امتیازات حکومت دینى نسبت به حکومت های غیر دینی چیست ؟ ۱۳۸۹/۸/۸ - ۳۳ بازدید


حکومت دینى در ضمن پاره اى شباهت ها، از چند جهت با نظام هاى غیردینى تفاوت دارد. پاره اى از این تفاوت ها عبارت است از:
۱. تفاوت در اهداف و کارویژه ها: شرح این مساله پیش¬تر از نظر گذشت.
۲. تفاوت در روش ها: در نظام هاى بى اعتنا به دین، برنامه ریزى ها عمدتاً بدون ملاحظه ارزش ها و اصول پایا و بنیادین دینى انجام مى پذیرد. مرجع نهایى در چنین نظام هایى خرد ابزارى است. بى اعتنایى به ارزش ها موجب مى شود که انگاره «هدف وسیله را توجیه مى کند»، به صورت اصل حاکم درآید و آرمان ها و اصول اخلاقى را نادیده گیرد.

حکومت دینى در ضمن پاره اى شباهت ها، از چند جهت با نظام هاى غیردینى تفاوت دارد. پاره اى از این تفاوت ها عبارت است از:
۱. تفاوت در اهداف و کارویژه ها: شرح این مساله پیش¬تر از نظر گذشت.
۲. تفاوت در روش ها: در نظام هاى بى اعتنا به دین، برنامه ریزى ها عمدتاً بدون ملاحظه ارزش ها و اصول پایا و بنیادین دینى انجام مى پذیرد. مرجع نهایى در چنین نظام هایى خرد ابزارى است. بى اعتنایى به ارزش ها موجب مى شود که انگاره «هدف وسیله را توجیه مى کند»، به صورت اصل حاکم درآید و آرمان ها و اصول اخلاقى را نادیده گیرد.
در«حکومت دینى» اما، استفاده از روش هاى مغایر با کرامت الهى انسان و مخالف ارزش هاى والاى اخلاقى، و ویرانگر کمال و سعادت جاودانى بشر، مجاز نیست. در چنین نظامى«عقل ابزارى» به کلى کنار نمى رود؛ بلکه در کادر اصول و ارزش هاى عالى انسانى، مجال فعالیت دارد و از لجام گسیختگى آن، جلوگیرى مى شود.

۳. تفاوت در مبدأ قانون گذارى: در نظام هاى نامبتنى بر دین، خاستگاه قانون، چیزى جز تمایلات، خواسته ها، منافع مادى و گرایش هاى فعلى و زودگذر آدمیان نیست.
در مقابل«حکومت دینى»، مبتنى بر اصل«توحید» در ربوبیت است. منشأ اصلى قانون در این نگرش، تنها خداوند است؛ خدایى که خالق، مالک و رب انسان است و بهتر از هر کسى از مصالح و مفاسد بشر آگاه است و نسبت به سرانجام او خیرخواه است.
بر این اساس کارکرد مجارى قانون گذارى در چنین نظامى، عمدتاً کشف و استنباط قوانین الهى و تطبیق آن بر نیازمندى هاى زمان است.
۴. تفاوت در زمامداران و کارگزاران: رهبرى هر جامعه اى، متناسب با ارزش ها و آرمان هاى آن جامعه و اهداف اساسى حکومت در آن، تعیین مى شود. در نظام هاى لائیک و سکولار، براى رهبرى، شرایط چندانى بیش از توانایى نسبى مدیریت کلان اجتماعى لازم نیست؛ اما در نظام اسلامى شرایط دیگرى نیز لازم است. اصول شرایط رهبرى در اسلام عبارت است از:
الف. صلاحیت علمى، مانند: آگاهى لازم از اوضاع و احوال و نیازمندى هاى جامعه، آشنایی کافی نسبت به مقتضیات مسائل در دست اقدام، آگاهى ژرف و کافى از آموزه هاى اسلامى و توان به کارگیرى آنها در مسائل خرد و کلان، هماهنگ با مقتضیات و شرایط عصری.
ب. توان مدیریتی: قدرت تصمیم گیرى به موقع - به ویژه در شرایط حساس و بحرانى - ابتکار عمل در خروج از بن بست ها، نوآورى و قدرت ایجاد رشد و توسعه، از دست ندادن فرصت ها و درعین حال دورى از شتاب زدگى.
ج. صلاحیت اخلاقى: در اسلام کفایت اخلاقى رهبر جامعه اسلامى و اتصاف او به عدالت، تقوا، پاکدامنى، امانت دارى، شجاعت، دورى از خودخواهى، هواپرستى، ریاست طلبى و دیگر رذایل اخلاقى، بسیار تأکید شده است. این مسأله از چند جهت حائز اهمیت است:
یکم. از آن رو که حاکم جامعه اسلامى، باید به پا دارنده عدالت و مجرى احکام الهى باشد؛ خود باید با تمام وجود تابع آنها بوده و التزام قلبى و عملى کامل نسبت به هنجارهاى دینى داشته باشد.
دوّم. رهبر جامعه اسلامى علاوه بر اداره اجتماع، رسالت هدایت و تربیت دینى جامعه را نیز بر عهده دارد. از این رو باید خود به زیور فضایل و اخلاق عالى انسانى و ادب اسلامى آراسته و از لغزش ها به دور باشد تا بتواند در مورد مقتضى، دیگران را به راه کمال رهنمون شود و از آفات و آسیب هاى اخلاقى باز دارد.
زمامداران و چهره هاى برجسته و شاخص هر جامعه، خواه ناخواه نقش الگویى براى قشر وسیعى از جامعه پیدا کرده، و منش و سیره و رفتارشان تأثیرات جدى در الگوپذیرى توده ها و بهنجار و یا نابهنجار شدن رفتار آنان دارد. امیرمؤمنان علیه السلام در این باره مى فرماید: «من نصب نفسه للناس اماماً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره». این مساله باعث می شود که حکومت دینى، به نظام کنترل درونی تجهیز و نسبت به خطر استبداد و فساد قدرت، مصونیت بالایى پیدا کند.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.