اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) ۱۳۸۹/۸/۱۳

به طور کلی ، عموم اندیشه های بشری – و از جمله اندیشه های سیاسی – را از دو موضع بیرونی و درونی می توان شناخت . معرفت درونی ، شناختی استدلالی است به گونه ای که روش پژوهشگر در مقام گردآوری و داوری با روش اندیشه ور یکسان و تابع همان منطق و قواعد است . در مقابل ، معرفت بیرونی قرار دارد که شناختی علی است . از این موضع برخورد پژوهشگر با اندیشه ور ، برخوردی پسینی و برون نگر است . تاکنون غالب برخوردهایی که در میان پژوهشگران داخلی با اندیشه های سیاسی امام ( قده ) صورت گرفته از موضع نخست بوده است .
به طور کلی ، عموم اندیشه های بشری – و از جمله اندیشه های سیاسی – را از دو موضع بیرونی و درونی می توان شناخت . معرفت درونی ، شناختی استدلالی است به گونه ای که روش پژوهشگر در مقام گردآوری و داوری با روش اندیشه ور یکسان و تابع همان منطق و قواعد است . در مقابل ، معرفت بیرونی قرار دارد که شناختی علی است . از این موضع برخورد پژوهشگر با اندیشه ور ، برخوردی پسینی و برون نگر است . تاکنون غالب برخوردهایی که در میان پژوهشگران داخلی با اندیشه های سیاسی امام ( قده ) صورت گرفته از موضع نخست بوده است . از این موضع در کنار بسیاری آثار ، که به دفاع از نظریه ولایت فقیه پرداخته اند ، برخی نویسندگان ، این نظریه را آن چنان که در آثار ملااحمد نراقی و امام خمینی ( قده ) آمده است ، نقد کرده اند .۱ دو رویکرد یاد شده ممکن است به برخوردی افراطی یا تفریطی با اندیشه بینجامد که از آن به عنوان ‹‹ متن باوری ›› ۲ و تاریخ باوری ›› ۳ یاد می شود . از این موضع متن باوری ، آنچه که در شناخت اندیشه های شخص فاقد اهمیت است ، موقعیت تاریخی و شرایط سیاسی ، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی حاکم بر او است . چرا که اندیشه امری مستقل از واقعیت بیرونی شمرده می شود . در نتیجه حاکمیت چنین رویکردی ، در مجامع علمی ‹‹ سنت باور ›› ، اساسا تاریخ علم مغفول گذاشته می شود . چنین رویکردی – به ویژه در هنگامه تحولات تاریخی که میان زمانه پژوهشگر و اندیشه ور فاصله بسیاری ایجاد می شود – بیش تر رخ می نماید . در مقابل ، باید از رویکرد تاریخ باورانه – که اندیشه را نسبت به واقعیت ، امری بالعرض می شناسد و شان مستقل آن را انکار می کند وبه علل به جای دلایل اصالت می بخشد –نیز پرهیز کرد . ا زاین موضع ، اعتبار هراندیشه تابع شرایط زمان ومکان آن است . به عبارت دیگر اندیشه ، زندانی زمان ومکان خویش است واعتباری محدود دارد . این رویکرد ، لزوما رویکردی ‹‹ فروکاستی ››‌ ۴ است به این معنا که همواره دلیل را به علت فرومی کاهد .۵
درمیانه ‹‹ متن باوری ›› و ‹‹ تاریخ باوری ›› ، رویکرد تاریخی ۶ جای می گیرد که درپی کشف تعاملات پیچیده اندیشه واقعیت ، درعین باور داشتن به اصالت اندیشه وشأن مستقل آن است . مهم ترین وجه اهمیت واقعیت بیرونی دربررسی اندیشه های سیاسی ، نهادن مسئله ای درپیش روی اندیشه وراست که اورا ، ناگزیر به تأمل وامی دارد وبرحسب موضع سلبی یا ایجابی که نسبت به آن اتخاذ می کند ، اندیشه ای حافظ وضع موجود یا انتقادی ومعرف وضع بدیل پی می افکند . آن چه که تعیین کننده جهت گیری اندیشه سیاسی در برابر واقعیت های خارجی است ، مجموعه نگرش ها وباورهای پیشینی اندیشه ور به علاوه شرایط خاص بیرونی است .
ملاحظات سه گانه زیر اموری هستند که اندیشه ورسیاسی درمقام خردورزی ناگریز از توجه به آن ها است :
۱. انسجام درونی وفقدان تعارض منطقی ،
۲. حقانیت ،
۳. کار آمدی ،
ملاحظه اخیر – به ویژه درعرصه سیاست – اهمیت بسیار دارد . اندیشه سیاسی ، باید آن چنان از ظرفیت تحول پذیری برخودار باشد که هرزمان بتواند به نیازهای نو پاسخ گوید . درغیر این صورت اندیشه دچار نابهنگامی وناکار آمدی می گردد وناگزیر می شود عرصه سیاست را به اندیشه های رقیب واگذارد . مسئله ‹‹ کارآمدی ›› ، دراندیشه سیاسی امام ‹‹ قده ›› -به ویژه درسالیان آخر عمر ایشان – بسیار مورد توجه قرارگرفته است . ایشان درنامه ای به اعضای محترم شورای نگهبان می فرماید :
‹‹ یکی ازمسائل بسیار مهم دردنیای پرآشوب کنونی ، نقش زمان ومکان دراجتهاد ونوع تصمیم گیری هااست ، حکومت فلسفة عملی برخورد باشرک وکفر ومعضلات داخلی وخارجی را تعیین می کند واین بحث های طلبگی که در چارچوب تئوری ها است ، نه تنها قابل حل نیست که ما را به بن بست هایی می کشاند که منجر به نقض ظاهری قانون اساسی می گردد .
شما درعین این که باید تمام توان خودتان رابگذارید که خلاف شرعی صورت نگیرد – وخدا آن روزرانیاورد – باید تمام سعی خودتان را بنمایید که خدای ناکرده اسلام درپیچ وخم های اقتصادی ونظامی ، اجتماعی وسیاسی متهم به عدم قدرت اداره جهان نگردد .››۷
مفروض اصلی این سخن امام آن است که اسلام ، دینی همه زمانی وهمه مکانی است . بنابراین ، درهر عصری باید پاسخگوی نیازهای آن عصر باشد . عصر مانیز که عصر بسط حاکمیت تجدد است ، ا زاین قاعده مستثننا نیست . ازاین روی ، امام باوجود آن که دردنیای متجدد درپی حاکمیت دین است ، بسیاری از مظاهر تجدد را می پذیرد ،۸ اما از آن جا که تحولات دنیای متجدد ، شرایط زندگی اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی وفرهنگی انسان را متحول ساخته است، بدون توجه به دوعامل زمان ومکان نمی توان به تداوم ساخته دین امید داشت ، از این رومی توان گفت : ازنظر امام کارآمدی دین در پاسخ گویی به مقتضیات زمان دلیلی آشکار برحقانیت آن است .
باتوجه به دغدغه کار آمدی وتحول شرایط بیرونی می توان انتظار داشت که دراندیشه های سیاسی یک اندیشه ور در سه حوزه زیر ، تحولاتی صورت پذیرد :
۱-شناخت زمان ومکان (وضع موجود ):
۲-ارزش ها واهداف عمل سیاسی ،
۳- روش ها وابزارهای عمل سیاسی ،
برای مثال می توان به دوفقره ازسخنان امام درکتاب های ‹‹ کشف اسرار ›› و ‹‹ ولایت فقیه ›› اشاره کرد که نشان می دهد امام – حتی درصورت پذیرش این نکته که ایشان از ابتدا به ولایت فقیه باورداشته – لااقل درروش اعمال این ولایت ، تغییر نظرداده است . امام خمینی ‹‹ قده ›› درکتاب ‹‹‌ کشف اسرار›› جهل سلطان به قانون اسلام را مانع از شرعی بودن حکومت اونمی داند ، اما در ‹‹ ولایت فقیه ›› همین موضوع را دلیل کافی برای اثبات عدم صلاحیت سلاطین درحکومت ولزوم حکومت فقیه می داند. درکشف اسرار می خوانیم .
‹‹ مانمی گوییم ونگفتیم که شاه باید فقیه باشد ، یا مقدمة واجب بداند . شاه باید نظامی باشد ولی از فقه که قانون رسمی مملکت است تخلف نکند .››۹
‹‹ چاره این کار این است که ‹‹ فقیه نظارت درقوه تقنینیه ودرقوة مجریه مملکت اسلامی داشته باشد .››‌ ۱۰
‹‹ بدین منظور باید ‹‹ مجلس مؤسسان از فقها وملاهای خردمند عالی مقام که به عدالت وتوحید وتقوا وبی غرضی وترک هوا وشهوت موصوف باشند تشکیل شود
تا درانتخاب سلطان مصالح کشور وتوده را سنجیده وشاه عدالت خواه مطیع قوانین کشوری که همان قانون های خدایی است انتخاب کنند .›› ۱۱
امام (قده ) درکتاب ولایت فقیه با استناد به روایت ‹‹ الفقهاء حکام علی السلاطین ››‌ نتیجه می گیرد که ‹‹ سلاطین اگر تابع اسلام باشند ، باید به تبعیت فقها درآیند وقوانین واحکام را از فقها هستند پس بایستی حاکمیت رسما به فقها تعلق گیرد نه به کسانی که به علت جهل به قانون مجبورند از فقها تبعیت کنند ›› .۱۲
تنها تبیین تحولات پیش آمده درفاصله سالهای ۱۳۲۳( سال تالیف کشف اسرار ) تا ۱۳۴۸(سال نگارش ولایت فقیه )- به ویژه دو قیام ناتمام ملی شدن صنعت نفت و۱۵ خرداد – می تواند توضیحی منطقی برای این تحول دراندیشه سیاسی امام فراهم آورد وگرنه در یک تحلیل منطقی این دوسخن را نمی توان با یکدیگر جمع کرد .
به هرحال ، با توجه به آنچه گفته شد ، مفروض اصلی رویکرد تاریخی این است که اندیشه های سیاسی به عنوان بخشی از منظومه اندیشه های بشری ، درنتیجه تحول شرایط بیرونی تحول می پذیرد پیامد مهم کاربر این روش ، شناخت اندیشه سیاسی دربستر متحول آن است .
بدین ترتیب می توان توضیح داد که اندیشه های سیاسی طی چه فرآیندی متحول می شوند وبرای تعارض ها وتناقض های احتمالی آن توضیحی منطقی عرضه داشت . به علاوه ، در رویکرد تاریخی به شناخت آنچه که اندیشه ورگفته است ، بسنده نمی شود ، بلکه سعی می شود ناخودآگاه اندیشه اوکشف شود وآرای اوتانهایت منطقی اش به پیش برده شود .
از این نظر موقفیت امام درخور توجه است ، چرا که ایشان در مواردی تصریح می کند که ازبیان برخی اندیشه های خود پرهیز کرده است .درپایان نامه ای ، که مهم ترین دیده گاه های امام درزمینه ولایت مطلقه فقیه درآن بیان شده آمده است :
‹‹ […] وبالاترین از آن هم مسایلی است که مزاحمت نمی کنم ›› .۱۳
علاوه براین ، ازآن جا که امام رهبر انقلاب اسلامی وبنیانگذار جمهوری اسلامی است وآرا واندیشه های خود را به تدریج ودر پاسخ به ‹‹‌ حوادث واقعه ›› مطرح ساخته ، ضرورت به کارگیری رویکرد تاریخی دراین زمینه دوچندان است . نقل سخنان امام بدون درنظرداشتن زمانه بیان آنها وتحولات پیش آمده دردوران انقلاب – موجب می گردد اندیشه های امام نابهنگام ، ناکار آمد وغیر تاریخی جلوه کند ، اما بارویکرد تاریخی می توان به لایه های عمیق تر اندیشه های سیاسی امام (قده ) راه برد وخطوط کلی وجهت تحول آن را شناخت ودر میدان مباحثات جدیدی که میان اندیشه های امام (قده ) را به میدان آورد .رویکرد تاریخی ، حجاب زمان مکان را از روی اندیشه های امام برمی گیرد وحقیقت آن را ، که فراتر از شرایط خاص تاریخی است ، آشکار می سازد . ازاین منظر ، تحول اندیشه سیاسی امام (قده ) امری طبیعی وناگزیر وتوجه به آن ضامن پویایی وتداوم اندیشه های ایشان است .

پی نوشت ها :
۱-مهدی حائری یزدی ، حکمت وحکومت ، لندن : ۱۳۷۴ ؛ محسن کدیور ، حکومت ولایی ، تهران : نشرنی ، ۱۳۷۷.
۲-t extualism
۳-HISTORICISM
۴-REDUCIEONAL
۵- برای نقد تاریخ باوری ، ر، ک : لئو استراوس ، فلسفه سیاسی چیست ؟ ترجمه فرهنگ رجایی ،تهران ؛ شرکت انتشارات علمی وفرهنگی ، ۱۳۷۳.
۶-HESTORECALAPPROACH
۷- صیحفة نور ، ج ۲۱ ، ص ۶۱.
۸- بالحمله آن گونه که جنابعالی از اخبار وروایات برداشت دارید تمدن جدید به کلی باید از بین برود ومردم کوخ نشین بوده ویا برای همیشه درصحراها زندگی نمایند .
۹- کشف اسرار ، ص۲۹۵.
۱۰- همان ، ص ۲۹۴.
۱۱- همان.
۱۲- ولایت فقیه (مؤسسه تنظیم ونشر آثار امام خمینی (قده ) ، ۱۳۷۳) ص ۳۸، به عنوان یک نمونه دیگرمی توان به دیدگاه امام دربارة نقش روحانیت درحکومت اشاره کرد . ایشان درابتدا با دخالت روحانیون درحکومت مخالفت می کردند ، اما پس ا زرخدادهای چند سال نخست انقلاب دراین باره تجدید نظرفرمودند وخود صریحا به این مسأله اشاره کردند ؛ ر، ک ، صیحفه نور ، ج ۱۶ ، ص ۲۱۱ ، ۲۱۲ ( بیانات امام درجمع گروهی ازعلماء وروحانیون درتاریخ ۳/۱۳/۱۳۶۱) .
۱۳- صیحفةنور ، ج ۲۰ ص ۱۷۱
( منبع : اندیشه سیاسی امام خمینی ، محمد باوی ، پایگاه طوبی)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.