اصلاح نگرش در موضوع دعا و اجابت ۱۳۹۱/۱۱/۳

اصلاح نگرش در موضوع اجابت و دعا:
سید مصطفی علم خواه
اصلاح نگرش در موضوع اجابت و دعا:
سید مصطفی علم خواه

برخی افراد که فکر می کنند دعایشان مستجاب نمی شود و از این موضوع گله دارند و حتی گاهی تا مرز ناامیدی و بی ایمانی و ترک نماز و مانند آن پیش می روند و سوالات فراوانی هم در این زمینه مطرح می کنند، نگرانی و مشکلاتی که برای ایشان در این زمینه وجود دارد، بیشتر ناشی از نگرش ناصحیح آنها به موضوع دعا و اجابت است. بنابراین در صورتی که این نگرش اصلاح شود بسیاری از مشکلاتی که در این رابطه برای آنان پیش می آید حل خواهد شد. برای اصلاح نگرش، لازم است نکاتی را که به آنها اشاره می کنیم کاملا با دقت مطالعه نمایید.

- هدف زندگی در دنیا
قرآن کریم به صراحت به انسان یادآوری می کند که هدف ازخلقت انسان عبودیت است. «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»(ذاریات ??) و بندگی آن است که انسان در مقابل پرودگار عالم تسلیم محض باشد و از خود اراده و خاسته ای مغایر با آنچه خدای متعال می خواهد و می پسندد نداشته باشد و تمام عالم را در ید قدرت او ببیند. دعا تمرین نگرش توحیدی انسان به زندگی است. اگر کسی این جهان بینی را نداشته باشد و برای غیر خدا قدرتی در عرض او به رسمیت بشناسد از دایره توحید خارج شده و داخل عرصه شرک و کفر می‌گردد، دعا به محضر خداوند به معنی نفی قدرت های غیر الهی و ابراز اعتقاد توحیدی نسبت به مبدا هستی است. دعا مغز عبادت و مظهر بندگی به در گاه خداوند متعال و قرار گرفتن در مسیر اهداف متعالی زندگی می باشد. خواسته های ما نیز وقتی شایسته اجابت است که در همین راستا باشد.
شایسته نیست خدای متعال که هدف زندگی انسان را عبادت و قرب به خودش قرار داده است، انسان را در رسیدن به خواسته هایی که به او برای پیمودن این مسیر کمک می کند، یاری نرساند یا خواسته هایی را اجابت کند که مانع عبادت و قرب است.
بعضی مردم نیازها و خواسته های مادی خود را به صورت یک هدف استراتژیک زندگی برای خود تعریف و برای رسیدن به آن بقدری پافشاری می کنند که دعا کردن ایشان صورت نامعقولی به خود می گیرد، تا جایی که ممکن است این موضوع آنها را به وادی ناامیدی و بی ایمانی بکشاند. این نوع نگرش صحیح نیست.
ما باید بیشتر به اهداف راهبردی زندگی بیاندیشیم و ذهنیت خود را برای تحقق آن آماده کنیم. اگر این اتفاق بیافتد کمتر برای رسیدن به آرزوهای سطحی و خواسته های مادی و نیازهای روزمره و پایین دستی انرژی صرف می کنیم و روی اهداف متعالی تر تمرکز می کنیم و آرامش بیشتری داریم. راهکار آن هم این است که با تقویت عقلانیت و معنویت، به بندگی خدا فکر کنیم و خود را برای خداوند بسازیم و آماده کنیم.
اگر ما روی این موضوع تمرکز کنیم، بهترین سرمایه خود را صرف بهترین هدف کرده ایم و حتما به سعادت می رسیم. تمرکز روی این موضوع باعث می شود که آرامش بیشتری داشته باشیم زیرا انسان با یاد خدا و بندگی خدا دلش آرام می شود نه با رسیدن به آرزوهای مادی و دنیوی. البته نیازهای مادی باید در جای خود تامین شود و دعا برای تامین آن اشکالی ندارد، اما تامین این نیازها تنها مقدمه رسیدن به اهداف راهبردی است و صرف تمام نیروها برای تامین نیازها و آرزوهای دنیوی حکیمانه نیست.
بنابراین هدف نهایی ما در زندگی این دنیا رسیدن به خواسته های شخصی نیست. فلسفه وجودی این دنیا، به کمال رسیدن انسان از طریق بندگی و تسلیم بودن به خواست خداوند حکیم است. در این راستا یکی از بهترین ابزاری که خداوند متعال برای طی این مسیر متعالی در اختیار انسان قرار داده ،دعا و نیایش است.

- فلسفه و حکمت اصلی دعا.
اصولا دعا یک عمل معنوی و عبادی بندگان خدا است که با هدف قرب انجام می شود. دعا برترین نوع بندگی و پرستش خدای متعال است. دعا موجب رشد و تعالی وجود انسان می شود و فرصتی است مناسب برای اظهار بندگی و فقر محض در برابر خداوند قادرمتعال، دعا نشان دهنده تسلیم و توکل عبد در برابر خداوند است .مهم ترین حکمت دعا اعلام بندگی و اظهار فقر و وابستگی به منبع لایزال الهی و غنی مطلق است.
دعا عبادت است چون خداوند خود به این عمل امر فرموده است و دعا کردن انجام یکی از فرامین الهی است.« ادعونی استجب لکم» (غافر:۶۰) «ادعوا ربکم تضرعا و خفیه» ( اعراف:۵۵)
نیایش برخواسته از برترین شناخت انسان نسبت به هستی است و سبب مى شود، انسان نیایشگر، از آن جهت که مظهر خدای متعال است، همه چیز خود را از او بداند، خود را کاملا نیازمند پروردگار ببیند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر ـ که سرچشمه تمامى بدبختى ها و سیه روزى ها است.ـ فرود آید و براى خود در برابر ذات پاک حضرت حق، موجودیتی در نظر نگیرد.
قرآن کریم انسان ها را به دعا و نیایش دعوت کرده و ترک دعا را تکبر دانسته و برای آن عقاب سنگین وعده داده است: (و قال ربکم ادعونى استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتى سیدخلون جهنم داخرین)(مومن/۶۰); پروردگار شما گفته است: مرا بخوانید تا (دعاى) شما را اجابت کنم. همانا کسانى که از عبادت من تکبر مى ورزند، به زودى با ذلت و خوارى وارد دوزخ مى شوند.
دعا آدمی را به مبدع فیض هستی متصل می کند و نیاز دائمی انسان به عنوان یک مخلوق را به خالق و رب خود آشکار می نماید. دعا دعوت از خدا است تا با اسماء و صفات جمال و جلال خویش در ما ظهور نماید، باشد که از این طریق به کمال و سعادت خود دست یابیم.
پیامبر اسلام(ص) دعا را عین عبادت(بحار الانوار/ج۹۳/ص۳۰۰ روایت۳۷) و على(ع) آن را کلید نجات و کامیابى و گنجینه رستگارى(همان/روایت۳۷) و امام صادق(ع) آن را محبوب ترین کارها نزد خداوند در زمین معرفى کرده است. (کافی/ج۲/ص۴۶۷)
نیایش،به طور قطع از موثرترین رفتارهایی است که مى تواند در راه خداشناسى و خودسازى به کارگرفته شود. دکتر ((الکیسس کارل)) ضمن ابراز تإسف از برداشت نابخردانه بعضى افراد از نیایش، مى گوید: ((اما دریغا! که امروز در دنیاى ما، جز اندکى نیستند کسانى که نیایش را در چهره حقیقى اش بشناسند.))(نیایش/ص۶۳))
دعا زیبا و عمیقترین ارتباطی است که باریافتگان کوى دوست را در نیمه هاى شب، از بسترگرم استراحت جدا مى کند و به آستان محبوب می کشاند. وه که چه مناجات هاى جانسوز و عاشقانه اى با حضرت یار دارند.
دعا عبادت و موجب تقرب به خداست، دعا فرصت مناجات و نجوای بی‌واسطه و انس با پروردگار عالم است. امام صادق(علیه السلام) در حدیثی می‌فرمایند:« شما با هیچ وسیله ای همانند دعا نمی توانید به خدا نزدیک شوید.(میزان الحکمه، ج ?، ص ???، حدیث ????) ایشان در روایت دیگری فرموده اند:« نزد خدای عزو جل منزلتی است که فقط با مسألت و دعا می‌توان به آن مقام رسید.» ( میزان الحکمه، ج ?، ص ???، حدیث ????)
از این جهت دعا عین اجابت است از این منظر همین که دعا و عبادت با خلوص نیت و شرایط لازم انجام می شود، در همان لحظه به اجابت می رسد و اثر معنوی خود را بر روح و جان انسان می گذارد. با استمرار این حالت است که آدمی به تدریج مظهر نورانیت و اسماء و صفات کمالیه حق تعالی شده، به کمال و سعادت شایسته خود می رسد. خود دعا کردن، در حقیقت، درمان عطش قلب و تسکین سوزش جان و و نیاز روح به عروج به عالم قدس اله است.
شما به محتوای دعا ها نگاه کنید. دعا یک مکتب کامل انسان سازی است در دعا ها تمام معارف توحیدی بیان شده است، فلسفه دعا تربیت انسان موحد است. پیوند دادن انسان با خدا است.
فلسفه دعا این نیست که ما به خواسته های نفسانی و مادی و شخصی خود برسیم. فلسفه دعا آدم شدن است. این حکمت حتما محقق می شود. وقتی انسان با اخلاص دعا می کند و دعا می خواند این آموزه ها بر جان او تاثیر می گذارد و ساخته می شود. دعا کلاس درس توحید است. پیمان بندگی است، اظهار عبودیت است، پیوند با خدا است، نمی شود کسی دعایی بخواند و آرام نشود. روحش پرواز نکند به خدا نزدیک نشود، جلا پیدا نکند، معنای اجابت دعا همین است. دعا حتما مستجاب است چون انسان با دعا به کمال و سعادت خود می رسد.
این چه حرفی است که برخی می گویند. دعا کردم خدا خواسته ام را نداد، ‌پس دعا به چه درد می خورد. معقول نیست کسی کاری کند که نتیجه ای برایش ندارد! این حرف خیلی غلط است. امکان ندارد دعا بی نتیجه باشد. دعا اتفاقا درمان دردهای بشر است. بله دعا برای رسیدن به هواهای نفسانی و خواسته های مادی و آمال دنیوی نیست. نه اینکه خدا به خواسته های بنده بی توجه باشد، فلسفه اصلی دعا این نیست. دعا یکی از عبادت های ناب و بلکه مخ عبادت و مهمترین عامل قرب انسان به خدای متعال است.

- سنت ابتلا و سختی های زندگی:
برخی از مردم که دعا می کنند، هدفشان کاهش فشارهای زندگی است. دچار بیماری و سختی های زندگی هستند و از خدا رفع آن را طلب می کنند. گاهی اصرار می کنند که خدایا فقر مرا به ثروت تبدیل کن، یا بیماری مرا به صحت بدل نما، خدایا از این همه سختی به ستوه آمده ام، زندگی ام را آسان نما، غافل از اینکه سختی کشیدن در این دنیا سنت الهی است. انسان با سختی ساخته می شود و دنیا محفوف به دشواری ها است. بنابراین گاهی که دعای ما مستجاب نمی شود یا دیر مستجاب می شود به خاطر این است که در معرض امتحان الهی هستیم. انسان باید سنت های این عالم را به خوبی بشناسد و با آن همراه شود و در مسیر احسن عمل ( بهترین عمل ) گام بر دارد.
یکی از سنت های این عالم ، امتحان شدن به انواع سختیها است. به خصوص مومنین و بندگان خداوند حتما مبتلا می شوند. سختی کشیدن جزء لاینفک این زندگی است. خیلی از بندگان خدا سلوکشان تحمل سختی است، یعنی با سختی و ریاضت و بلا به خدا می رسند. با جان بازان و معلولان و بیماران خاص که زمینه های ایمانی دارند، ملاقات کنید، در می یابید که همین بیماری و معلولیت عامل رشد و اوج معنوی آنها شده است. گاهی سختی های زندگی برای انسان همان مسیر سلوک او است.
کربلا و عاشورا یکی از همین صحنه ها است. کربلایی ها با جهاد و شهادت و اسارت و آنهمه دشواری به خدا می رسند. تمام انبیای الهی تحمل سختی داشته اند. مومنین هم به اقتضای حالشان گرفتار سختی می شوند تا معلوم شود چه کسی در این راه صادق است.
این موضوع جنبه تربیتی مهمی برای انسان دارد. امتحانات الهی به ما کمک می کند تا خود را بهتر بشناسیم و به میزان ایمان و استقامت خود در راه ایمان پی ببریم و برای جبران ضعف ها و نقایص خود تلاش کنیم. قرآن کریم می فرماید: و لنبلونکم بشی من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرین ... اولئک علیهم صلوات من ربهم و رحمة و اولئک هم المهتدون. (۱۵۵و۱۵۷ بقره)
در این سنت خداوند از دوست داشتنی ترین بندگانش با ما سخن می گوید ، از هدایت شدگان و کسانی که مورد رحمت پروردگارند. این افراد کسانی هستند که با چیزی از ترس و گرسنگی و نقصی در اموال و جانها و ثمراتشان مورد آزمایش قرار می گیرند اما صبر پیشه می کنند.
جالب این است که شیطان این مطلب را بگونه ای در ذهن ما القاء کرده که دقیقا ً مخالف با حقیقت است ؛ چرا که ما رستگارترین و خوشبخت ترین انسان را کسی می دانیم که آنچه می خواهد در اختیارش قرار دارد و کوچکترین ضعف و کاستی در زندگی اش دیده نشود. لذا وقتی با مشکلات رو به رو می شویم و امتحانات الهی - که همه ناشی از توجه خاص و ویژه ی الهی نسبت به بنده می باشد - یکی پس از دیگری به ما روی می آورد توان از کف می دهیم و تصور می کنیم که خداوند ما را به حال خود رها کرده است. البته ممکن است ما خدا را رها کنیم و او را فراموش نماییم، ولی هرگز ممکن نیست خدای متعال بنده اش را فراموش و رها کند.
معارف دینی به ما می آموزد که هر چه انسان نزد خدا عزیز تر باشد، خداوند بیشتر از دیگران او را به بلا و سختی گرفتار می کند ؛ چون انسان با سختیها آبدیده می شود و با مشکلات ، استعدادهایش شکوفا می گردد.
از امام صادق ( علیه السلام ) نقل شده است : همانا سخت ترین مردم از حیث بلا پیغمبرانند ؛ سپس جانشینان آنها ؛ سپس کسی که درست باشد دین او و نیکو باشد کار او ، سخت گردد بلای او ؛ و این برای آن است که خدای تعالی قرار نداده است دنیا را ثواب از برای مؤمنی و نه سزا برای کافری (مرتضی مطهری، عدل الهی، ص ۱۶۶)
نمونه ی بارز این افراد اهل بیت عصمت و طهارت ( علیهم السلام ) هستند که بیش از همه ی انسان ها با شدائد و مصائب روبرو شدند و همگی آنها شهید شدند در هر حالی خود را به او سپردند.
پس ممکن است خداوند برای «امتحان بنده»، حاجت او را ندهد، یا به تاخیر اندازد. آیا فقط زمانی که خداوند حاجت ما را بدهد به او ایمان داریم؟ آیا اگر در برآورده شدن حاجت تاخیر افتد، اعتماد ما به خدا کم رنگ می شود؟ و یا به او بدگمان می شویم؟
بدبینی به حضرت حق، که وجودش خیر محض است و از هر گونه خطایی مبری است، از ضعف شناخت و ایمان است، شاید این ضعف در ایمان فقط با عدم استجابت دعا خود را نشان دهد؛ لذا خداوند مهربان، قبل از اینکه فرصت ها از دست برود عیب شما را به شما نشان داده است تا آستین همت را بالا زده، این ضعف را برطرف کنید!

- اقتضای بندگی و نتیجه دعا
معنا و روح اسلام تسلیم خدا بودن است. تسلیم بودن یعنی بنده خدا شدن و سر به فرمان او نهادن و راضی به رضای او بودن. مومن از خود خواسته ای ندارد و تنها مجری خواسته های مولای عالم است. مسلمانی برای آن است که اراده انسان به عنوان بنده خدا، فانی در اراده خدا شود. سعادت بنده از این طریق تامین می شود.
بنابراین اولا: اقتضای بندگی تسلیم اراده خدا بودن است. مومن دعا می کند و خواسته های خود را مطرح می کند اما حتی همین دعا کردن را نیز بنا به امر و خواست خداوند انجام می دهد، یعنی اگر خدای متعال نفرموده بود: و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین - ای بندگان من دعا کنید تا اجابت کنم کسانی که از روی استکبار دعا نمی کنند، بزودی داخل جهنم می شوند. (۶۰ غافر) هرگز دعا نمی کرد و درخواستی برای خودش نداشت و یکسره تسلیم خواست و اراده خدا بود.
ثانیا: انسان مومن در رهن عمل و وظیفه خود است و کاری به نتیجه و بازتاب آن از ناحیه خدای متعال ندارد، یعنی نتیجه بخش بودن را کار خدای متعال می داند و دخالتی در کار خالق نمی کند. همین که به وظیفه خود عمل کند راضی و خشنود است و نتیجه را به خدای متعال واگذار می کند.
انسان مومن به خدا توکل دارد و تکیه می کند، یعنی ضمن عمل به وظیفه اصرار به نتیجه ای که خود طالب آن است ندارد و در این زمینه به آنچه خدای متعال برایش می پسندد، رضایت دارد.
چون به لحاظ دینی ما تنها مامور به وظیفه ایم و نتیجه را از آن خدای متعال می دانیم، موثر عالم خدای متعال است و اثر بخشی امور در قلمرو حکومت او است.
انسان مومن و خداشناس در می یابد که خداوند چون عالم و قادر و بی نیاز و حکیم است ؛ ظلم نمی کند و هر کاری که انجام می دهد از روی حکمت است و در برآورده کردن و یا برآورده نکردن حاجات بندگانش؛ از غرض های مادی و نفسانی ای که در انسان ها یافت می شود؛ پاک و مبرا است.
کسی که خدا را شناخته در می یابد که خداوند معبود و محبوب او است و عاشقانه عبد و مطیع خداوند می شود و چون خدا را دوست دارد، خواسته او را به خواسته ی همه موجودات و خواسته خود ترجیح می دهد و متوجه است که خداوند از خودش به خودش نزدیکتر و مهربان تر است. به همین خاطر تمام آرزوها و دعاهایش، مطابق اراده و خواسته خداوند متعال می شود و می داند خواسته او بهترین خواسته ها است و حتی اگر دعایش در ظاهر برآورده نشود، باز شاکر است.
امام صادق (ع): «إِنَّ أَعْلَمَ النَّاسِ بِاللَّهِ أَرْضَاهُمْ بِقَضَاءِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ --- همانا دانا ترین مردم به خدا، راضی ترین آنها به قضاء خداوند عز و جل می باشند».(الکافی ،ج۲ ، ص۶۰ باب الرضا بالقضاء ،ص : ۶۰)
بنابراین اگر انسان خواسته ای دارد که دلش همواره مشغول او است، لازم است دعا کند و از خداوند بخواهد اگر خیر است، برآورده سازد و اگر به صلاح نیست او را از این دل مشغولی رها سازد.
ترک دعا در هیچ صورتی درست نیست؛ زیرا ممکن است با فراموشی خداوند، در دام شیطان گرفتار شود، اما اگر به این باور رسید که خدای مهربان قادر و علیم، بر اساس حکمتش خواسته وی را اجابت نکرده، شاکر خدای سبحان نیز خواهد بود.« من یتوکل علی الله فهو حسبه»
آدمی همواره خیال مى کند که اگر دقیقا همان چیزی را که طلب مى کند، در همان زمان و با همان شرایطى که مى خواهد، به او عطا شود، دعایش به اجابت رسیده است؛ در حالى که ممکن است اجابت اینگونه دعا به صلاح بنده نباشد.
ما باید به هنگام دعا یقین داشته باشیم که حق تعالى قادر است- اگر این دعا و خواسته به مصلحت ما باشد و منافات با حکمت الهى و نظام آفرینش و ربوبیت نداشته باشد- حاجت ما را برآورده نماید و اگر مصلحت نباشد به بهترین شکلى آنچه خیر و صلاح ما را در آن مى بیند عنایت فرماید.
تشخیص اینکه دعای ما به چه علتی در حال حاضر اجابت نشده است، به عهده ی ما نیست. بلکه آن چیزى که بر عهده ما و کار و وظیفه ما است دعا نمودن و میل و نیت و قصد و یقین به اجابت آن است؛ مصلحت سنجى و محاسبه خیر و شر آن بر عهده رب العالمین است.


- اجابت دعای گناه کاران:
عامل اصلی اجابت دعا بندگی است. بدون شک اگر کسی بنده خوب خدا شد و مطیع او گشت، دعایش به اجابت نزدیک تر است. معمولا به کسی مستجاب الدعوه می گویند که بنده صالح و کامل خداوند باشد. اگر انبیا و اولیای خدا چنین بودند به خاطر همین بوده است. در این راستا می توان گفت: ایمان و عمل صالح و امانت و درستکارى یکى از شرائط اصلی استجابت دعا است.
چون مومن با انجام وظایف بندگی به عهد خود وفا کرده است، اکنون جا دارد که چون خواسته ای دارد خدای متعال هم به عهد خود در اجابت دعای مومن وفا کند. در مقابل آن کس که به عهد خویش در برابر پروردگارش وفا نکند، نباید انتظار داشته باشد که مشمول وعده اجابت دعا از ناحیه پروردگار باشد.
بنابراین ترک گناه یکی از روش های موثر اجابت دعا است. این روش یکی ازراه هایی است که قرآن کریم به آن اشاره کرده است. من یتقی الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب. از این آیه استفاده می شود که تقوا باعث خروج از مشکلات و گرفتاری ها است.
برخی اعتراض می کنند چرا دعای ما که نماز می خوانیم و بنده خدا هستیم اجابت نمی شود در حالی که می بینیم افراد گناهکار و لاابالی خیلی زود به خواسته هایشان می رسند، انگار خدا آنها را بیشتر از ما دوست دارد. در پاسخ به این اعتراض گفتنی است: بله کسانی که اهل گناه اند، ممکن است همه یا برخی از دعاهایشان زود به اجابت برسد! زیرا در روایات آمده است گاهی خداوند چون دوست ندارد صدای بنده ای را بشنود همین که او چیزی درخواست کرد خواسته اش را برآورده می کند تا دوباره او را صدا نزند و در خانه اش نرود و بر عکس گاهی اجابت دعا و خواست بنده ای را به تأخیر می اندازد چون او را دوست دارد و مایل است او مکرر به در خانه اش بیاید و او را صدا بزند.
اما مومنان گناهکاری که قصد معصیت و گردن کشی در مقابل خداوند را ندارند و ناخواسته گرفتار هوای نفس و شیطان شده و گناهی از سر ناآگاهی از آنان سر زده است از عنوان بندگی خدای خارج نیستند و مورد این خطاب که «و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوة الداع اذا دعان فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون - هنگامی که بندگان من از تو درباره من سؤال کنند [بگو] من نزدیک هستم [و] دعای درخواست کننده را- به هنگامی که مرا می خواند- اجابت می کنم ) بقره، ۱۸۶) هستند و دعایشان در معرض اجابت است، زیرا قلبا راضی به گناه نیستند و ناخواسته به گناه آلوده می شوند، ولی در عین حال تضمینی برای اجابت حتمی نیست چون ممکن است شرایط دیگر محقق نباشد.
بنابراین به طور قطع می توان گفت که گناه از موانع اجابت دعا است، ولی نمی توان گفت لزوما کسی که گناه می کند دعایش به هیچ وجه مستجاب نمی شود و یا اگر کسی گناه کار نباشد لزوما دعایش مستجاب است، مگر افراد خاصی که مستجاب الدعوه هستند.

- دعا اقتضای اجابت نه علت آن:
در زمینه دعا و اجابت آن لازم است به یک نکته اساسی توجه نماییم و آن اقتضایی بودن دعا نسبت به اجابت است. البته این بحث فلسفی است اما درک آن دشوار نیست و در صورتی که دقت شود مشکل بسیاری از مردم در مورد اجابت دعا حل می شود.
به طور کلی در جهان آفرینش و ظهور پدیده ها، دو گونه علیت تصور می شود. ۱- علیت اقتضایی ۲- علیت حتمی .
هر شیئی که موجود می شود و هر حادثه ای که اتفاق می افتد معلول چندین علت است. این علت ها به تنهایی فقط اقتضای وجود آن معلول را دارند و علت تامه نیستند زیرا آن معلول هنگامی تحقق خارجی می یابد که تمام علل آن یعنی علت تامه محقق شود. بنابراین علیت اقتضایی در صورتی است که برخی علت های پیدایش یک شیء، موجود باشد و علیت حتمی مربوط به صورتی است که تمامی علل و عوامل دست اندر کار پیدایش یک شیء یا حادثه با هم وجود داشته باشند و موانعی هم در کار نباشد؛ تنها در این صورت است که پدید آمدن شیء حتمیت و ضرورت می یابد، در نتیجه تا هنگامی که شیء در مرحله اقتضا است، یعنی تنها برخی از علل آن موجود است، امکان پیدایش آن نیست و نباید انتظار داشت که محقق شود.
رابطه دعا و اجابت نیز از این قاعده مستثنی نیست، خدای متعال فرموده دعا کنید تا اجابت کنم، یعنی اجابت آن مقداری که مربوط به خدای متعال است حتمی است، اما تحقق آن در خارج در صورتی حتمیت می یابد که تمامی شرایط تحقق موجود باشد و موانع آن نیز مرتفع شده باشد.
در روایات داریم که اگر شما یک ختم قرآن داشته باشید، در قبال آن یک دعای مستجاب نیز خواهید داشت. این حرف درست است ولی تنها در صورتی قابل توجیه است که تاثیر آن را به نحو اقتضا قبول کنیم و متذکر این نکته باشیم که حتمیت اجابت در صورتی است که عوامل دیگر تحقق آن خواسته موجود باشد. همین طور در مورد ثواب و آثار خواندن برخی دعاها یا اذکار و یا حتی انجام اعمال و ثواب های که در روایات داریم همه به نحو اقتضا است نه علیت و حتمیت.

- اجابت حتمی دعا
از جهتی دعا عین اجابت است، زیرا نوعی عبادت و پرستش است و هر عبادتی با قصد قربت انجام می شود؛ در هنگام موجب قرابت حتمی است، عبادت کننده تصمیم دارد که به خدای خود نزدیک شود و به کمالات ذات اقدس الهی آراسته گردد و در حقیقت از دعا چیزی جز خود خدای متعال و قرب او را نمی خواهد. این خواسته چون با خلوص نیت و شرایط لازم انجام شود، در همان لحظه به اجابت می رسد و اثر معنوی خود را بر روح و جان انسان می گذارد. با استمرار این حالت آدمی به تدریج مظهر نورانیت و اسماء و صفات کمالیه حق تعالی می شود و به سعادت شایسته خود خواهد رسید.
این نیاز،‌ یعنی نیاز به حضور خدای متعال با صفات کمالیه اش در انسان، یک نیاز پیوسته است. البته یک نیاز متعالی و خاص اهل کمال است و اغلب مردم عادی از ان غفلت دارند، ولی موضوعی است که دعا برای تحقق آن در اصل توصیه شده است. امام صادق(ع)فرمود: ((علیکم بالدعاء فانکم لا تقربون بمثله)); شما را به دعا سفارش مى کنم. زیرا با هیچ عمل دیگرى همچون دعا، به خدا نزدیک نمى شوید. پـس دعا، درمان عطش قلب و تسکین سوزش جان و عروج به عالم بالاست.
البته گاهی اجابت برخی دعاها به دلیل وابسته بودن به اسباب مادی و جمع نبودن علل طبیعی ممکن است به تاخیر بیافتد، اما اثر معنوی آن هیچگونه تاخیری ندارد و در همان لحظه تاثیر می گذارد.
برخی استجابت دعا را منحصر به جایى دانسته اند که اسباب طبیعى نیز در میان باشد و دعا برای آن است که از خداوند بخواهند اسباب طبیعى را فراهم سازد تا داعى به مقصود برسد، مثلا فقیر، وسائل کسب و کار از خدا بخواهد و مریض دارو. بله همانطور که اشاره شد، گاهى خداوند متعال، بدون اسباب و عوامل مادى دعا را مستجاب نمى کند، ولى این تخصیص و انحصار درست نیست; چون خدای متعال بدون اسباب طبیعى نیز مى تواند حاجت ها را برآورد، علل و عوامل روحانى نیز مى تواند شفا بخش باشد.
متاسفانه بسیاری از مردم دعا را برای رفع نیازهای مادی می دانند، ولى گروهى فراتر از این ها فکر مى کنند، آن ها دست به دعا برمى دارند، نه براى حوایج مادى، بلکه نفـس دعا کردن براى آنان موضوعیت دارد. برای ایشان نیایش به صورت یک سیر روحانى و مکاشفه رحمانى در مى آید، در این برداشت، دعا به مفهوم پرواز روح به سوى عالم بالا است و ارتباط مجذوبانه قلب است با خدا، شریف ترین و گران سنگ ترین حالات انسان است.
رفت موسى آتشى آرد به دست
آتشى دید او که از آتش برست
بهرنان شخصى سوى نانوا دوید
دادجان چون حسن نانوا رابدید
لذا حال دعا براى اهل دل، پیش از آنکه طلب باشد مطلوب است و به جاى مقدمه، نتیجه و غایت و محصول است، دردها و رنج ها بهانه یى است براى کوبیدن در محبوب و راز دل گفتن با او ((یا منى قلوب المشتاقین و یا غایه آمال المحبین)).
اى اخى دست از دعا کردن مدار با اجابت یا رد اویت چکار
گر اجابت کرد او را، بـس نکوست ور کند موقوف، آن هم لطف اوست
چگونه می توان باور نمود که خدای بزرگ هستی بندگان خویش را به سوی خویش فرا بخواند و توفیق دهد تا با او به نیایش بپردازند ، آنگاه بدون هر گونه عنایت و اجابتی از درگاه خویش براند ؟ کسی که بلافاصله پس از دعوت بندگان خویش به دعا نمودن وعده اجابت داده و فرموده ( ادعونی استجب لکم).
در روایتی از رسول رحمت الهی نقل است که آن جناب فرمود: خدای متعال کریم تر از آن است که درب دعا را به روی بنده ای بگشاید آنگاه درب اجابت را به روی او قفل نماید. میزان الحکمه / ۵۵۸۲
و از روایت دیگری استفاده می شود که حتی اجابت الهی قبل از دعای بندگان شامل ایشان می شود . رسول گرامی اسلام فرمود: ( اذا اراد الله ان یستجیب لعبد اذن له الدعاء) هنگامی که خداوند بخواهد نیازهای بنده اش را برآورد به او اذن و توفیق دعا کردن می دهد. (میزان الحکمه/حدیث۵۵۸۳)
- آن یکى الله مى گفتى شبى تا که شیرین مى شد از ذکرش لبى
- گفت شیطان: آخر اى بسیار گو این همه «الله» را «لبیک» کو؟
- مى نیاید یک جواب از پیش تخت چند «الله» مى زنى با روى سخت
- او شکسته دل شد و بنهاد سر دید در خواب او خضر اندر خضر
- گفت: «هین» از ذکر چون وامانده اى چون پشیمانى از آن کش خوانده اى؟
- گفت: لبیکم نمى آید جواب زآن همى ترسم که باشم رد باب
- گفت: آن «الله» تو «لبیک» ماست و آن نیاز و سوز دردت پیک ما است
- ترس وعشق توکمند لطف ماست زیر هر یارب تو لبیک ها است
امام سجاد(علیه السلام) فرمودند: «دعای مؤمن از سه حال خارج نیست؛ یا برایش ذخیره می گردد یا در دنیا برآورده می شود یا بلایی را که می خواهد به او برسد دفع می کند.»(میزان الحکمه ، ج ۴ ،ح ۵۷۲۳)
علما و عرفا با استفاده از آیات و روایات می فرمایند: وقتی کسی دعا می کند حتما اجابت می شود ولی اجابت دعا به سه گونه است:
۱-یا همان خواسته را با فاصله می دهند.
۲- یا اگر آن خواسته به مصلحتش نبود چیز دیگری ، بالاتر از خواسته اش را در این دنیا عطا می کنند.
۳- و یا اگر آن خواسته به مصلحتش نبود، عوض آن خواسته، چیز بسیار بزرگتر از آن را خداوند در آخرت به او عطا می کند و هیچ کس بی پاسخ نمی ماند.
در روایات هست که چه بسیار دعا کنندگان که روز قیامت ، آرزو می کنند که ای کاش هیچ کدام از دعاهایشان مستجاب نمی شد و همه ی آنها برایش ذخیره می شد. امام باقر علیه السّلام فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى إِذَا أَحَبَّ عَبْداً غَتَّهُ بِالْبَلَاءِ غَتّاً وَ ثَجَّهُ بِالْبَلَاءِ ثَجّاً فَإِذَا دَعَاهُ قَالَ لَبَّیْکَ عَبْدِی لَئِنْ عَجَّلْتُ لَکَ مَا سَأَلْتَ إِنِّی عَلَى ذَلِکَ لَقَادِرٌ وَ لَئِنِ ادَّخَرْتُ لَکَ فَمَا ادَّخَرْتُ لَکَ خَیْرٌ لَک ـ چون خدا بنده اى را دوست بدارد او را به یکباره در بلا فرو پیچد و در بلا غرقش کند ، در این هنگام چون بنده ، خدا را بخواند ، خداوند فرماید: لبیک بنده ام ، اگر در آنچه خواهش کردى عجله کنم ، بر آن قادرم ، در حالی که اگر آن را برای تو ذخیره کنم برایت بهتر است.» (بحار الأنوار ، ج ۶۴ ،ص۲۰۸)

- اجابت دعای پیوسته:
اولا: دعا یک وظیفه دینی و معنوی همیشگی انسان است و مومن بنابر اقتضای ایمانی به خداوند و اینکه او را منبع تمام فیوضات و نازل کننده همه نعمت ها و خالق تمام مخلوقات می داند و همچنین با اعتقاد و درک عمیق نسبت به بندگی و نیازمندی ذاتی خود به خداوند، احساس می کند همیشه به خداوند نیاز دارد و هر چه می خواهد باید از خدای متعال بخواهد و تنها او است که قادر به اجابت خواسته های انسان است.
البته ما به تقدیر الهی اعتقاد داریم ولی خود خدای متعال انسان را ملکف به دعاگویی و درخواست نموده است. در روایتی از امام صادق (علیه السلام) آمده که: «دعا کن و مگو کار، گذشته است (و آنچه مقرر شده همان می شود) همانا نزد خداوند عزوجل مقام و منزلتی است که جز با درخواست به دست نمی آید.» (میزان الحکمه،ج۴،ص)۱۶۴
البته در این روایات تنها بحث از فضیلت و عبادت بودن دعا و ارزش خود دعاست و هیچ بحثی از گرفتن حاجت و نگرفتن آن به میان نیامده است، تا ما ارزش حقیقی دعا را درک کرده و با شوق و رغبت به سوی آن بشتابیم.
لذا توجه به این نکته از اهمیت زیادی برخوردار است که بنده در هر شرایطی دعا را رها نکند. البته در هر حال باید روح تسلیم در برابر خواست خداوند متعال داشته باشد و با سپردن مصلحت امور خود به خداوند، از دعا و خواهش دست برندارد؛ زیرا با دعا کردن برکات زیادی نصیب او خواهد شد.
ثانیا: باید بدانیم دعای دعاگویان همیشگی به اجابت نزدیک تر است تا کسانی که چون گرفتار می شوند یاد خدا می کنند و از او درخواست اجابت دارند. خوب نیست انسان وقتی گرفتار می شود یاد خداوند بیافتد و هنگامی که زندگی راحتی دارد خدا را فراموش نماید. امام صادق (علیه السلام): «دعا در حال آسایش و عافیت، نیازمندیهای حال بلا را برمی آورد (یعنی مانع نزول بلا می شود). حضرت در حدیثی دیگر فرمود: هر که را خوش آید که در حال سختی دعایش به اجابت رسد، در حال راحتی بسیار دعا کند.» (اصول کافی،ج۶، ص ۳۳)
شکى نیست که انسان ها همواره نیازمند لطف پروردگار هستند و زمانى نیست که از ذات اقدس خداوندى بى نیاز باشند. به همین جهت مى بایست انسان درتمامى حالات، خوشى و ناخوشى، سلامت وکسالت، همواره به یادخدا باشد. امام صادق(ع) فرمود: ((هرکسى که در همه حال به دعا مشغول باشد، دعاى او در هنگام گرفتارى به استجابت نزدیک تر است، چون فرشتگان در هنگام بلا مى گویند: این صداى آشنایى است; و دعاى او در آسمان در پرده و حجاب نخواهد بود; در حالى که اگر انسان تنها در گرفتارى ها پروردگار را بخواند، دعا و نیایش از اجابت دورتر است، چون فرشتگان مى گویند: این صداى ناآشنایى است.))
خداى متعال ما را امر نمود که دعا کنید «و قال ربّکم اُدعونى» و جهت تشویق به دعا فرمود: دعاى شما را اجابت مى کنم «أستجب لکم» ولى ذیل آن کسانى را که اهل دعا نیستند، مذمت مى کند و هشدار مى دهد: کسانى که از دعا و عبادت رو گردان و گریزانند بزودى خوار و ذلیل وارد جهنم خواهند شد؛ «انّ الّذین یستکبرون عن عبادتى سیدخلون جهنّم داخرین»(۱۵).
و در آیه دیگر مى فرماید: «قل ما یعبؤا بکم ربّى لولا دعاؤکم؛ اى پیامبر به امت بگو که اگر دعا و زارى شما نبود خدا به شما چه اعتنایى نداشت» (۱۶). متاسفانه بسیاری از مردم در غفلت به سر می برند و چون نیازمند می شوند و یا مشکلی برایشان عارض می شود به یاد خداوند می افتند و دعا می کنند، دعای این گروه ممکن است اجابت شود اما به اجابت نزدیک نیست،‌ در حالی که دعای کسانی که پیوسته یاد خدایند به اجابت نزدیک تر است.

- اجابت دعای مضطرین:
یکی از عواملی که باعث اجابت زودهنگام دعا می شود حالت اضطرار است، دعای افرادی است که مضطر شده اند و هیچ چاره ای برای خود نمی یابند، به اجابت نزدیک است. همانگونه که در قرآن کریم، پروردگار متعال در معرفی خود چنین می فرماید: امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء ... قرآن کریم، سوره مبارکه النمل، آیه ۶۲- چه کسی است هنگامی که بیچارگان او را می خوانند، پاسخ آنان را می دهد و بدیها را از آنان برطرف می سازد؟.
در دعا هست که: یا مجیب دعوة المضطرین . ای پاسخ دهنده به دعای درماندگان.
قید «اضطرار» براى این است که در حال اضطرار، دعاى دعا کننده از حقیقت برخوردار است و دیگر گزاف و بیهوده نیست؛ زیرا تا آدمی درمانده و مضطر نشود، دعایش آن واقعیت و حقیقتی که در حال اضطرار دارد را ندارد و این خیلى روشن است. می توان گفت یکی از علل استجابت دعای مضطرین، صداقت و اخلاصی است که در آنان وجود دارد، یعنی حالت اضطرار، حالت روحی و قلبی آنان را به گونه ای نموده است که خدای خود را خالصانه دعا می کند و واضح است که دعای خالصانه هم به هدف استجابت می رسد. حال ببینیم (اضطرار) چیست و از آن کیست؟
اضطرار همان حالت درماندگی است که انسان برای خود راه چاره ای نمی یابد و در طول زندگی، طبعا هر کسی کم و بیش در مواردی به آن مبتلا می شود.
قید دیگرى که براى دعا آورده این است که فرموده: إِذَا دَعَاهُ؛ وقتى او خدا را بخواند، و این براى آن است که بفهماند خداوند متعال وقتى دعا را مستجاب مى کند که دعا کننده به راستى او را بخواند؛ نه اینکه در دعا رو به خدا کند و دل به اسباب ظاهرى داشته باشد و این وقتى صورت مى گیرد که امید دعا کننده از همه اسباب ظاهرى قطع شده باشد؛ یعنى بداند که دیگر هیچ کس و هیچ چیز نمى تواند گره از کارش بگشاید. آن وقت است که حقیقتا متوجه خدا مى شود و در کمال صداقت تنها او را مى خواند. المیزان ج۱۵ ص۳۸۱
دو نکته ای که از آیه به دست می آید:
۱- از شرایط استجابت دعا آن است که حال دعا کننده حال اضطرار باشد؛ یعنی تمام درهاى عالم اسباب به روى خود بسته شده و کارد به استخوانش رسیده بیند و یقین داشته باشد تنها کسى که مى تواند قفل مشکلات او را بگشاید و بن بستها را بر طرف سازد، تنها و تنها ذات پاک خداوند است و نه غیر او. نمونه ج۱۵ ص۵۲۰-۵۲۱
۲- سه شرط «حالت اضطرار دعا کننده»؛ «توجه و خواندن اختصاصی خداوند متعال بدون توجه به غیر او» و نیز «سوء بودن وضعیت موجود»، سه شرطی هستند که بنابر همین آیه کریمه در صورت محقق شدن هر سه آنها با هم، دعا مستجاب خواهد شد.

- امید به اجابت:
امید به اجابت دعا یکی از شرایطی است که اجابت را تسهیل می کند، زیرا خدای متعال امید کسی را ناامید نمی کند. دعا کننده باید با امید و اطمینان کامل دعا کند و نه با شک و تردید و سوءظن . در دعاى ابى حمزه ثمالى چنین مى خوانیم: وَاَعْلَمُ اَنَّکَ لِلرّاجى بِمَوضِعِ اِجابَةٍ- بارالها! مى دانم که تو براى کسى که به تو امیدوار است در مقام و موضع اجابت هستى .
و در اعمال بیست و هفتم رجب چنین آمده است : وَاَسْئَلُکَ بِکُلِّ دَعْوَةٍ دعاکَ بِها راجٍ بَلَّغْتَهُ اَمَلَهُ. پروردگارا! با دعا و خواندنى از تو تقاضا و طلب مى کنم که یک فرد امیدوار تو را آنگونه دعا کرد و تو هم او را به آرزویش رساندى
گاهی شیطان نداشته های ما را چنان بزرگ جلوه می دهد که ما از انبوهی از داشته هایمان غفلت می کنیم. چگونه خداوند انسان را رها می کند در حالی که در هر زمان نعمت ها و الطاف بی شمارش او را احاطه کرده است ؟
به اجابت نرسیدن دعا هرگز نباید باعث ناامیدى از رحمت پروردگار شود; زیرا گاهى ممکن است دعاى شخص تا ۲۰ سال به تإخیر بیافتد. (کافی،ج۲،ص۳۵۵)
هیچ موقع ناامید از درگاه خداوند کریم نباشید. زیرا خدایی که رحمت واسعه اش همه را فرا گفته نا امیدی در مورد او معنا ندارد، آیا می شود کنار دریا بود و از دیدن دریا ناامید شد؟ خیر، فقط کافی است چشم باز کنیم تا دریا را ببینیم. «لاَیُخَیَّبُ آمِلُه -- هر که به او امید بندد نومیدش نمى‌سازد.»( دعای افتتاح)
مولوی در مثنوی داستانی آورده به این مضمون که :اگر شخصی بر گلیم چوب می زند ، می خواهد گرد و غبار آن را بگیرد و قصد ندارد گلیم را کتک بزند. مصیبت ها و گرفتاری ها از این باب است. یعنی اگر بخواهد گرد و غبار غفلت و زنگار از دل ها زدوده شود، راه آن تازیانه مصیبت و گرفتاری است. البته گرفتاری ها هم دوره ای دارد و خواهد گذشت.« انّ مع العسر یسراً» یعنی با هر سختی آسانی ای در راه است.
توجه به این که خداوند، عالِم، آگاه و رازق است و از احوال ما با خبر می باشد، نیز در رفع نا امیدی مؤثر است. اگر ما به وظیفه خود که بندگی خداوند است عمل کنیم، قطعاً خداوند هم برای بندگانش در تمامی امور راه گشا است. چنانکه در قرآن کریم می فرماید: «من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لا یحتسب- کسی که تقوای الهی پیشه کند خداوند برای او راه چاره قرار می دهد و او را از جایی که گمان نمی کند روزی خواهد داد.»(سوره طلاق/۲و۳).
توجه به خداوند و از حدود بندگی خارج نشدن در زمان نا امیدی و گرفتاری بسیار ارزشمند بوده، سختی های زندگی خواهد گذشت ولی مقاومت و صبر مومن اثرش خواهد ماند.
نا امیدی از رحمت الهی از بزرگترین گناهان کبیره به شمرده می شود، زیرا امیدواری نشانه و لازمه ایمان به او است و ناامیدی نوعی کفر تلقی می شود. باید بدانیم که رحمت الهی بسیار شامل و فراگیر است و انسان مومن هیچگاه از رحمت الهی ناامید نمی شود.
البته مومن در کنار امید فراوانی که به رحمت خدا و اجابت دعا دارد، خالی از بیم و ترس نیست. یعنی در حقیقت میان بیم و امید است. از طرفی هم بیم دارد که نکند خلوص نیت نداشته باشد و یا مى ترسد از اینکه اعمال گذشته اش مانع اجابت دعایش شود؛ به همین منظور مؤمن در دعاى خود حالت خوف و رجا دارد، هم دعا مى کند، هم اصرار بر دعا دارد، هم امیدوار به اجابت است و هم خوف آن دارد که چیزی مانع اجابت شود. وقتى این ویژگیها در او جمع شد، اینگونه دعا مى کند «اللّهم انّى ادعوکَ کما أمَرتَ، فاستجب لى کما وعَدتَ انّک لا تخلفُ المیعاد؛ خدایا تو را آنگونه که دستور داده بودى، خواندم، پس همانطور که وعده نیز دادى، مرا پاسخ ده، بدرستى که تو هرگز خُلف وعده نمى کنى و وعده هاى تو حتمى و قطعى است».
در دعاى ابوحمزه ى ثمالى از قول امام سجاد (علیه السّلام) این طور عرض مى شود: و لیس من صفاتک یا سیّدى أن تأمر بالسّؤال و تمنع العطیّة و انت المنّان بالعطیّات على اهل مملکتک -تو به بندگانِ خودت دستور بدهى که از تو بخواهند، اما بنا داشته باشى که خواسته ى آنها را عملى نکنى؛ این امکان ندارد.
وقتى خداى متعال به من و شما امر مى کند که از او بخواهیم و طلب کنیم، معنایش این است که خداى متعال تصمیم دارد که آنچه را مى خواهیم، به ما بدهد.
لذا در روایت است که: ما کان اللَّه لیفتح لعبد الدّعاء فیغلق عنه باب الاجابة واللَّه اکرم من ذلک -خداى متعال کریم تر از آن است که باب دعا را باز کند، اما باب اجابت را ببندد.
در دعای افتتاح آمده: اَلْحَمْدُ لِلّهِ الذَّی لایُهْتَکُ حِجابُهُ وَلایُغْلَقُ بابُهُ وَلایُرَدُّ سائِلُهُ- سپاس خدایى را که پرده اش دریده نمى‌گردد و درب خانه اش بسته نمى‌شود و دست رد به سینه درخواست کننده اش نمى‌خورد.
امام کاظم (ع): «یَنْبَغِی لِمَنْ عَقَلَ عَنِ اللَّهِ أَنْ لَا یَسْتَبْطِئَهُ فِی رِزْقِهِ وَ لَا یَتَّهِمَهُ فِی قَضَائِهِ - سزاوار است برای کسی که خدا را شناخته، او را در رسانیدن روزیش به کندی منسوب نکند و او را در حکم و قضایش متهم نداند».(الکافی ، ج۲ ،باب الرضا بالقضاء، ص : ۶۰)
حال اگر دعایی مستجاب نشد به این معنی نیست که خداوند اعتنایی به بنده اش نکرده. در روایات آمده : خداوند به بنده اش مشتاق تر از بنده به خداست. و وقتی بنده ای خدا را می خواند ؛ قبل از او ، خداوند او را خوانده و دعوت کرده که توانسته دعا کند و با خدا مناجات نماید. بعد از دعای بنده هم حتما خداوند به او جواب می دهد و اجابتش می کند. استدلال فلسفی نیز این را ثابت می کند امکان ندارد بنده خدا را بخواند و دعا کند در حالی که خدا او را دعوت نکرده باشد.

- توسل به اولیای الهی:
توسل از دیدگاه شیعه برای رسیدن به آنچه نزد خدای متعال است یک ضرورت است. وسیله قرار دادن معصومین یکی از راه های رسیدن به حوایج است. خدای متعال در این زمینه هم می فرماید: و ابتغوا الیه الوسیله. به سوی خدا از وسیله استفاده کنید و امامان معصوم(ع) وسایل الی الله هستند. ( مائده ۳۵)
وسیله قرار دادن کسانی که می توانند میان ما و خداوند واسطه شوند، باب وسیعی دارد. هر کسی به هر مقداری که نزد خدای تعالی عزیز و آبرومند است ، می تواند وسیله انسان به درگاه الهی برای رسیدن به حاجت ها و نیازها باشد و در امر استجابت دعا وساطت نماید. برترین کسانی که از وجاهت و آبرومندی کامل نزد خداوند برخوردارند، معصومین (ع) هستند. پس از ایشان مقربان درگاه الهی از اهل معرفت و کمال و حتی مومنان و کسانی که اجمالا آبرومند هستند، وسیله خداوند محسوب می شوند.
پیامبر اکرم(ص) فرموده است: «خداوند عزوجل مى فرماید: اى بندگان من! گرامى ترین خلق و پرفضیلت ترین آنان نزد من، محمد و برادرش على و امامان بعد از وى هستند. اینان «وسیله»ها به سوى من مى باشند. هر کس حاجتى دارد و نفعى را طالب است و یا دچار حادثه اى سخت و زیان بار گشته و برطرف شدن آن را مى خواهد، مرا به محمد و آل طاهرینش بخواند تا به نیکوترین وجه حاجت او را برآورم» (بحارالانوار، ج ۹۴، ص ۲۲، ح ۲۰)
پس از اینکه آدم ابوالبشر مرتکب ترک اولى شد، در مقام توبه به پیشگاه خداوند عرضه داشت: پروردگارا به حق محمد(ص) از تو مى خواهم که مرا بیامرزى... »( مستدرک صحیحین، ج ۲، ص۶۱۵)
بدون شک انبیاء و اولیاء الهی مستجاب الدعوه بودند، این مقام به خاطر این بوده است که رابطه خوب و عمیقی با خدای متعال داشتند، مطیع او بودند، و هرگز با او مخالفت نمی ورزیدند. ولی استجابت دعا، اختصاص به ایشان ندارد؛ یعنی برای تمامی مؤمنان در صورتی که بتوانند رابطه صمیمی و مستحکمی با خدای تعالی برقرار نمایند، ممکن است.
البته درست است که ما انسان های معمولی مستجاب الدعوه نیستیم و وجاهت و آبرومندی کافی نزد خدای تعالی نداریم، چون گناه کاریم و از آلودگی ها خودمان را کاملا پاک نساخته ایم، ولی خوشبختانه برای این افراد که اکثریت مومنان را تشکیل می دهند نیز راه باز است، به طور کلی در ارتباطی که انسان با خدای خود دارد، هیج درب بسته، راه نرفتنی و هدف نارسیدنی وجود ندارد.
در آستان ربوبی، همه چیز شدنی و رسیدنی است؛ منتهی باید توجه داشت، اگر کسی خودش آبرومندی کافی ندارد و از وجاهت لازم برخوردار نیست، راه ارتباط برای او این است که به آبرومند و صاحب وجاهتی رجوع کند و او را میان خود و خدا وسیله و واسطه قرار دهد. بحث شفاعت و توسل دقیقا برای این رابطه لحاظ شده است و فلسفه آن جبران نقائصی است که مؤمنین، برای ارتباط با ذات هستی دارند.
به دعای توسل توجه کنید، در پایان هر فراز از آن آمده یا وجیهاً عند الله اشفع لنا عند الله، یعنی ای آبرومند نزد خدا که در اثر این آبرومندی اگر به او رجوع کنی و از او چیز بخواهی دست رد به سینه تو نمی زند، ما را که از چنین آبرویی برخوردار نیستیم و نتوانسته ایم خدای تعالی را، آنچنان که باید از خود راضی نماییم، دریاب و میان ما و خدای متعال به جهت قربی که داری واسطه شو و از او بخواه که نیازها و حاجت های ما را برآورد.

- سرعت اجابت بندگان مخلص:
بدون شک بندگی خالصانه خداوند، نقش موثری در سرعت اجابت خواسته ها و دعاها دارد، اتفاق افتاده که خیلی ها با یک «یا الله» و یا با یک «صلوات» حاجت گرفته اند چون در زندگی مسیر عبودیت را طی کرده و خود را در لفظ و عمل، بنده ی خدا می دانند.
به تعبیری می توان گفت: رابطه انسان با خداوند یکی رابطه متقابل است. اذکرونی اذکرکم. مرا یاد کنید تا به یاد شما باشم. سرعت اجابت خدای متعال نسبت به بنده بستگی به سرعت اجابت بنده نسبت به خدای متعال دارد. وقتی کسی بنده خدا شد و در بندگی صادق بود و وظایف بندگی را به سرعت و در اول وقت آن انجام داد، اگر از خداوند چیزی بخواهد که مطابق حکمت و مصلحت است، به سرعت اجابت می شود.
داستان آن باربر اصفهانی را شنیده ای که وقتی بچه از بالا به زمین در حال سقوط بود، با یک اشاره، کودک در بین زمین و آسمان توقف کرد و آهسته آهسته به آغوش او آمد؛ وقتی از او علت این کرامت را پرسیدند گفت: «عمری هر چه خدا گفت گفتم چشم و انجام دادم، حالا من به خدا گفتم: خدایا مادر این بچه را داغدار نکن، او هم اجابت کرد (او گفت: چشم)
هر چه انسان نیت خالص و اگیزه الهی داشته باشد و در توحید به مراتب بالاتری برسد. دعای او نیز بیشتر و خالص تر و به اجابت نزدیک تر می‌شود، برای بیان همین نکته در روایات تاکید شده است که : که هنگام دعا از دیگران نا امید باشید و همه امیدتان به خدا باشد (میزان الحکمه، ج ?، ص ۸۸۲)
براى اینکه انسان به مقصود خود در دعا برسد، خداوند او را دعوت مى کند که با اخلاص دعا نماید «فادعُوا الله مخلصین له الدّین؛ دعا را که از شئون دین است، با اخلاص بخوانید». دعاى مخلصانه و از سر صدق به عنوان عبادتى شایسته، مورد تشویق خداوند قرار گرفته است. وقتى در جاى دیگر از دعا سخن به میان مى آید مى فرماید خداوند دعاى مؤمنان را چون با اخلاص بوده، جواب مى دهد «و یستجیب الذین امنوا و عملوا الصالحات» چون آنچه مى خواهند از روى مصلحت است، خداوند نیز از روى مصلحت اعطا مى کند و اضافه هم مى دهد چون خود دعا، عبادتى است که پاداش مضاعف دارد «و یزیدهُم من فضله»
در مجموع مى توان نتیجه گرفت که خداوند مردم را دعوت نمود تا دعا کنند و دعا را بهترین عبادت ها معرفى نمود و وعده داد که دعاهاى خالصانه را مى پذیرد و به هدف اجابت مى رساند و علاوه بر آن پاداش دعا را نیز دو برابر اعطا مى نماید. پس قبل از اینکه هر فردى بخواهد دعا کند مى بایست اخلاص در دعا را مدّ نظر بگیرد، اخلاص چیزى نیست که به سادگى بدست آید، لذا خداوند، دعا کننده را با دو شرط ایمان و عمل صالح، جواب مى دهد. اخلاص یعنی انگیزه اصلی ما در دعا تنها اظهار بندگی و تقرب به خدای متعال باشد، حتی اگر در دعا نیاز مادی هم مطرح می شود، باید نیازی باشد که در راستای بندگی خداوند و تسهیل کنند آن باشد.
البته گاه ممکن است دعای بنده مخلصی سریعا مستجاب شود، اما در عین حال زمان تحقق آن نرسیده باشد. حضرت موسی (علیه السلام) آل فرعون را نفرین کرد و خداوند اجابت کرد اما بنا بر مصلحت الهی، چهل سال طول کشید!

- حضور قلب:
دعا یعنى درخواست از خداى متعال براى برآورده ساختن حاجتى و طبیعى است که این ارتباط در صورتى مؤثر واقع مى شود که باطن انسان متوجه خدای متعال باشد و تضرع به پیشگاه او شکل بگیرد و انسان فقط خدا را مؤثر در امور بداند. رسول اکرم (ص) مى فرماید:« بدانید که خداوند دعائى که از قلب غافل برخاسته باشد قبول نمى کند.» (المیزان،ج۲،ص۴۳۳)

- رعایت آداب:
رعایت آداب دعا در ارتباط موثر با خداوند نقش به سزایی دارد، در این قسمت آداب استجابت دعا که در روایات به آنها اشاره شده، ذکر مى کنیم. از جمله:
۱. گفتن بسم الله الرحمن الرحیم در ابتدا از آداب دعا است البته مستحب است هر کاری را با بسم الله آغاز کنیم.
۲.تمجید خداوند امام صادق (علیه السلام) فرمود: در کتاب امیر المومنین (علیه السلام) آمده است که پیش از درخواست چیزی از خدا، باید او را ستود. پس هرگاه خدای عز و جل را خواندی (ابتدا) او را تمجید کن. (راوی می گوید:) عرض کردم: چگونه تمجیدش کنم؟ حضرت فرمود: می گویی: یا من هو اقرب من حبل الورید، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الاعلی، یا من لیس کمثله شیء؛ ای کسی که از رگ گردن به من نزدیکتر است، ای کسی که میان انسان و دلش حائل می شود، ای کسی که در بالاترین چشم انداز است، ای کسی که مانند ندارد». (همان، ح۵۶۲۲)
۳. صلوات فرستادن بر پیامبر و خاندانش (صلوات الله علیهم اجمعین) امام علی (علیه السلام): «هر گاه از خدای سبحان درخواستی داری ابتدا بر پیامبر اسلام (صلی الله علیه و اله) درود فرست، سپس حاجت خود را بخواه؛ زیرا خدا بزرگوارتر از آنست که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورد و دیگری را باز دارد» (نهج البلاغه، حکمت ۳۶۱)
۴. نام بردن حاجت در دعا: امام صادق (علیه السلام): «راستی خدای تبارک و تعالی می داند که بنده هر گاه به درگاهش دعا کند چه می خواهد ولی او دوست دارد که حوائج به درگاه او شرح داده شود؛ پس چون به درگاه او دعا کردی حاجتت را نام ببر». (اصول کافی، ج۶، ص ۴۳)
۵. اعتراف به گناه: امام صادق (علیه السلام): «(در دعا) ابتدا باید خدا را ستود، سپس به گناه اعتراف نمود و آن گاه حاجت را خواست» (میزان الحکمة، ح ۵۶۳۰)
۶. یقین و اعتماد به دعا: امام صادق (علیه السلام): «دعا پایگاه اجابت است چنانچه ابر پایگاه باران است.» (اصول کافی،ج۶، ص۲۹)
۷. خواندن خداوند با دلی پاک: امام صادق (علیه السلام): «راستی خدای عز و جل دعای از روی قساوت قلب را اجابت نکند.
۸. اخلاص در دعا: امام علی (علیه السلام): «اخلص فی المسالة لربک، فان بیده العطاء و الحرمان و اکثر الاستخارة؛ در دعا با اخلاص پروردگارت را بخوان که بخشیدن و محروم کردن بدست اوست و فراوان از خدا درخواست خیر و نیکی داشته باش.» (نامه ی۳۱ نهج البلاغه، بند ۱۷ و ۱۸)
۹. تضرع کند: خداوند در قرآن کریمش فرمود: «ادعوا ربکم تضرعا و خفیة؛ بخوانید پروردگارتان را در حال تضرع و ترس» (سوره ی اعراف، ۱۵۵). امام حسین (علیه السلام): «رسول خدا (صلی الله علیه و اله) در هنگام ابتهال و دعا مانند بینوایی که غذا می طلبد، دستانش را بالا می برد» (میزان الحکمة، ح ۵۶۳۳)
۱۰. دعا با صدای بلند و طلبکارانه نباشد؛ در هنگام دعا رو به قبله و با وضو و بهتر است از زبان معصومین باشد؛ چرا که آنها ادب در گفتار، نحوه ی در خواست و نیازها را به بهترین شکل بیان نموده اند.

- لزوم تلاش و کوشش عملی:
دعا به سه گونه، لفظی، قلبی و عملی است. لذا برای برآورده شدن حاجت ها و نیازها باید از هر سه راه در خواست زبانی و رابطه قلبی با خدا و کوشش و فعالیت عملی برای رسیدن به حاجت ها و نیازها پیگیری کنیم.
بنابراین از شرائط مهم استجابت دعا توام گشتن آن با عمل و تلاش و کوشش است در کلمات قصار امیر مؤ منان على (علیه السلام ) مى خوانیم : الداعى بلا عمل کالرامى بلاوتر! (نهج البلاغه حکمت ۳۳۷): دعا کننده بدون عمل و تلاش مانند تیرانداز بدون زه است !. (اصول کافی، ج ۴، ص ۲۱۳)
بنابراین برای موفقیت و رسیدن به خواسته های مشروع خود باید برنامه ریزی و تلاش پی گیر داشت. همانطوری که اگر شخصی بیمار شود باید در کنار دعا و استمداد از خداوند متعال، حتما به دکتر مراجعه کند، چرا که مراجعه به پزشک و قرار گرفتن در مسیر درمان، خود نیز سببی از جانب خداوند متعال است. و خواستن شفاء و سلامتی بدون مراجعه به پزشک، در همه موارد، راه گشا نخواهد بود .
در نتیجه؛ قرار گرفتن در مسیر هایی که خداوند متعال در پیش رویمان گذاشته، ما را در گرفتن نتیجه ی بهتر یاری می کند. همچنین انسان برای دست یابی به خواسته های خود باید تمام امکانات مادی و معنوی خود را بسیج کند و به نتیجه ی کار امیدوار باشد. نیز در کنار تلاش و کوشش انسان باید به ریسمان الهی چنگ بزند و همه چیز را از جانب خدا بداند و هر آنچه را که نیاز دارد از او بخواهد و دست نیاز به درگاهش دراز کند.

- زمان و مکان اجابت:
انتخاب زمان و مکان های خاص هم در اجابت دعا موثر است. در آیات صحیفه آسمانى و روایات توصیه شده است که هرگاه نسیم رحمت الهى وزیدن گرفت و انسان احساس کرد دلش میل به سخن گفتن با خدا دارد، نیایش کند. علاوه برآن، زمان هایى نیز در آیات و روایات به عنوان وقت هاى مناسب براى نیایش سفارش شده است، از جمله بعد از اقامه نماز، شب و روز جمعه، نیمه شب، از سحر تا طلوع آفتاب، هنگام بارش باران، هنگام تلاوت قرآن و اذان، هنگام ظهر، قنوت نماز وتر، پس از مغرب، شب قدر، روز عرفه و میلاد و شهادت ائمه اطهار علیهم السلام. در این لحظات امید به استجابت بیشتر است.
دعا در مساجد، حرم اهل بیت علیهم السلام، تربت شهیدان و... در سرعت استجابت آن بسیار مؤثر است.

- عوامل رد شدن دعا:
کسى نزد امیر مؤ منان على (علیه السلام ) از عدم استجابت دعایش شکایت کرد و گفت با اینکه خداوند فرموده دعا کنید من اجابت مى کنم ، چرا ما دعا مى کنیم و به اجابت نمى رسد ؟! امام در پاسخ فرمود:« قلب و فکر شما در هشت چیز خیانت کرده لذا دعایتان مستجاب نمى شود):
۱. شما خدا را شناخته اید اما حق او را ادا نکرده اید، بهمین دلیل شناخت شما سودى بحالتان نداشته !.
۲ . شما به فرستاده او ایمان آورده اید سپس با سنتش به مخالفت برخاسته اید ثمره ایمان شما کجا است ؟
۳ . کتاب او را خوانده اید ولى به آن عمل نکرده اید، گفتید شنیدیم و اطاعت کردیم سپس به مخالفت برخاستید!
۴ . شما مى گوئید از مجازات و کیفر خدا مى ترسید، اما همواره کارهائى مى کنید که شما را به آن نزدیک مى سازد ...
۵ . مى گوئید به پاداش الهى علاقه دارید اما همواره کارى انجام مى دهید که شما را از آن دور مى سازد ...
۶ . نعمت خدا را مى خورید و حق شکر او را ادا نمى کنید.
۷ . به شما دستور داده دشمن شیطان باشید (و شما طرح دوستى با او مى ریزید) ادعاى دشمنى با شیطان دارید اما عملا با او مخالفت نمى کنید.
۸ . شما عیوب مردم را نصب العین خود ساخته و عیوب خود را پشت سر افکنده اید .. . با این حال چگونه انتظار دارید دعایتان به اجابت برسد؟ در حالى که خودتان درهاى آنرا بسته اید؟ تقوا پیشه کنید، اعمال خویش را اصلاح نمائید امر به معروف و نهى از منکر کنید تا دعاى شما به اجابت برسد.

- مغایرت با حکمت خدا:
به اقتضای حکیم بودن خدای متعال دعایی مستجاب می شود که با حکمت الهى مغایرت نداشته باشد، خداى متعال بر اساس حکمت خود این عالم را طبق قوانین خاص اداره مى کند و هیچگاه، این قوانین را نقض نمى کند؛ بنابراین استجابت دعا باید از کانال قوانین و سنن الهى جریان یابد و اگر دعایى نقض کننده این مطلب باشد مستجاب نمى شود. زیرا خداى متعال فقط کریم نیست بلکه حکیم نیز هست و هیچ صفتى از صفات او صفت دیگرش را نقض نمى کند.
امام على علیه السلام در این باره مى فرماید: «ان کرم الله لا ینقض حکمته؛ فلذلک لا تقع الاجابة فى کل دعوة -به راستى که کرم و بزرگوارى( خداى سبحان، حکمت او را نقض نمی کند؛ و از این رو هر دعایى اجابت نشود» (غررالحکم، ح۳۴۷۸)

- مغایرت با مصلحت انسان:
در ضمن شمارش علل گوناگونى که باعث مى شود حاجات انسان سریعاً اجابت نشود، مغایرت خواسته با مصلحت واقعی انسان است. گاهى اوقات انسان از خداوند چیزى درخواست مى نماید و فکر مى کند اجابت آن به نفع او مى باشد، در حالی که در واقع اجابت آن درخواست به ضرر او تمام خواهد شد.
انسان به خاطر علم محدودش نسبت به زوایای وجودی و شرایط پیرامون خود (در حال و آینده) نمی تواند بهترین و یا بدترین را برای خود تشخیص دهد، خداوند حکیم در معجزه ی آسمانی خود می فرماید: ... عَسى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون ـ چه بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیرِ شما در آن است ؛ یا چیزى را دوست داشته باشید، حال آنکه شرِّ شما در آن است ؛ در حالی که خدا مى داند و شما نمى دانید. » (البقرة:۲۱۶)
اگر انسان به حکمت و مهربانی خداوند اعتقاد و به این آیه از قرآن کریم که می فرماید :« وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُم - و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم ».(غافر:۶۰) اطمینان داشته باشد ؛باید پس از دعا به درگاه الهی به آنچه که خداوند حکیم و مهربان برایش مقدر ساخته راضی و خشنود باشد و آن را برای خود بهترین بداند چون طبق آیه ی ذکر شده امکان ندارد خداوند دعای بنده اش را بی پاسخ بگذارد و چون او را بیشتر ازخود او دوست دارد بهترین را برایش انتخاب نکند.
در دعای افتتاح درباره تاخیر اجابت دعا آمده است:« و لَعَلَّ الذّى اَبْطَاَعَنَّی هُوَ خَیرٌ لی لِعِلْمِکَ بِعَاقَبِةِ اْلاُمُورِ-چه بسا تأخیر در استجابت دعا برایم بهتر بوده است، چون تو از عاقبت امور آگاهى..»
مثلا ًاگر کسی از خدا فرزند بطلبد و چنین کاری مطابق حکمت و مصلحت وی باشد خداوند با فراهم کردن امکان ازدواج ، مسکن و تأمین هزینه ی زندگی، هم به او فرزند صالح می دهد و هم پاداش دعایش را عطا می کند ولی اگر به مصلحت وی نبود دعای او را که عبادت است به یکی از سه نحو پاداش میدهد: یا گناهی از گناهانش را می بخشاید، یا حسنه ای بر حسناتش می افزاید، یا بلایی را از او دفع می کند. همچنین ممکن است چیز دیگری که مطابق حکمت و مصلحت است و دعا کننده از آن آگاه نیست به وی عطا کند. پس دستی که به درگاه الهی بلند می شود خالی باز نمی گردد ، بلکه مشحون از الطاف بی پایان الهی خواهد بود. (تفسیر تسنیم علامه جوادی آملی ( حفظه الله تعالی ) / ج ۹ / ص ۴۳۶)
البته تأخیر در اجابت دعا ممکن است ظاهرا باعث مشکلاتی برای ما شود، لیکن نباید سبب سوءظن به خداوند گردد ، چون حکمت این کار معلوم نیست. اجابت مستمر دعاها طراوت و اهمیت کار را کاهش می دهد. بدین لحاظ گاهی تأخیر در اجابت به نفع داعی است. (تفسیر تسنیم علامه جوادی آملی ( حفظه الله تعالی ) / ج ۹ / ص ۴۴۱)
کسی که از عدم اجابت دعای خود ناخشنود است، شبیه بازیکنی است که چون قوانین بازی را آنطور که باید نمی داند و از بازی خسته شده است؛ بازیکنی که می داند تلاش و کوشش و زمین خوردن در این میدان، اجتناب نا پذیر است. هرگز خسته نمی شود و اظهار ناامیدی نمی کند. در مورد دعا منظور از قوانین همان سنت های الهی در آفرینش است، پس باید کمر همت را محکم کنی و با سنت های الهی آشنا شوی. خدای متعال هرگز بر خلاف حکمت خود و مصلحت بندگان کار نمی کند.
ممکن است دانش آموزی سال‌ها ضجه بزند، دعا کند، خودش، اقوامش، و حتی مادر و پدرش که در کنکور قبول شود و یا در جایی مشغول به کار شود، ولی تمام تلاش هایش بی نتیجه بماند، آیا می‌توان گفت دعای او مستجاب نشده است. اگر او به دانشگاه می‌رفت و گرفتار دوست بد یا شبهات فراوان یا انحراف اخلاقی و مشکلات فراوان می شد، آیا دعایش مستجاب شده بود؟
و یا درباره دختری که برای ازدواجش دعاهای فراوان کرده اما به مراد دل خود نرسیده، می‌توان گفت که از خوشبختی عقب مانده است؟ آیا این امکان وجود نداشت که بعد از مدتی آن زندگی به طلاق بیانجامد؟ هدف این دختر خوشبخت شدن است منتهی او خیال می کند که خوشبختی او در این شرایط در ازدواج با فلان پسر است، در حالی که چنین نیست و خدای متعال دعای او را به گونه ای اجابت می کند که او به خوشبختی واقعی دست یابد اگر چه در ظاهر به نظر می آید که دعایش در این زمینه اجابت نشده است.
گاهی همان دعاها و تضرع‌هایی که ظاهرا اجابت نشده است، باعث دفع بلاهای زیادی از زندگی انسان می‌شود که اگر نبود انسان در آن‌ها می افتاد و نابود می گشت. (بحار الانوار۱۰/۹۹ و کافی ۲/۴۶۹)
وقتی می گوییم صلاح خدا نیست فلان دعا اجابت شود یعنی «خیر ما در عدم استجابت آن دعا است». آیا صلاح است هر مقدار پولی که فرزند می خواهد والدین به او بدهند. آیا گمراه و احیانا معتاد نخواهد شد؟ فرزند ممکن است خیال کند پدرش نمی خواهد به او پول بدهد در حالی که پدر به خاطر مصلحت فرزند نمی تواند بدهد نه اینکه نمی خواهد.
پس اگر درک درستی از معنای «صلاح» داشته باشیم نه تنها ناراحت نمی شویم بلکه با رغبت و طیب خاطر امور خود را به او که مهربان ترین مهربانان است و به بندگان خود به اندازه ی پوسته ی نازک روی هسته ی خرما هم ظلم نمی کند، می سپاریم.
- از خدایی که «فعال مایشاء و قادر متعال» است نباید طلبکارانه چیزی خواست. یادمان باشد او خدا است و ما بنده؛ او مولا است و ما عبد؛ لذا بنده از مولای خود، هیچ طلبی ندارد! بنده تنها می تواند از مولای خود، درخواست کند؛ اگر مولا عطا کرد، از فضل و کرم او است؛ اگر عطا نکرد، از حکمت او است؛ پس طلبی در میان نیست. (دقت کنید)
-

- گناه مانع اجابت دعا:
یکى از عوامل مهمى که رابطه انسان با خدای متعال را تضعیف نموده و مانع اجابت دعا می شود، نافرمانى از دستورهاى خدا است.
حضرت على (علیه السّلام) در دعاى کمیل چنین مى فرماید:« پروردگارا! گناهانى را بر من ببخش که موجب حبس و بالا نرفتن دعا مى شوند. و در جاى دیگر از همان دعا چنین مى فرماید: اى آقا و مولاى من ! به عزتت قسم ! از تو مى خواهم که بدى کردار و رفتارم موجب پوشیده شدن دعاى من از تو نشود.
بندگان خدا با هر قدمى که به سوى گناه برمى دارند یک قدم از خداوند فاصله مى گیرند و موجبات محرومیت خویش از اجابت الهى را فراهم مى آورند. امام باقر علیه السلام در این باره فرموده است:«ان العبد یسال الله الحاجة فیکون من شانه قضاؤها الى اجل قریب او الى وقت بطى ء فیذنب العبد ذنبا فیقول الله تبارک وتعالى للملک: لا تقض حاجته واحرمه ایاها، فانه تعرض لسخطى واستوجب الحرمان منى -بنده حاجتى ازخدا طلب مى کند و مقرر مى شود آن حاجت در زمانى برآورده شود؛ پس در این فاصله، او گناهى مرتکب مى شود و در نتیجه، خداوند مى فرماید: حاجت این بنده برآورده نشود و از آن محروم شود؛ چون او خشم و غضب مرا برانگیخت و همین باعث محروم شدن اوست. (بحار الانوار،ج۷۳،ص۳۲۹)


- لقمه و کسب حرام :
استفاده از درآمد حلال و پاکیزه از دیگر شرایط اجابت دعا است که امروزه بیش از هرزمان دیگر لازم است به آن توجه شود. لقمه ى حرام تا ۴۰ روز مانع استجابت دعا مى شود. (بحار الانوار،ج۹۳،ص۳۵۸)
از پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده : «من احب ان یستجاب دعائه فلیطب مطعمه و مکسبه - کسى که دوست دارد دعایش مستجاب گردد باید غذا و کسب خود را پاک کند.
شخصی خدمت رسول خدا (ص) آمد و گفت: دوست دارم که دعایم مستجاب شود، حضرت به او فرمود: خوراک خود را پاکیزه کن و غذای حرام نخور.
پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله فرمود: «ان العبد لیرفع یده الى الله ومطعمه حرام، فکیف یستجاب له وهذا حاله -همانا بنده دستش را براى دعا به درگاه خدا بالا مى برد در حالى که خوراکش حرام است . با چنین حالى، چگونه دعایش مستجاب مى شود؟ (ارشاد القلوب، ص ۱۴۹)

- شتاب و عجله:
امام صادق (ع) فرمود: همیشه مؤمن در خیر و آسایش است تا هنگامى که عجله نکند. در غیر این صورت ناامید مى شود و دعا را ترک مى کند. به درستى که بنده هنگامى که دعا مى کند خداوند متعال در صدد برآورده ساختن حاجت او است تا زمانى که او عجله نکند. (میزان الحکمه،ج۳،ص۸۷۵)

- ستم و تجاوز به حقوق دیگران:
یکى دیگر ازموانع پذیرش دعا، تجاوز به حقوق دیگران است که در روایات فراوانى براین مطلب تاکید شده است. على علیه السلام فرمودند: ان الله عزوجل اوحى الى عیسى بن مریم علیه السلام: قل للملاء من بنى اسرائیل . . . انى غیر مستجیب لاحد منکم دعوة - ولاحد من خلقى - قبله مظلمة -خداوند به عیسى بن مریم وحى فرمود: به اشراف) و بزرگان ( بنى اسرائیل بگو: ... من هرگز دعاى کسى از شما یا دیگر آفریدگانم را که برگردنش حقى ازدیگران است، اجابت نخواهم کرد( الخصال، ص ۳۳۷، ح ۴۰)

- امید به غیر خدا:
بزرگترین مانع پذیرش دعا این است که به کسى یا چیزى غیرازخدا امید بسته و یا او را به صورت مستقل مورد نیایش قراردهیم .
از حضرت صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود: اذا اراد احدکم ان لا یسال ربه شیئا الا اعطاه فلییاس من الناس کلهم، ولا یکون له رجاء الا عند الله، فاذا علم الله عزوجل ذلک من قلبه لم یسال الله شیئا الا اعطاه -هرگاه یکى از شما بخواهد که هرچه ازخداوند درخواست کند به او بدهد، باید از همه مردم چشم امید قطع کرده و جز به خدا امید نبندد. پس، چون خداى عزوجل دانست که او به راستى چنین است، هر چه از خدا بخواهد به اوعطا کند. (کافى، ج ۲، ص ۴۸)


- بنده لوس خدا
برخی افراد با خدای متعال و موضوع دعا کردن، مانند بچه های لوسی که هر چه خواسته اند، والدین آنها برایشان فراهم نموده اند، برخورد می کنند،‌ خیال می کنند خداوند مانند پدر و مادر آنها است که تا بهانه بگیرند،‌ زود هر چه می خواهند در اختیارشان قرار دهد.
گاهی اصولا خدای متعال را برای همین می خواهد که به وسیله او به تمام خواسته های مادی و دنیوی خود برسد، یعنی خیال می کند خداوند ابزار و در استخدام او است. نیرویی که همه کار از او بر می آید و مانند چراغ جادو هر چه بخواهد زود برایش فراهم می کند، بعد وقتی دعایش مستجاب نمی شود و یا دیر مستجاب می شود، شروع می کند به غر زدن و جزء و فزء کردن و احیانا قهر کردن و گاهی تهدید می کند که اگر فلان چیز را به من ندهی دیگر بندگی نمی کنم و مانند آن و گاهی هم واقعا ترک نماز می کند، انگار که از اول نماز را هم برای رسیدن به منافع و نیازهای دینوی می خوانده است. گاهی هم از همه چیز ناامید می شود و به خاطر بداندیشی خود دچار افسردگی و بدبینی می گردد و مانند آن.
در حالی که خدای متعال لوس پرور نیست. خداوند حکیمی است که به حکمت و سنت های خود عمل می کند و هرگز تسلیم اراده کسی نمی شود و به استخدام در نمی آید. این افراد معمولا غافل هستند که مهمترین فلسفه‌ دعا، اعلام و اظهار بندگی و فقر و وابستگی به منبع لایزال الهی و غنی مطلق است .(میزان الحکمه/باب دعا) اگر به ادعیه‌ای که از اولیای معصوم و بزرگان دین رسیده است توجه نماییم، در هیچ جا خبری از این نیست که من دعا می‌کنم تا حاجت خود را آن‌گونه که خود می‌خواهم دریافت دارم و اگر چنین نشد دعا مفید نبوده است.
اگر قرار بود دعا کردن برای رفع نیازها به طور کامل آنهم بر طبق مراد ما و آسایش کامل این جهانی صورت گیرد، ائمه معصومین و در راس ایشان امام سجاد علیه السلام که دارای صحیفه سجادیه آن کتاب کامل دعا با مضامین عرفانی بالا است، باید از مرفهین جامعه خود و از تمام مواهب و نعمات بهره‌مند بوده باشد، در حالی که می‌بینیم ائمه معصومین علیهم السلام بیشترین سختی ها را در زندگی تحمل کرده اند. قدری به عقب باز گردیم حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که نماز شب‌ها و دعاهای ایشان معروف است و حضرت زینب سلام الله علیها، که حتی در شب عاشورا نماز شبشان را نشسته به جا می‌آورند از کسانی هستند که بیشترین شدائد و مصیبات را تحمل کرده‌اند و بسیاری از خوبی‌ها و نعماتی که ما مناسب می‌دانیم نداشته‌اند. پس فلسفه دعا بر آورده شدن حاجات، آن هم به سلیقه ما نیست. بلکه اثبات بندگی به درگاه الهی است.
ناگفته نماند که انسان از طریق بندگی هر چه بخواهد می تواند بدست آورد و دعا هم در همین راستا واقعا کارساز است، مشروط به این که با نیت عبادت و خالصانه انجام شود،‌ نه به قصد رسیدن به آرزوهای دنیوی. البته منعی ندارد که حتی خواسته های مادی و دنیوی خود را از خدای مهربان بخواهیم، ولی درست نیست که وقتی دعا می کنیم توقع داشته باشیم که خدای متعال علم و حکمت خود را کنار بگذارد و گوش به فرمان ما باشد، به گونه ای که اگر اجابت نشد ناامید و افسرده شویم.

- اصرار در دعا:
یکى از عواملى که سبب استجابت دعا مى گردد اصرار در دعا است. خداى متعال بنا به دلائلى گاهى اوقات دعاى بنده خویش را سریعاً اجابت نمى کند حال یا به علت گناهى که انجام داده و باید توبه کند و یا به علت عدم وجود شرایط لازم و نیاز به فرصت براى استجابت دعا از مجراى طبیعى و یا به جهت این که خداى متعال مى خواهد بنده اش ارتباط خود را با او بیش تر کند و به درگاه او توجه زیادتر داشته باشد؛ بنابراین اصرار در دعا خود مى تواند هم عاملى در استجابت دعا محسوب شود و هم