نسخه آزمایشی

اعتقاد به مصلح جهانی در سایر ادیان ۱۳۹۵/۵/۷ - ۱۳۸۶ بازدید

اعتقاد به مصلح جهانی در سایر ادیان


آیا
اعتقاد به وجود مصلح جهانى، مخصوص مسلمانان است یا اینکه ادیان دیگر نیز به آن
اعتقاد دارند؟

بر اساس
مطالعات و بررسى&#۸۲۰۲;هاى صورت گرفته در متون دینى مذاهب مختلف و باورها و اعتقادات
اقوام و ملل جهان، اعتقاد به ظهور «منجى و مصلح جهانى» و باورداشت آینده&#۸۲۰۲;اى روشن و
مطلوب، عقیده&#۸۲۰۲;اى عمومى و فراگیر است و اختصاص به یک یا دو مذهب ندارد.

تمامى
ادیان ابراهیمى و بیشتر مذاهب موجود، معتقد و منتظر آمدن «نجات دهنده&#۸۲۰۲;اى» در واپسین
دوره از تاریخ هستند که در آن عصر طلایى، جامعه جهانى، آکنده از صلح و صفا، معنویت
و نورانیت و قسط و عدالت خواهد بود. کاستى&#۸۲۰۲;ها و دشوارى&#۸۲۰۲;ها، زدوده شده و رذایل و
ناراستى&#۸۲۰۲;ها از بین خواهد رفت. انسان&#۸۲۰۲;ها به مراحل بالاى کمال و تعالى معنوى و مادى
دست یافته، از نعمت و برکات بى&#۸۲۰۲;شمار بهره&#۸۲۰۲;مند خواهند شد. مسئله عقیده به ظهور یک
رهبر الهى و آمدن نجات دهنده&#۸۲۰۲;اى در آخرالزمان، به قدرى اصیل و ریشه&#۸۲۰۲;دار است که در
اعماق دل ملّت&#۸۲۰۲;ها و پیروان همه ادیان الهى و تمام اقوام و ملل جهان جا گرفته است تا
جایى که در طول تاریخ بشریت، انسان&#۸۲۰۲;ها در فراز و نشیب&#۸۲۰۲;هاى زندگى، با یادآورى ظهور
چنین رهبر مقتدرى، پیوسته خود را از یأس و ناامیدى دور کرده و در انتظار ظهور «مصلح
موعود جهانى» در پایان جهان، لحظه شمارى مى&#۸۲۰۲;کنند.

نام&#۸۲۰۲;هاى
موعود در بعضى از کتاب&#۸۲۰۲;هاى ادیان و ملل مختلف چنین است :

۱.
«صاحب»، در صحف ابراهیم ؛

۲.
«قائم»، در زبور سیزدهم ؛

۳. «قید
مو»، در تورات به لغت ترکوم ؛

۴.
«ماشیح» (مهدى بزرگ)، در تورات عبرانى ؛

۵.
«مهمید آخر»، در انجیل ؛

۶. «سروش
ایزد»، در زمزم زرتشت ؛

۷.
«بهرام»، در ابستاق زند و پازند ؛

۸. «بنده
یزدان»، در زند و پازند ؛

۹. «لند
بطاوا»، در هزارنامه هندیان ؛

۱۰.
«خوراند» در جاویدان ؛

۱۱.
«خجسته» (احمد)، در کندرال فرنگیان ؛

۱۲.
«خسرو» در کتاب مجوس ؛

۱۳.
«پرویز»، در کتاب برزین آذر فارسیاب ؛

۱۴.
«فردوس اکبر»، در کتاب قبروس رومیان ؛

۱۵.
«کلمه&#۸۲۰۲;الحق»، در صحیفه آسمانى ؛

۱۶.
«صمصام الاکبر»، در کتاب کندرال ؛

۱۷.
«بقیة اللّه&#۸۲۰۲;»، در کتاب دوهر ؛

۱۸.
«قاطع»، در کتاب قنطره ؛

۱۹.
«سوشیانس»، در کتاب زند و هومومن یس (زرتشتیان) ؛

۲۰.
«منصور» در کتاب دید براهمه ؛

۲۱.
«ایستاده» (قائم)، در کتاب شاکمونى ؛

۲۲.
«ویشنو»، در کتاب ریگ ودا ؛

۲۳.
«فرخنده» (محمد)، در کتاب وشن جوک ؛

۲۴.
«راهنما» (هادى و مهدى)، در کتاب پاتیکل ؛

۲۵. «پسر
انسان»، در عهد جدید (اناجیل) و...[۱].

البته
اعتقاد به وجود «منجى موعود» (مهدویت) یک عقیده اصیل اسلامى است که ریشه قرآنى دارد
و احادیث متواترى - به ویژه در منابع معتبر روایى شیعه - درباره آن وارد شده است.

به عبارت
دقیق&#۸۲۰۲;تر این باورداشت در بین اسلام و مذهب شیعه، ملموس&#۸۲۰۲;تر، یقینى&#۸۲۰۲;تر و روشن&#۸۲۰۲;تر است
و یکى از ارکان مهم اعتقادى آن به شمار مى&#۸۲۰۲;رود. با این حال این حقیقت معهود و
اندیشه اصیل، ریشه در کهن&#۸۲۰۲;ترین آموزه&#۸۲۰۲;هاى آسمانى و فرهنگ&#۸۲۰۲;هاى بشرى دارد.

فوتوریسم
(آینده&#۸۲۰۲;گرایى):

توجّه
ویژه به آینده و چشمداشت تغییر و تحوّلى ژرف در آتیه، با تعابیر و اصطلاحات مختلفى
- چون فوتوریسم و فلسفه تاریخ - تبیین شده است. «فوتوریسم» (Futurism)
؛ یعنى، اعتقاد به دوره آخرالزمان و انتظار ظهور منجى غیبى و مصلح جهانى و بزرگ...
.


 فوتوریسم عقیده&#۸۲۰۲;اى است که در کیش&#۸۲۰۲;هاى آسمانى : زوراستر یانسیم (مذهب زرتشت)،
جودائیسم (مذهب یهود) و سه مذهب عمده مسیحیت (کاتولیک، پروتستان و ارتودوکس) و به
طور کلى در میان مدعیان نبوّت، به مثابه یک اصل مسلّم قبول شده و همگى بالاتفاق،
بشارت ظهور همچو مصلحى را داده&#۸۲۰۲;اند. در این راستا دو مذهب عمده اسلام - تشیّع و
تسنّن - هم در ظهور یک «مهدى» در دوران واپسین زمان اتفاق نظر دارند[۲].

بر این
اساس فوتوریسم، یکى از مسائلى است که در بحث&#۸۲۰۲;هاى تئولوژیک تمام مذاهب آسمانى،
درباره آن گفت و گو شده است.


«دارمستتر» طى کنفرانسى مى&#۸۲۰۲;گوید : «مى&#۸۲۰۲;دانید که محمد[ص] چگونه شریعت خود را بنیان
نهاد؟ وقتى که او ظهور کرد، در عربستان علاوه بر شرک ملى باستانى، سه دیانت بیگانه
موجود بود (آیین یهود، دیانت عیسوى و کیش زرتشت)...  .

نکته
مشترکى که در این سه دیانت یافت مى&#۸۲۰۲;شد، عبارت بود از: اعتقاد به یک وجود فوق
الطبیعه که بایستى در آخرالزمان ظهور کند و نظم و عدالت را به جهان باز آرد و مقدمه
خلود و سعادت دائم انسان را فراهم سازد...»[۳].

بشاراتى
که در این باره در کتاب&#۸۲۰۲;هاى آسمانى مقدس و کتب مدعیان نبوت وارد شده، بى&#۸۲۰۲;شمار است ؛
از جمله : زبور، زند، حکى، صفیناه، اشعیاء، شاکمونى (هندو)، انجیل متى، دید و
پاتکیل (هند)، جاماسب، انجیل یوحنا، دانیال و...  .

در اینجا
به بعضى از این باورها و اعتقادات اشاره مى&#۸۲۰۲;شود :

۱. در
کتاب معروف زند، آمده است : «پس از پیروزى ایزدان و برانداختن تبار اهریمنان، عالم
کیهان به سعادت اصلى خود رسیده، آدمیان بر تخت نیک بختى خواهند نشست».

۲. در
کتاب جاماسب نامه از زرتشت نقل مى&#۸۲۰۲;کند : «مردى بیرون آید از زمین تازیان... مردى
بزرگ سر و بزرگ تن و بزرگ ساق و بر آیین نیاى خویش و با سپاه بسیار، روى به ایران
نهد و آبادانى کند و زمین را پر داد کند»[۴].


زرتشتیان، منتظر سه موعود هستند که هر یک از آنان به فاصله هزار سال از دیگرى، ظهور
خواهند کرد (هوشیدَر، هوشیدِر ماه و سوشیانس). از نظر اینان: «در آخرین هزاره از
عمر جهان، از خاندان بهروز خداپرست و پرهیزکار، آخرین آفریده اهورامزدا، متولّد
مى&#۸۲۰۲;شود. در سى سالگى امانت رسالت به وى واگذار شده و به واسطه نشانه متوقف شده
خورشید در وسط آسمان، ظهور او به عالمیان بشارت داده خواهد شد. از ظهور وى، اهریمن
و دیو دروغ، نیست و نابود گردد. یاران آن موعود - که از جاودانان هستند - قیام
مى&#۸۲۰۲;کنند و همراه وى خواهند بود تا مردگان برخیزند و جهان معنوى روى نماید»[۵].

۳. در
آیین بودا اندیشه منجى موعود، با مفهوم میتریه (مهربان) تبیین شده است. بوداییان او
را آخرین بودا از بودایان زمینى مى&#۸۲۰۲;دانند که هنوز نیامده است ؛ اما خواهد آمد تا
همه انسان&#۸۲۰۲;ها را نجات دهد. در بعضى از کتاب&#۸۲۰۲;ها آمده است : «پنج هزار سال پس از
آخرین بودا، آفتاب آموزه&#۸۲۰۲;هاى بودایى افول مى&#۸۲۰۲;کند... [پس ]یک راهنما خواهد بود. او
براى مردم رفاه و بهروزى مى&#۸۲۰۲;آورد. آن&#۸۲۰۲;گاه که چنین فضایى بهشت گون فراهم آمد، میتریه
از آسمان نزول مى&#۸۲۰۲;کند ؛ بودایى خویش را به کمال مى&#۸۲۰۲;رساند و درمه را به فرهیختگان
مى&#۸۲۰۲;آموزد»[۶].

۴.
یهودیان در انتظار طولانى، باور به آمدن مصلح (مسیحا یا ماشیح) دارند. به نظر آنان
روزى «مسیحا» خواهد آمد و سرزمین بنى&#۸۲۰۲;اسرائیل (ارض موعود) را به آبادانى خواهد
کشاند[۷].

۵.
مسیحیان معتقدند : سرانجام روزى خواهد آمد که عیسى مسیح، بار دیگر بازگشته، جهان را
به سعادت خواهد رساند و مسیحیان را نجات خواهد داد. در کتاب مقدّس از آمدن مسیح، با
عنوان «تحقّق ملکوت خدا» یاد شده است.

در انجیل
متى مى&#۸۲۰۲;گوید : «چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد ؛ با جمیع ملائکه مقدسه بر
کرسى بزرگى خود قرار خواهد گرفت. همه قبایل نزد وى جمع خواهند شد و آنها را از
همدیگر جدا خواهد کرد ؛ چنان که شبانى میش&#۸۲۰۲;ها را از بزها جدا مى&#۸۲۰۲;کند[۸]...».

در انجیل
لوقا آمده است : «پس باید که بسته باشد کمرهاى شما و افروخته باشد چراغ&#۸۲۰۲;هاى شما و
مانند آن کسانى باشید که آقاى خود را انتظار مى&#۸۲۰۲;کشند ؛ کى از عروسى باز آید که چون
آید و در زند، دفعتا در را گشایند. خوشا به حال آن نوکران که چون آقا آید، آنها را
بیدار یابد و من با شما مى&#۸۲۰۲;گویم : به درستى کمر خود را بسته، آنها را نشانید و
نزدشان آمده، آنان را خدمت خواهد کرد»[۹].

۶. در
کتاب باسک - یکى از کتاب&#۸۲۰۲;هاى هندویان - آمده است : «دور دنیا تمام شود به پادشاه
عدلى که در آخرالزمان که پیشواى ملائکه و پریان و آدمیان باشد و حق و راستى با او
باشد و آنچه در دریا و زمین&#۸۲۰۲;ها و کوه&#۸۲۰۲;ها، پنهان باشد، همه را به دست آورد و از
آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین آنچه باشد، خبر دهد و از او بزرگ&#۸۲۰۲;تر کسى به دنیا نیاید»[۱۰].

۷.
«شاکمونى» - پیغمبر هندویان - در کتاب مذهبى خود مى&#۸۲۰۲;گوید : «پادشاهى دولت دنیا به
فرزند سیّد خلایق دو جهان «کشن» بزرگوار تمام شود و او کسى باشد که بر کوه&#۸۲۰۲;هاى مشرق
و مغرب دنیا حکم براند و بر ابرها شود و دین خدا، یک دین شود و دین خدا زنده گردد»[۱۱].

۸. در
کتاب وشن جوک (از کتاب هندوها) چنین آمده است : «سرانجام دنیا، به کسى برگردد که
خدا را دوست دارد و از بندگان خاص او باشد و نام او فرخنده و خجسته باشد»[۱۲].

۹. در
کتاب دیگرى به نام «دید» آمده است : «پس از خرابى دنیا، پادشاهى در آخرالزمان پیدا
شود که پیشواى خلایق باشد و نام او منصور باشد و تمام عالم را بگیرد و به آیین خود
آورد»[۱۳].

در آیین
هندو، موعود نجات بخش موسوم به «کالکى» (Kalki)، در پایان
آخرین دوره زمانى از ادوار چهارگانه جهانى ؛ یعنى، «کالى&#۸۲۰۲;گه» ظهور خواهد کرد. بنابر
تفکر هندویى جهان از چهار دوره رو به انحطاط تشکیل شده است. در چهارمین دوره (عصر
کالى) فساد و تباهى سراسر جهان را فرا مى&#۸۲۰۲;گیرد، زندگانى اجتماعى و معنوى به
نازل&#۸۲۰۲;ترین حدّ خود مى&#۸۲۰۲;رسد و موجبات زوال نهایى را فراهم مى&#۸۲۰۲;سازد. این عصر کالى یوگه
است که بنا بر باورهاى هندویى ما اکنون در آن به سر مى&#۸۲۰۲;بریم[۱۴].
در پایان چنین دوران سیاهى، آخرین و دهمین تجلّى «ویشنو» (موسوم به کالکى) سوار بر
اسبى سفید و به هیأت انسان ظهور خواهد کرد. وى سراسر جهان را سواره و با شمشیرى
آخته و رخشان در مى&#۸۲۰۲;نوردد تا بدى و فساد را نابود کند. با نابود کردن جهان، شرایط
براى آفرینش نو مهیا مى&#۸۲۰۲;شود تا در مهایوگاى&#۸۲۰۲;آتى، دیگر بار عدالت و فضیلت ارزش یابد[۱۵].

۱۰.
دیدگاه اسلام نیز درباره «منجى موعود» تحت اندیشه مهدویت، مطرح است... .

نتیجه
آنکه در تمامى دین&#۸۲۰۲;هاى الهى و نیز بسیارى از مکاتب بشرى و مسلک&#۸۲۰۲;هاى مختلف، این باور
وجود دارد که ستم و شرّ و بدبختى، نخواهد پایید و بالاخره عرصه گیتى، شاهد خیزش کسى
خواهد بود که غلبه نهایى عدل، نیکى و آسایش را به ارمغان خواهد آورد. مى&#۸۲۰۲;توان نتایج
و آموزه&#۸۲۰۲;هاى زیر را از این باور برداشت کرد :

- اصل
وجود «منجى و مصلح موعود»، امرى پذیرفته شده است.

- ظهور و
قیام این نجات دهنده بزرگ، در برهه&#۸۲۰۲;اى حساس از زمان خواهد بود.

- تغییر
و تحوّلات فراوانى در جهان (قبل و بعد از ظهور) روى خواهد داد.

- ریشه
شرّ و فساد و ظلم برکنده شده و پلیدى&#۸۲۰۲;ها و اهریمنان نابود خواهند شد.

- جهان
رو به عمران و آبادانى خواهد گذشت و طبیعت و زندگى طراوت و حلاوتى ویژه خواهد یافت.

- در آن
زمان، یکتاپرستان، ستمدیدگان و فرودستان نجات یافته و حاکمان و سروران روى زمین
خواهند شد.

- خیر و
نیکى و تقوا در جهان حاکم شده و آیین حق و یکتاپرستى، همگانى و فراگیر خواهد شد.

- بیشتر
مؤلّفه&#۸۲۰۲;هاى این «قیام آسمانى» در ادیان یکسان است و ما تنها شاهد تعابیر و الفاظ
مختلف از آن واقعه و یا اسامى متعدد «یک منجى خاص» هستیم.

در واقع
همه اینها، یک نفر است ؛ چنان که گفته&#۸۲۰۲;اند : سوشیانت مزدیسنان، به منزله کریشناى
برهمنان، بوداى پنجم بوادائیان، مسیح یهودیان، فارقلیط عیسویان و مهدى مسلمانان است[۱۶].
 



منابع



[۱]. ر.ک :
اسداللّه&#۸۲۰۲; هاشمى شهیدى، ظهور حضرت مهدى از دیدگاه اسلام و مذاهب جهان،
(انتشارات مسجد جمکران، قم : ۱۳۸۰، ج اول)، ص ۴۶و۴۷.



[۲]. ر.ک :
سید هادى خسرو شاهى، مصلح جهانى و مهدى موعود از دیدگاه اهل سنّت، انتشارات
اطلاعات، تهران : ۱۳۷۴، ج دوم، ص ۵۵.



[۳]. دار
مستتر، مهدى از صدر اسلام تا قرن سیزدهم، ترجمه محسن جهانسوز تهران : کتابفروشى
ادب، ۱۳۱۷، ص ۵.



[۴]. حکومت
جهانى مهدىعج، ص ۵۳.



[۵]. فصلنامه
انتظار، ش ۱۵، ص ۱۶۳.



[۶]. همان، ص
۱۵۸.



[۷]. کتاب
مقدس ترجمه فاضل&#۸۲۰۲;خان همدانى، کتاب دانیال، فصل ۱۲، بندهاى ۱ - ۳.



[۸]. متى،
باب ۲۵، بندهاى ۳۱ - ۳۳.



[۹]. لوقا،
باب ۱۲، بندهاى ۳۵ - ۳۷.



[۱۰]. حکومت
جهانى مهدىعج، ص ۵۴ ؛ بشارات عهدین، ص ۲۴۶.



[۱۱]. مصلح
جهانى و مهدى موعود، ص ۶۰.



[۱۲]. مهدى
انقلابى بزرگ، ص ۵۴ ؛ بشارات عهدین، ص ۲۷۲.



[۱۳]. بشارات
عهدین، ص ۲۴۵.



[۱۴]. فصلنامه
انتظار، ش ۱۵، ص ۱۵۷.



[۱۵].
اوپانیشاد، ترجمه محمد داراشکوه، ج ۲، ص ۶۳۷.



[۱۶].
دایره&#۸۲۰۲;المعارف فارسى، ج ۱، ص ۱۳۷۳ ؛ خورشید مغرب، ص ۵۳.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.