امامت و خلافت ۱۳۹۵/۰۷/۱۵ - ۵۵۲ بازدید

79658_icon175x175.pngاگر معناى لغوى «امامت» و «خلافت» را در نظر بگیریم،بین آن دو تقابل نیست و خلیفه،«امام» نیز خوانده مى شود؛لیکن اگر محتواى دو جریان و دو گونه رهبرى را،ناظر به دو مکتب پدید آمده در جامعه اسلامى در نظر گیریم و آن دو را با معیارهاى تعیین شده در نصوص دینى بسنجیم؛به روشنى در مى یابیم که حکومت مورد تأیید دین،همان نظام «امامت و ولایت» است.این مطلب دلایل فراوانى دارد؛از جمله:

79658_icon175x175.pngاگر معناى لغوى «امامت» و «خلافت» را در نظر بگیریم،بین آن دو تقابل نیست و خلیفه،«امام» نیز خوانده مى شود؛لیکن اگر محتواى دو جریان و دو گونه رهبرى را،ناظر به دو مکتب پدید آمده در جامعه اسلامى در نظر گیریم و آن دو را با معیارهاى تعیین شده در نصوص دینى بسنجیم؛به روشنى در مى یابیم که حکومت مورد تأیید دین،همان نظام «امامت و ولایت» است.این مطلب دلایل فراوانى دارد؛از جمله:
یکم. دلایل قرآنى مبتنى بر اینکه امامت، عهدى الهى است و تنها به اشخاصى که داراى صلاحیت و شایستگى هاى ویژه اى باشند، مى رسد: «وَ اِذِ ابْتَلى اِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَاَتَمَّهُنَّ قالَ اِنّى جاعِلُکَ لِلنّاسِ اِماما قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَتى قالَ لایَنالُ عَهْدِى الظالِمینَ»[1]؛ «[به خاطر آورید] هنگامى که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده این آزمایش ها برآمد؛ خداوند به او فرمود:  من تو را امام و پیشواى مردم قرار دادم؛ ابراهیم عرض کرد: از دودمان من [نیز امامانى قرار بده]، خداوند فرمود: پیمان من، به ستمکاران نمى رسد [و تنها آن دسته از فرزندان تو که پاک و معصوم باشند، شایستؤ این مقام اند]». این آیه نشان مى دهد:
1. امامت عهد و پیمانى خدایى است و از سوى خداوند وضع و اعتبار مى شود.
2. ستمکاران ـ چه ستم پیشگان عملى و چه اعتقادى ـ شایستگى این منصب الهى را ندارند؛ هر چند از ذریه پیامبر بزرگى چون ابراهیم (علیه السلام) باشند.
دوّم. دلایل روایى مبتنى بر اینکه امامت و رهبرى مخصوص امامان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)  است.
این دلایل بسیار و متواتر است. جالب اینکه بیشتر این نصوص، در متون معتبر اهل سنت نیز یافت مى شود؛ از جمله:
پیامبر خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: «لا تزال هذه الامة مستقیما امرها، ظاهرة على عدوّها، حتى یمضى منهم اثنا عشر خلیفة کلّهم من قریش»[2]؛ «کار این امت بسامان است، تا وقتى که دوازده خلیفه بر آنان حکم رانند، که همگى از قریش اند».
در روایت دیگرى آمده است: «کار این امت تا هنگامى که دوازده مرد بر آنان ولایت داشته باشند، در جریان است».[3]
مشابه این روایات در متون شیعه و سنى، بسیار زیاد است. احادیث دیگرى نیز در تفسیر این روایات وارد شده است؛ از جمله: امام جوینى (امام الحرمین) از عبداللّه  بن عباس روایت مى کند که پیامبراکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود:
«انا سیدالنبیّین و على بن ابیطالب سیّد الوصیّین و ان اوصیائى بعدى اثناعشر،  اولهم على بن ابى طالب و آخرهم المهدى»[4]؛ «من آقا و بزرگ پیامبرانم و على بن ابى طالب سَرْور اوصیا است. همانا اوصیاى پس از من، دوازده نفرند که نخستین آنان على بن ابى طالب و آخرینشان مهدى(عج) است».[5]
سوّم. دلایل مربوط به ولایت فقیه در عصر غیبت که جداگانه قابل بررسى است.
پی نوشت ها
_________________________________
[1]ـ بقره 2، آیه 124.
[2]ـ منتخب کنزالعمال، ج 5، ص 321؛ تاریخ ابن کثیر، ج 6، ص 249؛ تاریخ الخلفاء سیوطى، ص 10؛ کنزالعمال، ج 13، ص 26؛ الصواعق المحرقة، ص 28.
[3]ـ نَدَوى، شرح صحیح مسلم، ج 12، ص 202؛ الصواعق المحرقة، ص 18؛ تاریخ الخلفاء سیوطى، ص 10.
[4]ـ فرائدالسمطین، ش 1164.
[5]ـ براى آگاهى بیشتر در این زمینه ر.ک: عسکرى، علامه سید مرتضى، امامان این امت دوازده نفرند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.