انتخاب اصلح غیر مقبول یا صالح مقبول؟ ۱۴۰۰/۰۳/۱۱ - ۲۷۳۳ بازدید

سلام،حضرت اقا شرکت در انتخابات و انتخاب اصلح را واجب دانستند؛آیا انتخاب اصلح شروط و قیود دیگری هم دارد؟مانند رای آوری؛شهرت و ... در صورتی که صالح رای آور باشد باید بر اصلح ترجیح داد؟

1. آنچه تحت عنوان شرایط نامزد و رییس جمهور مطلوب از سوی مقام معظم رهبری مطرح شده است، ناظر به برخورداری از صلاحیت های برتر و توانمندی های لازم در تحقق اهداف و ارزش های اسلامی و انقلابی است به عنوان نمونه ایشان فرمودند:«رییس‌جمهور مطلوب باید با کفایت، با ایمان، عدالت‌خواه و ضد فساد، دارای عملکرد انقلابی و جهادی، معتقد به توانمندی‌های داخلی، معتقد به جوانان به‌عنوان پیشران حرکت عمومی کشور و امیدوار به آینده باشد.اگر چنین فردی بر سر کار بیاید، کشور را به نقطه مطلوب خواهد رساند و مردم باید فردی با این خصوصیات را پیدا کنند که البته پیدا کردن آن شاید برای آحاد مردم آسان نباشد و باید به افراد مطلع و مورد اطمینان مراجعه کنند.»( سخنرانی نوروزی مقام معطم رهبری؛1 فروردین 1400)در میان ویژگیها و شاخص های مطرح شده توسط مقام معظم رهبری مسائلی مانند رأی آوردن و شهرت و امثال آن وجود ندارد. در پاسخ استفتایی هم که در این زمینه از مقام معظم رهبری مطرح شده است به این مسأله اشاره شده است. سؤال شده مقام معظم رهبری شرکت در انتخابات را واجب دانستند، انتخابات اصلح را هم واجب دانستند در بحث انتخاب اصلح شروط دیگری هم هست؟بعضی می گویند در انتخاب اصلح مقبول جامعه هم مطرح است آیا انتخاب اصلح قیدی دارد یا خود انتخاب اصلح از دید فرد مهم است ولو اینکه هیچ کس به آن رای ندهد؟
حجت الاسلام و المسلمین فلاح زاده در پاسخ به این استفتاء و نظر مقام معظم رهبری اظهار داشت:مقبول جامعه بودن یا نبودن از همان رأی مردم مشخص می شود. که آیا مقبول هست یا خیر . شهرت افراد دلیل اصلح بودن ایشان نمی شود، ممکن است کسی مشهور باشد ولی اصلح نباشد یا یک کسی مشهور نباشد، ولی اصلح باشد سعی کنید به اصلح رای بدهید ولو آنکه آن فرد شهرتی بین مردم نداشته باشد.
(article.tebyan.net/UserArticle/AmpShow/684596)
2. در مورد انتخاب اصلح چند نکته قابل توجه است.
الف.افرادی که توسط شواری نگهبان صلاحیت آنها احراز می شود، دارای اصل صلاحیت هستند و از میان افراد آنها باید اصلح را انتخاب کرد.همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند:«افرادی که از تأیید شورای نگهبان عبور کرده‌اند، قانوناً صالحند. البته صلاحیتها یک اندازه نیست؛ صالح داریم، اصلح داریم.»(بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ تهران‌؛28 اردیبهشت 1380)
«هر کس صلاحیتش در مراکز قانونی تأیید شود، صالح است؛ اما باید در بین صالح‌ها گشت و صالح‌تر را پیدا و او را انتخاب کرد. این، هنر شما مردم است.» (بیانات در دیدار مردم جیرفت؛17 اردیبهشت 1384)
انتخاب اصلح و بهترین از میان افراد صالح حکم عقلی و پذیرفته شده در نزد عقلاست. همانگونه که در هنگام مراجعه به یک پزشک متخصص از میان چندین پزشک عقل و عقلا حکم می کنند که بهترین و ماهرترین پزشک را پیدا کنیم و اگر کسی با وجود فرد ماهرتر و متخصص تر به فردی که در این حد نیست مراجعه کند و دچار مشکل شود، او را سرزنش می کنند، در انتخابات هم باید از میان افراد دارای صلاحیت بهترین و توانمندترین فرد را انتخاب کنیم و نمی توان به صرف صالح بودن افراد بسنده کرد.
ب.برای شناخت و تشخیص گزینه‌ اصلح و رأی دادن به وی، باید حجت عقلی و شرعی داشت وانتخاب باید بر اساس معیارها و شاخصه های منطقی و مستدل صورت بگیرد.مقام معظم رهبری در این زمینه می فرمایند:« ملت باید تلاش کند و اصلح را از میان نامزدهاى صالح و مورد تأیید شوراى نگهبان برگزیند زیرا انتخاب اصلح همانند شرکت در انتخابات یک تکلیف الهى است و مردم باید بین خود و خدا حجت پیدا کنند و سپس با خیال آسوده به فردى که اصلح تشخیص داده اند رأى بدهند.»( بیانات دردیدار خانواده هاى معظم اسرا و مفقودین جنگ تحمیلى؛31 اردیبهشت 1376)
ج. دقت در انتخاب اصلح در جای خود لازم است، اما نباید افراد را دچار وسواس نماید. همانگونه که مقام معظم رهبری فرمودند:«بعضی‌ها در شناخت اصلح دچار وسواس و دغدغه‌ زیاد می‌شوند. شما تلاش خود را بکنید؛ مشورت خود را بکنید؛ از کسانی که فکر می‌کنید می‌توانند شما را راهنمایی کنند، راهنمایی بخواهید؛ به هر نتیجه‌‌ای که رسیدید، عمل کنید و رأی بدهید؛ اجر شما را خدای متعال خواهد داد.» (بیانات در دیدار جمعى از خانواده هاى شهیدان ، جانبازان و آزادگان؛3 خرداد 1384)
د. در مورد مصداق اصلح ممکن است، اختلاف نظر وجود داشته باشد. مقام معظم رهبری در این باره خاطر نشان کردند:« البته صلاحیتها یک اندازه نیست؛ صالح داریم، اصلح داریم؛ تشخیصها مختلف است؛ یکی چیزی را ملاک قرار می دهد و کسی را اصلح می داند و کسی چیز دیگر را ملاک قرار می دهد. اشکالی ندارد؛ اینها نباید موجب اختلاف شود. مبادا به خاطر علاقه‌مندی یک دسته به یک نامزدِ ریاست جمهوری و دسته دیگر به یک نامزد دیگر، بین آحاد مردم شقاق و اختلافی پیدا شود. چه مانعی دارد؟ قانون همین را خواسته است که مردم طبق سلایقِ خودشان بگردند و انتخاب کنند.»(بیانات در خطبه‌های نماز جمعه‌ تهران‌؛28 اردیبهشت 1380)
3. در مورد ترجیح صالح بر اصلح در صورتی که مقبولیت داشته و رأی مردمی را به همراه داشته باشد. دو دیدگاه مطرح شده است که به بررسی اجمالی دو دیدگاه می پردازیم:
الف.ترجیح صالح مقبول بر اصلح
این دیدگاه معتقد است که با توجه به برخورداری هر دو نفر از اصل صلاحیت، در صورتی که فرد اصلح به هر دلیل دارای مقبولیت مردمی نبوده و نمی تواند آرا مردم را کسب نماید، برای جلوگیری از تفرق آرا و رأی آوردن فردی که صلاحیتی در حد فرد مقبول ندارد، می توان فرد صالح مقبول را بر اصلح ترجیح داد.
استدلال این دیدگاه این است که در شرایط عادی و به اعتبار اولی، با وجود اصلح نمی توان به فرد صالح رأی داد. اما اگر مسأله مهمتری در کار بود و شرایط ویژه ای وجود داشت که به دلیل عدم اقبال مردمی و مقبولیت مردمی اصلح، ممکن است رأی ندادن به فرد صالح موجب انتخاب فردی بشود که نسبت به فرد صالح دارای صلاحیت کمتری است در این صورت باید فرد صالح را به اصلح ترجیح داد.
چند اشکال به این دیدگاه وارد شده است:
1.در متون دینی حجت شرعی قابل قبولی برای این دیدگاه نمی‌توان یافت.
2.در بیانات حضرت امام و مقام معظم رهبری، همواره بر انتخاب اصلح تأکید شده و سخنی از صالح مقبول به میان نیامده است.
3.با توجه به اختلاف نظر در مورد فرد اصلح و معیارهای صلاحیت،این راهکار می‌تواند مورد سوء‌استفاده‌ گروه‌های سیاسی قرار گیرد و مانع شایسته‌سالاری و چرخش نخبگان گردد.
ب.مقدم بودن انتخاب اصلح
این دیدگاه معتقد است، وظیفه ما تشخیص و انتخاب اصلح از میان نامزدهاست و مقبولیت و شهرت و مانند آن ملاک نیست. ما مأمور به انجام وظیفه هستیم نه رسیدن به نتیجه. اینکه نتیجه چه خواهد شد، مهم نیست، مهم این است که ما در انتخاب خود بر اساس حجت عقلی وشرعی عمل کنیم.
به این دیدگاه نیز اشکال وارد شده است که از آنجا که انتخابات یک فرایند اجتماعی است که نتیجه و خروجی آن بر زندگی مردم و سرنوشت کشور تأثیر گذار است، نمی توان نتیجه و پیامد انتخاب و رأی را در نظر نگرفت و انجام وظیفه به این نیست که تنها به انتخاب اصلح توجه شود، بلکه وظیفه انتخاب یک فرد شایسته برای عهده دار شدن مسئولیت است.
در ارزیابی دو دیدگاه توجه به چند نکته حائز اهمیت است.
1.اصل صلاحیت در افراد ایجاب می کند که به آموزه ها و مسئولیت های دینی پایبند باشند و در آموزه های دینی وارد شده است که اگر فرد توانمند تر و شایسته تری برای اداره امور مردم حضور داشت، باید مسئولیت به او سپرده شود نه آنکه در رقابت با او وارد میدان شد. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند:«مَنْ تَقَدَّمَ عَلی قَوْمٍ مِنَ الْمُسْلِمینَ وَ هُوَ یَری أَنَّ فیهِمْ من هو افضل منه فقد خان اللَّه و رسوله و المسلمین ؛ هر کس مقدم بر عده ای از مسلمانان گردد در حالی که می داند در بین مسلمین فردی بهتر از او وجود دارد، پس خائن به خدا، رسولش و مسلمانان خواهد بود.»(باقلانی، محمد بن طیب، تمهید الاوائل و تلخیص الدلائل، بیروت: مؤسسه الکتب الثقافی، 1414ق، ص478)
بنابر این، فرد نمی تواند ادعای صالح بودن داشته باشد و خود را در معرض مسئولیتی قرار دهد که فرد اصلحی وجود دارد.
2. نباید تصور کرد که تنها راه حل محذور انتخاب اصلح غیر مقبول و صالح مقبول، ترجیح صالح مقبول است زیرا گاهی فرد صالح که دارای مقبولیت مردمی هست می تواند با حمایت از فرد اصلح و معرفی او و استفاده از مقبولیت خود زمینه اقبال عمومی به فرد اصلح را فراهم نمایند و نیازی به حضور هر دو گزینه در عرصه انتخابات و گزینش از میان این دو نیست.
3.مقبولیت مردمی نسبت فرد صالح باید جهت دهی و هدایت به سمت فرد اصلح شود و معیارهای انتخاب و اقبال مردم تصحیح شود و نمی توان به صرف مقبولیت مردمی اکتفا کرد. همچنین ملاک ها و معیارهای مقبولیت مردمی باید مشخص و اصلاح شود گاه عوامل کاذبی مانند تبلیغات و رسانه ها و عضویت در یک حزب و جریان سیاسی خاص و مانند آن در ایجاد آن مقبولیت و گرایش افراد به یک فرد مؤثر است که نیازمند اصلاح است. بنابر این، نباید به مقبولیت مردمی اکتفا کرد و باید آن را تصحیح کرد تا معیارها و ملاک ها بر اساس ضوابط صحیح تنظیم شود.
4.ملاک ها و معیارهای صلاحیت باید بر اساس معیارها صحیح و اصولی در نظر گرفته شود نه منافع حزبی و جناحی و صرف حضور یک فرد در یک حزب یا جریان سیاسی را نمی توان ملاک صلاحیت و یا عدم صلاحیت دانست. صلاحیت نامزد یا باید توسط خود فرد احراز شود، یا با مشورت با افراد مورد اعتماد و موثق صورت بگیرد.
5.به طور معمول شورای نگهبان در احراز اصل صلاحیت افراد دقت لازم را دارد، اما اگر در موردی اطمینان از عدم صلاحیت فرد داشته باشیم و حضور چنین فردی در عرصه مسئولیت، خطر و ضرر برای مردم و کشور داشته باشد، بر اساس حجت عقلی و شرعی باید به منظور جلوگیری از آسیب فرد غیر صالح، فرد صالح را انتخاب کنیم. این که نتیجه مهم نیست و ما مأمور به انجام وظیفه هستیم در این گونه موارد صرفاً کافی نیست زیرا نتیجه انتخابات در سرنوشت کشور و مردم تأثیر گذار است و ممکن است حضور یک فرد غیر شایسته آسیب های فراوانی را برای کشور به همراه داشته باشد که نمی توان آن را نادیده گرفت. همان اندازه که تلاش می کنیم افراد شایسته انتخاب شوند، باید مراقبت کنیم افراد نا صالح در عرصه مسئولیت ها حضور پیدا نکنند.
از این جهت حضرت آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این سؤال که:اگر فرد اصلح در انتخابات، احتمال رأی آوردنش کم باشد آیا می توان برای دفع فرد بدتر، به فرد بد رأی داد(البته منظور از فرد بد، فردیست که اصلح نیست و شانس رقابت با فرد بدتر را دارد)؟
فرمودند:با توجه به آنچه نوشته اید، در صورتی که بدتر بسیار خطرناک باشد و بد این خطرات را ندارد و رأی نیاوردن اصلح تقریبا مورد اطمینان باشد مانعی ندارد.
(makarem.ir/main.aspx?typeinfo=21&lid=0&catid=46462&mid=259583)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
کاش نکته‌ی ۵ رو بیشتر بازمی‌کردین. خدا خیرتون بده.
پرسمان
سلام علیکم، در توضیح مطلب یاد شده، چند نکته را یادآور می شویم:
۱. وظیفه اولی در انتخابات، انتخاب فرد اصلح است و با وجود فرد اصلح از نظر عقلی و شرعی جایز نیست او را رها کرده و فرد صالح را انتخاب کنیم و همه افراد باید تلاش کنند زمینه انتخاب اصلح را فراهم نمایند و اگر چنین فردی برای مردم شناخته شده نیست و دارای اقبال لازم نیست، این بستر را ایجاد نمایند. نباید بی درنگ به بهانه های مختلف از انتخاب اصلح سرباز زنیم و جامعه را از حضور و نقش آفرینی او محروم سازیم. اگر فرد اصلح شناخته شده نیست و یا اقبال عمومی را ندارد، آسانترین کار این است که بی درنگ به سراغ فرد صالح مقبول برویم، اما اگر نخبگان جامعه و افرادی که می توانند تأثیر گذار باشند و خود فرد صالح در مسیر شناساندن فرد اصلح به مردم حرکت کنند، زمینه برای انتخاب اصلح فراهم خواهد شد و جامعه از حضور او بهره مند می گردد.
گاهی مقبولیت و عدم مقبولیت افراد از برخی نظر سنجی ها و گزارش ها و برداشت ها استفاده می شود که قطعیت نداشته و نمی توان از آنها اطمینان پیدا کرد. مقبول جامعه بودن یا نبودن از رای مردم مشخص می‌شود نه از نظرسنجی‌ها با شناسایی فرد اصلح به مردم می توان زمینه انتخاب او را فراهم آورد.
۲. در انتخاب افراد باید نگاه حداکثری داشته باشیم و برای آن تلاش کنیم نه نگاه حداقلی. رأی ندادن به فرد اصلح سبب می شود که تراز آرمانگرایی و پایبندی به شاخصها تنزل کند و نخبگان به جای تلاش برای ارتقاء شرایط با تراز اصلح، به دنبال جوسازی و تبلیغات فرد غیراصلح بروند و پس از چندی، کسی که توان تبلیغاتی و رسانه ای بیشتری دارد، با مهندسی افکار عمومی یا نظرسازی های مستقیم، وضعیت مقبولیت را به نفع خود برگرداند.
۳. برای عدول و تنزل از انتخاب فرد اصلح به فرد صالح نیاز به حجت عقلی و شرعی هستیم و صرفاً به احتمال ها و گمانه زنیها نمی توان بسنده کرد. اگر به این اطمینان رسیدیم در این صورت می توان فرد صالح را انتخاب کرد و این بر مبنای اصل عقلایی «تنزل تدریجی» است که در شرع نیز مورد تأیید قرار گرفته است که بر اساس آن اگر امری برای عقلا مطلوب بود، ولی به دلایلی تحقّق آن مشکل یا ناممکن شد، به طور کلی دست از آن بر نمی دارند، بلکه مرتبه پایین تر آن را انجام می دهند و به تعبیر دیگر از امر مهم تردست می کشند و به مهمّ می پردازند و در امور مهم نیز این درجه بندی رعایت می شود. اگر به دلیل شرایطی امر درجه اول ناممکن یا مشکل شد، امر درجه دوم را جایگزین آن قرار دهند. به عنوان مثال اگر در موردی نتوانند ایمنی یا بهداشت را به طور کامل رعایت کنند، آیا به طور کلی دست از آن برمی دارند یا آنکه تا حد امکان و توان آن را رعایت می کنند. در فقه موارد فراوانی داریم که در آن ها این اصل اجرا شده است.به عنوان نمونه کسی که قصد خواندن نماز دارد. ایده آل آن است که نماز به حالت ایستاده خوانده شود، اما اگر شخصی به علت بیماری قادر به خواندن نماز ایستاده نیست، فقها می فرمایند هر مقدار از نماز را می تواند، ایستاده بخواند و هر گاه نتوانست نشسته بخواند. در مرتبه بعدی اگر شخصی نماز را نمی تواند ایستاده بخواند، دستور فقهی این است که نشسته بخواند و اگر نشسته هم نمی تواند، خوابیده بخواند.
۳. اگر به هر دلیل اقبال مردمی به فرد اصلح وجود نداشت و با وجود تلاش ها و اقدامات صورت گرفته در راستای شناسایی فرد اصلح به مردم، این اتفاق رخ نداد در صورتی می توان از اصلح به فرد صالح و گزینه بعدی رجوع کرد که ضرورتی اقتضا کند ومسأله مهم تری وجود داشته باشد مانند آنکه در صورت انتخاب نکردن فرد صالح، فرد ناصالحی که اطمینان نسبت به عدم صلاحیت او برای ما پیدا شده است، در جایگاه مسئولیت قرار خواهد گرفت در این صورت به منظور جلوگیری انتخاب فرد ناصالح، باید فرد صالح را انتخاب کرد.این انتخاب دائر مدار دو شرط است نخست آنکه یقین یا اطمینان نسبت به عدم اقبال و رأی فرد اصلح داشته باشیم. دوم آنکه نسبت به عدم صلاحیت نامزد دیگر نیز اطمینان داشته باشیم و صرفاً به گفته ها و یا حضور در یک حزب و جریان سیاسی خاص و مانند آن بسنده نکنیم.
نتیجه آنکه در انتخاب افراد ملاک توجه به حجت عقلی و شرعی معتبر است که این حجت در شرایط اولی در انتخاب اصلح متعین است، اما در مواردی و با بروز مسأله مهم تری ممکن است در انتخاب صالح ظهور پیدا کند.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.