اعجاز علمى قرآن کریم ۱۳۹۲/۴/۱۱ - ۴۸۵۷ بازدید

اعجاز علمى قرآن کریم




                 

 

 

  

 


اعجاز علمى قرآن کریم

 
 

 

 

 

اعجاز علمى قرآن کریم
ـ مقالاتى از: دکتر زغلول نجار ـ دکتر نظمى خلیل ابوعطا - دکتر منصور العبادى و
هارون یحیى

ترجمه: على عباسى و
آیت&#۸۲۰۲;اله خزائى

کارشناس زمین شناسی :
عزت الله محمدپور

کارشناس زیست شناسی :
محسن رسولی

صفحه&#۸۲۰۲;&#۸۲۰۲;آرایى: امیرحسین
علیزاده

شابک: ۳ ـ ۱۱۵ ـ ۵۳۱ ـ
۹۶۴ ـ ۹۷۸

نوبت چاپ: اول ـ
زمستان ۸۸

ناشر:  دفتر نشر معارف

تیراژ: ۳۰۰۰ نسخه

همه حقوق محفوظ است

مراکز پخش

۱. مدیریت پخش نشر
معارف: قم: خیابان شهدا، کوچه ۳۲، پلاک ۳، تلفن و نمابر: ۷۷۴۴۶۱۶

۲. فروشگاه شماره ۱:
قم، خیابان شهدا، روبروى دفتر مقام معظم رهبرى، تلفن: ۷۷۳۵۴۵۱

۳. فروشگاه شماره ۲:
تهران، خیابان انقلاب، چهارراه کالج، پلاک ۷۹۱، تلفن: ۸۸۹۱۱۲۱۲ نمابر: ۸۸۸۰۹۳۸۶

نشانى اینترنت:WWW.nashremaaref.ir


پست الکترونیک:
info@nashremaaref.ir

 
 

 


فهرست مندرجات

فهرست··· ۵

مقدمه مترجمین:··· ۹

درباره دکتر زغلول
نجار··· ۱۴

جوایز علمى:··· ۱۶

تالیفات علمى و
فرهنگى:··· ۱۶

۱. آسمان
بازگرداننده··· ۱۸

نظر مفسران درباره
ویژگى بازگردانندگى آسمان··· ۱۹

آسمان در قرآن کریم···
۲۰

کیهان شناسى و رَجعُ
السَّماء··· ۲۱

لایه&#۸۲۰۲;هاى اتمسفر گازى
زمین··· ۲۲

برخى ویژگى&#۸۲۰۲;هاى
بازگردانندگى آسمان··· ۲۶

۲. روز، روشن کننده
خورشید··· ۳۴

اشعه خورشید··· ۳۸

۳. زمین، جایگاه امن و
آرامش··· ۴۵

آیا کسى زمین را
جایگاه امن قرار داده است؟··· ۴۷

 ۴. خانه عنکبوت،
خانه&#۸۲۰۲;اى سست··· ۵۸

مفاهیم علمى موجود در
آیه:··· ۶۰

برخى اشارات پنهان
قرآنى··· ۶۴

۵. آفرینش آسمان&#۸۲۰۲;ها و
زمین در شش روز··· ۶۶

حرکات زمین··· ۶۷

پوشیده شدن روز توسط
شب··· ۷۳

پوشش شتابان روز به
وسیله شب··· ۷۸

۶. بادهاى
بارورکننده··· ۸۳

درباره دکتر نظمى خلیل
ابو عطا··· ۸۸

مشاغل و مناصب:··· ۸۸

تالیفات علمى:··· ۸۹

کتابهاى اسلامى و
تربیتى مولف (تالیف فردى)··· ۹۰

۱. هورمون گل دهى و
گردش شب وروز··· ۹۲

۱. اهمیت روز براى
ادامه حیات در زمین··· ۹۳

۲. اهمیت شب براى
ادامه حیات در زمین··· ۹۳

۳. اهمیت گردش شب و
روز براى ادامه حیات··· ۹۴

۲. شما مى&#۸۲۰۲;رویانید یا
خدا؟··· ۹۷

۱. ایجاد شکاف در زمین
و آماده کردن آن براى رویش گیاه··· ۹۸

۲. دانه&#۸۲۰۲;ها و رویاندن
آنها··· ۹۹

۳. خروج گیاه از دل
خاک··· ۱۰۰

۴. گل&#۸۲۰۲;ها و میوه&#۸۲۰۲;ها···
۱۰۲

۳. بیرون آوردن زنده
از مرده··· ۱۰۵

۴. نگاهى نو به جنبش و
ورم کردن خاک··· ۱۱۱

۱. تصویر زمین پیش از
بارش باران··· ۱۱۳

۲. وضعیت زمین پس از
بارش باران:··· ۱۱۴

الف. فعالیت&#۸۲۰۲;هاى
فیزیکى و شیمیایى:··· ۱۱۴

ب: فعالیت حیاتى در
خاک:··· ۱۱۴

۳. وضعیت زمین پس از
گذشت مدتى طولانى از بارش باران:··· ۱۱۴

۴. خلاصه آنچه رخ داده
است:··· ۱۱۵

الف: زمین در اثر نبود
آب، خشک و بى روح و مرده است و موجودات··· ۱۱۵

ب: در اثر بارش باران،
زمین به حرکت درآمده، یونیزه شده و جذب آب··· ۱۱۵

ج: پس از مدتى فعالیت
حیاتى و رشد افزایش یافته؛ زمین سرشار از··· ۱۱۵

۵. خداوند شکافنده
دانه و هسته است.··· ۱۱۷

فالق الحب: شکافنده یا
آفریننده آن؛ بدین معنا که خداوند دانه را در خاک··· ۱۱۸

یخرج الحى من المیت:
یعنى گیاه را از هسته بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد و یا اینکه گیاه··· ۱۱۸

ذلکم الله: یعنى انجام
دهنده این کار خداوند یکتاست.··· ۱۱۸

فأنى تؤفکون: یعنى
چگونه از عبادت خدا منصرف شده به عبادت غیر او··· ۱۱۸

معجزه شکافتن دانه و
هسته··· ۱۱۹

الف: تغییرات
فیزیکى··· ۱۲۰

ب: تغییرات شیمیایى···
۱۲۰

ج: تغییرات زیستى···
۱۲۱

درباره دکتر منصور
العبادى··· ۱۲۷

مدارک علمى:··· ۱۲۷

تجارب علمى:··· ۱۲۷

تحقیقات و تالیفات
منتشر شده:··· ۱۲۸

۱. آب، مایه حیات
موجودات زنده··· ۱۲۹

منابع:··· ۱۵۹

۲. آفرینش زمین در دو
روز··· ۱۶۱

منابع:··· ۱۸۶

درباره هارون یحیى···
۱۸۸

برخى تالیفات هارون
یحیى:··· ۱۸۸

۱. معجزه خلقت
انسان··· ۱۸۹

تشکیل جسم جنین:···
۱۹۰

شکل&#۸۲۰۲;گیرى دستگاه
عصبى:··· ۱۹۴

منابع و مراجع:··· ۱۹۸

۲. سقف محفوظ··· ۱۹۹

منابع و ماخذ مورد
استفاده در ترجمه کتاب··· ۲۰۲

منابع و مآخذ جهت
مطالعه بیشتر··· ۲۰۳

 
 

 


مقدمه مترجمین

خداى بزرگ را شاکریم
که آخرین پیک راهبر خویش را براى هدایت بشر به سوى قومى فرستاد که شمار افراد
باسواد آن از چند ده نفر فراتر نمى&#۸۲۰۲;رفت. این بار معجزه آخرین پیامبر، عصا و شفاى
گذرا و مقطعى نبود. این بار بشریت نیازمند معجزه جاوید بود که تا نفخ صور، پاسخگوى
جان&#۸۲۰۲;هاى تشنه ایمان باشد و با گذشت زمان نه تنها گرد کهنگى و ملال بر آن ننشیند که
با پیشرفت&#۸۲۰۲;هاى علمى بشر، ابعاد تازه&#۸۲۰۲;اى از اعجاز آن آشکار گردد.

این معجزه جاوید، کتاب
قرآن است که نخست، عرب جاهلى را از تنگناى نادانى و تعصبات کور نجات داد و به
فراخناى دانش و سرورى در عرصه گیتى رهنمون شد و اینک در عصر علم و تکنولوژى با حفظ
همه مظاهر پیشین اعجاز، از فصاحت و بلاغت و زیبایى لفظ و معنا گرفته تا پیشگویى&#۸۲۰۲;هاى
تاریخى و غیبى، نمودهاى تازه&#۸۲۰۲;اى از اعجاز خویش را بر همگان عیان نموده است.

بى شک قرآن کریم کتاب
هدایت انسان به سوى معبود راستین است و از زمره کتب علمى به شمار نمى&#۸۲۰۲;آید؛ اما
مخاطبان آن را همه طبقات جامعه بشرى و از جمله دانشمندان تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهند. بدیهى است
که دانشمندان عصر ما از زاویه علم خویش به قرآن مى&#۸۲۰۲;نگرند و بیش ار هر چیز، اعجاز
علمى قرآن مى&#۸۲۰۲;تواند دل&#۸۲۰۲;هاى آنها را به نور ایمان روشن گرداند. خداوند بزرگ با علم
بیکران خود، نیاز این دسته از مخاطبان کلام وحى را بى پاسخ نگذاشته و بخش کوچک اما
پرمحتوایى از آیات قرآن را به ذکر حقایق علمى اختصاص داده است.

حقایق علمى موجود در
قرآن کریم تا پیش از اکتشافات نوین دانشمندان علوم طبیعى در یکى دو قرن اخیر،
ناشناخته باقى مانده بود اما با پیشرفت&#۸۲۰۲;ها و دستاوردهاى جدید علمى و مطابقت آیات
علمى قرآن با آن، نمود تازه&#۸۲۰۲;اى از اعجاز کلام حق به نام اعجاز علمى رخ نمود.
دانشمندان علوم طبیعى در کشورهاى مسلمان طلایه&#۸۲۰۲;داران این حرکت مقدس هستند تا جایى
که در مورد اعجاز علمى قرآن، کتاب&#۸۲۰۲;ها و مقالات بسیار نگاشته&#۸۲۰۲;اند و در دانشگاه&#۸۲۰۲;هاى
معتبر جهان اسلام ـ مانند دانشگاه الأزهر مصر و دانشگاه بیروت ـ رشته تازه&#۸۲۰۲;اى را به
نام اعجاز علمى قرآن کریم راه&#۸۲۰۲;اندازى کرده&#۸۲۰۲;اند.

در این میان برخى
پایگاه&#۸۲۰۲;هاى اینترنتى نیز بر نشر این موضوع همت گماشته&#۸۲۰۲;اند. یکى از مهمترین این
پایگاه&#۸۲۰۲;ها، سایت «اعجاز علمى قرآن و سنت» به نشانى  www.۵۵a.netاست
که مقالات متعددى پیرامون جنبه&#۸۲۰۲;هاى مختلف اعجاز علمى قرآن کریم در آن یافت مى&#۸۲۰۲;شود.
نویسندگان این مقالات، اغلب از مشاهیر علمى جهان اسلام و داراى مدارج بالاى علمى در
علوم طبیعى هستند. پس از مطالعه مقالات مذکور، تعدادى از وزین&#۸۲۰۲;ترین آنها را انتخاب
نموده و با هدف بهره مندى خوانندگان فارسى زبان و نیز پژوهشگران عرصه اعجاز علمى
قرآن کریم، تصمیم به ترجمه آنها گرفتیم. مشکل اساسى ما در ترجمه این دسته از
مقالات، عدم آشنایى با اصطلاحات و واژگان علمى وارده در آنها بود . این مشکل را با
کمک گرفتن از برخى فرهنگ&#۸۲۰۲;هاى تخصصى عربى به انگلیسى و بالعکس و نیز کمک دو تن از
کارشناسان زیست&#۸۲۰۲;شناسى و زمین&#۸۲۰۲;شناسى:

آقایان محسن رسولى و
عزت&#۸۲۰۲;اللّه محمدپور، مرتفع نمودیم و پس از چندین ماه کار خستگى&#۸۲۰۲;ناپذیر، موفق شدیم
مقالات مذکور را به فارسى ترجمه نماییم. براى آشنایى هر چه بیشتر خوانندگان و
پژوهشگران محترم، در آغاز مقالات، شرح حال و آثار نویسندگان مقالات را از اینترنت
استخراج نموده و پس از ترجمه در کتاب ذکر نمودیم.

در پایان امیدواریم
این کتاب، مورد رضایت حق تعالى قرار گرفته و براى حقیقت جویان و مؤمنان مفید فایده
باشد. از خوانندگان محترم تقاضا مندیم تا ما را از انتقادات و پیشنهادات خود محروم
نسازند و اگر کوتاهى و اشتباهى در ترجمه مقالات مشاهده نمودند، اینجانبان را مطلع
نموده تا در چاپ&#۸۲۰۲;هاى بعدى مورد استفاده قرار گیرد.

على عباسى:
abbasi۱۱۰۶۲@yahoo.com

آیت اله خزائى:
parsa۱۰۳۰@yahoo.com

 

 
 

بخش
اول:


مقالاتى از دکتر زغلول نجار
 

درباره دکتر زغلول
نجار

۱. آسمان بازگرداننده

۲. روز، روشن کننده
خورشید

۳. زمین، جایگاه امن و
آرامش

۴. خانه عنکبوت،
خانه&#۸۲۰۲;اى سست

۵. آفرینش آسمان&#۸۲۰۲;ها و
زمین در شش روز

۶. بادهاى بارورکننده

 
 


درباره دکتر زغلول نجار

نام کامل وى زغلول
راغب محمد نجار است. ایشان در سال ۱۹۳۳م در مصر به دنیا آمد و در سال ۱۹۵۵ م از
دانشگاه قاهره در رشته علوم لیسانس گرفت و در سال ۱۹۶۳ م از دانشگاه ولز انگلستان
موفق به دریافت مدرک دکتراى زمین&#۸۲۰۲;شناسى گردید و سرانجام در سال ۱۹۷۲م به درجه
استادى ارتقا یافت.

وى تاکنون در مشاغل و
فعالیت&#۸۲۰۲;هاى علمى بسیار مشارکت داشته است که از مهمترین آنها مى&#۸۲۰۲;توان به موارد زیر
اشاره کرد:

۱. اشتغال به کار در
شرکت نفتى «صحارى»، مرکز ملى پژوهش قاهره، معادن فسفات «وادی النیل»، معادن طلاى
«برامیه»، معادن زغال سنگ شبه جزیره سینا، دانشگاه عین&#۸۲۰۲;الشمس «قاهره»، دانشگاه ملک
سعود عربستان، دانشگاه ولز انگلستان، دانشگاه الکویت کویت، دانشگاه نفت وفلزات ملک
فهد عربستان و تدریس در دانشگاه کالیفرنیا در سالهاى ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸ م به عنوان استاد
مدعو.

۲. همکارى با دانشگاه
اسلامى علوم و عضویت در شوراى ادارى آن.

۳. عضو هیات داوران
جایزه بین&#۸۲۰۲;المللى علوم در ژاپن.

۴. عضویت در کمیته
مشورتى موسسه اعجاز علمى قرآن و سنت نبوى و مجله این مؤسسه با عنوان الاعجاز.


۵. رئیس هیات اعجاز
قرآن کریم و سنت نبوى وابسته به شوراى عالى امور اسلامى در قاهره.


۶. سخنرانى در کشورهاى
مختلف درباره اسلام و مسائل مربوط به مسلمانان به ویژه مسئله اعجاز علمى قرآن کریم
و سنت نبوى از کانادا گرفته تا استرالیا، آفریقاى جنوبى، آمریکا و مرکز آسیا.


۷. مشارکت در
راه&#۸۲۰۲;اندازى گروه زمین&#۸۲۰۲;شناسى در دانشگاه&#۸۲۰۲;هاى ریاض، الکویت و نفت و فلزات ظهران در
عربستان. وى پس از سال&#۸۲۰۲;ها تدریس به عنوان مدیر گروه زمین شناسى دانشگاه الکویت
«۱۹۷۲م» و دانشگاه قطر «۱۹۷۸م» انتخاب شد.

۸. وى تا کنون بر
انجام بیش از ۴۵ رساله دکترى و کارشناسى ارشد زمین شناسى در مصر، شبه جزیره عربستان
و خلیج فارس نظارت داشته است.

۹. عضویت در هیأت
تحریریه چندین مجله مانند: Journal Of Foramimiferal Research
چاپ نیویورک و مجله Journal Of African Earth Sciences چاپ
پاریس

۱۰. مشاوره علمى در
مجلات: Islamic Sciences چاپ هند، مجله مسلمان معاصر چاپ
واشنگتن و الریان چاپ قطر.

۱۱. مشاور علمى مؤسسه
پژوهشى روبرستون در انگلستان، مشاورین نفت عرب در کویت، شرکت «الزیت العربى» در
خفجى و بانک اسلامى دبى در امارات متحده عربى

۱۲. عضویت در شوراى
ادارى موسسه جهانى پژوهش&#۸۲۰۲;هاى اسلامى در قاهره

۱۳. مدیریت مرکز آموزش
عالى فلید در انگلستان

جوایز علمى:

۱. جایزه زمین&#۸۲۰۲;شناسى
دانشگاه قاهره «۱۹۵۵م»

۲. جایزه پژوهش&#۸۲۰۲;هاى پس
از دکتراى روبرتسون «دانشگاه ولز انگلستان در سال ۱۹۶۳ م تا ۱۹۶۷ م»

۳. جایزه بهترین پژوهش
ارائه شده به کنفرانس نفت عربى در سال&#۸۲۰۲;هاى ۱۹۷۰ م تا ۱۹۷۲ م

۴. جایزه بهترین پژوهش
ارائه شده به کنفرانس ریز فسیل&#۸۲۰۲;هاى زیر سطحى ژنو «۱۹۶۷م» و روم «۱۹۷۰م»

۵. دریافت جایزه
قدردانى از مؤسسه دانشمندان فسیل شناسى مصر

تالیفات علمى و
فرهنگى:

۱. تالیف بیش از یکصد
و پنجاه پژوهش و مقاله و بیست و پنج کتاب به زبان&#۸۲۰۲;هاى عربى، انگلیسى و فرانسه.


۲. چاپ بیش از پنجاه
مقاله در روزنامه الاهرام مصر درباره اعجاز علمى قرآن کریم با عنوان «از اسرار
قرآن».

۳. چاپ مقالات متنوع
در مجلات: الدعوة، الاعجاز، قافلة الزیت، المجتمع، الرسالة و غیره.

۴. تهیه و تدوین
نوارهاى سمعى ـ بصرى و لوح&#۸۲۰۲;هاى فشرده در زمینه&#۸۲۰۲;هاى گوناگون به ویژه درباره اسلام و
علم.

 

 


۱. آسمان بازگرداننده


«وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»
: سوگند به آسمان
بازگرداننده

آیه کریمه
«وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»
[۱]
سوگند به آسمان بازگرداننده که در میانه سوره طارق آمده است از آیات قسم به شمار
مى&#۸۲۰۲;آید. سوگند در قرآن تنها بیانگر اهمیت موضوع است و گرنه خداوند نیازى به سوگند
خوردن براى بندگان ندارد.

مفسران گفته&#۸۲۰۲;اند که
منظور از بازگردانندگى آسمان، باران است و به این سبب آسمان، بازگرداننده خوانده
شده که بخار آب از زمین به آسمان رفته، متراکم شده و در روندى مستمر به صورت باران
به زمین باز مى&#۸۲۰۲;گردد. اینان در اینجا «رجع» را باران ترجمه کرده&#۸۲۰۲;اند .

ما نیز ضمن پذیرش این
نتیجه&#۸۲۰۲;گیرى مى&#۸۲۰۲;پرسیم: اگر مقصود از عبارت رجع السماء باران است پس چرا قرآن کریم به
جاى «مطر» لفظ «رجع» را مورد استفاده قرار داده است ؟ چرا به جاى تعبیر «وَ
السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ» از تعبیر «وَ السَّماءِ ذاتِ المَطَر» استفاده نشده است؟


آنچنان که پیداست ـ و
خدا داننده حقیقى است ـ واژه رجع، معانى دیگرى نیز به جز نزول باران ـ با وجود
اهمیت آن در تداوم حیات بر روى زمین ـ دارد و همین امر سبب شده تا خداوند بدان
سوگند یاد کند. حال مى&#۸۲۰۲;پرسیم معناى «رجع» در این آیه کریمه چیست؟


به نظر مى&#۸۲۰۲;آید که یکى
از معانى «رجع» در این آیه باز گرداندن باشد؛ بدین معنى که از ویژگى&#۸۲۰۲;هاى بارز
آسمان، باز گردانندگى آن است یعنى آسمان، بسیارى از چیزهایى را که از زمین به سوى
آن مى&#۸۲۰۲;رود دوباره به زمین باز مى&#۸۲۰۲;گرداند؛ همچنان که بسیارى از چیزهایى را که از
قسمت&#۸۲۰۲;هاى بالاتر به سمت آن فرود مى&#۸۲۰۲;آید به مکان اصلى آن باز مى&#۸۲۰۲;گرداند. بنابراین
باز گرداندن یکى از صفات بارزى است که خداوند در آسمان قرار داده است به گونه&#۸۲۰۲;اى که
اگر این ویژگى نبود هیچگونه حیاتى در زمین شکل نمى&#۸۲۰۲;گرفت؛ به همین علت قرآن به این
صفت سوگند یاد کرده تا ما را متوجه عظمت آن و حکمت آفریدگار نماید.


نظر مفسران درباره
ویژگى بازگردانندگى آسمان :

ابن کثیر «رجع السماء»
را باران قلمداد نموده است و ابن عباس هم بر این رأى است ؛ او همچنین مى&#۸۲۰۲;گوید:
منظور از «رجع» ابرهاى داراى باران است، همچنین ابن کثیر به نظر قتاده اشاره
مى&#۸۲۰۲;کند. قتاده معتقد است که آسمان همه ساله روزى بندگان را بدان&#۸۲۰۲;ها باز مى&#۸۲۰۲;گرداند و
در صورت عدم وجود این نعمت، مردم و چهارپایانشان نابود مى&#۸۲۰۲;شوند. صابونى نیز بر همین
باور است. مخلوف مى&#۸۲۰۲;گوید: «و السماء» به معناى سایبان و «ذات الرجع» به معناى باران
مى&#۸۲۰۲;باشد و بدین علت رجع نامیده شده که ابرها حامل آب ناشى از بخار دریاها و رودها
هستند و آنگاه آن را به صورت باران به زمین باز مى&#۸۲۰۲;گردانند.

آسمان در قرآن کریم :

واژه «السماء» سیصد و
ده بار در قرآن ذکر شده است: صد وبیست بار به صورت مفرد «السماء» و صد و نود بار به
صورت جمع «السماوات». در بیشتر مواقع به کار بردن واژه جمع السماوات براى اشاره به
کل هستى آمده است. در سى و هشت مورد از موارد مفرد آمدن آسمان «السماء»، اتمسفر
گازى زمین به همراه ابرها، بادها و سایر قسمت&#۸۲۰۲;هاى آن فهمیده مى&#۸۲۰۲;شود و از هشتاد و دو
مورد باقیمانده غالبا آسمان دنیا و گاه هستى فهمیده مى&#۸۲۰۲;شود.

قرآن در بیست مورد به
آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین و مابین آنها اشاره کرده است ؛ بیشتر مفسران بر این عقیده&#۸۲۰۲;اند که
منظور از مابین آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین به طور عام اتمسفر گازى زمین و به طور خاص قسمت
پایینى آن یعنى تروپوسفر است. این نتیجه&#۸۲۰۲;گیرى به خاطر سخن پروردگار است که
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَیْنَ السَّماءِ
وَ الْأَرْضِ»
[۲]؛

ابرها در تروپوسفر ـ
که ضخامت آن در خط استوا و از روى سطح دریا از ۱۶ کیلومتر تجاوز نمى&#۸۲۰۲;کند ـ به حرکت
در مى&#۸۲۰۲;آیند؛ ۷۵% مواد اتمسفر گازى زمین در این قسمت یافت مى&#۸۲۰۲;شود. قرآن کریم در چند
آیه به بارش باران از آسمان اشاره مى&#۸۲۰۲;کند و واضح است که منظور از آسمان در این گونه
موارد قسمت داراى ابر یعنى تروپوسفر است.

کیهان شناسى و رَجعُ
السَّماء :

منظور از «و السماء
ذات الرجع» در سوره طارق مى&#۸۲۰۲;تواند یکى از قسمت&#۸۲۰۲;هاى اتمسفر گازى زمین باشد. مطالعه
این اتمسفر گازى ثابت کرده است بسیارى از مواد که به صورت ماده یا انرژى از زمین به
سمت اتمسفر بالا مى&#۸۲۰۲;روند مانند: گرد و غبارهاى بسیار ریز، بخار آب، گازهاى مونو
اکسید کربن، دى اکسید کربن، اکسیدهاى نیتروژن، نوشادر، متان، امواج حرارتى مانند
اشعه مادون قرمز، امواج رادیویى، امواج صوتى، پرتوهاى مغناطیسى و... دوباره به زمین
باز مى&#۸۲۰۲;گردند؛ همچنین بسیارى از مواد و انرژى&#۸۲۰۲;هاى مختلف که از بالا بر اتمسفر گازى
زمین فرود مى&#۸۲۰۲;آیند به واسطه تعدادى از لایه&#۸۲۰۲;هاى حمایتى که براى محافظت از ما و سایر
جانداران روى زمین آفریده شده&#۸۲۰۲;اند به بالا باز گردانیده مى&#۸۲۰۲;شوند.


ممکن است منظور از
آسمان بازگرداننده در این سوره مبارکه همه آسمان دنیا با ستارگان و سیارات زینت بخش
آن باشد. دانش  کیهان&#۸۲۰۲;شناسى ثابت کرده است که خداوند، اجرام آسمانى را از دود
کیهانى «دود آسمان» آفریده است؛ این دود، ناشى از انفجار عظیمى است که قرآن کریم آن
را شکافتن یا جدا کردن پیوستگى&#۸۲۰۲;ها نامیده است. چرخه حیات همه اجرام آسمان دنیا از
طریق انفجار یا پراکنده شدن، به دود منتهى مى&#۸۲۰۲;شود. سپس اجرام جدید از این دود
آسمانى تشکیل شده تا این چرخه بارها و بارها با تبادل ماده و انرژى میان اجرام
آسمانى و دود آنها تکرار گردد. دود آسمانى&#۸۲۰۲;به ماده موجود میان ستارگان در یک
کهکشان، کهکشان&#۸۲۰۲;ها و گروه&#۸۲۰۲;هاى مختلف آنها در پهنه آسمان دنیا و شاید در همه کیهان
اطلاق مى&#۸۲۰۲;شود.

این، تصویرى حیرت&#۸۲۰۲;آور
از «رجع» یعنى قدرت با زگرداندن است که در دهه&#۸۲۰۲;هاى پایانى قرن بیستم پس از کشف چرخه
حیات ستارگان معلوم گردید. حال منظوراز «رجع آسمان» چه یکى از دو حالت مذکور و چه
هر دوى آنها باشد نشان دهنده پیشى گرفتن حیرت&#۸۲۰۲;آور قرآن در ذکر یک حقیقت کیهانى است
که تنها چند دهه از کشف آن توسط دانشمندان مى&#۸۲۰۲;گذرد. این امر نشان دهنده الهى بودن
منبع قرآن و صدق کلام پیامبر خاتم (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; است.

لایه&#۸۲۰۲;هاى اتمسفر گازى
زمین :

یک اتمسفر گازى به
ضخامت تقریبى چند هزار کیلومتر، اطراف زمین را احاطه کرده است. فشار در اتمسفر
همراه با ارتفاع، کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد به گونه&#۸۲۰۲;اى که تقریبا از یک کیلوگرم بر سانتى متر
مکعب در سطح دریا شروع و تقریبا در ارتفاع ۶۰ کیلومترى از سطح دریا به نزدیک صفر
مى&#۸۲۰۲;رسد. اتمسفر گازى بر اساس درجه حرارت از پایین به بالا به چند لایه تقسیم
مى&#۸۲۰۲;شود.

۱. تروپوسفر (لایه
هواى پیرامون ما)

این لایه از سطح دریا
تا ارتفاع ۱۶ کیلومترى از روى خط استوا امتداد مى&#۸۲۰۲;یابد. ضخامت آن در روى قطبین تا
حدود ده کیلومتر و در روى خط استوا به ۷ تا ۸ کیلومتر کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد. هنگام حرکت هوا
از خط استوا به سمت قطبین، هوا بر روى این منحنى میانه فرود آمده، سرعت آن افزایش
مى&#۸۲۰۲;یابد.

چرخش زمین به دور محور
خود از غرب به شرق جریانات هوا را وادار مى&#۸۲۰۲;کند تا با سرعت فوق العاده به سمت شرق
حرکت کنند؛ این بادها را جریان بادهاى دائمى «آلیزه»[۳]
مى&#۸۲۰۲;نامند. درجه حرارت تروپوسفر همراه با ارتفاع کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد به طورى که دما در
بالاترین قسمت این لایه ۶۰ درجه سانتى گراد زیر صفر است؛ این امر به خاطر دور شدن
از سطح زمین رخ مى&#۸۲۰۲;دهد.

سطح زمین ۴۷% اشعه
خورشید را جذب کرده و درجه حرارت آن افزایش مى&#۸۲۰۲;یابد، آنگاه سطح زمین دوباره حرارت
موجود را به شکل اشعه مادون قرمز به اتمسفر گازى زمین و بخصوص بخار آب و مولکول&#۸۲۰۲;هاى
دى اکسید کربن باز مى&#۸۲۰۲;گرداند؛ از این رو درجه حرارت تروپوسفر همراه با افزایش
ارتفاع، به دلیل دور شدن از منبع گرما ـ یعنى سطح زمین ـ کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد. بدین معنا
که زمین مانند یک واسطه عمل مى&#۸۲۰۲;کند. هنگامى که هواى سرد روى هواى گرم جمع مى&#۸۲۰۲;شود
جریانات هوا استقرار خود را از دست داده و هواى سرد پایین مى&#۸۲۰۲;آید؛ در این حالت هواى
گرم بالا رفته و جریانات هوا در این لایه شکل مى&#۸۲۰۲;گیرد «چرخش هوا». اگر کاهش مستمر
دما در این لایه نبود زمین به تدریج آب خود را از دست مى&#۸۲۰۲;داد و زندگى بر روى آن غیر
ممکن مى&#۸۲۰۲;شد.

۲. استراتوسفر

این لایه از روى
تروپوسفر آغاز و تا ارتفاع حدود ۵۰ کیلومترى سطح دریا امتداد مى&#۸۲۰۲;یابد. دما در این
لایه افزایش مى&#۸۲۰۲;یابد به طورى که از ۶۰ درجه سانتى گراد زیر صفر به صفر درجه سانتى
گراد در بالاترین قسمت آن مى&#۸۲۰۲;رسد. علت افزایش دما آن است که مولکول&#۸۲۰۲;هاى ازُن متمرکز
در قاعده این لایه «در ارتفاع ۱۸ تا ۳۰ کیلومترى» اشعه ماوراى بنفش خورشید را جذب و
تبدیل نموده، لایه&#۸۲۰۲;اى به نام ازُن را تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهند.

۳. مزوسفر (لایه
میانى)

این لایه از روى
استراتوسفر آغاز و تا ارتفاع ۸۰ الى ۹۰ کیلومترى سطح دریا ادامه مى&#۸۲۰۲;یابد. دماى این
لایه تا ۱۲۰ درجه زیر صفر کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد. «به علت عدم انجام فرایندهاى حرارت&#۸۲۰۲;زایى»

۴. ترموسفر (گرم لایه)

این لایه از روى
مزوسفر آغاز و تا قسمتهاى فوقانى امتداد مى&#۸۲۰۲;یابد. دماى این لایه مدام افزایش
مى&#۸۲۰۲;یابد و در ارتفاع یک صد و بیست کیلومترى از سطح دریا به ۵۰۰ درجه سانتى گراد
بالاى صفر مى&#۸۲۰۲;رسد. در این ارتفاع، دما تا ارتفاع بیش از ۱۰۰۰ کیلومتر از سطح دریا
ثابت مى&#۸۲۰۲;ماند؛ اما در دوره&#۸۲۰۲;هاى فعالیت لکه&#۸۲۰۲;هاى خورشیدى دماى آن به ۱۵۰۰ درجه
مى&#۸۲۰۲;رسد. در قسمتى از این لایه «از ارتفاع ۱۰۰ کیلومترى تا ۴۰۰ کیلومترى از سطح
دریا» مولکول&#۸۲۰۲;هاى گاز در اثر اشعه ماوراى بنفش و اشعه ایکس خورشید، یونیزه «داراى
بار الکتریکى» مى&#۸۲۰۲;شوند؛ به همین دلیل این قسمت را لایه یونوسفر[۴]
مى&#۸۲۰۲;نامند. در بالاى لایه یونوسفر قسمتى به نام اگزوسفریا لایه بیرونى[۵]
قرار دارد؛ در این لایه فشار آنقدر کاسته مى&#۸۲۰۲;شود که با دود آسمان «فضاى خارجى» در
هم آمیخته مى&#۸۲۰۲;شود.

۵. ماگنتوسفر[۶]

این لایه شامل دو جفت
کمربند هلالى شکل بوده و پیرامون خط استوا ضخامت آنها افزایش و در قطب&#۸۲۰۲;ها به شدت
کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد. این کمربندها حاوى تعداد بسیار زیادى پروتون و الکترون هستند که توسط
میدان مغناطیسى زمین شکار شده&#۸۲۰۲;اند. جفت داخلى این کمربندها پیرامون ارتفاع ۳۲۰۰
کیلومترى از دریا متمرکزند و جفت خارجى این کمربندها پیرامون ارتفاع ۲۵۰۰۰ کیلومترى
از سطح دریا قرار دارند.

برخى ویژگى&#۸۲۰۲;هاى
بازگردانندگى آسمان :

اگر منظور از آسمان در
آیه مورد بحث اتمسفر گازى زمین مى&#۸۲۰۲;باشد مى&#۸۲۰۲;توان انواع بازگرداندن آسمان را در این
قسمت چنین برشمرد:

۱. بازگردان لرزشى
هوا(صداها) و پژواک آن:

پایین&#۸۲۰۲;ترین لایه
اتمسفر گازى زمین «لایه تروپوسفر» ۷۵% مجموع اتمسفر زمین را به خود اختصاص داده
است؛ این لایه اساسا از گاز نیتروژن ۷۸% و اکسیژن ۹۵/۲۱% به مقدار اندکى بخار آب،
دى اکسید کربن، ازُن، گرد و غبار و مقادیر بسیار اندکى از هیدروژن، آرگون، هلیم و
برخى ترکیبات گوگرد تشکیل شده است.

همه ترکیبات شیمیایى و
ویژگى&#۸۲۰۲;هاى فیزیکى این لایه براى وجود حیات در زمین، اساسى و براى لرزش&#۸۲۰۲;هاى ایجاد
کننده صوت و پژواک آن مهم به شمار مى&#۸۲۰۲;روند. لرزش تارهاى صوتى ما فشارهایى را در هوا
ایجاد مى&#۸۲۰۲;کند که به صورت امواج متحرک در فضاى پیرامون در تمام قسمت&#۸۲۰۲;ها پخش مى&#۸۲۰۲;شوند؛
پرده صماخ «پرده گوش» سایر افراد این لرزش&#۸۲۰۲;ها را دریافت و به وضوح مى&#۸۲۰۲;شنوند. اگر
ترکیب شیمیایى و صفات فیزیکى این لایه نبود هیچ کس چیزى نمى&#۸۲۰۲;شنید و زندگى غیر ممکن
مى&#۸۲۰۲;شد.

صدا در خلأ منتقل
نمى&#۸۲۰۲;شود؛ زیرا در خلأ مولکول&#۸۲۰۲;هاى هوا که بتوانند امواج صوتى را منتقل کنند وجود
ندارد. امواج صوتى در هوا با سرعت ۱۲۰۰ کیلومتر در ساعت در سطح دریا به حرکت در
مى&#۸۲۰۲;آیند. در صورت افزایش تراکم محیط حرکت صوت، سرعت آن نیز افزایش مى&#۸۲۰۲;یابد ودر صورت
کم شدن چگالى، سرعت صوت کم مى&#۸۲۰۲;شود. سرعت صوت در آب تقریبا ۴ برابر سرعت آن در
هواست.

در لایه&#۸۲۰۲;هاى بالایى
اتمسفر گازى زمین سرعت صوت آنچنان کم مى&#۸۲۰۲;شود که به زحمت مى&#۸۲۰۲;توان آن را شنید و به
همین علت، فضانوردان از طریق امواج رادیویى با هم صحبت مى&#۸۲۰۲;کنند؛ زیرا این امواج
مى&#۸۲۰۲;توانند در خلأ حرکت کنند. هنگام برخورد امواج صوتى با اجسام داراى چگالى بیشتر
نسبت به هوا، این امواج به صورت پژواک صدا باز مى&#۸۲۰۲;گردد. بازگردان لرزشى هوا به شکل
صوت و پژواک، نخستین شکل «رجع السماء» است و در صورت عدم وجود این ویژگى قادر به
شنیدن نبودیم و زندگى بر روى زمین شکل نمى&#۸۲۰۲;گرفت.

۲. بازگرداندن آب:


آب کمى بیش از ۷۱% کل
مساحت کره زمین را پوشانده است. مقدار آب موجود در زمین ۳۶/۱ میلیارد کیلومتر مکعب
است که ۲/۹۷% آن در اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و دریاها، ۱۵/۲% آن به شکل یخ در قطب&#۸۲۰۲;ها وقله کوه&#۸۲۰۲;ها
و ۶۵/۰% آن در مجارى مختلف آب مانند رودها، نهرها، دریاچه&#۸۲۰۲;هاى آب شیرین و مخازن
زیرزمینى یافت مى&#۸۲۰۲;شود. همه این آب در اصل از دل زمین و از طریق فعالیت آشفشان&#۸۲۰۲;ها
بیرون آمده است؛ آنگاه در قسمت&#۸۲۰۲;هاى بالایى تروپوسفر که داراى سرماى شدید است متراکم
شده و دوباره به زمین بازگشته و رودهایى را تشکیل داده است که در قسمت&#۸۲۰۲;هاى کم
ارتفاع زمین جارى شده&#۸۲۰۲;اند و همین طور حرکتى پیوسته را میان زمین و لایه&#۸۲۰۲;هاى زیرین
اتمسفر آغاز کرده و موجب عدم تعفن و از دست رفتن آن در لایه&#۸۲۰۲;هاى بالاى جو شده است.


سالانه ۰۰۰/۳۸۰
کیلومتر مکعب از آب زمین تبخیر مى&#۸۲۰۲;شود؛ از این مقدار ۰۰۰/۳۲۰ کیلومتر مکعب از سطح
دریاها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و ما بقى از سطح خشکى&#۸۲۰۲;ها تبخیر مى&#۸۲۰۲;شود. باد این بخار را به
حرکت در مى&#۸۲۰۲;آورد و ابرها آن را به لایه زیرین اتمسفر گازى زمین مى&#۸۲۰۲;برند؛ بخار آب در
اینجا متراکم شده و اکثرا به صورت باران، برف، تگرگ و در برخى موارد به صورت شبنم
یا مه به زمین باز مى&#۸۲۰۲;گردد.

پس از بازگشت بخار آب
از جو به زمین، بخشى از آن در مجارى مختلف آب در خشکى&#۸۲۰۲;ها به حرکت در مى&#۸۲۰۲;آید و این
مجارى نیز وارد دریاها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها مى&#۸۲۰۲;شوند؛ همچنین بخشى از آب بازگشتى به زمین به
طبقات قابل نفوذ زیر زمین وارد شده و آب&#۸۲۰۲;هاى زیرزمینى را تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهد. بخشى از آب
نیز دوباره تبخیر شده و به جو باز مى&#۸۲۰۲;گردد. آب&#۸۲۰۲;هاى زیر زمینى هم دائما در حال حرکت
هستند، به گونه&#۸۲۰۲;اى که در تغذیه برخى رودها، دریاچه&#۸۲۰۲;ها و باتلاق&#۸۲۰۲;ها شرکت کرده و گاه
به صورت چشمه از دل زمین مى&#۸۲۰۲;جوشند و یا در نهایت امر، وارد دریاها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها
مى&#۸۲۰۲;شوند. همه ساله آب باران در چرخه&#۸۲۰۲;اى اعجازآمیز و بسیار پیشرفته و دقیق با
میانگین ۰۰۰/۲۸۴ کیلومتر مکعب بر سطح اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و دریاها و با میانگین ۰۰۰/۹۶
کیلومتر مکعب بر سطح خشکى&#۸۲۰۲;ها فرو مى&#۸۲۰۲;ریزد.

از نشانه&#۸۲۰۲;هاى دقت این
چرخه آن است که تبخیر سالانه آب از سطح اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و دریاها «تبخیر بالقوه» بیش از
مقدار بارش بر سطح آن مى&#۸۲۰۲;باشد و میزان بارندگى سالانه بر روى خشکى&#۸۲۰۲;ها، بیش از مقدار
تبخیر از آن مى&#۸۲۰۲;باشد «تبخیر واقعى».

براى آنکه مقدار آب
دریاها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها در یک دوره زمانى، ثابت بماند آب ناشى از بارندگى از راههاى
مختلف دوباره به دریاها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها باز مى&#۸۲۰۲;گردد. این چرخه اعجاز آمیز آب در اطراف
زمین نمونه&#۸۲۰۲;اى دیگر از موارد قدرت بازگردانندگى آسمان است. در صورت عدم وجود چنین
توانى، تمام آب موجود در زمین فاسد شده و سیاره ما روزها دچار گرماى کشنده و شب&#۸۲۰۲;ها
بسیار سرد مى&#۸۲۰۲;شد.

۳. باز گرداندن حرارت
از فضا به زمین و بالعکس به وسیله ابرها:

در هر لحظه از تابش
خورشید، مقادیر بسیار زیادى انرژى به زمین مى&#۸۲۰۲;رسد. اتمسفر گازى زمین همانند یک زره
در طول روز از ما در برابر حرارت خورشید محافظت مى&#۸۲۰۲;کند؛ همچنانکه شب&#۸۲۰۲;ها همانند یک
پوشش مانع از پراکنده شدن حرارت زمین مى&#۸۲۰۲;شود «اثر گلخانه&#۸۲۰۲;اى». ذرات و مولکولهاى
اتمسفر گازى زمین، طول موجهاى مشخصى از اشعه خورشید را از همه سو جذب و به همه جهات
مى&#۸۲۰۲;فرستند؛ ۵۴% اشعه ارسالى خورشید به سمت زمین توسط اتمسفر گازى زمین جذب، پراکنده
و باز پرتو مى&#۸۲۰۲;شود؛ صخره&#۸۲۰۲;ها و سطح زمین ۴۷% باقیمانده را جذب مى&#۸۲۰۲;نمایند. اگر این
وظیفه اتمسفر به درستى انجام نمى&#۸۲۰۲;شد اشعه خورشید تمامى اشکال حیات را در روى&#۸۲۰۲;زمین
نابود ،آب&#۸۲۰۲;ها را تبخیر و هوا را رقیق مى&#۸۲۰۲;کرد.

درست به عکس این
مسئله، ابرها که در روزهاى تابستانى مانع رسیدن حرارت خورشید به زمین مى&#۸۲۰۲;شوند، به
محض غروب خورشید، گرما را به ما باز مى&#۸۲۰۲;گردانند. صخره&#۸۲۰۲;هاى زمین در طول روز با جذب
۴۷% اشعه خورشید گرم شده و دماى آن به طور متوسط به ۱۵ درجه سانتى&#۸۲۰۲;گراد مى&#۸۲۰۲;رسد؛ به
محض غروب خورشید صخره&#۸۲۰۲;هاى زمین حرارت خود را به شکل امواج اشعه مادون قرمز باز پس
مى&#۸۲۰۲;دهند؛ آنگاه مولکولهاى بخار آب و دى اکسید کربن، این حرارت را جذب و اتمسفر گازى
زمین را گرم مى&#۸۲۰۲;کنند.

ابرها نیز ۹۸% امواج
طولانى را به سطح زمین باز مى&#۸۲۰۲;گردانند و با این کار مانع از یخ زدن سطح زمین پس از
غروب خورشید مى&#۸۲۰۲;شوند. اگر اتمسفر گازى زمین نبود این حرارت در پهنه کیهان پراکنده
شده و زمین با همه اشکال حیات در نیمکره تاریک آن یخ مى&#۸۲۰۲;زد. باز گرداندن حرارت به
سمت داخل و خارج سبب شده آسمان داراى صفت باز گردانندگى شود.

۴. باز گرداندن گاز،
بخار و گرد و غبار دور شده از سطح زمین

هنگام فعال شدن
آتشفشان&#۸۲۰۲;ها میلیون&#۸۲۰۲;ها تن گاز، بخار و گرد و غبار به جوّ مى&#۸۲۰۲;رود که به سرعت به زمین
باز مى&#۸۲۰۲;گردد. همچنین تشکیل توده&#۸۲۰۲;هاى کم فشار و پر فشار جوّى موجب مى&#۸۲۰۲;شود هوا به
صورت افقى حرکت کرده و باد تشکیل شود. چندین عامل «پس از اراده الهى» وزش بادها را
کنترل مى&#۸۲۰۲;کنند از جمله: میزان تفاوت میان فشار جوى در دو منطقه مجاور، چرخش غرب به
شرق زمین حول محور خود، تنوع چین خوردگى&#۸۲۰۲;هاى زمین و موقعیت جغرافیایى منطقه.


اکثریت قریب به اتفاق
توده&#۸۲۰۲;هاى هوایى کم فشار همراه با حرکت زمین «از غرب به شرق» با سرعت ۲۰ تا ۳۰
کیلومتر در ساعت به حرکت در مى&#۸۲۰۲;آیند. هنگام عبور این توده&#۸۲۰۲;هاى کم فشار از روى
خشکى&#۸۲۰۲;ها مقدارى از سرعت آنها کاسته مى&#۸۲۰۲;شود؛ در این هنگام توده&#۸۲۰۲;هاى کم فشار، مقدارى
از گرد و غبار سطح زمین را با خود مى&#۸۲۰۲;برند. پس از برخورد این توده&#۸۲۰۲;ها با رشته
کوه&#۸۲۰۲;ها، سرعت آنها بیشتر کاهش یافته و حرکت صعودى آنها تقویت مى&#۸۲۰۲;شود.


در ارتفاع ۴۸ کیلومترى
از سطح دریا فشار هوا به یک هزارم حد معمول آن در سطح دریا مى&#۸۲۰۲;رسد. این فشار در
ارتفاع هزار کیلومترى به یک صد هزارم حد معمول در سطح دریا کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد. کاهش فشار
موجب کم شدن قدرت هوا در حفظ گرد و غبارى مى&#۸۲۰۲;شود که از زمین به آنجا رفته است و این
امر سبب مى&#۸۲۰۲;شود تا گرد و غبار دوباره به زمین باز گردد و با حکمت عظیم الهى در سطح
زمین پخش شود. البته در این روند نباید از نقش جاذبه زمین غافل شد.


۵. بازگرداندن اشعه
ماوراى بنفش به وسیله لایه ازن:

لایه ازن موجود در
ابتداى لایه استراتوسفر، اشعه ماوراى بنفش خورشید را به وسیله مولکولهاى ازن، جذب و
تغییر شکل مى&#۸۲۰۲;دهد و بدین ترتیب مقدار زیادى از اشعه ماوراى بنفش خورشید را به خارج
از لایه استراتوسفر باز مى&#۸۲۰۲;گرداند.

۶. بازگردان اشعه&#۸۲۰۲;هاى
رادیویى به وسیله لایه باردار:

در لایه باردار «در
ارتفاع ۱۰۰ تا ۴۰۰ کیلومترى از سطح دریا» فوتون&#۸۲۰۲;هاى فعال که اشعه خورشید را همراهى
مى&#۸۲۰۲;کنند، همانند اشعه ایکس جذب مى&#۸۲۰۲;شوند و این امر موجب افزایش دما و یونیزه شدن
عناصر موجود در این لایه مى&#۸۲۰۲;گردد. گسترده بودن الکترون&#۸۲۰۲;هاى آزاد در این لایه سبب
مى&#۸۲۰۲;شود اشعه&#۸۲۰۲;هاى رادیویى امواج بلند، منعکس و به زمین بازگردانده شوند؛ در نتیجه
این عمل پخش تماس&#۸۲۰۲;هاى رادیویى آسان مى&#۸۲۰۲;گردد. این امر از نمونه&#۸۲۰۲;هاى بارز خاصیت باز
گردانندگى آسمان به شمار مى&#۸۲۰۲;رود.

۷. باز گرداندن
اشعه&#۸۲۰۲;هاى کیهانى به وسیله کمربندهاى شعاعى و میدان مغناطیسى زمین.

اتمسفر گازى زمین،
ابرى از اشعه&#۸۲۰۲;هاى اولیه کیهانى موجود در هستى را که به زمین فرستاده مى&#۸۲۰۲;شود توسط
کمربندهاى شعاعى و میدان مغناطیسى به فضاى خارج منعکس مى&#۸۲۰۲;کند؛ بنابراین هیچکدام از
اشعه&#۸۲۰۲;هاى کیهانى به زمین نمى&#۸۲۰۲;رسد؛ اما این امر باعث تشکیل اشعه&#۸۲۰۲;هاى ثانوى مى&#۸۲۰۲;شود که
برخى از آنها به سطح زمین مى&#۸۲۰۲;رسند؛ در نتیجه برخى پدیده&#۸۲۰۲;ها مثل پدیده شفق قطبى
ایجاد مى&#۸۲۰۲;شود که باعث ایجاد روشنایى در تاریکى شب مى&#۸۲۰۲;گردد.

انواع مختلف پرتوهاى
کیهانى به موازات خطوط میدان مغناطیسى زمین حرکت کرده، به صورت مایل وارد دو قطب
مغناطیسى زمین مى&#۸۲۰۲;شوند؛ این بدان سبب است که توان عبور از میدان مغناطیسى زمین را
ندارند. این امر منجر به بازگرداندن تعداد زیادى از پرتوهاى کیهانى به خارج از
اتمسفر گازى زمین مى&#۸۲۰۲;شود که خود نمونه&#۸۲۰۲;اى از خاصیت باز گردانندگى آسمان است.

موارد متعدد مذکور
درباره قدرت بازگردانندگى اتمسفر گازى زمین در دهه&#۸۲۰۲;هاى اخیر قرن بیستم کشف شده
است؛اما قرآن کریم هزار و چهارصد سال پیش، آسمان را با ویژگى باز گردانندگى توصیف
نموده است و این امر شهادتى بر الهى بودن منبع قرآن و نشانه صدق دعوى پیامبر
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در ارتباط با وحى است.

 

 


۲. روز، روشن کننده خورشید


«وَ النَّهارِ إِذا جَلاّها»
: سوگند به روز
هنگامى که خورشید را روشن گرداند.

در چهار آیه نخست سوره
شمس آمده است:


«وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها * وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها * وَ
النَّهارِ إِذا جَلاّها * وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها»
[۷]؛
سوگند به خورشید و گسترش نور آن؛ سوگند به ماه هنگامى که از پى خورشید درآید؛ سوگند
به روز هنگامى که خورشید را روشن کند؛ سوگند به شب آنگاه که خورشید را بپوشاند.

همانگونه که از سیاق
این سوره کریمه و قواعد زبان عربى و از شرح مفسرین روشن است، ضمیر «ها» به خورشید
بر مى&#۸۲۰۲;گردد. مفسرین تنها در مورد «وَ النَّهارِ إِذا جَلاّها» دچار اختلاف شده&#۸۲۰۲;اند،
بدین ترتیب که ضمیر «ها» را گاه به خورشید، گاه به تاریکى و گاه به زمین نسبت داده
اند. علت این امر آن است که مردم در طول تاریخ به این فهم خو گرفته&#۸۲۰۲;اند که طلوع
خورشید، تاریکى شب را از میان برده و روز را روشن مى&#۸۲۰۲;نماید. مگر مى&#۸۲۰۲;شود روز، روشن
کننده خورشید باشد؟

در آغاز دهه شصت قرن
بیستم میلادى، فعالیت&#۸۲۰۲;هاى فضا نوردان آغاز شد؛ فضانوردانى که به آسمان سفر کرده
بودند با حقایق شگفت&#۸۲۰۲;آورى مواجه شدند؛ آنها متوجه گردیدند که تاریکى شدیدى اغلب
اجزاى کیهان را پوشانده است و لایه روشنى بخش روز، کمربند بسیار باریکى است که
ضخامت آن از سطح دریا تنها دویست کیلومتر مى&#۸۲۰۲;باشد. این کمربند، نیمکره رو به خورشید
زمین را مى&#۸۲۰۲;پوشاند و با سرعتى معادل میانگین سرعت چرخش زمین به دور محور خود در
مقابل خورشید حرکت مى&#۸۲۰۲;کند.

به محض عبور از این
لایه باریک، خورشید به صورت قرصى آبى و کم رنگ در صفحه&#۸۲۰۲;اى بسیار سیاه به نظر
مى&#۸۲۰۲;آید. همچنانکه ستارگان به صورت نقاط آبى کم رنگ نمایان شده و به سختى قابل
مشاهده مى&#۸۲۰۲;باشند. قرآن هزار و چهارصد سال قبل به این موضوع اشاره نموده است؛ خداوند
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ لَوْ فَتَحْنا عَلَیْهِمْ باباً مِنَ
السَّماءِ فَظَلُّوا فِیهِ یَعْرُجُونَ * لَقالُوا إِنَّما سُکِّرَتْ أَبْصارُنا
بَلْ نَحْنُ قَوْمٌ مَسْحُورُونَ»
[۸]؛
اگر درى از آسمان را به روى آنها مى&#۸۲۰۲;گشودیم تا در آسمان بالا روند حتما مى&#۸۲۰۲;گفتند ما
را چشم&#۸۲۰۲;بندى کرده&#۸۲۰۲;اند؛ بلکه ما قومى هستیم که دچار سحر شده&#۸۲۰۲;ایم.

همچنین در آیه&#۸۲۰۲;اى دیگر
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیْلُ نَسْلَخُ مِنْهُ
النَّهارَ فَإِذا هُمْ مُظْلِمُونَ»
[۹]؛
و نشانه دیگرى براى آنها شب است که روز را از آن جدا مى&#۸۲۰۲;کنیم، پس ناگهان مردم در
تاریکى فرو مى&#۸۲۰۲;روند. و نیز «أَ أَنْتُمْ أَشَدُّ خَلْقاً
أَمِ السَّماءُ بَناها * رَفَعَ سَمْکَها فَسَوّاها * وَ أَغْطَشَ لَیْلَها وَ
أَخْرَجَ ضُحاها»
[۱۰]؛
آیا آفرینش شما سخت&#۸۲۰۲;تر است یا آسمان که خداوند آن را بنا نهاد. سقف آن را برافراشت
و آن را تنظیم ساخت و شب آن را تاریک و روزش را آشکار نمود.

دانشمندان با بررسى
این پدیده حیرت&#۸۲۰۲;انگیز درصدد برآمدند تا علت تاریکى کیهان و روشنایى در نیمکره رو به
خورشید زمین با ضخامتى معادل دویست کیلومتر را دریابند. آنها متوجه شدند که اکثر
قریب به اتفاق پرتوهاى خورشیدى قابل رؤیت نیستند؛ آن بخش از پرتوها که مرئى هستند
تنها پس از چندین بار انعکاس و پراکندگى در تعدادى از اجسام مانند مولکولهاى عناصر
و ترکیبات تشکیل دهنده لایه پایینى اتمسفر گازى زمین با گرد و غبار، قطرات ریز آب و
بخار موجود در آن دیده مى&#۸۲۰۲;شوند.

چگالى اتمسفر گازى
زمین همراه با ارتفاع، آنقدر کم مى&#۸۲۰۲;شود که به سختى قابل ادراک است؛ همچنانکه محتواى
آن مانند گرد و غبار و رطوبت هم به همین وضعیت دچار مى&#۸۲۰۲;شوند. بنابراین کار پراکنده
کردن و منعکس نمودن نور، تنها در دویست کیلومتر پایینى اتمسفر گازى رخ مى&#۸۲۰۲;دهد و
تنها در همین قسمت قابل رؤیت است؛ اما در سایر اجزاى کیهان، تاریکى مطلق حکمفرما
بوده و خورشید به صورت قرصى آبى و ستارگان به شکل نقاط آبى کم رنگ در دریاى گسترده
تاریکى کیهانى دیده مى&#۸۲۰۲;شوند. کاهش فشار اتمسفر گازى زمین از حدود یک کیلوگرم بر
سانتى متر مربع در سطح دریا به کمتر از یک میلیونیم این فشار در بخش&#۸۲۰۲;هاى بالایى
اتمسفر گازى زمین این موضوع را تایید مى&#۸۲۰۲;کند.

در چنین فشار اندکى ـ
که به سختى قابل ادراک است ـ مولکول&#۸۲۰۲;هاى مواد تشکیل دهنده اتمسفر به اتم&#۸۲۰۲;ها و
یون&#۸۲۰۲;هاى خود تجزیه مى&#۸۲۰۲;شوند؛ این امر تحت تاثیر پرتوهاى کیهانى ناشى از خورشید و
سایر ستارگان رخ مى&#۸۲۰۲;دهد، ضمن آنکه افزایش گازهاى سبک مانند هلیم و کاهش گازهاى
نسبتا سنگین&#۸۲۰۲;تر مانند اکسیژن و نیتروژن به کم شدن فشار کمک مى&#۸۲۰۲;کند.

علاوه بر موارد فوق،
افزایش شدید دما تا بیش از ۲۰۰۰ درجه در لایه ترموسفر و لایه خارجى اتمسفر نیز به
رقیق شدن هوا کمک مى&#۸۲۰۲;کند؛ بنابراین بخش مرئى پرتوهاى خورشیدى تقریبا جایى براى
انعکاس یا پراکنده شدن نمى&#۸۲۰۲;یابند و به همین علت تنها در دویست کیلومتر پایینى
اتمسفر گازى زمین دیده مى&#۸۲۰۲;شوند؛ زیرا در این قسمت، اجسام ریز براى انعکاس و
پراکندگى نور به وفور یافت مى&#۸۲۰۲;شود.

بر این اساس نورسفید و
زیباى روز آشکار مى&#۸۲۰۲;شود و با تدبیر دقیق الهى به آسمان، خورشید، ابر، آب، دریا و
... و همه اجسام، رنگى خاص مى&#۸۲۰۲;بخشد؛ این رنگ خاص ناشى از تجزیه نور سفید به طیفهاى
هفت گانه، جذب برخى از آنها و انعکاس برخى دیگر است. این بدان معناست که روز،
خورشید را آشکار مى&#۸۲۰۲;کند و نه بالعکس.

اگر لایه روز «دویست
کیلومتر پایینى اتمسفر گازى متصل به نیمکره رو به خورشید زمین» و تراکم گازها،
رطوبت و گرد و غبار در آن نبود هیچگاه خورشید براى ما روشن و آشکار نمى&#۸۲۰۲;شد. این یک
حقیقت علمى است که در عصر فضانوردى نوین کشف شده است. قرآن کریم به همین خاطر روز
را «مُبصِر: نمایاننده» توصیف کرده و مى&#۸۲۰۲;فرماید «ألَم
یَرَوا أنّا جَعَلنا اللَّیلَ لِیَسکُنوا فیهِ وَ النَّهارَ مُبصِرا إنَّ فِى ذلِکَ
لاَیاتٍ لِقَومٍ یُؤمِنونَ»
[۱۱]؛
آیا ندیده&#۸۲۰۲;اید که ما شب را براى آرامش و روز را نمایاننده قرار داده&#۸۲۰۲;ایم؛ همانا در
این امر آیاتى است براى مردمى که اهل ایمانند. قرآن کریم صبح را هم روشن کننده
توصیف مى&#۸۲۰۲;کند و مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ اللَّیلِ إذا أدبَرَ * وَ
الصُّبحِ إذا أسفَرَ»
[۱۲]؛
سوگند به شب آنگاه که روى برمى گرداند و سوگند به صبح آنگاه که چهره بگشاید. روز هم
در قرآن کریم روشن کننده توصیف شده است «وَ اللَّیْلِ
إِذا یَغْشى * وَ النَّهارِ إِذا تَجَلّى»
[۱۳]؛
سوگند به شب آنگاه که بپوشاند و سوگند به روز آنگاه که روشن شود.

اشعه خورشید :

هسته&#۸۲۰۲;هاى هر چهار اتم
هیدروژن با هم ترکیب شده و یک هسته هلیوم را تولید مى&#۸۲۰۲;کنند و به این ترتیب تولید
انرژى در خورشید انجام مى&#۸۲۰۲;گیرد. جرم اتم هیدروژن برابر با ۰۰۷۸/۱ واحد اتمى است؛
بنابراین جرم مجموع هر چهار اتم هیدروژن برابر است با ۰۳۱۲/۴ واحد اتمى «۰۳۱۲/۴ =
۰۰۷۸/۱ × ۴» اما جرم یک اتم هلیم برابر است با ۰۰۳/۴ واحد اتمى. با این توصیف تفاوت
میان جرم چهار اتم هیدروژن با جرم اتم ناشى از این نوع ترکیب «یعنى اتم هلیم»
۰۰۲۸۲/۰ واحد اتمى مى&#۸۲۰۲;باشد. این درصد باقیمانده از ماده به صورت انرژى آزاد مى&#۸۲۰۲;شود؛
ضمن آنکه این موضوع بیانگر قانون تساوى ماده و انرژى نیز هست.

این انرژى در مقادیر
متوالى که فوتون نامیده مى&#۸۲۰۲;شود به صورت امواج الکترومغناطیسى فرستاده مى&#۸۲۰۲;شود. تفاوت
این امواج تنها در طول موج و میانگین فرکانس آن است که طیف&#۸۲۰۲;هاى امواج
الکترومغناطیسى نامیده مى&#۸۲۰۲;شود. طیف الکترومغناطیسى به مجموعه&#۸۲۰۲;اى به هم پیوسته از
امواج تشکیل یافته از فوتون&#۸۲۰۲;ها اطلاق مى&#۸۲۰۲;شود که تنها در سرعت فرکانس و طول موج با
هم متفاوت هستند. امواج طیف الکترومغناطیسى از لحاظ طول با هم متفاوتند؛ کوتاهترین
این امواج اشعه گاماست که یک میلیون میلیونیم متر طول دارد و طولانى&#۸۲۰۲;ترین این امواج
که امواج بى سیم رادیو است چند کیلومتر طول دارد. بین این دو مقدار، چند موج وجود
دارد که از کوتاه به بلند عبارتند از: اشعه ایکس، اشعه ماوراء بنفش، اشعه مرئى و
اشعه مادون قرمز.

 طول موج اشعه مرئى
بین ۴/۰ و ۷/۰ میکرون[۱۴]
است. چشم انسان از میان طیف&#۸۲۰۲;هاى نور مرئى این طیف&#۸۲۰۲;ها را تشخیص مى&#۸۲۰۲;دهد: قرمز،
نارنجى، زرد، آبى، نیلى و بنفش. طیف نور در حقیقت عبارت از تعدادى بى نهایت از
رنگ&#۸۲۰۲;هایى است که به آرامى تغییر مى&#۸۲۰۲;کند، هر چند چشم انسان تنها همین هفت رنگ را
تشخیص مى&#۸۲۰۲;دهد.

طیف قرمز، بلندترین و
کم فرکانس&#۸۲۰۲;ترین موج نور مرئى و طیف بنفش کوتاه&#۸۲۰۲;ترین و پر فرکانس&#۸۲۰۲;ترین موج نور مرئى
به شمار مى&#۸۲۰۲;رود. فاصله بین دو نقطه اوج کنار هم در یک موج، طول موج خوانده مى&#۸۲۰۲;شود و
تعداد بالا رفتن و پایین آمدن موج در یک ثانیه، فرکانس موج خوانده مى&#۸۲۰۲;شود. حاصل ضرب
این دو رقم ثابت بوده و برابر با سرعت نور است «حدود ۰۰۰/۳۰۰ کیلومتر در ثانیه».
همه امواج طیف الکترومغناطیسى ویژگى&#۸۲۰۲;هاى نور مرئى را دارا هستند اما دیده نمى&#۸۲۰۲;شوند.
به عنوان مثال این امواج قابل انعکاس بوده، مى&#۸۲۰۲;شکنند و در خلأ حرکت مى&#۸۲۰۲;کنند؛ به عکس
امواج صوتى که در خلأ حرکت نمى&#۸۲۰۲;کنند.

پرتوهاى خورشیدى، همه
امواج طیف الکترومغناطیسى چه پرتوهاى کوتاه گاما و چه پرتوهاى طولانى رادیویى را در
بر دارد. اکثر این پرتوها براى چشم انسان قابل رویت نبوده و به شدت در هم تنیده
شده&#۸۲۰۲;اند. به همین دلیل نور سفید تنها زمانى قابل رؤیت است که اشعه خورشید چندین بار
به تعداد زیاد برروى میلیون&#۸۲۰۲;ها جسم ریز جامد و گاز موجود در لایه پایینى اتمسفر
گازى زمین مانند گرد و غبار، بخار آب، قطرات آب و مولکولهاى گازى مختلفى مانند
نیتروژن، اکسیژن و دى اکسید کربن منعکس و پراکنده گردد؛ بنابراین براى آنکه چشم
انسان نور را ببیند چاره&#۸۲۰۲;اى جز انعکاس و پراکندگى آن نیست.

در اینجا یکى از
جنبه&#۸۲۰۲;هاى علمى سوگند قرآنى «وَ النَّهارِ إِذا جَلاّها» روشن مى&#۸۲۰۲;شود؛ زیرا آنچه
خورشید را براى چشم انسان آشکار مى&#۸۲۰۲;کند، کثرت نور صادره از آن به سمت زمین و
پراکنده شدن این نور بر اجسام ریز جامد، مایع و گاز موجود در پایین&#۸۲۰۲;ترین قسمت
اتمسفر گازى زمین مى&#۸۲۰۲;باشد (تقریبا تا ارتفاع دویست کیلومترى از سطح دریا). بقیه
فاصله میان ما و خورشید (که بطور میانگین صدو پنجاه میلیون کیلومتر برآورد مى&#۸۲۰۲;شود)
و حتى ما بقى اجزاى قابل درک کیهان توسط چشم، در تاریکى مطلق فرو رفته است؛ به
گونه&#۸۲۰۲;اى که چشم ما خورشید را در خارج از لایه روشنى روز به صورت قرصى آبى در
صفحه&#۸۲۰۲;اى سیاه مى&#۸۲۰۲;بیند.

این لایه نازک از
روشنى روز همراه با چرخش زمین به دور محور خود در مقابل خورشید حرکت مى&#۸۲۰۲;کند؛ هنگام
داخل شدن نور خورشید به لایه پایینى اتمسفر گازى زمین، این نور تحت انعکاس و
پراکنده شدن قرار گرفته و به ابر، خورشید، آسمان و دریا رنگ خاص خود را مى&#۸۲۰۲;بخشد؛
بدین معنا که این روز است که باعث آشکار شدن خورشید براى بینندگان آن در زمین
مى&#۸۲۰۲;شود، نه آنکه خورشید باعث روشن شدن روز شود؛ باورى که تا نیمه دهه شصت قرن بیستم
یعنى پیش از آغاز سفرهاى فضایى بر ذهن بشریت سایه افکنده بود.

بنابراین همین یک آیه
کافى است تا حجتى براى مردم عصر ما ـ عصر علوم و فنون ـ باشد که قرآن کریم
نمى&#۸۲۰۲;تواند ساخته و پرداخته بشر باشد؛ بلکه کلام آفریننده&#۸۲۰۲;اى است که آن را با علم
خود بر خاتم پیامبران نازل و با قدرت خود آن را چهارده قرن با همان زبان وحى «زبان
عربى» حفظ کرده است.

این کتاب تا روز
قیامت، زیبایى اسلوب و آیات، مشخص بودن حروف و کلمات، عظمت دعوت و وضوح درخشش
پروردگار در میان کلماتش را حفظ خواهد کرد؛ همچنانکه ویژگى&#۸۲۰۲;هایى چون: درستى کلام
آفریدگار درباره خلق، کمال دین اسلام و دقت آن در ذکر زندگى گذشتگان، تحقق دقیق
پیش&#۸۲۰۲;بینى&#۸۲۰۲;هاى موجود در آن، تاثیر عظیم آن بر جان و دل شنوندگان و زیبایى سخن گفتن
آن با خردمندان، همه و همه تا روز قیامت در این کتاب عظیم خواهد ماند.


تمامى این ویژگى&#۸۲۰۲;ها در
زمانى نمود یافت که انسان از دانش&#۸۲۰۲;هاى کیهانى هیچ نمى&#۸۲۰۲;دانست و قرآن در محیطى نازل
شد که تهى از علم و دانش بود. جهان تا قرن&#۸۲۰۲;ها نمى&#۸۲۰۲;دانست که روز، خورشید را براى ما
آشکار مى&#۸۲۰۲;کند تا اینکه سفرهاى فضایى آغاز شد و تعداد محدودى از دانشمندان، حقیقت
ماده، تساوى آن با انرژى، ساختار ترکیب&#۸۲۰۲;ها از مولکولهاى ماده، ساختار مولکول&#۸۲۰۲;ها از
اتم&#۸۲۰۲;ها و ساختار اتم&#۸۲۰۲;ها از هسته مرکزى را متوجه شدند و به این درک رسیدند که هسته
مرکزى اتم، بیشترین جرم اتم را در بر دارد و پروتونهاى داراى بار مثبت و نوترونهاى
داراى بار خنثى در آن قرار دارند و پیرامون تعداد برابرى از الکترونهاى داراى بار
منفى وجود دارند.

دانشمندان متوجه شدند
که هر کدام از این ذرات ریز از واحدهاى ساختارى کوچک&#۸۲۰۲;ترى به نام واحدهاى اولیه ماده
تشکیل شده&#۸۲۰۲;اند؛ این واحدها پى در پى کشف شد تا اینکه ذرات ریزترى با بار کسرى کشف
گردید. یکى از این ذرات ریز کوارک خوانده مى&#۸۲۰۲;شود؛ کوارک&#۸۲۰۲;ها در نیمه دهه شصت قرن
بیستم کشف شدند، سپس در سال ۱۹۸۴ نظریه  «the superstrings theory»
مطرح شد. بر اساس این نظریه واحدهاى اولیه ماده از تارهاى فوق&#۸۲۰۲;العاده کوچک و دقیقى
تشکیل شده که به سرعت به جنبش در مى&#۸۲۰۲;آید. این نظریه به منظور یکى کردن نیروهاى سه
گانه اتم، یعنى نیروى الکترومغناطیسى و نیروى قوى و ضعیف هسته مطرح شد. دانشمندان
امیدوارند که نیروى جاذبه را هم به این نیرو اضافه کرده و آنها را به یک نیرو تبدیل
کنند؛ امرى که بیانگر وحدت آفریدگاربزرگ است .

نظریه تارهاى فوق
العاده کوچک که واحدهاى اولیه ماده را تشکیل شده از تارهاى فوق العاده کم حجم و
بسیار دقیق در حرکت و جنبش مى&#۸۲۰۲;داند، این اجسام ریز را به شکل حلقه&#۸۲۰۲;هایى از تارهاى
بسیار ریز به تصویر مى&#۸۲۰۲;کشد. بر اساس این نظریه لرزشهاى مختلف و صدادار این تارهاست
که ویژگى&#۸۲۰۲;ها و مشخصات واحد اولیه ماده را از حیث جرم و بار مشخص مى&#۸۲۰۲;کند.


این نظریه بر آن است
که ماده و انرژى با هم برابرند و این امر وحدانیت و یکتایى آفریدگار بزرگ را تایید
مى&#۸۲۰۲;نماید؛ همچنین این نظریه بر تغییر ماده به انرژى در درون خورشید و آزاد شدن این
انرژى به شکل طیفهاى امواج الکترومغناطیسى تو در تو، مهر تایید مى&#۸۲۰۲;زند. این امواج
الکترومغناطیسى در لایه پایینى اتمسفرگازى زمین تجزیه شده و نور سفید مرئى را
تولید، روز را روشن و خورشید را براى ما نمایان مى&#۸۲۰۲;کنند.

پس پاک است خدایى که
آیه قرآنى «وَ النَّهارِ إِذا جَلاّها» را
نازل نمود تا تاکیدى باشد بر این نکته که روز، نیمکره رو به خورشید زمین را با
ضخامت حداکثر ۲۰۰ کیلومتراز سطح دریا مى&#۸۲۰۲;پوشاند. در این ضخامت که سرشار از گرد و
غبار، رطوبت و تراکم گازهاست، روز امواج مرئى پرتوهاى خورشیدى را منعکس و پراکنده
مى&#۸۲۰۲;کند تا نور سفید و سرورانگیز خورشید را براى ما نمایان سازد.

کشف این حقیقت، هزاران
دانشمند در طول ده&#۸۲۰۲;ها قرن را به خود مشغول کرد تا آنکه معدود دانشمندانى توانستند
به این مهم نائل آیند. ذکر این موضوع در کتابى که ۱۴۰۰ سال قبل ـ آن هم با این همه
وضوح ـ نازل شده است بر این موضوع دلالت مى&#۸۲۰۲;کند که قرآن کریم کلام آفریدگارى است که
خاتم پیامبران را به تعلیم و تربیت انسان&#۸۲۰۲;ها فرستاد.

 

 


۳. زمین، جایگاه امن و آرامش


«اللّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ قَراراً»
:
خدا کسى است که زمین را جایگاه امن و آرامش شما قرار داد.

این موضوع دوبار در
قرآن ذکر شده است؛ یک بار در سوره نمل که مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً وَ جَعَلَ لَها
رَواسِیَ وَ جَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حاجِزاً أَ إِلهٌ مَعَ اللّهِ بَلْ
أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ»
[۱۵]؛
آیا آن کس که زمین را جایگاه امن و آسایش شما قرار داد، در درون آن رودها گذاشت،
کوه&#۸۲۰۲;ها براى آن قرارداد و میان دو دریا مانعى نهاد آیا معبود دیگرى همراه خدا هست؟
بلکه اکثر مردم نمى&#۸۲۰۲;دانند.

بار دوم این حقیقت در
سوره غافر آمده و مى&#۸۲۰۲;فرماید: «اللّهُ الَّذِی جَعَلَ
لَکُمُ الْأَرْضَ قَراراً وَ السَّماءَ بِناءً وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ
صُوَرَکُمْ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ ذلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمْ فَتَبارَکَ
اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ»
[۱۶]؛
خدا کسى است که زمین را جایگاه امن و  آسایش و آسمان را همچون سقفى بالاى سرتان
قرار داد، شما را صورتگرى کرد و صورتتان را نیکو آفرید و از نعمتهاى پاک، شما را
روزى داد؛ این است خداوند، پروردگار شما که بلند مرتبه و بزرگ است. خداوندى که
پروردگار جهانیان است. واضح است که تعبیر «جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ قَراراً» به
معناى امن بودن خود زمین و امنیت حیات بر سطح آن مى&#۸۲۰۲;باشد؛ این دو مسئله هر چند با
هم تفاوت دارند ولى کاملا با هم مرتبط هستند.

۱.
«جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ قَراراً»
به معناى امن
بودن ذاتى زمین است.

زمین سومین سیاره&#۸۲۰۲;اى
است که به دور خورشید مى&#۸۲۰۲;گردد. دو سیاره عطارد و زهره به ترتیب از زمین به خورشید
نزدیک&#۸۲۰۲;ترند و سیارات دورتر از خورشید نسبت به زمین به ترتیب عبارتند از: مریخ،
مشترى، زحل، اورانوس، نپتون و پلوتو. علاوه بر این&#۸۲۰۲;ها مدارى مربوط به سیاراتى کوچک
میان مریخ و مشترى وجود دارد که گمان مى&#۸۲۰۲;رود بقایاى دهمین سیاره منظومه شمسى باشد
که مدت&#۸۲۰۲;ها قبل منفجر شده است.

همچنین محاسبات نجومى
تعدادى از ستاره شناسان روسى احتمال وجود یازدهمین سیاره با نام بروسوپینا یا برینا
را مطرح کرده که البته هنوز چنین سیاره&#۸۲۰۲;اى رصد نشده است.

زمین سیاره&#۸۲۰۲;اى صخره&#۸۲۰۲;اى
و شبه کروى با ابعاد زیر است:

میانگین قطر زمین:
۷۴۲/۱۲ کیلومتر، میانگین محیط زمین: ۴۲/۴۰۰ کیلومتر، مساحت سطح زمین: ۰۰۰/۰۰۰/۵۱۰
کیلومتر مربع است که ۱۴۹ میلیون کیلومتر مربع آن خشکى و ۳۶۱ میلیون کیلومتر مربع آن
را آب تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهد. حجم زمین: ۰۰۰/۰۰۰/۱۰۸ کیلومتر مکعب، متوسط چگالى زمین: ۵۲/۵
گرم بر سانتى متر مکعب، جرم زمین: ۵۲۰/۵ میلیون میلیون میلیون تن، میانگین چگالى
سنگهاى پوسته زمین: ۲/۵ گرم بر سانتیمتر مکعب، میانگین چگالى سنگهاى گرانیتى تشکیل
دهنده قارات: ۲/۷ گرم بر سانتیمتر مکعب، میانگین چگالى سنگهاى بازالتى تشکیل دهنده
کف اقیانوس&#۸۲۰۲;ها :۲/۹ گرم بر سانتیمتر مکعب است.

آیا کسى زمین را
جایگاه امن قرار داده است؟

میانگین چگالى سنگهاى
تشکیل دهنده پوسته زمین بین ۲/۵ تا ۲/۹ گرم بر سانتى متر مکعب است. مقایسه این
میانگین با میانگین چگالى کلى زمین (۲۵/۵ گرم بر سانتى متر مکعب) نشان مى&#۸۲۰۲;دهد که
چگالى ماده تشکیل دهنده زمین دائما در حال افزایش از سطح به مرکز زمین است؛ به
گونه&#۸۲۰۲;اى که چگالى مرکز زمین ۱۰ تا ۵/۱۳ گرم بر سانتى متر مکعب است. علت بالا بودن
میانگین چگالى در نزدیکى مرکز زمین، وجود مقدار زیادى آهن و عناصر سنگین در دل زمین
است، در حالى که میزان این عناصر سنگین به تدریج به سمت پوسته زمین، روند نزولى به
خود مى&#۸۲۰۲;گیرد.

آهن تقریبا ۹/۳۵ از
مجموع جرم زمین را تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهد؛ بنابراین میزان آهن موجود در زمین نزدیک به هزار و
پانصد میلیون میلیون میلیون تن مى&#۸۲۰۲;رسد. این مقدار آهن به شکل یک گلوله عظیم از آهن
(۹۰%) و نیکل (۹%) و برخى عناصر سبک مانند سیلیکون، کربن، فسفر و گوگرد (۱%) در دل
زمین جا گرفته است. این قسمت، هسته زمین نامیده مى&#۸۲۰۲;شود و جرم آن معادل ۳۱% جرم زمین
و قطر آن حدود ۵/۵ قسمت از طول قطر زمین مى&#۸۲۰۲;باشد؛ اما بقیه آهن زمین (۹/۵ از وزن
زمین) در سایر قسمتهاى زمین با ضخامت تقریبى سه هزار کیلومتر (۸۹۵/۲ کیلومتر)
پراکنده است. این مقدار آهن (۹/۵) مدام در حال کاهش بوده و میزان آهن در پوشش
صخره&#۸۲۰۲;اى زمین را به ۶/۵ مى&#۸۲۰۲;رساند. تمرکز این مقدار عظیم آهن و سایر عناصر سنگین در
دل زمین یکى از عوامل استقرار و امن بودن سیاره زمین است.

اشاره قرآنى به حقیقت
امن بودن زمین نشان مى&#۸۲۰۲;دهد که قرآن کلام الهى بوده و پیامبر خاتم
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; در دعوى خود مبنى بر ارتباط با وحى، صادق بوده است؛ زیرا
هیچکس در زمان پیامبر و تا قرنهاى متمادى پس از ایشان اطلاعى از این حقیقت علمى
نداشت؛ حقیقتى که انسان قرن بیستم آن را کشف نمود. خداوند در این مورد مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها * وَ أَخْرَجَتِ
الْأَرْضُ أَثْقالَها»
[۱۷]؛
آنگاه که زمین به شدت بلرزد و بارهاى سنگین خود را بیرون ریزد. هرچند منظور از
زلزله در اینجا زلزله آخرت به هنگام برانگیخته شدن انسانهاست اما واقعیت همراه با
زلزله یکسان مى&#۸۲۰۲;باشد. مفسرین در گذشته مى&#۸۲۰۲;پنداشتند که منظور از بارهاى سنگین در این
آیه، اجساد مردگان و بار گناهان آنها ست که زمین آنها را براى حساب و کتاب الهى از
درون خود بیرون مى&#۸۲۰۲;اندازد اما باید گفت منظور از (أثقالُ الأرض: بارهاى سنگین زمین)
تنها مورد مذکور نمى&#۸۲۰۲;باشد، بلکه بر طبق کشفیات علمى جدید، زمین در درون خود بارهایى
سنگین دارد. آیه مذکور هم نشان دهنده پیشى گرفتن قرآن بر علوم بشرى است؛ زیرا تا
قرن بیستم هیچکس نمى&#۸۲۰۲;دانست زمین در درون خود بارهاى سنگین دارد.

میانگین فاصله زمین از
خورشید حدود صدو پنجاه میلیون کیلومتر برآورد شده است. وزن زمین با تدبیر عظیم الهى
بر اساس قانون جاذبه این فاصله را مشخص کرده است. قانون جاذبه مى&#۸۲۰۲;گوید: نیروى جاذبه
میان دو جسم با وزن هر دوى آنها رابطه مستقیم و با مربع فاصله میان آن دو رابطه
معکوس دارد. این امر با فرمول زیر قابل نمایش است:

R۲m۱F=Gm

بدین معنى که در صورت
افزایش وزن هر کدام از دو جسم، قوه جاذبه میان آن دو افزایش و در صورت افزایش
فاصله، نیروى جاذبه میان آن دو کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد. هماهنگى میان نیروى جاذبه و نیروى
گریز از مرکز که زمین اولیه را به سمت خورشید سوق داد موجب شد تا با مشیت الهى
فاصله زمین از خورشید مشخص گردد.

ارتباط مستحکم و منظم
میان وزن زمین و خورشید بدین معناست که هرچقدر وزن یکى از این دو تغییر یابد وزن
دیگرى هم همان مقدار تغییر مى&#۸۲۰۲;یابد. این امر از جمله عوامل تثبیت فاصله زمین از
خورشید، استقرار زمین در چرخش به دور محور خود و چرخش آن به دور خورشید در یک مدار
معین است. موارد مذکور سبب تثبیت میزان انرژى دریافتى زمین از خورشید مى&#۸۲۰۲;شود و همین
امر به نوبه خود موجب آمادگى و امنیت و ثبات زمین براى حیات مى&#۸۲۰۲;شود؛ زیرا میزان
انرژى دریافتى سیارات از خورشید با فاصله آنها از خورشید و سرعت حرکت آنها به دور
خورشید رابطه معکوس دارد؛ چنانکه ویژگیهاى فیزیکى، شیمیایى و فلکى بى نظیر زمین سبب
شده تا مهد حیات گیاهان، حیوانات و انسان&#۸۲۰۲;ها شود.

مطالعات فیزیک زمین
ثابت کرده است که زمین از تعدادى لایه&#۸۲۰۲;هاى متمرکز پیرامون گلوله&#۸۲۰۲;اى از آهن و نیکل
به نام هسته زمین یا هسته داخلى زمین ساخته شده است. این لایه&#۸۲۰۲;ها بر اساس ترکیب
شیمیایى یا صفات مکانیکى آنها به این صورت تقسیم&#۸۲۰۲;بندى مى&#۸۲۰۲;شود.

۱. پوسته زمین

پوسته زمین از
صخره&#۸۲۰۲;هاى آتشین و محکمى تشکیل شده که در بیشتر مواقع با روکشى نازک از سنگهاى رسوبى
یا رسوبات (خاک) پوشانده شده است. سنگهاى اسیدى و فوق اسیدى مانند گرانیت و
صخره&#۸۲۰۲;هاى گرانیتى (با میانگین چگالى ۷/۲ گرم بر سانتى متر مکعب) بیشتر در سطح
قاره&#۸۲۰۲;ها یافت مى&#۸۲۰۲;شود همچنانکه صخره&#۸۲۰۲;هاى بازیک و فوق بازیک مانند بازالت و گابرو (با
میانگین چگالى ۹/۲ گرم بر سانتى متر مکعب) کف دریاها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها را پوشانده&#۸۲۰۲;اند.
میانگین ضخامت پوسته زمین در سطح قاره&#۸۲۰۲;ها بین ۳۵ تا ۴۰ کیلومتر است؛ هرچند این عدد
در زیر بلندى&#۸۲۰۲;هاى زمین و کوه&#۸۲۰۲;ها افزونتر مى&#۸۲۰۲;باشد. میانگین ضخامت پوسته تشکیل دهنده
کف دریاها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها بین ۵ تا ۸ کیلومتر است.

۲. پایین&#۸۲۰۲;ترین قسمت
پوسته صخره&#۸۲۰۲;اى زمین

این قسمت از صخره&#۸۲۰۲;هاى
سخت تشکیل شده است. در سطح قاره&#۸۲۰۲;ها این سنگ&#۸۲۰۲;ها بیشتر از نوع سنگهاى اسیدى و فوق
اسیدى بوده و ضخامت آنها به ۸۵ کیلومتر مى&#۸۲۰۲;رسد؛ این در حالى است که بیشتر سنگهاى
زیر دریاها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها از نوع سنگهاى بازیک وفوق بازیک است که ضخامت آنها در حدود
۶۰ کیلومتر مى&#۸۲۰۲;باشد. سطح انقطاعى از امواج لرزشى به نام انفصال موهو[۱۸]
این لایه را از پوسته زمین جدا مى&#۸۲۰۲;کند.

۳. سست کره

صخره&#۸۲۰۲;هاى این قسمت،
نرم و شبه مذاب هستند (ذوب جزئى در حد ۱/۰) ضخامت این لایه بین ۲۸۰ تا ۳۳۵ کیلومتر
بوده و منبع بسیارى از فعالیت&#۸۲۰۲;هاى زمین مانند زلزله، آتشفشان، حرکت صفحات پوسته
سنگى زمین و تشکیل کوه و رشته کوه همین قسمت مى&#۸۲۰۲;باشد.

۴. گوشته میانى زمین

از مواد سخت و متراکم
تشکیل شده و ضخامت آن حدود ۲۷۰ کیلومتر است. در پایین و بالاى این لایه، سطوح امواج
لرزشى ناشى از زلزله قرار دارد؛ یکى از این سطوح در عمق ۴۰۰ کیلومترى و دیگرى در
عمق ۶۷۰ کیلومترى از سطح زمین یافت مى&#۸۲۰۲;شود.

۵. قسمت پایینى گوشته
زمین

این قسمت از مواد سخت
تشکیل شده و روى هسته مایع زمین قرار دارند. در بالاى این لایه یکى از سطوح قطع
امواج لرزشى ناشى از زلزله در عمق ۶۷۰ کیلومترى از سطح زمین قرار دارد. در پایین
این لایه هم لایه&#۸۲۰۲;اى انتقالى و شبه مذاب وجود دارد که آن را از هسته مایع زمین در
عمق ۸۸۵/۲ کیلومترى از سطح زمین جدا مى&#۸۲۰۲;کند؛ بنا براین ضخامت این لایه حدود ۲۱۵/۲
کیلومتر برآورد مى&#۸۲۰۲;شود.

۶. هسته مایع زمین
(قسمت بیرونى هسته زمین)

این لایه، پیرامون
هسته جامد زمین را احاطه کرده و تقریبا داراى همان ترکیب شیمیایى قسمت مذکور است.
ضخامت این لایه حدود ۲۷۵/۲ کیلومتر(از عمق ۸۸۵/۲ کیلومترى تا عمق ۱۶۰/۵ کیلومترى
زیر زمین) تخمین زده مى&#۸۲۰۲;شود. دو لایه انتقالى شبه مذاب، آن را از دو لایه بالایى و
پایینى جدا مى&#۸۲۰۲;کنند؛ بزرگترین این دو لایه، لایه پایینى است که ضخامت آن حدود ۴۵۰
کیلومتر برآورد مى&#۸۲۰۲;شود.

۷. هسته جامد زمین
(هسته داخلى زمین)

این لایه یک گلوله
بزرگ از آهن (۹۰%) و نیکل (۹%) را شامل مى&#۸۲۰۲;شود. ۱% بقیه را عناصر سبکى مانند
سیلیکون، کربن، گوگرد و فسفر تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهند. این ترکیب تقریبا همان ترکیب شهاب
سنگهاى آهنى است که سالانه میلیون&#۸۲۰۲;ها تن از آن به زمین مى&#۸۲۰۲;رسد؛ این شهاب سنگ&#۸۲۰۲;ها
ناشى از انفجار برخى اجرام آسمانى است. بررسى شهاب سنگهایى که بر روى زمین فرود
مى&#۸۲۰۲;آید این ساختار داخلى زمین را تایید مى&#۸۲۰۲;کند؛ همچنان که اندازه&#۸۲۰۲;گیرى جاذبه زمین و
لرزشهاى ناشى از زلزله، تایید کننده این مسئله است.

اگر ساختار داخلى زمین
به این صورت نبود، نه میدان مغناطیسى زمین و نه نیروى جاذبه آن شکل مى&#۸۲۰۲;گرفت. در
صورت عدم وجود نیروى جاذبه زمین، اتمسفر گازى و آبى این سیاره از آن دور مى&#۸۲۰۲;شد و
زندگى غیر ممکن مى&#۸۲۰۲;گشت. در صورت عدم وجود میدان مغناطیسى زمین، پرتوهاى کیهانى و
شتابان خورشید و سایر ستارگان آسمان، این سیاره را نابود مى&#۸۲۰۲;کرد.

زمین در مدارى بیضى
شکل با فاصله زاویه&#۸۲۰۲;اى اندک و با سرعتى حدود ۳۰ کیلومتر در ثانیه به دور خورشید
مى&#۸۲۰۲;گردد. بنا بر این حدود ۲۵/۳۶۵ روز طول مى&#۸۲۰۲;کشد تا یک بار به دور خورشید بچرخد.
زمین با سرعتى حدود ۳۰ کیلومتر در دقیقه در خط استوا به دور محور خود در حال گردش
است و با این سرعت در یک روز تقریبا ۲۴ ساعته، یک بار به دور خود مى&#۸۲۰۲;چرخد. روز و
شب، این ۲۴ ساعت را میان خود تقسیم مى&#۸۲۰۲;کنند. به علت تمایل محور چرخش زمین بر صفحه
مدارى با زاویه&#۸۲۰۲;اى تقریبا معادل ۵/۶۶ درجه (۵/۲۳ درجه)، ساعات روز و شب بر اساس
فصول سال تغییر مى&#۸۲۰۲;کند.

زمین حرکات متعددى
دارد از جمله: وضعى، انتقالى، نوسان دوران آن حول محور خود، دورى و نزدیکى آن به
خورشید در حرکت مدارى و تغییر تدریجى حرکت آن براى&#۸۲۰۲;ایجاد توازن حرکاتش با حرکت ماه
و سایر سیارات منظومه شمسى و همچنین توازن حرکت آن با خورشید پیرامون مرکز کهکشان،
با کهکشان و پیرامون مرکز کهکشانى؛ همه این حرکات به کنترل و دقت نیاز دارد تا هم
خود زمین آرام و امن باشد و هم محل استقرار حیات بر سطح آن. در این مورد کافى است
به نقش کوه&#۸۲۰۲;ها در تثبیت زمین و کاهش نوسان آن هنگام چرخش به دور محور خود اشاره
کنیم، نقش کوه&#۸۲۰۲;ها در این امر دقیقا همانند نقش تکه&#۸۲۰۲;هاى سرب پیرامون لاستیک ماشین
هاست که موجب کاهش میانگین نوسان آنها مى&#۸۲۰۲;شود.

۲. «جَعَلَ الْأَرْضَ
قَراراً» به معناى امنیت زمین براى موجودات ساکن در آن: یکى از معانى امن بودن زمین
ایجاد شرایط مناسب براى حیات در سطح آن است؛ در بین این شرایط مى&#۸۲۰۲;توان به مقدار
جاذبه زمین اشاره کرد که هم اتمسفر گازى و آبى&#۸۲۰۲;این سیاره و هم موجودات زنده سطح آن
را نگه مى&#۸۲۰۲;دارد. آب نیز که عنصر حیات به شمار مى&#۸۲۰۲;رود به وفور در زمین یافت مى&#۸۲۰۲;شود
تا جایى که دانشمندان، این سیاره را سیاره آبى نام نهاده&#۸۲۰۲;اند. میزان آبهاى موجود در
سطح زمین ۱۳۶۰ میلیون کیلومتر مکعب برآورده مى&#۸۲۰۲;شود. آب ۷۱% سطح زمین را به خود
اختصاص داده است در حالى که خشکى&#۸۲۰۲;ها تنها ۲۹% مساحت زمین را پوشانده&#۸۲۰۲;اند.


همچنین گاز اکسیژن یکى
از عوامل اساسى حیات بر روى زمین به شمار مى&#۸۲۰۲;رود. خداوند براى سیاره ما یک اتمسفر
گازى با جرم تقریبى پنج هزار میلیون میلیون تن و ضخامت چندین هزار کیلومتر از سطح
دریا آفریده است؛ فشار موجود در این اتمسفر حدود یک کیلوگرم بر سانتیمتر مربع است
که همراه با افزایش ارتفاع فشار آن تا یک میلیونم میزان مذکور کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد. قسمت
پایینى این اتمسفر گازى (از ارتفاع ۶ کیلومترى از سطح دریا تا ارتفاع ۲۰ کیلومترى)
حدود ۶۶% کل جرم اتمسفر را به خود اختصاص داده است. این قسمت از گازهاى نیتروژن
(۱/۷۸)، اکسیژن (۲۱%)، آرگون (۰۹۳%) و دى اکسید کربن (۰۳%) تشکیل شده است؛ البته
مقادیر بسیار اندکى بخار آب و گازهاى دیگر هم در آن یافت مى&#۸۲۰۲;شود.


اگر اتمسفر گازى زمین
از چنین ترکیبى برخوردار نبود زندگى بر روى زمین شکل نمى&#۸۲۰۲;گرفت. همچنین جرم، ابعاد و
فاصله زمین از خورشید با نهایت دقت تنظیم شده است به گونه&#۸۲۰۲;اى که اگر زمین اندکى
کوچکتر از اندازه فعلى آن بود، از خورشید دور شده، بسیارى از انرژى خود را از دست
مى&#۸۲۰۲;داد و نمى&#۸۲۰۲;توانست اتمسفر گازى و آبى خود را حفظ کند؛ در نتیجه ادامه حیات بر روى
زمین غیرممکن مى&#۸۲۰۲;شد. اگر زمین اندکى بزرگتر از مقدار کنونى آن بود به خورشید نزدیک
شده و حرارت خورشید آن را مى&#۸۲۰۲;سوزاند؛ در این صورت قدرت این سیاره براى جذب اشیا
آنچنان افزایش مى&#۸۲۰۲;یافت که مانع حرکت شده، از رشد کامل موجودات زنده جلوگیرى و توازن
دمایى سطح آن را مختل مى&#۸۲۰۲;کرد.

طول مدت هر سال در
زمین به فاصله آن از خورشید بستگى دارد. مقدار ساعات شبانه روز هم ناشى از سرعت
چرخش زمین به دور محور خود و اندازه و ابعاد آن است. جابجایى فصول نیز به تمایل
محور گردش زمین بر صفحه مدارى بستگى دارد؛ در صورت عدم تمایل این محور، جابجایى
فصل&#۸۲۰۲;ها رخ نمى&#۸۲۰۲;داد و سیستم زندگى دچار اختلال مى&#۸۲۰۲;شد.

اگر شکاف پوسته
قاره&#۸۲۰۲;اى زمین و دور شدن صفحه&#۸۲۰۲;هاى آن از یکدیگر و برخورد با سایر صفحات نبود نه کوهى
شکل مى&#۸۲۰۲;گرفت، نه آتشفشانى رخ مى&#۸۲۰۲;داد و نه زمین لرزه&#۸۲۰۲;اى به وقوع مى&#۸۲۰۲;پیوست. همه این
موارد از نشانه&#۸۲۰۲;هاى پویایى زمین و از عوامل نوشدن و تثبیت و تشکیل فلزات در پوشش
صخره&#۸۲۰۲;اى آن به شمار مى&#۸۲۰۲;روند؛ همچنانکه تشکیل خاک، چرخه آب و صخره&#۸۲۰۲;ها، ایجاد قاره&#۸۲۰۲;ها
و نابودى آنها ، تشکیل اقیانوسها، گسترش وآنگاه بسته شدن و نابودى آن&#۸۲۰۲;ها، همه وهمه
ناشى از موارد فوق الذکر است. این حرکات، نقشى اساسى در آماده کردن زمین براى پذیرش
حیات و آبادانى ایفا کرده و مى&#۸۲۰۲;کنند.

پس امنیت ذاتى زمین و
آماده شدن آن براى حیات از همین مسائل نشأت مى&#۸۲۰۲;گیرد؛ امرى که با وجود حرکات متعدد
زمین، سیر آن در پهنه گیتى و خطرات فراوانى که آن را در بر گرفته است، سبب شده تا
با اراده الهى حیات در سطح این سیاره شکل گیرد. همه این&#۸۲۰۲;ها آیات الهى هستند تا مردم
متوجه حمایت خداوند شده و نیازمندى خود به رحمت و عنایت او را در همه حال احساس
کنند. پس پاک و منزه است خداوندى که هزار و چهارصد سال پیش این آیات را نازل کرد:



«أَمَّنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً وَ جَعَلَ خِلالَها أَنْهاراً
وَ جَعَلَ لَها رَواسِیَ وَ جَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حاجِزاً أَ إِلهٌ مَعَ
اللّهِ بَلْ أَکْثَرُهُمْ لا یَعْلَمُونَ»
[۱۹]؛
آیا آنکس که زمین را جایگاه امن وآسایش شما قرار داد، در درون آن رودها گذاشت،
کوه&#۸۲۰۲;ها براى آن قرارداد و میان دو دریا مانعى نهاد آیا معبود دیگرى همراه خدا هست
بلکه اکثر مردم نمى&#۸۲۰۲;دانند.


«اللّهُ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الْأَرْضَ قَراراً وَ السَّماءَ
بِناءً وَ صَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ وَ رَزَقَکُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ
ذلِکُمُ اللّهُ رَبُّکُمْ فَتَبارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ»
[۲۰]؛
خدا کسى است که زمین را جایگاه امن و آسایش شما قرار داد و آسمان را همچون سقفى
بالاى سرتان قرار داد و شما را صورتگرى کرد و صورتتان را نیکو آفرید و از نعمتهاى
پاک شما را روزى داد، این است خداوند پروردگار شما. پس بلند مرتبه و بزرگ است
خداوندى که پروردگار جهانیان است.

 

 


۴. خانه عنکبوت، خانه&#۸۲۰۲;اى سست

خداوند در سوره عنکبوت
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ
اللّهِ أَوْلِیاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتاً وَ إِنَّ أَوْهَنَ
الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ»
[۲۱]؛
مثل کسانى که جز خداوند یار ویاورى براى خود برگزیده&#۸۲۰۲;اند همانند عنکبوت است که براى
خود خانه&#۸۲۰۲;اى ساخته است و اگر بدانند سست&#۸۲۰۲;ترین خانه&#۸۲۰۲;ها خانه عنکبوت است.

این موضوع را که خانه
عنکبوت از نظر مادى و معنوى سست&#۸۲۰۲;ترین خانه&#۸۲۰۲;هاست؛ مطالعات اخیر حیوان شناسى در زمین
به اثبات رسانده است. مفسران در این باره گفته&#۸۲۰۲;اند: منکرانى که ولایت غیر خدا را
پذیرفته&#۸۲۰۲;اند در سستى و ضعف اعتقاد، همانند عنکبوت هستند که براى خود خانه&#۸۲۰۲;اى ساخته
تا در پناه آن آرام گیرد؛ در حالى که خانه او سست&#۸۲۰۲;ترین خانه&#۸۲۰۲;ها به شمار رفته، براى
پناه جستن، شایستگى ندارد و اگر این منکران مى&#۸۲۰۲;دانستند چنین کارى را انجام
نمى&#۸۲۰۲;دادند.

عنکبوت از نظر علمى :

عنکبوت از شاخه
بندپایان[۲۲]
و از رده آراکنوئیدها[۲۳]
است. در این شاخه غیر از عنکبوتیان جنس&#۸۲۰۲;هاى دیگرى نظیر عقرب&#۸۲۰۲;ها و کنه&#۸۲۰۲;ها نیز وجود
دارند. بدن عنکبوت[۲۴]
به دو قسمت جلویى و عقبى تقسیم مى&#۸۲۰۲;شود؛ در قسمت جلو سر و سینه قرار گرفته و قسمت
عقبى بدن، شکم را در بر مى&#۸۲۰۲;گیرد. در قسمت جلو چهار جفت پا و دو جفت شاخک حسى و یک
جفت شاخک قلاب مانند به شکل گاز انبر یا چنگال&#۸۲۰۲;هایى که حاوى غدد سمى است وجود دارد.
کمر باریک عنکبوت قسمت جلویى بدن او را از قسمت عقبى جدا مى&#۸۲۰۲;کند.

عنکبوت چشمهاى ساده&#۸۲۰۲;اى
دارد که تعداد آنها به هشت عدد مى&#۸۲۰۲;رسد؛ البته گاهى تعداد چشم&#۸۲۰۲;ها از هشت کمتر است.
این حیوان با شکار کردن حشرات، روزگار مى&#۸۲۰۲;گذراند و پوستى ضخیم و پوشیده از مو دارد.
این پوست هفت تا هشت بار مى&#۸۲۰۲;افتد تا به مرحله کمال خود برسد. جانور شناسان امروز،
بیش از سى هزار نوع عنکبوت را مورد شناسایى قرار داده&#۸۲۰۲;اند که از نظر شکل؛ رنگ و حجم
(بین کمتر از یک میلیمتر و نود میلیمتر) با هم متفاوتند. بیشتر عنکبوت&#۸۲۰۲;ها در خشکى و
به صورت فردى (جز در هنگام جفتگیرى و سر از تخم درآوردن بچه عنکبوتها) زندگى
مى&#۸۲۰۲;کنند. محیط زیست عنکبوت&#۸۲۰۲;ها از سطح دریا تا ارتفاع پنج هزار مترى گسترده شده است.


این حشرات، سه جفت
زایده برجسته و متحرک در پایین شکم دارند؛ این زایده&#۸۲۰۲;ها سوراخ&#۸۲۰۲;هاى ریزى دارند که
مایع سازنده تارهاى عنکبوت از آن خارج مى&#۸۲۰۲;شود، به همین علت به این سوراخ&#۸۲۰۲;ها دوک
گفته مى&#۸۲۰۲;شود. این مایع که از طریق دوک&#۸۲۰۲;هاى قسمت عقب بدن از تعدادى غدد ویژه ترشح
مى&#۸۲۰۲;شود به محض آنکه در معرض هوا قرار گیرد خشک مى&#۸۲۰۲;گردد. پس از خشک شدن، تارهایى با
شکل، طول و استحکام متفاوت ایجاد مى&#۸۲۰۲;شوند. این تفاوت، ناشى از تفاوت غدد ترشح کننده
تارهاست. عنکبوت در خانه&#۸۲۰۲;اش ـ که همه فعالیتهاى حیاتى خود را در آن انجام مى&#۸۲۰۲;دهد ـ
مى&#۸۲۰۲;ماند. این حشره غیر از این خانه، مخفیگاه دیگرى نیز براى خود مى&#۸۲۰۲;سازد که به
وسیله تارِ شکار به خانه متصل شود و در مواقع خطر به این مخفیگاه پناه مى&#۸۲۰۲;برد.

مفاهیم علمى موجود در
آیه:

۱. مفرد آوردن عنکبوت


در فرهنگ لسان العرب
آمده است: عنکبوت جانور کوچکى است که در هوا و بر روى دهانه چاه، ترکیبى را
مى&#۸۲۰۲;بافد. این کلمه مونث است اما گاهى در شعر به صورت مذکر هم آمده است. به خانه
عنکبوت (عَکدَبَة) گفته مى&#۸۲۰۲;شود. فراء مى&#۸۲۰۲;گوید: عنکبوت مونث است البته برخى عرب&#۸۲۰۲;ها
آن را به صورت مذکر هم مى&#۸۲۰۲;آورند. جمع آن عنکبوتات، عَناکِب و عَناکیب و اسم مصغر آن
عُنَیکِب است. اهل یمن به آن عَنکَباه مى&#۸۲۰۲;گویند؛ گاهى نیز عَنکَباء و عَنکَبوه
نامیده مى&#۸۲۰۲;شود. سیبویه با استشهاد به افزودن تاء به عنکبوت آن را عنکباء مى&#۸۲۰۲;نامد و
من نمى&#۸۲۰۲;دانم آیا اسم مفرد است یا جمع. ابن اعرابى مى&#۸۲۰۲;گوید: عَنکَب مذکر است و مونث
آن عَنکَبة است. گفته شده است عَنکَب اسم جنس عنکبوت است و عنکبوت هم مذکر و هم
مونث است. (مبرد) مى&#۸۲۰۲;گوید عنکبوت مونث است اما مذکر هم آورده شده است.


نظر غالب آن است که
واژه عنکبوت مفرد مونث بوده و جمع آن عَناکِب است. نامگذارى این سوره به نام عنکبوت
ـ که واژه&#۸۲۰۲;اى مفرد است ـ به این دلیل است که عنکبوت به صورت فردى زندگى مى&#۸۲۰۲;کند به
جز مواقع جفتگیرى یا زمانى که تخم&#۸۲۰۲;ها باز مى&#۸۲۰۲;شوند. اما در دو سوره نمل و نحل، اسم
سوره به صورت جمع آمده است تا بر جمعى بودن زندگى این دو حشره اشاره شود.


۲. إتَّخَذَت بَیتا
(فعل اتخذت مونث است)

این آیه قرآنى به
صراحت مى&#۸۲۰۲;گوید که عنکبوت ماده به ساخت خانه اقدام مى&#۸۲۰۲;کند؛ بنابراین وظیفه ساخت خانه
بر عهده عنکبوت ماده است که با غدد ترشح کننده ماده ابریشمى اقدام به ساخت مى&#۸۲۰۲;کند؛
هرچند در برخى مواقع عنکبوت نر هم در کار ساخت، ترمیم یا توسعه او را یارى مى&#۸۲۰۲;کند
با این حال وظیفه مذکور به صورت یک وظیفه محض براى حیوان ماده حفظ مى&#۸۲۰۲;شود.


۳. إنَّ أوهَنَ
البُیُوتِ لَبَیتُ العَنکَبوتِ

این جمله اعجاز آمیز
چند حقیقت مهم را مورد اشاره قرار مى&#۸۲۰۲;دهد:

الف. سست بودن از لحاظ
مادى: خانه عنکبوت از لحاظ مادى سست&#۸۲۰۲;ترین خانه&#۸۲۰۲;هاست؛ زیرا از تعدادى تارهاى ابریشمى
ساخته شده است که بسیار نازک بوده و در بیشتر مواقع فاصله زیادى با هم دارند. به
همین علت عنکبوت را نه از گرماى خورشید محافظت مى&#۸۲۰۲;کند و نه از سرماى زمستان؛ سایه
کافى ایجاد نمى&#۸۲۰۲;کند و در برابر باران، تند باد و خطر مهاجمان قادر به محافظت از
عنکبوت نیست؛ با آنکه ساخت چنین خانه&#۸۲۰۲;اى خود از معجزات الهى است.


ب. این خانه عنکبوت
است که سست است نه تارهاى آن: اصطلاح (اوهن البیوت) این نکته را مورد اشاره قرار
مى&#۸۲۰۲;دهد که سستى و ضعف در خانه عنکبوت است نه در تارهاى آن. این اشاره قرآنى بسیار
دقیق است؛ زیرا تارهاى خانه عنکبوت، ابریشمى و بسیار نازکند و میانگین ضخامت هر
کدام یک میلیونیم اینچ مربع یا یک چهار هزارم ضخامت یک موى عادى در سر انسان است.


با وجود نازک بودن،
تار عنکبوت محکم&#۸۲۰۲;ترین ماده بیولوژیکى است که تا کنون مورد شناسایى قرار گرفته است؛
تارهاى&#۸۲۰۲;ابریشمى سازنده خانه عنکبوت از فولاد هم محکم ترند و تنها کوارتز ذوب شده از
آن محکم&#۸۲۰۲;تر است. یک تار بلند عنکبوت پیش از پاره شدن تا پنج برابر طول خود کشیده
مى&#۸۲۰۲;شود و به همین خاطر دانشمندان، نام فولاد بیولوژیک را بر آن نهاده&#۸۲۰۲;اند. استحکام
تار عنکبوت ۲۰ برابر فولاد معدنى عادى است و توان آن به ۰۰۰/۳۰ رطل[۲۵]
در اینچ مربع مى&#۸۲۰۲;رسد؛ به عنوان مثال اگر یک عنکبوت، تارى به ضخامت انگشت شست
مى&#۸۲۰۲;ساخت مى&#۸۲۰۲;توانست یک هواپیماى جمبو جت را به آسانى حمل کند.

ج. سست بودن به لحاظ
معنوى: خانه عنکبوت به لحاظ معنوى هم سست&#۸۲۰۲;ترین خانه&#۸۲۰۲;هاست؛ زیرا از دوستى و مهربانى
که هر خانه خوشبختى از آن برخوردار است محروم مى&#۸۲۰۲;باشد؛ به خاطر آنکه در برخى انواع
عنکبوت&#۸۲۰۲;ها (به نام بیوه سیاه) جنس ماده به محض پایان بارورى، جنس نر را کشته و آن
را شکار مى&#۸۲۰۲;کند؛ این امر بدان علت است که ماده عنکبوت وحشى&#۸۲۰۲;تر بوده و از حجم بیشترى
برخوردار است. در برخى حالت&#۸۲۰۲;ها عنکبوت ماده بى&#۸۲۰۲;رحمانه بچه&#۸۲۰۲;هاى خود را مى&#۸۲۰۲;خورد. در
برخى دیگر عنکبوت ماده پس از بارورى تخم&#۸۲۰۲;ها که معمولا در کیسه&#۸۲۰۲;اى ابریشمى از آنها
نگهدارى مى&#۸۲۰۲;کند مى&#۸۲۰۲;میرد. پس از مدتى بچه عنکبوت&#۸۲۰۲;ها از تخم بیرون مى&#۸۲۰۲;آیند و خود را
در یک مکان بسیار شلوغ در داخل کیسه تخم مى&#۸۲۰۲;بینند؛ لذا این خواهرها و برادرها به
خاطر غذا یا جا یا هر دوى این&#۸۲۰۲;ها با هم درگیر شده یکدیگر را مى&#۸۲۰۲;کشند. پس از پایان
درگیرى&#۸۲۰۲;ها تنها تعداد اندکى از بچه عنکبوت&#۸۲۰۲;ها زنده مى&#۸۲۰۲;مانند؛ آنها از پوست خود جدا
شده، دیواره کیسه تخم را پاره کرده و با خاطراتى دردناک، یکى پس از دیگرى از آن
خارج مى&#۸۲۰۲;شوند. پس از آن همگى در محیط اطراف پراکنده شده، و ماده&#۸۲۰۲;ها شروع به ساخت
خانه مى&#۸۲۰۲;کنند؛ در این راه هم برخى بچه عنکبوتهاى باقیمانده کشته مى&#۸۲۰۲;شوند؛ نجات
یافتگان هم همین فاجعه را تکرار مى&#۸۲۰۲;کنند. مجموعه این حوادث باعث مى&#۸۲۰۲;شود که خانه
عنکبوت وحشى&#۸۲۰۲;ترین خانه&#۸۲۰۲;ها بوده و در آن خبرى از پیوندهاى خویشاوندى و نزدیکى نباشد.
به همین علت است که خداوند در سستى و ضعف، خانه عنکبوت را مثال زده است؛ زیرا در آن
از ساده&#۸۲۰۲;ترین مفاهیم عطوفت میان نر و ماده، مادر و بچه&#۸۲۰۲;ها و برادران و خواهران خبرى
نیست.

۴. لَو کانُوا
یَعلَمونَ

این حقایق در هنگام
نزول قرآن و حتى تا قرن&#۸۲۰۲;ها پس از آن براى هیچکس شناخته شده نبود؛ بلکه پس از
مطالعات گسترده صدها جانورشناس در طول ده&#۸۲۰۲;ها سال، بالاخره در دهه&#۸۲۰۲;هاى پایانى قرن
بیستم کشف شد، به همین خاطر پروردگار این آیه را با (لو کانو یعلمون) به پایان
رسانده است.

بنابراین توصیف قرآنى
در مورد خانه عنکبوت به عنوان سست&#۸۲۰۲;خانه&#۸۲۰۲;ها که بر پیامبرى بى&#۸۲۰۲;سواد و در میان
جامعه&#۸۲۰۲;اى نازل شده که اکثریت قاطع آن را بى سوادان تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهند ـ آن هم هزار و
چهارصد سال پیش ـ چیزى جز پیشى جستن از علم نیست؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که هیچ عاقلى
نمى&#۸۲۰۲;تواند تصور کند منبع قرآن، کسى جز خداوند یکتا باشد.

برخى اشارات پنهان
قرآنى :

الف. خانه عنکبوت تنها
یک مأوى و محل سکونت به حساب نمى&#۸۲۰۲;آید؛ بلکه در عین حال دامى است که حشرات پرنده چون
مگس و ... در برخى تارهاى چسبناک آن گرفتار و شکار عنکبوت مى&#۸۲۰۲;شوند. مشرکینى که جز
خداوند معبودهاى دیگرى را براى خود برگزیده&#۸۲۰۲;اند و مردم را نیز بدان سو مى&#۸۲۰۲;کشانند
همین حکایت را دارند؛ آنها مردم را به سوى دامى محکم دعوت مى&#۸۲۰۲;کنند که ورود به آن به
منزله هلاکت آنها در دنیا و آخرت است. خداوند متعال مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«إِنَّ اللّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ
ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللّهِ فَقَدِ افْتَرى إِثْماً
عَظِیماً»
[۲۶]؛
خداوند شرک را نمى&#۸۲۰۲;بخشد و هر چه را که جز آن باشد براى هر که بخواهد مى&#۸۲۰۲;بخشد و هر
که شریکى براى خداوند قائل باشد گناه بزرگى مرتکب شده است.

ب: خداوند به مردم
هشدار مى&#۸۲۰۲;دهد که از مبلغان فساد اجتناب کنند؛ همان&#۸۲۰۲;ها که هواپرستى و ثروت اندوزى را
شریک خدا قرار داده&#۸۲۰۲;اند. در آیه قرآنى مذکور به تارهاى پنهان آنها اشاره&#۸۲۰۲;اى رمزگونه
شده است. اینان از طریق همین تارهاى ثروت، فساد، پست و مقام و ... به شکار قربانیان
خود مى&#۸۲۰۲;پردازند؛ تارهایى که به محض گرفتن قربانى او را نابود مى&#۸۲۰۲;کند.


 

  


۵. آفرینش آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین در شش روز


«خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّامٍ»
:
آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین را در شش روز آفرید.

خداوند تبارک و تعالى
در قرآن کریم مى&#۸۲۰۲;فرماید: «إِنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِی
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى
الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثاً وَ الشَّمْسَ وَ
الْقَمَرَ وَ النُّجُومَ مُسَخَّراتٍ بِأَمْرِهِ أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
تَبارَکَ اللّهُ رَبُّ الْعالَمِینَ»
[۲۷]؛
پروردگار شما آن خدایى است که آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین را در شش روز خلق کرد؛ آنگاه بر عرش
قدرت استیلا یافت. روز را با پرده شب پوشاند که با شتاب در پى آن حرکت مى&#۸۲۰۲;کند و
خورشید و ماه و ستارگان مسخر امر او هستند. آگاه باشید که ملک و آفرینش، خاص خداست
و حکم نافذ، فرمان اوست. اوست که منزه و بلند مرتبه و پروردگار عالمیان است.

در زمانى که عقیده
مردم، ثبوت و سکون زمین بود، قرآن کریم بر حرکت و شناور بودن زمین و تمام اجرام
آسمانى در پهنه وسیع هستى تاکید کرد؛ اما از آنجا که گفتن این حقایق در زمان نزول
وحى به مصلحت نبود قرآن به صورتى لطیف، زیبا و غیر مستقیم به آنها اشاره کرد تا
نپذیرفتن این حقایق، مردم را از نور رسالت خاتم و این هدیه الهى بى نصیب نکند.


قرآن کریم به تعدادى
از حقایق جهان هستى که در آن زمان از سطح دانش مردم فراتر بود از جمله حرکات زمین
به صورت خلاصه و غیر مستقیم و در عین حال دقیق، جامع و کامل اشاره نموده است تا با
پیشرفت سریع علم همچنان بر علم بشر احاطه داشته باشد و دلیلى بر این نکته باشد که
این کتاب، کلام آفریدگار جهان است و پیامبر از جانب خدا به عنوان معلم و مؤیّد عظمت
و شگفتى این کتاب، برگزیده شده است.

حرکات زمین :

قرآن کریم در اشاره به
حرکات زمین از عباراتى مانند پى در پى آمدن شب و روز و جابجایى آن&#۸۲۰۲;ها، پوشاندن روز
به وسیله شب و بالعکس، داخل کردن هرکدام از این دو در یکدیگر و بیرون کشیدن آنها از
هم و حرکت ابر گونه کوه&#۸۲۰۲;ها استفاده نموده است؛ همچنین در اشاره به حرکات انتقالى
زمین از شناور بودن شب وروز سخن به میان آورده است.

الف: پوشاندن روز توسط
شب

آیات مربوط به پوشاندن
روز توسط شب در سوره اعراف و سوره رعد ذکر شده که بعدا به آنها مى&#۸۲۰۲;پردازیم.

ب: پى در پى آمدن شب و
روز

کندى سرعت گردش زمین
به دور محور خود، در جسم گیاهان و سایر موجودات منقرض شده نمایان است. در پنج آیه
از آیات قرآن کریم به کروى بودن زمین و گردش آن به محور خود در مقابل خورشید اشاره
شده است. خداوند متعال در این آیات مى&#۸۲۰۲;فرماید:

۱.
«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ
اللَّیْلِ وَ النَّهارِ... لآیاتٍ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ»
[۲۸]؛
به درستى که در آفرینش آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین و پى در پى آمدن شب و روز ... نشانه&#۸۲۰۲;هایى
براى عاقلان وجود دارد.

۲.
«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ
اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لَآیاتٍ لِأُولِی الْأَلْبابِ»
[۲۹]؛
به درستى که در آفرینش آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین و پى در پى آمدن شب و روز براى خردمندان
نشانه&#۸۲۰۲;هایى است.

۳.
«إِنَّ فِی اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ وَ ما
خَلَقَ اللّهُ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَّقُونَ»
[۳۰]؛
در آفرینش شب و روز و آن چه خداوند در آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین آفریده براى متقین
نشانه&#۸۲۰۲;هایى است.

۴.
«وَ هُوَ الَّذِى یُحیِى وَ یُمیتُ وَ لَهُ اختِلافُ
اللَّیلِ وَ النَّهارِ أفَلاتَعقِلونَ»
[۳۱]؛
اوست که  زنده مى&#۸۲۰۲;کند و مى&#۸۲۰۲;میراند و پى در پى آمدن شب و روز از اوست چرا در این
امور تفکر نمى&#۸۲۰۲;کنید؟

۵.
«إنَّ فِى خَلقِ السَّمَواتِ وَ الأرضِ لاَیاتٍ
لِلمُؤمِنینَ * وَ فِى خَلقِکُم وَ ما یَبُثُّ مِن دابَّةٍ آیاتٌ لِقَومٍ یُوقِنونَ
* وَ اخِتلافِ اللَّیلِ وَ النَّهارِ وَ ما أنزَلَ اللهُ مِنَ السَّماءِ مِن رِزقٍ
فَأحیَا بِهِ الأرضَ بَعدَ مَوتِها وَ تصریفِ الرِّیاحِ آیاتٌ لِقَومٍ یَعقِلونَ»
[۳۲]؛
به درستى که در آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین نشانه&#۸۲۰۲;هایى براى مومنین وجود دارد و نشانه&#۸۲۰۲;هایى نیز
در خلقت شما و پراکنده شدن جنبندگان براى اهل یقین است و در رفت و آمد شب و روز و
آن چه خداوند از آسمان به صورت روزى نازل مى&#۸۲۰۲;کند و زمین را پس از مرگ زنده مى&#۸۲۰۲;کند و
در جابجایى بادها براى اهل تعقل نشانه&#۸۲۰۲;هایى وجود دارد.

پى در پى آمدن شب وروز
در قرآن به تعابیر دیگرى نیز ذکر شده است:

۶.
«وَ هُوَ الَّذِى جَعَلَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ خِلفَةً
لِمَن أرادَ أن یَذَّکَّرَ أو أرادَ شُکورا»
[۳۳]؛
همان کسى که شب وروز را براى اهل ذکر و گروه شاکران پشت سر هم قرار داد.

۷.
«وَ اللَّیلِ إذا أدبَرَ * وَ الصُّبحِ إذا أسفَرَ»[۳۴]؛
قسم به شب هنگامى که پشت مى&#۸۲۰۲;کند و قسم به صبح هنگامى که آشکار مى&#۸۲۰۲;شود.

۸.
«وَ اللَّیلِ إذا عَسعَسَ * وَ الصُّبحِ إذا تَنَفَّسَ»
[۳۵]؛
قسم به شب، هنگامى که تاریک مى&#۸۲۰۲;گردد و قسم به صبح، هنگامى که دمیده مى&#۸۲۰۲;شود.

ج. جابجایى شب و روز

در سوره نور این چنین
آمده است: «یُقَلِّبُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ إنَّ فِى
ذَلِکَ لَعِبرَةً لِأولِى الأبصارِ»
[۳۶]؛
او شب و روز را جابجا مى&#۸۲۰۲;کند و این کار براى اهل بصیرت مایه عبرت است. این آیه به
موضوع دوران زمین به دور محور خود اشاره دارد.

د. داخل کردن شب وروز
در یکدیگر

۱.
«تُولِجُ اللَّیلَ فِى النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِى
اللَّیلِ»
[۳۷]؛
روز را در شب وشب را در روز داخل مى&#۸۲۰۲;کنى.

۲.
«ذَلِکَ بِأنَّ اللهَ یُولِجُ اللَّیلَ فِى النَّهارِ وَ
یُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّیلِ وَ أنَّ اللهَ سَمیعٌ بَصیر»
[۳۸]؛
این بدان جهت است که خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل مى&#۸۲۰۲;کند و خداوند شنوا
و بیناست.

۳.
«ألَم تَرَ أنَّ اللهَ یُولِجُ اللَّیلَ فِى النَّهارِ وَ
یُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّیلِ ..»
[۳۹]؛
آیا نمى&#۸۲۰۲;بینى که خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل مى&#۸۲۰۲;کند.

۴.
«یُولِجُ اللَّیلَ فِى النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِى
اللَّیلِ»
[۴۰]؛
شب را در روز و روز را در شب داخل مى&#۸۲۰۲;کند.

 ۵.
«یُولِجُ اللَّیلَ فِى النَّهارِ وَ یُولِجُ النَّهارَ فِى
اللَّیلِ وَ هُوَ عَلیمٌ بِذاتِ الصُّدورِ»
[۴۱]؛
شب را در روز و روز را در شب داخل مى&#۸۲۰۲;کند و او آگاه به ضمایر انسانهاست.

ولوج در لغت به معنى
دخول است و از آنجایى که دخول یک زمان در زمانى دیگر غیر ممکن است براى ما روشن
مى&#۸۲۰۲;شود که مقصود از شب و روز در این جا مکانى است که شب و روز آن را مى&#۸۲۰۲;پوشاند. این
مکان همان زمین است به این معنى که خداوند تبارک و تعالى نصف تاریک زمین را به
تدریج در نصف دیگر که روشن و روز است داخل مى&#۸۲۰۲;کند و به همان نسبت نصف روشن زمین را
نیز وارد نصف دیگرى که تاریکى شب بر آن خیمه افکنده مى&#۸۲۰۲;گرداند؛ این موضوع به طور
غیر مستقیم اما دقیق و جامع و کامل به کروى بودن زمین و گردش آن به دور خود اشاره
مى&#۸۲۰۲;کند.

ه. بیرون کشیدن روز از
شب

خداوند متعال
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ آیَةٌ لَهُمُ اللَّیلُ نَسلَخُ مِنهُ
النَّهارُ فَإذَا هُم مُظلِمونَ»
[۴۲]؛
نشانه دیگر براى آنها شب است که روز را از آن بیرون مى&#۸۲۰۲;کشیم تا ناگاه همه در
تاریکى&#۸۲۰۲;فرو روند. این بدان معناست که خداوند متعال نور روز را از مناطقى از زمین که
شب، آن را فرا گرفته است به آرامى مى&#۸۲۰۲;گیرد، مانند گوسفندى که پوست بدنش را به آرامى
جدا مى&#۸۲۰۲;کنند؛ این موضوع جز با گردش زمین به دور محور خود امکان پذیر نخواهد بود. در
این آیه به نازک بودن طبقه روز در سمتى که در مقابل خورشید است اشاره شده است؛ این
امر حقیقتى است که بشر در نیمه دوم قرن بیستم با شروع فضانوردى به آن دست یافته
است.

امروزه ثابت شده که
ضخامت لایه روز پیرامون زمین از ۲۰۰ کیلومتر بالاتر از سطح دریا بیشتر نمى&#۸۲۰۲;شود اگر
این مسافت را به نسبت فاصله تا خورشید محاسبه کنیم (که در حدود ۱۵۰ میلیون کیلومتر
است) به این نتیجه مى&#۸۲۰۲;رسیم که تقریبا معادل ۰۰۰/۷۵۰۱ آن است. حال اگر این فاصله را
نسبت به قسمت قابل رؤیت هستى که چیزى معادل ده هزار میلیون سال نورى (۹/۵ میلیون
میلیون کیلومتر) است بسنجیم ناچیز بودن این مقدار آشکار مى&#۸۲۰۲;گردد.


این اشاره اعجاز آمیز
قرآنى نیز بیرون آوردن لایه نازک روز از شب را به کندن پوست گوسفند قربانى از بدنش
تشبیه کرده است. در این آیه بر اصل بودن تاریکى در هستى اشاره شده و بیان شده است
که نور روز پدیده&#۸۲۰۲;اى نازک و عارضى است که تنها در طبقات پایین اتمسفر زمین و آن هم
در نیمکره رو به خورشید دیده مى&#۸۲۰۲;شود.

و. آیات شناور بودن شب
و روز

این آیات کنایه از
شناور بودن زمین در مدارهاى مختلف خود است. خداوند در این باره مى&#۸۲۰۲;فرماید:


۱.
«وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمسَ
وَ القَمَرَ کُلٌّ فِى فَلَکٍ یَسبَحونَ»
[۴۳]؛
اوست که شب و روز و خورشید و ماه را آفریده است و هر یک از آنها در مدار خود
شناورند.

۲.
«لَا الشَّمسُ یَنبَغِى لَها أن تُدرِکَ القَمَرَ وَ لَا
اللَّیلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کُلٌّ فِى فَلَکٍ یَسبَحونَ»
[۴۴]؛
نه خورشید مى&#۸۲۰۲;تواند به ماه برسد و نه شب مى&#۸۲۰۲;تواند از روز پیشى گیرد و همه در مدارى
شناورند.

ز. حرکت کوه&#۸۲۰۲;ها

قرآن در این رابطه
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ تَرَى الجِبالَ تَحسَبُهَا جامِدَةً وَ
هِیَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحَابِ صُنعَ اللهِ الَّذِی أتقَنَ کُلَّ شَیءٍ إنَّهُ
خَبیرٌ بِما تَعمَلونَ»
[۴۵]؛
به کوه&#۸۲۰۲;ها مى&#۸۲۰۲;نگرى و مى&#۸۲۰۲;پندارى که آنها ثابتند، در حالى که مثل ابرها حرکت مى&#۸۲۰۲;کنند؛
این&#۸۲۰۲;ها آفزینش خدایى است که همه چیز را به بهترین نحو مى&#۸۲۰۲;آفریند و او به کارهایى که
انجام مى&#۸۲۰۲;دهید آگاه است. حرکت ابرگونه کوه&#۸۲۰۲;ها کنایه از گردش زمین حول محور خود
وحرکت و شناور بودن آن در مدارهاى مختلف است؛ این به آن علت است که اتمسفر زمین که
ابرها در درون آن به حرکت درمى آیند با نیروى جاذبه زمین مرتبط است و حرکت آن با
حرکت زمین و ابرها ى موجود در آن هماهنگى کامل دارد.

پوشیده شدن روز توسط
شب :

این موضوع در دو آیه
از قرآن کریم مورد توجه قرار گرفته است:

۱.
«إنَّ رَبَّکُمُ اللهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَواتِ وَ
الأرضَ فِى سِتَّةِ أیَّامٍ ثُمَّ استَوَى عَلَى العَرشِ یُغشِى اللَّیلَ النَّهارَ
یَطلُبُهُ حَثیثا وَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ وَ النُّجومَ مُسَخَّراتٍ بِأمرِهِ ألَا
لَهُ الخَلقُ وَ الأمرُ تَبَارَکَ اللهُ رَبُّ العَالَمینَ»
[۴۶]؛
پروردگار شما آن خدایى است که آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین را در شش روز خلق کرد سپس به خلقت
عرش پرداخت. روز را به پرده شب پوشاند که با شتاب در پى آن مى&#۸۲۰۲;آید و خورشید و ماه و
ستارگان به اطاعت او درآمدند؛ بدانید که آفرینش و قدرت حکومت از آن اوست و بلند
مرتبه و بزرگ و آفریننده عالمیان است.

۲.
«وَ هُوَ الَّذِى مَدَّ الأرضَ وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ وَ
أنهارا وَ مِن کُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فیها زَوجَینِ اثنَینِ یُغشِی اللَّیلَ
النَّهارَ إنَّ فِی ذَلِکَ لاَیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرونَ»
[۴۷]؛
او همان خدایى است که زمین را گستراند و کوه&#۸۲۰۲;ها را برافراشت و نهرها را در زمین
جارى کرد و از هر میوه&#۸۲۰۲;اى جفت جفت قرار داد و روز را با پرده شب پوشاند. به درستى
که در این امور نشانه&#۸۲۰۲;هاى زیادى براى اهل تفکر وجود دارد.

همچنین آشکار شدن
خورشید توسط روز و پوشاندن شب نیز در قرآن آمده است: «وَ
الشَّمسِ وَ ضُحاها * وَ القَمَرِ إذا تَلاها * وَ النَّهارِ إذا جَلَّاها * وَ
اللَّیلِ إذا یَغشاها»
[۴۸]؛
قسم به آفتاب و تابش آن و قسم به ماه که در پى آن مى&#۸۲۰۲;آید و قسم به روز وقتى که آن
را (خورشید) روشن مى&#۸۲۰۲;کند و به شب وقتى که آن را فرا مى&#۸۲۰۲;گیرد. در جایى دیگر نیز این
عبارات بدون تفضیل ذکر شده: «وَ اللَّیلِ إذا یَغشَى * وَ
النَّهارِ إذا تَجَلَّى»
؛ قسم به شب هنگامى که پرده مى&#۸۲۰۲;افکند و به روز
هنگامى که روشن مى&#۸۲۰۲;شود. فعل یغشى به معنى روکش و پرده گرفته شده است، اغشاء به معنى
او را پوشاند است؛ مصدر این فعل نیز غشیه، غشیان، غشاوه و غشاء است؛ غاشیه هم به
معنى پرده به کار مى&#۸۲۰۲;رود؛ البته یکى از صفات قیامت هم هست و به این خاطر یکى از
صفات قیامت شده است که ترس&#۸۲۰۲;هاى روز قیامت مردم را احاطه مى&#۸۲۰۲;کند؛ جمع آن غواشى است.

از آن چه گذشت آشکار
شد که معنى (یُغشِى اللَّیلَ النَّهارَ) این است که: خداوند نور روز را که در سطح
زمین وجود دارد، کم کم با تاریکى شب مى&#۸۲۰۲;پوشاند و شب مى&#۸۲۰۲;شود و تاریکى را نیز، با نور
روز مى&#۸۲۰۲;پوشاند و به تدریج روز مى&#۸۲۰۲;شود. این موضوع، اشاره&#۸۲۰۲;اى لطیف و ظریف به کروى
بودن زمین و گردش آن به دور خود در هر ۲۴ ساعت دارد که با تفاوتى اندک به شب و روز
تقسیم شده است و به آرامى پشت سر هم قرار مى&#۸۲۰۲;گیرند؛ همچنین یکى از نشانه&#۸۲۰۲;هاى قدرت
خداوند است؛ زیرا اگر زمین کروى شکل نبود نمى&#۸۲۰۲;توانست به دور محور خود بچرخد و اگر
به دور محور خود نمى&#۸۲۰۲;چرخید، شب وروز پدید نمى&#۸۲۰۲;آمد.

در بسیارى از موارد،
قرآن کریم واژه شب وروز را به شکل مجازى براى اشاره به سیاره زمین به کار برده است؛
همچنین به عنوان کنایه براى تاریکى و روشنایى متوالى و سایر پدیده&#۸۲۰۲;هاى همراه آن از
این واژه استفاده کرده است؛ مثل آیه: «وَ الشَّمسِ وَ
ضُحاها * وَ القَمَرِ إذا تَلاها * وَ النَّهارِ إذا جَلَّاها * وَ اللَّیلِ إذا
یَغشاها»
[۴۹]؛
قسم به خورشید و نورش و قسم به ماه آن گاه که در پى او مى&#۸۲۰۲;آید. قسم به روز آن گاه
که آن را آشکار مى&#۸۲۰۲;کند و به شب آن گاه که خورشید را مى&#۸۲۰۲;پوشاند.

در این آیات، خداوند
متعال به روز که خورشید را آشکار مى&#۸۲۰۲;کند، قسم مى&#۸۲۰۲;خورد. آشکار کردن خورشید در این جا
به معنى واضح کردن و نشان دادن آن به اهل زمین است.

این حقیقت علمى را
دانشمندان در نیمه دوم قرن بیستم و با شروع عصر فضا نوردى کشف کردند و متوجه شدند
که ضخامت نور خیره کننده روز، از ارتفاع ۲۰۰ کیلومترى سطح دریا در نیمکره رو به
خورشید فراتر نمى&#۸۲۰۲;رود. این کمر بند نازک که بخشى از اتمسفر زمین است، به علت ارتفاع
از سطح زمین، خالى از آلاینده&#۸۲۰۲;ها است و هر چه به سمت بالا مى&#۸۲۰۲;رویم از فشردگى آن
کاسته مى&#۸۲۰۲;شود؛ در حالى که هر چقدر به سمت زمین نزدیک مى&#۸۲۰۲;شویم فشار و نسبت ذراتى مثل
بخار آب و گرد و غبار در آن بیشتر مى&#۸۲۰۲;گردد؛ این فشردگى و غبارهاى موجود در هوا باعث
پراکنده شدن نور خورشید و تکرار انعکاس نور آن و در نتیجه، رؤیت آن به صورت نور
سفید مى&#۸۲۰۲;شود. این حالت، به لایه پایینى اتمسفر اختصاص دارد، در حالى که بیشتر
قسمت&#۸۲۰۲;هاى هستى قابل رؤیت، در تاریکى فرو رفته است و اگر در خارج از این لایه نورانى
به خورشید نگاه کنیم آن را به صورت قرصى آبى رنگ در یک صفحه سیاه خواهیم دید. از
اینجا مى&#۸۲۰۲;توانیم مقصود این کلام الهى را دریابیم که مى&#۸۲۰۲;فرماید: روز، خورشید را
آشکار مى&#۸۲۰۲;کند؛ این در حالى است که تا اواخر قرن بیستم، همه مردم معتقد بودند که این
خورشید است که روز را به همراه دارد؛ پس پاک و منزه است خداوندى که این حقیقت علمى
را ۱۴۰۰ سال قبل از این که توسط دانشمندان کشف شود، بیان کرده است.


همچنین خداوند متعال،
در سوره لیل به این صورت قسم یاد مى&#۸۲۰۲;کند: «وَ اللَّیلِ
إذا یَغشَى * وَ النَّهارِ إذا تَجَلَّى»
[۵۰]؛
قسم به شب آن گاه که مى&#۸۲۰۲;پوشاند و قسم به روز آن گاه که ظاهر مى&#۸۲۰۲;شود. یعنى قسم به شب
که نصف کره زمین را که دور از خورشید است مى&#۸۲۰۲;پوشاند و قسم به روز که نور خورشید را
در نیمکره زمین که رو به خورشید دارد روشن مى&#۸۲۰۲;کند. زندگى در روى زمین، مرهون پى در
پى آمدن شب وروز است؛ همین امر انسان را قادر مى&#۸۲۰۲;سازد تا گذشت زمان و تاریخ حوادث
را درک کند.

هنگامى که تاریکى شب،
نیمى از کره زمین را در برمى گیرد این تاریکى به تاریکى آسمان متصل مى&#۸۲۰۲;شود و همه جا
را فرا مى&#۸۲۰۲;گیرد؛ در همان حال در نیمکره دیگر زمین، روز با نور زیباى خود جلوه&#۸۲۰۲;گرى
مى&#۸۲۰۲;کند و خود را با یک کمربند نورانى از تاریکى هستى جدا مى&#۸۲۰۲;کند.

خداوند با توالى شب
وروز بر ما منت نهاده و مى&#۸۲۰۲;فرماید: «قُل أرَأیتُم إن
جَعَلَ اللهُ عَلَیکُمُ اللَّیلَ سَرمَدا إلَى یَومِ القیامَةِ مَن إلهٌ غَیرُ
اللهِ یَأتیکُم بِضِیاءٍ أفَلَا تَسمَعونَ * قُل أرَأیتُم إن جَعَلَ اللهُ
عَلَیکُمُ النَّهارَ سَرمَدا إلَى یَومِ القیامَةِ مَن إلهٌ غَیرُ اللهِ یَأتیکُم
بِلَیلٍ تَسکُنونَ فیهِ أفَلَا تُبصِرونَ * وَ مِن رَحمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ
اللَّیلَ وَ النَّهارَ لِتَسکُنوا فیهِ وَ لِتَبتَغوُا مِن فَضلِهِ لَعَلَّکُم
تَشکُرونَ»
[۵۱]؛
به آنها بگو چه مى&#۸۲۰۲;کردید اگر خداوند شب را تا روز قیامت بر شما پایدار مى&#۸۲۰۲;کرد؟ چه
کسى جز خداوند بود که روشنایى روز را براى شما بیاورد؟ چرا این نصیحت&#۸۲۰۲;ها را
نمى&#۸۲۰۲;شنوید! به آنها بگو اگر خداوند روز را تا قیامت بر شما جاودان مى&#۸۲۰۲;ساخت چه
مى&#۸۲۰۲;کردید. غیر از خداوند کدام خدا بود که شب را براى شما بیاورد تا کمى در آن آرام
گیرید؟ چرا کمى با تامل در این آیات نمى&#۸۲۰۲;نگرید! این از رحمت خداوند است که روز و شب
را براى شما قرار داد تا در شب، آرامش یابید و در روز از فضل خدا به دنبال روزى خود
بروید، شاید خدا را سپاس گویید. و در جاى دیگرى مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«وَ جَعَلنَا اللَّیلَ لِباسا * وَ جَعَلنَا النَّهارَ مَعاشا»
[۵۲]؛
شب را پوشش شما و روز را وسیله رزق و روزى شما قرار دادیم.

پوشش شتابان روز به
وسیله شب :

ممکن است این سؤال
براى قارى قرآن پیش آید که ویژگى (حَثیثا) که در آیه ۵۴ سوره اعراف آمده، اما در
سایر آیات مربوط به پوشش شب و روز ذکر نشده است به چه معناست؟ در پاسخ باید گفت:
این آیه در رابطه با مراحل اولیه خلقت آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین است؛ در حالى که بقیه آیات
به طور عموم به این پدیده اشاره مى&#۸۲۰۲;کنند. کلمه (حَثیثا) به معنى شتابان و حریص است؛
این آیه به این نکته اشاره مى&#۸۲۰۲;کند که سرعت توالى شب و روز در آغاز آفرینش، بیشتر از
سرعت فعلى آن بوده است. این موضوع، اخیرا با بررسى مراحل رشد اسکلت حیوانات و تنه
درختان بسیار قدیمى و فسیل&#۸۲۰۲;ها به اثبات رسیده است؛ بررسى این پدیده در تنه درختان
در رشته جدید دانشگاهى با عنوان «دار زمان&#۸۲۰۲;شناسى»[۵۳]
انجام مى&#۸۲۰۲;گیرد.

این علم با بررسى
حلقه&#۸۲۰۲;هایى که سالانه در تنه درختان شکل مى&#۸۲۰۲;گیرد، آغاز گردید. این حلقه&#۸۲۰۲;ها ـ از مرکز
ساقه تا لایه پوشش خارجى که بافت لنفى نامیده مى&#۸۲۰۲;شود ـ نشانگر مراحل رشد گیاه
هستند؛ ضمن آن که شرایط آب و هوایى و محیطى اطراف این درخت&#۸۲۰۲;ها را نیز نشان مى&#۸۲۰۲;دهند.
از آن جایى که حلقه&#۸۲۰۲;هاى سالانه، به واسطه تنوع در سلول&#۸۲۰۲;هاى ساخته شده توسط گیاه در
فصول مختلف سال به وجود مى&#۸۲۰۲;آید، این لایه&#۸۲۰۲;ها در موقع خشکسالى، بسیار نازک و در
زمان&#۸۲۰۲;هاى بارانى ضخیم&#۸۲۰۲;تر هستند.

پژوهشگران با مطالعه
این حلقه&#۸۲۰۲;هاى سالیانه در تنه تعدادى از درختان زنده با عمر طولانى مثل صنوبر خاردار
توانستند تغییرات آب و هوایى را تا بیش از هشت هزار سال مورد بررسى قرار دهند و سپس
به بررسى فسیل&#۸۲۰۲;ها در طول دوره&#۸۲۰۲;هاى مختلف زمین پرداختند. با پیشرفته شدن تکنولوژى،
آنها به این نتیجه رسیدند که این حلقه&#۸۲۰۲;هاى سالیانه[۵۴]
و خطوط  رشد در اسکلت حیوانات[۵۵]
را مى&#۸۲۰۲;توان بر اساس فصل و ماه&#۸۲۰۲;هاى سال و همچنین خود سال&#۸۲۰۲;ها تقسیم بندى نمود. این
تقسیم بندى حتى شامل هفته، سال و شبانه روز نیز مى&#۸۲۰۲;شود. این تحقیقات نشان مى&#۸۲۰۲;دهد که
تعداد روزها در سال با افزوده شدن عمر هر نمونه رو به فزونى گذاشته است. این بدان
معنى است که سرعت گردش زمین به دور خود در زمان&#۸۲۰۲;هاى گذشته، بیشتر از امروز بوده است
و در این جاست که زیبایى تعبیر قرآنى (یَطلُبُهُ حَثیثا) در هنگام آغاز خلقت مشخص
مى&#۸۲۰۲;شود. افزایش تعداد روزهاى سال، همزمان با افزایش عمر زمین و رابطه آن با سرعت
حیرت انگیز زمین به دور محور خود در ابتداى آفرینش که از بررسى شرایط آب و هوایى و
محیطى لایه&#۸۲۰۲;هاى درختان و اسکلت حیوانات قدیمى به دست آمده است، این موضوع را براى
پژوهشگران مشخص کرده که هر قدر در طول زمان به عقب برگردیم، تعداد روزها در سال
افزوده خواهد شد و افزایش تعداد روزها در سال نیز نتیجه مستقیم افزایش سرعت زمین در
گردش به دور محور خود است.

با تطبیق دقیق این
موضوع در فسیل&#۸۲۰۲;ها، مشخص شده است که تعداد روزهاى سال در دوره کامبرین[۵۶]،
یعنى حدود ششصد میلیون سال قبل، به ۴۲۵ روز در سال مى&#۸۲۰۲;رسیده است؛ این تعداد در
اواسط دوره اردوویسیت[۵۷]،
یعنى چهار صد و پنجاه میلیون سال قبل، ۴۱۵ روز بوده  است و در اواخر دوره تریاس[۵۸]،
یعنى دویست میلیون سال قبل، ۳۸۵ روز بوده است. این روند کاهش تدریجى، همچنان ادامه
داشته تا این که در زمان حاضر به ۲۵/۳۶۵ روز در سال (۳۶۵ روز و ۵ ساعت و ۴۹ دقیقه و
۱۲ ثانیه) رسیده است. با تکمیل این تحقیقات، مشخص شد که زمین به علت دو فرایند جزر
ومد و وزش بادهاى مخالف، در هر قرن یک هزارم ثانیه از سرعت حرکت به دور محور خود را
از دست مى&#۸۲۰۲;دهد؛ به عبارت دیگر، این دو فرایند در میزان سرعت زمین، مثل ترمز عمل
مى&#۸۲۰۲;کنند و باعث کاهش سرعت زمین مى&#۸۲۰۲;شوند. با گسترش این تحقیقات به زمان سخت شدن
پوسته زمین مشخص شد که در ابتداى خلقت، یعنى ۴۶۰۰ میلیون سال پیش، تعداد روزهاى سال
به ۲۲۰۰ روز و طول یک شبانه روز تنها به ۴ ساعت کاهش یافته است؛ بدین معنى که سرعت
گردش زمین ۶ برابر سرعت فعلى آن بوده است.

پاک و منزه است
خداوندى که ۱۴۰۰ سال قبل، این یافته&#۸۲۰۲;ها را نشان مى&#۸۲۰۲;دهد و بر آنها صحه مى&#۸۲۰۲;گذارد:
«إنَّ رَبَّکُمُ اللّهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَواتِ وَ
الأرضَ فِى سِتَّةِ أیَّامٍ ثُمَّ استَوَى عَلَى العَرشِ یُغشِى اللَّیلَ النَّهارَ
یَطلُبُهُ حَثیثا»
[۵۹]؛
پروردگار شما همان خدایى است که آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین را در شش روز آفرید، آن گاه بر عرش
قدرت استیلا یافت و شب را بوسیله روز پوشاند در حالى که شتابان در پى آن مى&#۸۲۰۲;رود.

پاک ومنزه است خداوندى
که در اجساد موجودات زنده و موجودات نابود شده، علامت&#۸۲۰۲;هایى را باقى گذاشت تا ما به
این حقایق دست یابیم و به این صورت عبارت کوتاه (یَطلُبُهُ حَثیثا) را به صورت یک
معجزه کامل درک کنیم و بدانیم که قرآن کریم، کلام خداست و پیامبر خاتم که از طریق
وحى، قرآن را دریافت کرده، به دریاى پر عظمت خالق هستى متصل بوده و هیچ گاه از روى
هوا و هوس، سخنى بر زبان نرانده است.

 
 


۶. بادهاى بارورکننده


«و أرسَلنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ»
؛ و بادها را
براى بارور کردن فرستادیم.

خداوند سبحان در قرآن
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ أرسَلنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ فَأنزَلنَا
مِنَ السَّماءِ ماءا فَأسقَینَاکُمُوهُ وَ مَا أنتُم لَهُ بِخازِنینَ»
[۶۰]؛
ما بادهاى آبستن کننده را فرو فرستادیم، آن&#۸۲۰۲;گاه از آسمان، آب را نازل کردیم تا شما
را سیراب کنیم و گرنه شما نمى&#۸۲۰۲;توانستید آب را ذخیره کنید.

بعضى از مفسران
معتقدند منظور از بادهاى آبستن کننده، همان نقش بادها در انتقال دانه&#۸۲۰۲;هاى گرده به
جفت مونث در شکوفه&#۸۲۰۲;ها است که طى این عمل، بارور سازى و شکل&#۸۲۰۲;گیرى میوه&#۸۲۰۲;ها انجام
مى&#۸۲۰۲;شود؛ این نقش امروزه توسط دانشمندان، ثابت شده است؛ اما جمله بعد این تفسیر را
تایید نمى&#۸۲۰۲;کند؛ چرا که مى&#۸۲۰۲;فرماید: سپس از آسمان آب فرو فرستادیم که همان باران است.
این جمله نشان مى&#۸۲۰۲;دهد که فرستادن بادهاى بارورکننده، رابطه مستقیمى با بارش باران
دارد؛ استفاده از حرف فاء نیز بر ترتیب دلالت مى&#۸۲۰۲;کند. به این صورت که ابتدا این
بادها فرستاده مى&#۸۲۰۲;شود و سپس به سرعت باران مى&#۸۲۰۲;بارد. از آن جا که هیچ رابطه&#۸۲۰۲;اى بین
بارور شدن گیاهان و انتقال دانه&#۸۲۰۲;هاى آنها با بارش باران وجود ندارد؛ باید معنى
دیگرى براى این آیه جستجو کرد. دکتر زغلول نجار در کلام خود پیرامون این اعجاز علمى
قرآن مى&#۸۲۰۲;گوید:

ابرها به سه صورت
بارور مى&#۸۲۰۲;شوند:

۱. بارور شدن ابرهاى
گرم به وسیله ابرهاى سرد که فرایند متراکم شدن ابرها و سپس ریزش باران را در پى
دارد.

۲. بارور شدن ابرها با
بار الکتریکى مثبت به وسیله ابرهاى با بار الکتریکى منفى که طى آن نوعى تخلیه و
جرقه الکتریکى رخ مى&#۸۲۰۲;دهد؛ در این صورت باران همراه با رعد وبرق است و صداى رعد،
ناشى از گسترش هوا بر اثر تخلیه الکتریکى است.

۳. بارور شدن نوع سوم
که مهم&#۸۲۰۲;ترین نوع بارورى است به این صورت رخ مى&#۸۲۰۲;دهد که باد، باعث بارور شدن ابرها و
باریدن مى&#۸۲۰۲;شود؛ در این صورت هسته&#۸۲۰۲;هاى تراکم ـ هسته&#۸۲۰۲;هایى که مولکولهاى بخار آب دور
آنها جمع شده&#۸۲۰۲;اند تا قطرات در حال رشد آب در درون ابر را به وجود آورند ـ تشکیل
دهنده&#۸۲۰۲;هاى اولیه باران هستند که توسط باد، به محل تشکیل ابر حمل مى&#۸۲۰۲;شوند. ماده
تشکیل دهنده این هسته&#۸۲۰۲;ها نیز، املاح دریا و ذرات معلقى است که از زمین به وسیله
بادها پراکنده شده&#۸۲۰۲;اند. اکسیدها و غبار نیز، براى بارش باران ضرورى است. ایده باران
مصنوعى هم بر این اساس استوار است؛ براى این منظور هواپیماها ابرها را در هوا پخش
مى&#۸۲۰۲;کنند. در داخل این ابرها موادى همانند هسته&#۸۲۰۲;هاى تراکم وجود دارد؛ یعنى آب باران،
دور آن جمع مى&#۸۲۰۲;شود و سپس باران مى&#۸۲۰۲;بارد.

باد، عامل اصلى تشکیل
ابرها و بارور ساختن آنها و بارش باران است و به همین علت است که قرآن، همیشه بین
باد و باران رابطه مستقیم ایجاد مى&#۸۲۰۲;کند: «وَ هُوَ
الَّذِى&#۸۲۰۲;یُرسِلُ الرِّیاحَ بُشرَى بَینَ یَدَى رَحمَتِهِ حَتَّى إذَا أقَلَّت
سَحابا ثِقالاًسُقناهُ إلَى بَلَدٍ مَیِّتٍ فَأنزَلنَا بِهِ الماءَ فَأخرَجنَا بِهِ
مِن کُلِّ الثَّمَراتِ کَذَلِکَ نُخرِجُ المَوتَى لَعَلَّکُم تَذَکَّرونَ»
[۶۱]؛
او خدایى است که بادها را به بشارت باران رحمت خویش در پیش فرستد و هنگامى که
بادها، ابرهاى سنگین را بردارند ما آنها را به شهرى که از بى آبى مرده است برانیم و
بدان سبب، باران فرو فرستیم تا هرگونه ثمر و حاصل از آن برآوریم؛ مردگان را نیز این
گونه از خاک بر مى&#۸۲۰۲;انگیزیم، شاید متذکر شوید.

 
 

 

بخش
دوم :


مقالاتى از دکتر نظمى خلیل ابوعطا

 

درباره دکتر نظمى خلیل
ابوعطا

۱. هورمون گل&#۸۲۰۲;دهى و
گردش شب وروز

۲. شما مى&#۸۲۰۲;رویانید یا
خدا؟

۳. بیرون آوردن زنده
از مرده

۴. نگاهى نو به جنبش و
ورم کردن خاک

۵. خداوند شکافنده
دانه و هسته است

 
 

 


درباره دکتر نظمى خلیل ابو عطا

دکتر نظمى خلیل
ابوعطا، در سال ۱۹۴۵ م در مصر دیده به جهان گشود. در سال ۱۹۶۶ م، دیپلم مرکز ویژه
معلمین را اخذ نمود و در سال ۱۹۷۲ م، موفق به اخذ لیسانس تاریخ طبیعى شد. وى در سال
۱۹۷۵ م، به اخذ مدرک کارشناسى گیاه شناسى نایل آمد و مدرک کارشناسى ارشد را نیز در
همین رشته و در سال ۱۹۷۹ م کسب کرد. ایشان سرانجام در سال ۱۹۸۵ م موفق به دریافت
مدرک دکترا در فلسفه گیاه شناسى شد.

مشاغل و مناصب:

۱. اشتغال در
آموزش&#۸۲۰۲;وپرورش مصر به عنوان معلم از ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۲م.

۲. استادیار و عضو
هیات علمى گروه بیولوژى و ژئولوژى دانشکده التربیة در دانشگاه عین شمس قاهره از سال
۱۹۷۲ تا ۱۹۹۴م.

۳. مدیریت مرکز خدمات
فنى و تکنولوژى ابن نفیس بحرین (هم اکنون).

۴. عضویت در جمعیت
گیاه&#۸۲۰۲;شناسى مصر.

تالیفات علمى:


دکتر نظمى خلیل ابوعطا
تا کنون کتاب&#۸۲۰۲;هاى علمى زیر را تالیف یا در تالیف آنها مشارکت داشته است:


۱. عفونت&#۸۲۰۲;ها در خدمت
انسان (تالیف فردى).

۲. اصول جلبک&#۸۲۰۲;شناسى
(تالیف مشترک).

۳. موجودات زنده و
محیط زیست۱ (تالیف مشترک).

۴. موجودات زنده و
محیط زیست۲ (تالیف مشترک).

۵. آب و معجزه زندگى
(تالیف فردى).

۶. داروینیسم، مخالفان
وموافقان (تالیف فردى).

۷. سلول و وراثت
(تالیف مشترک).

۸. جانداران
میکروسکوپى (تالیف مشترک).

۹. فیزیولوژى جانداران
میکروسکوپى (تالیف مشترک).

۱۰. اصول زراعت۱
(تالیف فردى).

۱۱ اصول زراعت۲ (تالیف
فردى).

۱۲. گیاهان طبى و
فواید درمانى آن (تالیف فردى).

۱۳. پرندگان (تالیف
مشترک).

۱۴. گیاهان غذایى
(تالیف فردى).

۱۵. آبیارى بارانى و
حل مشکلات آب و خاک (تالیف فردى).

۱۶. شکل&#۸۲۰۲;گیرى حیات
(تالیف مشترک).

۱۷. درخت&#۸۲۰۲;ها و
درختچه&#۸۲۰۲;ها در بحرین (تالیف مشترک).

۱۸. صنعت پرورش ماهى
(تالیف مشترک).

۱۹. مایعات حیات:
معجزه علمى (تالیف فردى).

۲۰. گرده&#۸۲۰۲;ها (تالیف
فردى).

۲۱. سبزیجات و میوه&#۸۲۰۲;ها
(تالیف مشترک).

۲۲. اصول کشاورزى
(تالیف فردى).

۲۳. راهنماى
فعالیت&#۸۲۰۲;هاى هستى شناسى (تالیف فردى).

۲۴. راهنماى پرورش
قارچ (تالیف مشترک).

۲۵. بحرین در کتب
زیست&#۸۲۰۲;شناسى و کشاورزى، مرحله متوسطه کشور بحرین.

۲۶. ویژگى&#۸۲۰۲;هاى بارز
علمى و تربیتى در کتب زیست&#۸۲۰۲;شناسى و کشاورزى کشور بحرین.

۲۷. تربیت جنسى در
آموزش کشور بحرین.

کتابهاى اسلامى و
تربیتى مولف (تالیف فردى) :

۱. اعجاز گیاهى در
قرآن کریم.

۲. آیات اعجاز آمیز
قرآن کریم و عالم گیاهان.

۳. پیامى براى خواهران
دانشجو.

۴. پیامى براى جوانان
مسلمان.

۵. پیامى براى خانواده
مسلمان.

۶. پیامى براى معلم
مسلمان.

۷. پیامى براى معلمان
زن.

۸. پیامى براى دوستان
خوب.

۹. پیامى از یک مرده
به اهل دنیا و ابتلا و عمل.

۱۰. پیامى از یک
زندانى به ثروتمندان و فقراء.

۱۱. اصحاب الاخدود،
ساحر، راهب و غلام.

۱۲. موسى و خضر.


۱۳. موسى در مدین.

۱۴. اصحاب کهف و رقیم.


۱۵. طالوت و جالوت.


۱۶. قارون و فتنه
زمان.

۱۷. قوم لوط و حمایت
از مسلمانان در برابر ایدز.

و ده&#۸۲۰۲;ها کتاب دیگر که
مجال ذکر آنها نیست.

 

 


۱. هورمون گل دهى و گردش شب وروز

خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«إنَّ فِى خَلقِ السَّماواتِ وَ الأرضِ وَ اختِلافِ اللَّیلِ
وَ النَّهارِ وَ الفُلکِ الَّتِى تَجرِى فِى البَحرِ بِما یَنفَعُ النَّاسَ وَ مَا
أنزَلَ اللهُ مِنَ السَّماءِ مِن ماءٍ فَأحیَا بِهِ الأرضَ بَعدَ مَوتِهَا وَ بَثَّ
فیها مِن کُلِّ دابَّةٍ وَ تَصریفِ الرِّیاحِ وَ السَّحابِ المُسَخَّرِ بَینَ
السَّماءِ وَ الأرضِ لاَیاتٍ لِقَومٍ یَعقِلونَ»
[۶۲]؛
همانا در آفرینش آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین و گردش شب وروز و کشتى&#۸۲۰۲;هایى که در دریا روان
مى&#۸۲۰۲;شوند تا به مردم سود برسانند و آبى که خداوند از آسمان نازل کرد و زمین را به
وسیله آن بعد از مرگ زنده نمود و همه نوع جاندار را در زمین پراکنده کرد؛ همچنین در
گردانیدن بادها به این سو و آن سو و ابرى که میان آسمان و زمین مسخر و رام است؛ در
همه این&#۸۲۰۲;ها آیاتى است براى مردمى که اهل تفکرند.

این آیه یکى از آیات
مهم قرآن کریم است؛ هر چند همه آیات قرآن مهم و عظیم هستند. پیامبر ما محمدمصطفى
(صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; به مسلمانان توصیه کرده تا در این آیات اندیشه کنند. ما در
اینجا به تفسیر علمى «وَ اختِلافِ اللَّیلِ وَ النَّهارِ» خواهیم پرداخت تا گوشه&#۸۲۰۲;اى
از اعجاز گیاهى در آیه مذکور را، مورد بررسى قرار دهیم.

۱. اهمیت روز براى
ادامه حیات در زمین

علم، مشخص کرده است که
روز و نور خورشید با حرارت و اشعه خود از مهم&#۸۲۰۲;ترین عواملى هستند که خداوند براى
برپایى و ادامه حیات در کره زمین، آنها را به خدمت گرفته است. خداوند ویژگى&#۸۲۰۲;هاى
حیاتى خاصى را در گیاهان ایجاد کرده است به گونه&#۸۲۰۲;اى که پس از دریافت نور خورشید،
انرژى نورى آن را از طریق فتوسنتز به انرژى شیمیایى&#۸۲۰۲;تبدیل مى&#۸۲۰۲;کنند؛ این انرژى
شیمیایى به صورت پیوندهاى مواد قندى ذخیره شده و گیاه، دى اکسید کربن را در حضور آب
تثبیت مى&#۸۲۰۲;کند. اگر فتوسنتز انجام نمى&#۸۲۰۲;شد هیچگونه حیاتى در زمین پا نمى&#۸۲۰۲;گرفت؛ زیرا
تقریبا منبع تمامى اشکال انرژى و همه مواد غذایى، ناشى از فرایند فتوسنتز است و اگر
نور نبود این فرایند انجام نمى&#۸۲۰۲;گرفت ؛ در نتیجه همه موجودات زنده از جمله انسان از
بین مى&#۸۲۰۲;رفتند.

۲. اهمیت شب براى
ادامه حیات در زمین

درست است که مهم&#۸۲۰۲;ترین
اعمال حیاتى مربوط به گیاهان در زیر نور انجام مى&#۸۲۰۲;گیرد، اما میلیون&#۸۲۰۲;ها عمل حیاتى هم
تنها در شب به وقوع مى&#۸۲۰۲;پیوندد و بر این اساس، دانشمندان کنش&#۸۲۰۲;هاى فتوسنتز را به دو
قسمت تقسیم مى&#۸۲۰۲;کنند:

الف. کنش&#۸۲۰۲;هاى نورى که
تنها در روز انجام مى&#۸۲۰۲;گیرد.

ب. کنش&#۸۲۰۲;هاى تاریکى که
ابتدا در شب انجام شده و سپس براى کامل شدن از روز کمک مى&#۸۲۰۲;گیرد.

۳. اهمیت گردش شب و
روز براى ادامه حیات

گردش شب وروز، طولانى
و کوتاه بودن تاریکى و روشنایى و سرما و گرماى آن دو، از مهم&#۸۲۰۲;ترین عوامل تداوم حیات
بر روى کره زمین است. در مورد گیاهان گلدار باید گفت: در صورت عدم تشکیل گل، میوه و
دانه&#۸۲۰۲;اى پدید نمى&#۸۲۰۲;آید؛ این گل&#۸۲۰۲;ها تنها زمانى تشکیل مى&#۸۲۰۲;شوند که ماده&#۸۲۰۲;اى شیمیایى به
نام هورمون گل دهى یا فلوریژن[۶۳]
در گیاه شکل گیرد تا منجر به گل دادن گیاه شود. این هورمون تنها زمانى پدید مى&#۸۲۰۲;آید
که شب وروز، در گردش باشند به گونه&#۸۲۰۲;اى که تشکیل آن به توالى تاریکى و روشنایى، مدت
و شدت هرکدام بستگى دارد.

خداوند متعال گیاهانى
را آفریده است که هر روز به چند ساعت مشخص تاریکى نیاز دارند تا بتوانند گل بدهند،
به همین خاطر به آنها گیاهان شب بلند مى&#۸۲۰۲;گویند. در مقابل، گیاهانى هستند که براى گل
دادن هر روز به چند ساعت مشخص نور نیاز دارند؛ این گیاهان، گیاهان روز بلند نامیده
مى&#۸۲۰۲;شوند. در صورتى که گیاهان شب بلند را به محیط&#۸۲۰۲;هایى با روزهاى بلند منتقل کنیم،
قدرت تشکیل گل، میوه ودانه را از دست مى&#۸۲۰۲;دهند؛ همچنین اگر در طول شب به اینگونه
گیاهان، نور مصنوعى بتابانیم کار تشکیل هورمون گل دهى و در نتیجه گل و میوه دادن
گیاه متوقف مى&#۸۲۰۲;شود.

امروزه برخى در تلاشند
تا با استفاده از یک آینه بزرگ، شب را در برخى نقاط جهان به روز تبدیل کنند؛ ما
نسبت به عوارض وخیم زیست محیطى ناشى از این عمل هشدار مى&#۸۲۰۲;دهیم؛ زیرا این عمل
فعالیت&#۸۲۰۲;هاى حیاتى گیاهان را مختل مى&#۸۲۰۲;کند.

به جز گیاهان، موجودات
زنده دیگرى هم هستند که تنها در شب فعال مى&#۸۲۰۲;شوند همچنان که برخى از آنها فقط در روز
به فعالیت مى&#۸۲۰۲;پردازند. برخى میکروارگانسیم&#۸۲۰۲;ها تنها در روز و برخى تنها در شب از
مخفیگاه&#۸۲۰۲;هاى خود خارج مى&#۸۲۰۲;شوند. مثلا پلانکتون&#۸۲۰۲;هاى دریایى صبح&#۸۲۰۲;ها به طبقات سطحى آب
مى&#۸۲۰۲;آیند و در میانه روز به طبقات پایینى برمى&#۸۲۰۲;گردند. تجربه ثابت کرده است که لایه
اُزن اتمسفر از موجودات زمینى در برابر شدت و کیفیت اشعه ماوراء بنفش، محافظت
مى&#۸۲۰۲;کند. افزایش غیر طبیعى نور موجب نابودى موجودات زنده مى&#۸۲۰۲;شود؛ هنگامى که کمیت نور
افزایش یابد و کیفیت آن تغییر کند، میزان پروتئین برخى از گیاهان ۲۰ % نسبت به
میانگین طبیعى کاهش مى&#۸۲۰۲;یابد؛ بنابراین شب براى محافظت از این گیاهان و جلوگیرى از
نابودى آنها ضرورى است.

از همه حقایق علمى
مذکور چنین برمى آید که آفرینش شب، براى تداوم حیات در زمین ضرورى است. با نگاهى به
آیات قرآن در مورد شب و روز متوجه مى&#۸۲۰۲;شویم که در بسیارى از این آیات، شب مقدم بر
روز است؛ امرى که نشان مى&#۸۲۰۲;دهد از نظر قرآن کریم، شب نیز درست مثل روز ضرورى و مورد
نیاز است. روز نیز همانند شب، حیاتى و ضرورى است و از نظر علمى گردش شب و روز و
طولانى و کوتاه بودن این دو، امرى ضرورى به شمار مى&#۸۲۰۲;رود و هرکس آیات الهى را انکار
کند باید عکس آن را ثابت نماید. با تمام این تفاسیر، آیا مى&#۸۲۰۲;شود گفت: هستى براساس
گفته&#۸۲۰۲;هاى داروینیست&#۸۲۰۲;ها و لائیک&#۸۲۰۲;هاى مادى گرا تصادفى و کورکورانه ایجاد شده است، یا
آنکه خداوند همه چیز را به اندازه آفریده است؟

۲. شما مى&#۸۲۰۲;رویانید یا
خدا؟


«أفَرَأیتُم مَا تَحرُثُونَ أ أنتُم تَزرَعُونَهُ أم نَحنُ
الزَّارِعُونَ * لَو نَشاءُ لَجَعَلنَاهُ حُطاما فَظَلتُم تَفَکَّهُونَ»
[۶۴]؛
آیا آنچه را در زمین مى&#۸۲۰۲;کارید دیده&#۸۲۰۲;اید؟ آیا شما آن را مى&#۸۲۰۲;رویانید و پرورش مى&#۸۲۰۲;دهید
یا ما؟ اگر مى&#۸۲۰۲;خواستیم آن را خشک مى&#۸۲۰۲;کردیم تا دچار شگفتى شوید.

مفسرین در مورد معانى
این کلمات گفته&#۸۲۰۲;اند:

ما تحرثون: بذرى که در
زمین مى&#۸۲۰۲;پاشید.

تزرعونه: آن را
مى&#۸۲۰۲;رویانید تا بزرگ شده و به انتهاى رشد خود برسد.

حطاما: خشک و خرد شده
که سودى ندارد.

تفکهون: از سرانجام و
سوء حال آن تعجب مى&#۸۲۰۲;کنید.

در این آیات، خداوند
سبحان به ذکر برخى از نعمت&#۸۲۰۲;هاى بزرگ خود مى&#۸۲۰۲;پردازد؛ نعمت&#۸۲۰۲;هایى که در رویاندن
دانه&#۸۲۰۲;ها و پرورش آنها نمود مى&#۸۲۰۲;یابد؛ همانند: ایجاد ریشه، ساقه، برگ، پیچک&#۸۲۰۲;ها، خار،
شکوفه، میوه، دانه، مواد نشاسته&#۸۲۰۲;اى، چربى&#۸۲۰۲;ها، پروتئین&#۸۲۰۲;ها، ویتامین&#۸۲۰۲;ها، هورمون&#۸۲۰۲;ها،
بوى خوش، رنگ&#۸۲۰۲;هاى متنوع و سایر ویژگى&#۸۲۰۲;هاى گیاهان که در روند رشد و تکامل گیاه ایجاد
مى&#۸۲۰۲;شوند.

خداوند متعال در این
آیات متذکر مى&#۸۲۰۲;شود که اگر اراده او بر این قرار مى&#۸۲۰۲;گرفت که گیاهان را خشک گرداند؛
آن وقت مردم، ناتوان از هر کارى دچار سرگشتگى و حیرت مى&#۸۲۰۲;شدند. در اینجا برخى از
جوانب علمى آیات مذکور را مورد بررسى قرار مى&#۸۲۰۲;دهیم تا به عظمت خداوند سبحان در
رویاندن، پرورش و تکامل گیاه پى برده، وى را بر این نعمت&#۸۲۰۲;ها شکر گوییم.


۱. ایجاد شکاف در زمین
و آماده کردن آن براى رویش گیاه

با نگاهى به زمین&#۸۲۰۲;هاى
کشاورزى که خداوند آن را براى رشد و پرورش گیاهان آماده کرده است اعجاز علمى
شگفت&#۸۲۰۲;آورى مشخص مى&#۸۲۰۲;شود. زمین در ابتدا سخت و صخره&#۸۲۰۲;اى و براى کشت و کار نا مناسب
بود؛ آب را در خود نگاه نمى&#۸۲۰۲;داشت و گیاهان نمى&#۸۲۰۲;توانستند آن را بشکافند؛ اما خداوند
با قدرت، عظمت و لطف خود نسبت به بندگان این صخره&#۸۲۰۲;هاى سخت را شکافت و آنها را
پراکنده و نرم کرد تا ریشه&#۸۲۰۲;هاى کوچک، نازک و ضعیف بتواند آن را بشکافد و از آن عبور
کند و آنگاه ساقه نرم و ضعیف، آن را بالا بیاورد. خداوند در این زمینه مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«ثُمَّ شَقَقنَا الأرضَ شَقًّا فَأنبَتنَا فیهَا حَبًّا»؛
آنگاه زمین را کاملا شکافتیم و دانه را از دل آن رویاندیم.

خداوند مى&#۸۲۰۲;توانست زمین
را آنچنان سخت و محکم بیافریند که غیر قابل باز شدن، گداختن و یونیزه شدن باشد تا
جایى که فولاد و الماس هم نتوانند آن را بشکافند؛ اسیدها قادر نباشند آن را ذوب
کنند و آب نتواند به درون آن نفوذ نماید؛ در این حالت دانه&#۸۲۰۲;ها قادر به رویش، خروج
از خاک، قرار گرفتن در دل زمین و استفاده از فلزات و املاح آن نبودند؛ در نتیجه هیچ
نوع گیاهى&#۸۲۰۲;چه آبى چه خاکى و حتى هوایى به وجود نمى&#۸۲۰۲;آمد.

۲. دانه&#۸۲۰۲;ها و رویاندن
آنها

خداوند سبحان است که
دانه&#۸۲۰۲;ها و بذرها را آفرید و براى حفظ گیاهان دانه&#۸۲۰۲;اى ، آنها را مهیا کرد. در حقیقت،
دانه یا بذر جنین کوچکى است که از بارور شدن تخمک ماده توسط دانه گرده مذکر به وجود
مى&#۸۲۰۲;آید. این دانه&#۸۲۰۲;ها تمامى صفات ارثى را از گیاهان اولیه به نسل&#۸۲۰۲;هاى بعد منتقل
مى&#۸۲۰۲;کنند. خداوند متعال با قدرت خارق&#۸۲۰۲;العاده خود همه صفات ظاهرى، آناتومى و کارکردها
را براى انتقال به گیاهان جدید در داخل دانه&#۸۲۰۲;ها قرار داده است. کدام مخلوق مى&#۸۲۰۲;تواند
در یک دانه بسیار کوچک که گاهى از اندازه یک نقطه بیشتر نمى&#۸۲۰۲;شود رمزى را قرار دهد
که صفات ریشه، نوع آناتومى و وظایف آن را در برداشته باشد و علاوه بر این ویژگى&#۸۲۰۲;ها،
شکل، ضخامت، تشریح و وظایف ساقه را در خود داشته باشد؟! همچنین تعداد، نوع رنگ و
نوع غذا ى ذخیره شده در برگ&#۸۲۰۲;ها و میوه&#۸۲۰۲;ها و زمان تشکیل، حجم و ترکیب شیمیایى آنها
را در خود جاى داده باشد؟!

 خداوند همه این صفات
را در یک دانه کوچک غیر عاقل قرار داده است؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که فرمان&#۸۲۰۲;هاى وراثتى موجود
در آن ده&#۸۲۰۲;ها بار از کلمات موجود در دایره&#۸۲۰۲;المعارف بریتانیکا بیشتر است تا جایى که
نوشتن این فرمان&#۸۲۰۲;ها در ده&#۸۲۰۲;ها سال هم غیر ممکن است. به عنوان مثال، دانه گوجه&#۸۲۰۲;فرنگى
از نظر شکل ظاهرى مشابه دانه بادنجان است، اما میوه&#۸۲۰۲;اى را تولید مى&#۸۲۰۲;کند که از نظر
رنگ، طعم و ترکیب با بادنجان متفاوت است؛ همچنین دانه توت مشابه دانه شاهى است؛ اما
دانه توت یک درخت بزرگ را و دانه شاهى یک گیاه کوچک یک ساله را شکل مى&#۸۲۰۲;دهد. اگر
جنین این دانه&#۸۲۰۲;ها بمیرد یا وارد مرحله نهفتگى شود یا براى گیاهان انگلى میزبانى
وجود نداشته باشد دیگر چیزى نمى&#۸۲۰۲;روید؛ چه کسى این کار را انجام داده است ؟ طبیعت
ناتوان یا تصادف کورکورانه؟! یا خدایى که صاحب همه چیز است؛ خدایى که آفرینش شایسته
هر چیز را به آن عطا کرد و سپس آن را هدایت نمود. اگر خداوند ویژگى&#۸۲۰۲;هاى مذکور را از
دانه&#۸۲۰۲;ها مى&#۸۲۰۲;گرفت و آنها را به دانه&#۸۲۰۲;هاى شن تبدیل مى&#۸۲۰۲;کرد آیا همه مادى&#۸۲۰۲;گرایان بى دین
مى&#۸۲۰۲;توانستند دانه&#۸۲۰۲;ها را به حالت اولیه خود برگردانند؛ اگر جنین دانه&#۸۲۰۲;ها بر اثر
حرارت مى&#۸۲۰۲;مرد آیا پژوهشگران و محققان دنیا مى&#۸۲۰۲;توانستند این دانه&#۸۲۰۲;هاى مرده را
برویانند؟

۳. خروج گیاه از دل
خاک

به علت ویژگى
زمین&#۸۲۰۲;گرایى، ریشه&#۸۲۰۲;هاى کوچک و سپس ریشه&#۸۲۰۲;هاى بزرگ همیشه به سمت خاک و آب حرکت مى&#۸۲۰۲;کنند
(که در اصطلاح به آن زمین&#۸۲۰۲;گرایى یا ژئوتروپیسم مثبت مى&#۸۲۰۲;گویند) اما جوانه&#۸۲۰۲;ها
وساقه&#۸۲۰۲;ها به علت نور گرایى یا فتوتروپریسم مثبت به سمت بالا حرکت مى&#۸۲۰۲;کنند. در غیر
این صورت گیاه از بین مى&#۸۲۰۲;رود؛ زیرا ریشه&#۸۲۰۲;ها در اصل براى تثبیت گیاه در خاک و جذب آب
و املاح از آن آفریده شده&#۸۲۰۲;اند؛ به همین علت به سمت خاک (پایین) حرکت مى&#۸۲۰۲;کنند.


البته برخى ریشه&#۸۲۰۲;هاى
فرعى هستند که کارکردهاى دیگرى مانند بالا آمدن و تنفس دارند؛ این ریشه&#۸۲۰۲;هاى تنفسى
از خاک دور شده به سمت بالا مى&#۸۲۰۲;آیند تا هوا را جذب و تنفس کند. بالعکس، ریشه گیاهان
بیابانى معمولا دراز هستند؛ زیرا در جستجوى آب&#۸۲۰۲;هاى زیرزمینى به عمق خاک نفوذ
مى&#۸۲۰۲;کنند، اما ساقه همیشه به سمت بالا حرکت مى&#۸۲۰۲;کند؛ زیرا وظیفه&#۸۲۰۲;اش نگهدارى برگ&#۸۲۰۲;ها،
گل&#۸۲۰۲;ها و میوه&#۸۲۰۲;ها به دور از خاک است تا آنها را در بهترین وضعیت براى انجام وظیفه
قرار دهد؛ وظیفه&#۸۲۰۲;اى که خداوند براى آنها در نظر گرفته است. با این حال برخى ساقه&#۸۲۰۲;ها
بر حسب تغییر وظیفه دچار تغییر حالت و رفتار مى&#۸۲۰۲;شوند و همانند ریزوم&#۸۲۰۲;ها و ساقه&#۸۲۰۲;هاى
زمینى دیگر، در زیر زمین باقى مى&#۸۲۰۲;مانند. چه کسى این کار را انجام داده است؟ آیا
معبود دیگرى همراه خداوند است یا خداى یکتاى بى&#۸۲۰۲;نیاز این امور را تدبیر مى&#۸۲۰۲;کند؟

اگر به ساقه گیاهان
نظرى بیافکنیم، به چیزهایى پى مى&#۸۲۰۲;بریم که فکر دانشمندان را به خود مشغول کرده و
باعث مى&#۸۲۰۲;شود بیشتر از خدا بترسند. برگهاى سبز، نازک و پهن از ساقه&#۸۲۰۲;هاى بدون درز
بیرون مى&#۸۲۰۲;آیند؛ این برگ&#۸۲۰۲;ها چنان هماهنگ، مرتب و منظم بیرون مى&#۸۲۰۲;آیند که هم در بهترین
وضعیت براى انجام وظایف حیاتى خود قرار مى&#۸۲۰۲;گیرند و هم مانع انجام وظایف حیاتى سایر
برگ&#۸۲۰۲;ها در همان گیاه و گیاهان مجاور نمى&#۸۲۰۲;شوند. برخى از این برگ&#۸۲۰۲;ها پهن بوده و قطر
آنها به چند میلیمتر مى&#۸۲۰۲;رسد؛ برخى نیز سوزنى شکل و برخى دیگر پولک&#۸۲۰۲;دار هستند.


برگ&#۸۲۰۲;ها قسمت&#۸۲۰۲;هاى
مختلفى دارند؛ رنگدانه&#۸۲۰۲;هاى سبز موجود در آنها نور را جذب مى&#۸۲۰۲;کند و دى اکسید کربن
نیز از طریق روزنه&#۸۲۰۲;هاى روى برگ، وارد آن مى&#۸۲۰۲;شود. براى رساندن آب به برگ نیز، رگ
برگهایى وجود دارد. بالاخره غذاى تشکیل شده در برگ به وسیله آوندهاى آبکش حمل
مى&#۸۲۰۲;شود؛ به این ترتیب، برگ بزرگترین کارخانه انرژى دنیاست و در صورت توقف عمل این
کارخانه، بشریت نابود و همه سیستم&#۸۲۰۲;هاى حیاتى زمین مختل مى&#۸۲۰۲;گردند.


ارتفاع برخى از گیاهان
(مانند درخت سکویا) به ۱۸۰ متر و قطر تنه آنها به ۵۰ متر مى&#۸۲۰۲;رسد؛ در همین حال قُطر
دایره&#۸۲۰۲;اى که برگ&#۸۲۰۲;ها و شاخه&#۸۲۰۲;هاى درخت، آن را در بر مى&#۸۲۰۲;گیرد به ۶۰۰ متر هم مى&#۸۲۰۲;رسد؛ با
این حال آب به همه جوانه&#۸۲۰۲;ها حتى آخرین جوانه هم مى&#۸۲۰۲;رسد. باید گفت که در صورت توقف
آبرسانى، گیاه از بین مى&#۸۲۰۲;رود. این کار عظیم از چه کسى ساخته است؟ آیا معبود دیگرى
همراه خداوند است؟ طبیعت ناتوان ؟ یا تدبیر خداوند دانا؟

۴. گل&#۸۲۰۲;ها و میوه&#۸۲۰۲;ها

پس از گذشت مدتى از
رشد گیاهان گلدار، شکوفه&#۸۲۰۲;ها شروع به تولید گل&#۸۲۰۲;هایى مى&#۸۲۰۲;کنند که از آنها میوه تولید
مى&#۸۲۰۲;شود. میوه یکى از زیباترین اجزاى یک گیاه به شمار مى&#۸۲۰۲;رود . مى&#۸۲۰۲;دانیم که گل به
لحاظ علمى بخشى از گیاه است که به منظور تکثیر جنسى و تولید میوه و دانه آفریده شده
است. بیشتر گیاهان گلدار در صورت عدم موفقیت در تولید گل، میوه و دانه، نابود
مى&#۸۲۰۲;شوند. همانگونه که پیش از این ذکر کردیم دانه، همه ویژگى&#۸۲۰۲;هاى لازم براى نسل&#۸۲۰۲;هاى
آینده یک گیاه را داراست؛ بسیارى از این خواص بیوشیمیایى در درون گل&#۸۲۰۲;ها وجود دارد و
اگر گل ومیوه از طریق گیاهان تولید نمى&#۸۲۰۲;شد در دنیا هیچ بذر و دانه&#۸۲۰۲;اى وجود نداشت و
ما تکه نانى براى خوردن نداشتیم؛ نه مى&#۸۲۰۲;توانستیم دانه گندمى بسازیم و نه میوه&#۸۲۰۲;اى
تولید کنیم.

عالم گیاهان، عالمى
عجیب و خارق&#۸۲۰۲;العاده با رنگ&#۸۲۰۲;هاى شگفت&#۸۲۰۲;آور و ترکیبات ظریف و دقیق است. گیاهان،
رفتارهاى بسیار حساب شده&#۸۲۰۲;اى دارند؛ برخى از آنها در شب گلبرگ&#۸۲۰۲;هایشان را مى&#۸۲۰۲;بندند و
روز آن را باز مى&#۸۲۰۲;کنند. در گیاهان محل&#۸۲۰۲;هایى به نام مهمیز یا نوش گل براى ذخیره شهد
و قسمت&#۸۲۰۲;هاى بسیار دقیق و حساب شده&#۸۲۰۲;اى وجود دارد که همگان، کم و بیش از آن مطلع&#۸۲۰۲;اند.
میوه&#۸۲۰۲;ها هم بسیار شگفت&#۸۲۰۲;آور و سرشار از مواد غذایى، رایحه خوش و رنگ&#۸۲۰۲;هاى خیره&#۸۲۰۲;کننده
هستند. حال اگر خداوند با قدرت خود فعالیتهاى حیاتى گیاهان را متوقف مى&#۸۲۰۲;کرد آیا ما
مى&#۸۲۰۲;توانستیم آن&#۸۲۰۲;ها را کاشته و برویانیم؟! راستى چه اتفاقى مى&#۸۲۰۲;افتاد اگر خداوند این
کار را مى&#۸۲۰۲;کرد و به حشرات، قارچ&#۸۲۰۲;ها، باکترى&#۸۲۰۲;ها و ویروس&#۸۲۰۲;ها دستور مى&#۸۲۰۲;داد تا به
گیاهان حمله ور شوند و آنچنان آنها را قوى مى&#۸۲۰۲;کرد که هیچ آفت کشى نتواند آنها را از
بین ببرد؟! اگر آب قطع مى&#۸۲۰۲;شد و زمین سخت مى&#۸۲۰۲;گشت یا تند بادى از آسمان نازل مى&#۸۲۰۲;شد و
گیاهان را خشک مى&#۸۲۰۲;کرد آیا بشریت با همه علم و دانش خود مى&#۸۲۰۲;توانست گیاهان را نجات
دهد؟! و اینجاست که صدق این کلام الهى روشن مى&#۸۲۰۲;شود:
«أفَرَأیتُم مَا تَحرُثُونَ أ أنتُم تَزرَعُونَهُ أم نَحنُ الزَّارِعُونَ * لَو
نَشاءُ لَجَعَلنَاهُ حُطاما فَظَلتُم تَفَکَّهُونَ»


 

 


۳. بیرون آوردن زنده از مرده

خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«إنَّ اللهَ فَالِقُ الحَبِّ وَ النَّوَى یُخرِجُ الحَیَّ
مِنَ المَیِّتِ وَ مُخرِجُ المَیِّتِ مِنَ الحَیِّ ذَلِکُمُ اللهُ رَبُّکُم فَأنَّی
تُؤفَکُونَ * فَالِقُ الإصباحِ وَ جَعَلَ اللَّیلَ سَکَنا وَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ
حُسبانا ذَلِکَ تَقدیرُ العَزیزِ العَلیمِ»
[۶۵]؛
خداوند شکافنده دانه و هسته است. از مرده زنده بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد و از زنده مرده؛ این
است پروردگار شما، پس چگونه از حق منصرف مى&#۸۲۰۲;شوید. او شکافنده صبح است و شب را براى
آرامش قرار داده است و ماه و خورشید را وسیله حساب و کتاب؛ این است اندازه&#۸۲۰۲;گیرى
پروردگار قدرتمند و دانا. و نیز مى&#۸۲۰۲;فرماید: «یُخرِجُ
الحَیَّ مِنَ المَیِّتِ وَ یُخرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَیِّ وَ مَن یُدَبِّرُ الأمرَ
فَسَیَقُولُونَ اللهُ فَقُل أفَلَا تَتَّقُونَ»
[۶۶]؛
او زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد، کیست که این امور را تدبیر
مى&#۸۲۰۲;کند. خواهند گفت: خداوند. پس به آنها بگو آیا پرهیزگار نمى&#۸۲۰۲;شوید؟

برخى، بیرون آوردن
زنده از مرده را اینگونه تفسیر مى&#۸۲۰۲;کنند که: خداوند گیاه زنده را از دانه مرده و
جوجه را از تخم بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد. آنها بر این نکته تاکید مى&#۸۲۰۲;کنند که دانه و تخم هر دو
مرده&#۸۲۰۲;اند اما علم مى&#۸۲۰۲;گوید که دانه ـ تخم بارور شده ـ مرده نیست؛ زیرا حاوى جنین
زنده&#۸۲۰۲;اى است که از ساقه چه، ریشه چه (ژمول)، غذاى آلبومن و لپه&#۸۲۰۲;ها تشکیل شده است.


علم بر این نکته تاکید
دارد که با وجود آب و سایر شرایط لازم براى رویش گیاه، زنده بودن جنین شرط اصلى
رویش دانه و بذر است. دانشمندان معتقدند که در صورت مرگ جنین موجود در دانه به
وسیله حرارت بالا، گازهاى سمى و سایر عوامل خارجى، رویش گیاه غیر ممکن است، حتى اگر
همه شرایط لازم براى این امر فراهم باشد.

بنابراین، تفسیر علمى
بیرون آوردن زنده از مرده از نظر گیاه شناسان چیست؟ در پاسخ باید گفت: اولا مواد
غذایى مورد استفاده موجودات، مواد شیمیایى مرده&#۸۲۰۲;اى هستند که پس از خرد شدن به وسیله
آنزیم&#۸۲۰۲;ها، هضم و توسط بدن موجود زنده جذب و آنگاه وارد سلول&#۸۲۰۲;ها مى&#۸۲۰۲;شوند؛ ثانیا مواد
غذایى مرده به این ترتیب با قدرت بى بدیل پروردگار به اجزاى درون سلولى مانند
سیتوپلاسم، هسته، DNA و اندامک&#۸۲۰۲;هاى ویژه تبدیل مى&#۸۲۰۲;شوند که
همگى زنده&#۸۲۰۲;اند. آیا این امر، بیرون آوردن زنده از مرده نیست؟ آیا این نکته، اعجاز
علمى قرآن کریم به شمار نمى&#۸۲۰۲;رود؟

DNA که همه امور
وراثتى سلول را بر عهده دارد از مواد بیوشیمیایى، قند، فسفات و بازهاى آلى گوانین،
سیتوزین، آدنین و تیمین تشکیل شده است. همه این مواد، ترکیبات محض شیمیایى هستند
که، کمیت، ساختار و عملکرد آنها کاملاً مشخص است. با این حال پژوهشگران
نتوانسته&#۸۲۰۲;اند در آزمایشگاه به این ترکیبات و مواد تشکیل دهنده جان ببخشند. برخى
کشورها، آزمایشگاه&#۸۲۰۲;هاى جدید و بسیار مجهزى را به منظور تولید حتى یک مولکول
DNA و جان بخشى به آن ساخته&#۸۲۰۲;اند اما همه تلاش&#۸۲۰۲;هاى آنها به شکست
انجامیده است.

شگفت&#۸۲۰۲;آور آنکه، این
مواد مرده پس از عبور از غشاء سلولى و ورود به سیتوپلاسم سلول، در مدت زمان اندکى
به ماده زنده&#۸۲۰۲;اى تبدیل مى&#۸۲۰۲;شوند که همه صفات وراثتى موجود زنده را در بر دارد؛ آیا
این کار بیرون آوردن زنده از مرده نیست؟ آن هم از سلولى که حجم آن از یک نقطه فراتر
نمى&#۸۲۰۲;رود. بى آنکه اندازه&#۸۲۰۲;گیرى، آزمایشگاه، تکنولوژى و سایر عوامل در میان باشد. حال
این سوال مطرح است که چه ارتباطى بین شکافته شدن دانه و بیرون آمدن زنده از مرده
وجود دارد ؟

در پاسخ باید گفت:
هنگام کاشت دانه در اراضى زراعى و رسیدن آب به آن، این ماده حیاتى به خاطر فشار
اسمزى و عوامل محیطى بیرونى جذب دانه مى&#۸۲۰۲;شود؛ وقتى آب به جنین زنده مى&#۸۲۰۲;رسد، ناگهان
جنین فعال شده، آنزیم&#۸۲۰۲;هایى را ترشح مى&#۸۲۰۲;کند که مواد غذایى ذخیره شده در دانه را که
به سختى جذب مى&#۸۲۰۲;شود تجزیه و آنها را به مواد ساده&#۸۲۰۲;اى تبدیل مى&#۸۲۰۲;کند که به راحتى جذب
شوند؛ در نتیجه دانه و هسته، ورم کرده و جنین، آب و غذاى ذخیره شده را بعد از تجزیه
جذب مى&#۸۲۰۲;نماید؛ آنگاه با اراده الهى مواد غذایى مرده در داخل بافتهاى دانه به
سلول&#۸۲۰۲;هاى زنده تبدیل مى&#۸۲۰۲;شوند تا مصداق این سخن خداوند در سوره طه باشند که
«قَالَ رَبُّنَا الَّذِى أعطَى کُلَّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ خَلقَهُ
ثُمَّ هَدَى»
؛ گفت پروردگار ما کسى&#۸۲۰۲;است که آفرینش شایسته هر چیز را به
آن عطا نمود و آنگاه آن را هدایت کرد. به این معنا که خداوند شکل متناسب با ویژگى و
منفعت هر چیز را بدان عطا فرمود و آن را در جهتى قرار داد که براى آن آفریده شده
است.

پس از آن، ریشه کوچک
شروع به رشد کرده و به سمت خاک مى&#۸۲۰۲;رود تا در آنجا تثبیت شده و آب و املاح را جذب
کند. آب و املاح، موادى هستند که ریشه کوچک براى جذب آن&#۸۲۰۲;ها آفریده شده است. جوانه
اولیه هم به طرف بالا یعنى به سمت نور و هوا حرکت مى&#۸۲۰۲;کند، در نتیجه دانه و هسته
شکافته مى&#۸۲۰۲;شود و زنده از مرده بیرون مى&#۸۲۰۲;آید.

از سوى دیگر ویروس&#۸۲۰۲;ها
از کوچکترین موجودات زنده میکروسکوپى هستند که تا کنون مورد شناسایى قرار گرفته
اند؛ این موجودات زنده یکى از خطرناکترین موجودات میکروسکوپى براى انسان، حیوان و
گیاه به شمار مى&#۸۲۰۲;روند. شگفت آنکه این ویروس&#۸۲۰۲;ها دو ویژگى مرگ و زندگى را در خود جمع
کرده&#۸۲۰۲;اند، به گونه&#۸۲۰۲;اى که در خارج از سلول&#۸۲۰۲;ها اجسام مرده و بلورى شکلى هستند که
همانند بلورهاى نمک و شکر ذوب مى&#۸۲۰۲;شوند و هیچگونه حیات، رشد و تکثیرى در آنها مشاهده
نمى&#۸۲۰۲;شود ولى هنگامى که این اجسام مرده ذره بینى به برخى سلول&#۸۲۰۲;هاى زنده مى&#۸۲۰۲;پیوندد،
به طرز شگفت آورى حیات و زندگى در آنها دمیده مى&#۸۲۰۲;شود؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که با سرعت زیاد
شروع به تقسیم کرده و تکثیر مى&#۸۲۰۲;شوند. آنها در این حالت مى&#۸۲۰۲;توانند بسیارى از موجودات
زنده، مانند حیوانات،گیاهان، باکترى&#۸۲۰۲;ها و انسان را نابود کنند.

شگفت&#۸۲۰۲;آورتر اینکه در
صورت خروج از سلول زنده، این موجودات میکروسکوپى مرده و به صورت بلور در مى&#۸۲۰۲;آیند؛
این اوج اعجاز الهى در آفرینش و دلیل قاطع بر این امر است که خداوند زنده را از
مرده و مرده را از زنده بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد. «یُخرِجِ الحَیَّ
مِنَ المَیِّتِ وَ یُخرِجُ المَیِّتَ مِنَ الحَیِّ»
.

بله زندگى و حیات، یکى
از اسرار الهى و نعمت&#۸۲۰۲;هاى پروردگار است که به هر که بخواهد مى&#۸۲۰۲;بخشد و از هر که
بخواهد مى&#۸۲۰۲;گیرد و حتى اگر بشریت جمع شوند تا سلول مرده&#۸۲۰۲;اى را زنده کنند، نخواهند
توانست.

از دیگر موارد بیرون
آوردن زنده از مرده توسط خداوند، مى&#۸۲۰۲;توان به فلزات موجود در زمین&#۸۲۰۲;هاى کشاورزى اشاره
کرد؛ این فلزات مواد مرده&#۸۲۰۲;اى هستند که در اثر عوامل شیمیایى، طبیعى و بیولوژیکى از
صخره&#۸۲۰۲;ها ى زمین جدا شده و جذب گیاهان مى&#۸۲۰۲;شوند و پس از ورود به سلول&#۸۲۰۲;هاى گیاه و
ترکیب با برخى دیگر از مواد غذایى، به سیتوپلاسم زنده و اندامک&#۸۲۰۲;هاى جاندار تبدیل
مى&#۸۲۰۲;شوند. خداوند بزرگ در هر لحظه تعداد بى&#۸۲۰۲;شمارى از این ترکیبات و فلزات مرده را
زنده مى&#۸۲۰۲;کند تا مصداق این آیه باشند که «یُخرِجُ الحَیَّ
مِنَ المَیِّتِ وَ مُخرِجُ المَیِّتِ مِنَ الحَیِّ ذَلِکُمُ اللهُ فَأنَّی
تُؤفَکُون»
[۶۷]؛
زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد این است خداى شما پس چگونه از حق
منصرف مى&#۸۲۰۲;شوید؟

پس چرا خالق بزرگ را
رها کرده و کسانى را عبادت مى&#۸۲۰۲;کنید که نمى&#۸۲۰۲;توانند چیزى خلق کنند؟ خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«یَا أیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاستَمِعُوا لَهُ
إنَّ الَّذِینَ تَدعُونَ مِن دُونِ اللهِ لَن یَخلُقُوا ذُبَابا وَ لَوِ اجتَمَعُوا
لَهُ وَ إن یَسلُبهُمُ الذُّبابُ شَیئا لایَستَنقِذُوهُ مِنهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَ
المَطلُوبُ مَا قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدرِهِ إنَّ اللهَ لَقَویٌّ عَزیزٌ»
[۶۸]؛
اى مردم! به این مثل گوش فرا دهید: کسانى را که جز خدا مى&#۸۲۰۲;خوانید هرگز نمى&#۸۲۰۲;توانند
مگسى، را هم بیافرینند هر چند همه براى این کار به هم کمک کنند و اگر مگس چیزى از
آنها برباید قادر به نجات آن نیستند. هم خواهان و هم خوانده هر دو ضعیفند. مردم خدا
را آنگونه که شایسته او است نشناخته&#۸۲۰۲;اند، همانا خداوند قدرتمند و شکست&#۸۲۰۲;ناپذیر است.

 

 


۴. نگاهى نو به جنبش و ورم کردن خاک

خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«وَ تَرَى الأرضَ هامِدَةً فَإذَا أنزَلنَا عَلَیهَا الماءَ
اهتَزَّت وَ رَبَت»
[۶۹]؛

قرآن کریم که آخرین
معجزه الهى به شمار مى&#۸۲۰۲;رود، کتابى است که شگفتى&#۸۲۰۲;هاى آن پایان ندارد و دانشمندان از
آن بى نیاز نمى&#۸۲۰۲;شوند و بالاتر این که، در عصر تجربه و علوم دقیق، دانشمندان را نیز
به مبارزه مى&#۸۲۰۲;طلبد و هر روز مسائل تازه&#۸۲۰۲;اى را پیش روى بشر قرار مى&#۸۲۰۲;دهد. در این
مقاله به بررسى آیه&#۸۲۰۲;اى مى&#۸۲۰۲;پردازیم که در آن، به بارش باران اشاره شده است و به این
موضوع مى&#۸۲۰۲;پردازد که زمین، پس از باران به حرکت و جنبش درآمده و بالا مى&#۸۲۰۲;آید.


رعایت ترتیب دو کلمه
(حرکت و بالا آمدن) خود اعجازى بزرگ است؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که اگر جاى این دو کلمه عوض
مى&#۸۲۰۲;شد کل معناى آیه مختل مى&#۸۲۰۲;گشت. آیه مذکور چنین است: «وَ
تَرَى الأرضَ هامِدَةً فَإذَا أنزَلنَا عَلَیهَا الماءَ اهتَزَّت وَ رَبَت وَ
أنبَتَت مِن کُلِّ زَوجٍ بَهیجٍ»
[۷۰]؛
و زمین را مى&#۸۲۰۲;بینى که خاموش و مرده است ولى آنگاه که آب باران را بر آن نازل
مى&#۸۲۰۲;کنیم به جنبش درآمده، ورم مى&#۸۲۰۲;کند و هر نوع گیاه زیبا را مى&#۸۲۰۲;رویاند. و نیز
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ مِن آیاتِهِ أنَّکَ تَرَى الأرضَ
خَاشِعَةً فَإذا أنزَلنَا عَلَیهَا الماءَ اهتَزَّت وَ رَبَت إنَّ الَّذِى أحیَاها
لَمُحیِى المَوتَى إنَّهُ عَلَى کُلِّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ قَدیرٌ»
[۷۱]؛
و از آیات او این است که زمین را خشک مى&#۸۲۰۲;بینى پس آنگاه که آب بر آن نازل کنیم به
جنبش در آمده و بالا مى&#۸۲۰۲;آید و هم آن کس که زمین را زنده مى&#۸۲۰۲;کند مردگان را هم زنده
مى&#۸۲۰۲;کند که او بر هر کارى تواناست.

مفسرین در مورد معانى
کلمات گفته&#۸۲۰۲;اند:

هامده: مرده وخشک.

خاشعه: خشک.

ربت: زیاد شد و باد
کرد.

این آیات کریمه اوج
اعجاز علمى در قرآن هستند. براى آنکه به اساس علمى دو کلمه (اهتَزَّت وَ رَبَت) ـ
به جنبش درآمد و باد کرد ـ پى ببریم و با اعجاز علمى این آیات در مورد رویش گیاهان
آشنا شویم، تصویرى از زمین پیش از بارش باران را ارائه مى&#۸۲۰۲;کنیم و آنگاه به بررسى
وضع زمین بلافاصله بعد از بارش باران و نیز پس از گذشت مدتى طولانى از بارش باران
مى&#۸۲۰۲;پردازیم:

۱. تصویر زمین پیش از
بارش باران

دانه&#۸۲۰۲;هاى کوچک خاک و
مولکول&#۸۲۰۲;هاى آن پیش از بارش باران، کمترین جا را به خود اختصاص مى&#۸۲۰۲;دهند و زمین، خشک
و مرده است؛ درست همانگونه که قرآن کریم به بهترین و مختصرترین شکل آن را به تصویر
مى&#۸۲۰۲;کشد: «وَ تَرَى الأرضَ هامِدَةً» و «وَ مِن آیاتِهِ
أنَّکَ تَرَى الأرضَ خَاشِعَةً»


پیش از بارش، همه
موجودات زنده ذره بینى همانند باکترى&#۸۲۰۲;ها، قارچ&#۸۲۰۲;ها، اکتونومیست&#۸۲۰۲;ها و غیره، کاملاً بى
حرکت بوده و کمترین مکان را در طول حیات به خود اختصاص مى&#۸۲۰۲;دهند. بیشتر آنها در حالت
اسپور یا خفته به سر مى&#۸۲۰۲;برند، به این معنا که: پوسته سخت همانند سپر، از موجودات
زنده در برابر شرایط دشوار خارجى که مهمترین آن نبود آب است محافظت مى&#۸۲۰۲;کند.


پیش از نزول باران،
تخم&#۸۲۰۲;ها و تخمک&#۸۲۰۲;هاى ویژه برخى دیگر از موجودات زنده اولیه، در وضعیت نهفتگى و سکون
کامل به سر مى&#۸۲۰۲;برند؛ در این حالت آنها پوشش&#۸۲۰۲;هایى دارند که در برابر شرایط سخت خارجى
از آنها محافظت مى&#۸۲۰۲;کند. پیازها، پیازچه&#۸۲۰۲;ها، کرم&#۸۲۰۲;ها (ساقه&#۸۲۰۲;هاى زیر زمینى تک
لپه&#۸۲۰۲;اى&#۸۲۰۲;ها)، ریزم&#۸۲۰۲;ها (ساقه&#۸۲۰۲;هاى زیر زمینى افقى)، غدد و دانه&#۸۲۰۲;ها، از کمترین فعالیت
حیاتى برخوردارند تا حیات خود و نسل&#۸۲۰۲;هاى آینده خود را حفظ کنند؛ ریشه&#۸۲۰۲;ها و مجموعه
رویشى گیاهان، کاملاً بى&#۸۲۰۲;حرکت و آرام است؛ منافذ آنها بسته و روى آنها کوتیکول&#۸۲۰۲;هاى
مومى و پولک&#۸۲۰۲;هایى وجود دارد که در برابر خشکى از تحمل بالایى برخوردارند.


۲. وضعیت زمین پس از
بارش باران:

هنگام بارش باران این
فعالیت&#۸۲۰۲;هاى فیزیکى، شیمیایى و حیاتى در زمین رخ مى&#۸۲۰۲;دهد:

الف. فعالیت&#۸۲۰۲;هاى
فیزیکى و شیمیایى:

هنگام بارش، انرژى
وضعى و حرکتى باران و زمین تغییر مى&#۸۲۰۲;کند، بدین معنى که زمین در اثر انرژى حاصل از
بارش باران به جنبش در مى&#۸۲۰۲;آید؛ یونیزه شدن مواد غیر آلى خاک افزایش یافته و حجم خاک
بیشتر مى&#۸۲۰۲;شود؛ مواد آلى غیر یونیزه شده نیز در اثر مکش آب ورم کرده و اجزاى آن از
هم دور مى&#۸۲۰۲;شوند و در نتیجه حجم آن افزایش مى&#۸۲۰۲;یابد؛ نتیجه نهایى این فعالیت&#۸۲۰۲;ها به
حرکت و جنبش در آمدن خاک است بى آنکه شکاف بردارد.

ب: فعالیت حیاتى در
خاک:

موجودات زنده ذره بینى
مانند: پیازها، پیازچه&#۸۲۰۲;ها، ریزوم&#۸۲۰۲;ها و کرم&#۸۲۰۲;ها فعال شده و به حرکت در مى&#۸۲۰۲;آیند؛
تخم&#۸۲۰۲;ها و تخمک&#۸۲۰۲;ها باز شده و حشرات خاک فعال شده و به جنبش در مى&#۸۲۰۲;آیند؛ ریشه&#۸۲۰۲;ها و
ساقه فعالیت خود را آغاز مى&#۸۲۰۲;کنند و میانگین جذب خاک افزایش یافته و مولکول&#۸۲۰۲;هاى آن
به حرکت در مى&#۸۲۰۲;آیند؛ نتیجه نهایى این فعالیت&#۸۲۰۲;ها به جنبش درآمدن خاک است.


۳. وضعیت زمین پس از
گذشت مدتى طولانى از بارش باران:

در این حالت
فعالیت&#۸۲۰۲;هاى فیزیکى و شیمیایى و حیاتى خاک ادامه یافته و زمین اینگونه مى&#۸۲۰۲;شود:
موجودات زنده ذره بینى شروع به رشد و تکثیر مى&#۸۲۰۲;کنند و وزن و حجم آنها افزایش
مى&#۸۲۰۲;یابد؛ در این حالت محتواى مواد آلى خاک بیشتر مى&#۸۲۰۲;شود ؛کرم&#۸۲۰۲;ها و حشرات، رشد و
تکثیر خود را آغاز و تونل&#۸۲۰۲;هایى را در زمین ایجاد مى&#۸۲۰۲;کنند؛ در نتیجه خاک ریشه&#۸۲۰۲;ها
فعال شده و به مرور زمان غذاى ذخیره شده در آن انبار مى&#۸۲۰۲;شود.

۴. خلاصه آنچه رخ داده
است:

الف: زمین در اثر نبود
آب، خشک و بى روح و مرده است و موجودات زنده داخل آن ساکن و بى حرکتند.


ب: در اثر بارش باران،
زمین به حرکت درآمده، یونیزه شده و جذب آب در آن زیاد مى&#۸۲۰۲;شود؛ موجودات زنده از حالت
سکون خارج شده و در نتیجه زمین به حرکت و جنبش در مى&#۸۲۰۲;آید.

ج: پس از مدتى فعالیت
حیاتى و رشد افزایش یافته؛ زمین سرشار از حیات مى&#۸۲۰۲;گردد.

خداوند سبحان و دانا
تمامى این فعالیت&#۸۲۰۲;ها را در دو کلمه (به جنبش در آمد و ورم کرد: اهتَزَّت وَ رَبَت)
خلاصه کرده است. آیا در هنگام نزول قرآن در شبه جزیره عربستان، دانشمندان علوم
کشاورزى، خاک، شیمى، زیست شناسى و سایر رشته&#۸۲۰۲;هاى مربوط به فعالیت&#۸۲۰۲;هاى مذکور حضور
داشتند تا بتوانند این فعالیت&#۸۲۰۲;ها را با دو واژه (اهتَزَّت وَ رَبَت) توصیف کنند؟!
اگر حرکت و ورم کردن نبود زمین زنده نمى&#۸۲۰۲;شد؛ محصولى نمى&#۸۲۰۲;رویید و دانه&#۸۲۰۲;اى از دل آن
بیرون نمى&#۸۲۰۲;آمد. آیا اعجازى برتر از این هست؟!

اگر ترتیب دو کلمه
مذکور در آیه یعنى (اهتَزَّت وَ رَبَت) به هم مى&#۸۲۰۲;خورد و در این آیه کلمه (رَبَت)
پیش از (اهتَزَّت) مى&#۸۲۰۲;آمد چه اتفاقى مى&#۸۲۰۲;افتاد؟ پاسخ این است که آیه مذکور چیزى را
مطرح مى&#۸۲۰۲;کرد که با علوم تجربى جدید در تعارض است؛ زیرا زمین ابتدا به حرکت در
مى&#۸۲۰۲;آید؛ آنگاه موجودات زنده آن رشد کرده بالا مى&#۸۲۰۲;آیند و حجم آنها افزایش مى&#۸۲۰۲;یابد.
بله، عظمت ترتیب مذکور در دو کلمه (اهتَزَّت وَ رَبَت) از همین جا مشخص مى&#۸۲۰۲;شود؛ این
آیه از آیاتى است که با روش&#۸۲۰۲;هاى علمى سازگار بوده و نشانه آن است که قرآن، ساخته و
پرداخته انسان نیست، بلکه خداوند آن را نازل کرده است؛ هم او که پروردگار انسان،
آفریننده زمین و قوانین زمین است. آیا کسى هست که پند گیرد؟

 

 


۵. خداوند شکافنده دانه و هسته است.

خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«إنَّ اللهَ فَالِقُ الحَبِّ وَ النَّوَى»
؛

در این مقاله به بررسى
آیه ۹۵ سوره انعام مى&#۸۲۰۲;پردازیم. ابتدا تفسیر این آیه بر اساس برخى کتاب&#۸۲۰۲;هاى تفسیرى
را آورده و آنگاه با مفاهیم و داده&#۸۲۰۲;هاى جدید علمى در زمینه گیاه&#۸۲۰۲;شناسى، به شرح این
آیه مى&#۸۲۰۲;پردازیم تا بهتر بتوانیم عظمت خداوند را درک و مسائلى را مطرح نماییم که ذهن
دانشمندان را، متوجه خود کند و به بررسى آیه&#۸۲۰۲;اى بپردازیم که حتى اگر همه انسان&#۸۲۰۲;ها
دست به دست هم دهند، از آوردن آیه&#۸۲۰۲;اى مانند آن عاجزند. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«إنَّ اللهَ فَالِقُ الحَبِّ وَ النَّوَى یُخرِجُ الحَیَّ
مِنَ المَیِّتِ وَ مُخرِجُ المَیِّتِ مِنَ الحَیِّ ذَلِکُمُ اللهُ رَبُّکُم فَأنَّی
تُؤفَکُونَ * فَالِقُ الإصباحِ وَ جَعَلَ اللَّیلَ سَکَنا وَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ
حُسبانا ذَلِکَ تَقدیرُ العَزیزِ العَلیمِ»
[۷۲]؛
خداوند شکافنده دانه و هسته است، زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد،
این است خداى شما چگونه از حق منصرف مى&#۸۲۰۲;شوید او شکافنده صبح است و شب را مایه آرامش
قرار داده است و خورشید را وسیله حساب و کتاب؛ این است اندازه&#۸۲۰۲;گیرى خداوند قدرتمند
و دانا.

مفسرین درباره معنى
کلمات گفته&#۸۲۰۲;اند:

فالق الحب: شکافنده یا
آفریننده آن؛ بدین معنا که خداوند دانه را در خاک مى&#۸۲۰۲;شکافد تا کشت&#۸۲۰۲;هاى مختلف و
گوناگون و رنگ&#۸۲۰۲;هاى متنوع دانه و هسته بروید.

یخرج الحى من المیت:
یعنى گیاه را از هسته بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد و یا اینکه گیاه تازه و شاداب را از دانه خشک
بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد.

ذلکم الله: یعنى انجام
دهنده این کار خداوند یکتاست.

فأنى تؤفکون: یعنى
چگونه از عبادت خدا منصرف شده به عبادت غیر او مى&#۸۲۰۲;پردازید ؟

در تفسیر این آیه باید
گفت :

۱. این آیه یکى از
آیات اعجاز الهى در خلقت است؛ زیرا على رغم اختصار، بسیارى از حقایق علمى و اشارات
اعجاز آمیز را در بر دارد؛ حقایقى که پیش از قرآن کسى متوجه آنها نشده است. این آیه
میان دانه و هسته تفاوت قائل شده است؛ از نظر علمى دانه غیر از هسته است. دانه[۷۳]
یک میوه کامل است مانند: دانه ذرت و گندم و جو، اما هسته جزء بذرها[۷۴]
است و جزئى از میوه به حساب مى&#۸۲۰۲;آید مانند هسته خرما، سدر، هلو، انگور و بذرهاى
باقلا و لوبیا. تفاوت قائل شدن قرآن میان دانه و هسته از جمله اعجازهاى علمى نباتى
قرآن به شمار مى&#۸۲۰۲;رود؛ زیرا قرآن، پیش از تقسیمات نوین علمى نباتى در مورد بذرها و
میوه&#۸۲۰۲;ها این تقسیم بندى را قائل شده است.

۲. اعجاز دوم آیه
مذکور این است که میان دو چیز پیوند برقرار کرده است: شکافته شدن دانه و هسته، با
بیرون آوردن زنده از مرده و مرده از زنده. در اینجا عظمت و اعجاز قرآن کریم مشخص
مى&#۸۲۰۲;شود؛ زیرا مواد غذایى ذخیره شده در گیاه، کربوهیدرات&#۸۲۰۲;ها، چربى&#۸۲۰۲;ها، پروتئین&#۸۲۰۲;ها،
فلزات، املاح و آب، همگى مرده و بى&#۸۲۰۲;جانند اما هنگامى که از غشاى جنین عبور مى&#۸۲۰۲;کنند
جان مى&#۸۲۰۲;گیرند و به سیتوپلاسم زنده، ریشه چه وساقه چه تبدیل مى&#۸۲۰۲;شوند. کیست جز خدا که
بتواند این مواد مرده را زنده کند؟!

معجزه شکافتن دانه و
هسته :

از نظر علمى مشخص شده
است که جنین زنده و کوچکى در بذر وجود دارد که در حالت سکون یا نهفتگى به سر مى&#۸۲۰۲;برد
و تمام فعالیت&#۸۲۰۲;هاى حیاتى مانند تنفس و تغذیه با کمترین میزان فعالیت در آن رخ
مى&#۸۲۰۲;دهد؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که جنین در خلال شرایط محیطى خارج و داخل بذر، در طولانى ترین
زمان ممکن، زنده مى&#۸۲۰۲;ماند. این جنین از همان اعضاى اصلى رویشى تشکیل مى&#۸۲۰۲;شود که گیاه
بالغ از آن تشکیل شده است؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که متشکل از ریشه چه، ساقه چه و برگ&#۸۲۰۲;هاى
جنینى (ژمول&#۸۲۰۲;ها) مى&#۸۲۰۲;باشد. براى اینکه جنین رشد کند باید زنده باشد؛ زیرا جنین مرده
از قدرت رویش برخوردار نیست. هیچکدام از پژوهش&#۸۲۰۲;و آزمایشگاه&#۸۲۰۲;ها و مزارع موجود در
زمین، نمى&#۸۲۰۲;توانند یک جنین مرده را زنده کرده یا برویانند؛ پس باید پرسید چه کسى به
جنین دانه، حیات بخشیده است؟ آیا همانگونه که داروینیست&#۸۲۰۲;ها ادعا مى&#۸۲۰۲;کنند طبیعت بى
جان، به آن حیات بخشیده است یا تصادف کور و یا جهش&#۸۲۰۲;هاى معیوب یا اینکه خداوند زنده
و پاینده&#۸۲۰۲;اى که مالک همه چیز است؛ پادشاه قدرتمندى است که مى&#۸۲۰۲;تواند زنده را از مرده
بیرون آورد؟

ما در اینجا بر روى
تغییراتى متمرکز مى&#۸۲۰۲;شویم که براى شکافتن دانه و هسته و بیرون آمدن زنده از مرده رخ
مى&#۸۲۰۲;دهد. پس از آنکه همه شرایط لازم براى رویش گیاه فراهم مى&#۸۲۰۲;شود تغییرات فیزیکى،
شیمیایى و زیستى متعددى در دانه و هسته رخ مى&#۸۲۰۲;دهد که به طور خلاصه عبارتند از:

الف: تغییرات فیزیکى[۷۵]

این تغییرات زمانى رخ
مى&#۸۲۰۲;دهد که آب به دانه و هسته برسد؛ چه دانه و بذر، زنده باشند و چه مرده، در این
حالت دانه یا بذر طبق قانون اسمز، آب را مکیده و ورم مى&#۸۲۰۲;کنند و آنگاه پوسته آنها در
نتیجه افزایش فشار داخلى پاره مى&#۸۲۰۲;شود.

ب: تغییرات شیمیایى[۷۶]

این تغییرات، تنها در
دانه&#۸۲۰۲;ها و بذرهاى زنده رخ مى&#۸۲۰۲;دهد به این ترتیب که: آنزیم&#۸۲۰۲;ها در آنها فعال مى&#۸۲۰۲;شود و
مواد غذایى ذخیره شده که پیش از این بزرگ و پیچیده بودند و نمى&#۸۲۰۲;توانستند به داخل
غشاى سلولى نفوذ کنند و جنین قدرت جذب آنها را نداشت، اکنون به مواد ساده&#۸۲۰۲;تر و
کوچک&#۸۲۰۲;ترى تبدیل مى&#۸۲۰۲;شوند که به راحتى از غشاى سلولى عبور کرده و جنین آن&#۸۲۰۲;ها را جذب
مى&#۸۲۰۲;کند؛ اینجاست که پیوندها تجزیه شده و حجم بذر افزایش مى&#۸۲۰۲;یابد.


ج: تغییرات زیستى[۷۷]

در این حالت سلول&#۸۲۰۲;هاى
جنینى فعالیت خود را آغاز مى&#۸۲۰۲;کنند؛ تقسیم مى&#۸۲۰۲;شوند و با مصرف آب و مواد غذایى ذخیره
شده، تعداد، وزن و حجم آنها افزایش مى&#۸۲۰۲;یابد؛ در این شرایط مواد غذایى ذخیره شده که
قبلا موادى بى جان بودند به مواد تشکیل دهنده سلول&#۸۲۰۲;هاى زنده تبدیل مى&#۸۲۰۲;شوند و منظور
از بیرون آوردن زنده از مرده نیز همین است. آنگاه ریشه چه در خارج از دانه یا بذر
ظاهر شده، به سمت خاک و آب حرکت مى&#۸۲۰۲;کند؛ ساقه&#۸۲۰۲;چه نیز در خارج از دانه و هسته ظاهر
شده و غالبا به سمت بالا حرکت مى&#۸۲۰۲;کند. ساقه گیاه که حاوى برگ، گل، خار، پیچک و سایر
زواید است از همین ساقه چه ساخته مى&#۸۲۰۲;شود.

با نگاهى علمى
مى&#۸۲۰۲;بینیم که با قدرت الهى هسته سخت به ماده&#۸۲۰۲;اى نرم وشیرین تبدیل مى&#۸۲۰۲;شود که به آسانى
قابل جذب است. خداوند پوشش چوبى هسته را با لطف و رحمت خود، مى&#۸۲۰۲;شکافد تا ریشه چه
نازک و ساقه چه باریک از آن خارج شود؛ ساقه چه براى آنکه قسمت بالایى در حال رشد
خود را، از تماس با خاک و نابودى در امان نگه دارد خم مى&#۸۲۰۲;شود و تولید قلاب مى&#۸۲۰۲;کند؛
در همین زمان ریشه چه، سخت&#۸۲۰۲;ترین خاک&#۸۲۰۲;ها را مى&#۸۲۰۲;شکافد و هزاران سلول در اثر برخورد و
رشد سریع مى&#۸۲۰۲;میرند تا مصداق این سخن پروردگار باشند که
«وَ مُخرِجُ المَیِّتِ مِنَ الحَیِّ»
؛ مرده را از زنده بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد.

مواد غذایى ذخیره شده
در دانه، هسته یا بذر به پایان مى&#۸۲۰۲;رسد اما لطف خداوند همانگونه که در آیه ۹۹ سوره
انعام آمده است، شامل حال گیاه مى&#۸۲۰۲;شود: «فَأخرَجنَا مِنهُ
خَضِرا»
؛ و گیاه سبز را از آن بیرون آوردیم. بدین ترتیب گیاه مى&#۸۲۰۲;تواند
دى اکسید کربن، نور خورشید، آب و املاح را مورد استفاده قرار دهد تا غذاى لازم
براى&#۸۲۰۲;تداوم حیات خود و همه موجودات روى زمین را فراهم کند.

اگر خداوند متعال
ویژگى زنده بودن را از دانه و هسته بگیرد چه اتفاقى رخ مى&#۸۲۰۲;دهد ؟ چه کسى مى&#۸۲۰۲;تواند آن
را بشکافد و ریشه چه و ساقه چه را از آن بیرون بیآورد؟ اگر خداوند سبحان ویژگى
تشکیل کلروفیل گیاه را از آن بگیرد، چه کسى مى&#۸۲۰۲;تواند ادامه حیات آن را تضمین کند تا
میوه، بذر و غذا را براى تداوم حیات بسازد؟ چه کسى برگ&#۸۲۰۲;هاى شاداب و سبز را از
ساقه&#۸۲۰۲;هاى خشک، سخت و بى رنگ مى&#۸۲۰۲;رویاند؟ چه کسى شکوفه&#۸۲۰۲;هاى زیبا را از ساقه&#۸۲۰۲;هاى سبز
یا بى رنگ یا خاکسترى بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد؟ چه کسى میوه&#۸۲۰۲;هاى شیرین، خوش بو و خوشمزه را از
زمین خشک و آب گل آلود مى&#۸۲۰۲;سازد؟ چه کسى ویژگى&#۸۲۰۲;ها و خصایص یک درخت بزرگ را در دانه و
بذرهاى کوچک به ودیعه نهاده است؟ چه کسى میزان غذاى مورد نیاز براى این جنین غیر
عاقل را در زمان سکون و رویش محاسبه کرده تا آن را در بافت&#۸۲۰۲;هایش ذخیره و در هنگام
نیاز استفاده نماید؟ آیا پیامبر اسلام (صلی&#۸۲۰۲;الله&#۸۲۰۲;علیه&#۸۲۰۲;وآله)&#۸۲۰۲; از دانش جنین&#۸۲۰۲;هاى
گیاهى و علوم رویش گیاه، فیزیک، شیمى طبیعى و زیستى مطلع بود تا بتواند ارتباط میان
شکافتن دانه و هسته با بیرون آوردن زنده از مرده و مرده از زنده را تشخیص دهد؟!


این اعجاز در پاسخ به
مشرکین و استدلال علیه آنان به وسیله عجایب آفرینش و لطایف تدبیر الهى ذکر شده است.
«إنَّ اللهَ فالِقُ الحَبِّ وَ النَّوَى» به
این معناست که خداوند، دانه را در زیر زمین مى&#۸۲۰۲;شکافد تا گیاه از آن بیرون بیاید و
هم اوست که از گیاه زنده در حال رشد، دانه خشک بیرون مى&#۸۲۰۲;آورد. آیا اعجازى همانند
این اعجاز و تدبیرى چون این تدبیر و آفرینشى حکیمانه مانند این آفرینش را
دیده&#۸۲۰۲;اید؟ 

 
 

 

بخش
سوم:


مقالاتى از دکتر منصور العبادى

 

درباره دکتر
منصورالعبادی

۱. آب، مایه حیات
موجودات زنده.

۲. آفرینش زمین در دو
روز.

 

 


درباره دکتر منصور العبادى

نام کامل وى منصور
ابراهیم ابوشریعه العبادى است. وى در سال ۱۹۵۲ م. در اردن به دنیا آمد و هم اکنون
استاد مهندسى ارتباطات در دانشگاه علوم و تکنولوژى اردن مى&#۸۲۰۲;باشد.


مدارک علمى:

۱. کارشناسى مهندسى
برق (۱۹۷۴م) از دانشگاه ملک سعود عربستان سعودى

۲. کارشناسى ارشد
مهندسى برق (۱۹۷۸م) از دانشگاه وسیکونسن ـ مادیسون ـ آمریکا

۳. دکتراى مهندسى برق
(۱۹۸۲م) از دانشگاه وسیکونسن ـ مادیسون ـ آمریکا

تجارب علمى:

۱. استاد یار گروه
مهندسى برق در دانشگاه یرموک اردن (۱۹۸۶ ـ ۱۹۸۲م)

۲. استادیار گروه
مهندسى برق در دانشگاه علوم و تکنولوژى اردن (۱۹۸۹ ـ ۱۹۸۶ م)

۳. استاد گروه مهندسى
برق در دانشگاه علوم و تکنولوژى اردن (۱۹۹۵ ـ ۱۹۸۹ م)

۴. استاد مدعو گروه
مهندسى برق در دانشگاه اتاواى کانادا (۱۹۹۱ ـ ۱۹۹۰ م)

۵. استاد گروه مهندسى
برق در دانشگاه علوم و تکنولوژى اردن (۱۹۹۵ م تا کنون)

۶. استاد مدعو گروه
مهندسى برق در دانشگاه تکنولوژى شاهزاده سمیه اردن (۱۹۹۶ ـ ۱۹۹۵ م)

۷. استاد مدعو گروه
مهندسى برق در دانشگاه تکنولوژى شاهزاده سمیه اردن (۲۰۰۳ ـ ۲۰۰۲ م)

تحقیقات و تالیفات
منتشر شده:

۱. سى تحقیق علمى
منتشر شده در مجلات علمى جهان در زمینه مهندسى اتصالات (برق)

۲. کتاب آغاز آفرینش
در قرآن کریم در زمینه اعجاز علمى قرآن، انتشارات دارالفلاح، ۲۰۰۶ م.

۳. مقالات علمى و دینى
در زمینه&#۸۲۰۲;هاى گوناگون

 

 


۱. آب، مایه حیات موجودات زنده


«وَ جَعَلنَا مِنَ الماءِ کُلَّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ حَیٍّ»
[۷۸]؛
هر چیز زنده&#۸۲۰۲;اى را از آب قرار دادیم.

اگر طراحى بسیار دقیق
خداوندى در همه مراحل آفرینش هستى نبود، زندگى به هیچ عنوان در روى زمین شکل
نمى&#۸۲۰۲;گرفت؛ زیرا حتى یک اختلال ساده در طراحى این مراحل، سبب مى&#۸۲۰۲;شد زمین، شکل و
ویژگى&#۸۲۰۲;هاى کنونى خود را نداشته باشد. علاوه بر این، زمین هم داراى طراحى بسیار
دقیقى است تا قابلیت حیات، در آن به وجود آید؛ این طراحى شامل مواردى چون: تنظیم
فاصله از خورشید به عنوان منبع انرژى، سرعت حرکت وضعى و انتقالى، مایل بودن و نوسان
محور زمین، شدت میدان مغناطیسى و ضخامت پوسته آن مى&#۸۲۰۲;شود. موجودات زنده براى ساختن
جسم خود به تعداد زیادى عنصر طبیعى نیازمندند، به همین دلیل همه عناصر تولید شده
توسط ستارگان هستى با نسبت&#۸۲۰۲;هاى متفاوت در پوسته زمین فراهم شده است. چین خوردگى&#۸۲۰۲;هاى
زمین هم به طرز ماهرانه&#۸۲۰۲;اى ایجاد شده است به گونه&#۸۲۰۲;اى که این سیاره، داراى مناطق
پستى است که مى&#۸۲۰۲;تواند آب&#۸۲۰۲;را در خود جاى دهد؛ همچنانکه مناطق مرتفعى در آن وجود دارد
که آب، نمى&#۸۲۰۲;تواند آن را در بر گیرد و همین امر سبب شده انواع مختلف حیات در زمین به
وجود آید.

جوّ زمین به گونه&#۸۲۰۲;اى
طراحى شده که محتویات اولیه آن با محتویات کنونى&#۸۲۰۲;اش متفاوت است. این بدان خاطر است
که جوّ اولیه زمین که گازهاى هیدروژن، آمونیاک، متان و بخار آب را در خود جاى داده
بود نقش بسیار مهمى در تشکیل مواد آلى ساده ایفا کرد؛ موادى که براى ظهور حیات در
زمین الزامى بود.

با توجه به نقش بسیار
مهم آب در ایجاد حیات بر روى زمین، لازم دانستیم مقاله&#۸۲۰۲;اى را به این امر اختصاص
دهیم تا درآن ویژگى&#۸۲۰۲;هاى اثبات شده آب از نظر علم و نقش آن در تشکیل حیات در زمین را
مورد بررسى قرار دهیم؛ امرى که در قرآن کریم از آن سخن به میان آمده است:
«وَ جَعَلنَا مِنَ الماءِ کُلَّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ حَیٍّ أفَلَا
یُؤمِنُونَ»
؛ و هر چیز زنده&#۸۲۰۲;اى را از آب قرار دادیم، پس آیا ایمان
نمى&#۸۲۰۲;آورند؟

زمین شناسان، میزان آب
موجود در زمین را ۱۶ میلیارد کیلومتر مکعب، معادل ۱۶ میلیارد تن تخمین مى&#۸۲۰۲;زنند؛
بدین معنى که مجموع آب کره زمین ۲۵ هزارم کل جرم این سیاره را تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهد. بخش
اعظم این مقدار آب که ۱۳ میلیارد کیلومتر مکعب بر آورد مى&#۸۲۰۲;شود در طبقات پایینى واقع
در زیر پوسته زمین قرار دارد و به علت حرارت بالاى موجود در این طبقات، آب آن به
صورت بخار فشرده در آمده است.

نیمى از این سه
میلیارد کیلومتر مکعب آب باقیمانده وارد ترکیب سنگ&#۸۲۰۲;ها و فلزات موجود در پوسته زمین
شده و نیم دیگر را مى&#۸۲۰۲;توان در اقیانوسها، دریاها و رودخانه&#۸۲۰۲;ها یافت. بیشتر آب موجود
در سطح زمین در اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و دریاها جمع شده است؛ اما نزدیک به صد میلیون کیلومتر
مکعب آب در خشکى قرار دارد که در آبراهه&#۸۲۰۲;ها، دریاچه&#۸۲۰۲;ها، رودخانه&#۸۲۰۲;ها و خاک، به صورت
مایع و در مناطق کوهستانى و قطبى به شکل یخ مى&#۸۲۰۲;باشد.

دانشمندان بر این
باورند که آب موجود در سطح زمین از درون آن بیرون آمده است؛ بدین معنى که پس از سخت
شدن پوسته زمین، آب به شکل بخار همراه با گدازه&#۸۲۰۲;هاى آتشفشانى به سطح زمین رسید.
قرآن در این باره مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ الأرضَ بَعدَ ذَلِکَ
دَحاها * أخرَجَ مِنهَا ماءَها وَ مَرعاها»
[۷۹]؛
پس از آن زمین را گستراند و آب و چراگاه را از آن بیرون آورد.

زمین شناسان آب&#۸۲۰۲;هاى
خروجى از درون زمین را سالانه حدود یک کیلومتر مکعب معادل هزار میلیون تن برآورد
مى&#۸۲۰۲;کنند و بر این باورند که این مقدار براى ایجاد ذخایر اجمالى در سطح زمین با گذشت
میلیاردها سال از تشکیل این سیاره کافى است. این آب در آغاز پیدایش زمین به خاطر
حرارت بالاى سطح این سیاره به صورت بخار، جو زمین را پر کرده بود. پس از سرد شدن
سطح زمین، بخار آب متراکم شده به صورت باران&#۸۲۰۲;هاى تند به سمت زمین فرود آمد؛ این
باران&#۸۲۰۲;ها نقش زیادى در ایجاد برخى برجستگى&#۸۲۰۲;هاى زمین مانند دره&#۸۲۰۲;ها و دشت&#۸۲۰۲;هاى پر خاک
ایفا کرد.

اگر همه آب موجود در
داخل کره زمین به سطح آن مى&#۸۲۰۲;آمد اقیانوس&#۸۲۰۲;ها گنجایش آن را نداشتند و ارتفاع آب در
سطح زمین، به ۳۰ کیلومتر مى&#۸۲۰۲;رسید؛ اما به لطف الهى ۹۰ % این آب به شکل بخار در زیر
پوسته زمین قرار گرفته است. در صورت کمبود آب در سطح زمین ـ به خاطر پخش شدن آن در
فضاى خارجى یا آمیزش دائمى آن با برخى عناصر و ترکیبات زمینى ـ  ذخیره عظیم آب
موجود در زیر پوسته زمین، کمبود آب در سطح آن را جبران مى&#۸۲۰۲;کند. اگر سطح کره زمین،
همانند دوران اولیه شکل&#۸۲۰۲;گیرى آن صاف مى&#۸۲۰۲;بود همین مقدار آب موجود در سطح آن، کافى
بود تا به ارتفاع ۳ کیلومتر تمامى سطح زمین را بپوشاند اما با تدبیر الهى و به خاطر
فشار عظیم آب بر سطح زمین ـ که در آغاز نرم و نازک بود ـ برخى اجزاى زمین آرام آرام
تحت تاثیر فشار آب پایین رفت و گود شد و به همین سبب توانست آب زیادى را جذب خود
کند؛ این کار ادامه یافت تا اینکه آب&#۸۲۰۲;ها در یک سوى زمین جمع شد و طرف دیگر زمین به
خاطر فشار معکوس از داخل زمین بر پوسته بالا آمده و خشکى تشکیل شد.


این حقیقت هنگامى روشن
شد که زمین شناسان کشف کردند اقیانوس&#۸۲۰۲;هاى کنونى در آغاز یک اقیانوس واحد و قاره&#۸۲۰۲;هاى
فعلى در ابتدا یک قاره واحد بوده&#۸۲۰۲;اند؛ اما به دلیل حرکت صفحه تشکیل دهنده پوسته
زمین، قاره اولیه با روندى بسیار کند به چند قاره تقسیم شد؛ این پدیده را اشتقاق
قاره&#۸۲۰۲;ها مى&#۸۲۰۲;نامند.

هم اکنون اقیانوس&#۸۲۰۲;ها
نزدیک به هفتاد درصد سطح زمین را پوشانده، در حالى که خشکى&#۸۲۰۲;ها سى درصد سطح زمین را
به خود اختصاص داده&#۸۲۰۲;اند. متوسط ارتفاع خشکى&#۸۲۰۲;ها از سطح دریا نزدیک به یک کیلومتر است
در حالى که میانگین عمق اقیانوس&#۸۲۰۲;ها از سطح دریا تقریبا به چهار کیلومتر مى&#۸۲۰۲;رسد.
تعیین میزان مساحت خشکى نسبت به اقیانوس&#۸۲۰۲;ها، کورکورانه انجام نشده است بلکه
اندازه&#۸۲۰۲;گیرى آن به شکل دقیق صورت گرفته است، به گونه&#۸۲۰۲;اى که پژوهش&#۸۲۰۲;ها نشان داده است
هر گونه افزایش در این زمینه ممکن است مانع تشکیل حیات بر روى زمین شود.


میانگین کنونى درجه
حرارت در سطح زمین به ۱۵ درجه مى&#۸۲۰۲;رسد و در صورت تغییر مساحت خشکى&#۸۲۰۲;ها و دریاها، بر
اثر اختلاف حرارت آنها میانگین درجه حرارت زمین تغییر مى&#۸۲۰۲;کند؛ همچنین تغییر مساحت
خشکى&#۸۲۰۲;ها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها موجب افزایش یا کاهش میزان دى اکسید کربن در اتمسفر مى&#۸۲۰۲;شود؛
زیرا میزان جذب این گاز ـ که مهمترین منبع غذایى براى همه موجودات زنده به شمار
مى&#۸۲۰۲;رود ـ در خشکى&#۸۲۰۲;ها و اقیانوس&#۸۲۰۲;ها متفاوت است؛ همچنین میزان آبى که بر سطح خشکى&#۸۲۰۲;ها
و دریاها مى&#۸۲۰۲;بارد، دچار تغییر خواهد شد.

ممکن است بگویید میزان
فراوان آب موجود در اقیانوس&#۸۲۰۲;ها بیشتر از نیاز موجودات زنده است و اقیانوس&#۸۲۰۲;هایى با
عمق کمتر هم براى این نیاز کافى به نظر مى&#۸۲۰۲;رسد. باید گفت در پس وجود میزان آب موجود
در اقیانوس&#۸۲۰۲;ها، حکمتى عظیم نهفته است و آن اینکه بخشى از آب باران توسط رودخانه&#۸۲۰۲;ها
به اقیانوس&#۸۲۰۲;ها باز مى&#۸۲۰۲;گردد؛ رودخانه&#۸۲۰۲;ها به همراه خود مقادیر زیادى نمک را از سطح
خشکى به اقیانوس&#۸۲۰۲;ها منتقل مى&#۸۲۰۲;کنند؛ این امر سبب مى&#۸۲۰۲;شود به مرور زمان، شورى آب
اقیانوس&#۸۲۰۲;ها افزایش یابد.

اگر این شورى از حد
معینى فراتر رود، بى&#۸۲۰۲;شک همه موجودات زنده اقیانوس&#۸۲۰۲;ها از میان خواهند رفت (بهترین
نمونه این امر را مى&#۸۲۰۲;توان در بحرالمیت اردن مشاهده کرد) اما با تدبیر و فضل الهى و
به خاطر این مقدار فراوان آب در اقیانوس&#۸۲۰۲;ها میزان شورى موجود در آنها همچنان
پایین&#۸۲۰۲;تر از حدى است که مانع ادامه زندگى موجودات زنده شود، در حالى که بیش از چهار
هزار میلیون سال است که رودخانه&#۸۲۰۲;ها همه ساله مقادیر زیادى نمک را وارد اقیانوس&#۸۲۰۲;ها
مى&#۸۲۰۲;کنند. خداوند در قرآن مى&#۸۲۰۲;فرماید:


«وَ مَا یَستَوِى البَحرانِ هَذَا عَذبٌ فُراتٌ سائِغٌ شَرابُهُ وَ
هَذَا مِلحٌ أجاجٌ وَ مِن کُلٍّ تَأکُلُونَ لَحما طَرِیًّا وَ تَستَخرِجونَ حِلیَةً
تَلبَسُونَهَا»
[۸۰]؛
دو دریا با هم برابر نیستند یکى شیرین و نوشیدن آن گوارا و دیگرى شور و تلخ است اما
از هر دو گوشت تازه مى&#۸۲۰۲;خورید و زیور آلاتى براى پوشیدن استخراج مى&#۸۲۰۲;نمایید.

از میان سیارات منظومه
شمسى تنها زمین از این همه آب در سطح خود برخوردار است. پس از اینکه دانشمندان
سفینه&#۸۲۰۲;هاى فضایى را به سیارات منظومه شمسى فرستادند، مطمئن شدند که در سطح این
سیارات هیچگونه آبى مشاهده نمى&#۸۲۰۲;شود. این سوال همچنان براى دانشمندان مطرح است که آب
موجود در سطح این سیارات به چه سرنوشتى دچار شده است؟ و حال آنکه طرز تشکیل آب در
سطح آنها دقیقا مشابه زمین بوده است.

بى&#۸۲۰۲;شک در تمامى این
سیارات، آب و سایر عناصر و ترکیبات طبیعى وجود داشته است؛ اما اشتباه است که فکر
کنیم اگر در سیاره&#۸۲۰۲;اى آب تشکیل شود، ناگزیر باید اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و دریاها هم همانند
زمین در سطح آن به وجود آیند؛ زیرا شرایطى که سیاره در طى آن شکل مى&#۸۲۰۲;گیرد، وضعیت آب
در سطح آن را مشخص مى&#۸۲۰۲;کند؛ بدین معنى که تضمین ظهور آب در سطح یک سیاره، به
اندازه&#۸۲۰۲;گیرى بسیار دقیق در روند اتفاقاتى بستگى دارد که هنگام تشکیل، در آن رخ
مى&#۸۲۰۲;دهد تا جایى که حتى یک اشتباه ساده در روند این اتفاقات، کافى است تا مانع ظهور
آب در سطح سیاره شود.

برخى سیارات، در طبقات
درونى خود آب دارند اما این آب به سطح سیاره نیامده است. علل بى شمارى براى این امر
وجود دارد؛ به عنوان مثال ممکن است پوسته سیاراتى که نسبت به زمین فاصله بیشترى با
خورشید دارند، سریع&#۸۲۰۲;تر از زمین تشکیل شده باشد و همین امر مانع از خروج آب از درون
آنها توسط آتشفشان&#۸۲۰۲;ها شده باشد و یا اینکه به علت سرماى شدید، آب در این دسته از
سیارات، منجمد و در طبقات پوسته یا قطب&#۸۲۰۲;ها گرد آمده باشند؛ نیز ممکن است در سیارات
نزدیک به خورشید، آب در اثر حرارت بالاى سطح سیاره به تدریج به فضاى خارجى رفته
باشد؛ همچنین این احتمال وجود دارد که به علت ضخامت زیاد پوسته، آب در لایه&#۸۲۰۲;هاى
مختلف آن گرفتار شده و نتوانسته به قسمت&#۸۲۰۲;هاى داغ داخل سیاره نفوذ کند تا از آنجا به
صورت بخار همراه گدازه به سطح سیاره برسد. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«وَ أنزَلنَا مِنَ السَّماءِ مَاءا بِقَدَرٍ فَأسکَنَّاهُ
فِى&#۸۲۰۲;الأرضِ وَ إنَّا عَلَى ذَهابٍ بِهِ لَقَادِرونَ»
؛ و از آسمان آبى به
اندازه نازل کردیم و آن را در زمین جاى دادیم و بى شک مى&#۸۲۰۲;توانیم آن را از میان
ببریم.

انتقال آب از
اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و توزیع آن در خشکى&#۸۲۰۲;ها با مکانیسم&#۸۲۰۲;هاى بسیار دقیق انجام مى&#۸۲۰۲;گیرد، به
گونه&#۸۲۰۲;اى که براى تبخیر آب از انرژى خورشیدى استفاده مى&#۸۲۰۲;شود؛ بى آنکه لازم باشد دماى
آب به درجه جوش برسد. دانشمندان میزان آب تبخیر شده در طول یکسال را چهار هزار
کیلومترمکعب در اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و شصت هزار کیلومتر مکعب در خشکى برآورد مى&#۸۲۰۲;کنند. براى
تبخیر این میزان آب از اقیانوس&#۸۲۰۲;ها به انرژى عظیمى نیاز است؛ دانشمندان این میزان
انرژى مورد نیاز را سالانه، دویست وپنجاه میلیون میلیارد کیلو وات ساعت تخمین
مى&#۸۲۰۲;زنند.

خورشید از طریق اشعه
خود که به صورت امواج نورانى و گرمایى به زمین مى&#۸۲۰۲;رسد، این میزان انرژى فوق العاده
را براى تبخیر آب فراهم مى&#۸۲۰۲;کند. با تدبیر نیکوى الهى این انرژى تبخیرى به هدر
نمى&#۸۲۰۲;رود بلکه هنگام تراکم بخار آب در جو مورد استفاده قرار مى&#۸۲۰۲;گیرد؛ بدین ترتیب که
این انرژى آزاد شده و به ویژه در طول شب، جوّ زمین را گرم مى&#۸۲۰۲;کند. پس از آنکه بخار
آب، به همراه جریانات بالارونده هوا به لایه&#۸۲۰۲;هاى بالایى جوّ مى&#۸۲۰۲;رسد، به علت سرماى
شدید موجود در این لایه&#۸۲۰۲;ها، متراکم شده و به شکل ابر در مى&#۸۲۰۲;آید. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:



«هُوَ الَّذِى یُرسِلُ الرِّیاحَ بُشرا بَینَ یَدَى رَحمَتِهِ
حَتَّى إذا أقَلَّت سَحابا ثِقالاً سُقنَاهُ لِبَلَدٍ مَیِّتٍ فَأنزَلنَا بِهِ
الماءَ فَأخرَجنَا بِهِ مِن کُلِّ الثَّمَراتِ کَذَلِکَ نُخرِجُ المَوتَى
لَعَلَّکُم تَذَکَّرونَ»
[۸۱]؛
اوست که بادها را به مژده رحمت خود مى&#۸۲۰۲;فرستد تا اینکه ابرهاى سنگین را حمل کنند ما
این ابرها را به سرزمینى مرده هدایت مى&#۸۲۰۲;کنیم و از آن، آب نازل مى&#۸۲۰۲;نماییم و به وسیله
این آب، همه نوع میوه را بیرون مى&#۸۲۰۲;آوریم و نیز این چنین مردگان را بیرون مى&#۸۲۰۲;آوریم،
باشد که پند گیرید.

بالا بردن این مقدار
عظیم آب تا ارتفاع چندین کیلومترى سطح دریا، به انرژى عظیمى نیاز دارد که کمتر از
انرژى مورد نیاز براى تبخیر آن نیست. خورشید از طریق گرم کردن هواى موجود در سطح
زمین، این انرژى را فراهم مى&#۸۲۰۲;کند؛ هواى گرم شده همراه با بخار آب، به سمت بالا حرکت
مى&#۸۲۰۲;کند و این بدان سبب است که تراکم هواى گرم از هواى سرد، کمتر است. به هنگام بارش
باران، این انرژى از طریق تبدیل انرژى پتانسیل به انرژى حرکتى، به طور کامل به زمین
باز گردانده مى&#۸۲۰۲;شود.

هنگام برخورد قطرات
باران به سطح زمین، بخش زیادى از این انرژى حرکتى به انرژى گرمایى تبدیل مى&#۸۲۰۲;شود و
اما بخش باقیمانده، به عنوان انرژى حرکتى، رودها، سیل&#۸۲۰۲;ها و جوى&#۸۲۰۲;ها را از قسمت
بالایى کوه&#۸۲۰۲;ها به اقیانوس&#۸۲۰۲;ها، دریاها و دریاچه&#۸۲۰۲;ها منتقل مى&#۸۲۰۲;کند. ازاین انرژى حرکتى
موجود در آب باران براى انتقال خاک از قله کوه&#۸۲۰۲;هاى بلند به دشت&#۸۲۰۲;هاى باز زراعى
استفاده مى&#۸۲۰۲;شود؛ اگر این تدبیر نبود دشت&#۸۲۰۲;ها به مرور زمان، عناصر و ترکیبات حیاتى
خود را از دست مى&#۸۲۰۲;دادند.

انسان در سده&#۸۲۰۲;هاى
گذشته از این انرژى حرکتى براى راه&#۸۲۰۲;اندازى چرخ&#۸۲۰۲;هاى آبى و آسیاب&#۸۲۰۲;ها استفاده مى&#۸۲۰۲;کرد؛
همچنانکه هم اکنون از آن براى تولید انرژى برق بهره مى&#۸۲۰۲;گیرد.

بخار آبى که به سمت
لایه&#۸۲۰۲;هاى مختلف جو بالا رفته است متراکم شده و ابر را تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهد. باد، این ابرها
را به سمت خشکى&#۸۲۰۲;ها حرکت داده و قطره&#۸۲۰۲;هاى ریز آب شکل مى&#۸۲۰۲;گیرد؛ این قطره&#۸۲۰۲;ها به صورت
باران، برف و تگرگ بر زمین مى&#۸۲۰۲;بارد؛چنانکه خداوند در این باره مى&#۸۲۰۲;فرماید:



«ألَم تَرَ أنَّ اللهَ یُزجِى سَحابا ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَینَهُ
ثُمَّ یَجعَلُهُ رُکاما فَتَرَى الوَدقَ یَخرُجُ مِن خِلالِهِ وَ یُنَزِّلُ مِنَ
السَّماءِ مِن جِبالٍ فیها مِن بَرَدٍ فَیُصیبُ بِهِ مَن یَشاءُ وَ یَصرِفُهِ عَن
مَن یَشاءُ یَکادُ سَنَا بَرقِهِ یَذهَبُ بِالأبصارِ * یُقَلِّبُ اللهُ اللَّیلَ وَ
النَّهارَ إنَّ فِى&#۸۲۰۲;ذَلِکَ لَعِبرَةً لِأولِى الأبصارِ»
[۸۲]؛
آیا ندیده&#۸۲۰۲;اى که خداوند ابر را به آرامى مى&#۸۲۰۲;راند آنگاه میان آن پیوند برقرار مى&#۸۲۰۲;کند
سپس آن را متراکم مى&#۸۲۰۲;سازد، پس باران را مى&#۸۲۰۲;بینى که از میان آن بیرون مى&#۸۲۰۲;آید. خداوند
از کوه&#۸۲۰۲;هاى آسمان (ابرهاى کوه مانند) تگرگ نازل مى&#۸۲۰۲;کند و هر که را بخواهد به وسیله
تگرگ، مورد اصابت قرار مى&#۸۲۰۲;دهد و آن را از هر که بخواهد دور مى&#۸۲۰۲;کند؛ نزدیک است درخشش
آذرخش آن، چشم&#۸۲۰۲;ها را ببرد. خداوند روز را به شب و شب را به روز تبدیل مى&#۸۲۰۲;کند، همانا
در این امر عبرتى است براى دانایان.

اگر تدبیر الهى بر این
قرار مى&#۸۲۰۲;گرفت که این همه بخار آب، یکباره بر سطح همه قاره&#۸۲۰۲;ها نازل مى&#۸۲۰۲;شد ارتفاع آب،
به ده متر مى&#۸۲۰۲;رسید؛ اما به لطف الهى ۳۷۰ هزار کیلومتر مکعب از آن بر سطح اقیانوس&#۸۲۰۲;ها
مى&#۸۲۰۲;بارد و تنها ۹۰ هزار کیلومتر مکعب از آن، در خشکى&#۸۲۰۲;ها فرو مى&#۸۲۰۲;ریزد. اگر رقم اخیر
به طور مساوى در تمام خشکى&#۸۲۰۲;ها توزیع مى&#۸۲۰۲;شد به هر متر مربع خشکى، یک متر مکعب آب
مى&#۸۲۰۲;رسید. یکى دیگر از الطاف الهى این است که باران در طى چند ماه بر سطح خشکى&#۸۲۰۲;ها
مى&#۸۲۰۲;بارد؛ زیرا بارش این مقدار باران در طول یک روز و یا حتى یک هفته، فجایع هولناکى
را به بار خواهد آورد. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:


«وَ أنزَلنَا مِنَ السَّماءِ ماءا بِقَدَرٍ فَأسکَنَّاهُ فِى
الأرضِ وَ إنَّا عَلَى ذَهابٍ بِهِ لَقادِرونَ * فَأنشَأنَا لَکُم بِهِ جَنَّاتٍ
مِن نَخیلٍ وَ أعنَابٍ لَکُم فیها فَواکِهُ کَثیرَةٌ وَ مِنهَا تَأکُلُونَ * وَ
شَجَرَةً تَخرُجُ مِن طُورِ سیناءَ تَنبُتُ بِالدُّهنِ وَ صِبغٍ لِلآکِلینَ»
[۸۳]؛
و از آسمان آبى به اندازه فرستادیم پس آن را در زمین جاى دادیم و بى شک مى&#۸۲۰۲;توانیم
آن را ببریم؛ پس به وسیله آن براى شما باغ&#۸۲۰۲;هاى خرما و انگور ایجاد نمودیم که در آن،
میوه&#۸۲۰۲;هاى بسیار است و از آن مى&#۸۲۰۲;خورید همچنانکه درختى را مى&#۸۲۰۲;رویانیم که در طور سینا
قرار دارد و روغن و نان خورش براى خورندگان تولید مى&#۸۲۰۲;کند.

عذابى که قوم نوح بدان
گرفتار آمدند ناشى از این مسئله بود که بارش باران از حد طبیعى خود فراتر رفت و
خداوند چه نیکو این صحنه عجیب را به تصویر کشیده است:


«فَفَتَحنَا أبوابَ السَّماءِ بِماءٍ مُنهَمِرٍ * وَ فَجَّرنَا
الأرضَ عُیونا فَالتَقَى الماءُ عَلَى أمرٍ قَد قُدِرَ * وَ حَمَلنَاهُ عَلَى ذاتِ
ألواحٍ وَ دُسُرٍ * تَجرِى بِأعیُنِنا جَزاءا لِمَن کانَ کَفَرَ»
[۸۴]؛
پس درهاى آسمان را گشودیم تا آب ریزان از آن بیرون آید و چشمه&#۸۲۰۲;هاى زمین را جوشاندیم
پس آب&#۸۲۰۲;ها براى امرى که مقدر شده بود به هم پیوستند و او را بر مرکبى از الواح و
میخ&#۸۲۰۲;هاى ساخته شده، سوار کردیم؛ مرکبى که زیر نظر ما حرکت مى&#۸۲۰۲;کرد تا کافران را
مجازات نماییم.

آن مقدار از آب باران
که بر سطح خشکى&#۸۲۰۲;ها فرو مى&#۸۲۰۲;ریزد و ۹۰ هزار کیلومتر مکعب برآورد مى&#۸۲۰۲;شود، در نهایت به
اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و دریاها بر مى&#۸۲۰۲;گردد؛ بدین ترتیب که ۳۰ هزار کیلومتر مکعب از آن مستقیما
از طریق رودخانه&#۸۲۰۲;ها وارد دریاها و اقیانوس مى&#۸۲۰۲;شود و ۶۰ هزار کیلومتر مکعب باقیمانده
هم به صورت غیر مستقیم از طریق تبخیر به اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و دریاها باز مى&#۸۲۰۲;گردد؛ البته
بعد از آنکه همه موجودات زنده از این آب استفاده کردند و به ویژه گیاهان که از طریق
جذب آب از خاک، قسمت اعظم آن را به مصرف مى&#۸۲۰۲;رسانند. شایان ذکر است که میانگین مصرف
سالیانه آب توسط انسان براى مصارف زراعى، خانگى و صنعتى تنها سه هزار کیلومتر مکعب
معادل ۳ هزار میلیارد متر مکعب تخمین زده مى&#۸۲۰۲;شود.

توزیع آب باران در سطح
خشکى&#۸۲۰۲;ها به طور یکسان صورت نمى&#۸۲۰۲;گیرد و این موضوع با توجه به چین خوردگى&#۸۲۰۲;هاى زمین و
دورى و نزدیکى خشکى از دریا و اقیانوس متفاوت است؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که همه ساله در مناطق
ساحلى مقدار زیادى باران مى&#۸۲۰۲;بارد اما هر چه از سواحل دور مى&#۸۲۰۲;شویم از میزان باران
کاسته مى&#۸۲۰۲;شود. خداوند با فضل و رحمت خود مکانیسم&#۸۲۰۲;هایى را ایجاد نموده که طى آن
مناطق کم باران نیز از نعمت آب برخوردار مى&#۸۲۰۲;شوند؛ یکى از این مکانیسم&#۸۲۰۲;ها ایجاد
رودخانه&#۸۲۰۲;هاست تا آب را از مناطق پر باران به سمت مناطق خشک و بیابانى هدایت نماید؛
به عنوان مثال مى&#۸۲۰۲;توان به رود نیل اشاره کرد که آب را از حبشه به سودان و مصر منتقل
مى&#۸۲۰۲;کند و همچنین رودهاى دجله و فرات که از ترکیه سرچشمه گرفته و دشتهاى عراق و
سوریه را سیراب مى&#۸۲۰۲;کنند. همه رودهاى زمین این گونه&#۸۲۰۲;اند، خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:


«أمَّن جَعَلَ الأرضَ قَرارا وَ جَعَلَ خِلالَها أنهارا وَ جَعَلَ
لَها رَواسِیَ وَ جَعَلَ بَینَ البَحرَینِ حاجِزا أ إلَهٌ مَعَ اللهِ بَل أکثَرُهُم
لایَعلَمونَ»
[۸۵]؛
یا آنکه زمین را جایگاه امن و آسایش قرار داد و کوه&#۸۲۰۲;ها در آن نهاد و میان دو دریا
مانعى قرار داد آیا معبودى همراه خدا هست ؟ بلکه بیشتر آنان نمى&#۸۲۰۲;دانند.

از شگفتى&#۸۲۰۲;هاى طراحى
رودها این است که شیب زمین آنقدر دقیق است که با وجود جریان هزاران کیلومترى
رودخانه&#۸۲۰۲;ها، آب از سرچشمه تا مصّب تعیین شده رودخانه&#۸۲۰۲;ها به صورت طبیعى به حرکت در
مى&#۸۲۰۲;آید. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:


«وَ هُوَ الَّذِى مَدَّ الأرضَ وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ وَ أنهارا
وَ مِن کُلِّ الثَّمَراتِ جَعَلَ فیها زَوجَینِ اثنَینِ یُغشِی اللَّیلَ النَّهارَ
إنَّ فِى ذَلِکَ لاَیاتٍ لِقَومٍ یَتَفَکَّرونَ»
[۸۶]؛
اوست که زمین را گسترد و در آن کوه&#۸۲۰۲;ها و رودها قرار داد. از همه میوه&#۸۲۰۲;ها دو جفت در
آن ایجاد کرد و اوست که روز را با شب مى&#۸۲۰۲;پوشاند، همانا در این امر نشانه&#۸۲۰۲;هایى است
براى مردمى که مى&#۸۲۰۲;اندیشند.

در بیشتر خشکى&#۸۲۰۲;ها
باران تنها در ماه&#۸۲۰۲;هاى معینى مى&#۸۲۰۲;بارد به همین خاطر خداوند متعال براى حفاظت از آب
باران، ابزارهاى مختلفى را فراهم نموده است تا موجودات زنده در طول سال از نعمت آب
برخوردار باشند. یکى از این ابزارها برف&#۸۲۰۲;هایى است که قله کوه&#۸۲۰۲;هاى بلند را سفید پوش
کرده و در تابستان ذوب مى&#۸۲۰۲;شود تا مقادیر فراوانى آب به رودها، چشمه&#۸۲۰۲;ها و دریاچه&#۸۲۰۲;هاى
آب شیرین اضافه نماید؛ لایه&#۸۲۰۲;هاى سنگ&#۸۲۰۲;ها نیز مقادیر زیادى از آب&#۸۲۰۲;هاى زیرزمینى را
ذخیره مى&#۸۲۰۲;کنند؛ این آب&#۸۲۰۲;ها به صورت چشمه از زمین مى&#۸۲۰۲;جوشند و تقریبا در همه جاى دنیا
یافت مى&#۸۲۰۲;شوند.

از عجایب تدبیر الهى
آن است که گاه چشمه&#۸۲۰۲;ها در مناطق کاملا خشک و بى باران جارى مى&#۸۲۰۲;شوند بدین ترتیب که
آب&#۸۲۰۲;هاى زیر زمینى از مناطق دور دست از طریق لایه&#۸۲۰۲;هاى صخره&#۸۲۰۲;اى به مناطق مذکور رسیده
و به شکل چشمه از زمین مى&#۸۲۰۲;جوشند. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:


«أ لَم تَرَ أنَّ اللهَ أنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءا فَسَلَکَهُ
یَنابیعَ فِى الأرضِ ثُمَّ یُخرِجُ بِهِ زَرعا مُختَلِفا ألوانُهُ ثُمَّ یَهیجُ
فَتَراهُ مُصفَرًّا ثُمَّ یَجعَلُهُ حُطاما إنَّ فِى ذَلِکَ لَذِکرَى لِأولِى
الألبابِ»
[۸۷]؛
آیا ندیده&#۸۲۰۲;اید که خداوند از آسمان آبى فرستاد، پس آن را به صورت چشمه&#۸۲۰۲;ها در زمین
جارى ساخت، آنگاه به وسیله آن کشت&#۸۲۰۲;هاى رنگارنگ مى&#۸۲۰۲;رویاند، آنگاه آن کشت&#۸۲۰۲;ها خشک
مى&#۸۲۰۲;شود، پس آن را زرد مى&#۸۲۰۲;بینى پس آن را در هم مى&#۸۲۰۲;شکند و خرد مى&#۸۲۰۲;کند. همانا در این
امر تذکرى است براى اصحاب خرد. و نیز مى&#۸۲۰۲;فرماید:«وَ
أرسَلنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ فَأنزَلنَا مِنَ السَّماءِ ماءا فَأسقَیناکُمُوهُ وَ
ما أنتُم لَهُ بِخازِنینَ»
[۸۸]؛
و بادها را براى بارور ساختن (ابرها و گیاهان) فرستادیم پس از آسمان آبى فرو ریختیم
و به وسیله آن شما را سیراب نمودیم در حالى که شما نمى&#۸۲۰۲;توانید آن را ذخیره نمایید.

بسیارى از موجودات
زنده تنها چند روز مى&#۸۲۰۲;توانند بدون آب به حیات خود ادامه دهند، به همین خاطر خداوند
متعال منابع آب را در همه نقاط زمین قرار داده است تا انسان و سایر موجودات زنده،
در تمام مناطق زمین پراکنده شوند. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:


«وَ هُوَ الَّذِى أرسَلَ الرِّیاحَ بُشرا بَینَ یَدَى رَحمَتِهِ وَ
أنزَلنَا مِنَ السَّماءِ ماءا طَهورا * لِنُحیِیَ بِهِ بَلدَةً مَیتا وَ نُسقِیَهُ
مِمَّا خَلَقنَا أنعاما وَ أناسیَّ کَثیرا * وَ لَقَد صَرَّفنَاهُ بَینَهُم
لِیَذَّکَّرُوا فَأبَی أکثَرُ النَّاسِ إلَّا کُفورا»
[۸۹]؛
اوست که بادها را به مژده رحمت خود فرستاد و از آسمان آبى پاک نازل کردیم تا بدان،
سرزمین مرده را زنده گردانیم و چهار پایان و مردم بسیارى را سیراب نماییم. ما این
آب را در مناطق مختلف توزیع کردیم تا مردم پند گیرند، اما بیشتر مردم تنها بر کفر
اصرار مى&#۸۲۰۲;ورزند.

همانگونه که خداوند،
قدرت حرکت را به حیوانات بخشیده است تا بتوانند به منابع آب و غذا دسترسى پیدا
کنند، در همین حال مکانیسم&#۸۲۰۲;هاى پیچیده&#۸۲۰۲;اى را طراحى نموده تا گیاهان ثابت و بى حرکت
نیز از آب برخوردار شوند؛ بدین ترتبب که خاک، زمین و صخره&#۸۲۰۲;هاى زیر آن طورى ساخته
شده&#۸۲۰۲;اند که آب باران را تا مدت&#۸۲۰۲;هاى طولانى در خود نگاه مى&#۸۲۰۲;دارند تا انواع مختلف
گیاهان بتوانند در مواقع عدم بارش باران، نیاز خود به آب را تامین نمایند. خداوند
این گیاهان را به ریشه&#۸۲۰۲;هایى مجهز کرده که قادرند تا اعماق خاک و صخره&#۸۲۰۲;ها پیش روند و
خود را به آب برسانند. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ أنزَلنَا
مِنَ السَّماءِ مَاءا بِقَدَرٍ فَأسکَنَّاهُ فِى الأرضِ وَ إنَّا عَلَى ذَهابٍ بِهِ
لَقَادِرونَ * فَأنشَأنَا لَکُم بِهِ جَنَّاتٍ مِن نَخیلٍ وَ أعنَابٍ لَکُم فیها
فَواکِهُ کَثیرَةٌ وَ مِنهَا تَأکُلُونَ»
[۹۰].

بدیهى است این سوال
مطرح شود که چه عاملى سبب شده آب یکى از مهمترین عناصر حیات باشد؛ حیاتى که نه در
زمین و نه در هیچ سیاره دیگرى بدون آب شکل نخواهد گرفت؟ براى پاسخ به این سوال باید
به یکى از حقایق مهم حیات اشاره نمود: موجودات زنده قادرند با استفاده از عناصر و
ترکیبات موجود در زمین تولید مثل کنند.

کار تولید مثل در همه
موجودات زنده از سلولى آغاز مى&#۸۲۰۲;شود که نوار وراثتى آن همه ویژگى&#۸۲۰۲;هاى بدن موجود زنده
را در بر دارد؛ این نوار دستوراتى را به برخى از مواد تشکیل دهنده سلول مى&#۸۲۰۲;فرستد و
کار تولید موجود زنده از همین طریق انجام مى&#۸۲۰۲;پذیرد. موجودات زنده براى ساخت جسم خود
به مواد مختلف با ویژگى&#۸۲۰۲;هاى مشخص نیاز دارند؛ ساخت این مواد از طریق خاک انجام
مى&#۸۲۰۲;گیرد که خود، همه منابع طبیعى تولید شده توسط ستارگان هستى را در بر دارد.


کار ساخت موجودات زنده
و مواد آلى مورد نیاز براى این کار، بدون دخالت هیچ نیروى خارجى صورت مى&#۸۲۰۲;پذیرد؛ به
همین خاطر این مواد باید خود اقدام به ساخت خود کنند و خود جایگاه خود را در بدن
موجود زنده بیابند. این مواد براى حرکت و انجام وظایف، هیچ گونه دست یا پایى در
اختیار ندارند بنابراین در صورت باقى ماندن در محل&#۸۲۰۲;هاى استقرار خود در خاک زمین،
قادر نخواهند بود این کار را انجام دهند؛ تنها راهى که حرکت این مواد را تسهیل
مى&#۸۲۰۲;کند آن است که در یک مایع ذوب شوند تا مولکول&#۸۲۰۲;هاى آن از طریق پدیده انتشار
بتوانند حرکت کنند؛ در چنین مایعى مولکول&#۸۲۰۲;هاى مختلف مواد مى&#۸۲۰۲;توانند با آزادى عمل،
به حرکت در آیند و همین امر سبب مى&#۸۲۰۲;شود مولکول&#۸۲۰۲;ها با هم برخورد نمایند.

برخورد مولکول&#۸۲۰۲;ها با
هم باعث انجام فعل و انفعالات شیمیایى میان آنها مى&#۸۲۰۲;شود که خود باعث تولید مواد
پیچیده ترى مى&#۸۲۰۲;گردد. وجود چنین مایعى اولین شرط تشکیل حیات در همه نقاط هستى است؛
زیرا مواد جامد خارج از محیط مایع دائما به اشخاصى نیازمندند که آنها را با هم
مخلوط کرده تا کنش&#۸۲۰۲;هاى شیمیایى در میان آنها رخ دهد، اما در صورت حل شدن آنها در
مایع قادرند خود به خود به علت ویژگى انتشار به حرکت در آیند.

دانشمندان بر این نکته
تاکید مى&#۸۲۰۲;کنند که تشکیل حیات بر روى زمین از ویژگى&#۸۲۰۲;هاى عجیب و منحصر به فرد آب است
و بدون این ویژگى&#۸۲۰۲;ها امکان تشکیل حیات وجود نخواهد داشت. آنچه شگفتى دانشمندان را
موجب شده این است که همه ویژگى&#۸۲۰۲;هاى فیزیکى و شیمیایى آب، ویژگى&#۸۲۰۲;هاى نادرى است که با
ویژگى&#۸۲۰۲;هاى سایر مواد یا ترکیبات مشابه تفاوت دارد. همین امر موجب شد ایگور پتریانوف
ـ دانشمند شیمى فیزیک روس ـ در کتاب خود با عنوان (آب این ماده شگفت&#۸۲۰۲;انگیز) آن را
عجیب&#۸۲۰۲;ترین ماده هستى بنامد.

اولین ویژگى آب این
است که در میان همه مایعات طبیعى تنها مایعى است که مى&#۸۲۰۲;تواند واسطه مناسب براى
انجام فعل و انفعالات شیمیایى باشد؛ فعل و انفعالاتى که براى ساختن مواد مورد نیاز
موجودات زنده ضرورى است. دانشمندان در یافته&#۸۲۰۲;اند که آب به علت بالا بودن میانگین
عایق الکتریکى، بهترین حلال به شمار مى&#۸۲۰۲;رود. این ویژگى براى حیات بسیار مهم است؛
زیرا موجودات زنده به هزاران نوع مولکولى که باید در داخل این آب ساخته شود
نیازمندند و این در صورتى است که این مولکول&#۸۲۰۲;ها قابل حل شدن در آب باشند. آب
مى&#۸۲۰۲;تواند عناصر و ترکیبات مختلف آلى و غیر آلى را چه جامد باشند چه مایع و چه گاز
در خود حل کند.

ویژگى دوم آب که کم
اهمیت&#۸۲۰۲;تر از ویژگى نخست نیست آن است که آب مى&#۸۲۰۲;تواند انواع مختلف مولکول&#۸۲۰۲;هاى ضرورى
براى حیات را یونیزه کند؛ بدین معنى که مولکول&#۸۲۰۲;ها به یون&#۸۲۰۲;هاى مثبت و منفى تجزیه
مى&#۸۲۰۲;شوند؛ این امر شرط ضرورى انجام فعل و انفعالات شیمیایى در میان مواد مختلف به
شمار مى&#۸۲۰۲;رود؛ شگفت&#۸۲۰۲;آورتر آنکه آب مى&#۸۲۰۲;تواند برخى مولکول&#۸۲۰۲;هاى خود را هم یونیزه کند.
این پدیده هم براى انجام بسیارى از فعل وانفعالات شیمیایى درون سلول&#۸۲۰۲;هاى زنده ضرورى
است. مثلا مولکول یونیزه شده آب، یون مثبت هیدروژن را که مسئول پدیده اسیدى است و
یون منفى هیدروکسید را که مسئول پدیده بازى است تولید مى&#۸۲۰۲;نماید. دانشمندان
دریافته&#۸۲۰۲;اند که برخى از آنزیم&#۸۲۰۲;ها تنها در میزان مشخصى از اسید شدن یا بازى شدن آب
(که به آن PH مى&#۸۲۰۲;گویند) مى&#۸۲۰۲;توانند عمل کنند.


اما ویژگى سوم آب،
توان بالاى آن در پیوند با اشیاى مورد تماس است. این ویژگى کمک مى&#۸۲۰۲;کند تا آب به
آسانى در بدن موجودات زنده پخش شده و به همه سلول&#۸۲۰۲;هاى بدن که بدون آب قادر به ادامه
حیات نیستند برسد. از آنجایى که آب تنها در حالت مایع مى&#۸۲۰۲;تواند این نقش را ایفا کند
به همین خاطر لازم است در درجات مختلف حالت مایع خود را حفظ کند. دانشمندان
دریافته&#۸۲۰۲;اند که وجه تمایز آب نسبت به سایر مایعات، وجود تفاوت بسیار میان درجه
انجماد و جوش آن است، به گونه&#۸۲۰۲;اى که در دماى صفر درجه منجمد و در دماى ۱۰۰ درجه
سانتى گراد به جوش مى&#۸۲۰۲;آید؛ بنابراین فاصله میان درجه انجماد و جوش آب ۱۰۰ درجه
سانتى گراد است.

این ویژگى تفاوت زیادى
با هیدرات&#۸۲۰۲;هاى مشابه دارد؛ در صورت مقایسه آب با هیدرات&#۸۲۰۲;هاى مشابه مى&#۸۲۰۲;بایست آب در
دماى صد درجه زیر صفر منجمد و در هشتاد درجه زیر صفر به جوش بیاید. از شگفتى&#۸۲۰۲;هاى
آفرینش و تدبیر الهى این است که تفاوت دما در بیشتر مناطق زمین به گونه&#۸۲۰۲;اى است که
آب، حالت مایع خود را از دست نمى&#۸۲۰۲;دهد. به همین خاطر بیشتر آب&#۸۲۰۲;هاى موجود در سطح زمین
به صورت مایع است و شگفت&#۸۲۰۲;تر آنکه موجودات زنده&#۸۲۰۲;که در مناطق سردسیر زندگى مى&#۸۲۰۲;کنند و
دماى این مناطق گاه به زیر صفر مى&#۸۲۰۲;رسد به مکانیسم&#۸۲۰۲;هایى مجهز شده&#۸۲۰۲;اند که مانع از یخ
زدن آب در بدن آنها مى&#۸۲۰۲;شود؛ این در حالى است که بیش از ۸۰ درصد وزن بدن آنها را آب
تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهد.

ویژگى چهارم آب آن
چنان شگفت&#۸۲۰۲;انگیز است که نشان مى&#۸۲۰۲;دهد آفریننده آن کاملا مى&#۸۲۰۲;دانسته که آب چه نقش مهمى
در ایجاد حیات بر روى زمین ایفا مى&#۸۲۰۲;کند. خلاصه این ویژگى آن است که بیشترین چگالى
آب هنگامى رخ مى&#۸۲۰۲;دهد که دماى آن ۴ درجه سانتیگراد باشد؛ بدین معنى که آب در حالت
جامد سبک&#۸۲۰۲;تر از حالت مایع است و این درست به عکس سایر مایعات است که در صورت کاهش
دما در آنها چگالى افزایش مى&#۸۲۰۲;یابد. این ویژگى براى این ضرورى است که بیشترآب سطح
زمین به حالت مایع باقى&#۸۲۰۲;بماند. اگر وضعیت آب همانند سایر مایعات بود، همه
اقیانوس&#۸۲۰۲;ها و دریاهاى زمین به استثناى سطح نازک روى آن که در معرض نور خورشید است
یخ مى&#۸۲۰۲;زدند اما به خاطر این ویژگى عجیب، در صورت پایین آمدن دما در سطح اقیانوس&#۸۲۰۲;ها
و رسیدن آن به چهار درجه سانتى گراد آب به سمت پایین مى&#۸۲۰۲;رود و آب&#۸۲۰۲;هاى گرمتر پایین
اقیانوس جایگزین آن مى&#۸۲۰۲;شوند؛ به همین خاطر سطح اقیانوس یخ نمى&#۸۲۰۲;زند. در صورت ادامه
این روند و رسیدن دماى کل اقیانوس به چهار درجه سانتى گراد ابتدا سطح آب شروع به یخ
زدن مى&#۸۲۰۲;کند و بدین ترتیب لایه&#۸۲۰۲;اى از یخ سطح اقیانوس را پوشانده و مانع انجماد بقیه
آب مى&#۸۲۰۲;شود. این مکانیسم شگفت&#۸۲۰۲;انگیز، زندگى امنى را براى همه موجودات زنده دریایى در
دماى حداقل ۴ درجه سانتى گراد فراهم مى&#۸۲۰۲;نماید. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«وَ خَلَقَ کُلَّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ فَقَدَّرَهُ تَقدیرا»
؛
او همه چیز را آفرید و آنها را به دقت اندازه&#۸۲۰۲;گیرى نمود.

ویژگى پنجم آب که کم
اهمیت&#۸۲۰۲;تر از سایر ویژگى&#۸۲۰۲;ها نیست، بالا بودن دماى ویژه ثابت (ظرفیت گرمایى ویژه) آن
است؛ به گونه&#۸۲۰۲;اى که در میان همه عناصر و ترکیبات موجود در زمین، بالاترین دماى ویژه
ثابت را در اختیار دارد. گاه دماى ویژه آب به صد برابر دماى ویژه ثابت بسیارى از
فلزات مى&#۸۲۰۲;رسد. دماى ویژه ثابت، معیار سنجش میزان انرژى است که مقدار معینى از ماده
هنگام افزایش دماى یک درجه&#۸۲۰۲;اى، آن را ذخیره مى&#۸۲۰۲;کند. هنگام گرم کردن مواد، میزان
انرژى ذخیره شده آن با جرم، مقدار افزایش دما و دماى ویژه ثابت آن متناسب مى&#۸۲۰۲;شود.
این مواد هنگام سرد شدن؛ همه انرژى ذخیره شده را به فضاى اطراف مى&#۸۲۰۲;دهند؛ این در
صورتى است که دماى آنها دقیقا به دماى قبلى پیش از گرم کردن کاهش یابد.


این دماى ویژه بالا در
آب است که درجه حرارت مناسب را براى زندگى در سطح زمین براى موجودات زنده فراهم
کرده است؛ اگر این همه آب در سطح زمین نبود ـ به خاطر پایین بودن دماى ویژه ثابت
مواد تشکیل دهنده پوسته زمین ـ دماى سطح زمین بسیار کاهش مى&#۸۲۰۲;یافت اما آب اقیانوس&#۸۲۰۲;ها
که هفتاد درصد مساحت سطح زمین را پوشانده است در طول روز مقدار زیادى انرژى خورشید
را جذب کرده و آنگاه شب&#۸۲۰۲;ها این حرارت را به جوّ زمین مى&#۸۲۰۲;دهد تا درجه حرارت سطح زمین
را در حد طبیعى و معمول نگاه دارد.

اما ویژگى ششم آب
شفافیت آن در برابر نور است به گونه&#۸۲۰۲;اى که نور خورشید با کمترین ضایعات ممکن از آن
عبور مى&#۸۲۰۲;کند. این ویژگى براى تداوم حیات در دریاها و اقیانوس&#۸۲۰۲;هاى زمین بسیار با
اهمیت است؛ زیرا حیات همه جانداران دریایى به مواد آلى تولید شده توسط جلبک&#۸۲۰۲;ها
وابسته است.

این جلبک&#۸۲۰۲;ها از عناصر
و ترکیبات حل شده در آب استفاده کرده و از طریق فتوسنتز و با وجود انرژى خورشید،
مواد آلى را مى&#۸۲۰۲;سازند. در صورت عدم شفافیت آب، اشعه خورشید نمى&#۸۲۰۲;توانست به جلبک&#۸۲۰۲;هایى
برسد که در لایه&#۸۲۰۲;هاى بالایى آب اقیانوس&#۸۲۰۲;ها زندگى مى&#۸۲۰۲;کنند؛ در نتیجه ساخت مواد آلى
که همه موجودات دریایى از آن تغذیه مى&#۸۲۰۲;کنند متوقف مى&#۸۲۰۲;شد. شفافیت آب به جانداران
دریایى&#۸۲۰۲;کمک مى&#۸۲۰۲;کند تا از طریق سیستم بینایى که خداوند آنها را بدان مجهز نموده است
اطراف را ببینند؛ همچنین شفافیت آب سبب مى&#۸۲۰۲;شود انسان&#۸۲۰۲;ها و حیوانات، آلودگى&#۸۲۰۲;هاى مضر
آب را قبل از نوشیدن تشخیص دهند.

ویژگى هفتم آب امکان
تبدیل آن به بخار در دماى بسیار پایین&#۸۲۰۲;تر از نقطه جوش مى&#۸۲۰۲;باشد که از طریق تبخیر
معمول آب با مقادیر فراوان انجام مى&#۸۲۰۲;گیرد. حیات همه جانداران ساکن خشکى به این
ویژگى وابسته است؛ بدین ترتیب که جریانات هوا، بخار آب تشکیل شده در سطح اقیانوس&#۸۲۰۲;ها
را به سمت لایه&#۸۲۰۲;هاى بالایى جو مى&#۸۲۰۲;برند، آنگاه بخار آب به ابر تبدیل شده و به وسیله
باد به سمت خشکى&#۸۲۰۲;ها پیش مى&#۸۲۰۲;رود و در نهایت به صورت باران به زمین باز مى&#۸۲۰۲;گردد تا آب
مورد نیاز جانداران ساکن خشکى را فراهم کند.

ویژگى هشتم آب این است
که درجه انجماد آب، در صورت وجود مواد محلول در آن از صفر درجه سانتى گراد کمتر
مى&#۸۲۰۲;شود. این ویژگى براى موجودات زنده بسیار اهمیت دارد؛ زیرا جانداران در مناطق
سردسیر در معرض درجه حرارت کمتر از صفر قرار مى&#۸۲۰۲;گیرند اما آب بدن این موجودات به
خاطر مواد محلول موجود در آن منجمد نمى&#۸۲۰۲;شود. اگر وضعیت غیر از این بود موجودات زنده
به محض رسیدن دما به زیر صفر در اندک زمانى جان خود را از دست مى&#۸۲۰۲;دادند.


نهمین ویژگى آب خاصیت
مویین آن است که از اصطکاک بالاى سطح آب ناشى مى&#۸۲۰۲;شود. این ویژگى کمک مى&#۸۲۰۲;کند تا آب
به رغم وجود نیروى جاذبه زمین و بدون نیاز به پمپاژ آن به سمت بالا در لوله&#۸۲۰۲;هاى
مویین بالا رود. این ویژگى سبب مى&#۸۲۰۲;شود که آب از ریشه درختان به بیشتر اجزاى درخت با
وجود ارتفاع زیاد از زمین برسد؛ همچنین به خاطر این ویژگى است که آب در سلول&#۸۲۰۲;هاى
همه موجودات زنده با وجود تفاوت در محل&#۸۲۰۲;هاى سلول&#۸۲۰۲;ها به صورت یکسان یافت مى&#۸۲۰۲;شود. اگر
این ویژگى نبود آب به خاطر تاثیر جاذبه زمین در قسمت&#۸۲۰۲;هاى پایینى بدن جانداران جمع
مى&#۸۲۰۲;شد.

و اما ویژگى دهم آب بى
بو و بى مزه بودن آن است؛ اگر غیر از این بود مزه و بوى آب بر مزه و بوى همه مواد
داراى آب غالب مى&#۸۲۰۲;آمد به ویژه موادى همانند میوه&#۸۲۰۲;ها، شکوفه گیاهان، گوشت و شیر
حیوانات که در بدن جانداران یافت مى&#۸۲۰۲;شوند. نقش آب تنها به این منحصر نمى&#۸۲۰۲;شود که
تنها مایعى است که فعل و انفعالات شیمیایى میان مولکول&#۸۲۰۲;هاى مواد مورد نیاز در ساخت
بدن موجودات زنده را تسهیل مى&#۸۲۰۲;کند بلکه در ترکیب مواد آلى تولید شده توسط سلول&#۸۲۰۲;هاى
زنده نیز حضور دارد. مواد آلى اساسا از چهار عنصر کربن، هیدروژن، اکسیژن و نیتروژن
تشکیل مى&#۸۲۰۲;شوند؛ البته مقادیر اندکى کلسیم، منیزیم، پتاسیم، آهن، فسفر و یُد نیز در
مواد آلى یافت مى&#۸۲۰۲;شوند. منبع اصلى کربن و اکسیژن، دى اکسید کربن موجود در آب یا
هواست. منبع هیدروژن هم آب مى&#۸۲۰۲;باشد. و اما منبع نیتروژن، هوایى است که موجودات زنده
کوچک آن را در خاک و آب&#۸۲۰۲;هاى زمین تثبیت مى&#۸۲۰۲;کنند.

کار ساخت مواد آلى از
مواد اصلى تشکیل دهنده آن یا مواد خام آن ابتدا از طریق ساخت قند گلوکز در سلول&#۸۲۰۲;هاى
گیاهان و جلبک&#۸۲۰۲;ها انجام مى&#۸۲۰۲;گیرد؛ آنگاه این قند براى&#۸۲۰۲;ساخت انواع مختلف مواد آلى
مورد استفاده قرار مى&#۸۲۰۲;گیرد. ساخت قند گلوکز از دى اکسید کربن و آب در داخل
پلاست&#۸۲۰۲;هاى سبز موجود در سلول&#۸۲۰۲;هاى گیاهان و جلبک&#۸۲۰۲;ها از طریق فتوسنتز انجام مى&#۸۲۰۲;شود.
در این فرایند ۶ مولکول دى اکسید کربن و ۶ مولکول آب ترکیب شده و یک مولکول قند
گلوکز و شش مولکول اکسیژن تولید مى&#۸۲۰۲;شود. سیستم تولید قند گلوکز از آب و دى اکسید
کربن آنقدر پیچیده است که دانشمندان همچنان در تقلید از این کار ناتوان به نظر
مى&#۸۲۰۲;رسند؛ این در حالى است که تکنولوژى پیشرفته در آزمایشگاه&#۸۲۰۲;ها و کارخانه&#۸۲۰۲;ها در
اختیار آنان قرار گرفته است.

دانشمندان میزان آب
جذب شده توسط گیاهان و جلبک&#۸۲۰۲;ها را از دریا، سالانه چهار صد وده میلیارد تن تخمین
مى&#۸۲۰۲;زنند. مقدار دى اکسید کربن که گیاهان از هوا و جلبک&#۸۲۰۲;ها از دریا مى&#۸۲۰۲;گیرند، سالانه
پانصد میلیارد تن و میزان انرژى دریافتى توسط گیاهان و جلبک&#۸۲۰۲;ها از نور خورشید
سالانه یک دو هزارم مجموع انرژى خورشیدى دریافتى توسط زمین برآورد مى&#۸۲۰۲;شود. در
مقابل، پلاست&#۸۲۰۲;هاى موجود در گیاهان و جلبک&#۸۲۰۲;ها، سیصد و چهل و یک میلیارد تن قند
گلوکز، دویست و پنج میلیارد تن آب و سیصد و شصت و چهار میلیارد تن اکسیژن تولید
مى&#۸۲۰۲;کنند.

از شگفتى&#۸۲۰۲;هاى تدبیر
الهى آن است که قند گلوکز پس از تجزیه و استفاده از انرژى ذخیره شده در آن، این
مقادیر عظیم آب و دى اکسید کربن را به طبیعت باز مى&#۸۲۰۲;گرداند تا دوباره مورد استفاده
واقع شوند؛ در صورت عدم وجود چنین تدبیرى، مدت&#۸۲۰۲;ها پیش، همه آب و دى اکسید کربن
موجود در زمین به پایان مى&#۸۲۰۲;رسید.

آب، درصد بالایى از
وزن بدن موجودات زنده را به خود اختصاص مى&#۸۲۰۲;دهد به گونه&#۸۲۰۲;اى که ۶۵ تا ۹۰ درصد وزن بدن
جانداران، از آب تشکیل شده است. این میزان ما را به یاد میزان مساحت سطح اقیانوس&#۸۲۰۲;ها
به مساحت کلى سطح زمین که نزدیک به هفتاد درصد است مى&#۸۲۰۲;اندازد. پیش از این گفتیم که
این مقدار آب به خاطر دماى کیفى (ظرفیت گرمایى ویژه) بالاى آب براى نگه داشتن دماى
سطح زمین در حدود متناسب با نیازهاى جانداران ضرورى است.

این امر در مورد بدن
موجودات زنده هم صدق مى&#۸۲۰۲;کند؛ بدین ترتیب که مقدار آب موجود در بدن جانداران به
سیستم حفظ دما کمک مى&#۸۲۰۲;کند تا دماى بدن را در میزان مشخصى نگه دارد؛ این امر بدان
سبب است که دماى آب به علت بالابودن دماى کیفى (ظرفیت گرمایى ویژه) به سرعت تحت
تاثیر تغییرات دمایى محیط قرار نمى&#۸۲۰۲;گیرد.

با توجه به نقش مهم آب
در تشکیل حیات بر روى زمین، در قرآن بسیار از آن سخن به میان آمده است؛ بسیارى از
آیات قرآن درباره اهمیت آب، روش&#۸۲۰۲;هاى تشکیل و توزیع آن در مناطق مختلف زمین،
ابزارهاى ذخیره سازى آن در زمین و نقش آن در آفرینش حیات بر روى این سیاره و تداوم
حیات جانداران سخن مى&#۸۲۰۲;گویند. قرآن کریم بر این نکته تاکید دارد که حیات بدون آب شکل
نخواهد گرفت «أوَ لَم یَرَ الَّذینَ کَفَرُوا أنَّ
السَّماواتِ وَ الأرضَ کَأنَتا رَتقا فَفَتَقناهُما وَ جَعَلنَا مِنَ الماءِ کُلَّ
شَى&#۸۲۰۲;ءٍ حَیٍّ أفَلایُؤمِنُونَ»
[۹۱]؛
آیا کافران نمى&#۸۲۰۲;بینند که آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین به هم پیوسته بودند سپس آن&#۸۲۰۲;ها را از هم
جدا کردیم و هر چیز زنده&#۸۲۰۲;اى را از آب قرار دادیم، آیا ایمان نمى&#۸۲۰۲;آورند.

قرآن بر این نکته
تاکید دارد که همه جانداران آز آب آفریده شده&#۸۲۰۲;اند: «وَ
اللهُ خَلَقَ کُلَّ دابَّةٍ مِن ماءٍ فَمِنهُم مَن یَمشِى عَلَى بَطنِهِ وَ مِنهُم
مَن یَمشِى عَلَى رِجلَینِ وَ مِنهُم مَن یَمشِى عَلَى أربَعٍ یَخلُقُ اللهُ ما
یَشاءُ إنَّ اللهَ عَلَى کُلِّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ قَدیرٌ»
[۹۲]؛
خداوند هر جنبنده&#۸۲۰۲;اى را از آب آفرید. برخى جانوران بر روى شکم، برخى بر روى دو پا و
برخى بر روى چهار پا راه مى&#۸۲۰۲;روند. خداوند هرچه بخواهد مى&#۸۲۰۲;آفریند همانا او بر هر
کارى تواناست. و نیز مى&#۸۲۰۲;فرماید: «ألَم تَرَ أنَّ اللهَ
أنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءا فَأخرَجنَا بِهِ ثَمَراتٍ مُختَلِفا ألوانُها»
[۹۳]؛
آیا ندیدى که خداوند از آسمان، آبى فرو فرستاد سپس به وسیله آن میوه&#۸۲۰۲;هاى رنگارنگ
بیرون آوردیم.

همچنین قرآن روش&#۸۲۰۲;هاى
توزیع آب در همه مناطق زمین را برشمرده است: «أوَ لَم
یَرَوا أنَّا نَسوقُ الماءَ إلى الأرضِ الجُرُزِ فَنُخرِجُ بِهِ زَرعا تَأکُلُ
مِنهُ أنعامُهُم وَ أنفُسُهُم أفَلا یُبصِرونَ»
[۹۴]؛
آیا ندیده&#۸۲۰۲;اند که ما آب را به طرف زمین خشک  مى&#۸۲۰۲;رانیم و به وسیله آن کشت&#۸۲۰۲;ها بیرون
مى&#۸۲۰۲;آوریم تا هم انسان&#۸۲۰۲;ها و هم چهارپایان از آن بخورند، آیا نمى&#۸۲۰۲;بینید؟

همچنین در قرآن به
روش&#۸۲۰۲;هاى ذخیره آب چه در سطح زمین یعنى دریاچه&#۸۲۰۲;ها و چه در حوضچه&#۸۲۰۲;هاى زیر زمینى و
بیرون آوردن آب به شکل رودخانه و چشمه اشاره رفته است:
«ألَم تَرَ أنَّ اللهَ أنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءا فَسَلَکَهُ یَنابیعَ فِى الأرضِ
ثُمَّ یُخرِجُ بِهِ زَرعا مُختَلِفا ألوانُهُ ثُمَّ یَهیجُ فَتَراهُ مُصفَرّا ثُمَّ
یَجعَلُهُ حُطاما إنَّ فِى ذَلِکَ لَذِکرَى لِأولِى الألبابِ»
؛ آیا
ندیدى که خداوند از آسمان، آبى فرستاد پس آن را به صورت چشمه&#۸۲۰۲;هایى در زمین جارى
ساخت آنگاه به وسیله آن، کشت&#۸۲۰۲;ها و محصولات رنگارنگ را بیرون آورد آنگاه خشک مى&#۸۲۰۲;شود
و آن را زرد مى&#۸۲۰۲;بینى، سپس آن را درهم مى&#۸۲۰۲;شکند همانا در این امر تذکرى است براى
خردمندان.

قرآن به انسان&#۸۲۰۲;ها
هشدار مى&#۸۲۰۲;دهد که آب باران مى&#۸۲۰۲;تواند به آسانى در اعماق پوسته زمین فرو رود؛ اما
خداوند لایه&#۸۲۰۲;هاى بالایى پوسته زمین را چنان طراحى کرده است که آب را در فاصله نزدیک
به سطح زمین نگه داشته و از فرو رفتن آن در دل زمین جلوگیرى کنند:
«وَ أنزَلنَا مِنَ السَّماءِ مَاءا بِقَدَرٍ فَأسکَنَّاهُ
فِى الأرضِ وَ إنَّا عَلَى ذَهابٍ بِهِ لَقَادِرونَ»
[۹۵]؛
واز آسمان آبى به اندازه نازل کردیم و آن را در زمین جاى دادیم و بى شک مى&#۸۲۰۲;توانیم
آن را از میان ببریم.

و نیز مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«قُل أرَأیتُم إن أصبَحَ ماءُکُم غَورا فَمَن یَأتیکُم
بِماءٍ مَعینٍ»
[۹۶]؛
بگو اگر آب در زمین فرو مى&#۸۲۰۲;رفت چه کسى آب جارى و گوارا براى شما مى&#۸۲۰۲;آورد؟

قرآن بر این نکته
تاکید مى&#۸۲۰۲;کند که آب، در سطح همه خشکى&#۸۲۰۲;ها طورى توزیع گشته است که حیات را براى همه
جانداران ساکن خشکى تضمین مى&#۸۲۰۲;کند: «وَ هُوَ الَّذِى
أرسَلَ الرِّیاحَ بُشرا بَینَ یَدَى رَحمَتِهِ وَ أنزَلنَا مِنَ السَّماءِ ماءا
طَهورا * لِنُحیِیَ بِهِ بَلدَةً مَیتا وَ نُسقیهِ مِمَّا خَلَقنَا أنعاما وَ
أناسیَّ کَثیرا * وَ لَقَد صَرَّفناه بَینَهُم لِیَذَّکَّرُوا فَأبَی أکثَرُ
النَّاسِ إلَّا کُفورا»
[۹۷]؛
اوست که بادها را به رحمت خود فرستاد و از آسمان آبى پاکیزه نازل نمودیم تا بوسیله
آن سرزمین مرده&#۸۲۰۲;اى را زنده گردانیم و از مخلوقات خود چهار پایان و مردم بسیارى را
سیراب نماییم و ما این آب را میان آنها گردانیدیم تا متذکر شوند، اما بیشتر مردم
تنها کفر را برگرفتند.

قرآن تاکید دارد که
مقدار ریزش آب بر سطح خشکى&#۸۲۰۲;ها چنان به اندازه است که اختلال در مقدار بارش بر روى
زمین منجر به نابودى حیات در سطح آن مى&#۸۲۰۲;شود: «وَ
الَّذِى&#۸۲۰۲;نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءا بِقَدَرٍ فَأنشَرنا بِهِ بَلدَةً مَیتا
کَذَلِکَ تَخرُجونَ»
[۹۸]؛
او کسى است که از آسمان آبى به اندازه نازل کرد پس به آن وسیله سرزمین مرده&#۸۲۰۲;اى را
زنده گردانیدیم شما نیز این چنین از قبر خارج مى&#۸۲۰۲;شوید.

و نیز مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«أنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءا فَسالَت أودِیَةٌ بِقَدَرِهَا»
[۹۹]؛
از آسمان آبى فرو فرستاد پس هر دره&#۸۲۰۲;اى به میزان خود پر از آب شد.

در قرآن بر نقش مهم
باد در انتقال ابرهاى باران زا و توزیع آن در همه خشکى&#۸۲۰۲;ها تاکید شده است:
«وَ هُوَ الَّذِى یُرسِلُ الرِّیاحَ بُشرَى بَینَ یَدَى
رَحمَتِهِ حَتَّى إذَا أقَلَّت سَحابا ثِقالاًسُقناهُ إلَى بَلَدٍ مَیِّتٍ
فَأنزَلنَا بِهِ الماءَ فَأخرَجنَا بِهِ مِن کُلِّ الثَّمَراتِ کَذَلِکَ نُخرِجُ
المَوتَى لَعَلَّکُم تَذَکَّرونَ»
[۱۰۰]؛
اوست که بادها را به مژده رحمت خود مى&#۸۲۰۲;فرستد تا ابرهاى سنگین را به طرف سرزمین مرده
منتقل کنند؛ سپس از این ابرها آب نازل مى&#۸۲۰۲;کنیم و به وسیله آب همه نوع میوه را بیرون
مى&#۸۲۰۲;آوریم؛ به همین ترتیب مردگان را بیرون مى&#۸۲۰۲;آوریم شاید مردم متذکر شوند.

و نیز مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«و أرسَلنَا الرِّیاحَ لَواقِحَ فَأنزَلنَا مِنَ السَّماءِ
ماءا فَأسقَینَاکُمُوهُ وَ مَا أنتُم لَهُ بِخازِنینَ»
[۱۰۱]؛
بادها را براى لقاح (بارور کردن ابرها و گیاهان) فرستادیم، پس از آسمان آبى نازل
کردیم و شما را از آن سیراب نمودیم در حالى که شما قدرت ذخیره آن را ندارید.

قرآن به این نکته
اشاره مى&#۸۲۰۲;کند که هر گونه اشتباهى هر چند ساده در مواد تشکیل دهنده جو یا خاک زمین
ممکن است آب شیرین را به آب ترش یا شور تبدیل نماید:
«أفَرَأیتُمُ الماءَ الَّذِى تَشرَبونَ * أ أنتُم أنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ أم
نَحنُ المُنزِلونَ * لَو نَشاءُ لَجَعَلناهُ أجاجا فَلَو لاتَشکُرونَ»
[۱۰۲]؛
آیا آبى را که مى&#۸۲۰۲;نوشید دیده&#۸۲۰۲;اید آیا شما آن را از ابر نازل کرده&#۸۲۰۲;اید؟ یا ما اگر
بخواهیم آن را تلخ مى&#۸۲۰۲;کنیم، پس چرا شکر نمى&#۸۲۰۲;کنید؟

قرآن کریم تاکید
مى&#۸۲۰۲;کند که حیات از زمان پیدایش به آب به عنوان یک عامل اساسى نیازمند بوده است؛ در
این کتاب آسمانى به گِل به عنوان اولین مرحله آفرینش جانداران اشاره شده است و
همانطور که همه مى&#۸۲۰۲;دانیم گِل، مخلوطى از خاک وآب است:
«الَّذِى أحسَنَ کُلَّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ خَلقَهُ وَ بَدَأ خَلقَ الإنسانِ مِن طینٍ»
؛
او کسى است که همه چیز را نیکو آفرید وآفرینش انسان را از گل آغاز نمود.

نقش مهم آب در حیات
جانداران را زمانى مى&#۸۲۰۲;توان درک نمود که وضعیت زمین قبل وبعد از بارش باران بر آن را
با هم مقایسه کنیم؛ زمین پیش از بارش باران، خشک و خالى از گیاه است اما پس از بارش
باران، سرسبز و شاداب مى&#۸۲۰۲;شود. خداوند مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ
تَرَى الأرضَ هامِدَةً فَإذَا أنزَلنَا عَلَیهَا الماءَ اهتَزَّت وَ رَبَت وَ
أنبَتَت مِن کُلِّ زَوجٍ بَهیجٍ»
[۱۰۳]؛
و زمین را خشکیده مى&#۸۲۰۲;بینى پس آنگاه که آب بر آن نازل مى&#۸۲۰۲;کنیم به جنبش در آمده و ورم
مى&#۸۲۰۲;کند وهر گونه گیاه زیبا را مى&#۸۲۰۲;رویاند. و نیز مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«ألَم تَرَ أنَّ اللهَ أنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءا فَتُصبِحُ
الأرضُ مُخضَرَّةً إنَّ اللهَ لَطیفٌ خَبیرٌ»
[۱۰۴]؛
آیا ندیدى که خداوند از آسمان آبى فرستاد که پس از آن زمین سبز مى&#۸۲۰۲;شود همانا خداوند
دقیق و آگاه است. و نیز مى&#۸۲۰۲;فرماید: «وَ هُوَ الَّذِى
أنزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءا لَکُم مِنهُ شَرابٌ وَ مِنهُ شَجَرٌ فیهِ تُسیمونَ *
یُنبِتُ لَکُم بِهِ الزَّرعَ وَ الزَّیتونَ وَ النَّخیلَ وَ الأعنابَ وَ مِن کُلِّ
الثَّمَراتِ إنَّ فِى ذَلِکَ لاَیَةً لِقَومٍ یَتَفَکَّرونَ»
[۱۰۵]؛
او کسى است که از آسمان آبى فرو فرستاد که آب آشامیدنى شما از آن است و
روییدنى&#۸۲۰۲;هایى که رمه&#۸۲۰۲;هاى خود را در آن مى&#۸۲۰۲;چرانید نیز از آن است و بدان وسیله براى
شما کشتزارها، باغ&#۸۲۰۲;هاى خرما و انگور و همه نوع میوه را مى&#۸۲۰۲;رویاند. همانا در این امر
نشانه&#۸۲۰۲;اى است براى مردم اهل تفکر.

منابع:

۱. بدایة الخلق فى
القرآن الکریم، د. منصور العبادى، دارالفلاح للنشر و التوزیع، عمان، الاردن، چاپ
۲۰۰۰ میلادى

۲. آب این ماده عجیب،
تالیف ایگور پتریانوف، ترجمه عیسى مسوح، دار (میر) للطباعه و النشر، مسکو


۳. الماء و الحیاة،
استاد فراس نور الحق، دایرة المعارف اعجاز علمى در قرآن وسنت

۴. طبیعت حیات، تالیف
فرانسیس کریک، ترجمه احمد مستجیر، عالم المعرفة ـ مى۱۹۸۸ م. الکویت


 
 


۲. آفرینش زمین در دو روز

خداوند عزیز
مى&#۸۲۰۲;فرماید: «قُلْ أَ إِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی
خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ»


همه کتاب&#۸۲۰۲;هاى آسمانى
پیشین بر این نکته تأکید دارند که خداوند، آسمان&#۸۲۰۲;ها وزمین و آنچه در بین آن دو است
را در شش روز آفریده است. قرآن کریم در بسیارى از آیاتش بر این نکته صحه مى&#۸۲۰۲;گذارد؛
از جمله: «اللهُ الَّذِى خَلَقَ السَّمَواتِ وَ الأرضِ
فِى سِتَّةِ أیَّامٍ ثُمَّ استَوَى عَلَى العَرشِ مَا لَکُم مِن دونِهِ مِن وَلیٍّ
وَ لا شَفیعٍ أفَلاتَتَذَکَّرونَ»
[۱۰۶]؛
همان خدایى که آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین و هر آنچه در میان آن دو است را در شش روز آفرید
آنگاه بر عرش قدرت استیلا یافت و شما هیچ سرپرست و شفیعى غیر از او ندارید، چرا در
این نکته نمى&#۸۲۰۲;اندیشید.

البته قرآن کریم به
ذکر این واقعیت هستى شناسى بسنده نمى&#۸۲۰۲;کند، بلکه جزئیات بیشترى از این شش روز ذکر
مى&#۸۲۰۲;کند؛ همچنین در قرآن وضعیت جهان در هنگام آغاز آفرینش و پایان آن نیز بیان شده
است. از مهمترین حقایقى که تنها قرآن به بیان آن پرداخته است و در کتب آسمانى دیگر
نیامده این مطلب است که: خداوند آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین را هر کدام در دو روز آفرید و
آفرینش آنها کلاً شش روز طول کشید؛ مثلا در آیات ۹ الى ۱۲ سوره فُصِّلَت مى&#۸۲۰۲;فرماید:



«قُل أئِنَّکُم لَتَکفُرونَ بِالَّذِى خَلَقَ الأرضَ فِى&#۸۲۰۲;یَومَینِ
وَ تَجعَلونَ لَهُ أندادا ذَلِکَ رَبُّ العالَمینَ * وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ مِن
فَوقِها وَ بارَکَ فیها وَ قَدَّرَ فیها أقواتَها فِی أربَعَةِ أیَّامٍ سَواءا
لِلسَّائِلینَ * ثُمَّ استَوَی إلَی السَّماءِ وَ هِیَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ
لِلأرضِ ائتیا طَوعا أو کَرها قالَتا أتَینا طائِعَینِ * فَقَضاهُنَّ سَبعَ
سَمَواتٍ فِى یَومَینِ وَ أوحَى فِى کُلِّ سَماءٍ أمرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ
الدُّنیَا بِمَصابیحَ وَ حِفظا ذَلِکَ تَقدیرُ العَزیزِ العَلیمِ»
[۱۰۷]؛
بگو آیا شما به آنکس که زمین را در دو روز آفرید، کافر هستید و براى او شریکانى
قرار مى&#۸۲۰۲;دهید؟ او پروردگار جهانیان است. او در زمین کوه&#۸۲۰۲;هایى استوار قرار داد و
برکاتى در آن آفرید و مواد غذایى آن را مُقّدر فرمود. این&#۸۲۰۲;ها همه در چهار روز بود
درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان هستى. سپس به آفرینش آسمان پرداخت در حالى که به
صورت دود بود، به آن و زمین دستور داد به وجود آیید خواه از روى اطاعت و خواه با
اکراه، آنها گفتند: ما از روى اطاعت به وجود مى&#۸۲۰۲;آییم. آنگاه هفت آسمان را در دو روز
آفرید و به هر کدام از آسمان&#۸۲۰۲;ها وظیفه اش را وحى کرد؛ آنگاه آسمان پایین را با
چراغ&#۸۲۰۲;هایى زینت دادیم که از آن محافظت مى&#۸۲۰۲;کنند این است اندازه&#۸۲۰۲;گیرى خداوند قدرتمند
دانا.

در این آیه از حقایقى
که در هنگام آفرینش گیتى رخ داده است سخن به میان آمده و گفته شده که خداوند زمین
را در دو روز آفرید، سپس آسمان&#۸۲۰۲;ها را نیز در دو روز آفرید در حالى که آیات بسیار
دیگرى به این نکته اشاره کرده&#۸۲۰۲;اند که خلقت آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین در شش روز بوده است.
مفسران در زمان&#۸۲۰۲;هاى گذشته براى تفسیر و توجیه این تضاد ظاهرى، روش&#۸۲۰۲;هاى گوناگونى
برگزیدند؛ آنها سعى کرده&#۸۲۰۲;اند این آیات را به گونه&#۸۲۰۲;اى تفسیر کنند که با آیات دیگرى
که در همین زمینه وارد شده همخوانى داشته باشد؛ به همین دلیل براى پاسخ به سوالاتى
نظیر سئوالات زیر به جدل پرداخته اند:

آیا آن دو روزى که
خداوند آسمان&#۸۲۰۲;ها را آفرید همان دو روزى است که زمین را آفرید؟

آیا آن چهار روزى که
کوه&#۸۲۰۲;ها خلق شدند و خداوند روزى را در زمین قرار داد شامل دو روز آفرینش زمین هم
مى&#۸۲۰۲;شود و ...

به علت اینکه در خصوص
این آیه وحیى نازل نشده است تنها از راه تخمین و تفکر نمى&#۸۲۰۲;شود آن را حل کرد، بلکه
از طریق اطلاعات علمى گسترده درباره خلقت و آفرینش مى&#۸۲۰۲;توان آن را تفسیر کرد.


آیات این چنینى قرآن
را که درباره واقعیات گسترده جهان است فقط به وسیله اطلاعات علمى ثابت شده مى&#۸۲۰۲;توان
تفسیر کرد. همان گونه که گفتیم آیات این چنینى در قرآن کریم که درباره حقایق هستى
شناسى جهان آفرینش است فقط از طریق حقایق علمى که براى دانشمندان ثابت شده باشد
تفسیر مى&#۸۲۰۲;شود، درست همان گونه که علم باعث شد آیات پیرامون حرکت زمین و جایگاه
ستارگان و نقش کوه&#۸۲۰۲;ها در ثابت نگه داشتن پوسته زمین بیشتر شناخته شود. در این مقاله
سعى&#۸۲۰۲;شده بعضى حقایق علمى در مورد آفرینش هستى و مراحل شکل&#۸۲۰۲;گیرى آن شرح داده شود تا
به این وسیله آیات مذکور را شرح و تفسیر کنیم.

بر طبق نظریات
دانشمندان معاصر، جهان خلقت بر اثر یک انفجار گسترده و پراکنده شدن تمام مواد موجود
در فضا به وجود آمده است؛ جهان در ابتدا یک جرم بسیار کوچک بود که حرارت و چگالى
بسیارى داشت. دانشمندان این انفجار بزرگ را مهبانگ[۱۰۸]
نامیده&#۸۲۰۲;اند. ماهیت، منبع و علت انفجار تشکیل دهنده هستى در زمانى مشخص به طور دقیق
براى ما مشخص نیست؛ همچنین دانشمندان از شرایط جهان قبل از انفجار نیز چیزى
نمى&#۸۲۰۲;دانند. خداوند متعال در قرآن مى&#۸۲۰۲;فرماید: «ما
أشهَدتُهُم خَلقَ السَّمَواتِ وَ الأرضِ وَ لا خَلقَ أنفُسِهِم وَ ما کنتُ
مُتَّخِذَ المُضِلِّینَ عَضُدا»
[۱۰۹]؛
من آنها را بر آفرینش آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین و آفرینش خودشان گواه نگرفتم و از گمراهان
طلب کمک نکردم.

دانشمندان احتمال
مى&#۸۲۰۲;دهند که جهان قبل از انفجار، یک ماده صرف بوده که نیرویى طبیعى بر آن حاکم بوده
است؛ در اثر این انفجار ماده ناشناخته هستى با شدت و سرعت فوق العاده&#۸۲۰۲;اى در فضا پخش
شده و فضاى اطراف خود را پر کرده است، البته اگر بتوان فضایى در آن زمان تصور کرد
چرا که بعضى از دانشمندان معتقدند زمان و مکان هم با این انفجار پدید آمده&#۸۲۰۲;اند.


جهان اولیه به صورت یک
کُره آتشین همگن و متجانس بوده که ابرهایى از یک ماده صرف آن را پر کرده بودند؛ این
کره به مرور زمان به شکل بسیار گسترده&#۸۲۰۲;اى درآمد تا این که درجه حرارتش بعد از گذشت
تقریبا صد هزار سال به ۳۰۰۰ هزار درجه سانتى گراد رسید. در این حرارت شدید کم کم
ذرات ساده اولیه از جمله کوراک، لپتون و فوتون&#۸۲۰۲;ها از همین ماده شکل گرفتند و
نیروهاى چهارگانه طبیعى نیز که در یک نیرو متمرکز بودند از هم جدا شدند. با کاهش
دماى این هستى تازه تشکیل یافته، پروتون&#۸۲۰۲;ها، نوترون&#۸۲۰۲;ها و الکترون&#۸۲۰۲;ها نیز از ترکیب
کوارک&#۸۲۰۲;ها و لپتون&#۸۲۰۲;هاى گوناگون با یکدیگر به وجود آمدند. همان طور که مى&#۸۲۰۲;دانید
پروتون، نوترون و الکترون عناصر تشکیل دهنده اتم هستند.

طبق نظریه دانشمندان،
پروتون&#۸۲۰۲;ها از سه کوارک به وجود آمده که دو عدد از آنها بار مثبت و سومى بار منفى
داشته است؛ بنابراین بار کلى پروتون&#۸۲۰۲;ها مثبت مى&#۸۲۰۲;شود. در الکترون عکس این قضیه اتفاق
مى&#۸۲۰۲;افتد؛ نوترون نیز از سه کوارک تشکیل شده است، دو کوارک آن هر کدام داراى بار
الکتریکى منفى&#۸۲۰۲;معادل یک سوم بار پروتون&#۸۲۰۲;ها هستند، کوارک سوم نیز داراى یک بار
الکتریکى مثبت است که معادل دو سوم بار پروتون&#۸۲۰۲;ها مى&#۸۲۰۲;باشد بنابراین بار الکتریکى
نوترون صفر خواهد بود.

 چیزى که در این زمینه
موجب شگفتى دانشمندان شده این است که تعداد و نوع کوارک&#۸۲۰۲;هایى که از تراکم این
انفجار در هوا پخش شده به اندازه&#۸۲۰۲;اى حساب شده بوده که بعد از اتحاد آنها تعداد
پروتون&#۸۲۰۲;ها دقیقا مساوى الکترون&#۸۲۰۲;ها شده است. تعداد نوترون&#۸۲۰۲;ها نیز دقیقا به اندازه&#۸۲۰۲;اى
بوده که براى ساخت تمام عناصر طبیعى جهان هستى مورد نیاز بوده است.


خداوند در این ذرات سه
گانه، چهار نیرو را قرار داده که به وسیله آنها تمامى کنش&#۸۲۰۲;ها و واکنش&#۸۲۰۲;هاى این ذرات
با هم و در نتیجه مواد تشکیل دهنده هستى، قاعده مند صورت گیرد. این نیروها عبارتند
از نیروى هسته&#۸۲۰۲;اى ضعیف، نیروى هسته&#۸۲۰۲;اى قوى، نیروى الکترو مغناطیسى و نیروى جاذبه.
میزان شدت و تاثیر گذارى این نیروها به صورت بسیار دقیق از جانب خداوند مشخص شده
است به گونه&#۸۲۰۲;اى که اگر کوچک&#۸۲۰۲;ترین اشتباهى در مقادیر این نیروها وجود داشت، جهان به
شکل کنونى آن در نمى&#۸۲۰۲;آمد.

نیروهاى هسته&#۸۲۰۲;اى ضعیف
و قوى که در پروتون&#۸۲۰۲;ها و نوترون&#۸۲۰۲;ها وجود دارند بسیار قوى&#۸۲۰۲;تر و شدیدتر از دو نیروى
دیگر عمل مى&#۸۲۰۲;کنند ولى میزان تاثیر گذارى آنها در مقیاس بسیار کوچکى تعریف شده است؛
به همین علت آنها مسئول نگه داشتن پروتون&#۸۲۰۲;ها و نوترون&#۸۲۰۲;ها در داخل هسته اتم به رغم
وجود نیروى دفع الکتریکى بین پروتون&#۸۲۰۲;ها هستند. ازچیزهایى که وجود خالقى مدبر در
وراى آفرینش جهان هستى را ثابت مى&#۸۲۰۲;کند، وجود نوترون در هسته اتم است.


دانشمندان فیزیک ابتدا
تصور مى&#۸۲۰۲;کردند نوترون&#۸۲۰۲;ها موجودات بى فایده&#۸۲۰۲;اى هستند؛ چرا که هیچ بار الکتریکى
ندارند اما با تحقیقات گسترده در زمینه اتم به این نتیجه رسیدند که آنها نقش مهمى
در ساخته شدن عناصر طبیعى&#۸۲۰۲;دارند. بدون وجود نوترون&#۸۲۰۲;ها و به علت نیروى دافعه
الکتریکى موجود در میان پروتون&#۸۲۰۲;ها، هسته اتم نمى&#۸۲۰۲;توانست تعداد زیادى از آنها را در
خود جاى دهد؛ در این صورت تعداد عناصرى که ستارگان قادر به ساخت آن بودند از
انگشتان دست تجاوز نمى&#۸۲۰۲;کرد. دانشمندان همچنین ثابت کرده&#۸۲۰۲;اند که میزان شدت نیروهاى
هسته&#۸۲۰۲;اى قوى و ضعیف به اندازه&#۸۲۰۲;اى دقیق محاسبه شده است که اگر اندکى از مقدار فعلى
کمتر یا بیشتر مى&#۸۲۰۲;بود ساختن این همه عنصر داخل ستارگان غیر ممکن مى&#۸۲۰۲;گردید.


نیروى الکترو مغناطیسى
از لحاظ قدرت بعد از این دو قرار دارد. وظیفه اصلى این نیرو نگه داشتن الکترون&#۸۲۰۲;ها
در چرخش شدید دور هسته اتم است. این الکترون&#۸۲۰۲;ها با وجود نیروى جاذبه&#۸۲۰۲;اى که در داخل
هسته بین آنها و پروتون&#۸۲۰۲;ها وجود دارد به سمت داخل هسته جذب نمى&#۸۲۰۲;شوند؛ اگر این اتفاق
مى&#۸۲۰۲;افتاد امروزه زمین به اندازه یک توپ فوتبال بود و جهان هستى نیز شکل کنونى خود
را نداشت. این پدیده همچنان به صورت یک معما باقى مانده بود تا این که در ربع اول
قرن بیستم، علت آن کشف شد. دانشمندان کشف کردند که نمى&#۸۲۰۲;شود قوانین کلاسیک علم
مکانیک را بر حرکت الکترون&#۸۲۰۲;ها به هنگام نزدیک شدن به پروتون&#۸۲۰۲;ها تطبیق داد، بلکه
باید از قوانین جدیدى استفاده کرد؛ این قوانین جدید چیزى جز قوانین مکانیک کوانتوم
نبود. بر اساس این قوانین، الکترون در گردش به دور هسته، مدار مشخصى را دنبال
مى&#۸۲۰۲;کند. ایجاد این مدار دقیق براى&#۸۲۰۲;الکترون در دور هسته و تعیین دقیق تعداد
الکترون&#۸۲۰۲;ها در هر مدار است که باعث شده این تعداد فراوان از پدیده&#۸۲۰۲;هاى فیزیکى و
شیمیایى را در اطراف خود ببینیم؛ پدیده&#۸۲۰۲;هایى که موجب این همه تنوع در مخلوقات الهى
و دست ساخته&#۸۲۰۲;هاى انسانى شده و دانشمندان زیادى را به خود مشغول کرده است.


نیروى چهارم در اتم
نیروى جاذبه است. نیروى جاذبه، ضعیف&#۸۲۰۲;ترین این نیروهاست که وظیفه اصلى آن نگه داشتن
کهکشان&#۸۲۰۲;ها و ستارگان و سیارات در مدار خود است تا در هنگام گردش به دور هم، از مسیر
خود منحرف نشوند. میزان این نیرو نیز به دقت مشخص گشته تا فاصله این اجرام آسمانى
با هم و سرعت دوران آنها در حد معقولى بوده و این اجرام در جاى خود باقى بمانند.
یکى دیگر از عجایب آفرینش این است که اگر تعداد پروتون&#۸۲۰۲;ها از الکترون&#۸۲۰۲;ها یا بالعکس
بیشتر باشد هر اندازه هم که این تفاوت ناچیز باشد همه اجرام آسمانى پر از بارهاى
الکتریکى همسان مى&#۸۲۰۲;شوند و از آ نجایى که قدرت نیروى الکترومغناطیس اتم از قدرت
جاذبه بسیار بیشتر است این نیرو مانع از تشکیل ستارگان مى&#۸۲۰۲;شد و در صورت تشکیل نیز
مانع چرخش سیارات، دور ستاره&#۸۲۰۲;هاى خود مى&#۸۲۰۲;شد؛ در این صورت به علت دفع شدید ذرات اتم،
جهان هستى از هم مى&#۸۲۰۲;پاشید و ذرات آن در فضا پخش مى&#۸۲۰۲;شد اما به لطف الهى تعادل
الکتریکى در همه اجرام آسمانى برقرار است و به همین علت نیروى جاذبه، تنها وظیفه
حفظ توازن این اجرام آسمانى را به عهده دارد. خداوند متعال در این باره مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«وَ جَعَلنَا السَّماءَ سَقفا مَحفوظا وَ هُم عَن آیاتِها
مُعرِضونَ * وَ هُوَ الَّذِى خَلَقَ اللَّیلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ
کُلٌّ فِى فَلَکٍ یَسبَحونَ»
[۱۱۰]؛
ما آسمان را سقف محفوظ قرار دادیم ولى آنها از آیات آن رویگردانند. اوست که شب و
روز و خورشید و ماه را آفرید و همه آنها را در مدارى شناور ساخت.

قبل از اینکه بحثمان
را در مورد شکل&#۸۲۰۲;گیرى هستى تکمیل کنیم، اندکى درنگ مى&#۸۲۰۲;کنیم تا حقایق علمى مذکور را
با حقایق موجود در قرآن مقایسه کنیم. خداوند در آیات مربوط به این موضوع اشاره
فرموده است که: که جهان قبل از پیدایش اولیه به صورت دود بوده است؛ نکته مذکور در
این آیه آمده است: «ثُمَّ استَوَى إلَى السَّماءِ وَ هِیَ
دُخانٌ»
؛ به آفرینش آسمان پرداخت در حالى که آسمان دود بود. مقصود از
آسمان در این آیه همان فضایى است که بر اثر انفجار بزرگ زمان آفرینش، مملو از دود
شده بود نه آسمانى&#۸۲۰۲;که بعدها از همین دود ایجاد شده است.

دانشمندان نام این
توده از ذرات اولیه را غبار کیهانى گذاشته&#۸۲۰۲;اند در حالى که قرآن آنها را دود نامیده
است. باید گفت در این جا نامگذارى قرآن دقیق&#۸۲۰۲;تر است چون این ذرات، بسیار کوچک&#۸۲۰۲;تر از
غبار و حتى دود هستند ولى دود سبک&#۸۲۰۲;ترین و کوچکترین چیزى است که چشم بشر مى&#۸۲۰۲;تواند آن
را ببیند؛ به همین علت قرآن این ذرات را دود نامیده است. در اینجا باید از منکران
خداو قرآن مجید این سوال را بپرسیم که: پیامبرى بى سواد که در میان قومى بى سواد
زندگى&#۸۲۰۲;مى کرد از کجا به این واقعیت&#۸۲۰۲;هاى عظیم درباره پیدایش جهان هستى پى برده است،
حال آن که این حقایق به اذن خداوند در اثر پیشرفت علم در زمان حاضر کشف شده است.


از آن جایى که این
واقعیات علمى، حتى در کتب مقدس قبل از قرآن نیز نیامده است مى&#۸۲۰۲;تواند دلیل محکمى بر
حقانیت و صداقت پیامبر باشد که مى&#۸۲۰۲;فرمود: این قرآن از جانب خداوند آگاهى است که بر
تمام اسرار کائنات آگاه است، چون خود تمام آ ن&#۸۲۰۲;ها را آفریده است:
«ألا یَعلَمُ مَن خَلَقَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الخَبیرُ»
[۱۱۱]؛
آیا آن که خلق کرد نمى&#۸۲۰۲;داند در حالى که او باریک بین و آگاه است.

قرآن کریم در سه آیه
به طور واضح به واقعیت انفجار عظیم هستى، گسترش دائمى کیهان و فرو پاشى نهایى آن
اشاره کرده است. قرآن کریم این نکته را یاد آور مى&#۸۲۰۲;شود که آسمان&#۸۲۰۲;ها و اجرام آن،
توده&#۸۲۰۲;اى یکپارچه بودند که تمامى مواد تشکیل دهنده آن پراکنده شدند و تمام هستى را
یک ماده دود مانند فرا گرفت. این سخن مصداق آیه ۳۰ سوره انبیا است که مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«أوَلَم یَرَوا أنَّ السَّمَواتِ وَ الأرضَ کَانَتا رَتقا
فَفَتَقناهُما وَ جَعَلنا مِنَ الماءِ کُلَّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ حَیٍّ أفَلا یُؤمِنونَ»
؛
آیا کسانى که کفر ورزیدند نمى&#۸۲۰۲;دانند که آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین یک جسم به هم پیوسته بودند
که ما آ ن&#۸۲۰۲;ها را از هم جدا کردیم و هر چیززنده&#۸۲۰۲;اى را از آب قرار دادیم پس چرا ایمان
نمى&#۸۲۰۲;آورند؟

فتق در لغت متضاد رتق
است؛ رتق جمع کردن چند چیز را با هم گویند در حالى که فتق جدا شدن یک چیز از چیز
دیگر است؛ حال ما اگر بخواهیم فتق را به معنى انفجار بزرگى که در جهان اولیه رخ داد
و فضا را پر از ذرات به شکل دود کرد فرض نکنیم چگونه مى&#۸۲۰۲;توانیم آن راتفسیر کنیم؟
بنابراین، هستى یک توده ماده واحد بود که به مواد دودى شکل تبدیل شد و همه فضا را
پر کرد؛ این فرایند جز با انفجار این ماده واحد به وقوع نمى&#۸۲۰۲;پیوندد. این انفجار بود
که ماده اولیه هستى را در جهان پخش کرد و با نیروى فوق العاده خود آن را به اطراف
فرستاد تا هستى گسترده شود، گسترشى که همچنان شاهد آثار آن در جهان هستیم.


از موارد دیگرى که در
تایید نظریه (Big Bang) آمده اشاره قرآن به این نکته است که
جهان در حال گسترش است و این گسترش فقط مى&#۸۲۰۲;تواند از یک جرم کوچک در حال افزایش حجم
شروع شود. آیه ۴۷ سوره ذاریات این مطلب را این چنین بیان مى&#۸۲۰۲;کند:
«وَ السَّماءَ بَنَیناها بِأیدٍ وَ إنَّا لَمُوسِعونَ»
؛
ما آسمان&#۸۲۰۲;ها را با دست قدرت خود ساخته ایم و آن را گسترش مى&#۸۲۰۲;دهیم.

از میان کتب آسمانى
تنها قرآن است که به بیان حقیقت گسترش هستى و دود بودن فضاى اولیه پرداخته است و
کتب آسمانى قبل از آن به این پدیده اشاره&#۸۲۰۲;اى نکرده اند.

آیه سومى که نظریه
انفجار بزرگ را تایید مى&#۸۲۰۲;کند این آیه است: «یَومَ نَطوِى
السَّماءَ کَطَیِّ السِّجِلِّ لِلکُتُبِ کَما بَدَأنا أوَّلَ خَلقٍ نُعیدُهُ وَعدا
عَلَینا إنَّا کُنَّا فاعِلینَ»
[۱۱۲]؛
در آن روز، آسمان را چون طومارى در هم پیچیم، پس همان گونه که آفرینش را آغاز کردیم
آن را باز مى&#۸۲۰۲;گردانیم. این وعده&#۸۲۰۲;اى است بر ما و قطعا آن را انجام خواهیم داد.)


همانگونه که آیه قبل
به گسترده شدن جهان در آغاز عمر خود اشاره مى&#۸۲۰۲;کرد این آیه به جمع شدن آن در پایان
عمر اشاره کرده و مى&#۸۲۰۲;فرماید: خداوند، جهان خلقت را به همان شکل نخستین خود، باز
خواهد گرداند. این آیه مى&#۸۲۰۲;خواهد نظر خواننده را به جمع شدن جهان در پایان مهلت
مقرر، جلب کند که دقیقا شبیه پیچیدن نامه توسط نویسنده آن است.

تمام دانشمندان درباره
نظریه گسترش جهان با هم توافق دارند ولى درباره سرنوشت آن و باقى ماندن آن به شکل
فعلى اتفاق نظرى شکل نگرفته است؛ بعضى از دانشمندان معتقدند که جهان آفرینش تا ابد
به همین صورت باقى خواهد ماند، در حالى که عده دیگرى مى&#۸۲۰۲;گویند بالاخره زمانى فرا
مى&#۸۲۰۲;رسد که نیروى جاذبه در بین اجرام آفرینش بر نیروى دافعه که بر اثر انفجار به
وجود آمده غلبه پیدا مى&#۸۲۰۲;کند و آفرینش، به همان شکل نخستین خود از هم مى&#۸۲۰۲;پاشد. ما
مسلمانان نیز با قطع و یقین به وعده پروردگار درباره سرنوشت آفرینش و بازگشت آن به
شکل نخستین ایمان داریم. در جاى دیگرى از قرآن آمده است:
«وَ ما قَدَروا اللهَ حَقَّ قَدرِهِ وَ الأرضُ جَمیعا قَبَضتُهُ یَومَ القیامَةِ وَ
السَّمَواتُ مَطویَّاتٌ بِیَمینِهِ سُبحانَهُ وَ تَعالَى عَمَّا یُشرِکونَ»
[۱۱۳]؛
آنها خدا را آنگونه که شایسته است نشناختند در حالى که در روز قیامت، زمین در قبضه
قدرت و آسمان&#۸۲۰۲;ها پیچیده شده در دست اوست. اوست که منزه است از شریکانى که برایش
مى&#۸۲۰۲;پندارند.

مرحله دوم آفرینش،
مرحله شکل&#۸۲۰۲;گیرى کهکشان&#۸۲۰۲;ها و ستارگان از این دود است؛ این دود از پروتون، نوترون و
الکترون تشکیل مى&#۸۲۰۲;شود. در پى کاهش دماى جهان که به سه هزار درجه کالوین زیر صفر
مى&#۸۲۰۲;رسید الکترون&#۸۲۰۲;ها بر اثر نیروى الکترو مغناطیسى با پروتون&#۸۲۰۲;ها ارتباط پیدا کرده و
ذرات هیدروژن را تشکیل دادند.

هیدروژن از یک الکترون
و یک پروتون تشکیل شده است. با اتحاد الکترون&#۸۲۰۲;ها وپروتون&#۸۲۰۲;ها همه ساختار آفرینش بار
الکتریکى متعادل به خود گرفت؛ این امر به نیروى جاذبه با وجود ضعف شدیدى که داشت
امکان تشکیل اجرام آسمانى را داد. تا این مرحله جهان به صورت متعادل باقى ماند،
یعنى ماده دودى تشکیل شده از ذرات هیدروژن و نوترون موجود در فضا به یک نسبت در
تمام فضا پخش شده بودند ولى ناگهان به علل نامعلومى که هنوز دانشمندان موفق به کشف
قطعى آن نشده&#۸۲۰۲;اند، این تراکم و تعادل موجود در فضا دچار اختلال شد. در اثر این
اختلال، مراکز جاذبه در تمام گوشه و کنار هستى شکل گرفتند و در اثر نیروى الکترو
مغناطیسى، نیروى جاذبه با جذب هیدروژن بیشتر در اطراف این مراکز آنها را به
توده&#۸۲۰۲;هاى عظیم هیدروژن تبدیل کرد.

هنگامى که حجم
توده&#۸۲۰۲;هاى هیدروژنى به مقدار معینى رسید در اثر فشار شدید بر هیدروژن موجود در مراکز
این توده&#۸۲۰۲;ها، درجه حرارت آنها به اندازه&#۸۲۰۲;اى زیاد شد که اتم&#۸۲۰۲;هاى هیدروژن موجود، شروع
به ترکیب شدن با یکدیگر کردند؛ در اثر این ترکیب، اتم هلیوم و مقدار زیادى انرژى به
وجود آمد و این امر منجر به شکل&#۸۲۰۲;گیرى ستارگان گردید.

حجم ستارگان شکل گرفته
بر اساس مقدار هیدروژنى که از فضا گرفته و موقعیتى که در فضا دارند با هم متفاوت
است؛ هرقدر که حجم ستارگان بزرگ&#۸۲۰۲;تر باشد فشار وارده بر آنها بیشتر شده و درجه حرارت
داخل آنها افزایش پیدا مى&#۸۲۰۲;کند؛ بنابراین ستارگانى که مانند خورشید نسبتا کوچک هستند
فقط هیدروژن موجود در آن مى&#۸۲۰۲;سوزد. این فرایند به علت کوچک بودن حجم نسبى و کم بودن
درجه حرارت داخل آن هاست؛ به همین علت فقط عنصر هلیوم در داخل آنها ساخته مى&#۸۲۰۲;شود.


براى شکل گرفتن عناصر
سنگین&#۸۲۰۲;تر از هلیوم، خداوند ستارگانى بزرگ&#۸۲۰۲;تر از خورشید با دماى بالاتر را آفرید؛ در
داخل این ستاره&#۸۲۰۲;هاى بزرگ، فرایند ترکیب هسته&#۸۲۰۲;اى بین ذرات هلیوم به شکل پیچیده ترى
صورت مى&#۸۲۰۲;گرفت؛ در نتیجه عناصرى نظیر لپتوم، کربن، نیتروژن، اکسیژن و عناصر سنگین
ترى مانند آهن، سرب، اورانیوم و بقیه عناصر موجود در طبیعت که بیش از صد عنصر است
شکل گرفت.

گفتیم که با اختلالى
که در تراکم ماده هستى به وجود آمد، ستارگان به طور منظم در گوشه و کنار کیهان شکل
گرفتند. با یک اختلال دیگر در تراکم این ستارگان، ستارگان نزدیک به هم، به سوى مرکز
ثقل یکدیگر جذب شدند و شروع به گردش دور این مراکز نمودند و این امر باعث ایجاد
کهکشان شد. چیزى که باعث حیرت دانشمندان شده، نظم مشخصى است که در توزیع کهکشان&#۸۲۰۲;ها
در تمام هستى مشاهده مى&#۸۲۰۲;شود؛ این نظم نشان مى&#۸۲۰۲;دهد که تمام این کهکشان&#۸۲۰۲;ها بر اثر
اختلالات همزمان و با تراکم مشخص در همه هستى به وجود آمده اند.

دانشمندان دریافتند
همان گونه که حجم ستارگان با یکدیگر فرق دارد کهکشان&#۸۲۰۲;ها نیز از لحاظ شکل و حجم با
هم متفاوت هستند. بر اساس محاسبات دانشمندان، به طور متوسط در هر کهکشان در حدود صد
میلیارد ستاره در شکل&#۸۲۰۲;ها و حجم&#۸۲۰۲;هاى مختلف وجود دارد. ستاره شناسان همچنین تعداد
کهکشان&#۸۲۰۲;هاى هستى قابل رویت را چیزى معادل هزار میلیارد کهکشان بر آورد کرده اند.
خداوند در قرآن کریم مى&#۸۲۰۲;فرماید: «تَبارَکَ الَّذِى جَعَلَ
فِى السَّماءِ بُروجا وَ جَعَلَ فیها سِراجا وَ قَمَرا مُنیرا»
[۱۱۴]؛
پاک و منزه است خداوندى که در آسمان برج&#۸۲۰۲;هایى قرار داد و چراغ (خورشید) و ماه تابان
را در آن (آسمان) قرار داد.

این در حالى است که
تمام کهکشان&#۸۲۰۲;ها و ستارگانى که ما مشاهده مى&#۸۲۰۲;کنیم، در آسمان دنیا قرار دارند که به
تعبیر قرآن نزدیک&#۸۲۰۲;ترین آسمان از آسمان&#۸۲۰۲;هاى هفت گانه به ماست؛ بدین معنى که هستى
قابل مشاهده آسمان دنیا همان آسمان اول است و چه بسا تمام چیزهایى که دانشمندان از
طریق رصد خانه&#۸۲۰۲;ها مى&#۸۲۰۲;بینند جزء کوچکى از این هستى باشد:
«وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنیَا بِمَصابیحَ وَ حِفظا ذَلِکَ تَقدیرُ العَزیزِ
العَلیمِ»
[۱۱۵]؛
آسمان دنیا را با  چراغ&#۸۲۰۲;هایى زینت بخشیدیم و آن را حفظ کردیم این است تقدیر خداوند
عزیز و دانا.

یکى از توانایى&#۸۲۰۲;هاى
عجیب عقل انسان دستیابى به اسرار آفرینش از زمان آغاز خلقت تا کنون است؛ این امر نه
مرهون قدرت عقل بشرى بلکه مرهون آفریدگار این عقل مى&#۸۲۰۲;باشد. دانشمندان فیزیک، نظریه
جدیدى را براى تعدیل نظریه (Big Bang) مطرح کرده و آن را
نظریه (هستى متورم) نام نهاده اند. طرح این نظریه به علت ناتوانى&#۸۲۰۲;نظریه نخست در
تفسیر بعضى از پدیده&#۸۲۰۲;هاى فیزیکى لحظات آغازین انفجار شکل گرفت؛ البته هر دو نظریه
در تفسیر حوادث بعد از انفجار متفق القول هستند.

هنگامى که دانشمندان
مجددا سعى کردند بعضى از معادلات فیزیکى را که در کنش و واکنش&#۸۲۰۲;هاى بین ماده و
نیروهاى هستى در لحظات اولیه شکل&#۸۲۰۲;گیرى ـ به خصوص آنچه را در ثانیه اول اتفاق افتاده
است ـ کشف کنند به حقایق عجیبى دست یافتند. این حقایق، تصویر ارائه شده توسط کتب
آسمانى و به ویژه قرآن درباره ترکیب هستى را تایید مى&#۸۲۰۲;نماید؛ چکیده این نظریه به
این صورت است که در اولین ثانیه از انفجار بزرگ و در اثر شکل&#۸۲۰۲;گیرى یک پدیده عجیب
فیزیکى، جهان هستى با سرعتى بسیار بیشتر از آن چه نظریه (Big  Bang)
طرح کرده بود رو به گسترش نهاد؛ در نتیجه این گسترش ناگهانى در همان لحظات اولیه،
یک سرى مناطق توده&#۸۲۰۲;اى مادى به شکل حباب&#۸۲۰۲;هایى پى در پى به وجود آمد که موانع بسیار
قوى، آنها را از هم جدا نگه مى&#۸۲۰۲;داشت و هر کدام از این حباب&#۸۲۰۲;ها هستى خاص خود را
تشکیل داد. این نظریه همچنین تاکید مى&#۸۲۰۲;کند که هستى قابل مشاهده توسط انسان، جزء
بسیارکوچکى از هستى&#۸۲۰۲;هاى مجزاست که نظریه مذکور قادر به مشخص کردن تعداد آنها
نمى&#۸۲۰۲;باشد.

این دقیقا همان چیزى
است که کتب آسمانى هم به آن اشاره مى&#۸۲۰۲;کند: وجود هستى&#۸۲۰۲;هاى دیگر غیر از هستى قابل
مشاهده براى ما توسط تلسکوپ&#۸۲۰۲;ها.

کتب آسمانى این
هستى&#۸۲۰۲;ها را آسمان&#۸۲۰۲;هاى هفت گانه خوانده است مانند این آیه قرآن کریم:
«فَقَضاهُنَّ سَبعَ سَمَواتٍ فِى یَومَینِ وَ أوحَى فِى
کُلِّ سَماءٍ أمرَها وَ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنیَا بِمَصابیحَ وَ حِفظا ذَلِکَ
تَقدیرُ العَزیزِ العَلیمِ»
؛ آن&#۸۲۰۲;ها را به صورت هفت آسمان در دو روز
آفرید و در هر آسمانى کار آن را وحى فرمود و آسمان پایین را با چراغ&#۸۲۰۲;هایى زینت
بخشیدیم و حفظ کردیم، این است تقدیر خداوند توانا و دانا.

در آیات دیگر خداوند
بعضى از خصوصیات طبیعى این آسمان&#۸۲۰۲;ها را بیان کرده و مى&#۸۲۰۲;فرماید: آنها به صورت طبقاتى
بر روى هم قرار گرفته&#۸۲۰۲;اند و هر آسمانى به صورت طبقه&#۸۲۰۲;اى بر روى آسمان دیگر قرار
دارد. این موضوع فقط در صورتى امکان پذیر است که این آسمان&#۸۲۰۲;ها به شکل کره&#۸۲۰۲;اى تو
خالى باشند که هر کدام آسمان دیگرى را در برگیرد به گونه&#۸۲۰۲;اى که مرکز این کرات همان
مکان وقوع انفجار بزرگ باشد: «الَّذِى خَلَقَ سَبعَ
سَمَواتٍ طِباقا ما تَرَى فِى خَلقِ الرَّحمَنِ مِن تَفاوُتٍ فَارجِعِ البَصَرَ هَل
تَرَى مِن فُطورٍ»
؛[۱۱۶]
همان کسى که  هفت آسمان را به صورت طبقه طبقه آفرید، در آفرینش خداوند رحمان، هیچ
تضاد و عیبى نمى&#۸۲۰۲;بینى؛ بار دیگر نگاه کن آیا هیچ شکاف و خللى مشاهده مى&#۸۲۰۲;کنى؟

همچنین قرآن ذکر
مى&#۸۲۰۲;کند که هر کدام از این آسمان&#۸۲۰۲;ها جِرم مخصوص به خود را دارند:
«اللهُ الَّذِى خَلَقَ سَبعَ سَمَواتٍ وَ مِنَ الأرضِ
مِثلَهُنَّ یَتَنَزَّلُ الأمرُ بَینَهُنَّ لِتَعلَمُوا أنَّ اللهَ عَلَى کُلِّ
شَى&#۸۲۰۲;ءٍ قَدیرٌ وَ أنَّ اللهَ قَد أحاطَ بِکُلِّ شَى&#۸۲۰۲;ءٍ عِلما»
[۱۱۷]؛
خداوند همان کسى است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آن را خلق کرد،
فرمان او در میان آنها پیوسته فرود مى&#۸۲۰۲;آید تا بدانید خداوند بر همه چیز داناست و
علم او به همه چیز احاطه دارد.

قرآن کریم این
آسمان&#۸۲۰۲;ها را محکم و استوار مى&#۸۲۰۲;خواند و این همان چیزى است که دانشمندان در نظریه
هستى متورم به آن دست یافته&#۸۲۰۲;اند؛ آنها معتقدند که بین هستى&#۸۲۰۲;هاى مختلف، موانعى از
نیروهاى مغناطیسى تک قطبى وجود دارد که از تمام ذراتى که دانشمندان شناخته&#۸۲۰۲;اند
سنگین&#۸۲۰۲;تر و محکم&#۸۲۰۲;تر است اما همچنان نتوانسته&#۸۲۰۲;اند این نیروهاى مغناطیسى را در جهان
هستى قابل رویت مشاهده کنند: «وَ بَنَینا فَوقَکُم سَبعا
شِدادا»
[۱۱۸]؛
و بر فراز شما هفت آسمان محکم قرار دادیم. و یا: «أأنتُم
أشَدُّ خَلقا أمِ السَّماءُ بَناها * رَفَعَ سَمکَها فَسَوَّاها»
[۱۱۹]؛
آیا آفرینش شما مشکل&#۸۲۰۲;تر است یا آفرینش آسمان که خداوند آن را بنا نهاد، سقف آن را
برافراشت و آن را منظم ساخت. و یا: «لَخَلقُ السَّمَواتِ
وَ الأرضِ أکبَرُ مِن خَلقِ النَّاسِ وَ لَکِنَّ أکثَرَ النَّاسِ لایَعلَمونَ»
[۱۲۰]؛
آفربینش آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین از آفرینش انسان سخت&#۸۲۰۲;تر است ولى بیشتر مردم نمى&#۸۲۰۲;دانند.
قرآن همچنین سخن از اجرام بزرگ&#۸۲۰۲;تر از آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین به میان مى&#۸۲۰۲;آورد.

سومین مرحله از مراحل
آفرینش هستى، تشکیل سیاره&#۸۲۰۲;هاى منظومه شمسى و زمین است که به خاطر داشتن موجودات
زنده بر روى سطح خود، منحصر به فرد است. هنوز دانشمندان بر سر این نکته که چگونه
سیارات به دور ستاره خود و قمرها به دور سیاره خود ساخته شده&#۸۲۰۲;اند به نظر مشترکى
نرسیده&#۸۲۰۲;اند و در این باره نظریات مختلفى مطرح است؛ مهم ترین این نظریات نظریه&#۸۲۰۲;اى
است که مى&#۸۲۰۲;گوید: مواد تشکیل دهنده سیارات منظومه شمسى از خارج از این منظومه
آمده&#۸۲۰۲;اند و دلیل علمى نظریه مذکور آن است که تعداد و کمیت عناصر موجود در این
سیارات و به ویژه زمین، طورى است که خورشید نمى&#۸۲۰۲;تواند آ ن&#۸۲۰۲;ها را پدید آورده باشد.
دانشمندان احتمال مى&#۸۲۰۲;دهند که مواد تشکیل دهنده این سیارات در اثر متلاشى شدن تعداد
زیادى اَبَر ستاره تامین شده باشد؛ این ابرستاره&#۸۲۰۲;ها پس از پایان یافتن هیدروژن و
سایر عناصر که سوخت آنها به شمار مى&#۸۲۰۲;آمده متلاشى و به عناصر گوناگون طبیعى تبدیل
شده&#۸۲۰۲;اند؛ سپس این مواد پراکنده در اثر جاذبه خورشید وارد منظومه شمسى شدند. به علت
نیروى جاذبه ناشى از عناصر مختلف در این مواد، حرکت به دور خورشید آغاز و سیارات
منظومه شمسى را به وجود آوردند.

زمین در ابتداى
شکل&#۸۲۰۲;گیرى، به علت برخوردهاى شدید با شهاب&#۸۲۰۲;هایى که روى آ ن&#۸۲۰۲;ها نیز این ذرات پراکنده
قرار گرفته بود به شکل توده آتشین تشکیل شده از عناصر مختلف در آمده بود. با کاهش
تدریجى این ذرات از روى شهاب سنگ&#۸۲۰۲;ها و پخش شدن آن در سیارات منظومه شمسى کم کم از
تعداد این ذرات که بر روى زمین فرود مى&#۸۲۰۲;آمدند نیز کاسته شد. سطح زمین نیز کم کم و
در اثر تشعشع حرارتى فضاى خارجى به سردى گرایید، ولى داخل آن همچنان به شکل مذاب و
جوشان باقى ماند که به صورت آتشفشان&#۸۲۰۲;هاى مهیب به سطح زمین فوران مى&#۸۲۰۲;کردند؛ البته
سطح زمین تقریبا نرم بود و قدرت حمل انبوه زیادى از مواد خارج شده از آتشفشان&#۸۲۰۲;ها را
نداشت و در نتیجه آنها باز به سرعت به داخل زمین فرو مى&#۸۲۰۲;رفتند.

با ادامه تشعشع
حرارتى، سطح ملتهب زمین کم کم سردتر شد تا این که منجمد شد و پوسته محکم اما نسبتا
نازکى را به دور خود تشکیل داد. به مرور زمان ضخامت این پوسته افزایش یافت به
گونه&#۸۲۰۲;اى که امروزه ده&#۸۲۰۲;ها کیلومتر ضخامت دارد؛ با این حال در مقایسه این ضخامت و
شعاع زمین که چیزى حدود ۶۴۰۰ کیلو متر است به این نتیجه مى&#۸۲۰۲;رسیم که این پوسته بسیار
نازک است و اگر خداوند آن را به وسیله ى کوه&#۸۲۰۲;هایى که همانند میخ در کمربند میانى
زمین فرو رفته حفظ نکرده بود زمین دائما در حال لغزش بود و این جاست که معنى این
آیه روشن مى&#۸۲۰۲;شود: «وَ ألقَى فِى الأرضِ رَواسِیَ أن
تَمیدَ بِکُم»
[۱۲۱]؛
و در زمین کوه&#۸۲۰۲;هایى افکند تا شما را نلرزاند.

در پرتو این حقایق
علمى است که امروز آفریده شدن دو روزه زمین مشخص مى&#۸۲۰۲;شود. خداوند در قرآن مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«قُل أئِنَّکُم لَتَکفُرونَ بِالَّذِى خَلَقَ الأرضَ فِى
یَومَینِ»
؛ بگو آیا به کسى که زمین را در دو روز آفرید کافر مى&#۸۲۰۲;شوید.
چرا که مدت زمانى که در طى آن زمین از حالت دود به شکل کره&#۸۲۰۲;اى صاف و شبه مایع تبدیل
شد و جایگاه خود را در مدارى ثابت به دور خورشید پیدا کرد نمایانگر دو روزى است که
خداوند، زمین اولیه را در آن دو روز آفریده است.

خداوند همچنین نشانه
بارزى را براى پایان دو روز آفرینش زمین اولیه و آغاز تکمیل و آماده سازى چهار روزه
زمین جهت زندگى ذکر کرده است؛ این نشانه آغاز تشکیل کوه&#۸۲۰۲;هاست. خداوند سبحان
مى&#۸۲۰۲;فرماید که اولین حادثه در چهار روز پایانى روزهاى شش گانه آفرینش، تشکیل کوه&#۸۲۰۲;ها
بود: «وَ جَعَلَ فیها رَواسِیَ مِن فَوقِها وَ بارَکَ
فیها وَ قَدَّرَ فیها أقواتَها فِی أربَعَةِ أیَّامٍ سَواءا لِلسَّائِلینَ»
[۱۲۲]؛
او در زمین کوه&#۸۲۰۲;هاى استوارى قرار داد و برکاتى در آن آفرید و مواد غذایى آن را مقدر
فرمود، این&#۸۲۰۲;ها همه در چهار روز بود، درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان.

طبیعى است که کوه&#۸۲۰۲;ها
اولین چیزى باشند که در سطح زمین ظاهر شده&#۸۲۰۲;اند؛ چرا که زمین قبل از این همانگونه که
ذکر کردیم یک کره صاف و داراى سطح بسیار گرم و شبیه مایع بود که از شدت حرارت داخل
خود مى&#۸۲۰۲;جوشید و فوران مى&#۸۲۰۲;کرد.

مدتى به این منوال
گذشت تا این که پوسته زمین در اثر تشعشع حرارتى به سمت غشاى مایع شروع به سرد شدن و
سفت شدن کرد؛ هنگامى که ضخامت پوسته به مقدار کافى رسید کم کم موادى که از داخل
زمین به سمت بیرون پرتاب مى&#۸۲۰۲;شدند شروع به متراکم شدن کردند تا به این وسیله کوه&#۸۲۰۲;ها
پدید آید. حتى امروز هم منظره&#۸۲۰۲;هاى شکل&#۸۲۰۲;گیرى کوه&#۸۲۰۲;ها به وسیله آتشفشان&#۸۲۰۲;ها قابل مشاهده
است؛ البته این پدیده در مقایسه با مرحله ابتداى آفرینش بسیار نادر است.


همانگونه که از این
آیه پیداست، بعد از این که زمین در مدارش در منظومه شمسى مستقر شد، چهار روز از نوع
روزهایى که خداوند آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین را نیز در طول مدت آن آفرید؛ طول کشید تا زمین،
آماده ظهور حیات در سطح خود شود.

در این چهار روز
کوه&#۸۲۰۲;ها، قاره&#۸۲۰۲;ها، اقیانوس&#۸۲۰۲;ها، دریاچه&#۸۲۰۲;ها و رودها شکل گرفتند. لایه اُزُن نیز براى
محافظت از زمین در برابر بقایاى شهاب سنگ&#۸۲۰۲;هایى که از فضاى بیرون به سمت زمین پرتاب
مى&#۸۲۰۲;شدند به وجود آمد. هنگامى که خداوند همه مقدمات زندگى اولیه در روى زمین را
فراهم کرد، اولیه حیات ابتدایى و آنگاه همانگونه که از احادیث نبوى بر مى&#۸۲۰۲;آید انسان
را در آخرین ساعات روز ششم آفرید. فراهم شدن همه شرایط لازم براى شکل&#۸۲۰۲;گیرى حیات، آن
قدر زیاد وپیچیده است که حتى یک اشکال کوچک در هر یک از این شرایط مى&#۸۲۰۲;تواند به همه
اشکال زندگى بر روى زمین پایان دهد.

شاید این سوال به ذهن
خواننده خطور کند که عمر جهان هستى چقدر است و هر کدام از این روزهایى که در آیات
قرآن آمده است چه مدت طول کشیده است؟

دانشمندان هنوز
نتوانسته&#۸۲۰۲;اند عمر دقیق جهان هستى را تشخیص دهند؛ البته برآوردها براى عمر زمین از
لحظه انفجار تا کنون رقمى بین ۸ تا ۱۵ میلیارد سال است. آنها براى محاسبه این مدت،
نصف قطر هستى قابل رویت را اندازه&#۸۲۰۲;گیرى مى&#۸۲۰۲;کنند: به این ترتیب که فاصله دورترین
کهکشان&#۸۲۰۲;هایى که در طرف مقابل ما در هستى قابل رویت واقع شده&#۸۲۰۲;اند را اندازه&#۸۲۰۲;گیرى
مى&#۸۲۰۲;کنند و آنگاه با داشتن ثابت گسترش هستى مى&#۸۲۰۲;توانند عمر هستى را تخمین بزنند.
تفاوتى که در میزان تخمین عمر هستى مشاهده مى&#۸۲۰۲;شود به عدم دقت راه&#۸۲۰۲;هاى استفاده شده
براى اندازه&#۸۲۰۲;گیرى ابعاد کهکشان&#۸۲۰۲;ها و عدم توانایى دانشمندان براى تعیین (ثابت گسترش
هستى) به شکل دقیق باز مى&#۸۲۰۲;گردد؛ همچنانکه ثابت یا متغیر بودن این ثابت هم بر
دانشمندان پوشیده است.

قرآن کریم مدت زمان
کامل براى آفرینش آسمان&#۸۲۰۲;ها وزمین را شش روز ذکر مى&#۸۲۰۲;کند و بیان مى&#۸۲۰۲;دارد که خلقت
آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین اولیه، دو روز و تجهیز زمین، چهار روز طول کشیده است. همانگونه که
قبلا هم اشاره شد روزهاى مورد نظر خداوند مانند روزهاى بشرى نیستند؛ زیرا هیچ زمان
و مکانى خداوند را محدود نمى&#۸۲۰۲;کند، بلکه او خود مقادیر زمان را هر طور که مى&#۸۲۰۲;خواهد
تعیین مى&#۸۲۰۲;نماید. به عنوان مثال ممکن است طول یکى از روزهاى خداوند به اندازه هزار
سال ما باشد: «وَ إنَّ یَوما عِندَ رَبِّکَ کَألفٍ مِمَّا
تَعُدُّونَ»
[۱۲۳]؛
یک روز از روزهاى خداوند با هزار سال از آن چه شما مى&#۸۲۰۲;شمارید برابر است. ممکن است
طول بعضى از روزهاى خداوند، ۵۰ هزار سال باشد همچنان که خداوند در قرآن مى&#۸۲۰۲;فرماید:
«تَعرُجُ المَلائِکَةُ وَ الرُّوحُ إلَیهِ فِى یَومٍ کانَ
مِقدارُهُ خَمسینَ ألفَ سَنَةً»
[۱۲۴]؛
فرشتگان و روح در روزى که مقدارش ۵۰ هزار سال است به سوى او بالا مى&#۸۲۰۲;روند.


ممکن است بعضى از این
روزها میلیون&#۸۲۰۲;ها یا میلیاردها سال طول بکشد همان گونه که درباره روزهاى شش گانه
خداوند براى آفرینش هستى، این چنین است.

در این جا این نکته
قابل توجه است که قرآن کریم، اولین کتابى است که از نسبت زمان و مکان سخن به میان
آورده است؛ بنابراین ۵۰ هزار سالى که از نظر انسان، زمانى طولانى است از نظر خداوند
متعال مدت اندکى است. هنگامى که خداوند در روز قیامت از مدت اقامت انسان&#۸۲۰۲;ها در زمین
مى&#۸۲۰۲;پرسد، آنها پاسخ مى&#۸۲۰۲;دهند که یک روز یا نصف روز در روى زمین زندگى کردیم. این
سخنان آن زمانى گفته مى&#۸۲۰۲;شود که بشر از قید و بند و چارچوب زمان و مکان که در زمین
همواره با او بوده رها شده است. براى&#۸۲۰۲;فهم این اعداد بزرگ مطرح شده توسط دانشمندان
در بیان عمر هستى و مقایسه آن با روزهاى مذکور در قرآن، باید این حقیقت را بپذیریم
که روزهاى شش گانه خلقت، هنوز به پایان نرسیده اند.

این روزها بر خلاف
تصور بسیارى از مردم، همچنان ادامه دارد، بلکه حتى اگر در رابطه با خدا این روزها
به پایان رسیده باشد در ارتباط با انسان هنوز به پایان نرسیده است و باید گفت، ما
در آخرین لحظات این روزها زندگى مى&#۸۲۰۲;کنیم و این به آن معناست که منظور از روزهاى شش
گانه&#۸۲۰۲;اى که خداوند همه موجودات را در خلال آن آفریده، همان عمر کلى هستى از زمان
آفرینش از دود تا در هم پیچیده شدن هستى و بازگشت تمام ماده&#۸۲۰۲;ها به نقطه ابتدایى خود
در روز قیامت است.

اگر این موضوع را
بدانیم که تمام عوامل سازنده هستى در طول این شش روز خلق شده&#۸۲۰۲;اند، پذیرش فرضیه قبل
برایمان آسان مى&#۸۲۰۲;شود. بر طبق یافته&#۸۲۰۲;هاى دانشمندان، انسان معاصر در حدود بیست هزار
سال پیش آفریده شده است که همان آخرین ساعات روزهاى شش گانه آفرینش است. از این
موضوع مى&#۸۲۰۲;توانیم نتیجه بگیریم که ما همچنان در روزهاى ششگانه زندگى مى&#۸۲۰۲;کنیم.


امروزه با کمک بعضى از
اطلاعات موجود در قرآن کریم در رابطه با آفرینش هستى و بعضى از اندازه گیرى&#۸۲۰۲;هاى
دقیق دانشمندان مى&#۸۲۰۲;توانیم به طور تقریبى عمر هستى را اندازه&#۸۲۰۲;گیرى کنیم. با توجه به
این آیات، آفرینش کوه&#۸۲۰۲;ها در آغاز روزهاى چهار گانه آفرینش زمین انجام شد.حال اگر
بتوانیم عمر قدیمى&#۸۲۰۲;ترین کوه&#۸۲۰۲;هاى زمین را محاسبه نماییم با توجه به این که بر اساس
بسیارى از آیات و روایات، ما در آخرین لحظات هستى زندگى مى&#۸۲۰۲;کنیم، حساب کردن عمر
هستى آسان&#۸۲۰۲;تر مى&#۸۲۰۲;گردد.

دانشمندان براى&#۸۲۰۲;تعیین
عمر زمین، کوه&#۸۲۰۲;ها و فسیل&#۸۲۰۲;هاى آن، راه&#۸۲۰۲;هاى مختلفى را پیش رو گرفته&#۸۲۰۲;اند؛ دقیق&#۸۲۰۲;ترین
راه تشخیص عمر کوه&#۸۲۰۲;ها تجزیه پرتو بعضى عناصر رادیو اکتیویته مانند اورانیوم، توریم
و پتاسیم است. از طریق اندازه&#۸۲۰۲;گیرى نسبت سرب به اورانیوم در یک نمونه گرفته شده از
کوه و به دست آوردن نیمى از عمر اورانیوم،  مى&#۸۲۰۲;توان عمر نمونه گرفته شده و در نتیجه
عمر مورد نظر را به دست آورد. دانشمندان کشف کرده&#۸۲۰۲;اند که قدیمى&#۸۲۰۲;ترین کوه&#۸۲۰۲;هاى روى
زمین در سپر کانادا واقع شده و تقریبا ۴ میلیارد سال عمر دارند. از آنجایى که این
مدت معادل چهار روز از روزهاى آفرینش است تقریبا هر روز یک میلیارد سال و عمر هستى
۶ میلیارد سال خواهد بود؛ این در صورتى است که عمر قدیمى&#۸۲۰۲;ترین کوه&#۸۲۰۲;هاى زمین صحیح
بوده باشد. البته با تمام این محاسبات باز هم باید گفت که علم این موضوع، نزد
خداوندى است که آشکار و پنهان در دست اوست و آفریننده آسمان&#۸۲۰۲;ها و زمین است:
«وَ عِندَهُ مَفاتِحُ الغَیبِ لا یَعلَمُها إلَّا هُوَ وَ
یَعلَمُ ما فِى البَرِّ وَ البَحرِ وَ ما تَسقُطُ مِن وَرَقَةٍ إلَّا یَعلَمُها وَ
لا حَبَّةٍ فِى ظُلُماتِ الأرضِ وَ لا رَطبٍ وَ لا یابِسٍ إلَّا فِى کِتابٍ مُبینٍ»
[۱۲۵]؛
کلید خزائن غیب نزد خداست و کسى جز خدا بر آن آگاه نیست و نیز آنچه در خشکى و
دریاست همه را مى&#۸۲۰۲;داند و هیچ برگى از درخت نمى&#۸۲۰۲;افتد مگر آن که او آگاه است و هیچ
دانه&#۸۲۰۲;اى در تاریکى زمین و هیچ&#۸۲۰۲;تر و خشکى نیست مگر آن که در کتاب مبین ـ قرآن کریم ـ
مسطور است. «إلَیهِ یُرَدُّ عِلمُ السَّاعَةِ وَ ما
تَخرُجُ مِن ثَمَراتٍ مِن أکمامِها وَ ما تَحمِلُ مِن أنثَى وَ لا تَضَعُ إلَّا
بِعِلمِهِ»
[۱۲۶]؛
آگاهى از زمان قیامت فقط مخصوص خداست و هیچ میوه از غلاف خود بیرون نیاید و هیچ
آبستنى بار برندارد و نزاید مگر به علم خداوند.

منابع:


۱. آغاز آفرینش در
قرآن کریم، دکتر منصور العبادى، دار الفلاح للنشر و التوزیع، عمان، اردن، چاپ ۲۰۰۶
م.

۲. هستى، کارل سارگان،
ترجمه نافع لبس، عالم المعرفه، ۸ اکتبر ۱۹۹۳، کویت.

 

 
 
 

بخش
چهارم:


مقالاتى از هارون یحیى

 

درباره هارون یحیى

۱. معجزه خلقت انسان

۲. سقف محفوظ

 
 


درباره هارون یحیى

(عدنان اوکطار) در سال
۱۹۵۶م. در آنکارا به دنیا آمد و امروز از مهمترین متفکرین
ترکیه به شمار مى&#۸۲۰۲;رود. وى مجاهدت علمى خود را از سال ۱۹۷۹ که دانشجوى دانشکده
هنرهاى زیبا بود آغاز نمود. از وى که منتقد سرسخت داروینیسم به شمار مى&#۸۲۰۲;رود در این
زمینه تحقیقات مفصلى در دست است. وى همچنین در زمینه صهیونیسم و فراماسونرى و تاثیر
منفى این دو بر تاریخ انسانیت و سیاست جهانى، کتاب&#۸۲۰۲;هایى را به رشته تالیف در آورده
است. از عدنان اوکطار بیش از یک صد کتاب در زمینه ایمان و اخلاق قرآنى منتشر شده
است. وى از نام مستعار هارون یحیى در بیشتر تالیفات خود استفاده مى&#۸۲۰۲;نماید. شایان
ذکر است که کتاب&#۸۲۰۲;هاى وى هم اکنون به زبان&#۸۲۰۲;هاى بسیارى از جمله: عربى، انگلیسى،
فرانسه، ایتالیایى، پرتغالى، اردو و ... ترجمه شده است.

برخى تالیفات هارون
یحیى:

۱. نیرنگ تکامل در
نظریه داروینیسم

۲. پاسخ به داروینیسم


۳. پایان داروینیسم


۴. زمستان اسلام و
بهار پیش روى آن

۵. فن اندیشیدن


۶. آفرینش هستى


۷. معجزات قرآنى


۸. براى اندیشمندان


۹. حقایق


۱۰. عصر طلایى


۱۱. مسیح خواهد آمد


۱۲. تروریسم منفور
اسلام

۱۳. دانش پنهان در
سلول

و ده&#۸۲۰۲;ها کتاب دیگر.


 
 
 


۱. معجزه خلقت انسان

در روند تقسیم
سلول&#۸۲۰۲;ها، مجموعه&#۸۲۰۲;هایى شکل مى&#۸۲۰۲;گیرد که سلول&#۸۲۰۲;هاى بینایى حساس به نور را تشکیل
مى&#۸۲۰۲;دهند؛ همچنانکه سلول&#۸۲۰۲;هاى عصبى حساس به درد، لذت، حرارت و سرما و سلول&#۸۲۰۲;هاى شنوایى
حساس به فرکانس و ارتعاشات صوتى نیز تشکیل مى&#۸۲۰۲;شوند. سلول&#۸۲۰۲;هاى دستگاه هاضمه نیز که
در هضم غذا کمک مى&#۸۲۰۲;کنند و سلول&#۸۲۰۲;هاى سایر مجموعه&#۸۲۰۲;هاى بدن نیز در همین زمان به وجود
مى&#۸۲۰۲;آیند. در پایان هفته سوم باردارى، سلول&#۸۲۰۲;هاى تکثیر یافته در اثر تقسیم، به شکل یک
تکه گوشت در مى&#۸۲۰۲;آید که قرآن آن را (مُضغَة) یا گوشت جویده شده نامیده است. این سیر
تکاملى در قرآن تبدیل شدن قسمت آویزان به گوشت جویده شده خوانده شده است:
«ثُمَّ خَلَقنَا النُّطفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقنَا العَلَقَةَ
مُضغَةً فَخَلَقنَا المُضغَةَ عِظاما فَکَسَونَا العِظامَ لَحما ثُمَّ أنشَأناهُ
خَلقا آخَرَ فَتَبارَکَ اللهُ أحسَنُ الخالِقینَ»
؛[۱۲۷]
آن گاه از نطفه قسمت آویزان، و از قسمت آویزان، گوشت جویده شده را آفریدیم. سپس از
آن گوشت جویده شده، استخوان را خلق کردیم، سپس آن استخوان&#۸۲۰۲;ها را با گوشت پوشاندیم،
آنگاه آفرینشى نو به آن بخشیدیم پس بزرگ و بلند مرتبه است خدا که بهترین آفرینندگان
است.

البته لازم به ذکر است
که فهم مرحله اول شکل&#۸۲۰۲;گیرى جنین به این صورت، از اکتشافات سال&#۸۲۰۲;هاى اخیر است، در
حالى که خداوند تبارک و تعالى این موضوع را چهارده قرن قبل از شناخت علمى آن، به
اطلاع ما رسانده است.

تشکیل جسم جنین:

جنین که روزهاى اولیه
زندگى، تنها از خون مادر تغذیه مى&#۸۲۰۲;کند به دستگاه گردش خون ویژه&#۸۲۰۲;اى براى خود نیازمند
مى&#۸۲۰۲;شود تا این دستگاه، بدن او را تغذیه و اکسیژن را به سلول&#۸۲۰۲;ها منتقل کند؛ به همین
علت مجموعه&#۸۲۰۲;اى از سلول&#۸۲۰۲;ها با همکارى هم این دستگاه را تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهند. این رفتار
سلول&#۸۲۰۲;ها به وضوح نشانه آن است که آنها از طرف خداوند هدایت مى&#۸۲۰۲;شوند. در روز سیزدهم
باردارى، گروهى از سلول&#۸۲۰۲;ها در قسمتى از سینه جنین جمع مى&#۸۲۰۲;شوند تا قلب را به وجود
آورند؛ این سلول&#۸۲۰۲;ها در ابتدا لوله&#۸۲۰۲;اى به شکلU ایجاد
مى&#۸۲۰۲;کنند که زیر بناى ساخت قلب به شمار مى&#۸۲۰۲;رود؛ سپس گروه دیگرى از سلول&#۸۲۰۲;ها که هزاران
سلول را شامل مى&#۸۲۰۲;شوند شبکه&#۸۲۰۲;اى از رگهاى خونى را تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهند که تمام قسمت&#۸۲۰۲;هاى بدن
جنین را مى&#۸۲۰۲;پوشاند به گونه&#۸۲۰۲;اى که انسان مى&#۸۲۰۲;پندارد این سلول&#۸۲۰۲;ها متوجه ساخت قلب شده و
اقدام به این کار نموده&#۸۲۰۲;اند.

با قرار گرفتن هرکدام
از این سلول&#۸۲۰۲;ها در مکان صحیح خود در روز بیست و یکم باردارى، رگهاى خونى تشکیل
مى&#۸۲۰۲;شوند و با این عمل، دستگاه گردش خون آماده فعالیت مى&#۸۲۰۲;شود. در روز بیست و دوم،
قلب، اولین ضربان خود را آغاز مى&#۸۲۰۲;کند و سپس به طور منظم ۶۰ بار در دقیقه مى&#۸۲۰۲;زند.
انقباض&#۸۲۰۲;هاى اولیه قلب در ابتدا به صورت طولى است و قلب به صورت یک موج طولى تحرک
دارد؛ اما هنگامى که ساخت قلب کامل گردید این انقباضات به طور منظم به دهلیزهاى
مختلف، انتقال داده مى&#۸۲۰۲;شود.

ضربان قلب هنگامى آغاز
مى&#۸۲۰۲;شود که هنوز خونى وجود ندارد اما سلول&#۸۲۰۲;هایى هستند که مسئولیت ساخت خون را بر
عهده دارند؛ گویا اطلاع یافته&#۸۲۰۲;اند که جسم انسان به چیزى&#۸۲۰۲;به اسم خون نیاز دارد. به
همین خاطر به سلول&#۸۲۰۲;هاى خون ساز تبدیل مى&#۸۲۰۲;شوند و چیزى نمى&#۸۲۰۲;گذرد که این خون، در رگ&#۸۲۰۲;ها
جریان پیدا مى&#۸۲۰۲;کند. در اواخر هفته چهارم، قلب و عروق از خون پر مى&#۸۲۰۲;شوند. بدون شک،
شکل&#۸۲۰۲;گیرى قلب، خون و سیستم گردش خون یک معجزه است؛ چرا که قبل از شکل&#۸۲۰۲;گیرى آنها و
در زمان مناسب، سلول&#۸۲۰۲;هاى ویژه&#۸۲۰۲;اى با طرح زیبا و شگفت&#۸۲۰۲;انگیز به مکان مناسب مى&#۸۲۰۲;روند
تا در آن جا سیستم انتقال خون را به وجود آورند؛ زیرا زندگى بدون آن ممکن نمى&#۸۲۰۲;باشد.


شکل&#۸۲۰۲;گیرى هیچ کدام از
این مراحل را نمى&#۸۲۰۲;توان با تصادف و اتفاق توجیه کرد؛ همچنان که نمى&#۸۲۰۲;توان گفت این
برنامه&#۸۲۰۲;ریزى دقیق، ساخته و پرداخته سلول&#۸۲۰۲;هایى است که از یک سلول واحد شکل گرفته&#۸۲۰۲;اند
و اینگونه حقیقت آفرینش بار دیگر براى ما آشکار مى&#۸۲۰۲;گردد.

شکل&#۸۲۰۲;گیرى سیستم گردش
خون، تنها موضوع شگفت انگیز شکل&#۸۲۰۲;گیرى جنین نیست بلکه ویژگى&#۸۲۰۲;هاى هر کدام از عناصر
این سیستم و توازن دقیق موجود در آن نیز بسیار جالب است. خونى که در رگ&#۸۲۰۲;هاى جنین
جریان دارد، براى انجام وظایف خود ویژگى&#۸۲۰۲;هاى خاصى دارد که در خون انسان عادى مشاهده
نمى&#۸۲۰۲;شود. به عنوان مثال: قابلیت هموگلوبین جنین در حمل اکسیژن، بسیار بیشتر از خون
انسان عادى است؛ علاوه بر این، تعداد گلبول&#۸۲۰۲;هاى قرمز خون در هر سانتیمتر مکعب خون
جنین بیشتر از خون طفلى است که تازه به دنیا آمده است. در ماه چهارم، مقدار خونى که
از طریق بند ناف به جفت جنین انتقال مى&#۸۲۰۲;یابد بیست و چهار لیتر در روز است؛ علاوه بر
این، گردش خون به اندازه&#۸۲۰۲;اى سریع است که هر گردش کامل آن، فقط سى ثانیه طول مى&#۸۲۰۲;کشد.
به این ترتیب خون، انتقال مواد غذایى و اکسیژن لازم از جفت به سلول&#۸۲۰۲;ها را آغاز
مى&#۸۲۰۲;کند. همزمان، کلیه&#۸۲۰۲;ها نیز شکل مى&#۸۲۰۲;گیرند و خون، پس مانده&#۸۲۰۲;هایى را که از سلول&#۸۲۰۲;ها
جمع&#۸۲۰۲;آورى کرده است براى تصفیه به کلیه&#۸۲۰۲;ها مى&#۸۲۰۲;فرستد.

حال بیایید کمى در این
باره بیندیشیم؛ آیا ممکن است که این مجموعه دقیق و بى نظیر تصادفى شکل گرفته باشد؟!


آیا ممکن است خون
مخصوص جنین، رگهاى خونى&#۸۲۰۲;منتقل کننده این خون از قلب به اعضا و از اعضا به قلب،
بافت&#۸۲۰۲;هاى متصل کننده این رگ&#۸۲۰۲;ها به جفت جنین، همه و همه به وسیله شرایط زمانى و به
صورت تصادفى شکل گرفته باشد؟!

آیا ممکن است که این
ترکیبات، خود به خود به وجود آمده باشند؟! البته که این موضوع غیر ممکن است.


سیستم گردش خون باید
در زمان مشخص و دقیق و بدون هیچ نقصى شکل گیرد؛ چرا که هرگونه عیب و نقص در ساخت
قلب، خون یا رگ&#۸۲۰۲;هاى خونى منجر به توقف رشد جنین مى&#۸۲۰۲;شود؛ همچنین اگر قلب پیش از به
وجود آمدن رگ&#۸۲۰۲;هاى خونى، خون را پمپاژ کند خون بدون برنامه در بدن پخش مى&#۸۲۰۲;شود و
عملیات گردش آن انجام نمى&#۸۲۰۲;گیرد؛ از سوى دیگر اگر قلب در زمان مقرر شروع به فعالیت و
تپش نکند خون در رگ&#۸۲۰۲;ها جریان نمى&#۸۲۰۲;یابد و این موضوع، مرگ جنین را در رحم مادر و قبل
از کامل شدن رشدش در پى دارد. ملاحظه مى&#۸۲۰۲;کنیم که این تغییرات در بدن میلیاردها
انسانى که تا کنون در سطح زمین زیسته&#۸۲۰۲;اند با دقت تمام و بدون هیچ نقصى صورت گرفته
است. تمام مواردى که ذکر شد بیهوده بودن این سوال را ثابت مى&#۸۲۰۲;کند که آیا ممکن است
دستگاه گردش خون در بدن تصادفى ایجاد شده باشد؟!

شکل&#۸۲۰۲;گیرى یک مجموعه یا
یک موجود زنده یا هر ترکیب، به صورت ناگهانى نشان مى&#۸۲۰۲;دهد که خالقى آن را آفریده است
و این امر، حقیقتى است که تمام خردمندان بر آن اتفاق نظر دارند و نمى&#۸۲۰۲;توانند آن را
انکار کنند. خداوند است که این مجموعه&#۸۲۰۲;هاى زیبا را به همراه انسان به بهترین شکل و
بدون کوچک&#۸۲۰۲;ترین نقصى آفریده است.

شکل&#۸۲۰۲;گیرى دستگاه عصبى:

در حالى که این
فعالیت&#۸۲۰۲;ها لحظه به لحظه پیش مى&#۸۲۰۲;رود، نیاز به یک سیستم جدید احساس مى&#۸۲۰۲;شود؛ این
سیستم، دستگاه عصبى مرکزى است. شکل&#۸۲۰۲;گیرى این دستگاه با ساخت صفحه جنینى در قسمت
بالاى بدن و به وسیله دو خط موازى با زایده آغاز مى&#۸۲۰۲;شود که شروع شکل&#۸۲۰۲;گیرى مغز و
نخاع محسوب مى&#۸۲۰۲;گردد؛ سپس قسمت بالایى حفره جمجمه&#۸۲۰۲;اى تشکیل مى&#۸۲۰۲;شود؛ در مرحله بعد
اطراف مغز و ستون فقرات به هم متصل مى&#۸۲۰۲;شود؛ سپس کناره&#۸۲۰۲;هاى این حفره به هم متصل
مى&#۸۲۰۲;شود و از این اتصال لوله&#۸۲۰۲;هاى باریکى شکل مى&#۸۲۰۲;گیرد؛ سپس قسمت جلویى این لوله ضخیم
مى&#۸۲۰۲;گردد و با وسعت یافتن آن مغز تشکیل مى&#۸۲۰۲;شود. در همین زمان قسمت پشت لوله نیز،
نخاع را تشکیل مى&#۸۲۰۲;دهد.

این فرایند که ما آن
را در چند جمله خلاصه کردیم، اتفاق خارق&#۸۲۰۲;العاده&#۸۲۰۲;اى است که در چهارچوب ذهن نمى&#۸۲۰۲;گنجد.
مراحل دیگر شکل&#۸۲۰۲;گیرى سیستم عصبى نیز با تکرار این فرایند خارق العاده و تکمیل آن به
انجام مى&#۸۲۰۲;رسد. پنج هفته بعد از شکل&#۸۲۰۲;گیرى نخاع، تولید سریع سلول&#۸۲۰۲;هاى عصبى آغاز
مى&#۸۲۰۲;گردد. میانگین تولید این سلول&#۸۲۰۲;ها پنج هزار سلول در ثانیه است؛ شایان ذکر است که
مغز نیز در همین منطقه تشکیل مى&#۸۲۰۲;گردد.

 بیشتر سلول&#۸۲۰۲;هاى مغزى
در پنج ماهه اول باردارى شکل مى&#۸۲۰۲;گیرند. هر سلول نیز قبل از تولد در جاى مخصوص به
خود قرار مى&#۸۲۰۲;گیرد؛ همچنین این سلول&#۸۲۰۲;هاى ساخته شده به نقاط مختلف جسم مى&#۸۲۰۲;روند تا در
آن جا شاخه&#۸۲۰۲;هاى سیستم عصبى مرکزى را شکل دهند.

هر کدام از سلول&#۸۲۰۲;هاى
عصبى باید جاى مخصوص به خود را بیابند، بنابراین به راهنماهایى نیاز است که
سلول&#۸۲۰۲;هاى جوان را در پیدا کردن مسیر کمک کنند؛ این راهنماها سلول&#۸۲۰۲;هاى ویژه سیمى
شکلى هستند که در محیط رشد ستون فقرات و مغز گسترش یافته اند. سلول&#۸۲۰۲;هاى عصبى از محل
تولید خود خارج شده و به وسیله این سیم&#۸۲۰۲;ها به جایگاه خود مى&#۸۲۰۲;روند. این سلول&#۸۲۰۲;ها
هنگامى که مطمئن شدند در جاى خود قرار گرفته&#۸۲۰۲;اند در آن جا مستقر مى&#۸۲۰۲;شوند و بلافاصله
شروع به ساخت شاخه&#۸۲۰۲;هاى دیگر براى ارتباط با سایر سلول&#۸۲۰۲;هاى عصبى مى&#۸۲۰۲;کنند.


حال بیندیشیم که این
سلول&#۸۲۰۲;ها ى عصبى چگونه به محض شکل&#۸۲۰۲;گیرى متوجه مى&#۸۲۰۲;شوند که چنین سفرى در پیش دارند و
چگونه مى&#۸۲۰۲;دانند که باید از این راهنماها کمک بگیرند تا هدف و جایگاه&#۸۲۰۲;هاى خاص خود را
بیابند و چگونه به این صورت با یکدیگر همکارى مى&#۸۲۰۲;کنند؟

سلول&#۸۲۰۲;هاى عصبى،
سلول&#۸۲۰۲;هاى کوچکى هستند که با چشم غیر مسلح دیده نمى&#۸۲۰۲;شوند و تنها از اتم و مولکول
تشکیل شده&#۸۲۰۲;اند؛ بنابراین خود به خود و آگاهانه امکان شناخت جایگاه&#۸۲۰۲;هاى اصلى خود را
ندارند و خود نمى&#۸۲۰۲;توانند در این رابطه تصمیم بگیرند. سیستم مرکزى که این عملیات را
هدایت مى&#۸۲۰۲;کند نیز نمى&#۸۲۰۲;تواند این کار را انجام دهد؛ چرا که هنوز مغز جنین تشکیل نشده
و به صورت کامل شکل نگرفته است.

به محض این که این
سلول&#۸۲۰۲;ها شکل مى&#۸۲۰۲;گیرند به سوى مکان&#۸۲۰۲;هاى ناشناسى رهسپار مى&#۸۲۰۲;شوند و فقط در راستاى
اطلاعاتى که به آنها الهام شده حرکت مى&#۸۲۰۲;کنند، به گونه&#۸۲۰۲;اى که گویا حرکت آنها
برنامه&#۸۲۰۲;ریزى شده است. طبیعى است که هیچ کدام از اتفاقاتى که در خلال شکل&#۸۲۰۲;گیرى مغز و
سیستم عصبى رخ مى&#۸۲۰۲;دهد، نمى&#۸۲۰۲;تواند خود به خود و تصادفى باشد؛ چرا که هر نوع انحراف
در هر یک از مراحل تشکیل این سیستم، به نقص&#۸۲۰۲;هاى زنجیره وارى منجر مى&#۸۲۰۲;شود که کل
سیستم را مختل مى&#۸۲۰۲;سازد. توجه به این نکته ضرورى است که تولید سلول&#۸۲۰۲;هاى عصبى و تبدیل
آنها به سیستم عصبى فقط یک مرحله از مراحل تشکیل مغز و سیستم عصبى است و بر خلاف
ادعاى داروینیست&#۸۲۰۲;ها، تشکیل حتى یک سلول عصبى نیز نمى&#۸۲۰۲;تواند به صورت تصادفى باشد، چه
رسد به تشکیل کامل مغز و سیستم عصبى.

در فرایند تشکیل سیستم
عصبى، جزئیات زیادى وجود دارد؛ به عنوان مثال سلول&#۸۲۰۲;هاى عصبى درهنگام شکل گیرى،
ساختارى متفاوت از یک سلول عصبى انسان بالغ دارند و هنگامى&#۸۲۰۲;که این سلول&#۸۲۰۲;ها به منطقه
ویژه&#۸۲۰۲;اى از بدن جنین که باید در آن جا انجام وظیفه کنند مى&#۸۲۰۲;روند بدون وجود اکسیژن
نیز مى&#۸۲۰۲;توانند وظایف خود را انجام دهند؛ البته به محض رسیدن به مغز و استقرار در آن
جا به سلولهایى تبدیل مى&#۸۲۰۲;شوند که براى انجام وظایف خود به اکسیژن نیاز دارند. این
تغییر و تحول به طور کامل در تمام سلول هاى&#۸۲۰۲;عصبى رخ مى&#۸۲۰۲;دهد. در غیر این صورت ادامه
زندگى آنها مختل خواهد شد. بدون شک این فرایند نیز یکى از معجزات آفرینش محسوب
مى&#۸۲۰۲;شود.

امروزه مى&#۸۲۰۲;دانیم که
اگر سلول&#۸۲۰۲;هاى مغزى، مدت بسیار کوتاهى بدون اکسیژن باقى بمانند با خطرات زیادى مواجه
مى&#۸۲۰۲;شوند و اگر این مدت اندکى بیشتر طول بکشد موجب فلج شدن و در نهایت مرگ فرد
مى&#۸۲۰۲;گردد. سلول&#۸۲۰۲;هاى عصبى که بعدها ساخته مى&#۸۲۰۲;شوند کاملا با سلول&#۸۲۰۲;هاى اولیه
متفاوت&#۸۲۰۲;اند؛ اما اگر اختلالى در سیستم عصبى پیش بیاید و فرایند تغییر و تبدیل این
سلول در لحظه مناسب انجام نشود، جنین به یک انسان کامل تبدیل نمى&#۸۲۰۲;شود. بى شک این
نوع آگاهى سلول از وظایفى که در آینده انجام دهد و انجام آنها و سپس تغییر آنها بر
اساس این شناخت بدون دخالت قدرت دیگرى غیر ممکن است.

با بررسى این عوامل،
حقیقتى براى ما آشکار مى&#۸۲۰۲;شود و آن اینکه خداوند تبارک و تعالى این سلول&#۸۲۰۲;هاى عصبى را
آفریده است و این ویژگى&#۸۲۰۲;ها را به آنها بخشیده است و اوست که در هنگام نیاز، سلول را
تغییر مى&#۸۲۰۲;دهد و هر سلول را براى رسیدن به جایگاه اصلى&#۸۲۰۲;اش راهنمایى مى&#۸۲۰۲;کند؛ بنابراین
انسان باید بداند که تمام این مراحل را طى کرده تا به این صورت در آمده و باید خدا
را به خاطر این آفرینش کامل و بى&#۸۲۰۲;عیب و نقص، شکر و سپاس گوید و حتى یک لحظه هم
فراموش نکند که خداوند، خالق همه چیز است و هیچ نیرویى در زمین و آسمان غیر از قدرت
خداوند متعال وجود ندارد. خداوند متعال مى&#۸۲۰۲;فرماید: «قالَ
لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ یُحاوِرُهُ أکَفَرتَ بِالَّذِى خَلَقَکَ مِن تُرابٍ ثُمَّ
مِن نُطفَةٍ ثُمَّ سَوَّاکَ رَجُلاً»
[۱۲۸]؛
دوستش در حالیکه با او صحبت مى&#۸۲۰۲;کرد به او گفت آیا نسبت به کسى که تو را از خاک و
سپس نطفه آفرید «و آنگاه به یک مرد کامل و آراسته تبدیل نمود» کافر مى&#۸۲۰۲;شوى؟

 

منابع و مراجع:


 

۱. Solomon  Berg Martin, Villee.

biology Saunders ۱۹۹۳, p. ۱۰۶۹
College pubishing, AD.

۲. Geraldine  Lux Flanagan, Beginnig
Life A Dorling

Kindersley Book, Londra, ۱۹۹۶ , b.۷۳

۳. Science Vie Mar, ۱۹۹۵, no: ۱۹۰ .p
. ۸۸

۴. Geraldine Lux Flanagan, Beginnig
Life, A Dorling

Kindersley Book, London, ۱۹۹۶, p . ۹۴

 

 

 

 


۲. سقف محفوظ


«وَ جَعَلنَا السَّماءَ سَقفا مَحفوظا وَ هُم عَن آیاتِنا
مُعرِضونَ»
[۱۲۹]؛
ما آسمان را سقفى محفوظ قرار دادیم اما آنها از آیات ما روى برمى گردانند.

ویژگى بازدارندگى
آسمان، موضوعى است که پژوهش&#۸۲۰۲;هاى علمى قرن بیستم توانسته است آن را کشف و اثبات کند.
اتمسفر زمین که آن را احاطه کرده وظایف مهمى را براى ادامه زندگى در سطح زمین بر
عهده دارد؛ مثلا بسیارى از شهاب سنگ&#۸۲۰۲;هاى کوچک و بزرگ را که به سمت زمین پیش
مى&#۸۲۰۲;آیند، نابود مى&#۸۲۰۲;کند و مانع از سقوط آنها در زمین و آزار رساندن به جانوران زنده
مى&#۸۲۰۲;شود؛ از سوى دیگر جلوى تشعشعات مضر خورشید را هم مى&#۸۲۰۲;گیرد و فقط تشعشعات مفید و
ضرورى جهت ادامه زندگى از آن عبور مى&#۸۲۰۲;کنند مانند: نور مرئى، اشعه ماوراء بنفش و
امواج رادیو اکتیو .

قسمت بسیار اندکى از
اشعه ماوراء بنفش که از لایه اُزن عبور مى&#۸۲۰۲;کند براى عمل فتوسنتز در گیاهان و ادامه
زندگى جانوران نقش حیاتى دارد؛ البته بیشتر اشعه&#۸۲۰۲;اى که از خورشید جدا مى&#۸۲۰۲;شود در
لایه ازن تصفیه مى&#۸۲۰۲;شود و فقط مقدار اندکى از آن به سطح زمین مى&#۸۲۰۲;رسد.


حالت بازدارندگى
اتمسفر به همین جا ختم نمى&#۸۲۰۲;شود بلکه این لایه، زمین را از فضاى منجمد و بسیار سرد
اطراف که دماى آن به ۲۷۰ درجه زیر صفر مى&#۸۲۰۲;رسد محافظت مى&#۸۲۰۲;کند. البته وظیفه محافظت از
زمین از تاثیرات مضر جو فقط مخصوص اتمسفر نیست و علاوه بر آن کمربندى معروف به
کمربند (ون آلن) نیز همین کار را انجام مى&#۸۲۰۲;دهد. ون آلن لایه&#۸۲۰۲;اى است که در اثر
میدان&#۸۲۰۲;هاى مغناطیسى زمین شکل گرفته و نقش بازدارندگى در مقابل تشعشعات مضر براى
سیاره زمین را برعهده دارد. این تشعشعات که مدام از خورشید و دیگر ستارگان صادر
مى&#۸۲۰۲;شوند براى موجودات زنده، کشنده است و اگر این کمر بند نبود انفجارهاى عظیم انرژى
یا انفجارهاى دائمى خورشید، زمین را ویران کرده بود.

دکتر هوگ روس درباره
اهمیت کمر بند ون آلن مى&#۸۲۰۲;گوید: در حقیقت زمین در میان سیارگان منظومه شمسى از چگالى
بسیار بیشترى برخوردار است و این مرکز عظیم از آهن و نیکل با چگالى بالایى که دارد
باعث به وجود آمدن یک میدان مغناطیسى بزرگ شده است. این میدان همان چیزى است که ون
آلن را شکل مى&#۸۲۰۲;دهد و مانع از انفجار تشعشعات در سطح زمین مى&#۸۲۰۲;شود.


اگر این سپر محکم وجود
نداشت امکان زندگى در اطراف زمین نیز وجود نداشت. البته غیر از زمین و سیاره
صخره&#۸۲۰۲;اى مریخ که میدان مغناطیسى آن ۱۰۰ برابر کمتر از زمین است هیچ سیاره دیگرى در
منظومه شمسى چنین ویژگى را ندارد؛ حتى سیاره زهره که شبیه زمین است نیز چنین میدان
مغناطیسى در اختیار ندارد؛ بنابراین سپر ون آلن ساختارى است که فقط به زمین اختصاص
دارد.

میزان انرژى آزاد شده
از یک انفجار خورشیدى که دانشمندان به تازگى موفق به محاسبه آن شده&#۸۲۰۲;اند، چیزى معادل
نیروى صد میلیارد بمب هسته&#۸۲۰۲;اى شبیه به آن چه در هیروشیما استفاده شده است مى&#۸۲۰۲;باشد.
۸۵ ساعت بعد از یک انفجار خورشیدى ملاحظه شد که سوزن مغناطیسى قطب نما حرکات غیر
عادى از خود نشان مى&#۸۲۰۲;دهد؛ در این هنگام درجه حرارت اتمسفر در ارتفاع ۲۵۰ کیلومترى
زمین به ۱۵۰۰ درجه سانتیگراد رسید.

بنابراین یک سیستم
کامل و پیچیده در روى زمین، ما را در برگرفته و سیاره ما را از تهدیدات خارجى
محافظت مى&#۸۲۰۲;کند؛ البته این موضوع جدیدا توسط دانشمندان کشف شده است، در حالى که
خداوند ۱۴۰۰ سال قبل در آیات قرآن کریم به وجود اتمسفر که مانند سپرى محکم عمل
مى&#۸۲۰۲;کند اشاره کرده است. بیشتر مردم به آسمان مى&#۸۲۰۲;نگرند بدون این که به توان محافظتى
اتمسفر زمین یا اهمیت بود و نبود آن براى این سیاره بیندیشند.

 

 

 

منابع و ماخذ مورد
استفاده در ترجمه کتاب :

۱. قرآن کریم، ترجمه
مکارم شیرازى، نرم&#۸۲۰۲;افزار سلیم.

۲. قرآن کریم، ترجمه
فولادوند، نرم&#۸۲۰۲;افزار سلیم.

۳. لسان العرب، نرم
افزار مکتبة المعاجم و اللغة العربیة، شرکة العریس للکمبیوتر.

۴. قاموس المحیط، نرم
افزار مکتبة المعاجم و اللغة العربیة، شرکة العریس للکمبیوتر.

۵. قاموس العلوم: عربى
انجلیزى فرنسى، شرکة العریس للکمبیوتر.

۶. فیزیولوژى گیاهى،
دکتر حسن ابراهیم&#۸۲۰۲;زاده، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۷۱.

۷. زمین&#۸۲۰۲;شناسى گیاهى،
دکتر حسن مدنى و دکتر سیروس شفیعى، انتشارات دانشگاه صنعتى امیرکبیر، ۱۳۷۶.

۸. تترولوژى سنگ&#۸۲۰۲;هاى
آتشفشانى، دکتر حسین معین وزیرى، انتشارات جهاد دانشگاهى دانشگاه تربیت معلم، ۱۳۶۵.

۹. علوم زمین، دکتر
محمود صداقت و دکتر حسن مدنى، انتشارات آموزش و پرورش، ۱۳۸۶.

منابع و مآخذ جهت
مطالعه بیشتر:

۱. ابوالسعود، رفیق،
اعجازات حدیثة علمیة و رقمیة فى القرآن، دمشق، دار المعرفة، چاپ اول، ۱۴۱۰ ه.ق.

۲. احمدى، حبیب&#۸۲۰۲;الله،
زیباترین سخن (پژوهشى در علوم قرآنى)، قم، فاطمیا، چاپ اول: ۱۳۸۱.

۳. امیرى آرا، حسن،
آیه&#۸۲۰۲;هاى بیدارى: پژوهشى پیرامون اعجاز علمى قرآن کریم، قم، صالحان، چاپ اول، ۱۳۸۲.

۴. محمد على رضایى
اصفهانى، پژوهشى در اعجاز علمى قرآن، انتشارات کتاب مبین، چاپ سوم، ۱۳۸۱ قم.

۵. مخلص هروى،
عبدالرؤوف، تجلى قرآن در عصر علم.

نگاهى تطبیقى به اعجاز
علمى قرآن کریم در پرتو علوم جدید.

۶. روحانى، کمال
،معجزات علمى قرآن و حدیث": سیرى در اعجاز علمى قرآن و حدیث و تطابق آنها با علوم
روز، ناشر: سامرند.

۷. رضائى اصفهانى،
محمدعلى، درآمدى بر تفسیر علمى قرآن، تهران، اسوه، ؟؟؟؟

۸. رفیعى محمدى، ناصر،
تفسیر علمى قرآن (بررسى سیر تدوین و تطور)، ناشر: فرهنگ گستر.

۹. فیاض، محمد، اعجاز
آیات القرآن فى بیان خلق الانسان، ناشر دار الشروق، ۱۹۹۹م.

۱۰. الکحیل،
عبدالدائم، کنوز الإعجاز العلمى فى القرآن الکریم.

۱۱. الکحیل،
عبدالدائم، أسرار الکون بین العلم والقرآن.

۱۲. النجار، زغلول، من
آیات النبات فى القرآن الکریم.

۱۳. النجار، زغلول،
تفسیر الآیات الکونیة فى القرآن الکریم، ناشر: مکتبة الشروق الدولیة، ۱۴۲۸ ه.ق.


 





پی نوشتها:



[۱]
. سوره
طارق: آیه ۱۱.




[۲]
. سوره
بقره: آیه ۱۶۴؛ و ابرهاى مسخر و رام در میان آسمان و زمین.





[۳]
۱. The jet stream.




[۴]
۱. the Ionosphrer.




[۵]
۲. the exosphrer.




[۶]
۳. the rodiation
Belts.




[۷]
. سوره
شمس: آیات ۴ـ۱.




[۸]
. سوره
حجر: آیات ۱۵ـ۱۴.




[۹]
. سوره
یس: آیه ۳۷.




[۱۰]
.
سوره نازعات: آیات ۲۹ـ۲۷.




[۱۱]
.
سوره نمل: آیه ۸۶.




[۱۲]
.
سوره مدثر: آیات ۳۴ـ۳۳.




[۱۳]
.
سوره لیل: آیات ۲ـ۱.




[۱۴]
.
میکرون، یک میلیونیم متر است.




[۱۵]
.
سوره نمل: آیه ۶۱.




[۱۶]
.
سوره غافر: آیه ۶۴.




[۱۷]
.
سوره زلزال: آیات ۲ـ۱.




[۱۸]
۱. The moho
Discontinviy.




[۱۹]
.
سوره غافر: آیه ۶۴.




[۲۰]
.
سوره نمل: آیه ۶۱.




[۲۱]
.
سوره عنکبوت: آیه ۴۱.




[۲۲]
۱. Arthro poda.




[۲۳]

۲. Class Arachnida.




[۲۴]
۳. Spider.




[۲۵]
.
واحد وزن به انداز ۲ کیلو و ۵۶۴ گرم.




[۲۶]
.
سوره نساء: آیه ۴۸.




[۲۷]
.
سوره اعراف: آیه ۵۴.




[۲۸]
.
سوره بقره: آیه ۱۶۴.




[۲۹]
.
سوره آل&#۸۲۰۲;عمران: آیه ۱۹۰.




[۳۰]
.
سوره یونس: آیه ۶.




[۳۱]
.
سوره مؤمنون: آیه ۸۰.




[۳۲]
.
سوره جاثیه: ۵ـ۳.




[۳۳]
.
سوره فرقان: آیه ۶۲.




[۳۴]
.
سوره مدثر: آیات ۳۴ـ۳۳.




[۳۵]
.
سوره تکویر: آیات ۱۸ـ۱۷.




[۳۶]
.
سوره نور: آیه ۴۴. 




[۳۷]
.
سوره آل&#۸۲۰۲;عمران: آیه ۲۷.




[۳۸]
.
سوره حج: آیه ۶۱.




[۳۹]
.
سوره لقمان: آیه ۲۹.




[۴۰]
.
سوره فاطر: آیه ۱۳.




[۴۱]
.
سوره حدید: آیه ۶.




[۴۲]
.
سوره یس: آیه ۳۷.




[۴۳]
.
سوره انبیا: آیه ۳۳.




[۴۴]
.
سوره یس: آیه ۴۰.




[۴۵]
.
سوره نمل: آیه ۸۸.




[۴۶]
.
سوره اعراف: آیه ۵۴.




[۴۷]
.
سوره رعد: آیه ۳.




[۴۸]
.
سوره شمس: آیات ۴ـ۱.




[۴۹]
.
سوره شمس: آیات ۴ـ۱.




[۵۰]
.
سوره لیل: آیه ۲ـ۱.




[۵۱]
.
سوره قصص: آیات ۷۳ـ۷۱.




[۵۲]
.
سوره نیا: آیات ۱۱ـ۱۰.




[۵۳]
۱. Dendro chrono
logy.




[۵۴]
۱. Annuah rings.




[۵۵]
۲. Linesof Growth.




[۵۶]
۱. Camberian period.




[۵۷]
۲. Ordovician
period.




[۵۸]
۳. Triassic period.




[۵۹]
.
سوره اعراف: آیه ۵۴.




[۶۰]
.
سوره حجر: آیه ۲۲.




[۶۱]
.
سوره اعراف: آیه ۵۷.




[۶۲]
.
سوره بقره: آیه ۱۶۴.




[۶۳]
. Flowering Hormone




[۶۴]
.
سوره واقعه: آیه ۶۵.




[۶۵]
.
سوره انعام: آیات ۹۶ـ۹۵.




[۶۶]
.
سوره یونس: آیه ۳۱.




[۶۷]
.
سوره انعام: آیه ۹۵.




[۶۸]
.
سوره یوسف: آیه ۱۷.




[۶۹]
.
سوره حج: آیه ۵.




[۷۰]
.
سوره حج: آیه ۵.




[۷۱]
.
سوره فصلت: آیه ۳۹.




[۷۲]
.
سوره انعام: آیات ۹۶ـ۹۵.




[۷۳]
. Grain.




[۷۴]
. Seeds.




[۷۵]
. Physical changes.




[۷۶]
. Chemical changes.




[۷۷]
. Biotic changes.




[۷۸]
.
سوره انبیا: آیه ۳۰.




[۷۹]
.
سوره نازعات: آیات ۳۱ـ۳۰.




[۸۰]
.
سوره فاطر: آیه ۱۲.



[۸۱]
.
سوره اعراف: آیه ۵۷.




[۸۲]
.
سوره نور: آیات ۴۴ـ۴۳.




[۸۳]
.
سوره مؤمنون: آیات ۲۰ـ۱۸.




[۸۴]
.
سوره قمر: ایات ۱۴ـ۱۱.




[۸۵]
.
سوره نمل: آیه ۶۱.



[۸۶]
.
سوره رعد: آیه ۳.




[۸۷]
.
سوره زمر: آیه ۲۱.




[۸۸]
.
سوره حجر: آیه ۲۲.




[۸۹]
.
سورف فرقان: آیات ۵۰ـ۴۸.




[۹۰]
.
سوره مؤمنون: آیات ۱۹ـ۱۸.




[۹۱]
.
سوره انبیا: آیه ۳۰.




[۹۲]
.
سوره نور: آیه ۴۵.



[۹۳]
.
سوره فاطر: آیه ۲۷.



[۹۴]
.
سوره سجده: آیه ۲۷.




[۹۵]
.
سوره زمر: آیه ۲۱.




[۹۶]
.
سوره ملک: آیه ۳۰.




[۹۷]
.
سوره فرقان: آیات ۵۰ـ۴۸..




[۹۸]
.
سوره زخرف: آیه ۱۱.




[۹۹]
.
سوره رعد: آیه ۱۷.




[۱۰۰]
.
سوره اعراف: آیه ۵۷.




[۱۰۱]
.
سوره  حجر: آیه ۲۲.




[۱۰۲]
.
سوره واقعه: آیات ۷۰ـ۶۸.




[۱۰۳]
.
سوره حج: آیه ۵.




[۱۰۴]
.
سوره حج: آیه ۶۳.




[۱۰۵]
.
سوره نحل: آیات ۱۱ـ۱۰.




[۱۰۶]
.
سوره سجده: آیه ۴.




[۱۰۷]
.
سوره فصلت: آیات ۱۲ـ۹.




[۱۰۸]
. Big Bang.




[۱۰۹]
.
سوره کهف: آیه ۵۱.




[۱۱۰]
.
سوره انبیاء: آیات ۳۲ـ۳۱.




[۱۱۱]
.
سوره ملک: آیه ۱۴.




[۱۱۲]
.
سوره انبیاء: آیه ۱۰۴.




[۱۱۳]
.
سوره زمر: آیه ۶۷.




[۱۱۴]
.
سوره فرقان: آیه ۶۱.




[۱۱۵]
.
سوره فصلت: آیه ۱۲.




[۱۱۶]
.
سوره ملک: آیه ۳.




[۱۱۷]
.
سوره طلاق: آیه ۱۲.




[۱۱۸]
.
سوره نباء: آیه ۱۱.




[۱۱۹]
.
سوره نازعات: آیات ۲۸ـ۲۷.




[۱۲۰]
.
سوره غافر: آیه ۵۷.




[۱۲۱]
.
سوره لقمان: آیه ۱۰.




[۱۲۲]
.
سوره فصلت: آیه ۱۰.




[۱۲۳]
.
سوره حج: آیه ۴۷.



[۱۲۴]
.سوره
معارج: آیه ۴.




[۱۲۵]
.
سوره انعام: آیه ۵۹.




[۱۲۶]
.
سوره فصلت: آیه ۴۷.




[۱۲۷]
.
سوره مؤمنون: آیه ۱۴.




[۱۲۸]
.
سوره کهف: آیه ۳۷.



[۱۲۹]
.
سوره انبیا: آیه ۳۲.

 


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.