اقامت فرزندان مسئولان در خارج از کشور- دشمن بودن آمریکا ۱۳۹۸/۱۱/۰۴ - ۷۰ بازدید

اگر آمریکا دشمن است، اگر آمریکا شیطان بزرگ است، پس... فرزندان مسئولان جمهوری اسلامی آنجا چه می‌کنند!؟

دانشجوی محترم، ضمن تشکر از تماس مجدد شما با این مرکز، ابتدا در مورد اقامت فرزندان برخی مسئولان در کشورهای خارجی توضیحاتی ارائه می دهیم:
۱- اقامتگاه و محل تحصیل، یکی از حقوق اولیه ای است که هر انسانی از آن برخوردار بوده و در شرایط عادی حق تعیین آن را شخصا بر عهده دارد به طوری که در ماده سیزده اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز این موضوع مطرح شده و در قوانین داخلی نیز مخالفتی با این موضوع برای شرایط عادی نشده است، از این روی تحصیل و اقامت هر کسی در خارج از کشور در شرایط عادی اشکالی نداشته و فرزندان مسئولان نظام اسلامی و حتی خود مسئولان نیز از این قاعده مستثنا نیستند، با این حال این مساله در کشور ما به لحاظ عرفی اشکال داشته و در نظر بسیاری از مردم جلوه خوبی ندارد، چرا که
الف- نظام اسلامی نظامی است که برخاسته از دل انقلاب اسلامی مردم ایران بوده و یکی از افتخارات آن این است که مسئولان آن از میان مردم و در کنار آنان هستند و این موضوع تا جایی است که مردم انتظار دارند مسئولان نظام در رفتارهای خود همچون اقشار عادی و حداقل قشر متوسط جامعه عمل نمایند، این در حالی است که اقامت و تحصیل در خارج از کشور امری است که از عهده اکثریت مردم ایران بر نیامده و اختصاص به طبقات بالادست جامعه دارد و از این روی مردم انتظار دارند مسئولان رویه خود را در این زمینه تغییر داده و همچون عموم مردم جامعه رفتار نمایند.
ب- در گذشته یعنی دوران نظام شاهنشاهی، بسیاری از مسئولان و افراد طبقات بالادست جامعه، فرزندان خود را برای تحصیل به کشورهای خارجی اعزام می کردند و حتی برنامه هایی برای گزینش فرزندان طبقات پایین دستی جامعه برای اعزام به این کشورها به قصد تحصیل با مخارج دولت وجود داشت که علت عمده این امر نیز نبود امکانات لازم و فراهم نبودن زیرساخت های علمی لازم در داخل کشور و وابستگی ما به بیگانگان در این زمینه ها بود و متاسفانه رژیم های سابق نیز اقدامی در جهت رفع این نقیصه انجام نداده و بر وابستگی علمی کشور همچنان اصرار داشتند، این در حالی است که امروزه کشور ما به برکت نظام جمهوی اسلامی نه تنها از این نقیصه رهایی یافته بلکه تبدیل به یکی از قطب های تولید علم جهان شده است و به همین دلیل جز برخی رشته های خاص، اساسا نیازی به تحصیل در خارج از کشور وجود ندارد و از این روی اگر مسئولی فرزند خود را برای تحصیل در رشته هایی که در داخل کشور امکان آن وجود دارد بفرستد، به معنای نادیده گرفتن این همه دستاوردها و یا باور نداشتن به توانمندی های داخلی در این زمینه می باشد که پیامی منفی به جامعه علمی کشور و عموم مردم ایران خواهد داشت.
ج- اگر چه تعداد مسئولانی که فرزندانشان در کشورهای خارجی اقامت دارند بسیار اندک می باشد اما کشور مقصد برخی از آنها حاشیه ساز است به عنوان مثال فرزندان برخی مسئولان که خود سابقه آمریکا ستیزی دارند و حتی از فاتحان لانه جاسوسی بوده اند در آمریکا زندگی می کنند و همین مساله با تبلیغات رسانه های معاند باعث مغالطه ای می شود که در اثر آن در نگاه عوام جامعه شعارهای انقلاب همچون استکبار ستیزی زیر سوال رفته و چنین القا می شود که شعار مرگ بر آمریکا برای ملت ایران و زندگی در آن کشور برای مسئولان و فرزندانشان می باشد.
۲- اقامت فرزندان برخی مسئولان در خارج از کشور موجب مشکلات امنیتی نیز می شود، چرا که این افراد طعمه مناسبی برای سرویس های جاسوسی و امنیتی دشمنان محسوب می شوند و به همین دلیل سرمایه گذاری های فراوانی برای نفوذ در این افراد و استفاده از آنها در پروژه های خود صورت می گیرد، به عنوان مثال ممکن است از اطلاعات آنها سوء استفاده شود و یا از خود آنها برای تبلیغ بر علیه نظام بهره گرفته شود و یا بر روی آنها برای استفاده در داخل کشور به عنوان نفوذی خود سرمایه گذاری صورت گیرد، به همین دلیل مسئولان نظام فارغ از مسائل شرعی و عرفی این موضوع باید همواره دغدغه های امنیتی این مساله را هم مد نظر قرار داده و به گونه ای برنامه ریزی کنند که امنیت نظام اسلامی به خاطر بهانه های واهی خدشه دار نشود.
در مجموع می توان گفت اقامت و تحصیل فرزندان مسئولان در خارج از کشور، اگر همراه با تخلفات دیگری نباشد ذاتا ایرادی ندارد، هر چند این مساله تبعات دیگری دارد که برای مصون ماندن از آنها در گزینش مسئولان این موضوع، نه به عنوان یک الزام قانونی، بلکه به عنوان یک الزام احتیاطی و تدبیری باید مد نظر قرار گیرد، ضمن اینکه اگر موضوع اقامت و تحصیل فرزندان مسئولان در خارج از کشور تبدیل به یک معضل سیاسی، تبلیغی، امنیتی بر علیه کشور شود این امکان وجود دارد که در آینده قوانینی در این زمینه وضع شود همچون قانون ممنوعیت به کار گیری مسئولان دو تابعیتی در رده های بالای مدیریتی که امروزه وجود دارد. با تمام این احوال، این مساله نفی کننده دشمن بودن آمریکا و یا شیطان بودن آن نیست، چرا که دشمن و یا شیطان بودن آمریکا دلایل ملموسی دارد که حتی اگر فرزندان برخی مسئولان نظام نیز در این کشور اقامت نمایند، این دلایل از بین نمی رود، برای روشن شدن این سخن دو مساله بایستی تبیین شود اول اینکه رژیم ایالات متحده آمریکا به دنبال خروج از سیاست انزوا در اوایل قرن بیستم میلادی و به ویژه در شرایط پس از جنگ جهانی دوم که اکثر کشورهای درگیر در جنگ دچار زیانهای اقتصادی فراوان شده بودند و با توجه به اینکه این کشور به دلیل موقعیت جغرافیایی که داشت از عرصه اصلی نبردها دور مانده بود ، تبدیل به قدرتمند ترین دولتی شد که در عین حال کمترین آسیب را از جنگ به خود دیده بود و حتی طرحهایی برای بازسازی اروپا ارائه نمود و تلاش نمود تا به تنهایی بار استعمار گری کلیه دولتهای استعماری را یک تنه بر دوش بکشد و به همین منظور سیاست های امپریالیستی خویش را که مبتنی بر دخالت در اقصا نقاط جهان به بهانه مبارزه با کمونیسم بود به مرحله اجرا در آورد و در این راستا از هیچ یک از پلیدترین اقدامات خودداری ننمود . در همین راستا جنایاتی که دولت ایالات متحده آمریکا در طی این مدت نسبت به ملتهای جهان انجام نموده است روی جنایتکارترین چهره های منفور تاریخ جهان را سفید نموده است به ویژه که اقدامات این دولتمردان با عنوان مفاهیمی زیبا همچون آزادی ، حقوق بشر و ... انجام می پذیرفت و با توجه به اینکه سازمانهای بین المللی نیز ابزار دست خود او بوده و رسانه های بین المللی نیز همگی توجیه گران همین قدرت نو ظهور و سیاستهای آن بودند لذا به راحتی از کنار این همه بار جنایت گذر می شد . به عنوان مثال اولین تهاجم اتمی به انسانها توسط ایالات متحده آمریکا انجام شد که طی آن در چند لحظه حدود دویست هزار نفر از مردم بی گناه نیست و نابود شدند و یا در جریان تهاجم به ویتنام آمریکا علاوه بر بر جای گذاشتن بیش از یک میلیون قربانی در این کشور چنان بلایی بر سر این کشور در آورد که زمینهای کشاورزی آن تا سالهای سال قابل استفاده نباشد و هنوز هم عوارض بمبهای به کار گرفته شده در جریان این تهاجمات پس از ۴۰ سال در نسل های مختلف قربانی می گیرد و جالب است که شدت جنایتهایی که توسط آمریکایی ها در این کشور کوچک انجام شد به اندازه ای زیاد بود که سروصدای خود آمریکاییها را در آورده و در دهه ۸۰ میلادی شاهد ساخت فیلمهایی در آمریکا بودیم که جنایات سربازان آمریکایی ها را در این کشور نشان می داد و به قول معروف آش آن قدر شور بوده که صدای آشپز را هم در آورده بود . علاوه بر این دو مثال دهها نمونه تهاجم توسط این دولت به ملتهای مختلف جهان انجام شده است که برای مطالعه بیشتر می توانید به منابع موجود از جمله کتاب خواندنی دولت خودسر اثر ویلیام بلوم که در ایران نیز ترجمه شده است مراجعه فرمایید . در حال حاضر نیز این دولت با توجه به سیاستهای کلی خویش که در راستای ایجاد امپراتوری عظیم جهانی با محوریت آمریکا طراحی شده است در بخشهای مختلف دنیا که با سیاستهای این کشور مغایرتی داشته باشد دخالت می کند .
ثانیا علاوه بر اقداماتی که این کشور در سطح جهان انجام داده است کارنامه این کشور در قبال ایران چه در پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران پر است از خیانتها و جنایتهایی که در حق ملت ایران روا داشته شده است که به برخی از مهمترین آنها در این جا اشاره می نماییم :
• طراحی و اجرای کوتای ۲۸مرداد و ساقط کردن دولت کمابیش مردمی مصدق که مهمترین نمود نخستین دخالتهای ایالات متحده در امور داخلی کشور ما به شمار می رود و متجر به تحکیم پایه های استبداد محمد رضا شاه در ایران شد .
• حمایت بی دریغ از جنایتهای شاه در طی ۲۵ سال پس از کودتا و چراغ سبز نشان دادن به شاه برای سرکوب اعتراضات مردم ایران و کشتارهای فجیع مردم ایران به ویژه در ماهها و روزهای منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی به گونه ای که حتی در روزهای منجر به پیروزی انقلاب اسلامی قصد انجام کودتا و قتل عام وسیع مردم و به ویژه رهبران انقلاب اسلامی و در راس آنها امام خمینی را داشتند که این کودتا به لطف خدا در نطفه خفه شد اما اسناد آن از جمله خاطرات ژنرال هایزر با عنوان ماموریت در تهران گواه این مطلب می باشد .
• اهانت به ملت ایران که از جمله نمودهای آن گرفتن حق توحش و نیز فشار بر شاه برای تصویب قوانینی از جمله کاپیتولاسیون و سرکوبی منتقدان آمریکا در ایران از جمله روحانیت می باشد .
• حمایت از شاه پس از خروج از کشور و پناه دادن به سلطنت طلبانی که علاوه بر غارت اموال ملت ایران دستشان به خون این ملت آلوده بود .
• توطئه برای سرنگونی و شکست انقلاب اسلامی از آغازین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی که مهمترین جلوه آن طراحی انواع کودتاها و حمایت از گروهکهای تجزیه طلب و ... بود .
• حمایت از گروهکهای تروریستی ، اقدامات تروریستی آنان و پناه دادن به آنان پس از طرد آنان از سوی ملت ایران به گونه ای که به عنوان مثال هنوز مخوفترین گروهک تروریستی یعنی سازمان مجاهدین خلق (منافقین) که با توصیه مسئولین آمریکایی در این کشور گاه با نام های دیگری غیر از نام این سازمان فعالیت می کنند در حوالی ساختمان وزارت خارجه آمریکا دارای دفاتر متعدد بوده و هر از چند گاهی به بهانه های مختلف گردهمایی هایی بر علیه نظام اسلامی بر گزار می کنند که در آن ها معمولا مقامات رسمی ایالات متحده شرکت و حتی به ایراد نطق می پردازند .
• انواع حمایت ها از هر گروهی که به نوعی با نظام جمهوری اسلامی مشکلی داشته باشد ولو اینکه زمانی خود جزء هواداران و منتسبان نظام اسلامی و از جمله دشمنان آمریکا بوده باشد .
• تحریک صدام برای بر پا کردن جنگ تحمیلی علیه ایران که منجر به شهادت نزدیک به نیم میلیون نفر از ملت ایران از جمله بهترین جوانان این ملت شده و باعث بروز خسارتهای جبران ناپذیر فراوانی شد که مهمترین آن اخلال در روند پیشرفت کشور بود .
• حمایت علنی از صدام و به ویژه در اختیار قرار دادن انواع امکانات پیشرفته از جمله انواع سلاحهای کشتار جمعی و حتی ورود مستقیم به جنگ با ایران در ماههای منتهی به پایان جنگ که از جمله مهمترین آنها جنگ نفتکش ها و حمله به جزیره خارک و ... را می توان نام برد و در طی این مدت دست به اقدامات خصمانه دیگری نیز زد که شاید مهمترین آنها حمله نظامی به هواپیمای مسافربری کشورمان باشد که طی آن حدود ۳۰۰ تن از شهروندان بی گناه کشورمان مظلومانه به شهادت رسیدند .
• سالها تحریم بر علیه ایران که فارغ از موثر بودن یا بی تاثیر بودن آن نشاندهنده نهایت تخاصم یک کشور نسبت به کشور دیگر می باشد .
• بلوکه کردن اموال و دارایی های ایران و برداشت غیر قانونی از آنها به بهانه های مختلف
• حمایت از هر گونه توطئه ای که بر علیه ملت ایران توسط بدخواهان طراحی می شود به ویژه حمایت از فتنه های گوناگونی که درطول تاریخ انقلاب اسلامی ملت از سر گذرانده که آخرین نمونه آن حمایت رسمی و علنی دولتمردان کاخ سفید از فتنه های پس از انتخابات ۸۸ بود که طی آن حتی رئیس جمهور آمریکا شخصا وارد عمل شده و به حمایت از قانون شکنان و آشوبگران پرداخت .
• سنگ اندازی در مسیر توسعه و پیشرفت ایران اسلامی از طریق تحریم بر علیه جمهوری اسلامی ایران و ممنوعیت ورود بسیاری از تجهیزات مورد نیاز در عرصه توسعه تکنولوژیکی و مهمتر از همه سنگ اندازی در راه رسیدن ایران به حقوق خویش در زمینه فناوری هسته ای که در این مسیر حتی به ترور و یا حداقل حمایت از عاملین ترور دانشمندان هسته ای کشورمان پرداخته است .
• دخالت در امور داخلی کشورمان به ویژه با بهانه قرار دادن مسائلی همچون حقوق بشر و ... با وجود اینکه خود این کشور با داشتن پرونده هایی همچون جنایتهای فراوان بر علیه ملتهای جهان ، پرونده زندان گوانتانامو و ابوغریب و سایر زندانهای مخفی در اروپا ، بدرفتاری و قتل های مکرر رنگین پوستان در این کشور و صدها جنایت دیگر بر علیه بشریت بزرگترین ناقض حقوق بشر می باشد
• و .... .
آخرین اقدامی هم که می توان گفت اوج یاغیگری این دولت در قبال ملت ایران و حقوق بین الملل می باشد جنایت به شهادت رساندن شهید حاج قاسم سلیمانی بود که به دعوت رسمی دولت عراق به این کشور سفر کرده بود؛ اقدامی که با هیج یک از قواعد حقوق بین الملل سازگاری نداشت و رئیس جمهور این کشور رسما خود را عامل این ترور اعلام کرد.
بنابر این با توجه به اینکه اولا دولت ایالات متحده آمریکا دولتی است جنایتکار که ذره ای در برخورد با کشورهای دیگر دارای حسن نیت نبوده و در راستای رسیدن به منافع خویش از هیچ اقدامی حتی جنایت بر علیه بشریت دریغ نمی کند و ثانیا پرونده آن در قبال ملت ایران نیز پرونده سیاهی است که در آن اثری از حسن نیت و در نظر گرفتن منافع ملت ایران به چشم نمی خورد لذا این کشور یک کشور دشمن می باشد و اقامت داشتن یا نداشتن فرزندان برخی مسئولان که تعداد آنها نیز در مقایسه با تعداد کل مسئولان نظام، اندک می باشد، نمی تواند این دلایل آشکار را کنار بزند، هر چند ما نیز معتقدیم که اگر امکان داشته باشد فرزندان مسئولان نظام جمهوری اسلامی نیز باید به ایران بازگردند و یا باید قوانینی وضع شود که مانع از تصدی مسئولیت های مهم توسط کسانی که فرزندانشان بدون دلیل در خارج از کشور هستند شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.