امر به معروف و تیکه انداختن ۱۳۹۵/۰۷/۱۱ - ۹۸۱ بازدید

آیا به عنوان نهی از منکر می‌توان به شخصی که منکر را انجام می‌دهد، تیکه انداخت یا متلک گفت یا او را تمسخر کرد؟

همه مراجع: جایز نیست برای نهی از منکر از رفتار تندی مانند ناسزا و تیکه انداختن و اهانت و تمسخر استفاده کرد زیرا خود این‌ها منکرند، مگر اینکه گناه بسیار بزرگی باشد و جز از این راه‌ها نمی‌شود از آن جلوگیری کرد.[ امام، توضیح المسائل، م ۲۸۱۵ و ۲۸۱۶ و تحریر الوسیله، امر به معروف، گفتار در مراتب، مرتبه دوم امر و نهی لسانی، م ۴ و ۵؛‌ خامنه‌ای، سایت، احکام موضوعی، امر به معروف؛ نوری، توضیح المسائل، م ۲۸۰۲ و ۲۸۰۳؛ سیستانی، توضیح المسائل، ج ۱، م ۲۲۱۲؛ مکارم، توضیح المسائل، م ۲۴۱۹ و استفتاءات، ج ۳، س ۱۷۳۵؛‌ دفتر مراجع. ]

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
درمورد بدی هایی همچون سوختی بیجا با نامحرم چه بدی هایی داردتوضیح دهید
پرسمان
سلام علیکم، دانشجوی گرامی، در مورد تبعات اخروی شوخی با نامحرم پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: مَنْ فَاکهَ امْرَأَةً لَا یمْلِکهَا- حُبِسَ بِکلِّ کلِمَةٍ کلَّمَهَا فِی الدُّنْیا أَلْفَ عَامٍ فِی النَّار؛ (۱) کسی که با زن نامحرمی مزاح کند، به ازای هر کلمه ای که با او سخن گفته، هزار سال در دوزخ حبس می شود.
در مورد تبعات دیگر شوخی با نامحرم گفتنی است که یکی از اصول نظریه جنسی اسلام پرهیز از تحریک نابه جای غریزه جنسی است که رعایت حریم در ارتباط با نامحرم، پرهیز از نگاه حرام و پرهیز از شوخی با زنان نامحرم از جمله مواردی است که باعث می گردد رابطه ناسالمی بین زن و مرد نامحرم شکل نگیرد؛ زیرا پرونده های قضایی حاکی از آن است که هرگونه هنجارشکنی در این رابطه ممکن است به خیانت، تجاوز، قتل های ناموسی، شکست های عشقی، وابستگی ها و دلبستگی های نامتعارف و ... منجر شود.
استاد شهید مرتضی مطهری معتقد است: اشتباه فروید و امثال او در این است که پنداشته‌اند تنها راه آرام کردن غرایز، ارضا و اشباع بی‌حد و حصر آن‌هاست. اینها فقط متوجه محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها و عواقب سوء آنها شده‌اند و مدعی هستند که قید و ممنوعیت، غریزه را عاصی و منحرف و سرکش و ناآرام می‌سازد. طرحشان این است که برای ایجاد آرامش این غریزه باید به آن آزادی مطلق داد، آن هم بدین معنی که به زن اجازه هر جلوه‌گری و به مرد اجازه هر تماسی داده شود. اینها چون یک طرف قضیه را خوانده‌اند، توجه نکرده‌اند که همان‌طور که محدودیت و ممنوعیت، غریزه را سرکوب و تولید عقده می‌کند، رها کردن و تسلیم شدن و در معرض تحریکات و تهییجات درآوردن، آن را دیوانه می‌سازد و چون امکان ندارد همه خواسته‌های بی‌پایان یک فرد برآورده شود، غریزه بدتر سرکوب می‌شود و عقده روحی به ‌وجود می‌آید. به عقیده ما، برای آرامش غریزه، دو چیز لازم است یکی، ارضای غریزه در حد حاجت طبیعی و دیگری، جلوگیری از تهییج و تحریک آن.
پی نوشت
۱. بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۳۶۳.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.