اصول اساسی تربیت کودک ۱۳۹۱/۶/۲۰ - ۱۴۶ بازدید

با سلام و عرض ارادت خدمت شما پرسشگر گرامی از اینکه با ما سخن می گوئید خرسندیم و امیدواریم که ارتباط شما با این مرکز تداوم داشته باشد.

با سلام و عرض ارادت خدمت شما پرسشگر گرامی از اینکه با ما سخن می گوئید خرسندیم و امیدواریم که ارتباط شما با این مرکز تداوم داشته باشد. برای پاسخ به سوال شما در ابتدا به بررسی مفاهیم اساسی در سوال شما نی پردازیم و سپس مطالبی را متذکر می شویم.

اصل چیست؟
واژه اصل در زبان فارسی معادل واژه انگلیسی Principle است. «گاه مقصود از اصل، بیخ، بن و ریشه است و برای بحث درباره هر امری باید به ریشه و اساس واقعی آن توجه کرد. در این معنا اصل در مقابل فرع قرار دارد. گاه نیز اصل به معنای عینی و متحصّل در خارج است و از این لحاظ می توان از واژه اصیل در مقابل اعتباری سخن گفت وگاه نیز اصل به معنای حقیقت (در برابر باطل) است و در این استعمال اصیل در مقابل بدلی یا ناخالص به کار می رود.
اصل در علوم چنین تعریف شده است: «اصیل عبارت از مجموعه تعمیم هایی است مبتنی بر مشاهدات که در محدوده خطاهای حسی، قطعی تلقی شده و دانشمندان اغلب آنان را معادل حقایق در نظر می گیرند.» همچنین به رابطه بین مفاهیم که به واسطه تعمیم هایی توصیف می شود، اصول علمی اطلاق می شود.

اصل تربیتی چیست؟
با دو تعریف، آن را تبیین می نماییم.
ریشه و بنیانی است که در جریان تربیت، اجتناب ناپذیر است و به عنوان دستورالعملی کلی، تمام جریان تربیت را تحت سیطره و نفوذ خویش دارد و در صورت تخطی از آن، رسیدن به هدف آرمانی تربیت، دستخوش مخاطره می شود.
سلسله قواعد و معیارهای کلی (بایدها) که متناسب با ظرفیت های انسان انتخاب و به منظور تعیین روش های تربیتی برای دستیابی به اهداف، مورد توجه قرار می گیرند.

ویژگی های حاکم بر اصول تربیتی
ویژگی های حاکم بر اصول تربیتی را می توان به شرح زیر برشمرد:
الف) اصل امری ابداعی و اختراعی نیست، بلکه با توجه به مبانی خود قابل دستیابی است و یا از رهگذرِ دریافتِ عنصر مشترکِ روش های مختلف قابل احراز و کشف است.
ب) اصل مفهومی کلی است و ملاک و معیار واقع می شود؛ بنابراین نمی تواند امری جزئی و دارای یک مصداق معین باشد.
ج) اصل صرفا یک پدیده مفهومی است. تفاوت ماهوی اصل با دیگر عناصر نظام تربیتی، یعنی مبنا، هدف و روش، در بعد مفهومی آن است؛ به این معنا که، اصل از ارتباط میان دیگر مفاهیم زاییده می شود، در حالی که مفاهیم مبنا، هدف و روش دارای منشأ انتزاع عینی هستند.
د) اصل ماهیتی هنجاری (ارزشی) دارد. نظر به این که اصل، قاعده و معیارِ عمل و ناظر بر آن است، نمی تواند رویکردی توصیفی نسبت به واقعیات تحت عنوان خود داشته باشد، بلکه، برخلاف مبنا که جنبه ی توصیفی از واقعیات دارد، درصدد ارائه ی واقعیتی مطابقِ مدلول خود و هنجاری متناسب با خاستگاه خود است. به طور کلّی، اصول تربیت متضمن ارزش گذاری متناسب با مبنای پذیرفته شده در تربیت و اهداف مورد نظر آن است.
ه ) اصل بر روش حاکمیت است و ضابطه مفهومی و رابطه ای برای استفاده از روش هاست؛ بدین معنا که اصلْ راه نمایی نظری برای گزینش روش های خاص متناسب با اهداف و طرد دیگر روش هاست.

ارتباط اصول با دیگر عناصر نظام تربیتی
ارتباط اصل با هدف ارتباطی دوسویه است؛ یعنی همان طور که اصل دخالت کاملی در نحوه ی وصول به هدف دارد و بدون تمسّک به آن دست یابی به هدف میّسر نیست، هر هدفی نیز می تواند برای تحقق خود اصولی را تجویز نماید. مسلما با توجه به ماهیّت اهداف درمی یابیم که هر هدفی متناسب با موضوع تربیت، یعنی انسان در نظر گرفته می شود؛ از این رو، اصولی که با توجه به اهداف استخراج می شوند، بدون عنایت به مبانی انسان شناسی مورد ارزیابی قرار نمی گیرند. بدین لحاظ می توان چنین نتیجه گرفت که اصول، با توجه به پیش فرض های انسان شناسی و در نظر گرفتن توانایی ها و ویژگیهای انسان، او را برای دستیابی به اهداف کمک می کنند.
ارتباط اصل با روش در قالب حاکمیت اصل بر آنها توجیه می شود. این ارتباط صرفا از لحاظ کارآیی و سودمندیِ روش، جهت نیل به هدف موردنظر است؛ از این رو این که گفته می شود روش ها از اصول اخذ می گردند، به معنای این نیست که روش ها معلول اصول ند، بلکه اصول صرفا تبیین کننده ی نحوه ی استفاده از آنها هستند.

اکنون به بررسی اصول تربیت کودک می پردازیم:

۱. اصل تکریم شخصیت کودک
کودک چون کودک است، نباید تحقیر شود و احساس بی ارزشی و یا کم ارزشی کند؛ هرچند کودک بیشتر محتاج محبت است؛ ولی این بدان معنی نیست که شخصیت کودک نباید محترم شمرده شود کودکی که با ارزش قلمداد می شود و شخصیت او محترم شمرده می شود به احساس خود ارزشمندی دست می یابد و کسی که برای خود ارزش قائل باشد خود را به زشتی ها آلوده نمی سازد؛ چرا که «من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه»؛« کسی که برای خودش ارزش قائل است خود را به واسطه گناه خوار نمی سازد.» مستدرک الوسائل، پیشین،ج۱۱، ص۳۳۹.
کرامت نفس محور و اساس اخلاق و تربیت اسلامی است و مهم ترین راه آن تکریم انسان در دوران کودکی است. یکی از مهم ترین نکات تربیتی که در تکریم شخصیت کودک باید مورد توجه قرار گیرد، جدی گرفتن احساسات کودک در هفت سال نخست زندگی است. http://www.pajoohe.com))

۲. انتظارات واقع بینانه ای از کودکانمان و خودمان داشته باشیم :

وقتی والدین توقعات زیاد و یا زودتر از زمان لازم از کودک خود داشته باشند و یا انتظار کامل بودن را از فرزندان خود داشته باشند، در آن صورت مشکلاتی بروز پیدا خواهد کرد. مثلاً والدینی که انتظار دارند کودکشان همیشه مودب و شاد بوده و با آنان همکاری کند خود را در معرض یاس و مشکل با فرزند خود قرار می دهند. از کودک خود انتظار نداشته باشید کامل باشد. همه کودکان اشتباه می کنند اما بیشتر اشتباهات عمدی نیستند، پس انتظار نداشته باشد که فرزندی بدون ایراد داشته باشید، بلکه توقعات خود را بر اساس توانایی کودک خود تنظیم کنید تا در تربیت او دچار مشکل نشوید. ( http://noorportal.net)

۳. پدرها و مادرها از خودتان مراقبت کنید
گاهی پدرها یا مادر ها در روند مراقبت از کودکشان نیازها و خواسته های اساسی خود را فراموش می کنند. وقتی نیازهای شخصی شما از نظر داشتن ارتباط با دوستان، تفریح، مطالعه و نیاز به تنها بودن در زمانهای خاص برآورده شود پدر یا مادر بودن آسان تر می گردد. والد خوب بودن بدین معنی نیست که کودک بر زندگی شما تسلط داشته باشد. اگر نیازهای شخصی شما به عنوان یک بزرگسال برآورده شود صبور بودن، ثبات داشتن و در دسترس کودک بودن برای شما آسان تر می شود .( http://noorportal.net)

۴. آماده کردن یک محیط امن و مورد علاقه
فراهم کردن محیطی امن برای کودکان کم سن موجب آرامش بیشتر شما در زمینه تربیت فرزندتان و جلوگیری از حوادث ناگوار خانگی می شود. با تغییر و جابجایی وسایل منزل به ویژه، وسایلی که می توانند به کودک صدمه بزنند، این امکان را به کودک می دهید، در طول روز با امنیت بیشتری سرگرم باشد و شما آسوده تر باشید. کودکان نیازمند یک محیط جذاب هستند که فرصت های لازم را برای جست و جو، کشف، تجربه و رشد مهارتهای آنها فراهم می آورد. خانه ای که پر از اشیا جالب توجه می باشد، کنجکاوی کودک، رشد زبان و توانایی های هوشی او را تحریک خواهد کرد. همچنین می تواند کودک را سرگرم و فعال نگاه داشته و احتمال بدرفتاری او را کاهش دهد.
کودکان به نظارت مناسب نیاز دارند، نظارت مناسب بدین معنی است که بدانید کودک کجاست و چه کاری انجام می دهد.(همان)

۵. تدریجی بودن: تغییر رفتار در کودک به صورت تدریجی صورت می گیرد، بنابراین توقع نداشته باشید یک شبه رفتاری که مد نظر شما ست در فرزندتان ایجاد گردد، بلکه این کار نیاز به برنامه ریزی، صبر و حوصله و به کار گیری روش های مختلف دارد.

۶. شناخت ویژگی های کودک:
برخی از بزرگتر ها گمان می کنند که کودک موجودی است با ویژگی های انسان بزرگسال که منتهی در اندازه های کوچک تر، به همین دلیل هیچ تفاوتی بین کودک و انسان بزگسال قائل نیستند. شناخت ویژگی های روانی کودک از اصول انکار ناپذیر تربیت کودک می باشد و تا زمانی که از ویژگی های کودک به صورت کامل اطلاع کامل وجود نداشته باشد نمی توان در تربیت او گام اساسی برداشت. در این زمینه مطالعه کتابهای روان شناسی رشد توصیه می شود.

۷. همه جانبه بودن. انسان کامل، انسان جامع الاطراف است، انسانی که در ابعاد گوناگون عقلانی ، اجتماعی ، عاطفی ، جسمانی و معنوی تربیت شده باشد. در تربیت کودک، باید افق دید خود را وسعت بخشیم و تک بعدی و گلخانه ای فکر نکنیم، چرا که در خارج از گلخانه پژمرده می شویم و از بین می رویم، بنابراین باید برنامه تربیتی خود را به گونه ای تنظیم کنیم که کودک در تمام زمینه ها به رشد کافی دست پیدا کند.

۸. درنظر گرفتن تفاوت های فردی: تفاوت های فردی و اختلاف و استعدادها و گوناگونی انسان ها از مسائل اساسی در تربیت است که بدون توجه به آن تربیت صحیح محقق نمی شود. این اصل می گوید وقتی ظرفیت ها، استعداد ها، قابلیت های افراد متفاوت است دیگر نمی توان نسخه ای واحد برای همه صادر کرد و از همه انتظار یکسان داشت بلکه باید به خاطر ظرفیت و استعداد هر فرد از او تکلیف خواست .کودکان از نظر وراثت ، نوع خانواده، نوع ارتباطات، وضع اقتصادی، توانایی ها و تجربیات ، متفاوت از یکدیگرند، بنابراین مقایسه دو کودک با هم از اشتباهات بزرگی است که والدین می توانند انجام دهند

۹. اصل محبت و استفاده از عواطف متربی
محبت نقش اساسی در طرز رفتار و سلوک انسان در زندگی دارد و آثار آن در یادآوری و تداعی اندیشه ها، بروز تمایلات و اعتقادات و همچنین در قلب و زبان و اندامهای دیگر ظاهر می گردد و می توان از صورت ابزاری نسبت به شیء مورد نظر جابجا شده و به هدف عالی تر یا پست تر منتقل گردید. نقش و اهمیت عواطف و انفعالات به حدی است که امام صادق در روایتی ایمان را منحصر در حب و بغض نموده است. طبق این اصل در جریان تربیت گاهی برای جلوگیری از اعمال ناشایست و یا انجام اعمال نیک باید از قدرت محبت به صورت بذل محبت یا حرمان محبت کمک گرفت و تغییر و تحولی که در نتیجه پیروی از این اصل در انسان به وجود می آید بسیار ژرف و بنیادی است.( http://www.bsharat.com)

۱۰. اصل عزت
مقصود از اصل عزت آن است که باید کودک را عزیز دانست و مایه های عزت نفس را فراهم آورد. یکی از صفات خداوند «رب العزه» است این صفت نشانگر آن است که خداوند هم مالک و صاحب عزت و هم تدبیر گر عزت است. در اسلام شرافت و کرامت از حیثیات ذاتی انسان و از حقوق طبیعی او است که چون حق حیات در همه حال با او است و نباید از وی سلب شود اما همه انسانها عزتمند نیستند از میان آنان تنها کسانی که در پرتوی عقل به تقوا و ایمان راه می یابند از عزت بهره برده اند. چنانچه مربی بتواند با راهکارهای عملی غزت نفس متربی را افزایش دهد، خود متربی به صورت خودکار به سمت کارها و اعمال پسندیده سوق پیدا می کند.(همان)

۱۱. اصل حریت
از آنجایی که انسان اراده و اختیار دارد در انتخاب امور گوناگون آزاد است در تربیت نیز باید به این اصل توجه داشت و نمیتوان فرد را با اجبار و اکراه تربیت کرد. اساساً تربیت با میل و خواست متربی است نه با زور و تهدید. بنابراین باید خود فرد بخواهد و میل همراهی در تربیت در او ایجاد شود، که اگر همه عوامل فراهم شود مادامی که فرد رغبت و انگیزه نداشته باشد و با تربیت همگام نشود، تربیت در او محقق نخواهد شد.(همان) البته در برخی موارد در تربیت کودک استفاده از اجبار لازم است اما به هیچ عنوان مجبور ساختن کودک روشی همیشگی محسوب نمی شود و مربی باید برنامه تربیتی خود را به گونه ای تنظیم کند که رفته رفته از میزان اجبار کاسته شود و خود کودک با خواست و اراده خود اهداف تربیتی را انجام دهد.

برای مطالعه بیشتر به این دو کتاب مراجعه فرمایید.
۱. کتاب نظام تربیتی اسلام نوشته حاجی ده آبادی از انتشارات مرکز جهانی
۲. کتاب روش های تربیتی اسلام نوشته دکتر محمد داوودی از انتشارات پژوهشکده حوزه و دانشگاه

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.