امام زمان(عج) و دین جدید ۱۳۹۲/۴/۱۶ - ۳۲۳ بازدید

ابتدا باید بدانیم که در مورد دستورات و‌آیین حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) دو دسته روایات وارد شده است : یک دسته منشأ پیدایش این فکر شده که حضرت دارای آیین جدیدی است ، لذا مناسب این است که نخست به این دسته از روایات اشاره کنیم ، سپس به دیگر از روایات می پردازیم . ابتدا به این پرسش پاسخ می‌گوییم: دسته اول ، روایاتی است که منشأ توهم دین جدید شده است و آنها عبارتند از :

ابتدا باید بدانیم که در مورد دستورات و‌آیین حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه) دو دسته روایات وارد شده است : یک دسته منشأ پیدایش این فکر شده که حضرت دارای آیین جدیدی است ، لذا مناسب این است که نخست به این دسته از روایات اشاره کنیم ، سپس به دیگر از روایات می پردازیم . ابتدا به این پرسش پاسخ می‌گوییم: دسته اول ، روایاتی است که منشأ توهم دین جدید شده است و آنها عبارتند از :

۱-‌از امام صادق (علیه السلام) از سیره حضرت مهدی (علیه السلام) سوال شد ، حضرت فرمود :« یصنع ما صنع رسول الله ، یهدم ما کان قبله کما هدم رسول الله امر الجاهلیه و یستأنف الاسلام جدیداً۱۳ ؛ همان کاری را که رسول خدا (صل الله علیه و اله) انجام داد ، مهدی انجام می دهد . بد عتهای موجود را خراب می کند ، چنانکه رسول خدا (صل الله علیه و اله) اساس جاهلیت را منهدم نمود، آنگاه اسلام را از نو بنا می کند ».

۲-‌ شخصی به نام ابو خدیجه از حضرت صادق (علیه السلام) نقل می کند که حضرت فرمود :« اذا خرج القائم جاء بامر جدید کما دعا رسول الله فی بدء الاسلام الی امر جدید۱۴ ؛ هنگامی که قائم ظهور کرد با امرجدید خواهد آمد ، چنانکه رسول خدا در آغاز اسلام مردم را به امر جدید دعوت می کرد ».

۳-‌ در حدیثی دیگر امام صادق (علیه السلام) فرمود :« اذا خرج القائم یقوم بامر جدید وکتاب جدید و سنه جدید و قضا جدید ...۱۵ ؛ هنگامی که قائم ظهور کند با امر جدید و کتاب و رفتار وقضاوت جدید ظهور می نماید ...»

روایات دیگری که با این نوع روایات هماهنگ هستند از آنها استفاده می شود که حضرت مهدی (علیه السلام) با دین جدید می آید ، در حالی که این چنین نیست و حضرت مروج دین جدش پیامبر اسلام است . که روایات دسته دوم دال بر آن است که ذیلاً به آنها اشاره می شود :

۱-‌ ابو سعید خدری از رسول خدا (صل الله علیه و اله) روایت می کند که حضرت فرمود : « یخرج رجل من اهلبیتی و یعمل بسنتی ۱۶؛ یکی از اهل بیت من قیام می کند و به سنت و روش من عمل می کند ».

۲- قال رسول الله (صل الله علیه و اله) : القائم من ولدی اسمه اسمی و کنیته کنیتی و شمائله شمائلی و سنته سنتی یقیم الناس علی طاعتی و شریعتی و یدعوهم الی کتاب ربی۱۷ ؛ پیامبر (صل الله علیه و اله) فرمود : قائم از فرزندان من ، همنام و هم کنیه من است ، شمایل و رفتارش ، شمایل و رفتار من است و مردم را به اطلاعت من و دین من وادار می نماید و به قرآن دعوتشان می کند ».

۳-‌ رسول خدا در ضمن حدیثی دیگر فرمود : «و ان الثانی عشر من ولدی یغیب حتی لا یری و یاتی علی امین بزمن لا یبقی من الاسلام الا اسمه و لا یبقی من القرآن الا اسمه فحینئذ یأذن الله تبارک و تعالی بالخروج فیظهر الله الاسلام به ویجدده۱۸ ؛ دوازدهمی از فرزندانم به طوری غایب می شود که اصلاً دیده نمی شود .زمانی خواهد آمد که از اسلام جز اسمی و از قرآن جز رسم و اثری باقی نمی ماند ، در آن هنگام خدا به وی اجازه نهضت می دهد و به وسیله او اسلام راتقویت کرده ، تجدیدش میکند ».

از دقت در مجموعه این روایات بوضوح روشن مى‌‌شود که هدف امام زمان، علیه‌‌السلام، ترویج و حاکمیت بخشیدن به احکام اسلام و تجدید عظمت آن است، وگرنه موضوع آوردن یا مطرح کردن آیین جدید به‌‌غیر از اسلام به دلالت آیات صریح قرآن و روایات متواتر اهل بیت، علیهم‌‌السلام، منتفى است.
امّا اینکه چرا از عملکرد آن حضرت به‌‌عنوان امر جدید یاد مى‌‌شود؟ علت آن است که در طول تاریخ به‌‌ویژه در دوران غیبت مردم دراثر کوتاهى و غفلت یا جهل و نادانى بدعت‌‌هاى زیادى را در دین ایجاد مى‌‌کنند و به جهت منافع زودگذر دنیوى خود به خیال اینکه عدول از احکام الهى آنها را زودتر و یا راحت‌‌تر به آن اهداف مى‌‌رساند بسیارى از احکام قرآن و اسلام را نادیده مى‌‌گیرند یا آنها را به میل خود تفسیر و تأویل مى‌‌نمایند و درنتیجه این کار اسلام واقعى به فراموشى سپرده مى‌‌شود، لذا وقتى امام زمان، علیه‌‌السلام، ظهور مى‌‌کنند بدون توجه به میل و خواست مردم احکام خداوند را به همان صورت که صادر شده است به اجرا درمى‌‌آورند و بدیهى است که این کار در نظر مردمى که خیلى از این احکام را به کنار نهاده بودند یا آنها را به گونه‌‌اى دیگر معنى مى‌‌کردند تازگى خواهد داشت و با اسلام مصطلح و رایج در بین آنها فرق خواهد کرد، درنتیجه با خود خواهند گفت آن حضرت به اسلامى غیر از آن اسلامى که ما مى‌‌شناسیم دعوت مى‌‌کند.
بنابراین باید گفت چون مردم در آن زمان خیلى از ارکان مهم و اساسى اسلام را رها کرده و به ظواهر آن اکتفاء نموده‌‌اند و به اصطلاح اسلام را در نماز و روزه و... خلاصه کرده‌‌اند با دیدن اینکه امام زمان، علیه‌‌السلام، در تمام زمینه‌‌ها به لزوم رعایت احکام خاصى که ریشه‌‌هاى وابستگى به دیگران و تأثیرپذیرى از فرهنگ بیگانگان را قطع مى‌‌کند و هرگونه ظلم و ستم و امتیاز طلبى‌‌هاى نادرست اجتماعى را از متولیان دروغین امور سلب مى‌‌کند و... پافشارى مى‌‌نمایند، درحالیکه این امور را آنها تاکنون به اسم قوانین اسلامى ایجاد و رواج داده بودند، بدیهى است که با مشاهده چنین وضعى حتى برخى از متولیان مراکز مذهبى و فرهنگى نیز به مقابله با آن حضرت برخواهند خاست؛ چرا که اولاً مضمون دعوت آن حضرت را به ضرر موقعیت خویش مى‌‌بینند و ثانیاً آنها را مخالف با آنچه که تا آنروز به اسم اسلام مى‌‌شناختند ارزیابى مى‌‌کنند.
امام صادق، علیه‌‌السلام، در روایتى به این حقیقت اینگونه اشاره مى‌‌کنند: وقتى که قائم، علیه‌‌السلام، قیام کنند مردم را به اسلام جدید (واقعى) دعوت خواهند کرد و آنها را به‌‌سوى احکامى که کهنه به‌‌نظر مى‌‌رسند و عموم مردم از آن دور افتاده‌‌اند هدایت خواهد نمود.۳
نکته دیگر آنکه اصولاً یکى از حکمت‌‌هاى اصلى نامیده شدن امام زمان، علیه‌‌السلام، به »مهدى« آن است که آن حضرت مردم را به آنچه که از دور شده‌‌اند یعنى احکام واقعى اسلام هدایت خواهد کرد. (ماهنامه موعود شماره ۲۷ )

پى‌نوشت‌ها:
۱. اثباة الهداة، ج ۷، ص ۱۱۰.
۲. همان، ج ۷، ص ۵۲.
۳. ارشاد مفید، ص ۳۴۳.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.