اعمال بیهوده -کار لغو و بیهوده ۱۳۹۰/۱۲/۱۶ - ۳۴۳۷ بازدید

آیا بازی های کامپیوتری- تماشای فوتبال در تلویزیون- تماشای فیلم های مثلا ترس ناک طبق آیه شریفه قران کار لغو حساب میشوند؟ کار لغو و بیهوده را کاملا برایم روشن کنید. با تشکر از شما

بله موارد ذکرشده در سؤال ممکن است از مصادیق لغو باشد؛ راجع به لغو در تفسیر آیه 3 از سوره مؤمنون : «وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ- و آنان که از بیهوده ، روى گردانند.» مطالب زیررا از 6 تفسیر مختلف به نظاره می نشینیم :1- تفسیر هدایت، ج 8، ص: 149 کسى که بیمارى در حالى خطرناک دارد، اگر بر گروهى بگذرد که بازى مى کنند آیا همراه آنها به بازى خواهد ایستاد؟ هرگز ... همچنین است حال مؤمن، زیرا دل او سخت مشغول اندیشیدن به هدفها و مسئولیتهاى خویش در زندگى است، چندان که او را از مسائل کوچک و کم ارزش زندگى باز مى دارد. حتى اگر چیز بیهوده اى نیز پیش آید و بخواهد او را سرگرم دارد وى اهتمامى بدان نمى ورزد، قرآن درباره ایشان نمى گوید: آنان خود به جستجوى بیهودگى نمى پردازند بلکه مى گوید:
«عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ- یعنى اگر کسى بکوشد و بخواهد بر آنان تأثیر گزارد، آنان تحت تأثیر او و بیهوده او قرار نمى گیرند و از آن روى بر مى گردانند.
«لغو» در سخنان امامان اهل بیت (ع) تفسیر شده است به گوش فرا دادن بدانچه گوش دادن به آن حلال و روا نیست، که شامل فحش، و غیبت، و کندوکاو در آیات خدا مى شود.
در حدیث پشت در پشت از ابى عبد اللّه صادق (ع) در تفسیر این آیه آمده است:
«اگر کسى به باطل سخنى بر تو بست یا نسبتى به تو داد که در تو نیست، براى خدا از او روى گردان».
و در حدیثى دیگر «لغو» تفسیر شده است به آوازه خوانى، و سرگرمیهاى بیهوده، و در حدیثى دیگر به شنودن سخن قصّاص و داستان پردازان خیالباف. امّا امام امیر مؤمنان (ع) گوید: «هر سخنى که در آن یادى از خدا نباشد لغو است.»
2- أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج 9، ص: 357 وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ (3)
درزیر معانی مختلفی از «لغو» آمده است :
1- الدنیا (وَ ما هذِهِ الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا لَهْوٌ وَ لَعِبٌ). عنکبوت آیه 64 باید مؤمن، زهد در دنیا و ترک علاقه به او و اعراض از او داشته باشد.
2- در اخبار تفسیر بغناء و ملهیات کرده اند.
3- تفسیر بکذب شده است.
4- تفسیر بکلیه معاصى شده.
5- تفسیر بامورى که لغو و بى فائده است.
و بالجمله لغو شامل جمیع این اقسام مى شود و این اقسام بیان مصادیق آن است مؤمن باید دائما بفکر آخرت و عاقبة کارها بر آید بعبادت و بنده گى و تحصیل سعادت و رستگارى مشغول باشد و هر چه او را از خدا و دین و بنده گى باز میدارد غفلت نکند حتى امور دنیوى از تحصیل معاش و دستگیرى از افتاده گان و احسان به بندگان را بقصد قربت و نیل به سعادت بجا آورد و این معنى به معنى اتم آن در خاندان نبوت بوده، لذا در اخبار بسیار تفسیر به این خاندان شده و تعبیر به مسلمین شده که تسلیم صرف باشد به جمیع واردات و جمیع عبادات و ترک کلیه معاصى و ملهیات.
در اخبار زیادى در کافى دارد قریب به این معنى که هر روز و شبى با انسان تکلم مى کند که من شاهد اعمال امروز و امشب تو هستم دیروز نبودم و فردا هم نیستم. (ما فات مضى و ما سیأتیک فاین- قم فاغتنم الفرصة بین العدمین).
3- انوار درخشان، ج 11، ص: 235 وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ:
از جمله آثار روانى و صفات اهل ایمان کامل آنستکه از عمل لغو و کار بیهوده که فائده عقلائى بر آن مترتب نشود رو گردانند از نظر اینکه خاطر و همت آنان پیوسته صرف کسب فضیلت میشود و بکار بیهوده توجه نخواهند داشت و بدان خوى گرفته که همت فکرى و پى گیرى جوارحى خود را صرف پایه ریزى حیات و زندگى سعادتمندانه نماید.
با توجه به این که لحظه اى اشتغال و سرگرمى بکارهاى بیهوده او را از سیر و سلوک بسوى فضیلت و سعادت باز میدارد و روان را تیره و صفاء و نورانیت را که کسب نموده از دست خواهد داد با توجه به این که آیه تبرى و رو گرداندن از کار لغو و بیهوده را شعار اهل ایمان معرفى نموده از نظر ارتباط قلبى و توجه که بساحت پروردگار دارند.
هم چنانکه اولیاء که از الهامات غیبى بهره مند هستند از خاطرات سوء و بیهوده مصون خواهند بود و اینگونه خاطرات هرگز سازش با سروشهاى غیبى ندارند و روان تابان آنها آینه اى ماند که برابر اشعه خورشید جهان آراء قرار گرفته غبار هواجس و نوسان خاطرات بر آنها نخواهد عارض گشت.
4- ترجمه بیان السعادة، ج 10، ص: 161
«لغو»، فعل یا قولى است که مورد توجّه و اعتنا قرار نمى گیرد و فایده ى مطلوب بر آن مترتّب نمى شود.
چون فایده ى نماز خروج از انانیّت و عروج به ملکوت و حضور نزد معبود است، اشتغال به غیر و توجّه خیال به کثرت ها با آن فایده منافات داشته و ساقط کننده ى آن است لذا نماز در این حال لغو مى باشد.
5- ترجمه المیزان، ج 15، ص: 9 وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ.
کار لغو آن کارى است که فایده نداشته باشد، و بر حسب اختلاف امورى که فایده عاید آنها مى شود مختلف مى گردد. چه بسا فعلى که نسبت به امرى لغو، و نسبت به امرى دیگر مفید باشد.
پس کارهاى لغو در نظر دین، آن اعمال مباح و حلالى است که صاحبش در آخرت و یا در دنیا از آن سودى نبرد و سر انجام آن، منتهى به سود آخرت نگردد مانند خوردن و آشامیدن به انگیزه شهوت در غذا که لغو است، چون غرض از خوردن و نوشیدن گرفتن نیرو براى اطاعت و عبادت خدا است. بنا بر این اگر فعل هیچ سودى براى آخرت نداشته باشد، و سود دنیایى اش هم سر انجام منتهى به آخرت نشود، چنین فعلى لغو است و به نظرى دقیقتر، لغو عبارت است از غیر واجب و غیر مستحبّ.
خداى عز و جل در وصف مؤمنین نفرموده که به کلى لغو را ترک مى کنند، بلکه فرموده: از آن اعراض مى کنند، چون هر انسانى هر قدر که با ایمان باشد در معرض لغزش و خطا است، و خدا هم لغزش هاى غیر کبائر را، در صورتى که از کبائر اجتناب شود بخشیده و فرموده است: إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ نُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیماً « اگر از کبایرى که نهى شده اید اجتناب کنید، ما از شما گناهانتان را مى ریزیم، و در جایگاهى ارجمند داخلتان مى کنیم. سوره نساء، آیه 31.».
به همین جهت خدا مؤمنین را به این صفت ستوده که از لغو اعراض مى کنند، و اعراض غیر از ترک به تمام معنا است. ترک امرى است عدمى و اعراض امرى وجودى، اعراض وقتى است که محرک و انگیزه اى، آدمى را به سوى اشتغال به فعلى بخواند و آدمى از آن اعراض نموده به کارى دیگر بپردازد، و اعتنایى به آن کار نکند. و لازمه اش آن است که نفس آدمى خود را بزرگتر از آن بداند که به کارهاى پست اشتغال ورزد، و بخواهد که همواره از کارهاى منافى با شرف و آبرو چشم پوشیده، به کارهاى بزرگ و مقاصد جلیل بپردازد.
ایمان واقعى هم همین اقتضاء را دارد، چون سر و کار ایمان هم با ساحت عظمت و کبریایى و منبع عزت و مجد و بهاء است و کسى که متصف به ایمان است جز به زندگى سعادتمند ابدى و جاودانه اهتمام نمى نماید، و اشتغال نمى ورزد مگر به کارهایى که حق آن را عظیم بداند، و آنچه را که فرومایگان و جاهلان بدان تعلق و اهتمام دارند عظیم نمى شمارد، و در نظر او خوار و بى ارزش است و اگر جاهلان او را زخم زبان بزنند و مسخره کنند، به ایشان سلام مى کند، و چون به لغوى بر خورد کند آبرومندانه مى گذرد.
و از همین جا روشن مى شود که وصف مؤمنین به اعراض از لغو کنایه است از علو همت ایشان، و کرامت نفوسشان.
6- ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج 17، ص: 32
وَ الَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ: کسانى که از هر گفتار و کردار بیفایده و بى اهمیت خوددارى میکنند. چنین چیزهایى زشت و ناپسند است و باید از آنها اعراض کرد.
ابن عباس گوید: مراد از لغو باطل است. حسن گوید: همه معاصى است. سدى گوید: دروغ است. مقاتل گوید: فحش است. زیرا کفار مکه پیامبر و اصحابش را فحش و ناسزا میگفتند. از اینرو بمؤمنین دستور داده شد که از جواب دادن آنها خوددارى کنند.
از امام باقر (ع) نقل است که: لغو این است که انسانى به باطل سخن گوید .
در روایت دیگر است که مراد از لغو، غنا و لهو است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
خوب در حد انتظار

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.