امام مهدی علیه السلام و قدرت ۱۴۰۰/۱۰/۳۰ - ۱۸ بازدید

علت فراهم نشدن ۳۱۳ یار امام زمان در چیست ؟

ابتدا باید بدانیم اینکه یاران حضرت مهدی 313 نفر هستند مطلب صحیحی است ولی منظور یاران خاص وفرماندهان لشگرهای حضرت می باشد و تکمیل آنان به تنهایی شرط ظهور نیست ؛ بلکه فقط رکنی از ارکان ظهور می باشد. شکی نیست که همه مؤمنین و مؤمنات در آن زمان از یاران و یاوران آن حضرت می باشند وحتی گروهی از مؤمنین زمان های گذشته زنده می شوند و در رکاب حضرت بر علیه کفر مبارزه می نمایند . به همین جهت در دعای عهد می خواهیم که خداوند ما را از کسانی قرار دهد که در رکاب حضرت وجود داشته باشیم. افزون بر آنبیان واقعیت نباید موجب یأس و دلسردی بشود، بلکه منطقا هر کس باید تلاش کند که خود را به حد اعلای کمالات برساند تا در ردیف یاران ویژه آن حضرت قرار گیرد.ظاهراً این 313نفر که در روایات آمده است , از طلایه داران و پیشگامان نهضت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه هستند; زیرا در دیگر روایات یاران آن حضرت ده هزار دوازده هزار, پانزده هزار و حتی به عنوان توده های انبوه یاد شده است .پس احتمال دارد این گروه اندک , یعنی 313نفر, فرماندهان و وزیران امام باشند که در آغاز, هسته های اصلی نیروها را بر عهده دارند و پس از پیروزی برای ارشاد و دادرسی و کارگزاری به سرزمین های دور و نزدیک فرستاده می شوند.امام صادق علیه السلام می فرماید از این گروه به نقبا, خواص و ذُخْراللّه تعبیر شده است . اگر خوب دقت کنیم این افراد باید مؤمن کامل باشند تا بتوانند جهانی را اداره کنند.
حال آیا در میان این همه افراد، تعداد 313 نفر یار وجود ندارد؟ باید گفت: همان‌گونه که یک رشته علل و عوامل باعث غیبت شد و مردم از نعمت وجود امام ظاهر محروم شدند، همچنین ظهور امام نیز مشروط به تحقق زمینه‌ها و شرایط آن است و تا این شرایط فراهم نشود، ظهوری نخواهد بود. یکی از شرایط عمده، وجود یاورانی است که به همراه امام بار قیام را بر دوش بکشند و تا آخر از همراهی و یاری رهبر خود دست برندارند و او را تنها نگذارند. سدیر صیرفی در گفت و گویی با امام صادق علیه السلام درباره عدم قیام می‌گوید: حضرت مرا به خارج مدینه برد تا آن که وقت نماز، در محلی پیاده شدم. امام صادق علیه السلام به جوانی که در آن نزدیکی بز می‌چراند نگاهی کرد و فرمود: ای سدیر! به خدا قسم! اگر پیروان من به تعداد این بزها بودند، بر جای نمی‌نشستم(و قیام می‌کردم). سدیر گوید: بعد از تمام شدن نماز، حیوانات آن گله را شمردم و یافتم که عدد آنها از هفده تجاوز نمی‌کند.(کافی، ج2، ص190، ح4).
تحقق این شرط، لازم است ، ولی کافی نیست، بلکه باید زمینه‌های دیگر نیز فراهم شود که از مهم‌ترین انها، قابلیت مردم برای پذیرش دولت حق است. به این معنا که عموم مردم و جامعه بشری(نه گروهی خاص و در منطقه‌ای خاص) باید به درجه‌ای از معرفت برسند که دریابند حکومت‌ها و مکاتب ساخته‌ی بشر، جوابگوی نیاز مردم نیست و به وسیله‌ی این‌ها، سعادت و عدالت واقعی به بشر هدیه نمی‌شود.
خلاصه آنکه مردم، خود باید ظهور عدالت را بخواهند و جهانیان را با زیبایی‌های دوران ظهور آشنا کنند و روحیه‌ی عدالت طلبی و ظلم ستیزی را در همه جا گسترش دهند.
مرحوم خواجه طوسی، در کتاب تجرید الاعتقاد، علت غیبت امام را کوتاهی مردم می‌داند؛ چرا که اعمال و کردار مردم، باعث شد امام از میان مردم برود. بنابراین باید مردم از راه غلطی که رفته‌اند برگردند و امام را بخواهند تا ظهور صورت گیرد.و از همین رو، شیخ صدوق در مقدمه‌ی کتاب کمال الدین می‌گوید: ظهور حجت‌های الهی در مقامات پیشوایی خود، بر سبیل امکان و تدبیر، نسبت به مردم زمان خودشان است. اگر حال(مردم) طوری باشد که امام بتواند تدبیر و رهبری اولیایش را بر عهده بگیرد ـ یعنی مردم حاضر باشند حرف او را بپذیرند و او بتواند اراده‌ی خدا را پیاده کند ـ ظهور آن حجت، لازم خواهد بود و اگر وضع به گونه‌ای باشد که امام نتواند تدبیر در رهبری اولیایش را بر عهده بگیرد و حکمت الهی، موجب پنهانی او گردد و تدبیر نیز آن را اقتضا کند، خداوند او را در پشت پرده غیبت، نهان می‌سازد تا زمانی که وقت مناسب فرا رسد. بنا به قواعد عقلانی و شواهد قرآنی و روائی، واقعه ظهور امام عصر عجل الله تعالی فرجه بایداز طریق اسباب و علل طبیعی و عادی به وقوع بپیوندد نه اینکه یک امری تحمیلی و قهری از راه اعجاز و استخدام نیروی فوق طبیعی باشد. یعنی اصل بر این است که رخداد ظهور دارای یک روند طبیعی است و اگر احیانا در مواردی از معجزه واسباب غیر طبیعی استفاده شود، استثنائی و موردی است که نمی تواند مبنای ظهور باشد.
دلیل این امر نیز روشن است زیرا سنت عام الهی در مورد سرنوشت جامعه بشری، بر این اصل استوار است که باید هر گونه تغییر و تحولی در عرصه حیات فردی و اجتماعی از مسیر خواست و اراده خود انسان انجام گردد. این سنت الهی را قرآن اینگونه بیان فرموده است ان الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم؛ خدا وضعیت هیچ قوم و گروهی را دگرگون نمی کند مگر اینکه خود چنین تغییر و دگرگونی بخواهند و به دنبال آن باشند هم چنین در احادیث آمده است «یأبی الله ان یجری الامور الا باسبابها» خداوند ابا دارد از اینکه جریان امور بدون اسباب و علل طبیعی آن، پدید آید.
براین اساس پدیده ظهور نیز از این قاعده مستثنی نمی باشد و در پیدایش خود نیازمند به اسباب و علل طبیعی است چون خود انقلاب جهانی مهدوی برای دگرگونی شرایط جامعه بشری است و تحولات و کارکردهای آن کاملا طبیعی است لذا این رخداد مهم در پیدایش خود منوط به شرایط طبیعی است و تا زمانی که این شرایط و عوامل و اسباب فراهم نگردد، ظهور نیز به وقوع نخواهد پیوست از این نظر واقعه ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه پدیده بسیار سترگ و بی نظیری است که بشریت در طول تاریخ به انتظار آن نشسته اند. بدیهی است این رخداد بزرگ با این همه ابعاد و آثار گسترده که به همراه دارد، شرایط و مقدمات متناسب با خود را می طلبد و الا این هدیه الهی به آسانی نصیب جامعه بشری نخواهد شد. به همین جهت وقتی خدمت امام باقر ـ علیه السلام ـ مطرح می شود که وقتی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه قیام کند همه امور بر وفق مراد خواهد بود و مشکلات خود به خود حل می شود! حضرت در ردّ این پندار می فرماید: کلا و الذی نفسی بیده لو استقامت لاحد عفوا لاستقامت لرسول الله ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ ...» هرگز چنین نیست قسم به آن کسی که جانم به دست اوست اگر بنا بود امور بدون مشقت حل و فصل شود این امر به دست پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ واقع می شد در حالی که خون از پیشانی آن حضرت جاری شد و دندان های مبارک حضرت مجروح گردید.
با این توضیح، روشن می گردد که واقعه ظهور یک امراجتماعی و طبیعی است که در بستر جامعه پدید می آید و تحقق آن مستلزم وجود زمینه ها و شرایطی است که این واقعه بدان بستگی دارد. ازجمله این شرایط و زمینه ها، وجود اصحاب و یاران است تا حضرت را در آغاز حرکت اصلاحی شان یاری رسانند و اهداف و منویات امام ـ علیه السلام ـ را به اجرا گذارند زیرا انقلاب جهانی مهدوی همانند دیگر انقلابات بشری است با این تفاوت که این انقلاب تحت رهبری معصوم با اهداف بزرگ انسانی و برنامه صددرصد اسلامی در پهنه گیتی به وقوع می پیوندد اما از نظر روند کاری، همانند دیگر تحولات کوچک وابسته به نیروی انسانی و حمایت مردمی می باشد.
از جمله نیازمند به گروهی از یاران مومن، خالص، شجاع و با صلابت است تا بتوانند تحت فرمان حضرت، اهداف و برنامه های الهی امام ـ علیه السلام ـ را در جامعه تحقق بخشند.
بنابراین وجود یاران و اصحاب ویژه برای حضرت در هنگام ظهور، امری ضروری و لازم است. همان گونه که هیچ انقلابی بدون کادر اولیه انقلاب که بار اصلی انقلاب را به دوش می کشند، ممکن نمی باشد. در انقلاب مهدوی نیز این حرکت بزرگ نیازمند مجموعه خاصی است که در هسته اصلی انقلاب حضور داشته باشند و برنامه های حضرت را عملی سازند. برای مطالعه بیشتر ر.ک : مهدویت ( دوران ظهور ) ، رحیم کارگر ، نشر معارف

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.