امام خمینی(ره) و فدائیان اسلام ۱۳۹۱/۱۰/۲۶ - ۴۴۱۴ بازدید

امام خمینی(ره) و فدائیان اسلام




جمعیت فدائیان اسلام با هدف اقامه و اجرای احکام و دستورات اسلام و
مبارزه با ظلم و قطع ریشه های بی دین و در یک کلمه «مبارزه با تمام اشکال بی دینی
در جامعه» تشکیل شد این ویژگی به دلیل کلیت و گستردگی مفهومی خود می توانست خواه
ناخواه همه مجامع و محافل دینی را با هر گرایش و سلیقه ای مخاطب قرار دهد و در عرصه
اجتماعی توده مسلمانان را به پشتیبانی فرا بخواند(۱) و شهید نواب صفوی در مسیر حرکت
دینی اش همواره از رهنمودهای مراجع و فقهایی همچون آیت الله آقای حسین قمی، علامه
امینی، سید هادی میلانی، سید محمد حجت، محمد تقی خوانساری، سید صدر الدین و آیت
الله کاشانی و دیگران بهره می گرفت(۲). در جریان ترور کسروی که به ساحت مقدس اسلام
و پیامبر اکرم(ص) و امام صادق(ع) توهین نمود و مصائب حضرت فاطمه(س) را دروغ خواند و
در ظهور ولی عصر(عج) شبهه ایجاد نموده و آن را مورد انکار قرار داد و اقدام به
سوزاندن قرآن مجید و مفاتیح الجنان نمود، فتوای ارتداد از سوی حضرات آیات شیخ محمد
حسین کاشف الغطاء، آقا حسین قمی، علامه امینی، سید عبدالهادی شیرازی، سید محمد
شاهرودی، سید ابوالحسن اصفهانی و دیگران صادر شد(۳) و این اقدام جمعیت فدائیان
اسلام با حمایت زیاد مردم غیور و مسلمان همراه شد.
در مورد ترور هژیر نخست وزیر وقت نیز، اقدامات وی در مقابله با منافع ملت، ارتباط
نزدیک وی با انگلیس تخلف در انتخابات مجلس شانزدهم و مسیحی شدن هژیر از عوامل
مخالفت فدائیان اسلام با وی و ترور او بود(۴).
مرحوم آیت الله بروجردی در جریان مخالفت و مبارزه آیت الله کاشانی با هژیر با صدور
اعلامیه ای حمایت قاطع خود را از مبارزات ایشان در برابر هژیر اعلام نمود در این
اعلامیه چنین آمده است: «بر جامعه مسلمانان و ملت ایران اعلام می داریم در این اوان
به زعیم بزرگ و روحانی عظیم الشأن آیت الله کاشانی برای سعادت کشور و صلاح جامعه و
دفع ظلم و ستم نهضت دینی نموده اند و جدا در مقام مبارزه با استبداد و دیکتاتوری که
در نتیجه نخست وزیری هژیر در این مملکت واقع می شود برآمده با عزمی راسخ برای حفظ
حقوق حقه طبقات جامعه بالخصوص افراد رنجبر و ضعفا و بینوایان که اکثریت غالب ایران
را تشکیل می دهند قیام و اقدام نموده اند لذا جامعه مسلمین، قاطبه ملت ایران بنا به
وظیفه دینی تابع اراده و پیرو مجری قوانین دین حنیف اسلام بوده و با درود و صلوات
از آیت الله کاشانی پشتیبانی می نماییم.»(۵)
اقدامات رزم آراء در مخالفت با نهضت ملی نفت وارتباط نزدیک با انگلستان و مخالفت با
منافع کشور و ملت موجب شد تا فتوای قتل وی صادر شود(۶) و خلیل طهماسی از اعضای
فدائیان اسلام وی را به قتل رساند. آیت الله کاشانی از قتل رزم آراء به عنون
شدیدترین ضربه به پیکر استعمار یاد کرد و گفت این عمل به نفع ملت ایران بود و آن
ضربه عالی ترین و مفید ترین ضربه ای بود که بر پیکر استعمار و دشمنان ملت ایران
وارد آمد(۷) همچنین ایشان صریحا اعلام کرد که قاتل رزم آراء باید آزاد شود زیرا این
اقدام او در راه خدمت به ملت ایران و برادران مسلمانش انجام شده است و در حقیقت حکم
اعدام وی را ملت صادر کرده است و خلیل طهماسبی مجری اراده ملت ایران بوده است.(۸)
مجلس شورای ملی نیز در ۱۶ مرداد ۱۳۳۱ ماده واحده عفو خلیل طهماسی را به شرح زیر
تصویب رساند: «چون خیانت علی رزم آراء و حمایت او از اجانب به ملت ایران ثابت است
بر فرض این که قاتل او استاد خلیل طهماسبی باشد از نظر ملت ایران بی گناه و تبرئه
شده و شناخته می شود.»(۹)
بنابراین جمعیت فدائیان اسلام در اقدامات خود و ترورهایی که انجام می دادند احکام
اسلام و مصالح کشور را در نظر و در راستای وظیفه دینی، مذهبی و ملی خود این اقدامات
را انجام می دادند و از رهنمودهای برخی علماء و فقهاء در این راه بهره می جستند.

اما در مورد اینکه نظر امام خمینی(ره) در این باره چیست؟
بر اساس مدارک تاریخی و خاطرات عنوان شده و اسناد و مدارکی که تاکنون در
موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام خمینی (ره) بررسی شده اند، فتوا و اجازه ای خاص
از جانب امام خمینی در ترور منصور و یا دیگر عناصر رژیم پهلوی وجود ندارد . یادآوری
این نکته ضروری است که نهی امام در ترور عناصر رژیم حداکثر به عنوان اختلاف نظر در
تاکتیک مبارزه با پیروانش تلقی می گردد و گرنه در مفسد دانستن رجال وابسته ای چون
حسنعلی منـصور، اختلاف نظری میان امام و یارانش وجود نداشته است. اما در مورد رابطه
حضرت امام با فدائیان وشخص نواب صفوی، آقای جعفریان در کتاب خود این جمع بندی و
موارد مسلم تاریخ را بیان کردهاند:«آقای واعظ زاده درباره موضع امام خمینی نسسبت به
فدائیان میگوید یک روز در جلسه خصوصی از ایشان شنیدم که فرمود اینان(فدائیان
اسلامی) بدون هیچ الت و اسلحه ای، فقط با سخنرانی، با دستگاه درافتاده اند و دستگاه
را به وحشت انداخته اند. حاج آقا مصطفی نیز با عبدالحسین واحدی دوست بوده و جایی از
احساس مثبت خود نسبت به نواب و واحدی و از جریان کتک خوردن آنان در قم، در خاطرات
خود گفته است. خانم زهرا مصطفوی هم از موضع حمایت آمیز امام خمینی با فدائیان اسلام
و ناراحتی وی از عدم اعلام حمایت ایت الله بروجردی از آنان سخن گفته است. همسر امام
هم تأیید کرده است که اقا رفتند پیش اقای بروجردی که در این کار دخالت کنند ولی
ایشان گفتند من در کار آنها دخالت نمیکنم. بعدها یکی از شاگردان امام در وصف ایشان
نوشت: روح او (امام خمینی) روح نوابی بود به اضافه مرجعیت. نیز گفته شده است که
امام به خاطر آیت الله بروجردی از حمایت آشکار فدائیان اسلام خودداری کرد.»(۱۰)
 

پی نوشت ها:
۱. داوود امینی، جمعیت فدائیان اسلام و نقش آن در تحولات سیاسی-اجتماعی ایران،
تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۸۱، ص ۹۲.
۲. سید حسین خوش نیت، سید مجتبی نواب صفوی، اندیشه ها، مبارزات و شهادت او، تهران:
منشور برادری، ۱۳۶۰، ص ۲۱۸.
۳. داود امینی، همان، ص ۶۴.
۴. داود امینی، همان، ص ۱۶۵؛ و محمود طاهری احمدی و مجید تفرشی، گزارش های محرمانه
شهربانی، ج ۲، تهران: سازمان اسناد ملی ایران، ۱۳۷۱، ص ۱۴۱.
۵. فصلنامه گنجینه اسناد سازمان ملی ایران، شماره ۳۱ و ۳۲، ص ۹۸.
۶. مهدی عراقی، ناگفته ها وخاطرات، به کوشش محمد مقدسی، مسعود دهشور، حمید رضا
شیرازی، تهران: مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، صص ۷۲-۷۷.
۷. مجله ۱۵ خرداد، شماره ۱۹-۲۰، سال چهارم، زمستان ۱۳۷۴.
۸. سید جلال الدین مدنی، تاریخ سیاسی معاصر ایران، قم: انتشارات اسلامی، ۱۳۶۱، ص
۳۵۴.
۹. نصر الله شیفته، زندگی نامه و مبارزات دکتر مصدق، تهران: نشر کوش، ۱۳۷۰، ص ۱۲۷.
۱۰. جریانها و سازمان های مذهبی سیاسی ایران، رسول جعفریان، نشر مرکز اسناد انقلاب
اسلامی، چاپ پنجم ۱۳۸۳

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.