افضلیت قوم یهود ۱۳۹۴/۲/۶ - ۱۳ بازدید


«یا بَنِی إِسْرائِیلَ اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى الْعالَمِینَ»(بقره( ۲)، آیه ۴۷.)؛
«اى فرزندان اسراییل! از نعمت هایم که بر شما ارزانى داشتم و [از] این که من شما را بر جهانیان برترى دادم، یاد کنید».

Yahood01.jpg



«یا بَنِی إِسْرائِیلَ
اذْکُرُوا نِعْمَتِیَ الَّتِی أَنْعَمْتُ عَلَیْکُمْ وَ أَنِّی فَضَّلْتُکُمْ عَلَى
الْعالَمِینَ»
[۱]؛
«اى فرزندان اسراییل! از نعمت هایم که بر شما ارزانى داشتم و [از] این که من شما را
بر جهانیان برترى دادم، یاد کنید».

در وجه فضیلت بنى اسراییل
بر عالمین، با این که مسلم است که پیغمبر اکرم (ص) افضل انبیا و اوصیا و کتاب و دین
او افضل کتاب ها و ادیان و امت او، افضل امت ها مى باشد، چند وجه زیر گفته شده است:

۱. بعضى گفته اند که مقصود
عالمین زمان خودشان مى باشد؛ نه همه زمان ها؛

زیرا «الف» و «لام» در
«العالمین»، براى عموم عرفى است و نه عموم حقیقى. از این رو، مقصود، برترى آنها
نسبت به افراد عصر خودشان است و نه تمام اعصار.[۲]
۲. برخى گفته اند که اطلاق افضلیت با یک فضیلت هم سازش دارد و بنى اسراییلى که در
یک یا چند فضیلت از دیگران افضل بوده اند، اگر چه در بسیارى از فضایل، دیگران از
آنها افضل بوده اند؛ خواه در زمان خود و خواه در تمام زمان ها و به این سبب
نمى توان گفت که بنى اسراییل از تمام جهات برترى دارند[۳]
و روشن است که فضیلت داشتن در یک جهت، بر فضیلت اطلاقى و عمومى دلالت نمى کند.

۳. بعضى هم ذکر کرده اند
که طبق مفاد آیه ۱۳۷ سوره اعراف (ما این قوم مستضعف [بنى اسراییل ] را وارث شرق و
مغرب زمین کردیم)، روشن است که بنى اسراییل در آن زمان، وارث تمام جهان نشدند؛ پس
مقصود این است که وارث شرق و غرب منطقه خودشان شدند. بنابراین، فضیلت آنها بر
جهانیان نیز برترى نسبت به افراد همان محیط است.[۴]
۴. برخى هم گفته اند که تفضیل بنى اسراییل، مقید به زمان استخلاف و اختیار آنان
بود؛ اما بعد از این که از امر پروردگار سرپیچى کردند و بر پیامبرانشان عصیان
نمودند و نعمت هاى خدا را انکار و از عهد و پیمان خود شانه خالى کردند، خداوند نسبت
به آنها حکم لعن و غضب و ذلت و مسکنت را اعلان نمود.[۵]

۵. اما تحقیق این است که
افضلیت به معناى دارا بودن فضایل اخلاقى، اعتقادى، عبادى، جاه و منزلت، قرب به مقام
ربوبى و مانند اینها نیست؛ بلکه مراد اتمام حجت به وسیله ادله واضح و براهین متقن،
معجزات باهره، نعمت هاى دنیوى (مال، ثروت، ریاست و سلطنت) و امثال اینهاست.[۶]
نکته قابل توجه و با اهمیت در این جا، این است که بایستى مسئله تفضل الهى در ارائه
نعمت ها را که خود نوعى آزمون الهى به حساب مى آید، از مسئله فضیلت نفسانى و شخصیتى
جدا کنیم؛ زیرا به دنبال آن تفضل، اظهار لعن و نفرین خداوند بر آن قوم، در قرآن
آمده است [۷]
و این، دلیل روشنى بر بدطینتى و زشتى کردار ایشان مى باشد.

افزون بر این، معناى برخى
آیات با در نظر گرفتن آیات دیگر، روشن مى شود و براى فهم یک موضوع، باید همه آیات
مربوط به آن موضوع مورد توجه و درایت قرار گیرند و خداوند خود در آیه ۱۸ از سوره
مائده، درباره نفى فضیلت یهود، تأکید کرده، به آنان مى گوید: (وَ قالَتِ الْیَهُودُ
وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ یُعَذِّبُکُمْ
بِذُنُوبِکُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ یَغْفِرُ لِمَنْ یَشاءُ وَ
یُعَذِّبُ مَنْ یَشاءُ وَ لِلَّهِ مُلْکُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما
بَیْنَهُما وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ)؛ که مفهوم آن این است که اى جماعت یهود! اگر آن
گونه که مى پندارید، شما بر توده بشر ارجحیت دارید، پس چگونه خداوند شما را به کیفر
و عذاب هاى دردناکى که به آن دچار گشتید، مبتلا کرد و به علت عصیانى که دارید، شما
را پراکنده ساخت و از نظر بدکردارى، ضرب المثل عالم بشریت شدید.

اوصافى که قرآن براى قوم
یهود مى شمارد، عبارتند از:

الف) دنیاپرستى (آیه ۹۶
بقره و آیه ۱۶۰ و ۱۶۱ نساء).

ب) غرور یهود به برترى
نژاد (آیه ۱۸ مائده).

ج) داشتن آرزوهاى دور و
دراز (آیه ۱۶۸ و ۱۶۹ اعراف و آیه ۱۲۲ و ۱۳۳ نساء).

د) بى دلى و ترسو بودن
یهود (آیه ۱۱۲ آل عمران).

ه) جنایات یهود (آیه ۷۰
مائده و آیه ۲۳ آل عمران و آیه ۱۰ بقره).

و) تبهکاران زمینى (آیه ۶۴
مائده).

ز) جادوگرى و سحرانگیزى
یهود (آیه ۱۰۲ بقره).

ح) زشت کردارى یهود (آیه
۷۸ تا ۸۰ مائده).

ط) پیمان شکنى (آیه ۱۲ و
۱۳ مائده و آیه ۱۵۴ نساء).

ى) سرپیچى از شریعت الهى
(آیه ۵۹ و ۶۰ مائده).

ک) پنهان کردن تعالیم خدا
(آیه ۱۵۹ بقره).

ل) بى بهره بودن از هدایت
الهى (آیه ۵ جمعه).

م) قساوت و سنگدلى (آیه ۷۶
بقره).[۸][۹]

 



 






[۱]

بقره( ۲)، آیه ۴۷.





[۲]

ر. ک: طبرسى، مجمع البیان، ج ۱، ص ۱۹۸.





[۳]

ر. ک: محمدجواد مغنیه، الکاشف، ج ۱، ص ۹۵.





[۴]

ر. ک: تفسیر نمونه، ج ۱، ص ۲۲۱.





[۵]

ر. ک: سید قطب، فى ظلال القرآن، ج ۱، ص ۶۹.





[۶]

طیب، اطیب البیان، ج ۱، ص ۲۳.





[۷]

مائده( ۵)، آیه ۷۸- ۸۰.





[۸]

براى توضیح بیشتر ر. ک:





الف) عفیف عبدالفتاح طباره، چهره یهود در قرآن، ترجمه سیدمهدى آیت اللهى،
انتشارات جهان آرا، سال ۵۵





ب) سید محمد شیرازى، دنیا بازیچه یهود، ترجمه محمدهادى مدرسى، نشر سلسله،
۱۳۸۵.





ج) سیاست و حکومت رژیم صهیونیستى، ترجمه مرکز مطالعات و تحقیقات
اندیشه سازان نو، گردآورنده و ناشر: مؤسسه مطالعات فلسطینى.





د) آلفرد. م. لیلیانتال، ارتباط صهیونیستى، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه
اسلامى.





و) اسدالله رضایى، بررسى سیر تحول دولت در سرزمین فلسطین، نشر گنج معرفت.





[۹]


علیرضا مستشارى، دفتر سى و ششم(تفسیر آیات برگزیده-جلد ۱)
پرسش ها و پاسخ هاى دانشجویى، ۱جلد، دفتر نشر معارف - قم، چاپ: پنجم، ۱۳۹۰.



(به نقل از: نرم افزار پرسش ها و پاسخ های
دانشجویی، دفتر سی و ششم - تفسیر آیات برگزیده، ج۱)


ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.