امر الله و امر الناس؟ ۱۴۰۰/۰۶/۰۴ - ۷۲۵ بازدید

به نام خدا
درباره جمهوریت و اسلام یک موضع که در مذهب شیعه ه ست و این باعث عدم پارادوکس می شود تفاوت قایل شدن بین امر الناس و امر الهی است. اول اینکه امر الناس با امرالهی چه تفاوتی دارد؟ و اینکه این تفکیک در زمان حکومت ولی فقیه در نظر میگیریم یا در حکومت معصوم هم هست؟

«امر الله»، حوزه احکام الهی و تنظیم قوانین الهی است که اختصاص به خداوند متعال داشته و در این عرصه نظر مردم و جمهوریت راهی ندارد. منظور از «امر الله» آن دسته از مسایلی است که در متون دینی، نظر خاصی بدان تعلق گرفته است؛ یعنی عرصه ای که احکام و قوانین مسلّم الهی در آن قرار دارد که همگان از حاکمان گرفته تا امت اسلامی موظف به رعایت آن هستند . بنابراین، عرصهٴ امر الله، عرصهٴ پیروی از احکام و دستورهای الهی است که توجّه کامل و حفظ حریم همهٴ آن ها در حکومت دینی، ضرورتی اجتناب ناپذیر است.
«امر النّاس» به اموری از زندگی بشر اطلاق می شود که شارع مقدس، الزام خاصی دربارهٴ آن ها ندارد؛ در این عرصه، جامعه براساس نظرات و آرای مردم، هدایت و اداره می شود و دولت مردان موظفند بر طبق خواسته و ارادهٴ آنان به مدیریت جامعه بپردازند. خداوند در چنین حیطه ای است که به پیامبر خود امر می کند با مردم، تبادل نظر و مشورت کند و آنان را نیز به مشورت با یک دیگر ترغیب کند؛ «وَأَمرهم شوری بینهم»(سورهٴ شوری، آیهٴ 38) و «و شاورهم فی الأمر»(سورهٴ آل عمران، آیهٴ 159)
با تأمّل در آیات مزبور و مانند آن، می توان دریافت که استفاده از آرای افراد جامعه، امری حاشیه ای نیست که پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگاه تمایل پیدا کرد از گفته ها و آرای آنان با خبر شود؛ بلکه از سیاق آیات بر می آید که امر مشورت، یک اصل در سیرهٴ حکومتی اسلام است و حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) موظف بودند در امور جامعه، نظرات و آرای مردم را داشته باشند.
به دیگر سخن، مسألهٴ مشورت صرفاً توصیه ای اخلاقی نیست، بلکه اصلی عملی را در حکومت دینی تبیین می کند.
این تصور، همواره از سوی مدّعیان سکولاریزم مطرح می شود که چون در حکومت دینی، احکام و قوانین الهی، نسبت به آرای مردم از حجیت و برتری برخوردار است، مردم از دید صاحبان حکومت دینی بی ارزشند و نقش آنان بسیار کم رنگ است؛ در حالی که مرجوح بودن نظرات مردم نسبت به احکام الهی، به معنای نادیده گرفتن جایگاه و نقش آرای مردم در ادارهٴ جامعه نیست.
« مردم، شأن و جایگاه مشخص و تعریف شده ای در حکومت دینی دارند که باید محترم شمرده شود و اساساً احترام به شؤون ایشان بنا بر آنچه در آیات الهی آمده است، منافی ارزش نهادن به احکام و قوانین دینی نیست. لذا، اگر حاکم دینی به آرای قانونمند افراد جامعه ارج می نهد، در اصل به امر پروردگار جهان، ارزش و اهمیت گذارده است، و اگر به آرای آنان که در حیطه و جایگاه خود ابراز شده، بی حرمتی کند، اساساً از امر الهی سرپیچی کرده است.
بنابراین، «امر الناس» نیز به تبع «امر الله»، ارزش و اهمیتی خاص دارد و کم ارزش انگاشتن امر الناس، نه تنها ربطی به ارزشمند دانستن امر الله ندارد، بلکه ناسازگار با آن است.» (عبد الله جوادی آملی، نسبت دین و دنیا،بررسی و نقد نظریه سکولاریزم،قم: مرکز نشر اسرا، 1382، ص 215-216)
در هر یک از بخش های قانونگذاری، اجرای قانون و نظارت و تطبیق اجرا با قانون در حکومت دینی, رأی و نظر مردم که بیان کنندهٴ حیطهٴ امر الناس است به صورت مستقیم و غیر مستقیم دخالت دارد.
در بخش قانون گذاری، اساس قانون گذاری ، مختص به خداوند، و مربوط به امر الله است و خداوند در آیات بسیاری همچون آیهٴ «إن الحکم إلاّ لله»(سورهٴ یوسف، آیات 40 و67) به انحصار قانون گذاری، در خداوند تأکید کرده است.
در بخش اجرای قوانین، مردم حق دارند بالاترین مسؤول اجرایی کشور را (رئیس جمهور) تعیین کنند و مسؤول مربوط، لازم است در همهٴ شؤون اجرایی، همانند تعیین اولویت های سرمایه گذاری، چگونگی اجرای پروژه های اقتصادی، راه کارهای توسعهٴ اقتصادی و سیاسی جامعه، کیفیت روابط بین الملل، تعیین مدیران و مسؤولان بخش ها و نهادها و...، از نظرات مردم بهره مند شود و در راه تأمین خواسته های آنان بکوشد.
«ساختار نظام اسلامی ، بر تفکیک حوزهٴ ولایت فقیه، از قلمرو حکومت ملّی و حاکمیّت مردم است؛ یعنی اگر چه فضای اصلی نظام و ستون خیمهٴ مملکت و عمود استوار کشور، همان ولایت فقیه است، لیکن برای حاکمیت ملّت در دو حوزهٴ امور و احوال و اموال شخصی و نیز احوال و اموال عمومی و ملّی (نه دولتی و حکومتی)، منطقهٴ خاص به عنوان انتخاب رئیس جمهور، انتخاب اعضای مجلس خبرگان، انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی، و انتخاب اعضای شوراهای دیگر، اصول ویژه ای در نظر گرفته شده که آزادی و حق حاکمیّت آنان تأمین گردد و شخصیت حقیقی فقیه جامع شرایط رهبری نیز در این دو قسمت اخیر، همتای شهروندان دیگر و بدون هیچ امتیازی نسبت به آنان ، از حاکمیّت ملّی برخوردار است.» (عبد الله جوادی آملی، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت ، قم: مرکز نشر اسرا، 1385،ص 493-494)
تفکیک میان« امر الله» و «امر الناس» اختصاص به زمان غیبت نداشته و در عصر حضور امام معصوم علیه السلام هم مطرح است و اصل آیه شریفه «و شاورهم فی الأمر» خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله بود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.