اطاعت از زن در روایات ۱۳۹۶/۱۱/۰۳ - ۶۰۰ بازدید

منظور از اینکه پیامبر اسلام(ص) در نصیحت های خود به حضرت علی(ع) فرموده اند که اطاعت زن موجب پشیمانی است و همچنین فرموده اند که اگر شومی و نامبارکی در چیزی باشد در زبان زن است. تفسیر این گفته ها را بفرمائید که بعضی از افراد از این جمله ها سوء استفاده نکنند.

چنین تشبیهاتی به هیچ وجه دلالت بر تحقیر وپایین آوردن مقام وحیثیت ارزشی زن نسبت به مرد ندارد در غیر این صورت :اولا؛ با مفاد قطعی آیات وروایات وآموزه های دینی مبنی بر تساوی منشاء آفرینش وحقوق ولوازم تعالی وکرامت انسان که در آیات متعددی از قرآن به صراحت بیان شده منافات دارد ثانیا ؛ بسیاری از زنان پارسا و معصوم در طول تاریخ وجود دارند که مطمئنا بری از چنین برداشت هایی هستند.بحث از اطاعت زن و نامبارکی زبان زن بایستی به طور مجزا تبیین گردد.

اطاعت از زن:


در مورد مشورت و اطاعت از زن روایات متعددی آمده که ظاهرا از چنین کاری نهی می کند. این مطلب نیاز به تبیین دارد چرا که در جاهای متعددی از قرآن کریم و روایات اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین بدون در نظر گرفتن جنسیت تاکید و سفارش به مشورت با اهل خبره و دیگران شده است و ممکن است در بعضی موارد زنان از خبرویت بیشتری نسبت به مردان برخوردار باشند از طرفی حکمت مشورت، پیدا کردن بهترین و معقولانه ترین راه برای حل مشکل است و در این مسیر زن و یا مرد هر کدام بتوانند بهترین راه را به انسان نشان دهند از نظر عقلانی باید تبعیت شوند.
با این بیان به این نتیجه می رسیم که قطعا خصوصیتی ممکن است در برخی از زن ها (زن های تابع هوا و هوس )و یا در مشورت در بعضی از موضوعات(مانند مسایل مربوط به جنگ و جهاد) باشد که از مشورت و متابعت با زنان در آن موضوعات نهی شده است . همان طور که اغلب این روایات در نکوهش از مشورت با زن در مورد زن خاصی یا در موقعیت خاصی مانند جنگ جمل صادر شده است.
پس می توان ادعا کرد چنین تعبیر هایی به لحاظ غلبه خارجی موضوع در زمان بیان آن است. یعنی در آن زمان این صنف گرانقدر (یعنی زنان) از تعلیم و تربیت کامل و یا حضور در اجتماع و مناسبات اجتماعی محروم بوده‌اند در صورتی که اگر شرایط درست برای فراگیری آنها در صحنه تعلیم و تربیت و اجتماع فراهم شود اگر غلبه بر عکس نشود لااقل غلبه با مردان نخواهد بود تا منشاء نکوهش گردد. یعنی اگر زنان در پرتو تعلیم صحیح و تربیت وزین پرورش یابند و چون مردان بیندیشند و چون رجال تعقل و تدبر داشته باشند تمایزی از این جهت با مردها ندارند و اگر گاهی تفاوت یافت شد، همانند تفاوتی است که در این مورد بین خود مردها نیز مشهود است.
مثلاً اگر زنان مستعد به حوزه‌ها و دانشگاه‌های علمی راه یابند و همانند مردان به فراگیری علوم بپردازند و در دروس مشترک آگاهی کامل یابند دیگر نمی‌توان گفت روایاتی که در نکوهش زنان آمده و احادیثی که در پرهیز از مشورت با آنها وارد شده و ادله‌ای که در نارسایی عقول آنان رسیده اطلاق دارد و هیچ‌گونه استثنایی نسبت به زنان دانشمند و محقق ندارد بلکه قطعاً اینگونه زنان، مستثنا خواهند بود و در این زمینه تمایزی با مردها ندارند.(زن در آیینه جمال و جلال، ص37ـ36)
نکته دیگر که اشاره به آن ضروری است این مطلب است : همان طور که می دانیم زنان و مردان در نوع هوشیاری با هم متفاوت هستند. مردان، هوشیاری با دید متمرکز دارند و زنان هوشیاری با حواس و دید باز. همین مسأله در نوع قضاوت مرد و زن تأثیر می گذارد. مردان در صدور رأی تمام جوانب مخفی را می بینند اما خانم ها به اشد مجازات فکر می کنند، زیرا همان گونه که در ابراز محبت سریع هستند در اعمال خشم هم شدید هستند. زنان از هر 100 محرکه 90 محرکه را درک می کنند و ذهن آنها معمولاً شلوغ تر از مردان است و از این رو در تصمیم گیری ها با هم متفاوت هستند. (روان شناس زن و مرد، دکتر محمد مجد، ص 101 و 97). این متمرکز بودن مردان و گسترده نگری زنان در تصمیم گیری های آنها نقش زیادی دارد. زنان برای حل مشکل چندین راه حل را پیدا می کنند لذا قدرت تمرکز در یک راهکار و تصمیم گیری را ندارند. نکته دیگر این است که زنان همیشه خواهان برقراری ارتباط هستند. از این رو تمایل دارند تا دیگران را در تصمیم گیریهای خویش شرکت دهند و چون سلیقه های افراد گوناگون است روند انتخاب و تصمیم گیری زنان نسبت به مردان که محور تصمیم گیری های آنها، خودشان و قدرت تعقل آنهاست، کندتر خواهد بود.
روان شناسان می گویند: مردان در ابتدا خودشان تصمیم می گیرند و بعد آماده هستند که بر مبنای اطلاعات دیگران تصمیم خویش را تغییر دهند، اما زنان با دخالت دادن دیگران در تصمیم گیریها و در نظر گرفتن تمام سلیقه ها و خواسته های افراد خانواده تصمیم می گیرند و سعی می کنند در تصمیم گیری های خود، نظر همه را تا حدی تأمین کنند.
جان گری روان شناس مشهور در« کتاب زنان مردان، روابط، جان گری ص 140» می گوید: «مرد ابتدا هدف را پیدا می کند، بعد حرف می زند و زن حرف می زند و بعد هدف را پیدا می کند». بنابراین امیرالمؤمنین (ع) در این فراز از نامه 31 نهج البلاغه در صدد نکوهش زنان و ایراد نقص به آنان نیستند بلکه می خواهند زنان و مردان را توجه دهند به این که این دو جنس با توجه به ساختار آفرینششان متفاوتند و آگاهی از تفاوت های زن و مرد در نوع تصمیم گیری ها چه در عرصه خانواده و چه در سطح کلان آن یعنی اجتماع، باعث مرزبندی توقعات می شود و در سایه این آگاهی ها زنان و مردان سعی می کنند به یکدیگر فرصت داده و زمینه را برای تصمیم گیری صحیح و عقلانی فراهم سازند.
بنابراین حضرت علی (ع) تفاوت های زن و مرد در تصمیم گیری را با بینشی هوشمندانه بیان فرموده اند:«ایاک و مشاورة النساء فان رأیهن الی افن، و عزمهنّ الی وهن» از مشورت با زنان بپرهیز که رأی آنان زود سست می شود و تصمیم آنان ناپایدار است .
ناپایداری و سستی در تصمیم گیری زنان از یک سو به علت تأثیر عواطف و احساسات بر آنان و از سوی دیگر همان گونه که بیان شد برخاسته از دید گسترده و باز (غیر متمرکز) آنهاست. و «وهن در عزم» ممکن است اشاره به کندی در تصمیم گیری آنها باشد که معمولاً به خاطر دخالت دادن دیگران در تصمیم‌گیری‌هاست. با این توضیح روشن می‌شود که ممکن است دلیل عمده منع مشورت با زنان از سوی معصومین (ع) و بزرگان، این باشد که مردم علاوه بر این که در تصمیم‌گیری‌های خویش نباید عواطف و احساسات خودشان را در قلمرو عقل و قضاوت های خود دخالت دهند، بلکه باید از نفوذ و دخالت عواطف و احساسات زنان نیز ممانعت نمایند.
اما با همه این حرفها از این نکته نباید غافل بود که پرهیز از مشاوره با زنان به همه اصناف آنان بر نمی گردد. بلکه زنانی که به کمال عقلانی رسیده اند از این قاعده مستثنی هستند. چنان که حضرت علی (ع) می فرماید: «ایاک و مشاورة النساء الّا من جربت بکمال عقل»; اصول کافی، شیخ کلینی، ج 5 ص 329. از مشورت با زنان بپرهیزید مگر زنانی که کمال عقل آنان آزمایش شده است.
ز این حدیث شریف این نکته مهم فهمیده می شود که حضرت در نامه 31 و نیز در خطبه ای که زنان را ناقص العقل می داند، در صدد سرزنش و معیوب دانستن آنان نیست بلکه در صدد بیان اوصاف طبیعی زنان است و اگر نقصان عقل و ناپایداری تصمیمات زنان در سرشت و نهاد آنهابود، با این کمال عقل که در حدیث فوق آمد، منافات خواهد داشت، بنابراین حالت طبیعی زنان چنین است؛ اما زنانی هستند که می توانند عقل خویش را شکوفا کرده و تصمیمات پایدار و جدی بگیرند.
از این رو همه زنان و به خصوص زنان تحصیلکرده با آگاهی از این تفاوت ها و شناخت حالات طبیعی خویش می توانند قوه تعقل خویش را تقویت و عواطف و احساسات خویش را مهار نمایند و در تصمیم گیری ها پا به پای مردان پیش روند. لذا رفتار عملی حضرت علی (ع) نیز بیان گر همین موضوع است که آن حضرت بارها حضرت زهرا(س) را مورد مشورت قرار می دادند و یا امام حسین (ع) در واقعه کربلا از حضرت زینب (س) نظرخواهی می کردند.
بنابراین زنان هم می توانند به کمال عقل دست یابند و تصمیماتی جدی و عقلانی بگیرند. در پایان شایان ذکر است که امیر المؤمنین تنها مشورت با زنان را منع نکرده است بلکه با کسانی دیگر را هم منع کرده است که از مجموع سخنان (ع) و دیگر معصومین می توان فهمید مشورت با افراد ترسو، بخیل، حریص، ضعیف الایمان، ضعیف العقل و...ممنوع است. و در این جهت فرقی بین زن و مرد نیست و اساساً جنسیت دخالتی در آن ندارد. بنابراین مهم ترین هدف مشورت، یافتن بهترین گزینه و شیوه های اجرایی است. لذا شخصی که مورد مشورت قرار می گیرد باید شرایط و ویژگی هایی داشته باشد که بتواند به دور از هر شائبه ای بهترین راه را توصیه و پیشنهاد نماید از این رو داشتن شرایط لازم و در نظر گرفتن آنها به هنگام مشورت امری لازم و ضروری است.

زبان زن :


«المراة عقرب حلوة اللسبه» یعنی زن مثل عقرب که نیشش شیرین و زهرآگین است».همین تعبیر در مورد دنیا هم آمده است . حضرت امیر المومنین علی علیه السلام در جایی دیگر از نهج البلاغه دنیا را به زن زیبا تمثیل می کند که اهل دنیا را خام خود نموده است.و در جایی دیگر همین دنیا را به مار افسونگر خوش خط و خال که سمی زهرآگین دارد تشبیه کرده است.«مثل الدّنیا کمثل الحیّة لیّن مسّها و السّم القاتل فى جوفها یهوى الیها الغرّ الجاهل و یحذرها اللّبیب العاقل.؛مثال دنیا مثال مارى است که (ظاهر آن و) دست مالیدن آن نرم است، ولى زهر کشنده در درون دارد، آدم فریب خورده نادان به سویش علاقه مند شود، و انسان زیرک عاقل از آن دورى و پرهیز کند.»[1].« یا دنیا یا دنیا الیک عنّى، ابى تعرّضت أم الىّ تشوّقت، لا حان حینک، غرّى غیرى لا حاجة لى فیک قد طلّقتک ثلاثا لا رجعة لى فیها، فعیشک قصیر و خطرک یسیر و أملک حقیر، آه من قلّة الزّاد و طول الطّریق و بعد السّفر و عظم المورد.؛ اى دنیا اى دنیا از من دور شو (و فاصله بگیر) آیا خود را به من عرضه مى کنى یا مى خواهى مرا به شوق آورى هرگز آن زمان فرا نرسد دیگرى را فریب ده، مرا در تو نیازى نیست، من تو را سه طلاقه کرده ام که در آن رجوعى نیست، زندگى تو کوتاه، موقعیّت تو اندک، و آرزوى تو کوچک و پست، آه از کمى توشه و طولانى بودن راه، و دورى سفر.[2]»
تعبیر به شومی زن هم به جهت خاصی از ویژگی بعضی زنان اشاره دارد.زن به واسطه خلقت زیبا و جذابش اگر با تقوا و عفت همراه نباشد مانند دنیا فریبنده و جذاب است و با زبان شیرین و مسحور کننده خویش شومی و هلاکت را برای مردان سست ایمان به ارمغان می آورد.

حال جای این سئوال است که وجه این تشبیه چیست؟!


امیرالمؤمنین (ع) که زن را ریحانه(گل خوشبو) می داند قطعاً در صدد نکوهش زنان نیست بلکه این جمله در واقع هشداری است به زنان و مردان که مراقب رفتارهای خویش باشند. خداوند متعال جمال و کشش خاصی را در زن قرار داده است و این جذبه از همان زمان آغازین خلقت آدم و حوّا بوده است. چنان که در روایات هم وارد شده است که وقتی خداوند حوا را پس از آدم آفرید و چشم آدم به این زن افتاد آن چنان جمالی در او دید که گفت: خدایا این مخلوق زیبا کیست؟ و من می خواهم با او مأنوس و هم صحبت باشم و زمانی که صدای حوا را شنید به حوا گفت چقدر خلقت تو زیباست! بنابراین خداوند متعال جمال و کشش خاصی را در درون زن قرار داده است که این کشش باعث می شود مردان در خودشان گرایش زاید الوصفی نسبت به زنان احساس نمایند. طبیعی است که این گرایش زیاد و این دلربایی ممکن است مرد و حتی خود زن و جامعه را از اهداف اصلی اش دور ساخته و او را به گناه بکشاند. از این رو امیرالمؤمنین (ع) دقتی که به این موضوع داشته اند خواسته اند با این جمله حکیمانه مردان را از عواقب سوء گرایش های غیر منطقی نسبت به زنان آگاه سازند. یعنی اگر چه زن، شاهکار خلقت است و جذبه ها و جمال های دل ربایی دارد اما غرق شدن در این امور و معطوف شدن توجه دائمی به ان مانند سم کشنده ای است که انسان را از پا در می آورد و موجبات هلاکت او را فراهم می سازد و شاید از همین روست که گفته شده است «من تعود أفخاذ النساء لم یفلح»[3] اگر کسی معتاد به زن شود و همه روزگارش با زن و کامجویی از او سپری شود به فلاح و رستگاری نخواهد رسید. پس همان طور که ملاحظه می شود امیر المؤمنین(ع) نخواسته اند به زنان توهین نمایند بلکه خواسته اند مردان را نسبت به عواقب سوء زن پرستی آگاه سازند.
همان طور که گفته شد امیر المؤمنین(ع) درباره دنیا نیز بیانی مشابه با همین تعبیر دارد: «فانما مثل الدنیا مثل الحیة، لین مسها قاتل سمها» یعنی دنیا مثل آن مار خوش رنگی است که رنگش زیبا، پوست آن بسیار نرم است اما درون آن سم کشنده ای است. آیا این سخن حضرت امیر (ع) مذمت دنیاست؟ دنیایی که همه پیامبران، اولیاء، حکیمان، عارفان، صالحان و شهیدان در آن به کمال رسیده اند؟! دنیایی که مظهر حق و محل تجارت اولیای الهی و سجده‌گاه دوستان خدا تلقی شده است؟ بدیهی است که علی (ع) در مقام مذمت دنیا نیست بلکه در صدد مذمت جذب دنیا شدن و گرفتار آمدن در زرق و برق آن است و یا اینکه وقتی می گویند: اتومبیل خطرناک است نه این که اتومبیل چیز بدی است بلکه منظور این است که راننده را توجه داده تا از آن به نحو عاقلانه استفاده نماید.
زن زبان گزنده ای دارد،اگر غضب کند ،حالت گزنده گی او بیشتر می شود،ایراد می گیرد ،پرخاش می کند ولی گزندگی او شیرین است وباید با مهارت تحمل کرد تا تبدیل به تلخی نشود،زن زود رنج وحساس است اگر چیزی گفت نباید زود عکس العمل نشان داد.در هر صورت این بیان ویژگیهای زن است ودر صدد تحقیر نیست بلکه تبیین خصوصیات اوست تا طرفت را بشناسی وبا این ویژگیها با او تعامل داشته باشی.این خصوصیات با تربیت وهدایت مهار می شود،وبا توجه به بعضی روایات دیگر که وقتی زنها پیر شدند خیرات آنها از بین می رود وزبان تیز پیدا می کنند بحارالانوار،ج103ص227 ح24 معلوم می شود،این ویژگی قابل تغییر است وهمه اینطور نیستند،ذات زن این است مگر با تربیت دینی این جهت مسیر خوبی پیدا کند وحدّت زبان آنها کنترل شود.یعنی امکان هدایت هست.
پیش نویس:
[1] . ترجمه غررمحلاتى.ج 1 . ص 403 .[2] . همان . ج 2 ص 198.[3] . شهید ثانی، منیة المرید، ص228 (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، کد: 1/100106523)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.