اعمال ام داوود ۱۳۹۲/۳/۱۲ - ۱۱۱ بازدید

ام داوود دردعاىام داود چه کسىبوده است واین دعا منسوب به کیست؟

درجواب حضرتعالی باید عرض کرد داود نام کسی است که درزندان منصوربودوبرادررضاعی امام صادق علیه السلام وازاولاد امام حسن مجتبی علیه السلام که مادرداوداجناب فاطمه ین دعای معروف به ام داودرااز امام صادق علیه السلام برای آزادی فرزندش یادگرفت .اجمال روایت وسبب نام گذاری آن به ام داود بدین شرح است از روایاتى که در باره دعاى نیمه رجب رسیده یکى از اینست که منصور وقتى عبد اللَّه بن حسن و گروه دیگر از فرزندان ابى طالب را زندانى کرد و دو فرزند عبد اللَّه محمّد و ابراهیم را کشت از آن جمله داود بن حسن ابن حسن را نیز گرفت. این داود پسر دایه ى حضرت صادق علیه السّلام بود زیرا مادر داود جناب فاطمه حضرت صادق علیه السّلام را با شیر همین بچه شیر داده بود.داود را در غل و زنجیر بردند. مادرش گفت مدتها از نظرم دور بود و در عراق در زندان بسر مى برد هیچ خبر از او نداشتم پیوسته دعا و زارى میکردم و از خداوند تقاضاى نجات او را مینمودم از دوستان متدین که اهل عبادت و کوشش در راه خدا بودند التماس دعا مینمودم ولى هیچ اثر اجابت در دعاى خود نمیدیدم. روزى خدمت حضرت صادق رسیدم براى عیادت آن جناب چون بیمار بود جویاى حالش شدم و دعا کردم بمن فرمود مادر داود! از داود چه خبر دارى؟
عرضکردم آقا. مدت زیادى است که دیگر او را ندیده ام در زندان عراق است. فرمود چرا پس دعاى استفتاح   {به معنای طلب نصرت وفتح ویاری }ودعای اجابت ونجاح {به معنای ظفروپیروزی}را نمیخوانى؟ آن دعائى است که درهاى اجابت الهی برایش گشوده مى شودوفرشتگان ازآن استقبال می کنند.و دعایش همان ساعت مستجاب میگردد صاحب آن دعا جزائى جز بهشت در نزد خدا ندارد .عرضکرد آقا فدایت شوم آن دعا چیست؟ فرمود: مادر داود ماه بزرگ حرام نزدیک مى شود.
رجب ماهى است که دعا در آن مستجاب است ماه خداست که آن را اصمّ مینامند «۱» سه روز روزه بگیر در ایام البیض روز سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم در روز پانزدهم هنگام ظهر غسل کن. بعد دعائى باو تعلیم کرد با اعمال مخصوصى که در جاى خود خواهد آمد (که معروف باعمال ام داود است).
سپس سید گفت مادر جدمان داود رضوان اللَّه علیه گفت آن دعا را نوشتم و رفتم ماه رجب آمدم هر چه دستور داده بود انجام دادم. آن شب بخواب رفتم آخر شب در خواب دیدم حضرت محمّد و تمام کسانى که بر آنها صلوات فرستادم از ملائکه و پیمبران حضور دارند. حضرت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله و سلم فرمود مادر داود مژده باد ترا و تمام دوستانت را (در روایت دیگر است تمام برادر و یارانت را) همه در باره تو شفاعت کردند و مژده میدهند به برآورده شدن حاجتت. خداوند تو و فرزندت را حفظ میکند و بزودى پیش تو خواهد آمد. از خواب بیدار شدم.
باندازه زمانى که لازم است یک مسافر با عجله و مرکب راهوار از عراق بمدینه رسد بیشتر نگذشت داود آمد جریان را پرسیدم گفت زندانى بودم به بدترین وضع با غل و زنجیر (در روایت دیگرى است با سنگینترین غلها) تا روز نیمه رجب.
شب در خواب دیدم مثل اینکه راه و فاصله بین ما از بین رفت و شما مادرم روى همان حصیر نماز هستى اطراف ترا مردانى گرفته اند و همه سرهایشان بسوى آسمان است و پاى ایشان بروى زمین. اطراف تو مشغول تسبیح پروردگارند. یک نفر از آنها که نیکو صورت و لباسهاى تمیزى داشت و بوى خوشى از او استشمام میشد گمان میکنم جدت پیغمبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله و سلم بود گفت مژده باد ترا اى پسر پیرزن صالحه خداوند دعاى مادرت را مستجاب نمود در باره تو از خواب بیدار شدم فرستادگان منصور در جلو درب زندان منتظر بودند در همان نیمه شب مرا پیش منصور بردند دستور داد آهن و زنجیر را باز کردند و بمن نیکى نمود و ده هزار درهم نیز بخشید سوار مرکبى تندرو شدم و با سرعت تمام بطرف مدینه آمدم تا بالاخره وارد مدینه شدم.
مادر داود گفت او را بردم خدمت حضرت صادق علیه السّلام. آن جناب فرمود منصور حضرت امیر المؤمنین علی علیه السّلام را در خواب دید باو فرمود پسرم را رها کن و گر نه ترا در آتش میافکنم منصور زیر پاى خود احساس آتش نمود بسیار پشیمان شد بهمین جهت ترا آزاد کرد.
______________________________
منابع.زادالمعاد علامه مجلسی ص ۲۱الی ۲۴
واقبال الاعمال ص ۶۵۸
 
 
 
 

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.