انسان شناسی ۱۳۹۰/۵/۱ - ۲۰ بازدید

شناخت انسان و درک حقیقت او امری است بس دشوار و ظریف ، آدمی با وجود اینکه از تمام موجودات و پدیده های خارجی نسبت به خود نزدیکتر است، ولی در شناخت و کشف حقیقت وجودی خود ناکام مانده است.

شناخت انسان و درک حقیقت او امری است بس دشوار و ظریف ، آدمی با وجود اینکه از تمام موجودات و پدیده های خارجی نسبت به خود نزدیکتر است، ولی در شناخت و کشف حقیقت وجودی خود ناکام مانده است. مفهوم این گفته آن است که موجودی بس متعالی تر می باید تا این صحیفه گرانقدر را شرح و بسط داده و بشناساند ؛ وآن موجود جز ذات اقدس خداوند جهان آفرین نمی باشد .
لذا ما به قدر بضاعت و گنجایش این اوراق آنچه را که در مورد ویژگی های انسان از کتاب و سنت استفاده می شود را تقدیم می کنیم ،هرچند باید اعتراف کنیم که آن چه بیان می شود ،یکی از هزار ویژگی انسان است .
ویژگی اول :
از دیدگاه قرآن انسان موجودی است که هر گز آرام و راکد نمی باشد ، بلکه مسافری است که در قوس نزول ،عوالمی را طی کرده و به عالم طبیعت و ماده گام نهاده و دوباره مسئولیت دارد که با طیّ منازل در قوس صعود ، خود را از قوه به فعل و از نقص به کمال رسانیده و از ملک پران گشته و «عند ملیک مقتدر » آرام گیرد.
ویژگی دوم :
اگر در وجه تسمیه انسان کمی دقیق شویم برخی از ویژگی های او بر ما منکشف می شود ، برخی از اهل لغت معتقدند که لفظ (انسان) از ماده (نسیان = فراموشی) مشتق شده است ، چرا که انسان دچار فراموشی می شود . البته اینکه متعلق نسیان چیست ، خود بحثی مفصل را می طلبد لکن مهمترین آن ، نسیان عهد ازلی است که خداوند از انسان گرفت که « الست برکم قالو بلی ــ آیا من پروردگار شما نمی باشم و همه پاسخ داند آری (تو پروردگار ما هستی) » اعراف/۱۷۲
برخی دیگر بر این باورند که ( انسان ) از ماده ( اُنس ) اشتقاق یافته است ؛ به دلیل این که نهاد و فطرت او ، میل به انس گرفتن دارد.از این رو ، انسان پیوسته از درون نیاز به مونس و همدم دارد؛ بر همین اساس است که نهاد خانواده و جامعه شکل می یابد تا در اثر ارتباط با اعضای خانواده و جامعه این میل خویش را اشباع سازد.
مهمترین عامل ارضای غریزه اُنس در انسان ارتباط با انیس و مونس حقیقی یعنی ذات مقدس خداوند متعال میباشد .
ویژگی سوم:
این ویژگی مربوط به بدن انسان است ، بدن انسان مَرکب روح و نفس است صحت و سلامتی مَرکب تاثیر شگرفی در حرکت راکب (روح) به سوی کمال دارد. از این رو خداوند متعال در شکل گیری بدن انسان عنایت خاصی داشته و برای رشد و سلامتی و ایجاد مزاج متعادل در آن ، دستورات لازم را نسبت به تغزیه سالم صادر فرموده است تا انسان توفیق یابد جسم سالم خود را با روح شاداب و الهی همگام سازد وبه اوج کمال برسد.خلاصه اینکه جسم انسان ،عصاره و معجون عالم طبیعت است و روح او ، مظهر اسمای حسنی الهی است .
ویژگی چهارم :
انسان دارای فطرت خدا جویی و الهی است «فاقم وجهک لدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق اللهپس به طرف دین حنیف روی آور دینی که فطرفی است و خداوند انسان را بر اساس آن آفریده است .(روم /۳۰ )
گرایشهاى معنوى و والاى بشر، زاده ایمان و اعتقاد و دلبستگیهاى او به برخى حقایق در این جهان است که آن حقایق، هم ماوراى فردى است، عام و شامل است، و هم ماوراى مادى است، یعنى از نوع نفع و سود نیست. این گونه ایمانها و دلبستگیها به نوبه خود مولود برخى جهان بینى ها است .تفاوت عمده و اساسى انسان با جانداران دیگر که ملاک «انسانیت» اوست و انسانیت وابسته به آن است، فطرت الهی است.

ویژگی پنجم :
ویژه گی دیگر انسان برخورداری او از کرامات الهی می باشد که مهم ترین عنصر تشکیل دهنده شخصیت آدمی است «لقد کرمنا بنی آدم و حملنهم فی البرما فرزندان آدم را گرامی داشتیم و ... »
کرامت ضد لئامت است، یعنی موجودی که هیچ گونه پستی و حقارت در او نیست. محور کرامت در انسان (تقوا ) معرفی شده است ، البته این کرامت در انسان بالقوه است و بایستی به فعلیت برسد .
ویژگی ششم
آدمیان به لحاظ نفس بر سه گونه اند : طایفه ای در فضیلت عقل و اخلاق ، به نهایت رسیده و از درجه بالایی از سعادت اخروی بر خوردارند .
جماعتی دیگر در این پایه از فضیلت نیستند لکن جهل و نادانی آنان به گونه ای نیست که به آخرتشان ضرر بزند ، هر چند بهره آنان از سعادت فراوان نیست ، ولی در نهایت از اهل سعادت ابدی می باشتد .
گروه سوم کسانی اند که مانند افراد بسیار بیمار ، به درد های روانی مبتلایند این دسته در آخرت دچار عذاب می شوند .

ویژگی هفتم
یکی دیگر از ویژگی های انسان، قوه خیالی است که خداوند در وجود او به ودیعه نهاده است . بسیاری از پیشرفتهای مختلف بشر در عر صه های گوناگون علمی و صنعتی و همچنین در حوزه فرهنگ و هنر و ... و صدها و هزاران خلاقیت علمی و تکنولوژیکی ، همه و همه در پرتو همین قوه خیال به وجود آمده و می آید ، این قوه با همه توانمندی های عجیبی که خداوند در آن قرار داده است ، اگر در مسیر انحرافی به کار گرفته شود ، تلفات و آسیبهای ناشی از آن نیز بسی گسترده و عمیق خواهد بود .نام دیگر این خصوصیت قوه ابتکار است که انسان به واسطه این نیروى مرموزْ قدرت آفرینندگى و ابداع دارد و مظهر خلاقیت و ابداع الهى است. دیگر ویژگى او میل ذاتى و علاقه فطرى به نوآورى است؛ یعنى انسان تنها استعداد ابداع و خلاقیت ندارد که هرگاه ضرورت پیدا کند به خلق و ابداع بپردازد، بلکه بالذات میل به خلاقیت و ابداع در او نهاده شده است.
ویژگی هشتم
استعداد حفظ و نگهدارى تجارب است ، این ویژگی به علاوه استعداد نقل و انتقال تجارب به یکدیگر، به علاوه استعداد ابداع و میل ذاتى به خلاقیت و ابداع، نیرویى است که انسان را همواره به جلو مى راند. در حیوانات دیگر نه استعداد حفظ تجارب و نه استعداد نقل و انتقال مکتسبات و نه استعداد خلق و ابتکار که خاصیت قوّه عاقله است و نه میل شدید به نوآورى، هیچ کدام وجود ندارد. این است که حیوان درجا مى زند و انسان پیش مى رود.

ویژگی نهم
دایره ایفاى نقش انسان نسبت به حیوان بسى وسیع تر و گسترده تر است. خود این خصوصیت ناشی از سه ویژگى دیگر درانسان می باشد که آنها عبارتند از :
۱. وسعت دایره بینش و آگاهى .
انسان با نیروى علم، دایره بینش و آگاهى خویش را از ظواهر و سطح طبیعت عبور مى دهد و تا اعماق درون آن گسترش مى دهد و قوانین طبیعت را مى شناسد. با شناختن قوانین طبیعت، دست انسان براى ساختن طبیعت آنچنان که با زندگى انسان سازگارتر باشد باز مى شود.
۲. وسعت دامنه خواستها
۳. استعداد خودساختگى ویژه اى که در انسان است و هیچ موجود دیگر در این جهت مانند او نیست.
توضیح اینکه اگرچه برخى جاندارهاى دیگر نیز به مقیاس کمى قابل «ساختن» هستند و مى توان با «عوامل خاص تربیتى» تغییراتى در آنها به وجود آورد- آنچنان که در جهان نباتات و حیوانات مشاهده مى شود- ولى اولًا هیچ یک از آنها به دست خودشان ساخته نمى شوند و این انسان است که آنها را مى سازد، و ثانیاً تغییرپذیرى آنها نسبت به انسان بسیار اندک است. انسان در ناحیه خصلتها و خویها یک موجود بالقوّه است؛ یعنى در آغاز تولد فاقد خوى و خصلت است، برخلاف حیوانات که هرکدام با یک سلسله خصلتهاى ویژه متولد مى شوند. انسان چون فاقد هرگونه خوى و خصلتى است و از طرفى خوى پذیر و خصلت پذیر است، به وسیله خصلتها و خویهایى که تدریجاً پیدا مى کند یک سلسله «ابعاد ثانوى» علاوه بر ابعاد فطرى براى خویش مى سازد.
انسان یگانه موجودى است که قانون خلقت، قلم ترسیم چهره او را به دست خودش داده است که هرطور که مى خواهد ترسیم کند.
انسان به حکم قدرت علمى بر طبیعت مسلط مى گردد و طبیعت را آنچنان که مى خواهد منطبق بر نیازهاى خویش مى سازد وهمچنین به حکم نیروى خودسازى و خودساختگى ،خود را آنچنان که مى خواهد مى سازد و به این وسیله سرنوشت آینده خویش را به دست مى گیرد.

ویژگی دهم
انسانیت انسان را عقل و علم و آگاهى و تدبیر او تشکیل مى دهد، اما شرط کافى نیست. فعالیت انسانى آنگاه انسانى است که علاوه بر عقلانى بودن و ارادى بودن، در جهت گرایشهاى عالى انسانیت باشد و لااقل با گرایشهاى عالى در تضاد نباشد، و الّا جنایت آمیزترین فعالیتهاى بشرى احیاناً با تدبیرها و تیزهوشیها و مآل اندیشیها و طرح ریزیها و تئورى سازیها صورت مى گیرد. نقشه هاى شیطانى استعمارى بهترین شاهد مدّعاست. در اصطلاحات دینى اسلامى، نیروى تدبیر آنجا که از گرایشهاى انسانى و ایمانى جدا مى شود و در خدمت اهداف مادى و حیوانى قرار مى گیرد، «نُکرى » و «شیطنت» نامیده شده است.
ویژگی یازدهم:
این از خصوصیات بارز انسان است که در خود یک نوع دوگانگى احساس مى کند،
گمان میکند که دو شخصیت دارد : از یک نظر فرمانده باشد و از یک نظر فرمان پذیر، از یک نظر پند ده باشد و از یک نظر پند پذیر، از یک نظر ملامت کن باشد و از یک نظر ملامت پذیر، از یک نظر حساب کش باشد و از نظر دیگر حساب ده.
در قرآن کریم از «نفس لوّامه» نام برده شده. نفس لوّامه یعنى نفس ملامت کن که در مواقعى که از انسان خطایى سر مى زند آدمى را تحت شکنجه و عذاب و ملامت و سرزنش قرار مى دهد. هیچ کس نیست که این حقیقت را در خود احساس نکرده باشد، زیرا هیچ کس نیست که خطایى کوچک یا بزرگ مرتکب نشده باشد و هیچ کس هم نیست که وجودش از این بازپرس الهى خالى باشد. بنابراین براى همه کس اتفاق افتاده که مورد بازخواست و سؤال این محکمه الهى شده و در نتیجه خودش مورد ملامت و سرزنش و مجازات خودش واقع گشته.
به عبارت دیگر از خصوصیات انسان این است که میان «من» هاى او گاهى جدال و کشمکش رخ مى دهد که این جدال را گاهى به جدال عقل و نفس یا مثلًا جدال اراده اخلاقى و هواى نفسانى تعبیر مى کنند. به هرحال چنین جدالى در انسان هست و در حیوانات جدال درونى معنى ندارد.
ویژگی دوازدهم
انسان کمال خواه و کمال جو و پیشرو است و پیشروى در ذات انسان است.
هفت اقلیم ار بگیرد پادشاه همچنان در بند اقلیمى دگر
اگر هفت کره را هم تحت تسلط بیاورد باز به فکر تسخیر کره دیگرى است. اینها ناشى از این است که پیشروى جزء ذات انسان است، از خصوصیات انسان است.

دیگر ویژگی های انسان :

۱) حیوان ناطق (تعقل کننده)،
۲) مطلق طلب،
۳) مسیر رشد نامتناهی دارد
۴) آرمان خواه،
۵) ارزش جو،
۶) متوجه به ماوراء طبیعت و ماوراءجو
۷) سیرى ناپذیر
۸) غیر متعیّن (موجودی است که قابلیّت هر نوعی شدن را دارد)
۹) متعهد و مسئول
۱۰) آینده نگر
۱۱) آزاد و مختار
۱۲) در صورت تربیت نشدن ،عصیانگر
۱۳) اجتماعى
۱۴) خواستار نظم
۱۵) خواستار زیبایى
۱۶) خواستار عدالت
۱۷) عاشق
۱۸) مکلّف
۱۹) صاحب وجدان،
۲۰) تنها و مضطرب تا زمانی در خدا فانی شود.
۲۱) داری عقیده
۲۲) ابزارساز
۲۳) تخیّل آفرین
۲۴) معنوى
۲۵) خدا جو
بدیهى است که هریک از این امتیازات به جاى خود صحیح است، اما شاید اگر بخواهیم تعبیرى بیاوریم که جامع تفاوتهاى اساسى انسان با دیگر موجودات باشد، همان به که از علم و ایمان یاد کنیم و بگوییم انسان حیوانى است که با دو ویژگی «علم و ایمان» از دیگر جانداران امتیاز یافته است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.