امامان علیهم السلام ، روح و جسم وتکامل ۱۳۸۹/۰۲/۱۳ - ۴۹۲ بازدید

کسب برخی کمالات خاص از طریق بقاء جسد را توضیح فرمائید به علاوه این نکته چگونه در رابطه با ائمه معصومین علیه السلام قابل توجیه است؟ در حالی که حضرات علیهم السلام دارای نفوس کاملند و برای طی مراحل کمال به دنیا نیامده اند بکله واسطه فیض الهی و هادی بشریتند.

1 کمالات بشرى بر دو گونه اند برخى از این کمالات از طریق افعال اختیارى حاصل مى شوند و برخى دیگر به طور طبیعى و در اثر حرکت جوهرى بدن به دست مى آیند . براى مثال وقتى کودکى بزرگ مى شود ، اوصافى که قبلاً نداشت براى او حاصل مى گردد امّا نه از راه اختیار بلکه به نحو طبیعى . روشن است که بعد از مرگ ، امکان کسب کمالات اختیارى وجود ندارد امّا اگر بدن شخص ، نصیبى از یک نحوه حیات داشته باشد ، در اثر حرکت جوهرى آن ، کمالاتى طبیعى براى صاحب بدن حاصل خواهد شد . مثلاً افرادى که دچار حالات کما یا مرگ مغزى مى شوند ، حرکت ارادى ندارند امّا بدنشان در حدّ نباتى زنده است . لذا بدن در همین حالت نیز به فعالیّت طبیعى خود ادامه مى دهد و در اثر همین نوع فعالیّت ، کمالات طبیعى خاصّى براى شخص حاصل مى شود . یا وجود ذرّى ما قبل از آنکه نطفه شویم ، در اصلاب پدران و رَحِم مادرانمان از زمان آدم ( ع ) مى گشت و کسب کمالات طبیعى مى نمود تا اینکه وارد آخرین صلب و آخرین رَحِم گشت و مسیر نطفه و علقه و مضغه و . . . را طىّ نمود . لذا خداوند متعال فرمود : « هَلْ أَتى عَلَى الْإِنْسانِ حینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئاً مَذْکُوراً إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَهٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلیهِ فَجَعَلْناهُ سَمیعاً بَصیراً آیا زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیز قابل ذکرى نبود ؟ ما انسان را از نطفه مختلطى آفریدیم ، و او را مى‌آزماییم ( بدین جهت ) او را شنوا و بینا قرار دادیم » ( الإنسان : 1 ، 2 ) پس ما قبل از نطفگى نیز مراحلى را سپرى نموده ایم که در آن حالت اسم و رسم مشخّصى نداشتیم تا ذکر شویم . این همان دوران ذرّى ما بوده که با خلقت حضرت آدم ( ع ) آغاز مى شود تا به هنگام تولّد .
خداوند متعال در سوره اعراف آیه 172 مى فرماید : « وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلین و آن‌گاه که پروردگار تو از پسران آدم ، از پشت‌هایشان ، ذرّیه ى آنها را برگرفت و آنها را بر خودشان گواه کرد که : آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند : چرا ! گواهى دادیم . تا در روز رستاخیز نگویید ما از آن غافل بودیم . »
پس معلوم مى شود که تک تک فرزندان حضرت آدم ( ع ) تا روز قیامت ، از زمان خود آن حضرت وجود داشته اند ، لکن در پشت حضرت آدم و پشت پدران خود بوده اند و به نوبت و به مرور زمان تبدیل به اسپرم شده به رحم مادران منتقل گشته و به صورت جنین در آمده و متولّد شده اند . ظاهراً آیه ى اوّل سوره مبارکه دهر نیز به همین حقیقت اشاره دارد که انسان زمانى طولانى وجود داشته ولى به صورت ذرّاتى بوده و نسل به نسل مى گشته تا در نهایت به صلب پدر خود رسیده ، وارد رحم مادر خویش شود و در آنجا صورت نطفه به خود گرفته رشد بشرى خویش را آغاز نماید . در روایات اهل بیت ( ع ) نیز به این حقیقت شگفت اشاره شده است .
« سُئِلَ النَّبِىُّ ص أَیْنَ کُنْتَ وَ آدَمُ فِى الْجَنَّهِ قَالَ کُنْتُ فِى صُلْبِهِ وَ هُبِطَ بِى إِلَى الْأَرْضِ فِى صُلْبِهِ وَ رَکِبْتُ السَّفِینَهَ فِى صُلْبِ نُوحٍ وَ قُذِفَ بِى فِى النَّارِ فِى صُلْبِ أَبِى إِبْرَاهِیمَ لَمْ یَلْتَقِ لِى أَبَوَانِ عَلَى سِفَاحٍ قَطُّ وَ لَمْ یَزَلِ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَنْقُلُنِى فِى الْأَصْلَابِ الطَّیِّبَهِ إِلَى الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَهِ هَادِیاً مَهْدِیّاً حَتَّى أَخَذَ اللَّهُ بِالنُّبُوَّهِ عَهْدِى وَ بِالْإِسْلَامِ مِیثَاقِى وَ بَیَّنَ کُلَّ شَىْءٍ مِنْ صِفَتِى وَ أَثْبَتَ فِى التَّوْرَاهِ وَ الْإِنْجِیلِ ذِکْرِى وَ رَقَانِى إِلَى سَمَائِهِ وَ شَقَّ لِىَ اسْماً مِنْ أَسْمَائِهِ الْحُسْنَى أُمَّتِى الْحَمَّادُونَ فَذُو الْعَرْشِ مَحْمُودٌ وَ أَنَا مُحَمَّد از پیغمبر ( ص ) سؤال شد شما کجا بودید آنگاه که آدم در بهشت بود ؟ فرمود در پشت او بودم و مرا به زمین فرود آورد و در پشت نوح بر کشتى سوار شدم و در پشت ابراهیم به آتش افکنده شدم و هیچ پدر و مادرى بر من هرگز به زنا ملاقات نکردند و همیشه خدا مرا از اصلاب پاک به ارحام پاک نقل کرد ، در طریق هدایت ، تا به نبوّت از من تعهد گرفت و پیمان اسلام از من ستاند و همه ى صفات مرا بیان کرد و در تورات و انجیل مرا یاد کرد و به آسمانش بالا برد و اسمى برایم برگرفت از اسماء حسناى خویش امّتم حمّادند ( بسیار حمد کننده اند ) و پروردگار عرش ، محمود است و من محمّدم . » ( أمالى الصدوق ، ص 624 )
در زیارت اربعین نیز مشابه همین تعابیر در مورد امام حسین ( ع ) وارد شده است . « بِأَبِى أَنْتَ وَ أُمِّى یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ أَشْهَدُ أَنَّکَ کُنْتَ نُوراً فِى الْأَصْلَابِ الشَّامِخَهِ وَ الْأَرْحَامِ الطَّاهِرَهِ لَمْ تُنَجِّسْکَ الْجَاهِلِیَّهُ بِأَنْجَاسِهَا وَ لَمْ تُلْبِسْکَ الْمُدْلَهِمَّاتُ مِنْ ثِیَابِهَا » ( تهذیب‌الأحکام ، ج 6 ، ص 113 )
همچنین امام حسین ( ع ) در دعایى فرمودند : « ابْتَدَأْتَنِى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ أَنْ أَکُونَ شَیْئاً مَذْکُوراً وَ خَلَقْتَنِى مِنَ التُّرَابِ ثُمَّ أَسْکَنْتَنِى الْأَصْلَابَ أَمْناً لِرَیْبِ الْمَنُونِ وَ اخْتِلَافِ الدُّهُورِ فَلَمْ أَزَلْ ظَاعِناً مِنْ صُلْبٍ إِلَى رَحِمٍ فِى تَقَادُمِ الْأَیَّامِ الْمَاضِیَهِ وَ الْقُرُونِ الْخَالِیَهِ لَمْ تُخْرِجْنِى لِرَأْفَتِکَ بِى وَ لُطْفِکَ لِى وَ إِحْسَانِکَ إِلَىَّ فِى دَوْلَهِ أَیَّامِ الْکَفَرَهِ الَّذِینَ نَقَضُوا عَهْدَکَ وَ کَذَّبُوا رُسُلَکَ لَکِنَّکَ أَخْرَجْتَنِى رَأْفَهً مِنْکَ وَ تَحَنُّناً عَلَىَّ لِلَّذِى سَبَقَ لِى مِنَ الْهُدَى الَّذِى یَسَّرْتَنِى وَ فِیهِ أَنْشَأْتَنِى وَ مِنْ قَبْلِ ذَلِکَ رَؤُفْتَ بِى بِجَمِیلِ صُنْعِکَ وَ سَوَابِغِ نِعْمَتِکَ فَابْتَدَعْتَ خَلْقِى مِنْ مَنِىٍّ یُمْنى ثُمَّ أَسْکَنْتَنِى فِى ظُلُماتٍ ثَلاثٍ بَیْنَ لَحْمٍ وَ جِلْدٍ وَ دَمٍ لَمْ تُشَهِّرْنِى بِخَلْقِى وَ لَمْ تَجْعَلْ إِلَىَّ شَیْئاً مِنْ أَمْرِى ثُمَّ أَخْرَجْتَنِى إِلَى الدُّنْیَا تَامّاً سَوِیّاً وَ حَفِظْتَنِى فِى الْمَهْدِ طِفْلًا صَبِیّاً وَ رَزَقْتَنِى مِنَ الْغِذَاءِ لَبَناً مَرِیئاً و . . . آغاز آفرینشم کردى به نعمت خود پیش از آنکه شىء قابل ذکرى باشم ، مرا از خاک آفریدى و در پشت پدرها جا دادى آسوده از مرگ و میر و پیوسته از صلبى به رحمى کوچیدم در روزگاران گذشته ، از مهر و لطف و احسانت به من ، در دولت کافرانم بیرون نیاوردى که عهد تو را شکستند و رسولانت را دروغ شمردند ، و از مهربانى و توجّه خودت مرا در دوران هدایتى که آماده کردى به دنیا آوردى ، و از آن پیش با من خوبى کردى و نعمت دادى و از منىّ ریخته شده [ از صلب پدر ] خلقت مرا شروع کردى و مرا در سه ظلمت ، میان گوشت و پوست و خون نهادى ، و مرا به آفرینشم انگشت نما نکردى و کارم را به خودم وانگذاردى و مرا با خلقت کامل به دنیا آوردى و در گهواره که کودکى خرد بودم نگه داشتى ، شیر گوارا به من روزى دادى ، و . . . . » ( بحار الأنوار ، ج 57 ، ص 372 )
2 از نظر برخى حکما ، و طبق ادلّه اى که دارند ، ائمه ( ع ) از زمانى که متولّد مى شوند و بلکه از بدو خلقت ذرّى خودشان ، تمام کمالات اختیارى را به نحو بالفعل دارا مى باشند لذا ایشان ( ع ) فاعل بالتّجلى هستند نه فاعل بالقصد یعنى کمالات موجود خود را اظهار مى کنند نه اینکه از راه فعل ، کسب کمال نمایند . امّا باید دانست که این نظریّه منافاتى با این ندارد که ائمه ( ع ) کمالات طبیعى خود را به مرور زمان به دست آورند . مثلاً ائمه ( ع ) نیز زمانى نوزاد بوده اند و سپس کودک ، خرد سال ، نوجوان ، جوان و میان سال شده اند و برخى به پیرى نیز رسیده اند . این همان کمال طبیعى است که به تدریج براى آن بزرگواران حاصل گشته است . پس اگر بدن شریف امام ( ع ) بعد از رحلت سالم باقى بماند و یک نحوه ارتباط بین آن بدن شریف و نفس امام ( ع ) موجود باشد ، همچنان امکان ادامه ى تکامل طبیعى وجود خواهد داشت . حتّى برخى حکما پا را فراتر از این گذاشته و گفته اند : حتّى نفس ارتباط خود را با ذرّات بدن پوسیده نیز کاملاًَ قطع نمى کند بلکه همواره یک نحوه ارتباط بین نفس و جسد متلاشى نیز وجود دارد . پس یقیناً این ارتباط در جسد سالم مانده بیشتر خواهد بود . این ارتباط به اندازه اى است که مانع از متلاشى بدن مى شود .
3 واسطه ى فیض بودن آن بزرگواران نیز منافاتى با این معنا ندارد چون آنچه واسطه ى فیض است روح قدسى امام مى باشد نه نفس جزئى او که تعلّق خاصّ با بدن مادّى دارد . توضیح آنکه نفس را مراتبى است که اوج مرتبه ى آن را روح القدس گویند . لذا بدن امام و نفس جزئى او در مراتب مادون وجود قرار دارند و خود دو مرتبه ، به وساطت روح قدسى ، که حامل مقام ولایت است ، محتاج مى باشند . پس تکامل پذیر بودن نفس جزئى امام بخصوص از نوع تکامل طبیعى منافاتى با واجد کمالات بودن امام ندارد . شاید از همین باب باشد که حضرت فاطمه زهرا ( س ) را امّ ابیها خوانده اند . چرا که حضرتش ظهور دنیایى نفس کلّى است پس نفس کلّى آن بزرگوار نقش مادرى دارد نسبت به نفس جزئى و بدن شریف رسول خدا ( ص ) . کما اینکه نفس کلّى حضرتش مادر تمام انسانهاست و از جمله مادر صورت دنیایى خود فاطمه زهرا ( س ) .
سخن آخر :
الف از آنجا که سوالات عزیزان به گروههاى مختلف فرستاده مى شوند ، لذا ممکن است برخى از سوالات شما ، که مرتبط به هم هستند ، به خاطر اینکه بحث حدیثى دارند به گروه قرآن و حدیث فرستاده شوند . پس اگر مى خواهید سوالاتتان دین پژوهانه پاسخ داده شوند ، حتماً هنگام ارسال ، گروه دین پژوهى را انتخاب نمایید و چه بسا بهتر باشد که در ابتداى سوال ذکر نمایید که سوالتان در گروه دین پژوهى جواب داده شود . البته اگر سوالتان مربوط به کلام یا فلسفه یا عرفان نظرى یا رابطه علم و دین باشد .
ب اگر سوالى مشتملّ بر چند سوال باشد بخصوص اگر هر سوالى به گروه خاصّى مربوط باشد ، سوالات تفکیک شده و جداگانه پاسخ داده مى شوند . لذا سعى فرمایید که در هر ارسال تنها یک سوال یا چند سوال مرتبط به هم را جاى دهید .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.