اسلام، دامن زدن به
اختلاف شیعه و سنى، ترویج فساد و ابتذال اخلاقى، ترویج عرفان هاى انحرافى (مانند
اوشو و پائولو کوئیلو...) و مسلک هاى منحط و استعمار ساخته (مانند صوفیه، وهابیت،
حجتیه و بهاییت) و تخریب باورهاى ملى و دینى مى باشد.
وابستگى و ممانعت از رشد اقتصادى کشورهاى تحت سلطه از طریق تحریم ها و ایجاد جنگ
روانى در حوزه موضوعى خاص (مانند مقوله انرژى هسته اى در ایران) از دیگر وجوه اساسى
ناتوى فرهنگى است.
ناتوى فرهنگى جدیدترین روش تسلط استعمارگران بر کشورهاست. بدین معنى که در گذشته،
ابرقدرتها براى تسلط بر منافع سایر کشورها از طریق لشکرکشى و تحریم نظامى به اعمال
سلطه خویش مبادرت مى کردند ولى امروزه به جاى صرف وقت و هزینه هاى گزاف، براى رسیدن
به اهداف خویش از طریق اهرمهاى کلیدى اقدام مى کنند و یکى از کلیدى ترین اهرمها که
همواره مورد توجه استعمارگران در میان همه ملتها و به خصوص ملل اسلامى بوده، مقوله
فرهنگ است. فرهنگى که به تعبیر مقام معظم رهبرى، بى صداترین و مخرب ترین ابزار حمله
دشمنان است.۸۷
مهمترین زمینه هاى تغییر رویکرد آمریکا به ناتوى فرهنگى عبارتند از: کارآمدى اسلام
در تقابل با هژمونى غرب و نیز تناقضات و ناکارآمدى لیبرال دموکراسى.
نابودى هویت ملى جوامع بشرى، به دست گرفتن سررشته تحولات سیاسى ـ اقتصادى ـ اجتماعى
و فرهنگى کشورهاى هدف، مجبور کردن ملتها به پذیرش فرهنگ مبتذل دول استعمارى،
سازماندهى و حفظ انسجام تمدن غرب و جلوگیرى از ایجاد تمدن اسلامى از مهمترین اهداف
ناتوى فرهنگى است. رویکرد اصلى ناتوى فرهنگى، جنگ نرم و هدف اصلى آن نابودى هویت
ملى جوامع بشرى به ویژه مقابله با ایمان انسان هایى است که مى خواهند از هویت دینى
و ملى خود شرافتمندانه دفاع کنند.۸۸

ناتو ۸۱NATO
پیمان اتلانتیک شمالى؛ پیمانى که به منظور دفاع جمعى از آمریکاى شمالى و بسیارى از
کشورهاى اروپاى غربى بسته شده و هدف اولیه آن ایجاد یک اتحادیه نظامى منطقه اى
قدرتمند در مقابل نیروهاى کمونیست اروپا و به ویژه آمادگى براى مقابله با شوروى
سابق بود. هم اکنون با پیوستن بسیارى از کشورهاى اروپاى شرقى(کمونیستى سابق) به این
پیمان و مورد تحدید قرار گرفتن روسیه، اختلافاتى در مورد همکارى برخى کشورهاى
اروپایى با آمریکا پیش آمده و ماهیت ناتو دستخوش تحول گردیده است.۸۹

ناسیونالیسم ۸۲
ملت باورى، ملى گرایى. آگاهى ملى و احساس تعلق به یک ملت مشخص که با ویژگى هاى
خاص(مانند نژاد، زبان، نمادها، سنتها و ارزش هاى اجتماعى و اخلاقى) از سایر ملتها
متمایز شده است. وفادارى به خاک و دولت و فداکارى براى آن از ارکان ناسیونالیسم
است.۹۰

نانوتکنولوژى۸۳
توانمندى تولید مواد، ابزارها و سیستم هاى جدید با در دست گرفتن کنترل در سطوح
ملکولى و اتمى و استفاده از خواصى که در آن سطوح ظاهر مى شود. تکنولوژى و روشهاى
ساخت مواد در اندازه کوچک و کوچکتر در حد مولکول و اتم. این رویکرد جدید، کابردهایى
را در حوزه هاى مختلف مانند غذا، دارو، تشخیص هاى پزشکى، الکترونیک، کامپیوتر،
ارتباطات، حمل و نقل، انرژى، محیط زیست، مواد، فضا و امنیت ملى داراست.
نانوتکنولوژى روش مناسبى براى ساخت و سرهم بندى اتم ها، مولکول ها، مواد، قطعات و
سیستم هاى مفید، در مقیاس نانومتر۹۱ و بهره بردارى از خصوصیات، ویژگى ها و
پدیده هاى جدید حاصله در آن مقیاس است.
کلیه محصولات و فرآورده هاى مادى موجود در جهان هستى از قرار گرفتن منظم و هدفمند
اتم ها (کوچک ترین واحد اجزاى سازنده مواد) در کنار هم به وجود آمده اند. هرچه تسلط
و آگاهى انسان به رفتار و خصوصیات واحد سازنده مواد یعنى اتم ها بیش تر شود، امکان
کنترل کلیه خصوصیات آن مانند نقطه ذوب، ظرفیت شارژ، خواص مغناطیسى و... افزایش
خواهد یافت.
در این فضا، مواد و سیستم ها به خاطر اندازه شان مى توانند به طور منطقى طراحى شوند
و داراى خصوصیات و رفتارهاى زیستى، شیمیایى و فیزیکى جدید و بهبود یافته باشند؛
بنابراین نانوتکنولوژى مى تواند در آینده اى نه چندان دور، امکان تولید کلیه
فرآورده هاى مورد نیاز بشر را با کیفیت بسیار بالا و هزینه فوق العاده پایین فراهم
کند.
هدف نانوتکنولوژى ساخت مولکول به مولکول مواد در آینده است. همان طور که وسایل
مکانیکى به ما اجازه مى دهند که چیزى فراتر از نیروى فیزیکى خود به دست آوریم، علم
نانو و تولید در مقیاس اتمى، سبب مى شود تا بتوان پا را فراتر نهاده و از
محدودیت هاى طبیعى مربوط به ابعاد و اندازه، رها شده و درست روى واحدهاى ساختارى
مواد کار کنیم، جایى که خواص آنها مشخص مى شود و با تغییر در آن واحدها مى توان
خواص مواد را تعیین کرد.
کار با ذرات، این امکان را فراهم مى کند تا بشر بتواند براساس نیاز و میل خود به
موادى جدید دسترسى پیدا کند. امروزه با توجه به پیش بینى که در عرصه فناورى نانو
شده است، صنعتگران فولاد در جهان نگران ورشکستگى خود هستند، زیرا با تکیه بر فناورى
نانو مى توان به مواد جدیدى دست یافت که چندین برابر مقاوم تر از فولاد و چندین
برابر سبکتر از آلومینیوم است و باعث دگرگونى در صنعت فولاد خواهد گردید. در صنایع
دیگر مانند داروهاى هوشمند، لباس هاى هوشمند و شیشه و سرامیک هاى هوشمند نیز وضع به
همین منوال است و هریک از این محصولات مى تواند زندگى بشر را متحول سازد. به عبارت
دیگر مى توان بیان کرد که نانو تکنولوژى فناورى کلیدى در دهه اول قرن بیست و یکم
خواهد بود.

نظم نوین جهانى
پس از جنگ دوم خلیج فارس در زمان بوش پدر، وى و همفکرانش اعلام نمودند جهان جدیدى
با نظمى جدید بر محور سیطره سیاسى و ایدئولوژیک آمریکا به وجود خواهد آمد و از این
پس در دنیا فقط یک قدرت برتر مطرح و دیده خواهد شد و آن آمریکاست؛ چرا که آمریکا
جنگ طولانى اش با پرچمدار سوسیالیزم (اتحاد جماهیر شوروى سابق) را با پیروزى کامل
به پایان رسانده و نظام ایدئولوژیک و فرهنگ کاپیتالیسم یا لیبرال دموکراسى پیروز
میدان شده بود. هدف این طرح تحقق «حکومت جهانى یهود» بود.

نقدینگى
در یک تعریف ساده، نقدینگى عبارت است از مجموع اسکناس و مسکوکات در دست مردم به
علاوه سپرده هاى بلند مدت (شبه پول). نقدینگى باید با گردشى که دست افراد جامعه
دارد تکافوى جریان کالاها و خدمات را بنماید. بدین ترتیب قیمت کالاها به میزان
نقدینگى و سرعت گردش آن بستگى دارد. بنابراین هر گونه افزایش نقدینگى باعث رشد
قیمت ها و تورم به همان نسبت خواهد شد.

نیهیلیسم ۸۴
پوچ گرایى، هیچ انگارى، نیست انگارى، نفى همه ارزشهاى ثابت.
نقطه پیدایش پوچ گرایى در تمدن غربى، به دوران بعد از رنسانس برمى گردد. در جریان
انسان گرایى رواج یافته در اروپاى قرن ۱۹ و ۱۸، اعتقاد به هر گونه مرجع متعالى و
ماوراى طبیعى و در نتیجه هر گونه عقیده و مذهب نجات بخش، رنگ باخت؛ تعالیم آسمانى
انکار شد و انسان، بنیان گذار و ارزش گذار اصول و اخلاق شمرده شد و پس از گذشت اندک
زمانى چون نتوانست با تکیه بر عقل و دانش خود پاسخ بسیارى از مسائل (به ویژه فلسفه
حیات) را پیدا کند، وجود خود را پوچ و تهى یافت.
یعنى متفکران آن دوره با کنار گذاشتن ایمان به ماوراء، ابتدا پنداشتند که تکیه گاه
واقعى انسان را یافته اند. و بنابراین معتقد شدند که انسان با پیشرفت هاى علمى از
بدبختى رها و مشکلات آدمى کاسته خواهد شد. بدین ترتیب به تدریج قوانین علمى جاى
مشیت الهى را گرفت و خدا از زندگى بشر غربى کنار رفت (نیهیلیسم نسبى).
پس از آنکه زندگى مدرن و ابزارهاى پیشرفته در انحصار صاحبان قدرتهاى اقتصادى و
سیاسى قرار گرفت و نتایج زیانبار علم گرایى آشکار گردید، انسان غربى در اصالت علم و
پناهگاه بودن آن نیز تردید کرد و ناچار شد حتى علم (یعنى تنها پناهگاه خود) و آنچه
را که مدت ها امیدوار بود محرومیت بشر را برطرف کند، نیز نفى کند و دچار نیهیلیسم
مطلق شد و علاوه بر نفى خدا و ابدیت و وحى و... مفاهیم جدید توسعه، مدرنیسم و هدف
را نیز انکار کرد و به دامن نومیدى و نگرانى یا سرخوشى و ابتذال و سرگرمى
درغلتید.۹۲

وتو۸۵
واژه اى است لاتینى به معناى «جلوگیرى مى کنم». حق وتو، قدرت قانونى یک دستگاه یا
اعضاى آن براى جلوگیرى از عمل در آن دستگاه یا دستگاه دیگر است؛ رأى منفى هر یک از
اعضاى دائم شوراى امنیت سازمان ملل متحد به قطعنامه هاى این شورا. قطعنامه اى که
وتو مى شود، رسما از اعتبار افتاده و امکان عمل به آن وجود ندارد.
از ابتداى تشکیل این شورا، تا ژوئن ۱۹۸۶ به ترتیب شوروى ۱۱۶ مورد، آمریکا ۶۰ مورد،
انگلستان ۲۹ مورد، فرانسه ۱۷ مورد و چین ۴ مورد، قطعنامه هاى شواى امنیت را وتو
کرده اند.
امتیاز حق وتو در سال ۱۹۴۵ در کنفرانس یالتا از طرف روزولت، رئیس جمهور وقت آمریکا
پیشنهاد شد و به تأیید رهبر انگلستان و شوروى نیز رسید.

هالیوود۸۶
کلمه هالیوود اغلب به صورت کنایه براى صنعت سینمایى آمریکا به کار مى رود که شروع
فعالیت آن به سال ۱۸۵۳ بر مى گردد. نام هالیوود به وسیله شخصى به نام H.J. whitley
بر این صنعت گذاشته شد. برخى نیز arvey wilcox را پدر هالیوود مى دانند.
هالیوود در نزدیکى لوس آنجلس قرار دارد و قطب صنعتى فیلم هاى سینمایى در آمریکاست.
هالیوود از چندین شرکت بزرگ فیلم سازى مانند «والت دیسنى»، «پارامونت»،
«یونیورسال»، «فوکس قرن بیستم»، «وارنر بروز» (سازنده فیلم ۳۰۰)، «کلمبیا پیکچز»،
«یونایتد آرتیست» و «مترو گلدوین مایر» تشکیل شده است.
امروزه قدرت ها از عنصر تصویر در بالاترین حد بهره مى برند و ذهنیت مخاطبان نیز این
امر را مى پذیرد. اکنون مهمترین کار غرب این است که مبانى نظرى برآمده از ایده ها و
اهداف خود را به زبان تصویر ترجمه کند. بزرگترین ویژگى غرب ترجمه معنا به تصویر
است؛ چون روان شناسى مدرن، تأثیر تصویر را بسى فراتر از کلام مى داند و هر تصویر را
با هزار کلمه برابر مى شمارد.
مجموعه فیلم هاى ساخته شده در دو دهه اخیر توسط هالیوود اهداف غرب را به خوبى نشان
مى دهد. آمریکایى ها با ساختن این گونه فیلم ها در پى آنند که نظام حاکم بر غرب را
تنها سیستم مدافع جهان در برابر خطرات احتمالى آینده معرفى کنند. فیلم هایى مانند
«روز استقلال»، «روح یا شبح»، «نوسترا داموس» و... نمونه هایى از این قبیل اند.
هالیوود به عنوان مرکز فیلم سازى آمریکا، در هر سال حدود ۷۰۰ فیلم تولید مى کند و
۱۵ ـ ۱۶ میلیارد دلار سود خالص کسب مى کند. این فیلم ها حدود ۷۸% سینماها و
تلویزیونهاى جهان را تغذیه و مبانى نظرى غرب را به زبان تصویر ترجمه مى کند. زبانى
که قدرت عظیم و اثرگذارى بى بدیل دارد.
از سوى دیگر هالیوود یکى از ابزارهاى پرقدرت براى تبلیغ افکار صهیونیست هاست به
گونه اى که ۸۵% سرمایه هالیوود متعلق به آنهاست. بنابراین آنها به راحتى مى توانند
براى ترویج نظریات خود به فیلم هاى سینمایى متوسل شوند. فیلم هاى آرماگدون، ماتریکس
(که با هزینه اى حدود ۵۰۰ میلیون دلار در سال هاى ۲۰۰۳ـ۱۹۹۹ به وسیله کمپانى
صهیونیستى برادران وارنر ساخته شد)، شمارش معکوس تا آرماگدون و... از این قبیل اند.
به عبارت دیگر، یهودیان با ورود به عرصه فیلم سازى و تولید آثارى به ظاهر هنرى،
اولاً در عرصه اى وارد شده اند که کسى آنان را سرزنش نمى کند و ثانیا به راحتى
مى توانند بر دنیا حکم رانى کنند در حالى که تنها ۴% جمعیت آمریکا را تشکیل
مى دهند. در واقع این تعداد اندک، در قرن ۲۱ که قرن اطلاعات نامیده شده است، نبض
دنیاى سرگرمى و اطلاعات را در دست دارند و از طریق آن، علاوه بر تحمیل عقاید و
افکار نامشروع خود، سود کلانى به جیب مى زنند.

هژمونى ۸۷
تسلط یاتفوق یک کشور بر کشورهاى دیگر از طریق دیپلماسى یا تهدید به اطاعت و یا
پیروزى نظامى. تسلط یک طبقه از تمام جنبه هاى اقتصادى اجتماعى، سیاسى و ایدئولوژیک
بر سایر طبقات یا یک دولت بر سایر دولتها.۹۳
هژمونى در ادبیات روابط بین الملل هم با تعابیر خوش بینانه به معنى حافظ نظم،
ثبات بخش و هم بدبینانه به معنى سلطه و برترى جویى به کار گرفته مى شود، اما هر دو
تعبیر اشاره به موقعیتى دارد که یک قدرت برتر از توانایى هاى خود در جهت حفظ و
تثبیت نظم موجود جهانى بهره مى گیرد. در واقع موقعیت هژمونیک هنگامى شکل مى گیرد که
این نقش از سوى سایر قدرت هاى بزرگ جهانى مورد پذیرش قرار گیرد. وضعیت پس از حوادث
یازده سپتامبر که همسویى قدرت هاى بزرگ با آمریکا را به همراه داشت، در جهت تثبیت
وضعیت هژمونیک به پیش مى رود.

هلال شیعى
در کشاکش بحران لبنان در سال ۲۰۰۶ که اسرائیل به لبنان حملات گسترده اى را آغاز
کرد، براى منحرف کردن توجه جهانیان از این جنگ، خطرى فرضى به نام هلال شیعى با
هماوایى نخست وزیران اسرائیل و انگلستان، رئیس جمهور آمریکا و شاه اردن مطرح گردید.

هدف آشکار این طرح عبارت بود از معرفى یک هلال ژئوپولیتیکى که از ایران و با رهبرى
ایرانیان آغاز مى شود، عراق و سوریه را در برمى گیرد و به حزب اللّه لبنان و حماس
در فلسطین پایان مى گیرد. آنها این گونه وانمود کردند که این مجموعه که نماى
جغرافیائیش «هلال» مانند ترسیم شده و بزرگ ترین منابع سوخت فسیلى جهان از خلیج فارس
تا دریاى خزر را در اختیار دارد مى خواهد از راه گسترش عملیات تروریستى (حماس و حزب
اللّه) بر جهان اسلام چیره شود و اسرائیل را نابود کند.
در سایه این سناریو، آمریکا خواهد توانست اعضاى القاعده، طالبان و تروریستهاى نو
وهابى را به فراموشى سپرده و توجه غرب را بر جوامع شیعى در جهان اسلام به عنوان
مراکز اصلى تروریست پرورى متمرکز کند و شیعه را مذهبى تروریستى جلوه دهد (به خصوص
از عملیات مقتدا صدر در عراق و حزب اللّه در لبنان بسیار سوءاستفاده کردند) و علاوه
بر دشمنى کشورهاى بلوک غرب، کشورهاى سنى منطقه را به دشمنى بر علیه شیعیان و در رأس
آنها جمهورى اسلامى ایران ترغیب نماید.۹۴

هوش هیجانى ۸۸EQ
مفهوم «هوش هیجانى»، که عمرش به بیش از دو دهه نمى رسد، بر پایه دو مفهوم «هوش» و
«هیجان» و ارتباط آن دو بنا شده است. سالوى و مایر اصطلاح «هوش هیجانى» را براى
بیان کیفیت ودرک احساسات افراد، همدردى با احساسات دیگران و توانایى اداره مطلوب
خلق و خو به کار بردند. در حقیقت، این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و
استفاده از آن براى اتخاذ تصمیم هاى مناسب در زندگى است؛ عاملى است که هنگام شکست،
در شخص ایجاد انگیزه مى کند و به واسطه داشتن مهارت هاى اجتماعى بالا، منجر به
برقرارى رابطه خوب با مردم مى شود.
بار ـ اون هوش هیجانى را به این صورت تعریف کرده اند:
یک دسته از مهارت ها، استعدادها و توانایى هاى غیرشناختى که توانایى موفقیت فرد را
در مقابله با فشارها و اقتضاهاى محیطى افزایش مى دهد.
بنابراین، هوش هیجانى یکى از عوامل مهم در تعیین موفقیت فرد در زندگى است و مستقیما
سلامت روانى او را تحت تأثیر قرار مى دهد. هوش هیجانى با سایر تعیین کننده هاى مهم
(توانایى موفقیت فرد در مقابله با اقتضاهاى محیط) از قبیل آمادگى هاى زیست پزشکى،
استعداد هوش شناختى و واقعیت ها و محدودیت هاى محیطى در تعامل است.
«هوش شناختى» یا بهره هوشى یا EQ در بهترین شرایط، تنها عامل ۲۰ درصد از موفقیت هاى
زندگى است. ۸۰ درصد موفقیت ها به عوامل دیگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسیارى
از موقعیت ها، در گرو مهارت هایى است که هوش هیجانى را تشکیل مى دهند، هوش هیجانى
بهترین پیش بینى کننده موفقیت افراد در زندگى و نحوه برخورد مناسب با استرس ها است.
هوش هیجانى با توانایى درک خود و دیگران (خودشناسى و دیگرشناسى)، ارتباط با مردم و
سازگارى فرد با محیط پیرامون خویش، پیوند دارد. به عبارت دیگر، هوش غیرشناختى،
پیش بینى موفقیت هاى فرد را میسر مى کند و سنجش و اندازه گیرى آن به منزله
اندازه گیرى و سنجش توانایى هاى شخص براى سازگارى با شرایط زندگى و ادامه حیات در
جهان است.
همه ما ترکیبى از هوش و هیجان هستیم. هوش عمومى و هوش هیجانى از یکدیگر متفاوتند.
نظریه پردازان هوش هیجانى معتقدند: EQبه ما مى گوید که چه کارى مى توانیم انجام
دهیم، در حالى که هوش هیجانى به ما مى گوید: چه کارى باید انجام دهیم. EQ شامل
توانایى ما براى یادیگرى، تفکر منطقى و انتزاعى مى شود، در حالى که هوش هیجانى به
ما مى گوید که چگونه از EQدر جهت موفقیت در زندگى استفاده کنیم.۹۵
هوش هیجانى در الگوى بار ـ اون داراى ۱۵ عامل مؤثر است. افرادى که تعداد بیشترى از
این مؤلفه ها را در خود بیابند هوش هیجانى بالاترى دارند. این عوامل عبارتند از:
خودآگاهى هیجانى، جرأت، حرمت نفس، خودشکوفایى، استقلال، روابط میان فردى، تعهد
اجتماعى، همدلى، آزمون واقعیت، مسئله گشایى، انعطاف پذیرى، توانایى تحمل استرس،
توایى تحمل تنش ها، شادى و خوش بینى.

هولوکاست۸۹
هولوکاست از دو واژه یونانى «Holos» به معنى «همه» و «Kaustos» (در بعضى از متون به
جاى واژه Kaustosاز واژه Kaiein استفاده شده است) به معنى سوزاندن و نابودن کردن،
ترکیب یافته است. این واژه روى هم رفته به معنى همه سوزى است و در اصطلاح از آن به
قربانى و یا قربانى بزرگ یاد مى شود و به واقعه اى اطلاق مى گردد که ادعا شده بر
اثر آن ۶ میلیون یهودى، زنده زنده در اطاقهاى گاز خفه شده و در کوره هاى آدم سوزى
اردوگاههاى کار اجبارى نازى ها سوزانده شده اند.
از جمله افسانه هایى که قدرت هاى مسلط و در رأس آنها دنیاى استکبار و صهیونیست ها
با اهداف ایدئولوژیک و سیاسى کاملاً مشخص جعل کرده و به روش هاى پلیسى ـ رسانه اى
تلاش کرده اند آن را «حقیقت» جا بزنند، افسانه هولوکاست است که منافع اقتصادى و
سیاسى فراوانى براى آنها در پى داشته است. به همین دلیل هر گونه بررسى محققانه و
تحقیق علمى درباره آن ممنوع است و اگر کسى در آن تردید کند و بى احتیاطى کرده،
تردید خود را به زبان آورد، او را به وحشیانه ترین شکل ممکن از هستى ساقط مى کنند.

در دنیاى غرب که مدعى آزادى بى حد و حصر در همه زمینه ها هستند، ورود به تحقیق
درباره هولوکاست، ورود به «حریم ممنوعه» تلقى مى شود. بازداشت و اذیت و آزار
دانشمندان و اساتید سرشناسى مانند فوریسون، پل راسینیه، مورگن گراف و استاگلیچ و
اخراج آنها از دانشگاه نمونه اى از ورود به این حریم ممنوعه است.
هولوکاست از جمله موضوعاتى است که پس از انتخاب آقاى دکتر احمدى نژاد به ریاست
جمهورى اسلامى ایران، توسط ایشان در صحنه سیاسى جهانى به چالش کشیده شد و تردیدهاى
موجود در این زمینه را قوت بخشید.

هویت۹۰
هویت یک فرد یا یک ملت تمام ویژگى هایى است که آن فرد و ملت دارا هستند. عناصر مؤثر
و سازنده هویت و مؤلفه هاى اساسى آن عبارت است از دین، عبادت و فرهنگ که منظور از
فرهنگ، بیشتر عادت هاى رفتارى و آیین و رسوم موجود میان یک ملت است.
هویت، مرز میان ما با دیگران است. آنچه ما را از دیگران متمایز مى سازد، هویت ما
است؛ با این توصیف مى توان سطوح و ابعاد هویت را از هم باز شناخت. سطوح فردى،
اجتماعى و ملى. یک فرد در بسیارى ویژگیها از دیگران متمایز است، این ویژگى هاى
متمایز، سازنده هویت فردى او هستند. در سطح اجتماعى، مردمان داراى یک سرى ویژگى هاى
متمایز هستند که هویت اجتماعى آنان را مى سازد. یک گروه که داراى زندگى قبیله اى
هستند با گروه دیگر که داراى یک زندگى اجتماعى مدرن هستند، تفاوت هاى جدى دارند.
این وجوه تمایز، سازنده هویت آنان است. یک ملت هم داراى برخى ویژگى هاست که آن را
از ملل دیگر متمایز مى کند.
این ویژگى هاى متمایز، وراى سرزمین جغرافیایى است. ملت ایران واجد برخى تصمیم هاست
که آن را از ملت هاى دیگر متمایز مى کند.
هویت به خودى خود پدیده اى مقدس نیست، یعنى لزوما آنچه ما داریم و ما را از دیگران
متمایز مى کند، به معناى آن نیست که این ویژگى ها، خصیصه هاى کاملاً پسندیده اى
هستند. در این معنا هویت فردى، اجتماعى و ملى هیچ فرد، گروه و ملتى ضرورتا مقدس و
تغییرناپذیر نیست. چه بسا یک فرد، گروه یا ملت، داراى خصیصه هاى ناپسند زیادى باشند
که بخشى از هویت آنان را مى سازد؛ یعنى اگر ما پذیرفتیم که هویت، مرز میان ما و
دیگران است، اینگونه نیست که بتوانیم خصیصه هاى خوب خود را به عنوان فرد، گروه و
ملت، به صورت شاخصه هویت خود در نظر بگیریم و خصیصه هاى نامطلوب را خارج کنیم.۹۶

یادداشت تفاهم
یادداشتى حاکى از توافق کلى یا همکارى متقابل در زمینه هاى مورد علاقه طرفین. این
گونه یادداشتها براى دولت هاى طرفین تعهد آورند ولى احتیاج به تصویب مجلس ندارند.

یونسکو۹۱UNESCO
سازمان آموزشى ـ علمى ـ فرهنگى ملل متحد که از ۱۴ دسامبر ۱۹۴۶ رسما شروع به کار
کرد. هدف یونسکو، کمک به صلح و امنیت در جهان از طریق ترویج تشریک مساعى میان ملل
در امور تعلیم و تربیت و علوم و فرهنگ و همچنین تقویت احترام جهانى به عدالت،
حاکمیت قانون، حقوق بشر و آزادى اساسى است.۹۷

یونیسف ۹۲UNICEF
صندوق کودکان ملل متحد است که در سال ۱۹۴۶ براى ارائه کمک هاى اضطرارى به کودکان و
نوجوانان قربانى جنگ دوم جهانى تشکیل شد و کار فعلى آن ارائه کمک هاى لازم براى
کودکان کشورهاى در حال توسعه است. این صندوق دفاتر متعدد منطقه اى در سراسر جهان
دارد.



پى نوشتها
۱. سازمان هاى بین المللى، دکتر رضا موسى زاده، ص ۲۳۹، نشر میزان، چاپ ۲، ۱۳۸۰.
۲. فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بیات و دیگران، ص ۱۷۶، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینى، چاپ
اول، قم ۱۳۸۱.
۳. فرهنگ واژه ها، عبدالرسول بیات، ص ۱۹-۱۸.
۴. بحث مفصل این موضوع را در روزنامه کیهان ۳۰-۲۸ مرداد ۱۳۸۶ مطالعه فرمایید.
۵. تاریخ ناگفته و پنهان آمریکا، ترجمه نصیر صاحب خلق، ص ۱۰۷-۱۰۴، نشر هلال، چاپ
اول، تهران، ۱۳۸۴.
۶. فرهنگ علوم سیاسى، على آقا بخشى و مینو افشارى راد، ص ۴۰، نشر چاپار، چاپ اول
(ویرایش ششم)، تهران، ۱۳۸۳.
۷. دانشنامه سیاسى، داریوش آشورى، ص ۱۹۰، انتشارات مروارید، چاپ ۵، تهران، ۱۳۷۸.
۸. دانشنامه سیاسى، ص ۸.
۹. دانشنامه سیاسى. ص ۲۶.
۱۰. دانشنامه سیاسى، ص ۲۷.
۱۱. ماهنامه پرسمان، سال ششم، شماره ۵۰، آبان ماه ۱۳۸۵.
۱۲. اسلام ناب در کلام و پیام امام خمینى قدس سره، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام
خمینى، چاپ ۵، تهران ۱۳۷۹.
۱۳. دانشنامه سیاسى، ص ۳۶.
۱۴. پگاه حوزه (هفته نامه) شماره ۱۹۶، آذر ۱۳۸۵، ص ۲۵.
۱۵. فرهنگ علوم سیاسى، ص ۳۴۱.
۱۶. روزنامه اطلاعات (۱۷ مرداد ۱۳۶۷) ص ۷۸.
۱۷. روزنامه اطلاعات (۱۹ مرداد ۱۳۶۷) ص ۱۲، روزنامه اطلاعات (۱۵ تیر ۱۳۷۷) ص ۵.
۱۸. معارف (ماهنامه)، ش ۴۹، ۱۳۸۶، ص ۳۸-۳۷.
۱۹. آفتاب و سایه ها، محمدتقى فعالى، انتشارات نجم الهدى، چاپ اول، قم ۱۳۸۶.
۲۰. رجنیش، راهى براى گمراهى، دکتر حمیدرضا ضابط، روزنامه کیهان، ۱۷/۶/۸۳.
۲۱. فرهنگ واژه ها، ص ۴۰-۳۸.
۲۲. واژه نامه فرهنگى سیاسى، شهریار زرشناس، ص ۶۱-۵۳، کتاب صبح، چاپ اول، تهران،
۱۳۸۳.
۲۳. سازمان هاى بین المللى، دکتر رضا موسى زاده، ص ۲۰۹ـ۲۰۸.
۲۴. استراتژى نظامى آمریکا بعد از ۱۱ سپتامبر، دکتر منوچهر محمدى، ص ۴۳-۴۲، بنیاد
فرهنگى پژوهشى غرب شناسى و سروش چاپ اول، تهران، ۱۳۸۲.
۲۵. ماهنامه پرسمان، ش ۵۷.
۲۶. انرژى اتمى، دکتر اریک اوبلاکر (ترجمه بهروز بیضایى)، ص ۴۷، مؤسسه انتشارات
قدیانى، تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۳.
۲۷. همان.
۲۸. دانشنامه سیاسى، ص ۶۹.
۲۹. آشنایى با ادیان بزرگ، حسین توفیقى، ص ۱۵۵-۱۵۲، نشر سمت، مؤسسه فرهنگى طه و
مرکز جهانى علوم اسلامى، چاپ ۷، ۱۳۸۴.
۳۰. ماهنامه پرسمان، شماره ۵۷.
۳۱. صهیونیسم مسیحى، فراروایت نو محافظه کارى آمریکا، ص ۱۳-۱۱، نشر معارف، چاپ اول،
قم، ۱۳۸۶.
۳۲. هفته نامه پگاه حوزه، شماره ۱۷۰، شنبه ۷ آبان ۱۳۸۴، ص ۱۵.
۳۳. فرهنگ واژه ها، ص ۸۴-۸۳.
۳۴. فرهنگ واژه ها ۱۴۵-۱۴۲.
۳۵. آشنایى با ادیان بزرگ، حسین توفیقى، ص ۱۷۶-۱۷۵.
۳۶. فرهنگ واژه ها، ص ۲۲۹.
۳۷. از فقیرآباد تا خیال آباد، اصغر هادوى کاشانى، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۳.

۳۸. روزنامه ایران، سال ۱۳، شماره ۳۸۲۴.
۳۹. حدیث زندگى (دو ماهنامه)، سال پنجم، شماره اول، فروردین و اردیبهشت ۸۴.
۴۰. از فقیرآباد تا خیال آباد، اصغر هادوى کاشانى، قم، دارالحدیث، چاپ اول، ۱۳۸۳.

۴۱. همان.
۴۲. سازمان هاى بین المللى، دکتر رضا موسى زاده، ص ۲۸۱ـ۲۷۹.
۴۳. ماهنامه معرفت، شماره ۷۶، صفحات ۳۷-۹، گفتگو با آقایان دکتر على مصباح، دکتر
محمد فنایى اشکورى و دکتر عباس شاملى.
۴۴. هفته نامه پگاه حوزه، شماره ۱۵۲، ۳ بهمن ۱۳۸۳.
۴۵. دانشنامه سیاسى، داریوش آشورى، ص ۱۱۸.
۴۶. دوماهنامه اطلاعات سیاسى ـ اقتصادى دگرگونى ژئوپولتیک خاورمیانه، دکتر جواد
معین الدینى، ؛ شماره ۲۲۶-۲۲۵، ص ۱۴۹.
۴۷. دکترین مهدویت، مجموعه مقالات، ج ۲، ص ۲۲۴، مؤسسه آینده روشن (پژوهشکده
مهدویت)، چاپ اول، قم، ۱۳۸۵.
۴۸. فرهنگ جامع سیاسى، محمود طلوعى، نشر علم، چاپ دوم، ۱۳۷۷، ص ۴۵۸.
۴۹. فرهنگ فرهیخته، ص ۴۰۸.
۵۰. دکترین مهدویت، ج ۲، ص ۲۲۴.
۵۱. دانشنامه سیاسى، ص ۱۶۹.
۵۲. فرهنگ واژه ها، ص ۲۹۵.
۵۳. فرهنگ واژه ها، ص ۳۸۰-۳۷۸.
۵۴. فرهنگ واژه ها، ص ۳۰۱-۲۹۸.
۵۵. سازمان هاى بین المللى، دکتر رضا موسى زاده، ص ۲۱۲.
۵۶. سازمانهاى بین المللى، دکتر رضا موسى زاده، ص ۸۶ و ۹۹.
۵۷. همشهرى دیپلماتیک، سال دوم، شماره ۲۰، آذر ۸۶، ص ۷۷-۷۶.
۵۸. مسیحیت صهیونیستى، نصیر صاحب خلق، ص ۱۰۰، نشر هلال، چاپ سوم، ۱۳۸۴.
۵۹. رضوانى، على اصغر. «مبانى اعتقادى وهابیان»، انتشارات مسجد مقدس جمکران، قم،
۱۳۸۵.
۶۰. بى نام، فتح الاسلام علیه السلام، معاونت سیاسى نهاد رهبرى در دانشگاه ها، ص
۹-۶، تهران ۱۳۸۶.
۶۱. فرهنگ واژه ها، ص ۳۴۸-۳۴۶.
۶۲. ماهنامه دانشجویى صریر، دانشگاه آزاد اسلامى واحد قائم شهر.
۶۳. سازمان هاى بین المللى، دکتر رضا موسى زاده، ص ۱۱۷-۱۱۲ با تلخیص.
۶۴. باربى، اکبر مظفرى، ص ۴۵، انتشارات شاکر، چاپ دوم، ۱۳۸۵.
۶۵. صهیونیسم مسیحى، فراروایتى نو از محافظه کارى آمریکا.
۶۶. انرژى اتمى دکتر اریک اوبلاکر (ترجمه بهروز بیضایى)، مؤسسه انتشارات قدیانى
تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۳، ص ۳۵-۳۳.
۶۷. سازمان هاى بین المللى، دکتر رضا موسى زاده، ص ۲۱۱ـ۲۱۰.
۶۸. فرهنگ واژه ها، ص ۴۲۴-۴۲۳.
۶۹. فرهنگ واژه ها، ص ۳۱۵-۳۱۳.
۷۰. دانشگاه تمدن ساز، ویژه نامه فلسطین و صهیونیسم، نشریه معاونت فرهنگى وزارت
علوم تحقیقات و فناورى، تهران، ۱۳۸۶.
۷۱. فرهنگ علوم سیاسى، ص ۶۸۲.
۷۲. فرهنگ واژه ها، ص ۵۲.
۷۳. انرژى اتمى، دکتر اریک اوبلاکر (ترجمه بهروز بیضایى)، مؤسسه انتشارات قدیانى،
تهران، چاپ دوم، ۱۳۷۳، ص ۳۳.
۷۴. سازمان هاى بین المللى، رضا موسى زاده، نشر میزان، چاپ دوم، ۱۳۸۰.
۷۵. فصل نامه اجتماعى ـ سیاسى گفتمان، شماره ۲، پاییز ۱۳۷۷، ص ۵۸-۲۵.
۷۶. ماهنامه پرسمان، سال ششم، شماره ۵۰، آبان ماه ۱۳۸۵.
۷۷. مسیحیت صهیونیستى، نصیر صاحب خلق، ص ۸۸، انتشارات هلال، چاپ سوم، ۱۳۸۴.
۷۸. فرهنگ واژه ها، ص ۴۵۸-۴۵۱.
۷۹. فرهنگ واژه ها، ص ۴۸۲-۴۸۰.
۸۰. سازمان هاى بین المللى، دکتر رضا موسى زاده، ص ۱۸۸.
۸۱. درآمدى بر تئورى ها و مدل هاى تغییرات اجتماعى، احمدرضا غروى زاد، ص ۱۹۶، جهاد
دانشگاهى، تهران، ۱۳۷۷.
۸۲. فرهنگ واژه ها، ص ۵۱۰-۵۰۷.
۸۳. دکترین مهدویت، ج ۲، ص ۲۱.
۸۴. تلمود، ص ۱۵۰.
۸۵. تلمود، ص ۷۹.
۸۶. تلمود، ص ۸۴.
۸۷. ویژه نامه تبلیغ، شماره ۸، جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ۱۳۸۶، رمضان ۱۴۲۸.
۸۸. روزنامه کیهان، ۷/۹/۸۶، ص ۱۲.
۸۹. فرهنگ علوم سیاسى، ص ۴۶۵.
۹۰. فرهنگ واژه ها، ص ۵۶۹-۵۶۸.
۹۱. یک نانومتر، یک میلیاردم یک متر است. یعنى جسم نانومترى که اندازه اش حدود ۱۰
نانومتر (mm۱۰) باشد، هزار بار کوچکتر از قطر یک تار موى انسان است.
۹۲. حدیث زندگى (دو ماهنامه)، سال هفتم، شماره دوم، خرداد و تیر ۸۶.
۹۳. فرهنگ علوم سیاسى، ص ۲۹۰.
۹۴. اطلاعات اقتصادى سیاسى، ش ۲۳۲ -۲۳۱، آذر و دى ۸۵، ص ۱۷-۱۵، مقاله دکتر پیروز
مجتهدزاده.
۹۵. ماهنامه معرفت، شماره ۱۱۹، مقاله هوش هیجانى، ناصر آقابابایى.
۹۶. هفته نامه پگاه حوزه، شماره ۲۱۴، ص ۴.
۹۷. سازمان هاى بین المللى، دکتر رضا موسى زاده، ص ۲۱۳.
 

۱. ۱۸/۳/۱۳۷۳.

۲۱. Armageddon

۳۱. International Atomic Energy Agency

۴. Empiricism

۵. Anarchism

۶. Information Sciences insititute

۷. American Israel Public Affairs Comitte

۸. Asian _ pacific Economic cooperation

۹. Organization of petrolium Exporting

۱۰. Opposition

۱۱. European Union

۱۲. Utopia

۱۳. Strategy

۱۴. Colonialism

۱۵. Myth

۱۶. Imperialism

۱۷. National Security

۱۸. Intifada

۱۹. Gospel

۲۰. Color revolution

۲۱. Humanism

۲۲. International Civil Aviation Organization

۲۳. Crisis of meaning

۲۴. Clash of civilization

۲۵. Atomic bomb

۲۶. Hydrogenic bomb

۲۷. Budget

۲۸. Bureaucracy

۲۹. Intelligence quotient

۳۰. Paradigm

۳۱. Postzionism

۳۲. Post modernism

۳۳. Pluralism

۳۴ . Pentagon

۳۵. Trinity

۳۶. Totalitarism

۳۷ . Development

۳۸ . Gross Domestic Product

۳۹. Gross National Product

۴۰. Nobel

۴۱. Software movement

۴۲. Psychic war

۴۳. Cybernetic war

۴۴. Cold war

۴۵. Middle east

۴۶. Grater middle east

۴۷. New middle east

۴۸. Antichrist

۴۹. Doctrin

۵۰. DOPING

۵۱ . Diplomacy

۵۲. Radicalism

۵۳. Rationalism

۵۴. romantic

۵۵. Geopolitics

۵۶. Word Health Organization

۵۷ . United Nations Organization

۵۸. Scientism

۵۹. Secularism

۶۰. Stem Cells

۶۱. Socialism

۶۲. Central Intelligence Agency

۶۳. Cloning

۶۴. Christian Zionism

۶۵. Zionism

۶۶. Old testament

۶۷ . Food And Agricultur Organizatin

۶۸. Feminism

۶۹. Capitlism

۷۰. Holy bible

۷۱. Consortium

۷۲. Coca Cola

۷۳ . General Agreement on Tariff and Trade

۷۴. Word Trade Organization

۷۵. Labby

۷۶. Liberalism

۷۷. Materialism

۷۸. Modernism

۷۹ . Chosen people

۸۰. Cultural Engineering

۸۱ . North Atlantic Treaty Organization

۸۲. Nationalism

۸۳. Nanotechnology

۸۴. Nihilism

۸۵. Veto

۸۶. Holly wood

۸۷. Hegemony

۸۸ . Emotional Quotiont

۸۹. Holocaust

۹۰ . Identity

۹۱ . United Nations Educational Scientific And Cultural Organization

۹۲. United nations childerns emergeny fund
 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سایت عالی دارید. ممنون
دنبال چنین کتابی بودم
پرسمان
از این که توانسته ایم ابهام و پرسشی از شما پاسخ داده باشیم، خوشحال و خدا را شاکریم. چشم براه سوالهای دیگرتان در زمینه دینی مشاوره ای و سیاسی در صفحه ویژه درج سوال در سایت پرسمان: https://www.porseman.com/search/newq.aspx هستیم.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.