امکان مجازات خداوند در این دنیا ۱۳۹۱/۹/۴ - ۱۵ بازدید

نخست باید دانست برخی گرفتاری ها نتیجه بی احتیاطی یا بی تقوایی خود انسان است به طوری که با ارتکاب خطا و ظلم به خود و یا دیگران سزای آن را حتی در این دنیا نیز چه بسا ببیند و برخی گرفتاری ها و محدودیت ها به خاطر حفظ دین و تقواست که بدون تقصیر ما بلکه به خاطر ظلم و ناهنجاری های دیگران متوجه ما می شود.
در حدیثی نورانی آمده است: «ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للاولیاء درجه؛ گرفتاری و زیان ها برای ستمگر موجب ادب و مکافات عمل اوست و برای مؤمن امتحان و آزمایش است و برای اولیاء خدا موجب ترفیع مقام و درجه است...».
نخست باید دانست برخی گرفتاری ها نتیجه بی احتیاطی یا بی تقوایی خود انسان است به طوری که با ارتکاب خطا و ظلم به خود و یا دیگران سزای آن را حتی در این دنیا نیز چه بسا ببیند و برخی گرفتاری ها و محدودیت ها به خاطر حفظ دین و تقواست که بدون تقصیر ما بلکه به خاطر ظلم و ناهنجاری های دیگران متوجه ما می شود.
در حدیثی نورانی آمده است: «ان البلاء للظالم ادب و للمؤمن امتحان و للاولیاء درجه؛ گرفتاری و زیان ها برای ستمگر موجب ادب و مکافات عمل اوست و برای مؤمن امتحان و آزمایش است و برای اولیاء خدا موجب ترفیع مقام و درجه است...».
از این حدیث شریف به خوبی فهمیده می شود برخی از مجازات ها در همین دنیا انجام می پذیرد. اما این گونه نیست که همه گرفتاری ها مکافات عمل انسان باشد. بلکه اگر انسان خطایی از او سر نزده این گرفتاری نشانه ظلم و ناهنجاری دیگران است و برای این مؤمن ثواب و ترفیع درجه خواهد داشت.
نکته مهم دیگر این که در این دنیا علاوه بر انتخاب و اختیار و تلاش ها، عوامل بسیار دیگری نیز در پدید آمدن حادثه مؤثر است و عوامل تنها به امکانات و موانع مادی خلاصه نمی شود بلکه عوامل معنوی و عاطفی نیز در پدید آمدن حوادث نقش دارند که از فراهم آمدن همگی آنها برای بروز یک حادثه به تقدیر الهی یاد می شود که البته انتخاب و اختیار ما به طور معمول نقش اساسی دارد. همچنان که عوامل معنوی مثبت و منفی مانند ارتکاب گناه با رعایت تقوا در فراهم سازی شرایط با ایجاد مانع نقش به سزایی دارد.
در نتیجه تقدیر الهی در بروز هر حادثه ای گزاف و بی حساب نیست بلکه کاملا حساب شده و دقیق است. اما باید با روشن بینی وجامع اندیشی باید عوامل مختلف پیدا و پنهان و اهرم های گوناگون مادی و معنوی را در پدید آمدن یک حادثه به شمار آوریم.
برای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم.
به نظر می‌رسد که این پرسش دارای دو بخش است که هر دو قسمت از آن دارای اهمیت و شایان تأمل و تفکر می‌باشد. پرسش نخست این است که آیا مجازات‌‌های الهی فقط درآخرت صورت می‌گیرد یا در دنیا نیز این مجازات‌ها واقع می‌شود؟ و پرسش دوم که در ادامه پرسش نخست می‌باشد اینکه رابطه میان تقدیر خداوندی با افعال اختیاری انسان چگونه است؟ آیا تقدیر الهی امری در کنار افعال اختیاری انسان است که برخلاف رفتار آدمی، در کار نظام رفتاری انسان دخالت می‌کند و او را از رسیدن به هدف مختار خود بازمی‌دارد، یا اینکه این تقدیر همسو با رفتار آدمی و درپی اختیار انسانی بوجود می‌آید؟
باید به این نکته توجه داشت که آدمی در زندگی دنیوی خود همواره از یک سو جزای کرده‌های خود را مشاهده می‌کند، وازسوی دیگر در شرایطی که خود برای خود رقم زده است، آن به آن، درحال تصمیم‌گیری و انتخاب راه برای آیندة خود می‌باشد. به بیان دیگر هرچند شرایط بیرونی (خانواده، محیط، وراثت، دوستان، ... ) همواره، محیط بررفتار انسانی است و او در چنین شرایطی دست به گزینش می‌زند، ولی درعین حال انسان در وجدان خود این حقیقت را نیز می‌یابد که تأثیرپذیری یا عدم تأثر او دراختیار خودش می‌باشد و او می‌تواند اول با کسب معرفت راستین در فهم روش زندگی و دریچه‌های خروج از بحران در آن، و ثانیا با عزمی استوار، راه خود را از محیط خود جدا ساخته، و سرنوشت دیگری برای خود رقم زند هرچند که در این مسیر سختی‌ها و دشواری‌های بسیاری را متحمل بشود.
پس چنین است که بخش معظمی از مجازات‌های تلخ و شیرینی که انسان با آن مواجه می‌شود، ریشه در تاریخ رفتاری ما درگذشته دارد. حال اگر این مجازات‌ها از قسم سختی‌ها ودشواری‌ها باشد، گاهی فقط صورت جزا دارد و بازتابی برای کرده‌های ناشایستی است که انسان در گذشته انجام داده است. و بیشتر نیز حالت تنبیه و آگاهی دادن به فرد دارد تا با نوعی گوشمالی او را از روند نادرستی که در زندگی برگزیده، برحذر دارد. و اگر این مجازات‌ها در لباس نعمت و خوشی ظاهر شود گاه صورت جزا و پاداش برای فرد دارد که به موجب رفتار خوبی (مثلا نیکی به پدر ومادر)، که او انجام داده، خداوند در این دنیا نیز او را بی‌نصیب نمی‌کند. وگاهی نیز نوعی مکر الهی است که با خوشی و رفاه، انسان به کلی از خود غفلت نموده و به رفتار شرورانه خود ادامه می‌دهد، تا به یکباره با قهر و خشم الهی مواجه می‌شود و خداوند او را از اوج منیت و آقایی به حضیض ذلت و پسشی فرو می‌کشد. آنچه از آموزه‌های دینی برمی‌آید این است که انسان در عین حال که نباید حالت امید خود را از دست بدهد، باید بیش از آنی که از مشکلات و مصایب دنیوی ترس داشته باشد، باید از خوشی‌ها و لذت‌های زندگی در هراس باشد که نکند دچار مکر الهی شده و انجام شوم در انتظار او بوده باشد. بنابراین لازم است که انسان همیشه میان خوف و رجا بوده باشد و خود را همچنان از مکر الهی در امان نمی‌بیند،‌ از رحمت بیکران خداوندی نیز غفلت ننماید.
نکته دیگری که در این ارتباط باید به آن اشاره داشت این است که رابطه میان دنیا و آخرت رابطه‌ای تنگاتنگ است. بنابراین جزایی که در آخرت رخ می‌دهد، جزایی تازه نیست، بلکه آنچه درآخرت واقع می‌شود، کشف حقایق اعمالی انسان در این دنیا است. بنابراین حزاهای رفتاری انسان ابتدا در این دنیا واقع می‌شود، و آنگاه باطنش درآن دنیا که روز کشف اسرار و بواطن است، آشکار می‌شود. آنچه هست به موجب دید ظاهر بینی که ما انسان‌ها داریم، همواره جزای اعمالی را در ناحیه عذاب و شکنجه می‌دانیم، در حالی که اگر با نگاه معرفتی به مسایل نگاه شود، احساس تنگی و پوچی درزندگی، افسردگی روحی و روانی، حرص و ولع نسبت به امور دنیوی و نبود روحیه قناعت وسیری در دنیا، حسادت به بندگان دیگر خدا و احساس دشمنی نسبت به آنها، نبود حس محبت و دوستی نسبت به بندگان، همه وهمه عذابی است که باکرده‌های خود، گرفتار آن می‌شویم و حتی دراثر کثرت مشاغل دنیوی خود که همواره درگیر ظواهر و امور ناچیز هستیم، تلاش می‌کنیم که خود را از حس عذاب نیز فارغ کنیم.
با توجه به آنچه که بیان گردید تا حدودی پاسخ سئوال دوم نیز معلوم می‌‌گردد که رابطه میان تقدیر الهی با اعمال انسانی عرضی نیست، یعنی چنین نیست که تقدیر الهی دستی بیگانه از عوامل طبیعی باشد. شاید بتوان مسئله تقدیر و قسمتی که مردم ـ به درست یا نادرست ـ از آن فراوان استفاده می‌کنند، با ذکر مثالی روشن ساخت. اگر شما در شهری که در آن زندگی می‌کنید بخواهید به طرف بازار شهر ـ مثلا در شمال شهر ـ بروید، بی‌شک باید راهی مشخص را طی کنید که این راه با راهی که به سوی کتابخانه مرکزی شهر ـ مثلا در جنوب شهر ـ می‌رود، کاملا تفاوت دارد. یعنی اگر شما به طرف جنوب شهر حرکت کنید هرگز به بازار شهر نخواهید رسید و ناآگاهی شما نسبت به راه و اشتباهی که در انتخاب راه مرتکب شده‌اید، هرگز موجب تغییر واقعیت نخواهد شد. شما به کتابخانة شهر که در جنوب شهر واقع شده است می‌رسید و هرگز به بازار نخواهید رسید هرچند که خواسته شما چیزی غیر از این بوده است. به بیان دیگر در این شهر که یک جغرافیای مشخصی دارد، هرراهی به هر مقصدی منتهی نمی‌‌شود. اگر شما راه کتابخانه را پیش می‌گیرید، قسمت شما همان کتابخانه خواهد بود و اگر شما راه بازار را پیش گرفتید، قسمت شما بازار شهر خواهد بود هر چند نسبت به راه خودتان جاهل بودید ولی این جهل و ناآگاهی موجب تغییر نقشه و جغرافیای شهر نخواهد شد. براین اساس انسان در ابتدای کار، این که کدامین راه را انتخاب نماید، کاملا مختار است، ولی در این که به کدامین سرنوشت برسد و چه قسمتی برای او درنظر گرفته بشود، اختیاری ندارد بلکه اختیار اینکه راه شمار ۲ به هدف شماره ۲ منتهی گردد، نه در دست این فرد، بلکه در دست مهندسی است که جغرافیای شهر را چنین طراحی کرده است.
حال در نظام هستی نیز مهندسی این نظام که به دست حکمت الهی رقم خورده است، هر راهی نتیجه مشخصی دارد و در این مرحله اختیار انسانی نقش و دخالتی ندارد. ولی انسان که از طریق پیامبران دورنی و بیرونی که خداوند برای او قرار داده است، نسبت به نقشه و جغرافیای هستی آگاهی کافی پیدا کرده یا اینه می‌تواند نسبت به آن آگاهی لازم را به دست آورد. براین اساس اگر فرد بر اساس اختیار و علم و معرفتی که خداوند به ایشان داده است، راه شمارة ۱۴ را برگزیند، بی‌شک نتیجه‌ای که برای او در نظر گرفته شده و تغییری نیز درآن رخ نمی‌دهد، نتیجه شماره ۱۴ است و سنت الهی نیز در این باره هرگز تغییر نمی‌یابد. به بیان دیگر اگر راه شمارة ۱۴ انتخاب گردید، تقدیر الهی اقتضا می‌کند که سرنوشت و قسمت شماره ۱۴ عاید انسان بشود همانطور که اگر راهی دیگر مثلا راه دیگر را انتخاب کرد، بی‌شک نتیجه همان راه نصیب انسان خواهد شد. پس انسان در اینکه در این نظام کدامین راه را انتخاب نماید، کاملا آگاهی لازم به ایشان داده شده است ـ هرچند در خیلی از موارد باید این آگاهی را با سختی‌های فراوان به دست آورد، همانطور که به ایشان عزم و اراده لازم نیز داده شده ـ هر چند اِعمال اراده نیز گاهی به تناسب شرایط افراد، عملی دشوار ولی نه ناممکن است ـ، تا بتواند بر اساس آگاهیِ به دست آورده اقدام نماید.
بنابراین در نقشه هستی چنین مقدر شده است که کسی در شرایطی خاصی اگر بی‌احتیاطی بکند، و در آبی جوشان دست ببرد، به خیال آنکه آبی سرد است، این آب با این حالت جوشان، چنان دستی را بسوزاند. این تقدیر الهی است. ولی اگر احتیاط به خرج داده بشود، و دست در آب برده نشود، یا آنکه قبل از فرو بردن دست شناخت لازم را از حالت آب بدست آورد، و اقدامات امنیتی را انجام بدهد، بی‌شک چنین سوختنی نیز اتفاق نخواهد افتاد.
البته ناگفته نماند احتیاط و بی احتیاطی انسان یکی از عوامل مهم بروز حادثه یا دور ماندن از حادثه است، اما منحصر به آن نیست لذا در فرهنگ جامع نگر اسلامی سفارش شده برای بالا رفتن ضریب اطمینان از دعا، صدقه و... نیز غفلت نکنید.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.