انتخاب حوزه یا دانشگاه ۱۳۹۸/۱۱/۰۶ - ۲۱۸ بازدید

سلام از نظر امام خامنه ای، خانمی که هم به رشته پزشکی علاقه دارد و هم به طلبگی و در عین حال مشکل مالی دارد و پول خیلی برایش مهم است و میدانیم که طلبه ها درآمد زیادی ندارند؛ باید در کدام رشته درس بخواند؟ آیا تحصیل در رشته پزشکی مانعی دارد؟

دوست گرامی. در روایت داریم که العلم علمان علم الابدان و علم الادیان. موضوع علم ادیان روح انسان است و موضوع علم ابدان بدن و جسم. و چون روح بر جسم برتری دارد علم الادیان هم بر علم الابدان برتری می یابد. ولی در هر صورت انتخاب با شما است باید ببینید نسبت به کدام علم انگیزه قوی تری دارید همان را دنبال نمایید. مطالب زیر به شما در انتخاب کمک می کند.
برتری علوم دینی بر علوم دنیوی:
اهمیت و عظمت مقام علم؛ در حدی است که خداوند در قرآن به پیامبرش دستور می دهد: «قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لایعلمون... ؛ [ای پیامبر!] بگو: آیا کسی که عالم است با کسی که نمی داند برابر است».(زمر، آیه ۹)
پیامبر اسلام در مقام ارزش گذاری به علم می فرماید: طلب علم فریضه علی کل مسلم الا ان الله یحب بغاه علم ؛ دانش آموختن بر هر مسلمانی واجب است همانا خدا، طلب کنندگان دانش را دوست دارد».(اصول کافی، ج۱، کتاب فضل العلم، ح ۱، ص ۳۵) باوجود این، آموختن برخی دانش ها از واجبات عینی بوده و برهر مسلمانی لازم است که پیش از هر دانش دیگری به آموختن آنها بپردازد. یکی از ان دانش ها «خودشناسی» است.
خود شناسی مقدم برهمه دانش ها ومعرفت های دیگر است و هرگز پذیرفته نیست که شخص صرفاً به تحصیل و تعلیم علوم بیرونی پرداخته و از خود غافل باشد. برای انسان، خسران بزرگی است که جوهر و ذات مسائل بیرونی را بداند و همواره به مطالعه و آزمایش و تجربه امور بیرونی و تفکر در مسائل آفاقی بپردازد و ازسیر انفسی و اندیشه در امور نفسانی و درونی خود غافل بماند. روایات بسیاری در ارزشمندی خودشناسی وارد شده است.
گرایش به یادگیری علوم به انگیزه های مختلف صورت می گیرد و به طور معمول نیازهای اولیه حیاتی و طبیعی و محسوس جاذبه های بیشتری برای انسان ها دارد. لذا برای فراهم سازی بیشتر آسایش و تسلط بیشتر بر طبیعت، گرایش های مختلف علمی و تخصص های فراوان به وجود آمده است.
اما تنها وارستگان و ژرف اندیشان هستند که فراتر از نیازهای اولیه طبیعی و محسوسات به ارتباط نهانی دانش ها و ارتباط جهان هستی با آفریننده آن فکر می کنند و از هدفمندی این همه جنب و جوش ها سخن به میان می آورند.
مهمترین رسالت دین ایجاد انگیزه فراطبیعی در میان انسان ها و جهت دهی صحیح به تلاش های روزانه است به طوری که علاوه بر تأمین نیازهای روزمره زندگی، به هدفمندی و تلاش برای دستیابی به مقصود هستی اقدام کند.
از این رو در فرهنگ اسلامی تمام دانش های مورد نیاز برای زندگی بشری دارای اهمیت است و توصیه شده به مقدار لازم و نیاز جامعه، مردم برای فراگیری آن اقدام کنند و از آن به «واجب کفایی» تعبیر شده است.
اما برای همه انسان ها در هر مرتبه علمی که قرار دارند توجه به هدف و هدفمندی جهان و ایمان به مبدأ و معاد لازم و «واجب عینی» شمرده شده است و غفلت اکثریت جامعه بشری جای تأسف دارد زیرا حتی از علوم تجربی و مهندسی نیز می توان به آن هدف مقدس دست یافت و منافاتی با زندگی روزمره ندارد، لذا از نظر قرآن و روایات، علم وسیله است نه هدف؛ آن هم وسیله اى که انسان را به کمال مى رساند و دنیا و آخرت او را آباد مى کند. گفتنى است که ارزش هر علم به ارزش موضوع آن علم است و در این جهت علوم الهى و دینى - با توجه به موضوع آن - از سایر علوم اشرف و برتر است؛ ولى این بدین معنا نیست که علوم دیگر بى اهمیت و بدون ارزش است و علم نیست.
دسته‌ی دیگری از علوم که تحصیل آن واجب عینی است آن دسته از احکام شرعی است که انسان به آنها نیاز دارد. مثلا تا حج بر ما واجب نشده است دانستن احکام آن واجب نیست اما دانستن مسائل خرید و فروش یا احکام نگاه یا زبان همچنین مسائل نماز و وضو که همه به آن نیازمندند واجب عینی است.
در نگاه کلى قرآن، هر علمى که انسان را به دنیاپرستى سوق دهد و به چنگال مادیات بسپرد و فهم و شعور او را به طرف خواب و عیش و نوش بکشاند هدف نهایى او را تنها وصول به مادیات قرار دهد، چیزى جز ضلالت و گمراهى نیست. در قرآن کریم آمده است: «ذلک مبلغهم من العلم ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله ؛ این آخرین حد آگاهى آنها است و خداوند به حال آن که از راه حق گمراه شده آگاه است».(نجم، آیه ۳۰)
علوم غیردینى نیز مى تواند نقش آفرین بوده و موجبات سعادت آدمى را فراهم کند. این در صورتى است که هدف تلقى نشود، بلکه وسیله پیشرفت و رسیدن به کمال باشد.
از طرف دیگر علوم دینى نیز اگر طالب آن قصد رسیدن به دنیا را داشته باشد، موجب بدبختى انسان مى شود. علمی که در روایات و آیات بر آن تأکید شده و از آن تمجید گشته و به عنوان اشرف علوم محسوب می گردد علم خداشناسی است، زیرا معلوم این علم از معلوم سایر علوم برتر و اشرف است و هر علمی به اندازه معلوم خود ارزش دارد و روشن است که کسب معرفت و جهان بینی و خداشناسی منحصر به یک رشته نیست.
شخصی ممکن است از علم شیمی آن چنان خدا را بشناسد که از مطالعه کتاب های دینی نشناسد - پس آن چه مهم است شناخت کیمیای هستی است - البته باید پذیرفت بعضی از علوم و رشته ها به این هدف نزدیک تر و کم واسطه ترند. در غیر این صورت از علوم مختلف به عنوان فضل نام برده شده نه کمال.
بنابراین دروس دانشگاهی که در جهت حل مشکلات علمی و گسترش علمی افراد و جامعه خاص قدم بر می دارد نه تنها علم لاینفع نیست بلکه علومی هستند که در خدمت به جامعه و مردم است و کسی که به قصد کمک به مردم و کسب رضایت خداوند و خدمت رسانی به افراد جامعه به تحصیل آن علوم می پردازند، نه تنها پسندیده، بلکه در برخی موارد بر افراد این تحصیل واجب می شود. مثلا آنجا که حل مشکلات مردم و اداره جامعه متوقف بر تحصیل در یکی از رشته های تخصصی باشد.
از طرف دیگر انسان موجودی اجتماعی و وابسته به اجتماع است و همچنان که از مواهب اجتماعی بهره می برد باید به حال اجتماع نیز سودمند باشد گاهی اوقات تحصیل در رشته ای خاص ممکن است به ظاهر برای فردی به طور مستقیم سودی معنوی در بر نداشته باشد ولی چون باعث پیشرفت جامعه به ویژه جامعه اسلامی می گردد و موجب سربلندی و اقتدار و عزت علمی و اقتصادی آن می گردد، تحصیل آن لازم است وتحصیل با چنین انگیزه ای خود از عبادات مهم است.
این از ویژگی های دین مقدس اسلام است که پیروان آن در هر حال و کار و شغلی که هستند می توانند با انگیزه و نیت خدایی و قصد خدمت به مردم در حال عبادت باشند با مطالعه در تاریخ به دست می آید که عده زیادی از مردان حق و بزرگان اهل کمال در علوم مختلف زمان خود استاد و متخصص بوده اند یعنی آنها میان تحصیل علومی مثل ریاضیات و زیست شناسی و فیزیک و شیمی و تحصیل در رشته های معارف دینی هیچ گونه تقابل و منافاتی نمی دیده اند و با آن نیت پاک همه را در راه رسیدن به قرب حق و پیمودن راه بندگی به کار می برده اند.
پس تحصیل در علوم جانور شناسی نیز مانند علوم دیگر اگر با انگیزه عالم شدن و آشنایی بیشتر با شگفتی های خلقت و نیز تقویت بنیه علمی کشور و رفع نیازهای علمی و تخصصی آن باشد، کاری عبادی و آخرتی است، چون نیت و انگیزه خدایی و معنوی است. بر عکس اگر کسی در رشته معارف تحصیل کند ولی انگیزه او کسب شهرت یا درآمد و یا به دست آوردن منصب و مقامی باشد، هر چند موضوع تحصیلی اش ارزشمند است ولی چون با انگیزه ای الهی ومعنوی انجام نمی گیرد فاقد ارزش است.
در علم نافع از پیامبر(ص) روایت شده است: «قال رسول الله(ص): العلم علمان علم فی القلب فذالک العلم النافع و علم فی اللسان فذالک حجه علی العباد و قال العلم علمان علم الادیان و علم الابدان »؛(کنز الفوائد، کراجکی، ص ۲۳۹) باید دانست آن چه ذاتی علم است آگاهی و کشف حقیقت است . اما آن چه در پی علم، برای «عالم » حاصل می شود یا «خشوع » و خشیت است و یا «غرور و استکبار» چنان چه از یک سو در قرآن آمده است : «انما یخشی الله من عباده العلماء; از بندگان خدا تنها دانایانند که از او می ترسند», (فاطر, آیه ۲۸) از سوی دیگر گفته شده است «العلم هو الحجاب الاکبر» راز این دوگانگی در آن نهفته است که برخی در «پرتو علم » به حکمت استوار و عالم مطلق هستی توجه پیدا می کنند و در برابر «او» سر تعظیم فرو می آورند و برخی در «سایه علم » به مراتب علمی خود توجه می کنند و احساس بی نیازی نسبت به دیگران و حتی نسبت به خدا به آنها دست می دهد که از آن به غرور علمی و حجاب اکبر باز می شود و در این باره به طور تقریبی فرقی میان علم فیزیک و علم توحید نیست . چنان که امام خمینی فرموده اند گاهی علم توحید نیز برای انسان حجاب می شود.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.