نسخه آزمایشی

انقلابی دیگر؛ سخنان امام سجاد در شام (۱) ۱۳۸۶/۱۱/۱ - ۶۴۴۱ بازدید

انقلابی دیگر؛ سخنان امام سجاد در شام (۱)

حادثه کربلا را با
معیارهای فرامادی و دنیایی باید تحلیل کرد، باید چشمی بینا داشت و گوشی شنوا، تا
این رویداد بس بزرگ و بی مانند، در دامن معارف دینی و نگاهی ملکوتی بازخوانی شود،
این چه حادثه ای است که بازماندگان مصیبت زده و نظاره گر کشتار فرزندان، برادران و
همسر و پدر و یاران چنین با صلابت، سخن از دین و معرفی اهل بیت(ع) می رانند و همگان
را به شگفتی وا می دارند ... بی تردید، تنها در مکتب رهایی بخش دین می توان چنین
استوار و ماندگار پرورش یافت و ...

در کتاب های معتبر
تاریخی و حدیثی آورده اند حضرت علی بن الحسین(علیه السلام) از یزید خواست، در روز
جمعه به او اجازه دهد در مسجد خطبه بخواند، یزید رخصت داد؛ چون روز جمعه فرا رسید
یزید یکی از خطبای مزدور خود را به منبر فرستاد و دستور داد هر چه تواند به علی و
حسین (علیهما السلام) اهانت نماید و در ستایش شیخین و یزید سخن براند، و آن خطیب
چنین کرد.

امام سجاد (علیه
السلام) از یزید خواست تا به وعده خود وفا نموده و به او رخصت دهد تا خطبه بخواند،
یزید از وعده ای که به امام (علیه السلام) داده بود پشیمان شد و قبول نکرد.


معاویه پسر یزید به
پدرش گفت: خطبه این مرد چه تأثیری دارد؟ بگذار تا هر چه می خواهد، بگوید.
یزید گفت: شما قابلیت های این خاندان را نمی دانید، آنان علم و فصاحت را از هم به
ارث می برند، از آن می ترسم که خطبه او در شهر فتنه بر انگیزد و وبال آن گریبانگیر
ما گردد.[۱]


به همین جهت یزید از
قبول این پیشنهاد سرباز زد و مردم از یزید مصرانه خواستند تا امام سجاد (علیه
السلام) نیز به منبر رود.

یزید گفت: اگر او به
منبر رود، فرود نخواهد آمد مگر اینکه من و خاندان ابوسفیان را رسوا کرده باشد!
به یزید گفته شد: این نوجوان چه تواند کرد؟!

یزید گفت: او از
خاندانی است که در کودکی کامشان را با علم برداشته اند.

بالاخره در اثر
پافشاری شامیان، یزید موافقت کرد که امام به منبر رود.

آنگاه حضرت سجاد
(علیه السلام) به منبر رفته و پس از حمد و ثنای الهی خطبه ای ایراد کرد که همه مردم
گریستند و بیقرار شدند.فرمود:

«ایها الناس! اعطینا
ستا و فضلنا بسبع: اعطینا العلم و الحلم و السماحة والفصاحة و الشجاعة و المحبة فی
قلوب المؤمنین، و فضلنا بان منا النبی المختار محمدا و منا الصدیق و منا الطیار و
منا اسد الله و اسد رسوله و منا سبطا هذه الامة.من عرفنی فقد عرفنی و من لم یعرفنی
انبأته بحسبی و نسبی.

ایها الناس! انا ابن
مکة و منی، انا ابن زمزم و الصفا، انا ابن من حمل الرکن باطراف الردا، انا ابن خیر
من ائتزر و ارتدی، انا ابن خیر من انتعل و احتفی، انا ابن خیر من طاف وسعی، انا ابن
خیر من حج ولبی، انا ابن خیر من حمل علی البراق فی الهواء، انا ابن من اسری به من
المسجد الحرام الی المسجد الاقصی، انا ابن من بلغ به جبرئیل الی سدرة المنتهی، انا
ابن من دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی، انا ابن من صلی بملائکة السماء، انا ابن
من اوحی الیه الجلیل ما اوحی، انا ابن محمد المصطفی، انا ابن علی المرتضی، انا ابن
من ضرب خراطیم الخلق حتی قالوا: لا اله الا الله. انا ابن من ضرب بین یدی رسول الله
بسیفین و طعن برمحین و هاجر الهجرتین و بایع البیعتین و قاتل ببدر و حنین و لم یکفر
بالله طرفة عین، انا ابن صالح المؤمنین و وارث النبیین و قامع الملحدین و یعسوب
المسلمین و نور المجاهدین و زین العابدین و تاج البکائین و اصبر الصابرین و افضل
القائمین من آل یاسین رسول رب العالمین، انا ابن المؤید بجبرئیل، المنصور بمیکائیل.


انا ابن المحامی عن
حرم المسلمین و قاتل المارقین و الناکثین و القاسطین و المجاهد اعداءه الناصبین، و
افخر من مشی من قریش اجمعین، و اول من اجاب و استجاب لله و لرسوله من المؤمنین، و
اول السابقین، و قاصم المعتدین و مبید المشرکین، و سهم من مرامی الله علی
المنافقین، و لسان حکمة العابدین و ناصر دین الله ... ؛
ای مردم! خداوند به
ما شش خصلت عطا فرموده و ما را به هفت ویژگی بر دیگران فضیلت بخشیده است، به ما
ارزانی داشت علم، بردباری، سخاوت، فصاحت، شجاعت و محبت در قلوب مؤمنین را، و ما را
بر دیگران برتری داد به اینکه پیامبر بزرگ اسلام، صدیق (امیر المؤمنین علی (علیه
السلام)، جعفر طیار، شیر خدا و شیر رسول خدا صلی الله علیه و آله (حمزه)، و امام
حسن و امام حسین (علیه السلام) دو فرزند بزرگوار رسول اکرم صلی الله علیه و آله را
از ما قرار داد.[۲]
(با این معرفی کوتاه) هر کس مرا شناخت که شناخت، و برای آنان که مرا نشناختند با
معرفی پدران و خاندانم خود را به آنان می شناسانم.

ای مردم! من فرزند
مکه و منایم، من فرزند زمزم و صفایم، من فرزند کسی هستم که حجر الاسود را با ردای
خود حمل و در جای خود نصب فرمود، من فرزند بهترین طواف و سعی کنندگانم، من فرزند
بهترین حج کنندگان و تلبیه گویان هستم، من فرزند آنم که بر براق سوار شد، من فرزند
پیامبری هستم که در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقصی سیر کرد، من فرزند آنم که
جبرئیل او را به سدرة المنتهی برد و به مقام قرب ربوبی و نزدیکترین جایگاه مقام
باری تعالی رسید، من فرزند آنم که با ملائکه آسمان نماز گزارد، من فرزند آن پیامبرم
که پروردگار بزرگ به او وحی کرد، من فرزند محمد مصطفی و علی مرتضایم، من فرزند کسی
هستم که بینی گردنکشان را به خاک مالید تا به کلمه توحید اقرار کردند.

من پسر آن کسی هستم
که برابر پیامبر با دو شمشیر و با دو نیزه می رزمید، و دو بار هجرت و دو بار بیعت
کرد، و در بدر و حنین با کافران جنگید، و به اندازه چشم بر هم زدنی به خدا کفر
نورزید، من فرزند صالح مؤمنان و وارث انبیا و از بین برنده مشرکان و امیر مسلمانان
و فروغ جهادگران و زینت عبادت کنندگان و افتخار گریه کنندگانم، من فرزند بردبارترین
بردباران و افضل نمازگزاران از اهل بیت پیامبر هستم، من پسر آنم که جبرئیل او را
تأیید و میکائیل او را یاری کرد، من فرزند آنم که از حرم مسلمانان حمایت فرمود و با
مارقین و ناکثین و قاسطین جنگید و با دشمنانش مبارزه کرد، من فرزند بهترین قریشم،
من پسر اولین کسی هستم از مؤمنین که دعوت خدا و پیامبر را پذیرفت، من پسر اول سبقت
گیرنده ای در ایمان و شکننده کمر متجاوزان و از میان برنده مشرکانم، من فرزند آنم
که به مثابه تیری از تیرهای خدا برای منافقان و زبان حکمت عباد خداوند و یاری کننده
دین خدا و ولی امر او، و بوستان حکمت خدا و حامل علم الهی بود.

او جوانمرد،
سخاوتمند، نیکوچهره، جامع خیرها، سید، بزرگوار، ابطحی، راضی به خواست خدا، پیشگام
در مشکلات، شکیبا، دائما روزه دار، پاکیزه از هر آلودگی و بسیار نمازگزار بود. او
رشته اصلاب دشمنان خود را از هم گسیخت و شیرازه احزاب کفر را از هم پاشید. او دارای
قلبی ثابت و قوی و اراده ای محکم و استوار و عزمی راسخ بود وهمانند شیری شجاع که
وقتی نیزه ها در جنگ به هم در می آمیخت آنها را همانند آسیا خرد و نرم و بسان باد
آنها را پراکنده می ساخت. او شیر حجاز و آقا و بزرگ عراق است که مکی و مدنی و خیفی
و عقبی و بدری و احدی و شجری و مهاجری است، که در همه این صحنه ها حضور داشت.او سید
عرب است و شیر میدان نبرد و وارث دو مشعر، و پدر دو فرزند: حسن و حسین. آری او،
همان او (که این صفات و ویژگیهای ارزنده مختص اوست) جدم علی بن ابی طالب است.»


آنگاه گفت: «من فرزند
فاطمه زهرا بانوی بانوان جهانم» و آن قدر به این حماسه مفاخره آمیز ادامه داد که
شیون مردم به گریه بلند شد! یزید بیمناک شد و برای آنکه مبادا انقلابی صورت پذیرد
به مؤذن دستور داد تا اذان گوید تا بلکه امام سجاد (علیه السلام) را به این نیرنگ
ساکت کند!! مؤذن برخاست و اذان را آغاز کرد، همین که گفت: الله اکبر، امام سجاد
(علیه السلام) فرمود: «چیزی بزرگتر از خداوند وجود ندارد» و چون گفت: اشهد ان لا
اله الا الله، امام (علیه السلام) فرمود: «موی و پوست و گوشت و خونم به یکتائی خدا
گواهی می دهد» و هنگامی که گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام (علیه السلام) به
جانب یزید روی کرد و فرمود: «این محمد که نامش برده شد، آیا جد من است و یا جد تو؟!
اگر ادعا کنی که جد توست پس دروغ گفتی و کافر شدی، و اگر جد من است چرا خاندان او
را کشتی و آنان را از دم شمشیر گذراندی؟!» سپس مؤذن بقیه اذان را گفت.[۳]


در نقل دیگری آمده
است که: چون مؤذن گفت: اشهد ان محمدا رسول الله، امام سجاد (علیه السلام) عمامه
خویش از سر برگرفت و به مؤذن گفت: تو را بحق این محمد که لحظه ای درنگ کن، آنگاه
روی به یزید کرد و گفت: ای یزید! این پیغمبر، جد من است و یا جد تو؟ اگر گویی جد من
است، همه می دانند که دروغ می گوئی، و اگر جد من است پس چرا پدر مرا از روی ستم
کشتی و مال او را تاراج کردی و اهل بیت او را به اسارت گرفتی؟! این جملات را گفت و
دست برد و گریبان چاک زد و گریست و گفت: بخدا سوگند اگر در جهان کسی باشد که جدش
رسول خداست، آن منم، پس چرا این مرد، پدرم را کشت و ما را مانند رومیان اسیر کرد؟!
آنگاه فرمود: ای یزید! این جنایت را مرتکب شدی و باز می گویی: محمد رسول خداست؟! و
روی به قبله می ایستی؟! وای بر تو! در روز قیامت جد و پدر من در آن روز دشمن تو
هستند. پس یزید فریاد زد که مؤذن اقامه بگوید! در میان مردم هیاهویی برخاست، بعضی
نماز گزاردند و گروهی نماز نخوانده پراکنده شدند.[۴]


 

 

پی نوشت
ها:







[۱]
-

نفس المهموم.۴۵۰





[۲]
-
در این خطبه
آمده که هفت عامل برتری به اهل بیت داده شده، ولی شش خصلت بیشتر ذکر
نگردیده است. در نقل کامل بهائی آمده است که خصلت هفتم: "و المهدی الذی
یقتل الدجال؛ و مهدی که دجال را می کشد، از ماست". (نفس المهموم، ۴۵۰).





[۳]
-
بحار الانوار
۴۵/۱۳۷؛ الاحتجاج ۲/۱۳۲ به اختصار نقل کرده است.





[۴]
-
نفس المهموم،
۴۵۱.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

میهمان
salam bar haj behrooz.daste shoma dard nakonad.tahkkor az zahamate taghat farsaye shoma .omidvarim be didare mojaddade shoma dar kenare sayere doostano bozorgvaran.ishallah...eltemase doa...

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.