امام سجاد(ع) در کربلا ۱۳۹۰/۰۹/۲۹ - ۴۴۸ بازدید

چرا در کربلا امام سجاد (علیه السلام) را شهید نکردند حال آنکه بر حضرت علی اصغر (علیه السلام) هم رحم نکردن؟

در پاسخ به سوال شما مناسب است متن تاریخی که در این زمینه از آن زمان برای ما به یادگار مانده است، برای شما نقل گردد: حُمَیْد بن‌مسلم می گوید: من به سوی علی بن‌الحسین رفتم، او بر بستری خوابیده بود و به شدّت مریض بود.[۱] در این حال شمر بن‌ذی الجوشن همراه پیادگانش آمدند و آنها به شمر گفتند: آیا او را نکشیم؟! گفتم: سبحان‌الله، آیا بچه ها* را بکشیم؟ او بچّه است. من پیوسته هر کس را که می خواست به او حمله کند، دفع می کردم تا آن که عمرسعد آمد و گفت: هیچ کس نباید داخل خیمه زنان شود و متعرّض این نوجوان مریض شود[۲] و هر کس چیزی از اجناس آنان را برداشته است، باید به آنان برگرداند. حُمَیْد می‌گوید: به خدا سوگند، هیچ کس چیزی را برنگرداند.[۳] به نظر می رسد آنچه باعث انصراف دشمن از کشتن امام سجّاد شد، بیماری ایشان بود که باعث ضعف شدید ایشان شده بود و این ضعف به اندازه‌ای بوده است که عده‌ای تصوّر می‌کردند او بر اثر این ضعف و بیماری خواهد مُرد و دیگر نیازی به کشتن او نیست، لذا از کشتن او صرفنظر کردند.
[۱]. بر اساس نقل مشهور بیماری حضرت شکم درد بوده است (صفار قمی، بصائر الدرجات، ص ۱۴۸ و ۱۶۳؛ شیخ مفید، الارشاد، ص ۱۱۴؛ طبرسی، اعلام الوری، ص ۲۴۶؛ ابن‌ادریس حلی، السرائر، ج۱، ۱۵۸).
*. برخی از نویسندگان معاصر این تعبیر را شاهدی دانسته اند بر این که امام سجّاد در آن زمان به سن بلوغ نرسیده بود، (سیدجعفر شهیدی، زندگانی علی بن‌الحسین، ص ۳۲ ـ ۳۴) امّا این ادّعا مردود است، چرا که به اعتراف ابن‌سعد و طبری، علی‌بن الحسین† هنگام همراهی با پدرش (در کربلا) بیست و سه یا بیست و چهار ساله بوده است و کسی که گفته است وی کوچک بوده و بالغ نبوده است، نادرست است، چرا که فرزند او ابوجعفر محمّد بن‌علی از او متولّد شده بود. (ابن‌سعد، الطبقات الکبری، ج ۵، ص ۲۲۱؛ طبری، المنتخب من ذیل المذیل، ص۱۲۰ ـ ۱۲۱) و فرزند وی یعنی حضرت باقر† بیش از سه سال سن داشته (شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص ۱۵۸؛ طبری، اعلام الوری، ص ۲۵۹) و در کربلا حاضر بود. به نظر می‌رسد مقصود حمید بن‌مسلم از کم سال معرفی کردن آن حضرت، جلب ترّحم آنان و تحریک عاطفه‌ حاضران بوده است.
[۲]. ابوعلی مِسْکَوَیْه، تَجَارِبُ الامَم و تَعَاقُبُ الْهِمَم، ج۲، ص۷۳.
[۳]. طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج ۵، ص ۴۵۴؛ شیخ مفید، الارشاد، ج۲، ص ۱۱۲ ـ ۱۱۳؛ ابن‌فتال نیشابوری، به اختصار، روضة الواعظین، ج۱، ص۱۸۹؛ خوارزمی، مقتل‌الحسین، ج۲، ص ۳۸؛ ابن‌کثیر، البِدایة و النِّهابة، ج ۸، ص ۲۰۵.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.