امامان علیهم السلام و شهادت ۱۴۰۰/۰۲/۲۵ - ۷۶۵ بازدید

چرا با توجه به اینکه معصومین عاری از گناه هستند توسط همسرانشان مسموم و کشته شدند.

از امیرمؤمنان علیه السلام پرسیدند: از چه رو ملاقات پروردگارت را دوست دارى؟فرمود: لمّا رَایتُه قَدْ اخْتاَر لى دینَ مَلائکتِهِ و رُسُلِه و اَنْبیائِهِ، عَلِمْتُ اَنَّ الذّى اَکْرَمنىِ بَهذا، لَیْس یَنْسانِى، فَاَحْبَبْتُ لِقاءَهُ ؛ارشادالقلوب، ص 168.؛ «چون دیدم او آیین فرشتگان و پیامبران و انبیاء خود را براى من پسندیده، دانستم کسى که این گونه مرا گرامى داشت، هرگز فراموشم نمى کند، پس شیفته دیدارش شدم». آرزوی شهادت در راه خدا بسیار پسندیده است ، نشان ایمان و جهاد در راه خدای متعال را دارد. دفاع از دین و ارزش های الهی و اسلامی و انجام وظایفی که از طرف خداوند تعیین شده است . همه باید در این راه گام برداریم و در مسیر شهادت باشیم . از ثواب و پاداش شهیدان بهره مند می شویم هر چند به شهادت هم نرسیم. حاکمیت دین الهی و دستورات قرآن و ایجاد جامعه ای توحیدی و اسلامی عمل به مسؤلیت مهم ماست هر چند در ظاهر به شهادت هم نرسیم. در بعضی از روایات آمده : زن و مرد با ایمان اگر نیت کار خیری را داشته باشند, هر چند موفق به آن عمل نشوند ثواب آن را در نامه عمل آنها می نویسند. در روایت دیگری نیز آمده است : فرد مؤمن (چه زن و چه مرد) اگر در بستر بیماری هم بمیرد, در زمره شهدا محسوب خواهد شد. آرزوی شهادت به معنای برگزیدن بهترین نوع مرگ است . به عبارت دیگر همه از دنیا رفتنی هستند; اما هنر انسان با ایمان آن است که با بهترین انتخاب از دنیا می رود. شهادت به معنای پذیرش مسؤولیتی بزرگ تر در برابر مسؤولیت های کوچک تر است . انجام رسالت های بزرگ تر اجتماعی و فداکاری در راه مصالح عالی اسلام و جامعه اسلامی است . شهادت طلبی به معنای آن است که در عرصه نیاز جامعه به فداکاری , مصالح شخصی و خانوادگی مانند غل و زنجیر انسان را پای بسته نمی کند; بلکه انسان شهادت جو, مرز و حصار خودیت و دلبستگی و تعلق خانوادگی را پاره می کند و در راه آرمان های مقدس عاشقانه و بدون اندک درنگ به پیش می تازد. شهید در اصطلاح فقه به کسی گفته می شود که در خط مقدم جبهه به شهادت برسد . «شهید» کسی است که یک روح بزرگ دارد؛ روحی که هدف مقدس دارد. کسی است که در راه عقیده کشته شده است. کسی است که برای خودش کار نکرده است. کسی است که در راه حق و حقیقت و فضیلت قدم برداشته است. شهادت، قداست خود را از این جا کسب می کند که فدا نمودن آگاهانه در راه هدف مقدس تمام هستی خود است . هاله ای از قدس دور کلمه «شهید» را گرفته است و این کلمه در میان همه کلمات عظیم، فخیم و مقدس، وضع دیگری دارد برای همین جهت است. اگر بگوییم قهرمان، مافوق قهرمان است؛ بگوییم مصلح، مافوق مصلح است؛ هر چه بخواهیم بگوییم، مافوق اینهاست.
شهادت دو رکن دارد: یکى این که در راه خدا و فى سبیل الله و هدف، مقدس باشد و انسان بخواهد جان خود را فداى هدف نماید. دیگر این که آگاهانه صورت گرفته باشد. شهادت به حکم این که عملى آگاهانه و اختیارى است و در راه هدفى مقدّس است و از هر گونه انگیزه ى خودگرایانه منزّه و مبراست، تحسین انگیز و افتخارآمیز است و عملى قهرمانانه تلقّى مى شود.
در میان انواع مرگ و میرها این نوع از مرگ است که ارزش آن از حیات و زندگى برتر و مقدّس تر است . با این حال روایت ها و اخبارى هست مبنى بر این که اگر کسى بمیرد، در حالى که داراى محبّت اهل بیت باشد، شهید از دنیا رفته است، و نیز آمرزیده مى شود و نیز با ایمان کامل از دنیا مى رود.
سفارش داریم هر روز یا هفته اى یک بار با توجه و تأمل زیارت امین الله را بخوانیم . یکى از قسمت هاى مهمّ این زیارت شریف این عبارت است: ... اللهمّ فاجعل نفسى مطمئنّةً بقَدرِکَ، راضیةً بِقضائک.. بارخدایا! پس جان مرا مطمئن و آرام نسبت به سرنوشت قرار بده، و مرا خشنود نسبت به داوریت بگردان . یعنی اشاره دارد خدایا مرا به مقام «رضا» و «خشنودى» برسان تا آن چه به من مى رسد مرا از توجه به تو باز ندارد. شهادت درجه ای است که خداوند نصیب افرادی می کند که قابلیت آن را داشته باشند; یعنی , واقعا اهل تقوا بوده و عاشقانه آن را طلب کنند.

برای آگاهی بیشتر ر.ک: -کتاب شهید، تألیف استاد مرتضی مطهری.
- تفسیر نمونه،‌ ج3، ص218-224 .
- حاج شیخ عباس قمى، مفاتیح الجنان .
- قیام و انقلاب مهدى، به ضمیمه شهید از استاد مطهرى .
-امام خمینى، تحریرالوسیله، ج 1، ص 66 .
- تفسیر کشّاف، ج 3، ص 403. ).
- میزان الحکمه، ج 5، ح 9803 . - کنزالعمّال، حدیث 7173 و 7171 ).

در خصوص علت به شهادت رسیدن ائمه علیهم السلام علل و عوامل مختلفی دخیل بوده است:

1. وجود حکام و سلاطین مستبد ، خفقان، قدرت های حاکم بر کشورها و مبارزه ائمه علیهم السلام براساس فرمان الهی و نیز به مقتضای فطرت و سرشت پاک انسانی که ظلم ستیز است.
2. هوا پرستی و غرائز نفسانی طغیانگر و شهوت پرست قدرتمندان و سرمایه داران و حکام و مبارزه ائمه علیهم السلام با این روحیه و رفتار.
3. دفاع ائمه علیهم السلام از محرومین و بسیج آنها برای احقاق حق خود.
4. دعوت ائمه علیهم السلام به پاکسازی جامعه و رعایت عدالت و عفت و پاکدامنی نقطه مقابل آنچه که هدف و منش و مشی حکام و سلاطین بود.
5. محبوبیت ائمه علیهم السلام به واسطه روحیه لطیف، رفتار الهی و انسانی داشتن در حالی که حکام به واسطه بی رحمی، ظلم و شقاوت منفور در بین مردم بودند و این تقابل آنها را به انتقام گیری دعوت می گردد خصوصا این که با محبوبیت امام، قدرت طلبی آنها به خطر می افتاد.
بطور نمونه به شهادت رسیدن حضرت علی،حضرت امام حسن و حضرت امام حسین علیهم السلام در پی علل و حوادثی ناشی ازین طغیان طاغوتها بود . دیگر امامان علیهم السلام نیز به خاطر همین نوع مبارزات شهادت رسیده اند .
1. به طور کلی اگر در کشوری پادشاه و خلیفه ای باشد و در کنار آن یک شخصیت ممتازی هم باشد و مردم آن شخصیت ممتاز را به عنوان یک شخصیت بزرگ و محبوب بپذیرند و دل و جانشان همواره متوجه او باشد، این پادشاه و این خلیفه نمی تواند او را بپذیرد و این پادشاه شخصیت عاقل وعادل و مؤمن هم که نیست چون اگر چنین بود به صحنه نمی آمد و با وجود آن شخصیت ممتاز و محبوب، پادشاه نمی شد. این پادشاه همواره در فکر از بین بردن آن شخصیت خواهد بود. به خصوص اگر آن شخصیت، این پادشاه را باطل و ظالم بداند و معرفی کند. داستان امامان ما در رابطه با خلفای جهان اسلام چنین بود. خلفا با توسل به ظلم و ستم بر سر کار آمدند و بر مردم مسلط شدند. امامان ما در میان مردم محبوبیت فوق العاده داشتند و همین امامان آن خلفا را باطل و ظالم معرفی می کردند و این خلفا نمی توانستند با امامان کنار بیایند و برای همین آنها را به هر نحوی که می توانستند از بین می بردند. بنابراین عامل اصلی درگیری خلفای زمانه با امامان این بود که آنان نمی توانستند اینان را تحمل کنند.
شما به عنوان مثال حضرت امام هادی علیه السلام را در نظر بگیرید، حضرت امام هادی علیه السلام در مدینه بود، پیشنماز حرمین نامه ای به متوکل عباسی نوشت و در آن نامه یادآور شد که اگر تو را به مکه و مدینه حاجتی هست علی بن محمد را از این دیار بیرون ببر که اکثر مردم را مطیع و منقاد خود ساخته است. افراد دیگری هم نامه هایی به این مضمون به متوکل نوشتند و عبدالله بن محمد که والی مدینه بود، نسبت به آن حضرت آزار و اذیت فراوانی روا داشت و همین والی نامه هایی به متوکل نوشته بود و خطر حضرت امام هادی علیه السلام را به اطلاع متوکل رسانده بود .
(منتهی الامال، ج 2، ص 672، چاپ هجرت).
این می رساند که دل مردم با امام بوده و متوکل نمی توانسته این وضعیت را تحمل کند متوکل که انسان دیندار و عادل نبوده است.
2. امامان در برابر این خلفا می ایستادند و مبارزه می کردند و با آنان کنار نمی آمدند. گرچه قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی در دست خلفاء بود ولی از نظر فرهنگی، امامان از آنها بسیار بسیار قوی تر بودند و رهبری فرهنگی مردم با امامان بود. امامان ما به خاطر این مبارزات بود که همواره تحت فشار بودند و دشمن به هر طریقی که امکان داشت امامان را از صحنه خارج می کرد و آنها را دور از چشم مردم، مخفیانه مسموم می کردند. برای آشنایی با مبارزات امامان معصوم به این کتاب ها مراجعه کنید: - امامان شیعه جنبش های مکتبی، محمد تقی مدرسی، ترجمه حمید رضا آژیر، انتشارات آستان قدس رضوی - جهاد الشیعه فی العصر العباسی الاول، الدکتوره سمیره مختار اللیثی،
شیخ عباس قمی درباره امام سجاد علیه السلام می گوید: «از اخبار معتبره که بر وجه عموم وارد شده، ظاهر می شود که آن حضرت را به زهر شهید کرده اند و ابن بابویه و جمعی را اعتقاد آن است که ولید بن عبدالملک آن حضرت را زهر داده و بعضی هشام بن عبدالملک گفته اند»(منتهی الامال، ج 2، ص 92، چاپ هجرت).درباره امام باقرعلیه السلام می گوید: «و گفته شده که آن حضرت را ابراهیم بن عبدالملک بن مروان به زهر شهید کرده»(همان، ص 226).
درباره امام صادق علیه السلام می گوید: «وفات کرد حضرت صادق در ماه شوال سنه 148 به سبب انگور زهرآلوده که منصور به آن حضرت خورانید»}(همان، ص 289).
درباره امام رضا علیه السلام می گوید: «امام رضا فرمود: زود باشد که کشته شوم به زهر با ظلم و ستم و مدفون شوم در پهلوی هارون الرشید»(همان، ص 533).
درباره امام جواد علیه السلام می گوید: «اشهر آن است که زوجه اش ام الفضل دختر مأمون به تحریک عمویش معتصم آن حضرت را مسموم کرد»(همان، ص 613).
درباره امام هادی می گوید: «معتمد عباسی برادر معتز آن حضرت را مسموم کرد»(ص 683).
درباره امام حسن عسکری علیه السلام می گوید: «ابن بابویه و دیگران گفته اند که معتمد آن حضرت را به زهر شهید نمود» (ص 733).
نتیجه اینکه :
- شهادت هنر مردان خداست .
- جمع زیادی از انبیاء وامامان علیهم السلام به شهادت رسیده اند.
- مبارزه امامان علیهم السلام با ظلم و ستم برای اصلاح و نجات جامعه از شقاوت و بدبختی به نوعی مبارزه با حاکمان طاغوت بوده است.
- حاکمان از هر طریق ممکن و گاهی به کمک خیانت کاران نقشه های شوم خود را برای خاموش نمودن نور حق و آگاهی و محروم نمودن مردم از معارف ناب اسلامی با به شهادت رساندن معصومین علیهم السلام اجرا و پیاده مینمودند .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.