نسخه آزمایشی

امامت ابراهیم خلیل (ع) ۱۳۹۷/۱۰/۱۰ - ۸۲ بازدید

با سلام.
اینکه حضرت ابراهیم(ع) در اواخر عمرشان به مقام امامت رسیده بودند؛ ایا همزمان با نبوت، امامت نیز داشتند و یا نبوتشان با رسیدن به مقام امامت به پایان رسیده بود؟
با تشکر قبلی از راهنمایی شما
الف. نبوت حضرت ابراهیم (ع) تا زمان حیات مبارکشان استمرار داشته و هنگامی که به مقام امامت نائل شدند نبی هم بودند .
ب. خدای تعالی در قرآن کریم می‌فرماید: و هنگامی که خداوند ابراهیم را به کلماتی یعنی امور و تکالیفی آزمود و ایشان آنها را به پایان رسانید، گفت: و اکنون من تو را امام برای مردم قرار می دهم و به امامت مردم منصوب می‌دارم. ابراهیم گفت: و از فرزندان من نیز؟ خدا فرمود: عهد من (یعنی امامت) به ستمکاران نمی‌رسد.
از امام صادق(ع) روایت شده است که خدای تعالی ابراهیم را بنده‌ی خود گرفت پیش از آنکه به نبوت انتخابش کند. به پیغمبری انتخابش فرمود پیش از آنکه رسولش قرار دهد . و او را رسول خود ساخت، قبل از آنکه خلیل خود سازد. و وی را خلیل خود ساخت قبل از آنکه امامش گرداند و چون همه‌ی این منصب‌ها را برایش فراهم کرد، آنگاه به او گفت: من تو را امام ساختم. منصب امامت وقتی به ابراهیم(ع) رسید که از هر جهت شایستگی و لیاقت خود را ابراز کرد و در مورد آزمایش‌های گوناگون، مانند افتادن در آتش نمرود و ذبح اسماعیل و دوری از زن و فرزند به خاطر خدا و امثال اینها قرار گرفت و همه جا به خوبی از عهده‌ی امتحان برآمد. البته خدا هم او را امتحان کرد . آن وقت که او از هر جهت آماده‌ی اعطاء این منصب الهی گردید، به منصب امامت نائل آمد.
از این سخن که ابراهیم از خدا خواست امامت را در فرزندانش قرار دهد معلوم می‌شود که این مقام در اواخر عمر آن حضرت به او داده شد. یعنی پس از آنکه فرزندانی چون اسماعیل و اسحاق پیدا کرده بود. و از این ردّ درخواست که این منصب به فرزندانش نیز اعطا شود و آن پاسخ را دریافت، مشخص می‌شود که این منصب الهی چه منصب بزرگی است و رسیدن به این مقام شامخ چه شرایط و مقدماتی دارد که از آن جمله هیچ گونه ستمی چه ستم به نفس یعنی گناه و چه ستم به دیگران نباید در دوران زندگی او دیده شود و به اصطلاح باید معصوم از گناه و خطا باشد. بنابراین امامت:
۱- منصبی که از طرف خدا باید به افراد بشر واگذار شود و امام باید از طرف خدا به این مقام منصوب گردد .
۲- امام باید به عصمت الهی معصوم باشد .
۳- زمین هیچ گاه خالی از امام حق نخواهد بود .
۴- امام باید از جانب خدای تعالی منصوب شود .
۵- اعمال بندگان خدا از علم امام پوشیده نیست .
۶- امام باید به همه‌ی آنچه مورد نیاز و احتیاج دنیا و آخرت مردم است، عالم و دانا باشد .
۷- محال است در میان مردم کسی برتر از امام در فضایل نفسانی باشد .
راغب می‌گوید: «ان ابراهیم کان امه قانتا لله» یعنی ابراهیم در عبادت خدا به تنهایی قائم مقام جماعت و گروهی بود. چنانچه گویند: فلانی به تنهایی یک عشیره و قبیله است. ابراهیم پس از اخذ تمام شایستگی‌ها و تحمل مصائب فراوانی به این مقام با شکوه الهی (امامت) نائل آمد. ج. توضیح بیشتر:
امامت حضرت ابرهیم به معنای نبوت و رسالت و فرمانروایی نیست، چون قبلاً ابراهیم خلیل همه این منصبها را داشت. امام، کسی است که مردم موظفند عقیده و خلق و اعمالشان را به استناد عقیده و خلق و اعمال او تنظیم کنند. امام گاهی به معنای بزرگراه است: «اِنَّهما لَبِامام مبین» حجر/۷۹؛ یعنی آن دو منظقه ویران شده بر اثر عذاب، نزدیک راه عمومی و معروف حجاز به شام است. امام مبین جاده بزرگی را گویند که رسیدن به آن عامل آشنا شدن به مقصد است. و امام در جامعه بشری انسان کاملی است که اقتدای به او مایه رسیدن به مقصد کمال است. خدای سبحان ابراهیم خلیل را به مقام امامت رساند تا دیگران در عقیده، اخلاق و کارشان به او اقتدا کنند. امامتی که به حضرت ابراهیم داده شد امری تکوینی بود نه اعتباری.
امامت امری «ملکوتی» است، ولی مقام اداره امور مسلمین جزو عالم «ملک» است که با رسالت تأمین می‏ شود.
خدای سبحان می‏ فرماید: «ما اَرسَلنا مِن رَسول اِلّا لِیطاع» (نساء/۶۴ )؛ هیچ پیامبری ر ا نفرستادیم مگر این که مردم باید از او اطاعت کنند.
پیامبر به اذن خدا مرجع قضایی و مطاع مردم بوده است: «ما اتیکم الرَّسوُل فَخَذوه وما نَهیکم عَنه فَانْتَهوا» (حشر/۷). امور مسلمین را باید او تنظیم کند.
خداوند درباره مسایل جنگ فرمود : «یا اَیُّها الَّذِین امَنوا اسْتَجیبوا لله و لِلرسول اِذا دَعاکم لِما یُحْییکم» (انفال/۲۴)؛ جهاد و دفاع امت را احیا می‏کند و پیامبر که فرمانده جنگ است و امت را به جبهه فرا می‏‏خواند، می‏خواهد امت اسلامی را زنده نگه دارد. همان طور که در مسایل مربوط به حوزه اسلامی، قصاص عامل حیات است: «وَلَکُم فی القِصاص حَیوة یا اوُلی الاَلْباب» ( بقره/۱۷۹)، در مسایل مربوط به رابطه اسلام و کفر نیز مبارزه علیه طاغوت و کفر و نفاق، عامل حیات است.
خداوند امامت را با هدایت قرین کرده، می‏فرماید: امام هادی مردم است و هر جا هدایت را با امامت ذکر می‏کند، امر خود را در کنار هدایت ذکر می‏کند: «و جَعَلنا مِنْهم اَئِمه یَهدون بِأَمرنا لَمّا صَبروا» (سجده/۲۴).
بنابر این، قرین امامت در قرآن هدایت است و هدایتی که در کنار امامت است، همراه با امر خداست و امر خداوند با (کن فیکون) حاصل می‏ شود و نیازی به اسباب طبیعی ندارد. قهراً جزو ملکوت خواهد بود و معنای هدایت ملکوتی امام نسبت به عقاید و اخلاق و اعمال مردم این است که عقیده، اخلاق و اعمال امام پیشاپیش شئون اعتقادی و اخلاقی و عملی مردم صعود و آنها را در صعود به سوی خدا رهبری می ‏کند. قلب مطهّر امام، آشیانه اراده حق است و اراده خدا امری ملکوتی است که با «کن»، تنظیم شده است و امامت چهره دیگری از اراده خداست. امام جلوه اراده حق است.
امامت ملکوتی غیر از نبوت و رهبری امور مردم است. پس از این که حضرت ابراهیم بسیاری از عقبه‏ ها را زیر پا نهاد خداوند امامت را به عنوان یک موهبت الهی نصیب ابراهیم خلیل کرد: « وَاِذ ابتَلی اِبراهیم ربُّه بِکَلمات فَاتَمهن قال اِنّی جاعِلُک لِلنّاس اِماماً» (بقره/۱۲۴). وقتی خدای سبحان، ابراهیم(ع) را به کلمات آزمود و ابراهیم خلیل از عهده آن امتحانات بدر آمد، خدای سبحان بر پیروزمندی او درآن امتحانات صحّه گذاشت و وی را به مقام والای امامت رساند. یکی از امتحانهای الهی دستور ذبح فرزند بود که ابراهیم(ع) خلیل به فرزندش می‏گوید: «یا بُنیّ اِنّی أَری فی المَنام اِنّی اُذْبحک» (صافات/۱۰۲). اسماعیل می‏گوید: «یا اَبَت افعل ما تُؤمر فَستجدنی اِن شاء الله مِن الصابِرین فَلمّا اسلما وَتَلّه لِلجَبین» (صافات/۱۰۲-۱۰۳)؛ وقتی پدر و پسر مسلم و مطیع و منقاد امر الهی شدند، در این امتحان الهی پیروز شدند و خدای سبحان به ابراهیم فرمود: «یا ابراهیم قَد صَدّقَت الرُّیاء» (صافات/۱۰۴/۱۰۵)؛ تو این رؤیا را صادق دانستی و ما هم بر پیروزمندی تو در این امتحان صحّه می‏گذاریم.
پس، امامت در قرآن کریم با هدایت همراه است و امامت وصفی است آمیخته با هدایت و این هدایت چون در رابطه با امر خداست و امر را هم خدای سبحان وصفی ملکوتی می‏داند، پس امامت امری «ملکوتی» است نه «مُلکی» . آن جا که سخن از تبلیغ و ارشاد و موعظه است، با الفاظ و معانی و علوم حصولی است در ارتباط است.
در قرآن کریم گاهی سخن از دعوت به امر دینی است که از نوع امامت ملکی می‏باشد مانند: «اُدع اِلی سَبیل رَبِّک بِالحِکمة والمَوعِظة الحَسنة و جادِلهم بِالتّی هِی اَحسَن» ، «بَلّغ ما أَنزل اِلَیک» ، «اَلَّذین یُبَلِّغون رِسالات الله» (نحل/۱۲۵، مائده/۶۷ ، احزاب/۳۹، سجده/۲۴)، ولی گاهی سخن از هدایت به امر و امامت ملکوتی است: « وَجَعلنا مِنهم اَئِمه یَهدون بِاَمرنا» (سجده/۲۴ )، «یهدون بامرنا» غیر از «یبلغون» و «یقولون» و «یشهدون» است.
خداوند در قرآن کریم به پیامبر می‏فرماید: تو معلم مردم و مبیّن و مفسر کتاب آسمانی هستی: «اَنزَلنا اِلیک الذِّکر لِتُبین للناس ما نزّل اِلَیهم» (نحل/۴۴ ) و این به امر، مقید نیست، چنانکه «بَلغ ما اُنزِل اِلیک» نیز بدین معناست که تو تبلیغ کن خواه بپذیرند، خواه نپذیزند، ولی در «یَهدون بِاَمرِنا» هدایت همان و اهتدا همان و در این امر تخلفی نیست. امر الهی همان کلمه ایجاد است و امامت که با «کن» کار می‏کند، «یکون» را به دنبال دارد. امامت ملکوتی با «کن» هدایت می‏کند و امت در چنین هدایتی با «یکون» مهتدی می‏شود. ممکن نیست امام با «کن» ، کار کند، ولی امت هدایت نشود؛ در تکوین تخلّف راه ندارد.
هدایت کردن به امر خداوند، هدایت تکوینی است. در مواردی که سخن از دعوت، تبلیغ، تعلیم و تبیین محتوای قرآن کریم است، هیچ یک مقیّد و مصحوب به «امر» نیست مانند: «اُدع اِلی السَبیل رَبِّک» (نحل/۱۲۵ )، «بَلِّغ ما اُنزل اِلَیک» (مائده/۶۷)، «اَلَّذین یُبَلغون رِسالات الله» ( احزاب/۳۹ )، «یُعَلِّمُهم الکِتاب والحِکمة» (جمعه/۲)، «لِتُبَیِّن لِلناس مانَزَّل اِلَیهم» (نحل/۴۲). خدای سبحان «امر» را یک چهره ملکوتی می‏داند که آن را در خصوص هدایت ملکوتی تعبیه کرده که به دست ائمه است. معلوم می‏شود، امامت هدایت باطنی است و هدایت باطنی از اهتدا جدا نیست. قهراً انسانی که با هدایت ملکوتی دلها را هدایت می‏کند، معصوم نیز هست. در ملکوت، شهود است نه غیبت و ابراهیم خلیل نیز به مقام امامت رسید، زیرا اهل ملکوت بود. «وکَذلِک نُری اِبراهیم مَلکوت السَّموات والاَرض ولِیَکون مِنَ المُوقنین» (انعام/۷۵). خدای سبحان، امامت ابراهیم را در کنار عبودیت، رسالت و خُلَْت او مطرح می‏کند. امامت مقام دیگری است که حضرت ابراهیم خلیل در پایان زندگی به آن مقام رسید. او پس از نبوّت و امتحانات صعب به مقام امامت رسید. ابراهیم خلیل وقتی آن کلمات را اتمام و توحید را با عمل صالح تتمیم کرد، به مقام شامخ امامت رسید.
ر. ک: آیة الله جوادی آملی، تفسیر موضوعی قرآن ج ۶ (سیرة پیامبران(ع) در قرآن) .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.