اضطرار به امام زمان ۱۳۹۹/۰۱/۲۰ - ۲۸۹ بازدید

چگونه به حضرت مهدی احساس اضطرار داشته باشیم؟


احساس اضطرار و نیاز به امام زمان، یکی از مهم‌ترین وسایلی است که سبب نزدیک‌ شدن ظهور می‌شود. خداوند متعال در سوره نمل آیه ۶۲ می‌فرمایند: « أَمَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ قَلیلاً ما تَذَکَّرُونَ: آیا بتهائی که معبود شما هستند بهترند ،یا کسی که دعای مضطر را اجابت می کند وگرفتاری را بر طرف می سازد،وشما را خلفای زمین قرار می دهد،آیا معبودی با خداست؟!کمتر متذکر می شوید. در آن هنگام که تمام درهاى عالم اسباب به روى انسان بسته مى شود و کارد به استخوانش مى رسد، و از هر نظر درمانده و مضطر مى گردد، تنها کسى که مى تواند قفل مشکلات را بگشاید، و بن بستها را بر طرف سازد، و نور امید در دلها بپاشد، و درهاى رحمت به روى انسانها درمانده بگشاید، تنها ذات پاک او است و نه غیر او. از آنجا که این واقعیت به عنوان یک احساس فطرى در درون جان همه انسانها است، بت پرستان نیز به هنگامى که در میان امواج خروشان دریا گرفتار مى شوند تمام معبودهاى خود را فراموش کرده، دست به دامن لطف اللَّه مى زنند همانگونه که قرآن مى گوید: فَإِذا رَکِبُوا فِی الْفُلْکِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ: هنگامى که سوار کشتى مى شوند خدا را مى خوانند در حالى که پرستش را مخصوص او مى دانند. (عنکبوت- ۶۵). سپس مى افزاید: «نه تنها مشکلات و ناراحتیها را بر طرف مى سازد بلکه شما را خلفاى زمین قرار مى دهد (وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ) آیا با اینهمه معبودى با خدا است؟ (أَ إِلهٌ مَعَ اللَّهِ). ولى شما کمتر متذکر مى شوید و از این دلائل روشن پند و اندرز نمى گیرید.
حال باید ببینیم مضطرى که دعاى او به اجابت مى رسد کیست؟ گرچه خداوند دعاى همه را- هر گاه شرائطش جمع باشد- اجابت مى کند ولى در آیات فوق مخصوصا روى عنوان مضطر تکیه شده است، به این دلیل که یکى از شرائط اجابت دعا آن است که انسان چشم از عالم اسباب بکلى برگیرد و تمام قلب و روحش را در اختیار خدا قرار دهد، همه چیز را از آن او بداند و حل هر مشکلى را به دست او ببیند، و این درک و دید در حال اضطرار دست مى دهد. درست است که عالم، عالم اسباب است، و مؤمن نهایت تلاش و کوشش خود را در این زمینه به کار مى گیرد ولى هرگز در جهان اسباب گم نمى شود، همه را از برکت ذات پاک او مى بیند دیده اى نافذ و سبب سوراخ کن دارد که اسباب را از بیخ و بن بر مى کند و در پشت حجاب اسباب ذات مسبب الاسباب را مى بیند و همه چیز را از او مى خواهد. آرى اگر انسان به این مرحله برسد مهمترین شرط اجابت دعا را فراهم ساخته است.
جالب اینکه در بعضى از روایات این آیه تفسیر به قیام حضرت مهدى- صلوات اللَّه و سلامه علیه- شده. در روایتى از امام باقر مى خوانیم که فرمود: به خدا سوگند گویا من مهدى ع را مى بینم که پشت به حجر الاسود زده و خدا را به حق خود مى خواند ... سپس فرمود: به خدا سوگند مضطر در کتاب‌اللَّه در آیه أَمَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ ... او است.
در حدیث دیگرى از امام صادق (ع) چنین آمده: این آیه در مورد مهدى از آل محمد (ع) نازل شده، به خدا سوگند مضطر او است، هنگامى که در مقام ابراهیم دو رکعت نماز بجا مى آورد و دست به درگاه خداوند متعال بر مى دارد دعاى او را اجابت مى کند، ناراحتى ها را بر طرف مى سازد، و او را خلیفه روى زمین قرار مى دهد بدون شک منظور از این تفسیر- همانگونه که نظائر آن را فراوان دیده ایم- منحصر ساختن مفهوم آیه به وجود مبارک مهدى (عج) نیست، بلکه آیه مفهوم گسترده اى دارد که یکى از مصداقهاى روشن آن وجود مهدى (علیه‌اسلام) است که در آن زمان که همه جا را فساد گرفته باشد، درها بسته شده، کارد به استخوان رسیده، بشریت در بن بست سختى قرار گرفته، و حالت اضطرار در کل عالم نمایان است در آن هنگام در مقدس ترین نقطه روى زمین دست به دعا برمى دارد و تقاضاى کشف سوء مى کند و خداوند این دعا را سرآغاز انقلاب مقدس جهانى او قرار مى دهد و به مصداق وَ یَجْعَلُکُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ او و یارانش را خلفاى روى زمین مى کند. (برگرفته از تفسیر نمونه، ج ۱۵، ص: ۵۱۸-۵۲۲)
امام صادق (علیه السلام) : قائم (عج) هرگاه ظهور کند، وارد مسجد الحرام شود ورو به کعبه بایستد وپشت به مقام ابراهیم کند ودو رکعت نماز گزارد، ... سپس دو دست خود را به آسمان بر می دارد وچندان دعا وتضرّع می کند تا اینکه به رو در می افتد واین است معنای سخن خداوند عزّ وجلّ که : «أمّن یجیب المضطرّ اذا دعاه ویکشف السوء ...». (میزان الحکمه، ج۱۱، صفحه ۲۱۳ )
از امام صادق (علیه السّلام) روایت شده که وقتى آیه: «امَّنْ یُجِیبُ الْمُضْطَرَّ اذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ »را تلاوت فرمود، از حضرت سؤال شد چرا ما دعا مى کنیم و دعایمان مستجاب نمى شود؟ حضرت فرمود: چون شما کسى را مى خوانید که او را نمى شناسید و چیزى مى خواهید که آن را درک نمى کنید. (ترجمه اخلاق مرحوم شبر، ص۱۰۷) بر این اساس در مسائل مهدویت، تحقق ظهور و آمدن حضرت، مهمترین مسئله اضطرار به حجت است. اضطرار چیزی فراتر از نیاز و احتیاج است. انسان احتیاجاتی دارد. مثلا شما به دارویی نیاز دارید که اگر آنرا نداشته باشید، می توانید مشابه آنرا پیدا کند. در این حالت شما مضطر نشده اید و چاره ای دارید. مضطر کسی است که یک راه دارد و راه دیگری ندارد یا یک درمان دارویی داشته باشد و جانشینی برای آن نداشته باشد. چیزی که کارگشا است و در بحث مهدویت کلید است. و باید به آن سمت برویم، این است که مضطر ،بیچاره و دردمند حضرت بشویم. بگونه های که راه دیگری نداشته باشیم. یعنی درمان منحصر در ظهور حضرت باشد. این نقطه فراتر از معرفت به حضرت و اثبات امام زمان (عج)است. ممکن است که ما معرفت به حضرت داشته باشیم و امام را اثبات بکنیم و منتظر حضرت باشیم ولی مضطر نباشیم. تا ما به اضطرار نرسیم به درمان نمی رسیم.
تا ما نسبت به حضرت معرفت نداشته باشیم دردمند و مضطر حضرت نمی شویم. پس اول باید معرفت باشد تا اضطرار باشد. نکته ی کلیدی که باعث فرج می شود فقط معرفت نیست. آیا معرفت کافی است ؟معرفت های عقلی ،علمی و باورهای قلبی کافی نیست ،انتظارکافی نیست بااینکه همه ی اینها لازم است ولی کافی نیست. مگر اینکه اینها ما را به دردمندی و اضطرار برساند. او گشایش است. اگر درد درحد اضطرار بوجود بیاید، قطعا درمان وجود دارد. اگر این درد در ما بوجود بیاید، از صد تا درمان بهتر است. اگر درد در ما بوجود بیاید شفا وجود دارد.. این درد خودش درمان است. معرفت به امام زمان(عج) مقدمه ی ضروری است و هیچ چیزی جای آنرا پر نمی کند. انسان باید بفهمد که تنها درمان دردهای دین ،دنیا و آخرتش امام زمان(عج) است. باید دردمند او بشویم. من باید درد او را داشته باشم ،بدانم که او دوای درد من است. برای رسیدن به امام زمان(عج) باید امام را بشناسم. که این مقدمه است ولی درنهایت ما باید دردمند امام بشویم تا فرج رخ بده، یا فرج شخصی برای شخصی که دردمند شده یا فرج عمومی برای جامعه ای که دردمند او شده. پس ما باید دنبال اضطرار بگردیم و اضطرار باید چشم انداز ما باشد. ممکن است که ما خواص فیزیکی و شیمیایی آب را بدانیم ولی در ما حرکتی بوجود نمی آید که آن آب را بخوریم. زیرا نیازی در ما نیست. تا عطش نباشد حرکتی ایجاد نمی شود. ما یقین به حجت داریم ولی این یقین حرکتی در ما ایجاد نکرده است. در سوره نمل آیه ۱۵ داریم که حضرت موسی معجزاتی را برای فرعونیان نشان داد و همه می دانستند که این معجزات سِحر نیست و یقین داشتند ولی با این وجود جلوی حضرت موسی ایستادند. قرآن می فرماید :در عین حالیکه به معجزات یقین داشتند کفر ورزیدند. امام صادق(ع) در ذیل این آیات می فرماید: کفر ورزیدن آنها با وجود معرفت بود. یعنی با وجود اینکه یقین و معرفت داشتند، اما این معرفت به دردشان نخورد چون آنها احساس نیازی نسبت به خدای حضرت موسی نداشتند که تسلیم بشوند. پس اگر اضطرار در انسان بوجود نیاید حتی یقین و شهود باعث حرکتی در او نمی شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.