امام خمینی و خشونت در اسلام؟ ۱۳۹۴/۱۱/۱۸ - ۱۲ بازدید

متأسفانه این گونه مطالب با تقطیع سخنان حضرت امام با هدف تخریب چهره امام و تضعیف نظام مطرح می گردد.متن اصلی سخنان حضرت امام را در اینجا می آوریم تا نادرستی این استناد ها روشن شود.۱.آنچه حضرت امام در باره برخورد با خوارج بیان فرمودند مربوط به سخنرانى ایشان به مناسبت سالگرد ۱۷ شهریور است که در سال ۱۳۵۸ ایراد شد و ایشان در بخشی از سخنان خود فرمودند:« خداى تبارک و تعالى به حضرت موسى:وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ اینها را متذکّر کن به «ایّام خدا».
n00110081-b.jpgمتأسفانه این گونه مطالب با تقطیع سخنان حضرت امام با هدف تخریب چهره امام و تضعیف نظام مطرح می گردد.متن اصلی سخنان حضرت امام را در اینجا می آوریم تا نادرستی این استناد ها روشن شود.۱.آنچه حضرت امام در باره برخورد با خوارج بیان فرمودند مربوط به سخنرانى ایشان به مناسبت سالگرد ۱۷ شهریور است که در سال ۱۳۵۸ ایراد شد و ایشان در بخشی از سخنان خود فرمودند:« خداى تبارک و تعالى به حضرت موسى:وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ اینها را متذکّر کن به «ایّام خدا». همه ایّام مال خداست؛ لکن بعضى از ایّام یک خصوصیتى دارد که براى آن خصوصیت «یوم اللَّه» مى شود. روزى که پیغمبر اکرم هجرت کردند به مدینه، این روز «یوم اللَّه» است. روزى که مکه را فتح کردند «یوم اللَّه» است. یومِ قدرت نمایى خداست که یک یتیم را که همه رَفضَش کرده بودند، نمى توانست زندگى بکند تو وطن خودش، تو خانه خودش، بعد از چندى فتح مکّه به دست او شد؛ و آن قُلْدُرها و آن ثروتمندها و آن قدرتمندها همه در تحت سیطره او واقع شد، و فرمود:أنتُمُ الطُّلَقَاء دیگر آزادتان کردم، بروید؛ این «یوم اللَّه» است. یوم خوارج ، روزى که امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- شمشیر را کشید و این فاسدها را، این غدّه هاى سرطانى را درو کرد، این هم «یوم اللَّه» بود. این مقدسهایى که پینه بسته بود پیشانیشان، لکن خدا را نمى شناختند، همینها بودند که کشتند امیر المؤمنین را! قیام کردند در مقابل امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- از لشکر خودش بودند، قیام کردند در مقابل او. براى خاطر آن قضایایى که در صفین واقع شد و امام- علیه السلام- دید که اگر اینها باقى باشند فاسد مى کنند ملت را، تمامشان را کشت، الّا بعضى که فرار کردند؛ این «یوم اللَّه» بود. روزهایى که خداى تبارک و تعالى براى تنبیه ملتها یک چیزهایى را وارد مى کند، یک زلزله اى وارد مى کند، یک سیلى وارد مى کند، یک طوفانى وارد مى کند، که شلاق بزند به این مردم که آدم بشوید، اینها هم «یوم اللَّه» است. چیزهایى است که به خدا مربوط است.( صحیفه امام، ج ۹، ص ۴۶۵-۴۶۶) مولاى ما، امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- آن مرد نمونه عالَم، آن انسان به تمام معنا انسان، آنکه در عبادت آن طور بود و در زهد و تقوا آن طور و در رَحم و مروت آن طور و با مستضعفین آن طور بود، با مستکبرین و با کسانى که توطئه مى کنند شمشیر را [مى کشید و] مى کشت. هفتصد نفر را در یک روز- چنانچه نقل مى کنند- از یهود بنى قُرَیْظَه - که نظیر اسرائیل بود و اینها از نسل آنها شاید باشند- از دم شمشیر گذراند! خداى تبارک و تعالى در موضع عفو و رحمتْ رحیم است. و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمین هم این طور بود، در موقع رحمت، رحمت؛ و در موقع انتقام، انتقام.( صحیفه امام ، ج۹، ص ۲۸۲) همچنین فرمودند:« پیغمبر اکرم- صلى اللَّه علیه و آله و سلّم- نبى رحمت بود و با مردم به رحمت رفتار مى فرمود. و همان رحمت بود که مردم را هدایت مى کرد و براى مردم غصه مى خورد. براى اشخاصى که در ضلالت بوده اند، به واسطه رحمتى که داشت متأثر بود ولى وقتى که ریشه هایى را مى دید که اینها مشغول فساد هستند و ممکن است که فساد آنها به فساد امّت منتهى بشود و اینها غده هاى سرطانى بودند که ممکن بود جامعه را فاسد کنند، در عین حالى که نبى رحمت بود، باب غضب را باز مى کرد. یهود بَنی قُرَیْظه، همان کاسبهایى که الآن هم دنباله آنها صهیونیستها هستند و فاسد، بعد از آنکه ملاحظه فرمود اینها فاسد هستند و موجب فساد مى شوند، امر فرمود تمام آنها را گردن زدند؛ این ماده سرطانى را از بین برداشتند. امیر المؤمنین- سلام اللَّه علیه- با آن همه عطوفت، با آن همه رحمت، وقتى که ملاحظه فرمود خوارج مردمى هستند که فاسد و مُفْسِد هستند، شمشیر کشید و تمام آنها را، الّا بعضى که فرار کردند، از دم شمشیر گذراند. در وقت رحمت، رحمت؛ و اگر کسانى لایق رحمت نباشند، انتقام و غضب.» (صحیفه امام ،ج۹، ص۳۷۰) ۲. ایشان در سفارش به علما فرمودند:« شما اسلام را به مردم بگویید شما احکام اسلام را، نروید سراغ احکام فقط نماز و روزه، آنها را هم باید بگویید، اما احکام اسلام که منحصر در این نیست. شما سوره برائت را براى مردم چرا نمى خوانید؟ شما آیات قتال را چرا نمى خوانید؟ هى آیات رحمت را مى خوانید! آن قتال هم رحمت است براى این که مى خواهد آدم درست کند. آدم گاهى درست نمى شود مرض گاهى صحیح نمى شود، الّابِالْکَىّ؛ (داغ کردن) باید ببرند، داغ کنند تا درست بشود جامعه. باید آنهایى که فاسد هستند، از آن بیرون ریخته بشوند؛ جنبه رحمت است همه اش. منتها آقایان، بعضى ها خیال مى کنند که همان رحمت این است که به آن مهلت بدهند تا بکشد آدم ها را. این رحمت است؟ از حبس ها بیرونشان کنید تا بریزند مردم را بکشند، این رحمت است؟ شما روى قرآن عمل کنید. قرآن با اشخاصى که مسلمند و معتقدند و ایمان به خدا دارند، به برادرى رفتار مى کند. با اشخاصى که بر خلاف این هستند آنها را مى گوید بکشید، بزنید، حبس کنید؛ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ. شما همان طرفش را گرفتید، زمین هم مى خورید. ما، اگر بنا باشد اسلام را به یک طرفش قبول داشته باشیم، همان جنبه باصطلاح شما رحمت، من همه جنبه هایش را رحمت مى دانم، اما آنکه شما خیال مى کنید که آن جنبه اش رحمت است که دزدها را بیرونشان کنیم، مفسدها را بیرون کنیم، آدمکش ها را بیرون کنیم، دست بردارید از این طور رحمت هایى که شما توهّم مى کنید. اینها رحمت نیست، اینها مخالف خداست، مخالفت با خداست. شما آقایان، باید بگویید مسائل را، در بلاد خودتان که رفتید، مسائلى که خدا فرموده است، بگویید. أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ؛ این را باید به مردم حالى کنید که معنى اش چى است. ما باید چه بکنیم با آنها؟ آنهایى که هَجمه کردند به همه بلاد اسلامى و دارند همه چیز بلاد اسلامى را از بین مى برند.( صحیفه امام، ج ۱۹، ص۱۳۸-۱۳۹) ۳.این مساجد است که نهضت را درست کرد. در عهد رسول اللَّه هم، و بعد از آن هم تا مدتها، مسجد مرکز اجتماع سیاسى بود؛ مرکز تجییش جیوش بود. «محراب» یعنى مکان حرب؛ مکان جنگ: هم جنگ با شیطان، و هم جنگ با طاغوت. از محرابها باید جنگ پیدا بشود؛ چنانکه پیشتر از محرابها پیدا مى شد از مسجدها پیدا مى شد. اى ملت! مسجدهاى خودتان را حفظ کنید. اى روشنفکران مسجدها را حفظ کنید، روشنفکر غربى نباشید. روشنفکر وارداتى نباشید! اى حقوقدانها! مسجدها را حفظ کنید. بروید به مسجد؛ نمى روید! این مسجدها را حفظ کنید تا این نهضت به ثمر برسد؛ تا مملکت شما نجات پیدا کند.(صحیفه امام ، ج۸، ص ۶۰) ۴. جامعه باید تربیت بشوند. حدود الهى براى تربیت جامعه است؛ نه براى انتقامجویى. اگر قاتل را نکشند، قتل زیاد مى شود؛ و فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ؛ در قصاص زندگى است. اگر ما درِ قصاص را ببندیم، هر کسى بکشد کارش نداشته باشیم، قتل زیاد مى شود؛ زندگى مردم از بین مى رود؛ هر کس دلش خواست هر کسى را مى کشد. قصاص براى این است که زندگى بشر تأمین بشود. تربیت است، براى مصلحت جامعه است.( صحیفه امام ، ج۷، ص ۳۱۳) اسلام براى اصلاح جامعه است. اگر شمشیر کشیده، شمشیر را براى این کشیده است که مفسده هایى که نمى گذارند این جامعه ها اصلاح بشود از بین ببرد، تا سایرین اصلاح بشوند.(صحیفه امام ، ج۱۰، ص۴۴۹) انبیا بنایشان بر این بود که دست به شمشیر نبرند الّا براى آنها که علاجى ندارند جز شمشیر و فاسد مى کنند جامعه را. آن که فاسد مى کند جامعه را و دست از فسادش بر نخواهد داشت او را باید از جامعه جدا کرد. و یک غده سرطانى است که جامعه را فاسد مى کند. انبیا مثل یک طبیبى بودند، آنها که مى خواستند اصلاح کنند جامعه را. اگر یک طبیبى آمد و غده سرطانى را، چاقو را درآورد و شکم را پاره کرد و غده سرطانى را درآورد، شما فریاد مى زنید که شکم مردم را پاره کردى، جانى هستى؟! نه، احترامش مى کنید و اجر هم به او مى دهید و دستش را هم فرض کنید مى بوسید و خیلى هم خوشحال مى شوید، براى اینکه این شکم را پاره کرده. اما براى درآوردن غده سرطانى که این را به هلاکت مى رساند. انبیا این طور بودند. انبیا در عین حالى که خداى تبارک و تعالى مى فرماید: که چرا این قدر خودت را به زحمت مى اندازى، چرا این قدر خودت را مى خواهى بکشى که اینها ایمان نمى آورند؟! آن قدر عاطفه داشته است و آن قدر دلش مى خواسته است که مردم صالح بشوند، خوب بشوند، لکن وقتى که مى دید که فلان جمعیت اگر باشند مردم را به فساد مى کِشند، شمشیر او همان چاقوى طبیب است. او طبیب عالم است و طبیب جامعه است و جامعه را باید با حُسن نیّتى که دارد اصلاح بکند. شمشیر على بن ابی طالب ضربه اش مى فرماید که از عبادت جن و انس هم بالاتر است. براى اینکه اصلاح است، ضربه اصلاحى است، ضربه افسادى نیست.( صحیفه امام ، ج۱۴، ص ۲۰)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.