اندیشه اقای آزمندیان! ۱۳۹۰/۴/۹ - ۲۰ بازدید

جواب: با تشکر از این که این جا را برای طرح سوال خود انتخاب کردید.
جواب: با تشکر از این که این جا را برای طرح سوال خود انتخاب کردید.
یک نکته را ابتدا جهت روشن شدن این بحث یادآور می شویم و آن این که کارشناسان برجسته این گروه یعنی گروه عرفان های نوظهور که جمعی از فضلاء حوزه و اساتید دانشگاه هستند، نسبت به قانون جذب به آن صورتی که امثال آقایان آزمندیان و حلت تبلیغ می کنند، جدا حرف دارند و کارشناسان ما قانون جذب را قانون علمی قابل دفاع نمی دانند. چرا که هیچ کدام از روان شناسان برجسته هر چند تاثیر افکار بر روان و احساسات را قبول دارند و متون دینی و روایات ما هم این تاثیر پذیری را تایید می کنند، اما قانون جذب آن چه که الان مطرح است، به یک خرافه شبیه تر است تا یک ایده علمی تا چه برسد به این که این ایده را اسلامی هم معرفی کنیم.
مناسفانه اقای ازمندیان نوشته ها و گفته هایش قبل از این که نگاه علمی باشد، یک نگاه بازاری و ژورنالیستی به موضوع جذب است.
با تاسف بیشتر در بسیاری از شرکت های هرمی کتاب های وی و سی دی هایش دستمایه فریب کاری عده ای شد و همین باعث شد که گروهی فضای کار و کسب را رها کردند و به خیال پردازی و توهم گرفتار شدند و تمامی سرمایه و دارایی خود را از کف دادند.
اما آن چه که توسط طرفداران قانون جذب امروزه در تعریف این ایده مطرح شده است و مشهور است، و دیدگاه اقای ازمندیان هم همین است ؛ چنین است:

«قانون جذب به جملات کاری ندارد به تصورات کار دارد. مهم نیست که بگویی این را می‌خواهم یا نمی‌خواهم، وقتی به «این» می‌اندیشی در زندگی ات جذب می‌شود. اگرچه به صورت منفی بگویی. پس تنها آنچه را که می‌خواهی تصور کن.»
جملات بالا خلاصه قانون جذب است. امروزه در جای جای دنیا از موضوعی با عنوان قانون جذب آن سخن گفته میشود. سخنرانان ، روانشناسان ، فیلم سازان ، نویسندگان همه و همه این موضوع را به بحث گذاشته وآن را تبلیغ می کنند و به عنوان یک قانون مسلم ازآن دفاع می کنند.
این تئوری به طور خلاصه چنین است:
قانون جذب را می توان در ۳ عبارت خلاصه کرد:


« بر هر چه که تمرکز کنید همان اتفاق می افتد. مهم این است که بتوانیم ذهنمان را بر مطلوب های خود متمرکز کنیم.»
یکی از مدافعین جدی قانون جذب در این مورد می گوید:
«تنها کافی است به گوشه ذهنتان بچسبید و به تصاویر ذهنی تان تمرکز دهید و آن قدر به آن انرژی مثبت بدهید تا در دنیای برون به صورت واقعیتی عینی جلوه گر شود.»
«این قانون همان قانون جاذبه عمومی است اما در حیطه افکار. قانون جاذبه نیوتن می¬گوید: کره زمین همه اجسام را به سمت خود می¬کشد، اما قانون جذب می¬گوید: تمام چیزهایی را که ما تصور می¬کنیم به سوی ما جذب می¬شوند.»
« قدم اول در فعال سازی قدرت ذهن، تغییر تصاویر ذهنی است. رویدادهای زندگی همه پرداخته تجسمات انسان است بنابراین باید نیروی تجسم و تصور ذهن را باور داشت و به تغییر نگرش نسبت به خود، محیط پیرامون، دیگران و زندگی همت گماشت تا موجبات تغییر در واقعیت این امور فراهم شود. آینده انسانها از راه شیوه تفکری که بر می گزینند رقم می خورد و در حقیقت آنها به آنچه تفکر می کنند تبدیل می شوند. پدیده¬هایی که در زندگی انسانها اتفاق می افتد زاییده تفکر آنهاست نه مستقل از فکر.»

« هر چیزی که می¬خواهید در زندگی شما اتفاق بیفتد در ذهن خود تصور کنید. از درون بر آن تمرکز کنید و از بیرون به آن علاقه نشان دهید و به تصور ذهنی عشق بورزید. حالا انرژی درونی شما تصادفاتی را جذب خواهد کرد که با آرزوهای شما جور در خواهند آمد و ذهن بر هر چه تمرکز پیدا کند همان توسعه پیدا می¬کند و بزرگ می¬شود. این قدرت ذهن، از زبان و بیان متاثر می¬شود، بیان کلمات و عبارات باعث می¬شود بدن فیزیکال به همان راهی برود که اظهار شده است.»
«تو همه چیز را به طرف خودت جذب می‌کنی. مردم، شغل، شرایط زندگی، وضع سلامتی، ثروت، قرض، شادی، ماشینی که سوار می‌شوی و اجتماعی که در آن زندگی می‌کنی. مثل آهن‌ربا همه اینها را به طرف خودت جذب می‌کنی. به هر چه فکر کنی همان اتفاق می‌افتد. کل زندگی تو تجلی افکاری است که در ذهنت جریان دارند.»
"با تصور شما و افکار شما تمام دنیا یک کاتالوگ می¬شود در دست شما. انگار شما دارید به جهان سفارش می¬دهید.»
شما در سه گام به آرزوهای خود دست می یابید: نخست خواستن: «به دنیا فرمان بده.» . دوم باور: «باور داشته باش که به خواسته‌ات رسیده‌ای.» .سوم: تجسم: «احساس کن که به خواسته‌ات رسیده‌ای»
«افکار ما تبدیل می¬شوند به اجسام. هر چیزی در فکرت بگذرد به زودی آن را در مشت خواهی گرفت.»
جملات بالا گزیده ای از گفته های طرفداران قانون جذب است.
اما شما دانشجوی عزیز لابد از جملات بالا باز هم به جواب خود نرسیدید. بهتر است تعریف دقیق و محل اختلاف نظر را با طرفداران قانون جذب به طور واضح بیان کنیم.
اول این که ذهن انسان قادر است بر پدیده های خارجی اثر گذارد و امور بیرون از وجود انسان را به سود انسان تغییر دهد. به عبارت دیگر با استفاده از نیروی خلاق ذهن می توان بر امور بیرون از جسم انسان، تصرف کرد. از مطلب اول به دست می آید که ادعای اساسی در فرضیه جذب، تاثیر ذهن بر روان و درون انسان نیست ؛ چرا که در این صورت اولا این ادعا، گفته نو و کشف جدیدی نیست، و بعلاوه هم متون دینی و هم علوم جدید و هم تجربه انسان ها پذیرفته اند که افکار و اندیشه های انسان، بر احساسات و درون و روان انسان تاثیر گذارند و فکر انسان می تواند تاثیرات مثبت یا منفی بر عملکرد درون داشته باشد.
ادعای دوم این است که تاثیر گذاری ذهن بر عالم خارج از نوع تاثیرات عادی نیست؛ بلکه تاثیر ذهن بر پدیده های خارجی، از نوع تاثیرِ علت بر معلول است. به عبارت دقیق تر، تجسم ذهن، «علت تامه» است برای خلق پدیده های خارجی. نتیجه این که منادیان جذب، از تاثیر و تاثرات متعارف، سخن به میان نمی آورند؛ بلکه دم از خالقیت ذهن می زنند و «خلق و آفرینش» را به ذهن نسبت می دهند.
بنابراین محل بحث با مبلغین ایده جذب، قدرت معجزه گونه ذهن است؛ که ذهن انسان هر چه را تجسم نماید، به صورت یقینی و قطعی به وقوع می پیوندد. به بیان دیگر آن چه از طرف موافقین و مخالفین، مورد نقض و ابرام قرار می گیرد؛ علیت ذهن نسبت به خلق پدیده های بیرون از وجود انسان است، نه فقط تاثیر پذیری احساسات از افکار، و نه صرفِ اثر گذاریِ عادی فکر بر پدیده ها. بنا بر این نباید تصور شود که منظور از جذب مثبت اندیشی و تلقین و اموری از این قبیل است.
نقد قانون جذب را در همین سایت بخش قانون جذب بخوانید





نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.