امید به رحمت حق وترس از او ۱۳۹۱/۰۷/۰۳ - ۴۲۹۹ بازدید

چگونه امیدمان را از غیر خداوند قطع کنیم و فقط به خداوند امید ببندیم و به او ایمان داشته باشیم و همچنین به او اطمینان داشته باشیم که ما را حفظ می کند که دچار استرس نشویم؛ همچنین ترسمان هم فقط از خداوند باشد؟

برای پاسخ گویی به سؤال شما ابتدا راجع به امید به رحمت خدا وسپس راجع به ترس از خدا ، سخن می گوییم :الف) : معنی امید به خدا :امید مستحسن آن است که انسان تمام اسبابی که در تصرف او است در طریق نیل به سعادت خود صرف کند و پس از آن امید وار باشد که خداوند متعال با عنایات خود اسبابی که در تحت اختیار او نیست را برای او فراهم کند و موانع را رفع کند تا به سعادت اخروی نائل گردد؛ یعنی اگر کسی زمین دل را از خارهای اخلاق فاسد و سنگ و شوره های معاصی پاک نمود و بذر اعمال و اطاعت و بندگی را در آن کاشت و به آب صافی ایمان خالص آبیاری کرد، پس از آن به امید فضل و رحمت خدا دل ببندد که عاقبت او به خیر و سعادت ختم گردد، امید و رجای چنین شخصی مستحسن است.[1] کما این که قرآن بر این مطلب دلالت می کند: « کسانی که ایمان آورده اند و آنان که مهاجرت کرده اند و در راه خدا جهاد نموده اند، به رحمت خدا امید می دارند و خدا آمرزنده و مهربان است ».[2]
خداوند متعال در این آیه امید به رحمت خودش را پس از ایمان و جهاد و تلاش کردن در راه خداوند متعال قرار داده است و این ترتیب، یعنی انسان مؤمن باید در انجام فرائض و ترک محرمات تلاش و کوشش خود را به کار ببرد سپس امید به رحمت پروردگار را نیز داشته باشد.
خوف مستحسن آن است که انسان بداند در مقابل خداوند متعال فقیر محض است و چیزی از خود ندارد و همۀ ممکنات محتاج و فقیر کسی هستند که او فیاض علی الا طلاق است. لذا انسان هر چه می خواهد باید از کسی بخواهد که او قدرت مطلق است و عاقبت همه به دست او ختم می شود و او سر چشمه همه خوبی ها است.[3]
چنان که قرآن گواه این مطلب است: « ... بگو همه از جانب خداوند است...».[4]
انسان دارای چنان استعدادی است که می تواند به مقام خلیفه الهی برسد. این مقام رهزنانی که همواره به سوی اشیاء گران بها تمایل نشان می دهند، را تحریک می کند تا دست به چپاول بزنند.
سارق انسان از یک سو شیطان در کمین نشسته است، تا حقیقت انسانی را به یغما ببرد و بر این کار خود قسم نیز یاد کرده است« قالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعین؛ گفت: «به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد»(سوره ص/82). البته جالب توجه این است که انسان خود نیز به راهزنی او کمک می کند؛ آن هنگام که در غفلت و پیروی از کشش های نفس هوا خواه می شود، نه خدا خواه.
«نبرد ظلمت و نور»
این دنیا محل کار زار تاریکی و نور است. آدمی هر هنگام که متوجه شد در لشگر تاریکی و شیطنت شمشیر می زند، باید خود را از تحت سربازی شیطان رها، و خود را در دامان گرم الهی بیندازد و خود را تحت سرپرستی خدا قرار دهد« اللَّهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا یُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور؛ خداوند، ولى و سرپرست کسانى است که ایمان آورده اند آنها را از ظلمتها، به سوى نور بیرون مى برد»(بقره/257(
در این نبرد و کار زار ممکن است آدمی مدتی را در جبهه ی باطل بر ضرر خود فداکاری کند، اما هر هنگام که از این طغیان خسته شد می تواند به جبهه ی حق در آید. خداوند به پیامبر گرامیش واجب کرده به افرادی که در جبهه ی دشمن مدتی را به ضرر خویش کار کرده اند، اعلام کند برای آنها برای ورود به لشگر حق راه باز است« بگو:«اى بندگان من که بر خود اسراف و ستم کرده اید! از رحمت خداوند نومید نشوید که خدا همه گناهان را مى آمرزد، زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است»(زمر/53) پرسشگر گرامی این شما و این اعلام خدای شما به شماست؛ که هر آن چه هستید باز آیید.
من غریبم از بیابان آمدم--- بر امید لطف سلطان آمدم
بوى لطف او بیابانها گرفت--- ذره هاى ریگ هم جانها گرفت
تا بدین جا بهر دینار آمدم--- چون رسیدم مست دیدار آمدم
بهر نان شخصى سوى نانوا دوید--- داد جان چون حسن نانوا را بدید
به راستی می شود خدا از کسی دعوت کند و اعلام کند که از من ناامید نشوید و توبه کنید، اما توبه ی افراد را نپذیرد؟!! برخی از این آیات و روایات که ما را دعوت به توبه کرده و امید را دل انسان روشن می کند را بیان می کنیم:
«اى کسانى که ایمان آورده اید بسوى خدا توبه کنید، توبه اى خالص امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد و شما را در باغهایى از بهشت که نهرها از زیر درختانش جارى است وارد کند»(تحریم/8). در این آیه نه تنها بخشش گناهان مطرح شده، بلکه صحبت از بهشتی شدن و داخل در رحمت خدا شدن درمیان است.
در آیه ی دیگر بحث محبت خدا نسبت به گناه کاران است«إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ؛ خداوند، توبه کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد»(بقره/222) این روایت مقدار دوست داشتن و شادی خدا را نسبت به بندگان گناه کار به خوبی نشان می دهد. پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله و سلم- می فرماید:«هر آینه شادی خداوند از توبه بنده خود بیشتر است تا شادی نازایی که بچّه می آورد وگم کرده ای که گمشده خود را می یابد وتشنه ای که به آب می رسد».( میزان الحکمه/ج 2/ ص120).
خداوند به قدری بندگانش را دوست دارد که منتظر بازگشت آنها به سوی خویش است«یَا عِیسَى کَمْ أُجْمِلُ النَّظَرَ وَ أُحْسِنُ الطَّلَبَ وَ الْقَوْمُ فِی غَفْلَةٍ لَا یَرْجِعُون؛ اى عیسى تا چند خوشبین باشم و خوشجو و این مردم در غفلت بسر برند و به سوی من باز نمی گردند»(امالى شیخ صدوق/ ص 517).
این حدیث بسیار جان کاه است که خدا حتی منتظر بازگشت بندگان گنه کارش است و به آنها توجه دارد، اما آنها توبه نمی کنند و بر نمی گردند.
بنده ی خطا کار می تواند با توبه رحمت الهی راه که نمی توان حد آن را فهم کرد را متوجه ی خود می کند. امام علی - علیه السلام- می فرماید: «توبه، رحمت را فرود می آورد».
یا رب این بخشش نه حد کار ماست --- لطف تو لطف خفى را خود سزاست
دست گیر از دست ما ما را بخر--- پرده را بردار و پرده ى ما مدر
پس کافی است توبه کنید و به بدی ها پشت کنید و به خوبی ها روی آورید آنوقت خواهید دید که خدا چه قدر مهربان و دوست دار بندگانش است«وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ إِنَّ رَبِّی رَحیمٌ وَدُودٌ؛ از پروردگار خود، آمرزش بطلبید و به سوى او بازگردید که پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه کار) است!»(هود/90).
آیا این آیات و روایان کافی و وافی نیست برای این که نشان دهد خدا شما را می خواهد؟! آیا ذکر این مطالب نشان از نمی دهد اکنون در رحمت و بخشایش خدا غوطه ور هستید؟!! چه توجهی از آن بالاتر که او شما را اکنون دوست دارد و منتظر بازگشت شما بوده است!!!
ب ) «ترس از خدا »
ترس به معناى بیم و هراس، یکى از حالات نفسانى است که باعث گریز از خطر یا آمادگى در مقابل خطر مى گردد. این خصیصه به خودى خود امرى مفید است که باعث بر حذر داشتن انسان از خطرات پیرامون وى مى گردد. ترس در زبان عربى »خوف« و «خشیت» نامیده مى شود.
بین انسان ها، از کسانى ترس و هراس باید داشت که قیافه اى ترسناک دارند یا ظالم و ستمگر مى باشند، لکن خدا چهره اى مادى ندارد که به زشتى و زیبایى متصف شود. حقیقت خدا که ماوراى ماده است، چنین توصیف شده است: «اللَّه جمیل و یحب الجمال؛ خدا زیبا است و زیبایى را دوست دارد». از دیگر سو هیچ گونه ظلمى از سوى خدا نسبت به بندگان جارى نیست، که موجب ترس ازوى شود.ترس از خدا به معناى ترس از مسئولیت هایى است که انسان در برابر وى دارد. ترس از این که در مقام انجام تکالیف الهى کوتاهى کرده و از عهده تکلیف به خوبى بر نیاید. به عبارت دیگر ترس از کم کارى ها، گناهان و کوتاهى ها در مقابل تکالیف الهى است. ترس از انجام ندادن مسئولیت انسانى و ارزش هاى عالى، ترس از این که به هدفى که براى آن آفریده شده دست نیابد. مولاى متقیان(ع) مى فرماید: »هیچ یک از شما ترس نداشته باشید مگر از گناه خویش«.(1)
سرچشمه هاى خوف الهى:
1- اعمال ناپاک و گناهان بندگان یکى از عوامل خوف از خدا است.خدا هم چنان که به بندگان مؤمن خویش وعده بهشت را داده، به گناهکاران وبدکاران وعده عذاب داده است. پس گناه کار از این جهت که عذاب الهى در انتظار او است، خائف است.
2- در اولیاى خدا (پیامبران و امامان و صالحان) نیز خوف الهى وجود دارد تا بدان جا که در حال نماز، بدن مبارکشان به لرزه مى افتاد و نیمه شب ها از خوف خدا گریسته و به حالت غش مى افتادند. این حالت بدین خاطر است که به جهت درک عظمت الهى، خود را حقیر و کوچک احساس کرده و دچار خشیت و خوف مى گردند، یا بدین جهت است که همیشه دغدغه دارند حق عبودیت و بندگى را به انجام نرسانند. خدا آن قدر با عظمت است که شکر یکى از هزار نتوان کرد، و یا خوف از آن که لحظه اى دچار غفلت از ذکر و یاد خدا شوند.
3- بین خدا ترسى و آگاهى ارتباط تنگاتنگ است. هر چقدر معرفت انسان به خدا از عمق بیشترى برخوردار باشد، پرستش شدت بیشترى خواهد داشت. خشیت الهى در دل بنده بدون معرفت حاصل نمى گردد: «إنّما یخشى اللَّه مِن عباده العلماء؛ به درستى که مى ترسند از خدا، (از میان بندگانش) علماء»(2)
4- در قران أمده :و امّا من خاف مقام ربّه؛ پس آن که بیم داشت از مقام پروردگارش (3) مفسران درباره این که منظور از «مقام » درآیه چیست ؟ چهار احتمال داده اند:
الف) مواقف قیامت؛
ب) خوف از علم خداوند: مراقبت دائمى او نسبت به همه انسان ها که هیچ چیز از او پوشیده نیست.
ج) ترس از خدا نه به خاطر آتش دوزخ و خوف از فوت لذت هاى نفسانى در بهشت (طمع نسبت به نعیم بهشتى) بلکه تنها به خاطر مقام پروردگار و جلال و عظمت او.
د) منظور مقام عدالت او است. خوف از عدالت به خوف از کوتاهى و قصور اعمال باز مى گردد.(4) اگر انسانى در مقابل عظمت و بزرگى خدا از یک سو و کوتاهى ها و گناهان خود از سوى دیگر، خاضع نشد و خشیت الهى در وجود او حاکم نشد، نشانه شجاعت و بزرگى نیست، بلکه نشانگر جهل و نادانى وعدم عاقبت اندیشى است، در نتیجه به دنبال رفع نواقص و توبه نخواهد رفت و در قیامت در حالى خدا را ملاقات مى کند که در کوله بار خویش هیچ عمل خیرى ندارد.
خوف ورجا !
خوف و رجا باید در حد مساوی در بنده مؤمن وجود داشته باشد؛ یعنی انسان باید به اندازه ای از خدا و عذاب قبر و قیامت هراس داشته باشد که این ترس موجب ناامیدی او از رحمت پروردگار نشود. همچنین به اندازه ای به رحمت خدا امیدوار باشد که این امید باعث گستاخی او نشود، روایات معصومین (ع) نیز مؤید این مطلب اند:
1. امام صادق (ع) فرمودند: «از خدای عزوجل چنان بترس که اگر نیکی جن و انس را بیاوری ترا عذاب کند، و به خدا چنان امیدوار باش که اگر گناه جن و انس را بیاوری به تو ترحم کند».[5]
2. امام علی (ع) می فرماید: «بهترین اعمال، اعتدال بیم و امید است؛ یعنی میان خوف خود از عقوبت خدا و امید خود به رحمت خدا حالت اعتدال پدید آوری، از خدا به اندازه بترسی، و به رحمت و عفو او به اندازه امید بندی؛ نه بیش از حد بترسی که یأس از رحمت آورد، و نه بیش از اندازه امیدوار گردی که غرور و غفلت زاید»[6]
3. امام صادق (ع) فرمودند: «خوف (از عقوبت خدا) مراقب و نگهبان دل است (تا به غفلت و گناه نیفتد)، و رجا و امید (به رحمت خدا) واسطه و شفیع آدمی است، (تا مأیوس نگردد و از خدا نگریزد). هر کس خدا را بشناسد، هم از او ترس دارد هم به او امید. و این دو (خوف و رجا) دو بال ایمان است، که بنده واقع گرا با آنها به سوی رضوان خدایی پر می گشاید؛ و دو چشم خرد او با آنها وعد و وعید خدایی را می نگرد. ترس نشان نمایان دادگری خدا و بازدارنده از کیفر او است. و امید فریاد بلند فضل و رحمت خدا است. رجا (امید به رحمت بی پایان الاهی) دل را زنده می کند. و خوف (ترس از عقوبت خدایی) نفس (و امیال نفس) را می میراند».[7]
نتیجه گیری:
از مجموع مطالب فوق این گونه استفاده می شود که امید به رهایی از عذاب قیامت در پرتو انجام واجبات و ترک محرمات یکی از دو بال ایمان برای پرواز به سوی کمال مطلق است و این ویژگی (امید به رحمت خدا) در کنار خوف از عذاب الاهی بایستی به یک اندازه در انسان وجود داشته باشد؛ یعنی انسان باید به اندازه ای به رحمت الاهی امیدوار باشد که آن امید او را به معصیت پروردگار منتهی نکند و نور ترس نیز در وجود انسان به اندازه ای باشد که موجب ناامیدی او از رحمت حق تعالی نگردد.
پی نوشتها:
[1] امام خمینی، چهل حدیث، ص 229، چاپ شانزدهم، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، تهران، 1376 ش.
[2] بقره، 218.
[3] امام خمینی، چهل حدیث، ص222.
[4] نساء، 78.
[5] کلینی، اصول کافی، ترجمه مصطفوی، ج 3، ص 109، چاپ اول، کتابفروشی علمیه اسلامیه، تهران.
[6] غررالحکم، ترجمه انصاری قمی، ج 1، ص 395، چاپ هشتم، تهران.
[7] مصباح الشریعة، ترجمه مصطفوی، ص 398، چاپ اول، انجمن اسلامی حکمت و فلسفه ایران، تهران،1360 ش.
- در این زمینه ر.ک:
-گناه شناسی/ محسن قرائتی.
-گناهان کبیره/ شهید دستغیب.
- شهید دستغیب، قیامت و قرآن (تفسیر سوره طور).
- سایت اخلاق akhlagh.porsemani.ir

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.