امید به آینده ۱۳۷۸/۱۰/۱۱ - ۴۹۲۲ بازدید

در مورد اینکه چگونه امیدوار باشیم توضیح دهید.

تقریباً همه انسان ها طالب آینده روشن و توأم با خوشبختى اند و در همین جهت تلاش مى کنند؛ گرچه ممکن است مصداق خوشبختى و سعادت نزد افراد متفاوت باشد. همه انسان ها داراى نوعى شناخت و مجموعه اى از باورهایند؛ به عبارت دیگر، نوع نگرش افراد به زندگى، خواسته هاى جهان بینى و ایدئولوژى آن ها است؛ یعنى هست و نیست ها و باید و نبایدها. بنابراین، هر چه نگرش ها و بینش هاى انسان قوى تر باشد و از ساختار منطقى تر و سازمان یافته تر بهره برد، زندگى اش بارورتر و آینده اش بهتر است و هر چه ساختار فکرى و اعتقادى از انسجام کم تر برخوردار باشد، رفتار انسان غیر منطقى تر و نابهنجارتر خواهد بود و در نتیجه آینده اش از افق هاى روشن دورتر.
با توجه به آن چه بیان شد، رعایت راهکارهاى زیر نقش بسیار مؤثرى در ترسیم آینده روشن خواهد داشت:

1. واقع بینى


انسان باید، بر اساس واقعیت هاى موجود زندگى و امکانات و توانایى هایش، اهدافى براى خود در نظر بگیرد. یکى از مشکلات اساسى افراد، به ویژه جوانان، این است که ایده آل هاشان با واقعیت زندگى فاصله بسیار دارد. این افراد معمولاً در ارزیابى هاى خود دچار نوعى افراط مى شوند و بیش تر بر اساس تخیلات زندگى مى کنند. در نتیجه اهدافشان با استعداد و توانمندى ها همخوانى ندارد، به اهداف خود نمى رسند و با گذشت زمان دچار ناامیدى و سرخوردگى و نهایتاً
افسردگى مى شوند؛ به گونه اى که حتى نمى توانند از حداقل امکانات خود نیز استفاده کنند. بنابراین، یکى از رمزهاى موفقیت واقع نگرى و اجتناب از افراط و تفریط است.

2. استفاده بهینه از وقت و امکانات


با در نظر گرفتن واقعیت هاى زندگى، باید با برنامه ریزى صحیحى امکان بیش ترین بهره ورى از فرصت ها و امکانات را فراهم آورد. لازمه استفاده از فرصت ها و امکانات، شناسایى آن ها است؛ یعنى هر فردی اول باید فرصت هاى مفید و امکانات و توانمندى هاى خود را شناسایى کند ودر مرحله بعد، با تلاش و پشتکار از این سرمایه ها بهره گیرد؛ مثلاً ورود به دانشگاه و قرار گرفتن در کسوت دانشجویى فرصتى بسیار مهم است؛ چنان که دوره جوانى خود از فرصت هاى بسیار ارزشمندى به شمار مى آید. انسان واقع بین و فرصت شناس مى داند همیشه جوان نیست و همیشه فرصت بهره گیرى از دانشگاه برایش فراهم نمى شود. در نتیجه براى دستیابى به آینده اى روشن از این فرصت استفاده مى کند؛ به مهم ترین وظیفه دانشجو، یعنى رشد علمى و معنوى، مى اندیشد و از پرداختن به کارهاى جنبى و حاشیه اى مى پرهیزد.

3. انتخاب دوستان خوب


به تجربه ثابت شده است که دوست، به ویژه در دوران نوجوانى و جوانى، در زندگى انسان نقش تعیین کننده دارد. بسیارى، به رغم امکانات فراوان، به سبب دوستان نامناسب از توانمندى ها و ظرفیت هاى خود بهره نمى گیرند و در سراشیبى سقوط فرو مى افتند.
پسر حضرت نوح(ع) نمونه اى از این افراد است که قرآن داستانش را بیان کرده است. بر اساس آیات قرآن کریم، دوزخیان مى گویند:«کاش فلانى را دوست انتخاب نکرده بودیم»؛ یعنى جهنمى شدن خود را نتیجه دوستى با افراد نامناسب مى دانند. بنابراین، یکى از راه هاى دستیابى به موفقیت انتخاب دوستان مناسب یعنى مؤمن و تلاشگر و وظیفه شناس است.

4. تعیین هدف یا اهداف


مشخص بودن هدف یا اهداف در موفقیت انسان نقش مؤثر دارد؛ زیرا تعیین هدف:
الف) موجب افزایش انگیزه مى شود و انگیزه موتور محرک انسان در فعالیت ها است. اگر انسان انگیزه قوى داشته باشد، بیش تر تلاش مى کند و در نتیجه سریع تر به اهداف خود دست مى یابد.
ب) معیار ارزیابى کارها را فراهم مى آورد و انسان مى تواند خود را ارزیابى کند.
ج) در تعیین جایگاه انسان سودمند است؛ یعنى انسان مى تواند دریابد چه مقدار از راهى را که باید طى کند، پیموده و چه مقدار باقى مانده است.
5. نهراسیدن از شکست ها
زندگى فراز و نشیب هاى بسیار دارد و بیش تر انسان ها شکست را در زندگى تجربه مى کنند. عده اى با شکست خوردن زانوى غم بغل مى گیرند؛ خود را در بن بست مى یابند و دچار ناامیدى مى شوند؛ ولى گروهى از شکست ها نمى هراسند و آن را سکوى پرش خود قرار مى دهند. براى رسیدن به آینده روشن، باید از شکست ها درس آموخت و با شناسایى عوامل ناکامى، آن ها را از مسیر زندگى حذف کرد.
بنابراین، براى دستیابى به آینده اى روشن باید واقع بین، هدفمند، با برنامه و داراى دوستان خوب بود و هرگز از شکست ها نهراسید. البته، در کنار همه این امور، توکل به پروردگار و اهتمام به امور معنوى ضرورت دارد؛ زیرا همه خوبیها در دست خداوند است و یاد او انسان را از امید و آرامش سرشار مى سازد.
یک خلبان برای به پرواز درآوردن هواپیما به برنامه پرواز نیاز دارد. او باید، افزون بر شناخت حدود مسؤولیت خود، از فاصله مبدأ تا مقصد، شمار مسافران و نوع بار، سوخت مورد نیاز، وضعیت هوا، ویژگی های موتور و روش هدایت هواپیما آگاه باشد تا بتواند در شرایط مساعد به درستی تصمیم گیرد و عمل کند.
در سفر زندگی نیز هرکس ناخدای کشتی سرنوشت خویش است و باید با مقصد و راه رسیدن به آن آشنا باشد تا فراز و فرودهای زندگی را با موفقیت پشت سرگذارد؛ به عبارت دیگر، انسان باید اهدافش را برگزیند و در جهت دستیابی به آن ها بکوشد. در غیر این صورت، چون کشتی بی سکان است و مسیر حرکتش را امواج دریا تعیین می کند.
چه بودید؟ چه هستید؟ چه خواهید شد؟
به راستی چه کسی پاسخ این پرسش ها را می داند؟ به خودتان بیندیشید.
ارزیابی صادقانه رویدادهای گذشته مقدمه برنامه ریزی درست آینده است.
تأثیر زندگی گذشته انسان بر زندگی کنونی اش یکسان نیست و می تواند مثبت (قوت و موفقیت) و یا منفی (ضعف و شکست) باشد. برای کسب موفقیت، باید کاستی ها و توانایی های خود را شناخت؛ بر توانایی ها تأکید ورزید و کاستی ها را کاهش داد؛ از اشتباهات و تجربه های ناگوار گذشته عبرت گرفت و آن ها را به وادی فراموشی سپرد؛ به بیان دیگر، باید رویدادهای تلخ گذشته را رها کرد و رخدادهای مطلوبش را به زمان حال تسرّی داد. آنگاه اهداف و آرزوها به وسوسه هایی سوزان و جانکاه تبدیل می شوند و ما را به سوی آینده حرکت می دهند.
بیشتر مردم به دلیل های زیر از آینده خویش بیمناک و ناامیدند:
- عدم دانش و آگاهی
- عدم درک درست
- عدم مهارت در کنترل احساسات
توصیه های عملی زیر، برای چیرگی بر ترس های واهی و یآس از آینده سودمند می نماید.
1- تا وقتی از دانش و درک موقعیت کنونی خویش بهره مندید، می توانید آینده خویش را تصور کنید. اگر برای کنترل احساسات و هیجانات منفی آمادگی دارید، از رویدادهای ناگوار نهراسید و نیرومندانه بر آن ها بتازید. به هر حال، برای چیرگی بر ترس، نخست باید آگاهی خود را گسترش داد.
اگر اکنون ذهن خویش را با دانش و معرفت تغذیه کنید، در آینده از پاداشی سخاوتمندانه برخوردار می شوید. برای حل و فصل مسائل زندگی، از ذهن ناهشیارتان که چون رایانه عمل می کند، بهره گیرید.
2- هر روز را بهترین روز زندگی خود به شمارآورده، به آن عشق ورزید و به تمام رویدادهای خوب، بد و زشتش احترام بگذارید. زندگی موهبتی زیبا است. بی تردید همه ما نمی توانیم پیکاسو، چارلی چاپلین یا انیشتن شویم. اگر همه یکسان آفریده می شدیم، جهان از این همه تنوع سرشار نمی نمود. زندگی چنان بنیاد نهاده شده که بسیاری از رویدادهای آن از کنترل ما بیرون است؛ به بیان دیگر، نظام هستی بر سلسله مراتب قدرت ها و ناهمواری ها استوار است. چه بسا آنچه برای یکی جالب و شیرین می نماید، برای دیگری هرگز نیکو نباشد.
3- با برخورداری از تدبیر درست، همواره می توان موقعیت ها را دگرگون ساخت و کاستی ها را به توانایی و سرمایه تبدیل کرد. گردونه زندگی پیوسته می گردد. به آسمان بالای سرتان بنگرید: لحظه ای آبی است و لحظه ای دیگر آکنده از ابرهای تیره.
4- رویدادهای گذشته با زندگی کنونی تان ارتباط ندارد. ازاین رو، اشتباهات خود را تصحیح کنید و آنچه قابل تغییر نیست از لوح ضمیرتان بزدایید. هر یک از ما طیف گسترده ای از مسائل خُرد و کلان پیش رو داریم، آنچه برنده را از بازنده جدا می کند، چگونگی برخورد با این مسائل است. تنها کسانی پیروزند که از لحظه لحظه عمرشان بهره برند و به روش درست با چالش ها و ناهمواری های زندگی پیکار کنند. پس با مسائل زندگی برخورد جدی داشته باشید و در عین حال، از هر لحظه آن کام جویید.
مفهوم زندگی
زندگی موهبت است بپذیریدش.
زندگی زیبایی است، تحسینش کنید.
زندگی اندوه است، با آن روبه رو شوید.
زندگی تکاپواست، به آن تن دهید.
زندگی شادمانی است، با آن نغمه سر دهید.
زندگی تعهد است ، به آن وفا کنید.
زندگی مصیبت است، بر آن غلبه کنید.
زندگی گرفتاری است، تحملش کنید.
زندگی راز است، کشفش کنید.
زندگی لذت است، از آن بهره گیرید.
زندگی امید است، آرزویش کنید.
زندگی سفر است، به پایانش برسانید.
زندگی مسأله است، حلش کنید.
زندگی هدف است، به دستش آورید.
زندگی وسیله بازی است، با آن بازی کنید.
زندگی نبرد است، جرأت حضور در آن را داشته باشید.
5- هنگام تصمیم گیری در باره مسائل مهم زندگی، اندرز نزدیکان را کورکورانه نپذیرید. البته ادب چنان حکم می کند که به گفتارشان گوش فرا دهید؛ ولی اگر نادرستی پیشنهادها و پندهایشان را آشکارا احساس کردید، به گونه ای گفت و گو را پایان بخشید. آنگاه چشم دل بگشایید، از تجربه دیگران درس بگیرید و نتایج حیرت آور آن را تجربه کنید. ناگفته پیدا است باید مسائل پیچیده را با اهل فن در میان نهاد و از توصیه های خردمندانه شان بهره برد.
6- شما یکی از مهم ترین افراد زمین به شمار می آیید، پس باید به خوبی از اهدافتان آگاه باشید و کوتاه ترین راه رسیدن به مقصد را بدانید. هنگام بالا رفتن از نردبان ترقی، دیگران را در پیمودن این مسیر یاری کنید؛ زیرا مهم ترین پیامد جانبی موفقیت، یاری کردن دیگران است. فراموش نکنید تنها هنگام توانایی می توان به دیگران یاری رساند. در این صورت بی تردید بهترین و دوست داشتنی ترین انسان شمرده می شوید.
کی می خواهید به مقصد برسید؟ چه وقت باید حرکت کنید؟
7- برنامه های آتی خود را تنظیم کنید و جزء جزءِ آن را با دیدگان خرد بسنجید.
واقع بین باشید، چگونه می خواهید به اهدافتان جامه عمل بپوشانید؟
چقدر به درازا می انجامد؟
چقدر سرمایه نیاز دارید؟
با چه مسائلی رو به رو خواهید شد؟
چگونه مسائل خود را حل و فصل می کنید؟
برنامه تان را به طور کامل روی کاغذ بیاورید.
8- وقتی هر بخش از هدفتان جامه عمل پوشید، بی درنگ با علامت ضربدر تحقق آن را روی برنامه مشخص کنید. البته، پیش از هر اقدامی، فراموش نکنید که دیگران می توانند در اجرای برنامه ها بهترین هادی و حامی شما باشند؛ به عبارت دیگر، شما می توانید از: مهارت، اشتباهات، سرمایه و امکانات و روش های دیگران در تحقق اهداف خود بهره گیرید. شما ناگزیرید در هر موقعیتی به طور سنجیده خطر کنید و به ماجرا تن دهید؛ زیرا آنچه باید بیاموزید، در طول مسیر خواهید آموخت. البته یکباره خود را در امواج سهمگین دریا نیفکنید. از عمق کم شروع کنید و به تدریج که مهارت فزون تر یافتید، به عمق بیش تر گام نهید. ناگفته پیدا است، می توانید از اعتماد به نفس و احساس بی نیازی از کمک دیگران سرشار باشید و یکراست به عمیق ترین منطقه یورش برید. در این صورت، یکی از موقعیت های زیر را تجربه خواهید کرد:
1- اگر نتوانید شنا کنید، غرق می شوید. پس ضرورت دارد پیشاپیش برای نجات خود چاره ای بیندیشید. در حقیقت آن که بدون آشنایی به فن شنا و بدون امکانات ایمنی در نقاط عمیق به شنا می پردازد، یک ابله تمام عیار است.
2- ممکن است به رغم عدم مهارت در شنا غرق نشوید؛ زیرا، طبق قانون ارشمیدس، یک جسم غوطه ور در مایع به اندازه آب هم حجمش سبک می شود. بنابراین، اگر در میان تلاطم امواج دریا خونسردی خود را حفظ کنید؛ امکان نجات می یابید.
3- با توسل به مهارتتان در شنا، آسوده خاطر به هر سو که می خواهید می روید. در این موقعیت ایده آل، شما همه چیز را تحت کنترل خواهید داشت.
در پایان سخن، تاکید می شود با ذهنیت مثبت آماده رویارویی با پیامدهای نامنتظره باشید و هرگز از اشتباه نهراسید؛ زیرا هر اشتباهی به شما چیزی می آموزد. افزون بر این، اشتباه پیامد جانبی کردارهای تهور آمیز و مبارزه جویی های جسورانه است. خطا بر ذهن و احساس انسان خوش بین و بالنده تأثیر نمی گذارد. آنچه آدمی را از حرکت باز می دارد، بدبینی و تفکر منفی است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام من دچار دلبستگی به دنیا شدم چگونه از این دام نجات پیدا کنم؟
پرسمان
سلام علیکم، آفرین بر شما جوان شایسته که قصد کرده اید ریشه های ام الفساد – حب دنیا- را از وجودتان بکنید؛ چرا که با وجود دوستی دنیا در دل، نمی توان به سمت خدا حرکت کرد و در هر لحظه، خطرات بسیاری انسان را تهدید می کند.
پاسخ به پرسش شما دوست عزیز - درباره ترک دوستی دنیا - را با ذکر یک مقدمه، آغاز خواهیم کرد:
الف) معنای دنیا
در تبیین معناى «دنیا» باید گفت دنیاى مذموم، «خود» انسان است. انسان «بد» خود دنیا است. آسمان، زمین، درخت، کوه، صحرا و دریا هیچ کدام دنیا نیست. این ها از «آیات الاهى»اند و خداى سبحان از همه ی آن ها با تجلیل یاد کرده است .
در قرآن مجید و روایات اهل بیت(علیهم السلام) هرگز از آسمان و اختران به بدى یاد نشده، و از زمین، کوه ها، معادن دل زمین، دریا و موجودات دریایى بدگویى نشده است، این ها دنیا نیستند.
«دنیا» که ضمیر و قلب، متوجه او است، مجموعه اى از «عناوین اعتبارى» است که انسان تبهکار را به خود سرگرم و مشغول کرده است. مجموعه خود خواهى ها است که دنیا را شکل داده است؛ و گرنه شما به آسمان یا زمین بروید، دنیا را پیدا نمى کنید؛ زیرا همه این ها «آیات الاهى»اند؛ موجوداتى که تسبیح گوى حق اند و مستقمیاً براى عبادت خداى سبحان و به طور غیر مستقیم براى نفع ما خلق شده اند.
انسان در دامان مادر طبیعت و عالم ماده چشم به جهان می گشاید و از همان لحظه نخستین و آغازین زندگی، با طبیعت و محسوسات ارتباطی تنگاتنگ دارد. لذت های گوناگون مادی را بارها تجربه می کند و با آنها انس و الفت عمیق داشته و گاه این انس و الفت در او دلبستگی و وابستگی شدید ایجاد می کند به گونه ای که هر واقعیتی جز آن را انکار می کند و حقیقتی جز دنیا و محسوسات و مادیات در نزد آنها وجود ندارد.
این نوع تفکر و اندیشه، اصالت را به ماده و محسوسات می دهد و تمام هدف انسان را بهره مندی هر چه بیشتر از دنیا و مواهب آن می داند. توجه به مدهای جدید و تنوع در بهره مندی از زندگی و تجملات آن و صرف گوهر ارزنده عمر که سرمایه حیات ابدی انسان است در غوطه ور شدن در لذت های فناپذیر و ناپایدار دنیا, ثمره چنین تفکر و عقیده ای است.
باید دانست که اولاً: اگر انسان حقیقت این دنیا را درست بشناسد و واقعیت فناپذیر و گذرا بودن آن را با چشم دل بنگرد، به خوبى درمى یابد که این جهان ابزارى بیش براى سیر تکاملى او نیست و حیات اصلى انسان، زندگى جاوید اخروى مى باشد: «وَإِنَّ الدَّارَ الآخِرَةَ لَهِیَ الْحَیَوَانُ لَوْ کَانُوا یَعْلَمُونَ»(عنکبوت/ ۶۴)
در بینش اسلامی «دنیا» مقدمه و مزرعه عالم آخرت است و لذا از هیچ ارزش اصیل و استقلالی برخوردار نیست؛ به عبارت دیگر، عالم آخرت باطن دنیاست و دنیا ظاهر آخرت است (معاد شناسی، علامه طهرانی، ج ۱، ص ۵۱)
ثانیاً: اخراج دوستی دنیا از دل، به معنای نفی دوست داشتن موجودات و مخلوقات آن نیست؛ بلکه نفی و اخراج دنیاى مذمومی است که به صرف خوشى و التذاذ بدن و طبیعت انسان می اندیشد و به صورت افراطی پی گیری می شود. اما چنانچه انسان دنیا و امکانات دنیوی را به عنوان ابزاری برای کسب سعادت خود بخواهد و دوست داشته باشد، این حالت او حب دنیا محسوب نمی شود.
استاد شهید مطهرى، در این خصوص، مى نویسد: «در نهج البلاغه آمده است که شخصى خدمت امیرمومنان (علیه السلام) آمد و شروع کرد به مذمت از دنیا که دنیا چه قدر بد است؟ این مرد شنیده بود که بزرگان دنیا را مذمت مى کنند، خیال کرده بود که مقصود از مذمت دنیا واقعیت این جهان است... نمى دانست که آنچه بد است، دنیا پرستى است... این بود که على(علیه السلام) به او فرمود: تو فریب دنیا مى خورى، دنیا تو را فریب نمى دهد...، تا آنجا که فرمود: دنیا با کسى که با صداقت رفتار کند، صدیق است و براى کسى که آن را درک کند، مایه عافیت است. دنیا معبد دوستان خدا، مصلاى فرشتگان خدا، فرودگاه وحى خدا، تجارتخانه اولیاى خدا است...» (عدل الهى، ص ۱۵۷). ب) راهکار کم کردن علاقه به دنیا
راهکار اصلی براى کم کردن میزان علاقه به دنیا و رهایی از حب دنیاى مذموم جایگزین ساختن حب خداوند به جای حب دنیا است. انسان مانند یک بطری می ماند که ابتدا به دلیل انس با دنیا پر از هوا و حب دنیا است و در صورتی از هوا خالی می شود که خدا به آن وارد شود. مانند بطری خالی ای که چون در آن آب بریزند, هوایش خالی می شود. انسان وقتی خدایی می شود, از شیطان و هوای نفس و حب دنیا فاصله می گیرد و تا با خدا آشنا نشده و عاشق خداوند نگردیده است, نخواهد توانست از حب دنیا به کلی خالی شود. در روایت است که الزهد ثمره الیقین. زهد میوه معرفت یقینی به خداوند است. آخرت گرایی و توجه به خدا است که آدمی را از حب دنیا تخلیه می کند, در این راستا توجه هر چه بیشتر به امور زیر در این زمینه بایسته است:
۱. عزم بر روشن نگه داشتن دل و سلامتی آن:
حبّ دنیا، ماهیت دل را تغییر می دهد، آن را تیره مى سازد، روشنى را از آن مى گیرد و سلامتش را از میان مى برد. پس تأمل در این حقیقت که حبّ دنیا بزرگ ترین ظلم به خویشتن است موجب مى گردد آدمى اراده و عزم خود را بر ترک حبّ دنیا جزم نماید و این در واقع «گام اوّل» است.
در مورد حب راحت نیز این راهکار صادق است.
۲. باور به فانی بودن دنیا:
باور دل از اعتقاد ذهن خیلى بالاتر است. برای مثال، بسیارى اعتقاد جازم دارند که مرده ترس ندارد ولى باز هم از مرده مى ترسند؛ این نیست جز این که این اعتقاد, باور دل آنها نشده است؛ اما شخص مرده شوى علاوه بر اعتقاد، دلش هم باور کرده که مرده ترسى ندارد.
بسیارى از ما اعتقاد داریم که روزى از دنیا خواهیم رفت و به این آیات معتقدیم که: «کُلُّ مَنْ عَلَیْها فانٍ ؛ همه کسانى که روى زمین هستند فانى مى شوند» (رحمن/ ۲۶) و نیز اعتقاد داریم: «ما عِنْدَکُمْ یَنْفَدُ وَ ما عِنْدَ اَللَّهِ باقٍ؛ آنچه نزد شماست از بین مى رود و آنچه نزد خداست باقى مى باشد» (نحل/ ۹۶)؛ اما هیچ کدام از اعتقادات را باور دل نکرده ایم ازاین رو دل به دنیا بسته ایم، بنابراین باید فناء دنیا را باور دل کنیم تا دل به دنیا نبندیم.
براى کسب این باور می توان در برنامه مطالعه روزانه خود، خواندن سلسله کتب اخلاقى را قرار داد تا در اثر مطالعه مداوم و هر روزه این گونه کتب, باور انسان شود که آنچه اهم است و باید همّ و غمّ را صرف آن کرد معنویت، سجایاى اخلاقى، ملکات بلند نفسانى و پرواز از دنیا و تعلقات آن مى باشد.
۳. مرگ اندیشى:
تفکر و تأمل در مرگ و یاد آن، موجب بى رغبتى به دنیا مى شود؛ چنان که حضرت على (علیه السلام) مى فرماید: «آنکه یاد مرگ بسیار کند، از دنیا به اندک خشنود شود».(نهج البلاغة، حکمت ۳۴۹) و یا باز می فرماید: «اسباب سفر آماده کنید! خدایتان بیامرزد که نداى کوچ همواره طنین افکن است. دوران ماندگارى در دنیا را ناچیز بشمارید و با شایسته ترین توشه اى که در اختیار دارید به آخرت روى آرید... و بدانید که مرگ چنان چشم در چشم شما دوخته که گویا هم اکنون چنگالهایش را در پوستتان فرو برده است... پس وابستگیهاى دنیا را ببرید و به توشه تقوا تکیه کنید.» (فرهنگ آفتاب، عبدالمجید معادیخواه، ج ۵، ص ۲۵۲۸ )
چه مناسب است که هر روز ساعتی در مکانى خلوت به مرگ فکر شود. و این هر چه بیشتر و دقیق تر و عمیق تر باشد دل را بیشتر از این دنیاى فانى جدا مى سازد. ابوعبیده مى گوید به امام محمد باقر(علیه السلام) عرض کردم: «سخنى به من بفرما تا به سبب آن بهره مند گردم. حضرت فرمود: یا ابا عبیدة اکثر ذکر الموت فانه لم یکثر ذکره انسان الا زهد فى الدنیا؛ اى ابوعبیده زیادت بخش یاد مرگ را (و همیشه مرگ در یادت باشد) زیرا حقیقتاً هیچ انسانى یاد مرگ را فزونى نبخشید مگر این که در دنیا زاهد گشت (و دلش به دنیا بى رغبت شد».(المحجةالبیضاء، ملا محسن فیض کاشانى، ج ۸، ص ۲۴۱)
۴. زهد ورزى:
حضرت على (علیه السلام) زهد را گونه اى نگریستن به دنیا مى داند، نه روش زندگى در آن و این نگرش موجب مى گردد علاقه به دنیاى مذموم در انسان، رو به کاهش گذارد. آن حضرت در تعریف زهد مى فرماید: «زهد با همه شاخ و برگش میان دو کلمه قرآن است: لِکیْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُمْ وَلا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاکُمْ؛ تا بر آنچه از دست شما رفته، حسرت نخورید و بر آنچه به شما رسیده، شادمان نشوید (حدید/۲۳)؛ هر کس بر آنچه از دست داده، اندوهگین نشود و بر آنچه به دست آورده، شاد نشود، هر دو روى زهد را گرفته است». (نهج البلاغة، حکمت ۴۳۹)
ترک دنیا هر که کرد از زهد خویش/ بیش آید پیش او دنیا و پیش
راه هاى مختلف آسان شده است/ هر یکى را ملتى چون جان شده است
مردباش و مسخره موران مشو/ رو سر خود گیر و سرگردان مشو (مثنوى معنوى مولوی، دفتر اول).
۵. تامل در احوال گذشتگان:
فراز ذیل که از زبان مبارک امام على (علیه السلام) نقل می شود، براى بیان مقصود کافى است: «اخبار گذشتگان و آنچه را بر نسل هاى پیشین رفته است، به یاد آور. بر سرزمین هایشان بگذر و در آثار بازماندگانشان نیک بنگر. ببین که چه کردند و از کجا برکنده شدند و به کجا فرود آمدند و جاى گرفتند! بى گمان در مى یابى که از میان دوستان به سراى غربت در افتاده اند، و زود باشد که تو نیز سرنوشتى چو آنان یابى». (نهج البلاغة، نامه ۳۱).
۶. ترک ویژگى هاى اهل دنیا:
کسى که مى خواهد از دنیاى مذموم فاصله بگیرد، باید بکوشد تا متصف به اوصاف اهل دنیا نباشد. بنابر حدیث معراج پیامبر (صلی الله علیه و اله)، ویژگى هاى اهل دنیا بیست مورد می باشند که اهل آخرت نباید بدان ها آراسته باشد:
پرخور و شکم باره اند؛ خنده فراوان مى کنند؛ پرخواب هستند؛ خشم فراوان دارند؛ کم خرسند مى گردند و همواره از دیگران طلب کارند؛ وقتى به دیگران بدى مى کنند، پوزش نمى خواهند؛ عذر دیگران را نمى پذیرند؛ در هنگام عبادت کسل اند و هنگام معصیت شجاع؛ با اینکه مرگشان نزدیک است، آرزوهاى دور و دراز دارند؛ به محاسبه و حسابرسى نفس خود نمى پردازند؛ به دیگران نفع نمى رسانند؛ بسیار سخن مى گویند؛ ترس اندک از خدا دارند؛ هنگام آماده شدن غذا، شادمانند؛ نه هنگام آسایش، شکر مى کنند و نه بر بلا و گرفتارى صابرند؛ مردم را به حساب نمى آورند و کارهاى خیرى که دیگران انجام مى دهند (حتى اگر فراوان نیز باشد) در چشم آنان اندک است؛ خود را به کارى که انجام نداده اند، مى ستایند؛ چیزى را ادعا مى کنند که در وجود آنان نیست؛ همواره تمنّا و انتظارات خود را بیان مى کنند؛ به عیب گویى از دیگران مى پردازند. (راهیان کوى دوست؛ شرح حدیث معراج، آیت الله محمد تقی مصباح یزدی، ص ۱۳۸-۱۴۴)
۷. اجتناب از محرمات (گناهان) و عمل به واجبات:
باید توجه داشت که گناه, انسان را به دامن دنیا مى اندازد و هر قدر انسان به گناهان نزدیک تر شود، در باتلاق دنیا فروتر مى رود. از طرفى انجام واجبات, بعد ملکوتى انسان را جلا مى دهد و اگر دل با واجبات انس گرفت و لذت عبادات راچشید، حب دنیا و دلبستگى به آن رخت برمى بندد.
۸. پرهیز از امورى که با عبادات منافات دارد و اثر آنها را خنثى مى سازد:
این مسئله از امور بسیار مهم است؛ همانند دو نفر مریض که هر دو به دستور دکتر عمل کرده و داروهاى خود را به موقع مى خورند؛ ولى یکى از چیزهاى زیان بار پرهیز مى کند و دیگرى اهل پرهیز نمى باشد، در این صورت سفارش و نسخه پزشک براى دومى بى اثر یا کم اثر است. در روایتى آمده است مولاى عارفان على(علیه السلام) جابر بن عبدالله را دید که آهى بر کشید. فرمودند: اى جابر! براى دنیا آه مى کشى؟ جابر عرض کرد: آرى. حضرت فرمودند: اى جابر! لذت هاى دنیا در هفت چیز است: خوردنى، آشامیدنى، پوشیدنى، آمیزشى، سوار شدنى، بوییدنى و شنیدنى. لذیذترین خوردنى عسل است و آن آب دهان حشره اى باشد؛ گواراترین آشامیدنى آب است که بر خاک روان است؛ بهترین پوشیدنى ابریشم است و آن از آب دهان کرمى باشد؛ برترین همبستر شدنى زنانند که از زشت ترین عضو آنان خواسته مى شود؛ بهترین سوار شدنى، اسب است و آن کشنده است؛ ارزشمندترین بوییدنى مُشک است و آن خون ناف حیوانى باشد؛ بهترین شنیدنى ها غنا و آواز است که آن هم گناه باشد؛ پس آدم خردمند براى چیزهایى با این اوصاف هرگز آه نمى کشد. جابر بن عبدالله مى گوید: به خدا سوگند از آن زمان به بعد هرگز دنیا بر دلم خطور نکرد». (میزان الحکمه، محمد محمدی ری شهری، ح ۶۰۵۸)
۹– دقت در سیره ی معصومین (علیهم السلام):
[نقل شده است که بستر خواب رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) حصیر زبری بود که هر گاه بر روی آن استراحت می کردند, آثار تارو پود درشت و خشن حصیر در صورت مبارک آن حضرت نمایان می شد. به آن حضرت عرض شد چرا قیصر و کسری باید در چنان آسایشی باشند و شما بر روی چنین حصیر زبری بخوابید تا آنکه تارو پودش در رخسارتان اثر گذارد؟
پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: آیا نمی پسندید که دنیای زود گذر برای آنان باشد و سرای جاویدان آخرت برای ما؟ شکی نیست که من از آنان برترم و نزد خدا گرامی تر, لیکن مرا با تعلقات دنیوی کاری نیست؛ زیرا زندگی ما در دنیا به مسافری می ماند که لحظاتی در سایه ی درختی می آرمد و آن گاه که سایه، زایل شد آن مسافر برخاسته, به سوی مقصد خود رهسپار می شود.] (تفسیر موضوعی قرآن کریم / ج ۹ / ص ۳۱۵)
خوراک معصومین, پوشاک آنها و ... همگی می توانند برای ما الگویی باشد تا از زیاده خواهی بپرهیزیم. البته منظور این نیست که مثلا ً بمانند امام علی (علیه السلام) غذای خود را به گرسنگان داده, از شدت گرسنگی سنگ به شکم ببندیم و یا همچون حضرت رسول (صلی الله علیه و آله و سلم) بر روی حصیر بخوابیم و ... نه ما توان چنین کاری را داریم و نه به ما تکلیف شده که چنین باشیم؛ زهد حضرات معصومین (علیهم السلام) مخصوص آنهاست و کسی تاب و تحمل آنرا ندارد. بلکه منظور از الگو بودن آنها در پرهیز از دنیا دوستی, این است که از حب دنیا اجتناب کنیم و در حد نیاز از دنیا بهره مند شویم و اهل تولید و دست گیری از مستمندان و رفع نیازهای جامعه باشیم.
در مورد حب راحت نیز باید خدمتتان عرض کنیم که: حب الراحة؛ یعنی راحت طلبی. این هم منشأ یک سنخ از معاصی است.
حب راحت هم یک نوع از حب دنیا هست که اگر حب دنیا را کنار بگذاریم آن هم خود به خود از وجود ما برچیده می شود.
مطالعه شرح احوال بزرگان و فرزانگان در این زمینه مفید است؛ مانند این کتاب ها:
مهر تابان، یادنامه علامه طباطبایی، نوشته علامه حسینی طهرانی.
روح مجرد، یادنامه عارف بالله سید هاشم حداد، نوشته علامه حسینی طهرانی.
نشان از بی نشان ها (۲ جلد)، یادنامه آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی، نوشته علی مقدادی اصفهانی.
آیت الحق (۲ جلد)، یادنامه آیت الله سید علی آقا قاضی، نوشته سید محمد حسن قاضی.
سیری در آفاق، زندگی نامه آیت الله بهاء الدینی، نوشته حیدری کاشانی.
در آسمان معرفت، در احوال چند تن از علمای ربانی، نوشته علامه حسن زاده آملی.
کیمیای محبت، یادنامه شیخ رجبعلی خیاط، نوشته محمدی ری شهری.
البته نباید انتظار داشته باشیم که ما هم با خواندن این کتابها و احوالات علما ما هم احوالات آنها را دارا باشیم .
موفق و پیروز باشید.
میهمان
ممنون از راهنماییتان.همیشه کامل و جامع پاسخ می دهید.خدا با ائمه اطهار مشحورتان کند. ان شاء الله.
میهمان
سلام من سعی می کنم هرروز خوب زندگی کنم ولی هی بدتر میشه!!
پرسمان
سلام علیکم، پرسشگر گرامی ، باید توجه داشت که فاصله گرفتن از اشتباه در زندگی و خوب زندگی کردن و نزدیک شدن به معنویات و قرب خداوند، امرى تدریجى است و محتاج صبر و حوصله فراوان است. انسان باید مانند کوهنوردى باشد که گاهى به قله کوه بلندى که قصد صعود به آن را دارد نگاه مى کند و احساس مى کند هنوز تا قله کوه راه زیادى مانده و از طرفى به دامنه کوه نگاه مى کندو مى بیند از آن فاصله گرفته و این حالت بین ترس و امید را چنان چه در قرآن کریم و روایات معصومین علیهم السلام آمده، همواره در زندگى خود حفظ کند. یعنى هم از این که گاهى توفیق بندگى و دورى از گناه را پیدا کرده امیدوار و خوشحال باشد و هم از این که گاهى دچار لغزش و گناه مى گردد ترسان و بیمناک ، برای رسیدن به زندگی خوب باید سبک زندگی خود الگو و برنامه داشته باشیم .
الف ) الگوی برنامه زندگی، اهل البیت علیهم السلام هستند.
سبک زندگی وبرنامه ریزی روزانه وماهانه وسالانه ما بایستی بر اساس سبک زندگی اهل بیت علیهم السلام باشد ، ایشان ما را درهمه امور دعوت به اعتدال ومیانه روی کرده اند ، حتی نوافل را فرموده اند در هنگامی که اقبال شدید داری انجام بده واز تحمیل عبادات مستحبی برخود اجتناب کن ، لذا باید ازافراط وتفریط پرهیز کرد.
امام کاظم علیه السلام می فرمایند بکوشید برنامه و ساعت زندگی خود را در چهار بخش تنظیم کنید:
۱- بخشی را به مناجات.
۲- بخشی را به کسب معاش و روزی.
۳- بخشی را نیز به معاشرت با برادران دینی مخلص و مورد وثوق که عیب شما را می نمایانند، اختصاص دهید.
۴- بخشی را نیز به تفریح بپردازید. ب ) بعضی از اصول کلی برنامه ریزی
برای اینکه چگونه یک برنامه ریزى مناسب براى نیازهاى خود تنظیم نماییم منوط و مشروط به تحقق موارد ذیل است:
۱. تعیین هدف
هدف ها دو گونه هستند:
۱ . گاهی کلی اند مثل رضای خدا، خدمت به مردم، بالا رفتن سطح آگاهی و امثال آن
۲ . گاهی جزئی اند مثل تخصص در یک رشته خاص مثل حساب داری، مطالعه یک کتاب، نوشتن مقاله یا امثال آن.لازم است هر دو هدف را مشخص کنیم.
بنابراین همان طور که یک هدف کلی در نظر داریم، اهداف جزئی را هم دقیقا مشخص کنیم و آن را محور فعالیت هایمان قرار دهیم.
۲. تشخیص نیازها وکاستی ها و نواقص احتمالی.
باید خواست ها و احتیاجات اساسى خود را در آن زمینه به خصوص روشن کنیم. به عنوان مثال: در یک مقطع مشخص، چه درسى را نیاز داریم بیاموزیم تا تسلط بر آنها پیدا کنیم.
۳. فرصت ها و اوقاتى که باید صرف تحقق اهداف برنامه شود، چه میزانى است؟
۴. چه روشى مطلوب ترین شیوه براى دست یابى به اهداف مورد نظر مى باشد.
۵. در مرحله اجرا نیازمند به چه ابزار و کاربرد چه وسایلى هستیم؟
۶. پس از اجرا به ارزیابى فعالیت هاى انجام شده مى پردازیم تا میزان دسترسى به اهداف مشخص شود و میزان عدم موفقیت در رسیدن به برنامه را نیز معلوم نماییم. این مرحله که تحت عنوان بازخورد نامیده مى شود، فرصتى به ما مى بخشد تا بتوانیم عوامل ناکامى احتمالى را نیز بشناسیم و از بروز مجدد آن در برنامه مورد نظر پیشگیرى نماییم.
۷ . به آفات برنامه ریزی آگاه باشیم ، از آفات برنامه ریزى، فقدان تلاش و پشتکار در دستیابى به هدف برنامه است. بی تردید عمل به برنامه، مستلزم چشم پوشى از برخى فرصت هاى فراغت، سرگرمى ها و تفریحات مى باشد، در این صورت باید خود را با برنامه سازگار نماییم تا بتوانیم به نتیجه مطلوبى دست یابیم.ممکن است در ابتدا، برنامه ریزى با کندى مواجه شد ولى در جریان عمل به برنامه به آن عادت مى کنیم و به مرور زمان جزء شخصیت ما مى شود. برنامه ریزى علاوه بر صرفه جویى در وقت و فرصت هاى زندگى، موجب مى شود تا خود را و نیازهایمان را بهتر و بیشتر بشناسیم.
۸ . لازمه برنامه ریزى موفق، انعطاف پذیرى در عمل به برنامه است و نیز نگاه واقع بینانه به کاستى ها و ضعف هاى موجود در زمینه اى است که برنامه تنظیم مى کنیم. به منظور داشتن یک برنامه منظم، لازم است جدولى تهیه نمایید و ساعات شبانه روز و ایام هفته را (به ترتیب در ستون افقى و عمودى) یادداشت کرده و براى هر ساعتى در هر روز از ایام هفته کار و برنامه مناسب را در آن یادداشت نمایید. مثلاً چه ساعتى از خواب بیدار شوید؟ ساعتى را به نماز و نرمش و صرف صبحانه و دیگر کارها اختصاص دهید، ساعات درس و کلاس و مطالعه و استراحت و نظافت و... را نیز دقیقا در جدول بنویسید و خود را موظف کنید طبق جدول تهیه شده که متناسب با توانایى هاى خودتان است عمل نمایید. در این مسیر نیاز به یک عزم و اراده جدى هست که انشاءالله در شما وجود دارد.
۹. برنامه باید در حد توان باشد نه خارج از توان، همانطور که گفته اند سنگ بزرگ علامت نزدن است. پس باید مطابق طاقت و توان جسمی و روحی تان برنامه را طرح ریزی و اجرا کنید و از حد تعادل خارج نشوید.
۱۰ . بعد از طرح و برنامه آنچه اهمیت دارد و باید عملیاتی گردد پر کردن برنامه و طرح تهیه شده است.شما باید براساس هدف خودعمل کنید و در صدد مرتفع ساختن نیازها و کاستی ها باشید و در این راستا گام برداید و ما چون از هدف شما خبر نداریم و یا با نیازها و کاستی ها و نواقص زندگی فردی و اجتماعی و تحصیلی و خانوادگی و اقتصادی و... شما آگاهی نداریم نمی توانیم محتوای برنامه شما را به صورت جزئی تدارک نماییم .
میهمان
عالی

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.