انسان‌های نخستین -نخستین انسان -انسان های قبل آدم(ع) ۱۳۹۰/۰۵/۳۰ - ۵۲۴۵ بازدید

آیا آدم و حوا همان انسانهای نخستین در کتب تاریخند که هیچ نمیدانستند؟ پس جبرئیل چه چیزهایی را به آنها تعلیم داد مگر قابیل کشاورزی و هابیل دامداری نمیکرد، پس انسانهای عصر حجر که بودند؟

لازم است پاسخ به سوال شما دوست گرامی، به دو صورت مختصر و سپس کامل ارائه شود. پاسخ مختصر:- آیا آدم و حوا همان انسانهای نخستین در کتب تاریخند که هیچ نمیدانستند؟ خیر. انسان‌نماهایی پیش از خلقت حضرت آدم در روی کره زمین زندگی می‌کردند. در حالی که از آفرینش حضرت آدم تا کنون حدود هفت هزار سال می‌گذرد، دوره حیات انسان‌نماها به بیش از یک میلیون سال قبل باز می‌گردد.
از زمان حضرت آدم (حدودا هفت هزار سال قبل) به بعد مردم به مرور زمان و آهسته آهسته با صنعت و کشاورزی و ... آشنا شدند و پیش از در طی بیش از یک میلیون سال آنان همانند سایر حیوانات، تنها به شکار حیوانات می‌پرداختند
توضیح:
آیات قرآن و همچنین یافته‌های دیرینه شناسان،‌ حکایت از وجود موجوداتی انسان‌نما، قبل از خلقت حضرت آدم علیه‌السلام دارد. مشهور است که گذشته بشر به دو دوره کلی تقسیم می‌گردد:
1. دوره پیش از تاریخ. که «انسان‌نماها» در آن دوره زندگی می‌کردند. ابتدای این دوره حدودا به یک و نیم میلیون سال قبل و انتهای آن حدودا هفت هزار سال قبل می‌باشد. تنها هنر آنان این بود که همانند سایر حیوانات تنها شکار می‌کردند. علی‌رغم طول دوران حیات آن‌ها هیچ‌گونه نشانه‌ تمدن ساز در حیات این موجودات به چشم نمی‌خورد.
2. دوره تاریخی. ما این دوران را از زمان خلقت حضرت آدم علیه‌السلام می‌دانیم. دورانی که در آن انسان‌هایی دارای قدرت تفکر بالا و تمدن ساز پا به عرصه وجود، نهادند. فصل ممیز این دوره (دوره تاریخی) پیدایش خط است. پیدایش خط در حدود پنچ هزار سال پیش صورت گرفت و کم کم ترقی کرد (ابتدا تصویر نگاری بود بعد اندیشه نگاری و سپس سیلاب نگاری[1]) تا اینکه در حدود 3000 سال پیش وارد مرحله خط الفبایی شد.
در این دوره زندگی بشر آهسته آهسته رنگ تمدن به خود گرفت و مراحل زیر را سپری نمود:
- دوران کشاورزی و اهلی کردن جانوران (حدودا 5 هزار سال پیش از میلاد مسیح)
- دوران زندگی در دهکده‌های اولیه (از 5 هزار تا 3500 سال پیش از میلاد)
- دوران آغاز شهر نیشینی و تشکیل حکومت‌ها (از 3500 تا 3000 سال پیش از میلاد مسیح)
- شکوفایی شهرنشینی و رشد آیین‌ها (از 3000 تا 700سال پیش از میلاد)
- دوران امپراطوری‌های بزرگ و ارتباطات گسترده بین‌المللی (از 700سال پیش از میلاد تا1400 میلادی)
- دوران اکتشافات جغرافیایی و گسترش فن دریانوری و رنسانس (1400 تا 1600 میلادی)
- دوران رشد روزافزون فن آوری و تحول علوم پایه (1600 تا 1960 میلادی)
- دروان فن آوری صنعتی و الکترونیکی (1960 تا کنون)

تقسیم بندی تاریخی زیر نیز علاوه بر آن‌که مؤید مطالب فوق می‌باشد در آشنایی بیشتر شما با تاریخ و پاسخ به سوالتان مفید خواهد بود:
اعصار سنگ،‌ مفرغ و آهن
منظور یک دروه از دانش، فن و شیوه زندگی انسان است که بعضی همه اینها را مجموعا یک فرهنگ دانسته‌اند. لذا مراد از عنوان سنگ، مفرغ و آهن بیش از آن که ابزار باشد، سطحی از ترقی وتمدن بشر است.

- عصر سنگ: این عصر از زمانی آغاز شد که بشر سنگ را مطابق نیاز خود شکل داده و از آن ابزار مورد نیاز خویش را ساخت. مثلا لبه سنگ را تیز کرده یا صیقل داده یا سوراخ کرده است. ساخت ابزار سنگی بوسیله انسان طی هزاران سال کم کم بهبود یافت به همین جهت مراحل پیشرفت انسان در ساختن ابزار سنگی به چند دوره تقسیم شده است:
1. عصر سنگ قدیم: این دوره بسیار طولانی بوده و هزاران سال طول کشیده است. به طوری که گفته‌اند بیش از 90 در صد از کل تاریخ بشر را شامل می‌شود. خصوصیت مهم ابزارهای سنگی عصر سنگ قدیم لب‌پریده بودن آن ها است. یعنی انسان سنگ معمولی را شکسته واز لبه تیز آن برای کندن زمین، قطعه قطعه کردن پوست و گوشت و مانند این موارد استفاده کرده است. در این عصر انسان در غار زندگی می‌کرد. آتش را می‌شناخت. به شکار می‌پرداخت. لباسش از پوست بود و از کشاورزی و اهلی کردن حیوانات اطلاعی نداشت.
2. عصر سنگ میانه: این دوره در آخرین عصر یخبندان آغاز شد. آخرین عصر یخبندان در اروپا[2] 8000 سال قبل از میلاد (یعنی حدود 000/10 سال پیش) بوده است. در این عصر انسان به شکار حیوانات بزرگ پرداخت. این کار مستلزم همکاری گروهی بوده است. اشیای سنگی، کوچکتر و ظریفتر هستند.
3. عصر سنگ جدید:
این عصر در حدود 5 تا شش هزار سال پیش از میلاد در آسیا و اروپا آغاز شده است.
در این عصر ابزارهای سنگی صیقلی هستند یعنی انسان آن‌ها را صاف و مطابق نیازخود شکل داده و از آنها تبر، سوزن، کارد و مانند این‌ها را ساخته است.
در این عصر انسان به تولید غذا (با اهلی کردن حیوانات و کشاورزی) پرداخت در نتیجه از حرکت و جستجو برای یافتن غذا دست کشید و یکجا نشین شد.
جهت مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به کتاب‌های زیر مراجعه فرمایید:
1. عبدالرسول خیر اندیش، تاریخ جهان دوره کردانی تربیت معلم، تهران،‌ آموزش و پرورش، 1376ش.
2. آرنولد توین بی، تاریخ تمدن،‌ ترجمه: یعقوب آژند،‌ تهران‌،‌ انتشارات مولی، 1368ش، چ 3.
3. آرنولد توین بی، بررسی تاریخ تمدن (خلاصه دوره دوازده جلدی) ،‌ ترجمه: محمدحسین آریا،‌ تهران‌،‌ انتشارات امیرکبیر، 1376ش.
4. حسین مفتخری و خیراندیش و دیگران، تاریخ ایران و جهان (1) سال دوم آموزش متوسطه رشته ادبیات و علوم انسانی، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، 1387ش.
5. ویل دورانت، تاریخ تمدن، مترجمین: آرام، پاشایی،‌ آریان‌پور و دیگران، تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، 1370ش،‌ چ3. [1] . منظور تقسیم کلمات و صداها به هجاها است که در آن صامت و مصوت در یک واحد تفکیک ناپذیر ارائه می‌شوند.
[2] . عصر سنگ و یخبندان در همه جای دنیا آغاز و پایان یکسانی ندارد و متفاوت بوده است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
سلام.توضیحات کامل نیست.
پرسمان
سلام علیکم، جواب اجمالی:
در باره آغاز خلقت و انسانهای نخست و نخستین انسان اتفاق نظر وجود ندارد .
قرآن آغاز خلقت بشر کنونی که در حدود ۱۰ هزار سال می شود را آدم و حوا می داند که سلسه آنان اجمالا مشخص است .
اما قرآن از آدمیان دیگر و خلقت های دیگر سخن نگفته است در عین حال آدم و آدمیان و خلقت های دیگر قبل از آدم و حوا را نفی نکرده است . توضیح بیشتر :
یکی از مسائلی که در بحث خلقت انسان دارای اهمیت است این است که آیا آدم ابوالبشر است یا ابوالانسان، به عبارت دیگر آیا حضرت آدم (ع) اولین بشر است یا اولین انسان است آیا قبل از حضرت آدم آدم های دیگری بوده اند، اگر قبل از حضرت آدم (ع) آدم های دیگری نبوده باشند حضرت آدم اولین آنها روی زمین بوده است ولی اگر قبل از ایشان آدم های دیگری روی کره زمین زندگی کرده باشند، آیا حضرت آدم از نسل آنهاست؟ به طور کلی می توان گفت در مورد این مسئله که آیا پیش از حضرت آدم (ع) آدم های دیگری هم وجود داشته اند یا نه، چهار نظریه قابل طرح است؛ ۱ـ پیش از حضرت آدم (ع)، هیچ موجودی از آدم یا شبه آدم وجود نداشته و حضرت آدم یک دفعه و به طور مستقل خلق شده است. ۲ـ پیش از حضرت آدم (ع) موجوداتی شبه آدم بوده اند و سپس یا از بین رفته اند و یا هنوز هم وجود دارند. ۳ـ پیش از حضرت آدم، آدم وجود داشته ولی تکامل نایافته بود و به هر دلیل از میان رفته و منقرض شده است و آنگاه حضرت آدم بدون ارتباط با آدم های گذشته به طور کامل و مستقل آفریده شده است. علامه طباطبایی و برخی دیگر چنین نظری دارند. آیت الله جوادی آملی نیز همین نظر را دارند. ایشان در تفسیر تسنیم می نویسند: «انسان های فراوانی قبل از آدم (ع) به دنیا آمده و منقرض شده اند ولی آدم از نسل هیچ کدام از آنان نبوده است. (عبدالله جوادی آملی، تسنیم، ج،۳ ص ۵۱۲) ۴ـ پیش از حضرت آدم (ع)، آدم وجود داشته و تکامل نایافته بوده، اما از میان نرفتند، بلکه در بستر تکامل خود به مرحله انسانیت رسیده و حضرت آدم(ع)، نخستین انسان و نخستین پیامبر از نسل همان آدم ها بوده و یکباره خلق نشده است. معتقدان به «ثبوت انواع» نظریه سوم را قبول دارند. براساس اعتقاد به ثبوت انواع و خلقت آنی و دفعی آدم، آدم ابوالبشر است یعنی نخستین فرد خلق شده از نوع انسان است. اما کسانی که نظریه تکامل را قبول دارند بر نظریه چهارم صحه گذاشته اند. براساس اعتقاد به تکامل تدریجی موجودات و تحول انواع از جمله انسان، آدم، نخستین آدم انسان شده است، نه اولین مخلوق از نوع آدمیان. علامه طباطبایی(ره) و آیت الله جوادی آملی با توجه به نظریه ثبوت انواع، خلقت آدم(ع) را مستقل دانسته و به انقراض نسل آدم های قبل از حضرت آدم(ع) صحه گذاشته اند و بدین جهت است که علامه طباطبایی(ره) آدم(ع) را «ابوالبشر» خطاب می کند. لازم به ذکر است بیان شود بنابرنظریه چهارم به دلیل این که حضرت آدم (ع) نخستین فرد خلق شده از نوع آدم نیست لذا نمی توان او را «ابوالبشر» لقب داد بلکه حضرت آدم(ع) به طور سمبلیک مظهر نخستین آدم انسان شده است که در طول گذار طولانی دچار تحول کیفی و انقلاب درونی شده و آغازگر ظهور آدمیان آگاه و بیدار و مسئول و بنیانگذار تکامل اجتماعی انسانی است. بنابراین طرفداران نظریه چهارم آدم(ع) را «ابوالانسان» نامیده اند. اما آیه شریفه ۳۰ از سوره مبارکه بقره می گوید: «و چون پروردگارت بر فرشتگان گفت: من می خواهم در زمین جانشینی قرار دهم، فرشتگان گفتند آیا می خواهی در روی زمین موجودی قرار دهی که فساد کند و خون ها بریزد با این که ما تو را به پاکی می ستائیم و تقدیس می گوییم، خداوند فرمود: من چیزهایی می دانم که شما نمی دانید.» مرحوم علامه طباطبایی با اشاره به این آیه شریفه می گوید که قبل از دوره کنونی، دوره های دیگری بر نوع بشر گذشته است که ملائکه از خونریزی آنان اطلاعاتی داشتند. چنانچه در کتاب خصال شیخ صدوق نیز به نقل از امام محمد باقر علیه السلام آمده است که خداوند عز وجل از آن روز که زمین را آفرید، هفت عالم در آن پدید آورده است و بشرهای این عوالم از فرزندان حضرت آدم علیه السلام نبوده اند و خداوند آنها را یکی پس از دیگری با جهان مربوط به خودشان در زمین منزل داد، سپس آدم (علیه السلام) ابوالبشر را آفرید و انسان را از او پدید آورد.به هر حال قول سوم قول مشهورتر و مقبولتر میان بزرگان می باشد. جهت مطالعه و کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می‌توانید به کتاب‌های زیر مراجعه فرمایید:
سایت پژوهه، برگرفته از مقاله «فلسفه خلقت انسان»
۱. عبدالرسول خیر اندیش، تاریخ جهان دوره کردانی تربیت معلم، تهران،‌ آموزش و پرورش، ۱۳۷۶ش.
۲. آرنولد توین بی، تاریخ تمدن،‌ ترجمه: یعقوب آژند،‌ تهران‌،‌ انتشارات مولی، ۱۳۶۸ش، چ ۳.
۳. آرنولد توین بی، بررسی تاریخ تمدن (خلاصه دوره دوازده جلدی) ،‌ ترجمه: محمدحسین آریا،‌ تهران‌،‌ انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۶ش.
۴. حسین مفتخری و خیراندیش و دیگران، تاریخ ایران و جهان (۱) سال دوم آموزش متوسطه رشته ادبیات و علوم انسانی، تهران، شرکت چاپ و نشر کتاب‌های درسی ایران، ۱۳۸۷ش.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.