انقلاب اسلامی-اهداف انقلاب-اهداف انقلاب اسلامی-اهداف اقتصادی انقلاب ۱۳۹۰/۸/۱۴ - ۳۱ بازدید

در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ، اهداف مختلف فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی وجود داشت ؛ نگاهی واقع بینانه به جهت گیری و خط و مشی های اساسی نظام جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب تا کنون علی رغم وجود برخی فراز و نشیب ها ، مبین حرکت مستمر و پرقدرت در راستای تحقق این اهداف است که بحمدالله با وجود موانع و مشکلات گوناگون ، دستاوردهای شگرفی در زمینه های سه گانه فوق داشته است .
در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی ، اهداف مختلف فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی وجود داشت ؛ نگاهی واقع بینانه به جهت گیری و خط و مشی های اساسی نظام جمهوری اسلامی از ابتدای انقلاب تا کنون علی رغم وجود برخی فراز و نشیب ها ، مبین حرکت مستمر و پرقدرت در راستای تحقق این اهداف است که بحمدالله با وجود موانع و مشکلات گوناگون ، دستاوردهای شگرفی در زمینه های سه گانه فوق داشته است . به عنوان نمونه تنها در زمینه اقتصادی کافی است نیم نگاهی به رهنمودهای حضرت امام (ره) ، مقام معظم رهبری و فعالیت ها و تلاش های مخلصانه دولت های انقلابی خصوصاً دولت کنونی که تحقق عدالت همه جانبه و مقابله با فقر و اختلافات طبقاتی را سرلوحه تمامی برنامه های خویش قرار داده ، داشته باشید . البته علی رغم این عزم جدی و خدمات بسیار ، متاسفانه هنوز شاهد درصدی از فقر و اختلاف طبقاتی می باشیم که به هیچ وجه زیبنده نظام و جامعه اسلامی ما نیست و با اهداف انقلاب سازگاری ندارد . موضوعی که همواره از دغدغه های اصلی مسئولین عالی رتبه نظام و بسیاری از دلسوختگان انقلاب بوده و حل اساسی آن از اصلی ترین برنامه های نظام اسلامی محسوب می گردد .

یکم :


اگر بخواهیم جانب انصاف را رعایت نماییم و واقعیات جامعه را در نظر بگیرم، باید بگوییم که انقلاب اسلامى ایران با هدف اجراى احکام و ارزش هاى الهى، دفاع از حقوق مظلومان، رعایت عدالت اجتماعى، نفى تبعیض و... شکل گرفت و به پیروزى رسید. از اول انقلاب اسلامى تا کنون، مسؤولان عالى رتبه نظام ـ چه در گفتار و ارائه خط مشى و اصول کلى نظام و تدوین برنامه هاى دولت و چه در عمل ـ همیشه بر این اصول تأکید و پافشارى داشته و براى بهبود سطح معیشتى، رفاه و... این اقشار اقدامات متعددى انجام داده اند؛ بسیارى از مردم حتى در دورافتاده ترین روستاهاى کشور که قبل از انقلاب از وضعیت مناسب اقتصادى برخوردار نبودند، به برکت انقلاب اسلامى و برنامه هاى حمایتى دولت از اقشار مستضعف، وضعیت به مراتب مناسب ترى پیدا کرده اند. و این با مراجعه به آمار، کاملاً قابل اثبات مى باشد؛ اما متأسفانه هنوز در بعضى جاها تبعیض و بى عدالتى وجود دارد و یا حقّى پایمال مى شود و مسؤولین عالى رتبه نظام نیز ضمن اذعان به آن همیشه دغدغه ونگرانى خود را از این وضع اعلام داشته و به مسئولین مربوطه تذکرات و توصیه هاى لازم را ارائه نموده اند.
در اینجا ابتدا به بررسى ریشه اى و پرداختن به علل و عوامل این قبیل مشکلات و نارسایى ها ـ که حتى مقدار کم آن نیز زیبنده جامعه اسلامى نمى باشد ـ نیاز به بررسى دقیق علل و عوامل جامعه شناختى آن دارد که به اختصار مهم ترین آن ها را بیان مى کنیم و سپس به ارائهراه کارهاى حل این مشکلات مى پردازیم:
۱- وجود فقر در کشور تا حدودى ناشى از ساختار اقتصادى کشور، وابستگى به صادرات نفت، جمعیت زیاد، عدم رشد صنایع مادر، وابستگى در بسیارى از مواد صنعتى به خارج از کشور، مشکلات ناشى از جنگ تحمیلى، محاصره اقتصادى و سیاسى و... است. شاید بتوان مهم ترین عامل آن را عدم اجراى کامل عدالت اجتماعى در کشور دانست؛ چنان که مقام معظم رهبرى مى فرمایند: «... در وضعیت کنونى، ثروت در کشور مى جوشد و کسانى هستند که مى توانند ثروت هاى زیادى را به دست آورند.... عدالت اجتماعى بدین معنى است که فاصله ژرفِمیان طبقات و برخوردارهاى نا به حق و محرومیت ها از میان برود و مستضعفان و پابرهنگان که همواره مطمئن ترین و وفادارترین مدافعان انقلابند، احساس و مشاهده کنند که به سمت رفع محرومیت حرکتى جدى و صادقانه انجام مى گیرد...»، (آیت الله خامنه اى:حدیث ولایت، ج ۱، ص ۲۸۷).
۲- ادامه و بقاى فرهنگ فاسد و منحوس ۲۵۰۰ ساله پادشاهى در ایران از قبیل رشوه خوارى، پارتى، روابط را مقدم بر ضوابط دانستن، جاه پرستى و سلطه پذیرى و تقدم منافع شخصى بر منافع اجتماعى و قانون، بى اعتنایى به حقوق محرومان و...
۳- عدم تثبیت ارزش هاى اسلامى و قانون گرایى و پایبندى به ضوابط در حدى که مسؤول یا مدیر اداره خودش را خدمتگزار بداند نه سوار بر مردم و... که این خود ناشى از عوامل مختلفى از قبیل: فقدان برنامه اى جامع و همه جانبه براى تربیت، آموزش و توجیه آنان، کم کارى یا بعضا عملکردهاى غلط نهادهاى فرهنگى کشور، سردر گمى مسؤولان امور فرهنگى و عدم ارائه برنامه منسجم فرهنگى، فقدان اجماع نظر دولتمردان در کیفیت برخورد با این مسأله و... مى باشد.
۴- عدم تصفیه کامل افراد در سطوح پایین بعد از وقوع انقلاب از یک سو و رعایت ننمودن مسائل اصیل اسلامى از قبیل: لیاقت و شایستگى، تعهد و تقوا، تجربه و مهارت و تخصص و... در گزینشها چنانچه حضرت على (ع) در عهد نامه خود به مالک اشتر مى فرماید:«ثم انظر فى امور عمالک فاستعملهم اختبارا و لاتولهم محاباة و اثرة فانهما جماع من شعب الجور و الخیانة و توخّ منهم اهلالتجربة و الحیاء من اهل البیوتات الصالحة والقدم فى الاسلام المتقدمة...؛ در امور و کارهاى کارمندان و کارگزاران خود دقت کنو پس از اینکه آنها را امتحان نمودى به کار بگمار و در تعیین آنان چنین کن: قبل از این که آنها را به کارى بگمارى آنان را مورد آزمایش و امتحان قرار بده به خاطر تمایل خاص به شخصى کسى را به کارى منصوب مکن خود سرانه و بدون مشورت و یا استبداد رأى آنها را به کار مگمار زیرا اینگونه انتخاب و منصوب نمودن یعنى از روى تمایل شخصى و بدون مشورت و آزمایش خود ستمگرى و ظلم و خیانت است و براى انتخابکارمندان و کارگزاران دولت اینگونه افراد را انتخاب نما افرادى که اهل تجربه هستند و در کشاکش کارها ساخته و پرداخته شده اند اهل شرم و حیاءو عفت هستند از خاندان هاى پاک دامن و صالح باشند سابقه و حسن سابقه آنها در اسلام بیش از دیگران باشد...» (نهج البلاغه، نامه ۵۳)
و از طرف دیگر ضعف در بازرسى نظارت، حراست و مراقبت دولتى، حضرت آیت الله خامنه اى مى فرمایند: «باید در گزینش کارمندان دولت دقت لازم صورت گیرد و به دنبال گزینش خوبان نظارت بر کار آنان نیز ضرورت است چون مقام و قدرت غالبا اخلاق و رفتار مسؤولان راتغییر مى دهد بنابراین اگر بعد از گزینش حتى افراد پارسا و کاردان از بالا بر عمل کرد آنان نظارت دقیق نشود ممکن است به تدریج تغییر رویه داده و به سبب سستى در انجام وظیفه، موجب بى اعتمادى ملت نسبت به دستگاه حکومت اسلامى شوند. لذا نظام انقلابى در چگونگى انجامامور توسط کارگزاران و مسؤولان باید نظارت مستمر به کار آنان داشته باشد.» (فجر انقلاب در بهار قرآن ص ۲۰۳و ص ۲۰۵).
۵- تهاجم فرهنگى و تغییر ارزشها پس از دوران دفاع مقدس مانند با ارزش شدن پول ,شهرت، مدرک گرایى، رفاه طلبى، و تجمل پرستى و منفعت طلبى و بى توجهى به ارزش هاى اسلامى.
۶- اجرا نشدن امر به معروف ونهى از منکر یا نظارت ملى و همگانى که در روایات متعدد ضامن حفظ و سلامت جامعه و اجزاء ادارى و... مى باشد حضرت على(ع) در بستر شهادت به فرزندان خویش امام حسن و امام حسین(ع) چنین سفارش مى نمایند «امر به معروف و نهىاز منکر را ترک نکنید که در این صورت اشرار شما بر شما حاکم مى شوند سپس شما براى رفع آنها دعا کنید اما دعاى شما اجابت نمى شود»، (نهج البلاغه، نامه ۴۷)
و در قانون اساسى جمهورى اسلامى ایران نیز این فریضه الهى در اصل هشتم در سه قسم مردم نسبت به یکدیگر دولت نسبت به مردم ومردم نسبت به دولت در نظر گرفته شده هر چند متأسفانه راهکارها عملى شده این فریضه مهم و اساسى در جامعه تبیین و اجرا نشده است. بنابراین، تا حسّاسیت قابل توجهى که منجر به عزم ملّى براى برخورد با این معضلات (تبعیضو بى عدالتى، مفاسد اقتصادى و...) به وجود نیاید، قطعا این معضل همچنان باقى مى ماند، هر چند بقیه عوامل نیز اصلاح بشوند؛ قرآن کریم مى فرماید: «ان الله لا یغیّر ما بقوم حتى یغیروا ما بانفسهم؛ خداوند سرنوشت هیچ قومى را تغییر نمى دهد مگر آن که آنان آن چه را در خودشان است تغییر دهند» (سوره رعد، آیه ۱۱).
در اندیشه سیاسى اسلام، انسان قادر به تغییر سرنوشت خویش و سمت دهى آن در جهت خواست خود و نیز اصلاح ساختار اجتماعى اقتصادى، سیاسى و فرهنگى خود مى باشد.
۷- وجود مشکلات و نارسایى هاى اقتصادى، ناکافى بودن درآمدها، وجود تورم و خلاصه عدم تأمین نیازهاى معیشتى و رفاهى کارمندان.
۸- پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازى کشور، مدلى براى توسعه اقتصادى و اجتماعى در پیش گرفته شد که این مدل موجب بروز تضادهاى ارزشى و فاصله گرفتن جامعه از شاخص هاى مطلوب گردید. به گونه اى که توسعه نتایج عکس خود را ظاهر ساخت وفاصله ها را تشدید نمود و باعث تغییر ارزش ها و با ارزش شدن پول و ثروت در نزد افراد جامعه گردید و در نتیجه موجب بى توجهى از سوى برخى مسؤولان رده پایین به حقوق اقشار مستضعف گردیده است.
در هر صورت، علیرغم اهتمام فراوان دین مقدس اسلام و بزرگان الهى بر رعایت عدالت اجتماعى در تمامى عرصه هاى جامعه، و تأکیدات فراوان امام راحل(ره) و مقام معظم رهبرى در این خصوص و وجود قوانین بسیار در حمایت از اقشار مستضعف، هنوز در جامعه اسلامىما شاهد وجود برخى از بى عدالتى ها و مشکلات مى باشیم که هم نظام اسلامى موظف به مبارزه و محو تمامى اشکال بى عدالتى در جامعه بوده و هم از چنین توانى برخوردار مى باشد. بر این اساس راهکارهاى اقدامات مبارزه اصولى با بى عدالتى هاى موجود در جامعه را مى توان درموارد ذیل بصورت مختص بیان نمود:
الف - توجه جدی به رعایت عدالت اجتماعی در برنامه ریزیهای توسعه و سازندگی کشور: پس از دوران دفاع مقدس و آغاز دوران بازسازی کشور مدل برای توسعه ی اقتصادی و اجتماعی در پیش گرفته شد که این مدل موجب بروز تضادهای ارزشی و فاصله گرفتن جامعه از شاخصهای مطلوب گردید. به گونه ای که توسعه نتایج عکس خود را ظاهر ساخت و فاصله ها را تشدید نمود. این عامل در برخی از تحلیلها و تحقیقات به عمل آمده , عامل اصلی افول ارزشها و ایجاد نابرابری در جامعه دانسته شده است. حضرت آیت الله خامنه ای ضمن انتقاد از این روند, می فرمایند: ((در این مرحله از انقلاب , هدف عمده عبارت است از ساختن کشور نمونه که در آن , رفاه مادی هم راه با عدالت اجتماعی و توأم با روحیه و آرمان انقلابی , با برخورداری از ارزش های اخلاقی اسلام , تأمین شود. هر یک از این چهار رکن اصلی ضعیف یا مورد غفلت باشد, بقای انقلاب و عبور از مراحل گوناگون آن ممکن نخواهد شد)), (حدیث ولایت , ج ۱, ص ۲۸۶ و ۲۸۷).
و در جای دیگر می فرمایند: ((در نظام جمهوری اسلامی ایران اساس همه فعالیت ها باید مبتنی بر عدالت باشد زیرا قسط و عدل از همه آرمان ها و اهداف نظام اسلامی والاتر و بارزتر است و بر این اساس رونق و شکوفایی اقتصادی هنگامی خوب و ارزشمند است که جهت آن مبتنی بر اقامه ی قسط و عدل در جامعه باشد. رشد اقتصادی در جامعه ی ما هدف اصلی هم نیست , بلکه رشد اقتصادی جزئی از هدف ماست و جزئ دیگر عبارت از عدالت است ... هر برنامه ی اقتصادی آن وقتی معتبر است که یا خودش به تنهایی , یا در مجموع برنامه ها ما را به هدف ث عدالت نزدیک کند, و الا اگر ما را از عدالت اجتماعی دور کند, فرض بر این که به رشد اقتصادی منتهی بشود کافی نیست )), (روزنامه رسالت , ۱۳۷۲/۳/۹).
متاسفانه دردولت بعد علی رغم فراغت از مشکلات دوران جنگ و سازندگی ، فرصت هشت ساله ای از انقلاب صرف مسائل و جنجالهای سیاسی بیهوده و حتی زیان آور گردید و مساله عدالت اجتماعی و مبارزه با فقر و تبعیض در برنامه های دولت و مجلس وقت جایگاه محسوسی نداشت .
ب - برخورد فیزیکی , مصادره و بازپس گیری اموال غاصبان و صاحبان ثروتهای نامشروع و بادآورده و قاطعیت در مبارزه با مفاسد اقتصادی و پرهیز از سیاسی و جناحی شدن این مسأله مهم . امام علی (ع ) دو اقدام مهم و انقلابی را سرلوحه ی اقدامات حکومت عدل ث خویش قرار دادند:
۱- مصادره و باز پس گیری اموال غاصبان.
۲- احیای سنت برابری و مساوات در بهره مندی از بیت المال.
حضرت آیت الله خامنه ای در این زمینه می فرمایند: ((... با قوانین لازم و تأمین امنیت قضائی در کشور بساط تجاوز و تعدی به حقوق مظلومان و دست اندازی به حیطه ی مشروع ث زندگی مردم , جمع شود...)), (حدیث ولایت , ج ۱, ص ۲۸۷).
و در فرمان مبارزه با فساد که در یازدهم اردیبهشت ماه ۱۳۸۰ خطاب به سران سه قوه صادر فرمودند بر این امر مهم تأکید نمودند که خود بیانگر, عزم , همدلی و همکاری قوای سه گانه با برنامه ریزی های دقیق و حساب شده برای ریشه کن کردن فساد و تحقق عدالت اجتماعی می باشد.
ج - پیشگیری از پیدایش ثروتها و ثروتمندان نامشروع جدید: یکی دیگر از راههای مبارزه با وجود بی عدالتی در جامعه , جلوگیری از روی آوردن و دلباختگی والیان و کارپردازان حکومتی به اندوختن ثروت و افزودن بر حجم دارایی خویش است در این راستا اهم اقدامات پیشگیرانه عبارتند از:
۱- اسوه و نمونه بودن مسؤولان حکومت برای دیگر کارگزاران : امام علی (ع ) می فرمایند: ((ان الله تعالی فرض علی ائمه العدل ان یقدروا انفسهم بضعفه الناس , کیلا یتبیذغ ب بالفقیر فقره ; خداوند بر امامان عدل فرض و واجب فرموده , خود را با اقشار ناتوان و محروم جامعه اندازه گیری کنند و زندگی خود را با آنان برابر نهند. تا تنگدستی فقیر, او را به هیجان نیاورد و موجب هلاکت و نابودی او نگردد)), (نهج البلاغه , خطبه ۲۰۹, ص ۳۲۵)
۲- زیر نظر گرفتن رفتار اقتصادی نزدیکان : حضرت علی (ع ) در فرازی از عهدنامه ی مالک اشتر, در این زمینه می فرمایند ((والی را نزدیکان و خویشاوندانی است که خوی برتری طلبی و گردن فرازی دارند و در داد و ستد, کمتر حاضر به رعایت انصافند, وظیفه ی تو, آن است که ریشه ی ستم چنین افرادی را قطع نمایی )), (نهج البلاغه , نامه ی ۵۳, ص ۴۴۱).
۳- بازرسی , نظارت , حراست و مراقبت دولتی و نظارت بر دارایی کارگزاران : حضرت آیت الله خامنه ای در این زمینه می فرمایند: ((باید در گزینش کارمندان دولت دقت لازم صورت گیرد و به دنبال گزینش ث خوبان , نظارت بر کار آنان نیز ضروری است , چون مقام و قدرت , غالبا اخلاق و رفتار مسؤولان را تغییر می دهد, بنابراین اگر بعد از گزینش حتی افراد پارسا و کاردان , از بالا بر عمل کرد آنان نظارت دقیقی نشود, ممکن است به تدریج تغییر رویه داده و به سبب سستی در انجام وظیفه موجب بی اعتمادی ملت نسبت به دستگاه حکومت اسلامی شوند...)), (فجر انقلاب در بهار قرآن , ص ۲۰۳ و ۲۰۵).
د - بالا بردن میزان آگاهی مردم : با بالا رفتن میزان آگاهی مردم , درک آنها از حقوقشان افزایش می یابد و بی عدالتی را نمی پذیرند و به انحای مختلف برای دستیابی به حقوقشان می کوشند از این طریق قشر متوسط گسترش و نقش آنها در تصمیم گیری های سیاسی افزایش می یابد.
ه - توجه جدی به گسترش و تثبیت ارزشهای اسلامی در جامعه : زیرا وجود ارزشهای اسلامی مانند ایمان , تقوا, تعهد و... موجب ایجاد و اجرای عدالت در سطح جامعه می شود قرآن کریم می فرماید ((اعدلوا هو اقرب للتقوی )), (مائده / ۸)
امام علی (ع ) نیز می فرماید: ((قد الزم نفسه العدل فکان اول عدله نفی الهوی ت عن نفسه ; هر که می خواهد به حهلیه عدل و داد آراسته شود می بایست هوا و هوسهای گوناگون را از خود دور کند)), (نهج البلاغه , خطبه ۸۷).
لذا برای مبارزه با بی عدالتی در جامعه , تحقق باوری عمیق , درونی ریشه دارد, عقلایی و مبتنی بر نظام ارزشی اسلام در مدیران جامعه - به معنی کسانی که در دستگاههای رسمی تقنینی , اجرایی , قضایی , نظامی , و انتظامی , آموزشی , فرهنگی و تبلیغی و نیز دستگاهها و نهادهای غیر رسمی ولی مؤثر جامعه نقش تعیین کننده , ایفا می کنند, لازم و ضروری می باشد و باید این نظام ارزشی در ۱- رفتار حقیقی و حقوقی مدیران ۲- ساختار کلان کشور ۳- برنامه های اجرایی , تبلور و تجلی یابد.
و - فراهم نمودن امکانات و شرایط و فرصتهای مساوی برای همه افراد جامعه از لحاظ تحصیلات , اشتغال , مسکن ; رفاه و... که در اصول متعددی از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران متبلور می باشد.
در هر صورت یکی از اهداف و محورهای اصلی نظام اسلامی اهتمام ویژه به بخشها و طبقات آسیب پذیر است و در این راستا برنامه های اساسی در دست اقدام دارد؛ البته طبیعی است که حصول نتایج و آثار این طرح ها از یک سو زمان بر بوده و از سوی دیگر باید به محدود بودن امکانات دولت، موانع تاریخی و ساختاری و... نیز توجه نمود.
به امید آن که با همت و همکاری تمامی مسؤولین و مردم عزیزمان نه تنها در هیچ کجای کشورمان شاهد مشکلات و تبعیض نباشیم بلکه کشوری آباد و پیشرفته در تمامی زمینه های مادی و معنوی داشته باشیم.

در ادامه جهت مطالعه بیشتر دو مقاله ارائه می شود :
یکم . برای‌ درک‌ عمیق‌ و علمی‌ اهمیت‌ این‌ آثار و نتایج‌، باید شرایط و فضای‌ داخلی‌ و بین‌المللی‌ زمان‌ رخداد انقلاب‌ را ترسیم ‌کرد و آن‌ را بازشناخت‌. گرچه‌ در این‌ مجال‌ نمی‌توان‌ به‌ تفصیل‌ به‌ تبیین‌ این‌ شرایط پرداخت‌، ولی‌ باید اشاره‌ کرد که‌ انقلاب‌اسلامی‌ ما، درخشش‌ نور معنویت‌، عدالت‌، آزادی‌، استقلال‌ و بازگشت‌ به‌ اسلام‌ بود که‌ در حاکمیت‌ مطلق‌ ماده‌گرائی‌ وحاکمیت‌ سرمایه‌داری‌ غربی‌ و سوسیالیسم‌ شرقی‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌. در حالی‌ که‌ استبداد وابسته‌ و فاسد داخلی‌ و نظام‌ دوقطبی‌بین‌المللی‌، مجال‌ هیچ‌ حرکت‌ مردمی‌ اصیل‌ و آزادیخواهانه‌ را باقی‌ نگذاشته‌ بود، معجزه‌ انقلاب‌ اسلامی‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌. لذابرای‌ بررسی‌ و ارزیابی‌ علمی‌ آثار انقلاب‌ باید به‌ مقایسه‌ پیامدهای‌ انقلاب‌ با شرایط پیش‌ از آن‌ پرداخت‌ تا ارزش‌ و اهمیت‌گام‌های‌ طی‌ شده‌، روشن‌ شود.
اهداف‌ انقلاب‌ اسلامی‌: حداقلی‌ یا حداکثری‌؟
هیچ‌کس‌ انکار نمی‌کند که‌ بنا بر تعریف‌ حداقلی‌ از انقلاب‌، انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ یک‌ انقلاب‌ کاملا موفق‌ بوده‌ است‌، زیرادر تعریف‌ حداقلی‌ از انقلاب‌، هر شورش‌ مردمی‌ که‌ به‌ تحول‌ در ساخت‌ قدرت‌ بیانجامد، انقلاب‌ خوانده‌ می‌شود.(۱) و روشن‌است‌ که‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ در سال‌ ۵۷، رژیم‌ شاهنشاهی‌ و خاندان‌ پهلوی‌ را ساقط کرد و نظام‌ سیاسی‌ نوینی‌ برپا نمود.بخصوص‌ که‌ در نظام‌ نوین‌، هیچ‌ اثر و رد پایی‌ از نخبگان‌ سیاسی‌ حاکم‌ در رژیم‌ سابق‌ به‌ چشم‌ نمی‌خورد و این‌ دگرگونی‌ وفروپاشی‌ بنحو کاملی‌ انجام‌ گرفت‌. ساختارها و نهادهای‌ امنیتی‌، نظامی‌ و سیاسی‌ رژیم‌ سابق‌، یا کلا از بین‌ رفت‌ و یادستخوش‌ تحول‌ و بازسازی‌ اساسی‌ قرار گرفت‌. بنابراین‌ در چارچوب‌ تعریف‌ حداقلی‌ از انقلاب‌، دستاورد انقلاب‌ کاملامنطبق‌ با خواسته‌ و هدف‌ آن‌ بوده‌ است‌.
اما حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ اندیشه‌پردازان‌ و رهبران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌، هرگز به‌ این‌ حداقل‌، قانع‌ نبودند و در تبیین‌ اهداف‌و آرمان‌های‌ انقلاب‌ بسیار فراتر از آن‌ می‌اندیشیدند و توده‌ مردم‌ نیز به‌ امید اهداف‌ و آرمان‌هایی‌ فراتر از سقوط رژیم‌ پهلوی‌گام‌ در میدان‌ انقلاب‌ نهادند. می‌توان‌ گفت‌ که‌ انقلاب‌ اسلامی‌، در چارچوب‌ تعریف‌ حداکثری‌ از انقلاب‌، شکل‌ گرفت‌ که‌براساس‌ آن‌، انقلاب‌ عبارتست‌ از: یک‌ حرکت‌ مردمی‌ در جهت‌ تغییر سریع‌ و بنیانی‌ در ارزش‌ها و باورهای‌ مسلط، نهادهای‌سیاسی‌، ساختارهای‌ اجتماعی‌، رهبری‌، روش‌ها و فعالیت‌های‌ حکومتی‌ یک‌ جامعه‌ توأم‌ با خشونت‌ داخلی‌.(۲)
اهداف‌ اساسی‌ انقلاب‌ اسلامی‌:
انقلاب‌ اسلامی‌ سال‌ ۱۳۵۷ نیز نه‌ تنها برای‌ ساقط کردن‌ و فروپاشی‌ رژیم‌ پهلوی‌، که‌ بمنظور استقرار نظام‌ سیاسی‌ اسلام‌ وبنا نهادن‌ ساختارهای‌ اجتماعی‌، اقتصادی‌ و فرهنگی‌ نوین‌ در چارچوب‌ ارزش‌ها و احکام‌ اسلامی‌ شکل‌ گرفت‌. بنابراین‌ برای‌ارزیابی‌ میزان‌ انطباق‌ دستاوردها و نتایج‌ با اهداف‌ و آرمان‌ها، باید از این‌ دیدگاه‌ به‌ مسئله‌ پرداخت‌.
اسلامی‌ بودن‌ انقلاب‌ سال‌ ۵۷ ایران‌ بدین‌ معنی‌ است‌ که‌: آرمان‌ها و اهداف‌ نهائی‌ این‌ انقلاب‌، تحقق‌ اهداف‌ و آرمان‌های‌اسلام‌ است‌. اسلام‌ به‌ عنوان‌ یک‌ دین‌ جامع‌ و کارآمد، همه‌ عرصه‌های‌ فردی‌ و اجتماعی‌ انسان‌ را، متناسب‌ با اهداف‌ عالی‌خلقت‌ او، که‌ رسیدن‌ به‌ مرتبه‌ خلافت‌ الهی‌ و حرکت‌ در مسیر کمال‌ مطلق‌ است‌ مد نظر قرار داده‌ است‌. اصول‌ کلی‌ ساختارهاو ارزش‌های‌ حاکم‌ بر زندگی‌ را، تبیین‌ کرده‌ است‌. همین‌ دیدگاه‌ درباره‌ اسلام‌ بود که‌ مبنای‌ نظری‌ و اعتقادی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ راشکل‌ می‌داد.(۳ ) اگر بخواهیم‌ اهداف‌ انقلاب‌ اسلامی‌ را فهرست‌ کنیم‌، باید فهرستی‌ از اهداف‌ و آرمان‌های‌ اجتماعی‌ اسلام‌ رادر عرصه‌های‌ سیاسی‌، فرهنگی‌ و اقتصادی‌ ارائه‌ دهیم‌.
عناوین‌ برجسته‌ و اساسی‌ این‌ فهرست‌ عبارت‌ است‌ از:
ـ استقرار عدالت‌ به‌ معنی‌ گسترده‌ و عمیق‌ آن‌ در عرصه‌های‌ اقتصادی‌، سیاسی‌، قضایی‌، و ...
ـ پرورش‌ عقلی‌ و فکری‌ افراد جامعه‌ و رشد علمی‌ در همه‌ ابعاد مورد نیاز.
ـ تربیت‌ و رشد معنوی‌ و ریشه‌دار شدن‌ ارزش‌های‌ اخلاقی‌ و انسانی‌ در افراد جامعه‌.
ـ آبادانی‌ و پیشرفت‌ اقتصادی‌ برای‌ تأمین‌ رفاه‌ عمومی‌ و ریشه‌کن‌ شدن‌ فقر و محرومیت‌.
ـ احیاء و اجرای‌ حدود و مقررات‌ الهی‌ برای‌ زمینه‌سازی‌ حیات‌ معنوی‌ و فضای‌ مناسب‌ تعالی‌ انسان‌.
ـ گسترش‌ اندیشه‌ توحیدی‌ و الهی‌ در سطح‌ جهان‌ بمنظور آشنایی‌ جهانیان‌ با اندیشه‌ها و ارزش‌های‌ متعالی‌ اسلام‌.
ـ و بالاخره‌، فراهم‌ آوردن‌ زمینه‌های‌ مادی‌ و معنوی‌ سعادت‌ دنیوی‌ و اخروی‌ افراد جامعه‌.
همین‌ اهداف‌ و آرمان‌ها است‌ که‌ به‌ عنوان‌ وظایف‌ اساسی‌ دولت‌ جمهوری‌ اسلامی‌ ایران‌ در قانون‌ اساسی‌، بیان‌شده‌ است‌.۴
شرایط لازم‌ برای‌ تحقق‌ اهداف‌ انقلاب‌:
قطعا تحقق‌ این‌ اهداف‌ کلان‌ و بلند، مستلزم‌ تمهیدات‌ و مقدماتی‌ است‌ که‌ عدم‌ توجه‌ بدان‌، موجب‌ بروز انتظارات‌ وتوقعات‌ دور از دسترس‌ و غیرواقع‌بینانه‌ می‌گردد. آنچه‌ برای‌ تحقق‌ این‌ اهداف‌ کلان‌ ضروری‌ است‌، عبارت‌ است‌ از:
۱) چارچوب‌ نظری‌ روشن‌ و شفاف‌ در مورد نگرش‌ اسلامی‌ به‌ ابعاد و جنبه‌های‌ مختلف‌ جامعه‌ و ارزش‌ها و روش‌های‌لازم‌الاتباع‌ در جامعه‌ اسلامی‌ است‌.
۲) طراحی‌ و تدوین‌ نظام‌های‌ قابل‌ اجرا در عرصه‌های‌ تربیتی‌، فرهنگی‌، اقتصادی‌، قضائی‌، سیاسی‌، و ... متناسب‌ بااقتضائات‌ و نیازهای‌ عینی‌ و محدودیت‌ها و امکانات‌ جامعه‌ است‌.
۳) ایجاد ساختار کلان‌ مطلوب‌ و قوانین‌، قواعد و روش‌های‌ متناسب‌ با آن‌.
۴) تربیت‌ نیروی‌ انسانی‌ کارآمد و کارساز برای‌ اجرا و تحقق‌ این‌ اهداف‌.
پس‌ از تمهید و آماده‌سازی‌ این‌ مقدمات‌، نوبت‌ به‌ تدوین‌ برنامه‌های‌ عملیاتی‌ و اجرائی‌ مناسب‌ می‌رسد که‌ فعالیت‌هماهنگ‌ و متوازن‌ مجموعه‌ نیروها و بخش‌های‌ دست‌اندرکار امور جامعه‌ را برای‌ اجرای‌ آن‌ برنامه‌ها می‌طلبد.
بدیهی‌ است‌ طی‌ شدن‌ این‌ فرآیند، به‌ سادگی‌ و بدون‌ چالش‌های‌ نظری‌ و عملی‌ و بکارگیری‌ شیوه‌ آزمون‌ و خطا، میسرنخواهد بود و تازه‌ این‌ در صورتی‌ است‌ که‌ جامعه‌ در شرایط متعادل‌ و طبیعی‌ قرار داشته‌ و موانع‌ بیرونی‌ و درونی‌ مخالف‌ ومتضاد با این‌ فرایند، بر سر راه‌ نباشد. اما این‌ فرآیند از کجا می‌تواند آغاز شود؟ آیا در زمان‌ استقرار نظام‌ شاهنشاهی‌ و باوجود سلطه‌ بیگانه‌ بر کشور و حاکمیت‌ استبدادی‌ وابسته‌ و فاسد رژیم‌ پهلوی‌ اساسا چنین‌ فرآیندی‌ قابل‌ طرح‌ است‌؟ آیانخبگان‌ و علماء و روشنفکران‌ متعهد و دلسوز فرصت‌ و اجازه‌ پیدا می‌کنند که‌ این‌ فرآیند را ارائه‌ کنند؟ چه‌ رسد به‌ اینکه‌بخواهند بطور جدی‌ و عملی‌، مقدمات‌ اجرای‌ آن‌ را فراهم‌ سازند در شرایط سال‌های‌ قبل‌ از ۵۷ جامعه‌ ما، بزرگ‌ترین‌ وریشه‌دارترین‌ مانعی‌ که‌ بر سر راه‌ آغاز این‌ فرآیند قرار داشت‌، رژیم‌ پهلوی‌ و چارچوب‌ سلطنت‌ استبدادی‌ بود، که‌ فروپاشی‌ وسقوط آن‌، شرط لازم‌ ـ و البته‌ نه‌ تنها شرط کافی‌ ـ برای‌ آغاز این‌ فرآیند شمرده‌ می‌شد. بنابراین‌ اولین‌ گام‌ انقلاب‌ سال‌ ۵۷، که‌بگونه‌ای‌ اعجازآمیز و در اوج‌ ناباوری‌ دوست‌ و دشمن‌ به‌ ثمر نشست‌، برداشتن‌ بزرگ‌ترین‌ مانع‌ از سر راه‌ فرآیند تحقق‌ آرمان‌اساسی‌ انقلاب‌ بود.
اولین‌ دستاورد مهم‌ انقلاب‌:
اگر خواسته‌ها و وعده‌های‌ اساسی‌ انقلابیون‌ و رهبران‌ فکری‌ و سیاسی‌ انقلاب‌ را در دو دسته‌ کلی‌ وعده‌های‌ آنی‌، عاجل‌ وزودآمد و وعده‌های‌ آتی‌، آجل‌ و دیرآمد تقسیم‌ کنیم‌، می‌بینیم‌ که‌ اولین‌ خواسته‌ عاجل‌ توده‌ مردم‌ انقلابی‌ کاملا و به‌ سرعت‌تحقق‌ پیدا کرد که‌ سقوط رژیم‌ پهلوی‌ بود. نگاهی‌ به‌ خاطرات‌ سردمداران‌ رژیم‌ پهلوی‌ و عناصر بیگانه‌ حامی‌ آنان‌ و همچنین‌مروری‌ بر دیدگاه‌های‌ شخصیت‌های‌ برجسته‌ انقلاب‌ بویژه‌ رهبر فقید و بنیانگذار انقلاب‌ اسلامی‌، نشان‌ می‌دهد که‌ سقوطرژیم‌ پهلوی‌ تا چه‌ اندازه‌ برای‌همه‌ مهم‌، اعجاب‌انگیز و غیرمنتظره‌ بوده‌ است‌.
البته‌ از دیدگاه‌ ما، این‌ گام‌، تنها «رفع‌ مانع‌» شمرده‌ می‌شود و گام‌ نخست‌، ولی‌ این‌ دیدگاه‌، به‌ هیچ‌وجه‌ از اهمیت‌ و ارزش‌ آن‌نمی‌کاهد. فروپاشی‌ رژیمی‌ که‌ بر مبنای‌ ریشه‌های‌ چند صد ساله‌، بلکه‌ ۲۵۰۰ ساله‌ اندیشه‌ و فرهنگ‌ سیاسی‌ شاه‌مدارانه‌شکل‌ گرفته‌ و با بیش‌ از نیم‌ قرن‌ سابقه‌ حکومت‌ و تکیه‌ بر حمایت‌ها و هدایت‌های‌ فکری‌ و مادی‌ بلوک‌ غرب‌، پایه‌های‌ خودرا مستحکم‌ ساخته‌ بود و به‌ ظاهر، هیچ‌ بحران‌ سیاسی‌ و اقتصادی‌ و یا نظامی‌ آن‌ را تهدید نمی‌کرد، امر ساده‌ای‌ نیست‌.
همین‌ واقعیت‌ است‌ که‌ همه‌ تحلیلگران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ در سال‌ ۵۷ را به‌ شگفتی‌ افکنده‌ که‌ در اظهارات‌ و نوشته‌های‌آنان‌ به‌ صراحت‌ و روشنی‌ دیده‌ می‌شود.
ما از هر زاویه‌ای‌ که‌ رویدادهای‌ پس‌ از سال‌ ۵۷ را تحلیل‌ کنیم‌ و حتی‌ در صورتی‌ که‌ جهت‌گیری‌ها و روند امور را ـ پس‌ ازپیروزی‌ ۲۲ بهمن‌ سال‌ ۵۷ ـ انحرافی‌ و غلط بدانیم‌، باز هم‌ چیزی‌ از اهمیت‌ و ارزش‌ این‌ دستاورد کم‌ نمی‌شود و نفس‌ سقوطرژیم‌ پهلوی‌، هدف‌ عاجل‌ و زودآمدی‌ بود که‌ تحقق‌ آن‌ را به‌ هیچ‌وجه‌ نمی‌توان‌ انکار کرد. البته‌ گذشت‌ زمان‌، ممکن‌ است‌توجه‌ بالفعل‌ و برجستگی‌ موضوع‌ را در ذهنیت‌ عمومی‌ جامعه‌ کاهش‌ دهد، ولی‌ در بررسی‌ علمی‌ و واقع‌بینانه‌ موضوع‌، ازاهمیت‌ آن‌ و نقش‌ حقیقی‌ این‌ رخداد، چیزی‌ کم‌ نمی‌کند. آیا گذشت‌ بیش‌ از دو قرن‌ از انقلاب‌ ۱۷۸۹ فرانسه‌، می‌تواند اهمیت‌و نقش‌ شگرف‌ آن‌ را در تحولات‌ بعدی‌ اروپا و جهان‌، کاهش‌ دهد؟ به‌ فرض‌ که‌ در ذهنیت‌ عمومی‌ جهانیان‌ این‌ رویدادبرجستگی‌ خود را از دست‌ داده‌ باشد.
برای‌ درک‌ اهمیت‌ این‌ رویداد ـ یعنی‌ سقوط رژیم‌ پهلوی‌ در سال‌ ۵۷ ـ کافی‌ است‌ که‌ مروری‌ بر تحولات‌ اجتماعی‌کشورمان‌ از یکصد سال‌ قبل‌ از آن‌ داشته‌ باشیم‌: نهضت‌ مبارزه‌ با امتیاز تنباکو، نهضت‌ مشروطیت‌، مبارزات‌ منطقه‌ای‌ و محلی‌با سلطه‌ نوین‌ استعمار انگلیس‌ برای‌ احیاء دستاوردهای‌ مشروطیت‌، نهضت‌ ملی‌ شدن‌ صنعت‌ نفت‌ و مبارزات‌ سال‌های‌ ۳۹تا ۴۲، تلاش‌ها و مجاهدت‌های‌ گسترده‌ و طاقت‌فرسائی‌ بود که‌ از حدود سال‌های‌ ۱۲۶۰ ـ حدود صد سال‌ قبل‌ از پیروزی‌انقلاب‌ ۵۷ ـ برای‌ محدود کردن‌ سلطه‌ استبدادی‌ و استعماری‌ حاکم‌ بر کشور ما جریان‌ داشته‌ و هیچکدام‌ هم‌ نتوانست‌ضربه‌ای‌ اساسی‌ و کاری‌ بر آن‌ وارد سازد. در حقیقت‌ انقلاب‌ اسلامی‌ سال‌ ۵۷ شجره‌ خبیثه‌ای‌ را که‌ مبارزات‌ پیگیر و نفس‌گیرملت‌ ما برای‌ مقابله‌ با شاخه‌ها و میوه‌های‌ تلخ‌ آن‌ سامان‌ یافته‌ بود، از ریشه‌ برکند و رشته‌های‌ وابستگی‌ و ذلتی‌ را که‌ به‌ دست‌ وپای‌ ملت‌ ما تنیده‌ و تا اعماق‌ حیات‌ اجتماعی‌ آن‌ نفوذ کرده‌ بود، از هم‌ گسست‌.
یادآوری‌ و تأکید مجدد بر این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ سقوط رژیم‌ پهلوی‌ ـ با همه‌ اهمیت‌ و نقش‌آفرینی‌ ـ تنها به‌ عنوان‌ «رفع‌مانع‌» از سر راه‌ فرآیندی‌ تلقی‌ می‌شود که‌ مراحل‌ پیش‌گفته‌ را برای‌ نزدیک‌ شدن‌ به‌ آرمان‌ غایی‌ و بلند انقلاب‌، ممکن‌می‌سازد. اما برای‌ توفیق‌ این‌ فرآیند، چه‌ دستاوردی‌ تاکنون‌ داشته‌ایم‌؟
دومین‌ دستاورد اساسی‌ و بنیادی‌:
استقرار نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ و تدوین‌ مبنای‌ حقوقی‌ و قانونی‌ حرکت‌ ملت‌ ایران‌ ـ یعنی‌ قانون‌ اساسی‌ جمهوری‌ اسلامی‌ایران‌ ـ گام‌ مهم‌ دیگری‌ بوده‌ است‌ که‌ مسیر حرکت‌ نظام‌ را تعریف‌ کرده‌ و در دو دهه‌ پس‌ از نخستین‌ پیروزی‌، چارچوب‌ رفتاراجتماعی‌ جامعه‌ ما را تنظیم‌ کرده‌ است‌. تجربه‌ فراهم‌ آمده‌ از تعاملات‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ دوران‌ پس‌ از انقلاب‌، برای‌ ملتی‌ که‌تازه‌ می‌خواهد خود زمام‌ خویش‌ را در دست‌ داشته‌ باشد و با افت‌ و خیز و آزمون‌ و خطا پس‌ از دوران‌های‌ طولانی‌ تحمل‌نظام‌های‌ فاسد، استبدادی‌ و وابسته‌، روی‌ پای‌ خود بایستد و سرنوشت‌ خود را رقم‌ بزند، دستاورد ارزشمندی‌ است‌ که‌ نبایدآن‌ را ناچیز شمرد. قبلا اشاره‌ شد که‌ طی‌ فرآیند رسیدن‌ به‌ آرمان‌ اساسی‌ و نهایی‌ انقلاب‌ اسلامی‌، کاری‌ ساده‌ و سهل‌ نیست‌.تعمیق‌ و تثبیت‌ پایه‌های‌ اعتقادی‌ به‌ نظام‌ بینشی‌ اسلام‌، طراحی‌ و تدوین‌ نظام‌های‌ کارآمد در عرصه‌های‌ مختلف‌، ایجاد واصلاح‌ ساختار کلان‌ مطلوب‌، پرورش‌ و رشد نیروی‌ انسانی‌ کارآمد و تدوین‌ برنامه‌های‌ عملیاتی‌ متناسب‌ با نیازهای‌ جامعه‌ وهماهنگی‌ و توازن‌ نیروهای‌ اجتماعی‌ برای‌ طی‌ این‌ فرآیند، هدفی‌ ارزشمند و دیریاب‌ است‌.
تحقق‌ عینی‌ این‌ اهداف‌ کلان‌، بیش‌ از همه‌ به‌ رشد فرهنگی‌ و فکری‌ جامعه‌ و علم‌ و تجربه‌ مدیریتی‌ در سطوح‌ گوناگون‌اداره‌کننده‌ جامعه‌ و به‌ همدلی‌، اخلاص‌، یقین‌، و خودباوری‌ فردی‌ و جمعی‌ نیاز دارد که‌ هر اندازه‌ این‌ زمینه‌ها فراهم‌ شود، درروند آن‌ فرآیند، سرعت‌ و پیشرفت‌ بیشتری‌ ملاحظه‌ خواهد شد.
سایر دستاوردها:
علاوه‌ بر این‌ دو دستاورد مهم‌ و بنیادین‌، انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ پیامدها و نتایج‌ مبارک‌ دیگری‌ هم‌ داشته‌ است‌ که‌ هر کدام‌بنوبه‌ خود، از اهمیت‌ بسیاری‌ برخوردار است‌.
این‌ پیامدها عبارت‌ است‌ از:
ـ ایجاد امید و نشاط در ملت‌های‌ ستمدیده‌ و بخصوص‌ مسلمانان‌ مستضعف‌ و در بند رژیم‌های‌ وابسته‌ و استبدادی‌، برای‌حرکت‌ و تلاش‌ و مجاهدت‌ در راه‌ مبارزه‌ با ستمگران‌ و مستکبران‌.
ـ تغییر و چرخش‌ اساسی‌ در جهت‌گیری‌ها و سیاست‌های‌ اقتصادی‌، فرهنگی‌، اجتماعی‌ و سیاسی‌ کشور در راستای‌استقرار عدالت‌ و تأمین‌ منافع‌ مردم‌ و بخصوص‌ محرومان‌ و نیازمندان‌.
ـ تأمین‌ استقلال‌ سیاسی‌ در سیاست‌ و روابط خارجی‌ و اعمال‌ حق‌ حاکمیت‌ ملی‌ و قطع‌ طمع‌ استعمارگران‌ و از بین‌ بردن‌نقاط اساسی‌ نفوذ و تأثیرگذاری‌ آنان‌ بخصوص‌ در دستگاه‌ها و مراکز مهم‌ تصمیم‌گیری‌ و اجرا.
ـ مبارزه‌ با انحطاط و ابتذال‌ فرهنگی‌ و زمینه‌سازی‌ برای‌ رشد استعدادها و ظرفیت‌های‌ هنری‌ و فرهنگی‌ اصیل‌ و ریشه‌دارایرانی‌ ـ اسلامی‌ و احیاء هویت‌ ملی‌ مردم‌ ما.
ـ به‌ فعلیت‌ رساندن‌ بنیه‌ و اقتدار ملت‌ ایران‌ و بسیج‌ آن‌ در جهت‌ دفاع‌ از میهن‌ اسلامی‌ و حیثیت‌ ملی‌، که‌ در دوران‌ ۸ ساله‌دفاع‌ مقدس‌ برجستگی‌ و نقش‌ خود را نشان‌ داد.
ـ آغاز خودباوری‌ علمی‌ و ورود به‌ مرحله‌ >تولید دانش‌< به‌ جای‌ مصرف‌کنندگی‌ محض‌ و تلاش‌ برای‌ جهش‌ علمی‌ درعرصه‌های‌ مختلف‌.
ـ ارائه‌ خدمات‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ به‌ مناطق‌ و اقشار محروم‌ و فراموش‌ شده‌ جامعه‌ و کاهش‌ جمعیت‌ زیر خط فقر وارتقای‌ سطح‌ زندگی‌ و رفاه‌ عمومی‌ جامعه‌، علی‌رغم‌ مشکلات‌ و نارسایی‌های‌ مادی‌ و مدیریتی‌ که‌ بطور طبیعی‌ بر اثر تغییرنظام‌ سیاسی‌ رخ‌ می‌دهد.
ـ ایجاد یک‌ جبهه‌ قدرتمند در مبارزه‌ با یکه‌تازی‌های‌ استکبار جهانی‌ به‌ عنوان‌ پشتوانه‌ معنوی‌ و مادی‌ ملت‌های‌ آزادیخواه‌و مبارز.
و بالاخره‌ طرح‌ ادعای‌ پی‌ریزی‌ تمدن‌ نوین‌ مبتنی‌ بر ارزش‌ها و آموزه‌های‌ اسلامی‌ با ارائه‌ دیدگاه‌ها و راه‌کارهای‌ جدید وجذاب‌ برای‌ همه‌ جهانیان‌، که‌ نمود سیاسی‌ آن‌، نظام‌ مردم‌سالار دینی‌ در قالب‌ جمهوری‌ اسلامی‌ است‌ که‌ در طول‌ ۲۳ سال‌گذشته‌ با تعمیق‌ و ریشه‌داری‌ خود، کارآیی‌ و کارآمدی‌ خود را در بوته‌ تجربه‌ نشان‌ داده‌ است‌.
نیم‌نگاهی‌ به‌ آینده‌:
البته‌ همانگونه‌ که‌ در آغاز اشاره‌ شد، اهداف‌ انقلاب‌ اسلامی‌ ایران‌ هرگز به‌ این‌ دستاوردها و نتایج‌ محدود نبوده‌ است‌ وبنابراین‌ برای‌ تحقق‌ همه‌جانبه‌ آرمان‌های‌ انقلاب‌، تلاش‌ و مجاهدت‌ و تدبیر فزاینده‌ و مستمری‌ لازم‌ است‌.
قطع? پیشرفت‌ بیشتر جامعه‌ ما در جهت‌ تحقق‌ اهداف‌ انقلاب‌ که‌ همان‌ اهداف‌ و آرمان‌های‌ اسلام‌ است‌ ـ مستلزم‌ فراهم‌کردن‌ هر چه‌ بیشتر شرایط آن‌ می‌باشد. حرکتی‌ که‌ جامعه‌ ما تا امروز داشته‌ است‌، حاصل‌ و برآیند واقعی‌ مجموعه‌ قوت‌ها وضعف‌های‌ جامعه‌ ما است‌. بدیهی‌ است‌ ملتی‌ که‌ پس‌ از طی‌ دوران‌های‌ طولانی‌ حاکمیت‌ استبداد و نفوذ استعمار، اکنون‌ راه‌ناآزموده‌ اداره‌ امور و حاکمیت‌ بر سرنوشت‌ اجتماعی‌ خود را تجربه‌ می‌کند، نمی‌تواند بدون‌ افت‌ و خیز، و مبرای‌ از هیچ‌ خطاو کاستی‌، به‌ اهداف‌ خود نزدیک‌ شود. بخصوص‌ ملت‌ ما که‌ به‌ دلیل‌ پایبندی‌ به‌ اصول‌ اساسی‌ اسلام‌ و آرمان‌های‌ انقلاب‌اسلامی‌، هرگز نخواسته‌ است‌ بیراهه‌های‌ ساده‌ و آسان‌ را بر راه‌ درست‌ ولی‌ دشوار و اصیل‌ خود ترجیح‌ دهد و یا اهداف‌ خودرا بخاطر فشارها و توطئه‌های‌ استعماری‌ قدرت‌های‌ بزرگ‌، قربانی‌ نماید. درستی‌ راه‌ حق‌، با گذشت‌ زمان‌ روشن‌تر می‌شود وتجربه‌های‌ اندوخته‌ شده‌ همراه‌ با اندیشه‌های‌ صیقل‌ خورده‌ و شفاف‌ اسلام‌ ناب‌ محمدی‌ (ص‌) و ریشه‌های‌ استحکام‌ یافته‌نظام‌ مردم‌سالار برآمده‌ از متن‌ انقلاب‌ اسلامی‌، راه‌ آینده‌ را روشن‌تر و مطمئن‌تر می‌سازد و سرعت‌ حرکت‌ را افزایش‌می‌دهد. البته‌ این‌ گمان‌ خام‌ و ساده‌لوحانه‌ای‌ است‌ که‌ جامعه‌ای‌ بدون‌ مشکل‌ و چالش‌ را در زمان‌ غیبت‌ «یار»، انتظار بریم‌،ولی‌ آنچه‌ مهم‌ است‌ نزدیک‌ شدن‌ به‌ اهداف‌ و آرمان‌ها، و توفیق‌ روزافزون‌ جامعه‌ برای‌ ایفای‌ وظایف‌ و مسئولیت‌هایی‌ است‌که‌ به‌ آماده‌ شدن‌ جان‌ و جهان‌، برای‌ پذیرش‌ «دولت‌ یار» و حضور در دوران‌ ظهور می‌انجامد ... که‌ انتظار حقیقی‌ نیزهمین‌ است‌ ...۵
پایان‌ کلام‌:
آنچه‌ پشتوانه‌ استمرار و تعمیق‌ و تعالی‌ این‌ حرکت‌ بنیادین‌ است‌، ظرفیت‌ نامحدود «اسلام‌» و منابع‌ عمیق‌ و غنی‌ اسلامی‌ ونیز استعداد و شایستگی‌های‌ نسل‌ جدیدی‌ است‌ که‌ با دلبستگی‌ به‌ این‌ آرمان‌ها و با آمادگی‌ مضاعفی‌ نسبت‌ به‌ نسل‌ انقلاب‌،کمر همت‌ برای‌ تکمیل‌ و تکامل‌ انقلاب‌ بسته‌ و در عرصه‌ تحولات‌ جامعه‌، حاضر و نقش‌آفرین‌ است‌.
هر نسلی‌ به‌ رسالت‌ و مسئولیت‌ خود باید بیاندیشد و حاصل‌ تلاش‌ خود را بر پایه‌های‌ استوار پیشین‌ بیافزاید و کاستی‌ها وخلاها را در حد ظرفیت‌ خود جبران‌ کند تا جامعه‌ سیر تکاملی‌ خود را طی‌ نماید:
«تلک‌ امه‌ قد خلت‌ لها ما کسبت‌ و لکم‌ ما کسبتم‌»۶
منابع‌ و ماخذ (برای‌ مطالعه‌ بیشتر):
۱. محمدباقر حشمت‌زاده‌، چارچوبی‌ برای‌ تحلیل‌ و شناخت‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در ایران‌، مؤسسه‌ فرهنگی‌ دانش‌ واندیشه‌ معاصر، تهران‌، ۱۳۷۸.
۲. نیکی‌ آرکدی‌، ریشه‌های‌ انقلاب‌ ایران‌، ترجمه‌ عبدالرحیم‌ گواهی‌، دفتر نشر فرهنگ‌ اسلامی‌، تهران‌، ۱۳۷۵.
۳. علی‌ ذوعلم‌، انقلاب‌ و ارزش‌ها، پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشه‌ اسلامی‌، تهران‌، ۱۳۷۹.
۴. علی‌ ذوعلم‌ (به‌ کوشش‌)، جرعه‌ جاری‌ (مجموعه‌ مقالات‌)، پژوهشگاه‌ فرهنگ‌ و اندیشه‌ اسلامی‌، تهران‌، ۱۳۷۷.
۵. نعمت‌الله باوند

دوم. گذری بر دستاوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی :


نگاهی واقع بینانه و منصفانه به واقعیات کنونی جامعه ما و مقایسه آن با وضعیت قبل از انقلاب و سایر کشورهای مشابه، بیانگر این حقیقت است که نظام اسلامی علی رغم وجود موانع و محدودیت های تاریخی و ساختاری داخل و بین المللی و مشکلات ناشی از وقوع انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و ... دستاوردها و نتایج بسیار مثبت و چشمگیری در عرصه های مختلف؛ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، علمی و تکنولوژیکی، نظامی و... داشته است ولی متأسفانه چند عامل باعث شده که به این دستاوردها کمتر توجه شود از جمله:
۱. کم توجهی بخش های دولت به عدالت اجتماعی و توزیعی.
۲. وجود مشکلات و معضلات در بخش هایی از جامعه.
۳. هجوم گسترده مخالفین داخلی و خارجی نظام در جهت ناموفق جلوه دادن انقلاب اسلامی ایران و در نتیجه دلسرد و مأیوس نمودن مردم از پشتیبانی وحمایت انقلاب اسلامی در داخل و الگو قرار نگرفتن انقلاب اسلامی برای سایر کشورها و نهضت های اسلامی و رهایی بخشی در بعد بین المللی.
۴. مشکلات و رقابت های ناسالم جناحی که متأسفانه برای تخریب جناح حاکم در بخش های مختلف، دست به بزرگ نمایی مشکلات و عدم توجه به دستاوردها و موفقیت ها می زنند.
۵. عدم اطلاع رسانی شفاف واقع بینانه و منصفانه توسط مطبوعات و رسانه ها.
در ادامه جهت آشنایی شما با برخی از دستاوردهای انقلاب اسلامی ابتدا مقاله ای تحت عنوان «کارآمدی انقلاب اسلامی (مروری بر دستاوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی)، مجله معرفت ؛ علیرضا محمدی، ش ۸۹، ص ۱۱۱ » ارائه می شود و سپس چند منبع مفید در این زمینه معرفی می گردد:
مروری بر دستاوردهای اقتصادی انقلاب اسلامی
اشاره
یکی از موضوعات اساسی که همواره در حوزه انقلاب ها مورد مطالعه قرار می گیرد مربوط به کارآمدی آن ها در دست یابی به اهداف و آرمان هایشان است و به مسائل پس از پیروزی انقلاب و دستاوردها و نتایج آن می پردازد. این پرسش حسّاس ترین و کاربردی ترین مسئله ای است که به طور وسیع و عمیق در عرصه جامعه و در بین دولت و ملت، موافقان و مخالفان در داخل و خارج طرح می شود.

مسلّما چنین بحثی در مورد انقلاب اسلامی ـ بخصوص با توجه به ماهیت ایدئولوژیک آن ـ هم موضوعیت دارد و حتی ضرورت، و اینک با گذشت ربع قرن از استقرار نظام جمهوری اسلامی ـ که اولین و مهم ترین ثمره انقلاب اسلامی و تداوم فرایند آن تلقّی می شود ـ این پرسش برای همگان مطرح است: انقلاب اسلامی که دولت سراپا ظلم، ستم و تبعیض شاهنشاهی را برانداخت و جمهوری اسلامی را با هدف گسترش عدالت، معنویت و تأمین سعادت مادی و معنوی آحاد جامعه مستقر نمود، آیا در عمل توانسته است به اهداف خود دست یابد؟ بخصوص نسل جوان جامعه می پرسند: انقلاب اسلامی چه آثار و دستاوردهای مثبتی برای ایران داشته و چه تحوّلاتی در کشور به وجود آورده است؟ این نسل که خود شخصا نظام پیشین را تجربه نکرده و شاید به صورت دقیق نداند که چرا نسل قبل از آن ها انقلاب کرده، به صورت طبیعی وضعیت موجود نظام را با انتظارات، توقّعات و آرمان های خود یا وضعیت مادی زندگی غرب و الگوهای وارداتی می سنجد و در این میان، آثار و نتایج مادی و اقتصادی انقلاب بیش از سایر دستاوردها مورد توجه او قرار می گیرند. از این رو، تبیین دقیق دستاوردهای انقلاب اسلامی و میزان کارآمدی و موفقیت آن نقش مهمی در تحکیم پایه های مردمی نظام و حفظ و تداوم آن دارد.
اهمیت این قضیه آنجاست که اگر اکثریت مردم به این نتیجه برسند که در مجموع، انقلاب اسلامی دستاوردهای مثبتی داشته و مسیر نظام به سوی پیشرفت و ترقّی مادی و معنوی دشوار است، از تداوم و توسعه آن حمایت می کنند. اما اگر استنتاج و استنباط عموم، بخصوص جوانان، برخلاف این باشد باید در انتظار انواع بحران ها بود.۱
از این رو، لازم است تا کارآمدی و نتایج انقلاب اسلامی، به طور عالمانه و منصفانه و با به کارگیری روش های علمی و منطقی مورد تبیین و ارزیابی قرار گیرد.
تعریف «کارآمدی»
اصطلاح «کارآمدی» بیشتر در سه قلمرو مدیریت، اقتصاد و سیاست کاربرد دارد و در فرهنگ علوم سیاسی، این اصطلاح به اثربخشی، نفوذ، کفایت، قابلیت و لیاقت معنا می شود. در تعریفی دیگر، «کارآمدی» با کارآیی مترادف گرفته شده و این گونه تعریف گردیده است: قابلیت و توانایی رسیدن به هدف های تعیین شده و مشخص. سنجش مقدار کارآیی از طریق مقایسه مقدار استاندارد با هدف یا مقدار کیفیتی که عملا به دست آمده است صورت می گیرد؛ مثلا، تولید واقعی با تولید مورد هدف و یا زمان مصرف شده با زمان پیش بینی شده مقایسه می شوند.۲
از دیدگاه سیمور لیپست، «کارآمدی» عبارت است از: تحقق عینی یا توان نظام در تحقق کارکردهای اساسی یک حکومت، به گونه ای که اکثریت مردم و گروه های قدرتمند درون نظام آن را عینا مشاهده کنند.۳
از مجموع تعاریف متعددی که در این زمینه وجود دارند، می توان «کارآمدی» را به معنای «موفقیت در تحقق اهداف با توجه به امکانات و موانع» تعریف نمود. از این رو، کارآمدی هر پدیده براساس سه شاخصه «اهداف»، «امکانات» و «موانع» آن پدیده مشخص می گردد. هر قدر پدیده ای با توجه به سه شاخصه مذکور در تحقق اهدافش موفق تر باشد، به همان مقدار کارآمدتر است.
نظریه های عمده در باب کارآمدی
نظریه «توفیق»: در این نظریه، با ملاک رسیدن به اهداف، می توان کارآمدی نظام ها را سنجید.
نظریه «رضایت»: در این نظریه، بدون توجه به توانایی حکومت در تحقق اهداف، تنها به این وجه توجه می شود که حکومت تا چه حد توانسته است رضایت مجموعه کسانی را که با آن ها ارتباط دارد جلب کند. در این رویکرد، هر مقدار که حکومت بتواند رضایت مردم را بیشتر جلب کند، کارآمدتر تلقّی می شود.
نظریه «تکلیف مداری»: این نظریه با دو رویکرد مزبور تعارضی ندارد، ولی فراتر از آن ها، به مسئله کارآمدی نگاه می کند؛ به این معنا که کارآمدی یک نظام با میزان تعهد و التزام حکومت به تکالیف شرعی موردنظر جامعه سنجیده می شود. در واقع، هر مقدار حکومت کنندگان به تکالیفی که از یک منبع فرابشری گرفته اند بیشتر عمل کنند، کارآمدتر تلقّی می شوند.۴
از سوی دیگر، در فهم، قضاوت و ارزیابی در باب کارآمدی پدیده ها، توجه به نکات ذیل حایز اهمیت است:
۱. به دلیل آنکه هر پدیده ای اهداف، امکانات و موانع خاص خود را دارد، به راحتی می توان دریافت که کارآمدی امری نسبی است و کارآمدی هر پدیده مخصوص خود آن است. از سوی دیگر، با توجه به اینکه اهداف، امکانات و موانع یک پدیده خاص نیز می توانند تغییر کنند، کارآمدی هر پدیده خاص در حالات و شرایط گوناگون متفاوت است. از این رو، کارآمدی نظام سیاسی را باید در شرایط و مراحل گوناگون جای گزینی، استقرار، تثبیت اولیه، گذار و ثبات به صورت جداگانه بررسی و ارزیابی کرد. البته کارآمدی کل برابر با حاصل جمع (جبری) کارآمدی های مراحل گوناگون است. این رابطه را می توان چنین بیان نمود:
حاصل جمع کارآمدی مراحل گوناگون = کارآمدی کل یک پدیده زمانمند۵
۲. در مقام ارزیابی کارآمدی یک پدیده مرکّب همچون نظام سیاسی، به هیچ وجه نمی توان بر اساس کارآمدی یا ناکارآمدی یک جزء، آن پدیده را کارآمد یا ناکارآمد دانست. برای مثال، نمی توان از کارآمدی یکی از اجزای نظام سیاسی لیبرال، کارآمدی کل این نظام را نتیجه گرفت و یا از ناکارآمدی یکی از اجزای نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، ناکارآمدی کل این نظام را استنتاج کرد؛ زیرا کارآمدی یک پدیده مرکّب امری است مجموعی که از حاصل جمع (جبری) کارآمدی اجزا به دست می آید.۶
۳. اهداف یک پدیده می توانند از نظر کمّی و کیفی متفاوت باشند. از این رو، در برآورد کارآمدی آن پدیده باید به تفاوت میان آن اهداف و سهم و ارزش هریک توجه داشت. دلیل تفاوت اهداف نیز به نوع ارزش آن ها باز می گردد. از این رو، باید گفت: نظام ارزشی تعیین کننده اهداف است۷ و مقدار ارزش اهداف هر نظام، از جمله نظام سیاسی، تابع نظام جهان شناسی آن می باشد. برای مثال، در یک نظام سیاسی مبتنی بر اصالت انسان و اصالت سود، مانند لیبرالیسم، ارزش سود، رفاه و امنیت مادی انسان بر هر ارزش دیگری برتری دارد.۸ از این رو، کارآمدی را با مقدار سود، رفاه و امنیت مادی برابر می گیرند. و هر نظام سیاسی و حکومتی که نتواند این سه هدف را تأمین کند، نظامی ناکارآمد خواهد بود. در مقابل، نظام های سیاسی الهی، که بر پایه جهان بینی دینی قرار یافته اند، به ارزش های معنوی بیش از ارزش های مادی بها می دهند. از این رو، در تعیین مقدار کارآمدی این گونه نظام ها، مقدار تحقق اهداف معنوی از اهمیت بیشتری برخوردارند، تا آنجا که گاه تحقق این نوع اهداف عدم تحقق برخی اهداف مادی را جبران می کند. بدیهی است بر پایه آموزه های نظام های دینی، آن دسته از نظام هایی که دغدغه اهداف معنوی را ندارند و به ارزش های دینی و اخلاقی بی اعتنا هستند، نظام هایی ناکارآمد خواهند بود، هرچند در تحقق اهداف مادی موفق باشند. بر این اساس، کارآمدی هر نظام با توجه به جهان بینی و نظام ارزشی آن مشخص می شود.۹
البته نظام ارزشی علاوه بر اهداف به طور مستقیم یا غیر مستقیم، بر برخی امکانات و موانع نیز تأثیرگذار است. برای مثال، در نظام ارزشی توحیدی، همکاری و همدلی با کفّار و مشرکان معاند، به مثابه یک امکان، فرصت و ابزار را در صورتی که با اساس نظام توحیدی و اهداف آن در تعارض باشد، جایز نمی شمارد و در چنین نظامی نمی توان از هر وسیله ای به مثابه امکان و ابزار رسیدن به اهداف سود جست. نظام ارزشی توحیدی حمایت از مظلومان و کمک به آنان را از اهداف بسیار مهم خود می داند، هرچند چنین حمایتی به مستمسکی قوی برای دشمنی دشمنان تبدیل شود و از این رهگذر، موانعی جدّی و بزرگ برای نظام توحیدی پدید آید.
در نهایت می توان گفت: نظام ارزشی دست کم، از پنج جهت می تواند بر نظر و عمل فرد، گروه، سازمان و حکومت تأثیر بگذارد: ۱. هدف گذاری؛ ۲. تعیین روش و ابزار؛ ۳. هنجارآفرینی؛ ۴. نیاز آفرینی؛ ۵. رفتار و عمل.۱۰
کارآمدی انقلاب اسلامی
در بررسی میزان کارآمدی انقلاب اسلامی، می توان از سه نظریه مزبور و یا تلفیقی از آن ها استفاده کرد و نتایج و دستاوردهای انقلاب را به بوته آزمایش، نقد و بررسی سپرد. در این زمینه، ملاک های ذیل به کار گرفته می شوند:
۱. مقایسه نتایج و آثار با اهداف انقلاب اسلامی؛
۲. مقایسه نتایج و آثار با امکانات دولت و کشور؛
۳. سنجش نتایج و آثار انقلاب اسلامی با اهداف و امکانات به طور همزمان؛
۴. مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با کشورهای پیشرفته؛
۵. مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با کشورهای همطراز؛
۶. مقایسه وضع موجود نظام جمهوری اسلامی با قبل از انقلاب.۱۱
مسلّما بررسی میزان کارآمدی و ارزیابی دستاوردهای انقلاب اسلامی در تمامی ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی نیازمند ارائه مباحث علمی دقیق مبتنی بر شواهد، مدارک و آمار کافی و گسترده ای است که از حوصله این نوشتار خارج می باشند. از این رو، بررسی میزان کارآمدی و ارزیابی دستاوردهای انقلاب اسلامی در حوزه اقتصادی پی گیری می شوند:
اهداف اقتصادی
هرچند انقلاب اسلامی، انقلابی صرفا اقتصادی نبوده و به هیچ وجه با نظریه هایی که از منظر اقتصادی به آن می نگرند ـ نظیر الگوهای مارکسیستی ـ قابل تفسیر نمی باشد، در عین حال، آرمان های آن شامل ابعاد اقتصادی ذیل نیز هستند:
۱. جلوگیری از غارت بیت المال توسط خاندان شاهنشاهی و وابستگان آن؛
۲. حفظ ذخایر زیرزمینی؛
۳. تلاش در راه پیشرفت صنعتی کشور از طریق برنامه ریزی اقتصادی، استفاده از علوم و فنون، تربیت افراد ماهر و...؛
۴. استقلال و خودکفایی اقتصادی؛
۵. تأمین خودکفایی در علوم و فنون، صنعت و کشاورزی؛
۶. پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی برای ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هرنوع محرومیت در زمینه های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه؛
۷. ریشه کن کردن فقر و محرومیت؛
۸. تأمین نیازهای اساسی، شامل مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده؛
۹. تأمین شرایط برای اشتغال کامل؛
۱۰. تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعات کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعّال در اداره کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد؛
۱۱. عدم اجبار افراد به کار معیّن و جلوگیری از بهره کشی از کار دیگری؛
۱۲. منع اضرار به غیر، انحصار، احتکار و ربا؛
۱۳. منع اسراف و تبذیر؛
۱۴. جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور؛
۱۵. تأکید بر افزایش تولیدات کشاورزی، دامی و صنعتی؛
۱۶. عدالت اقتصادی و کم کردن فاصله طبقاتی؛
۱۷. رسیدگی به روستاهای کشور و محرومیت زدایی از آن ها.۱۲
امکانات و موانع
انقلاب اسلامی برای تحقق اهداف اقتصادی خود و برآوردن خواسته ها و نیازهای مردم دارای برخی امکانات بوده و با برخی موانع نیز روبه رو بوده است؛ امکانات معنوی عمدتا شرط لازم برای تحقق اهداف هستند؛ یعنی برای تغییر و تحوّل و نیل به وضع مطلوب لازم است مردمی با روحیه و با ایمان و با عزم و اراده در صحنه حاضر شوند. اما این کافی نیست، بلکه باید امکانات و ابزار مادی هم موجود باشند. از سوی دیگر ـ همان گونه که در تعریف «کارآمدی» گذشت ـ امکانات مادی و معنوی در صورتی سبب تحقق اهداف می شوند که موانعی در این زمینه وجود نداشته باشند، وگرنه چنانچه عمده امکانات صرف دفع آفات و موانع انقلاب و حفظ اصل نظام و انقلاب و آب و خاک شوند، تحقق اهداف را تحت الشعاع قرار خواهند داد؛ چنان که در انقلاب اسلامی، آشوب ها و درگیری های داخلی، محاصره اقتصادی، حمله نظامی، تهاجم فرهنگی، امواج تروریسم، رشد شدید جمعیت، مهاجرت وسیع از روستاها به شهرها، و فقدان تجربه مدیریت کافی در بعضی زمینه ها همه آفات و موانعی هستند که توان و انرژی فوق العاده سنگینی برای دفع آن ها صرف شده و در نتیجه، تحقق کامل اهداف دچار رکود و تأخیر شده است.
واقعیت این است که انقلاب اسلامی از امکانات مادی و معنوی قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است؛ ایمان به خداوند، روحیه انقلابی، رهبری توانا و نیرومند، اراده و عزم ملّی، علم و هوش و استعداد بالا از یک سو، و منابع طبیعی غنی، سرمایه و فنّاوری در حد متوسط از سوی دیگر، از جمله این امکانات می باشند. یکی از مهم ترین و اصلی ترین امکاناتی که در اختیار نظام قرار داشته درآمدهای حاصل از فروش نفت است. ایران قریب یکصد میلیارد بشکه ذخیره نفت در اختیار دارد. همچنین ظرفیت تولید ایران قریب ۵/۴میلیون بشکه می باشد و نسبت به تولید بالفعل خود قریب یک میلیون بشکه اضافه ظرفیت تولید دارد. اما با این همه، درآمدهای نفتی به جهات متعددی پس از انقلاب نسبت به پیش از انقلاب، به شدت کاهش یافته اند؛ یعنی میزان تولید نفت تقریبا نصف شده، میزان صادرات نفتی بیش از دو برابر کاهش یافته، قیمت متوسط نفت در این مدت افزایش نیافته، درآمد نفتی سالانه کشور قریب دو برابر کاهش پیدا کرده و در مجموع، سرانه درآمد نفتی کشور براساس محاسبه با دلار، بیش از چهار و نیم برابر (دقیقاً ۴/۶برابر) کاهش یافته است.
از سوی دیگر، با توجه به اینکه در سال های پس از انقلاب، ارزش برابری دلار در مقابل دیگر ارزهای معتبر جهانی بیش از یک و نیم برابر (دقیقا ۱/۶۶برابر) کاهش یافته است و چون کشورهای نفت خیز از جمله ایران در مقابل نفت، دلار دریافت می کنند، کاهش و افزایش دلار در حقیقت، کاهش و افزایش درآمد نفتی آنان محسوب می شود. از این رو، می توان نتیجه گرفت که سرانه درآمد نفتی کشور قریب هفت و نیم برابر (دقیقا ۴/۶*۱/۶۶ =۷/۶۳) نسبت به پیش از انقلاب کاهش پیدا کرده است. در مقابل، هزینه های اقتصادی کشور به جهات متعددی، در سال های پس از انقلاب به شدت افزایش یافته اند؛ بدین صورت که مصرف داخلی نفت سه برابر شده، قریب ۱۰۰۰ میلیارد دلار در اثر جنگ تحمیلی به کشور خسارت وارد شده (تقریبا معادل درآمد نفتی ۷۰سال کشور)، تورّم جهانی در این مدت افزایش یافته، جمعیت کشور قریب دو برابر شده و ترکیب جمعیتی آن از اکثریت روستایی (با توقّعات پایین) به اکثریت شهری (با توقّعات بالا) تغییر پیدا کرده و علاوه بر آن، الگوی مصرف کل جامعه، بخصوص از دهه دوم انقلاب، به شدت بالا رفته و سطح توقّعات اقتصادی، اجتماعی و رفاهی جامعه که پیش از انقلاب ـ اگر نگوییم پایین، قطعا ـ متوسط بود، پس از انقلاب به شدت افزایش یافته است.۱۳
برای تشدید مسئله مزبور، در سطح بین المللی، قدرت های بزرگ از جمله آمریکا، در جهت هضم انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن در روند نظام بین المللی، همواره از نفت به عنوان اهرم فشار استفاده کرده اند؛ مثلا، در موارد متعدد و مقاطع حسّاس، خرید نفت ایران تحریم شده، یا طی طرح «داماتو»، سرمایه گذاری در بخش های مهم و افزایش ظرفیت تولید ایران، تحریم گردیده، یا از طریق تقویت بازارهای بورس، تلاش در جهت کاهش و تثبیت قیمت نفت به عمل آورده است.
در سطح داخلی نیز از سال ۵۶ تا ۷۶ مصرف داخلی نفت از نیم میلیون بشکه به ۵/۱ میلیون بشکه رسیده است؛ یعنی علی رغم آنکه جمعیت قریب دو برابر شده، اما مصرف نفت سه برابر شده است. این افزایش از نظر ارزیابی آثار و نتایج انقلاب اسلامی از یک سو، نشانه مثبتی است و نشان می دهد که نفت به عنوان یک کالای مهم و ضروری که در کنترل و مالکیت دولت می باشد، به طور وسیع در سطح کشور و بین اقشار مردم توزیع می شود و این امر می تواند به رشد و توسعه اقتصادی کشور کمک کرده و رضایتمندی عامّه را نیز افزایش دهد. اما از سوی دیگر، افزایش مصرف نفت بیش از افزایش جمعیت می تواند حامل پیامی منفی باشد، به این صورت که احتمالا نفت به صورت غیربهینه و صرفا به صورت سوخت مصرف می شود که با توجه به نقش بنیادی این ماده در اقتصاد ملّی کشور، این امر یک نتیجه منفی است. همچنین آمار و قراین دالّ بر آن هستند که توزیع و مصرف این ماده ارزشمند نیز نامناسب و ناعادلانه است، به گونه ای که سهم یک روستایی از این ماده چند ده لیتر نفت سفید در سال است.۱۴
دستاورده
در ارزیابی دستاوردها، باید ضمن توجه به اهداف، امکانات و موانع، به شاخص ها و آمارهای رسمی و معتبر رجوع شود. در غیر این صورت، ضمن سلب اعتماد مردم، امکان برنامه ریزی صحیح را نیز سلب خواهد کرد. در اینجا، به برخی از مهم ترین دستاوردهای (عمدتا اقتصادی) انقلاب اسلامی اشاره می شود:
۱. رشد اقتصادی بر اساس آمار متوسط نرخ رشد اقتصادی، که به دلیل تحوّلات مربوط به انقلاب، جنگ تحمیلی و محاصره های بین المللی به شدت کاهش یافته بود (دوره ۶۷ـ۵۸، ۱/۹و ۶/۵ درصد)، در دوران سازندگی و پس از آن، علی رغم بسیاری مشکلات داخلی و خارجی رو به افزایش داشت، به گونه ای که در هشت سال گذشته، رشد اقتصادی ۷درصدی داشته ایم. روند تغییرات نرخ رشد سرمایه گذاری و تولید ناخالص داخلی حکایت از ثبات و بهبود ‌شرایط اقتصادی کشور دارد.۱۵ بنابر برخی آمارها، رشد تولید ناخالص داخلی با احتساب نفت در سال ۷۹قریب ۵درصد، در سال ۸۰قریب ۳/۲ درصد و در سال ۸۱ حدود ۴/۷ درصد بوده که بدون نفت، به ترتیب ۵/۴ و ۱/۵ و ۸/۷ برآورد شده است. ارقام و آمار بیانگر آن هستند که رشد تولید ناخالص داخلی در سال های ۱۳۸۰و ۱۳۸۱ بیشتر از رشد با محاسبه نفت بوده است. علت آن این است که دولت عملا در مسیر اقتصاد بدون نفت حرکت می کند.۱۶
۲. در دوران گذشته، اقتصاد کشور وابستگی شدیدی به نفت داشت و درآمد حاصل از فروش آن بدون ضابطه و ارزان در جهت سیاست کشورهای غربی و در رأس آن ها، آمریکا، صرف خرید روز افزون تسلیحات نظامی می شد تا ایران نقش خود را به عنوان ژاندارم منطقه به خوبی ایفا کند. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سیاست کشور به سوی کاهش وابستگی به نفت و فروش ضابطه مند آن درچارچوب اوپک متمایل گردید.
مسئله افزایش صادرات غیرنفتی یک توفیق راهبردی است که می تواند در آینده آرمان استقلال اقتصاد از نفت را تحقق بخشیده، آسیب پذیری امنیت اقتصادی کشور را مانع شود. در حالی که در سال های ۱۳۵۶و ۱۳۵۷صادرات غیرنفتی ایران قریب نیم میلیارد دلار و معادل یک چهلم صادرات نفت ارزش داشت،۱۷ در برخی از سال های اخیر، صادرات غیرنفتی تا مرز ۵میلیارد دلار پیش رفت؛ یعنی ده برابر نسبت به پیش از انقلاب. این رقم معادل یک سوم ارزش صادرات نفت بود که اگر با یک چهلم قبل از انقلاب مقایسه شود، نشانه افزایش توان اقتصاد کنونی کشور است. البته افزایش صادرات غیرنفتی، که یک شاخص مثبت در اقتصاد کلان ماست، به دلیل فراهم نبودن برخی از زمینه ها، در سطح اقتصاد خرد آثار ناخوشایندی داشت، به گونه ای که قیمت عمده اقلام صادراتی برای مصرف کننده داخلی افزایش یافت. اما با تمام این مشکلات، نشان داده شد که در صورت فراهم کردن شرایط، اقتصاد ملّی توان بسط صادرات غیرنفتی را تا حد بالایی دارد و این نشانه امیدوارکننده ای بر رشد و استقلال اقتصادی ماست.
۳. افزایش سهم گاز در الگوی مصرف انرژی کشور از اهداف قابل توجه اقتصادی انقلاب بوده و حصول آن به عنوان یکی از آثار و نتایج مثبت انقلاب اسلامی قابل ارزیابی است. آمار نشان می دهند که سهم گاز در الگوی مصرف انرژی طی دو دهه از انقلاب به قریب ۸۰ درصد رسیده است. بنابراین، گاز، که یک ثروت عظیم خدادادی است و سالیان درازی بی مصرف می سوخت، اینک جایگزین نفت می شود و وابستگی صنعت و اقتصاد کشور به نفت را کم می کند و این فرصت را نیز فراهم می سازد که سهم بیشتری از نفت به جای مصرف داخلی، صادر شده و برای اقتصاد ما ارز فراهم شود.
۴. در زمینه صنعتی، کشوری که پیش از انقلاب تقریبا تمامی کالاهای صنعتی خود را از خارج وارد می کرد و معدود کالاهای ساخت داخل آن نیز عموما از کیفیت و مرغوبیت پایینی برخوردار بود، اکنون در بیشتر زمینه ها خود به تولیدکننده تبدیل شده است و تولیداتش نیز در بسیاری از موارد، از لحاظ کیفیت و استاندارد قابل رقابت با مشابه خارجی می باشند و در برخی از صنایع (همچون صنایع ساختمانی)، به مرز خود اتکایی کامل رسیده است. در سال های اخیر، شاهد رشد بالای ۱۲درصد در صنعت بوده ایم.
۵. در زمینه کشاورزی و دام داری نیز طبق آمار رسمی دولت، در سال ۱۳۵۶دولت ایران فقط قدرت تأمین مواد غذایی مردم خود برای ۳۳ روز را داشت و مجبور بود باقی مواد غذایی خود را از خارج وارد کند. برای مثال، مرغ را از فرانسه، تخم مرغ را از اسرائیل، سیب را از لبنان، پنیر را از دانمارک و... وارد می کرده، اما اکنون علی رغم دو برابر شدن جمعیت، بیش از ۳۰۰روز در سال مواد غذایی خود را در داخل تأمین می کند و در بیشتر زمینه ها خوداتکا شده است.۱۸ رشد بالای ده درصد در کشاورزی و خودکفایی در برخی محصولات کشاورزی از جمله گندم گواهی بر این مدعاست.۱۹ در روستاها، درآمدها بالاتر رفته و تا حد زیادی مشکلاتشان حل شده اند. اکنون کمتر روستایی وجود دارند که فاقد برق باشند. دفتر «مناطق محروم» زحمت زیادی کشیده و تنها در دولت اخیر، هشت هزار روستا از مرز توسعه نیافتگی خارج شده و اکنون تنها تعداد کمی توسعه نیافته هستند.۲۰
۶. یکی از مهم ترین بحران های زیست محیطی آینده، مسئله کمبود آب است که حکومت ها را با چالش های مهمی مواجه خواهد ساخت. این موضوع زمانی برای ایران اهمیت می یابد که بدانیم متوسط بارندگی سالانه در کشور ما قریب ۲۵۰میلی لیتر و نزدیک یک سوم میانگین جهانی است. با این همه، پیش از انقلاب تنها ۱۳سد با نظارت و طراحی مستقیم مهندسان خارجی ساخته و ۵سد دیگر به حالت نیمه تمام رها شده بودند. بحمدالله، پس از انقلاب، با سیاست گذاری های صحیح و اصولی توانسته ایم ـ علی رغم بسیاری از مشکلات و محدودیت ها ـ خود را از خطر کمبود آب نجات دهیم؛ با تکیه بر توانایی های کشور و تلاش مهندسان داخلی، اکنون ۱۵۷سد بتنی و خاکی تکمیل شده و به بهره برداری رسیده اند و تعداد سدهای در دست اجرا از ۶ سد در سال ۱۳۷۵ به ۸۴ سد در سال ۱۳۸۳ افزایش یافته اند. ۱۶۰سد نیز در حال بررسی و مطالعه قرار دارند که ۲۵میلیارد متر مکعب آب را مهار کرده و یک و نیم میلیون هکتار از اراضی کشاورزی را زیر پوشش دارند.
۷. تأکید بر ایجاد عدالت اجتماعی همواره یک سیاست محوری در برنامه های اقتصادی پس از انقلاب اسلامی بوده است. بر اساس آمار، در کل کشور و نسبت ده درصد مرفّه ترین دهک به ده درصد فقیرترین دهک در مناطق شهری و روستایی با یک حرکت نوسانی رو به کاهش بوده است. برای نمونه، طی دوره سال های ۸۱ ـ۷۹ اجرای سیاست های حمایتی از اقشار آسیب پذیر، ایجاد اشتغال و افزایش مناسب نرخ خرید تضمینی محصولات کشاورزی، موجبات کاهش نابرابری در مناطق شهری و روستایی گردیده، به طوری که نابرابری در مناطق مذکور به ترتیب از ۱۵/۱ و ۲۰/۶ به ۱۴/۲ و ۱۸/۷ کاهش یافته، که این خود حاکی از موفقیت نسبی سیاست های اقتصادی دولت با محوریت بهبود توزیع درآمد و کاهش نابرابری هاست.۲۱
۸. یکی از شاخص های متعارف توسعه یافتگی «کاهش نرخ مرگ و میر کودکان» است. مرگ کودکان زیر یک سال در یک هزار تولد زنده از ۱۱۱ نفر در سال ۱۳۵۶ به حدود ۲۶ نفر در سال ۱۳۸۱ رسیده۲۲ و به عبارت دیگر، ۴ برابر کاهش داشته است. به همین دلیل، طی سال های اخیر، سازمان بهداشت جهانی دو بار ایران را به عنوان موفق ترین کشور جهان در کاهش نرخ مرگ و میر کودکان مورد تقدیر قرار داده است.۲۳
۹. موفقیت و دست یابی هر ساله دانش آموزان ایرانی به مقامات جهانی در المپیادهای علمی در رشته های گوناگونی از جمله فیزیک، ریاضی، شیمی و رایانه در رقابت با کشورهای پیشرفته علمی، یکی دیگر از شواهد رشد و توسعه علمی کشور در سال های پس از انقلاب است. ما در این مسابقات با کشورهای بزرگ و صنعتی دنیا رقابت می کنیم. برای نمونه، در المپیاد سال ۱۳۸۰ در فیزیک مقام پنجم، در ریاضی مقام هفدهم، در زیست شناسی مقام ششم، در شیمی مقام دوم و در رایانه مقام یازدهم را به خود اختصاص داده و در مجموع، ۵مدال طلا، ۹مدال نقره و ۹مدال برنز کسب نمودیم. در المپیاد سال ۱۳۸۱هم در فیزیک مقام دوم، ریاضی مقام یازدهم، زیست شناسی مقام ششم، شیمی مقام هفتم و در رایانه مقام هفتم را احراز و در مجموع، ۷مدال طلا، ۱۰مدال نقره و ۶مدال برنز را به خود اختصاص دادیم. همچنین در المپیاد فیزیک سال ۱۳۸۲نفر اول و دوم جهان در بخش نظری و همچنین نفر سوم جهان در مجموع امتیازات از جمهوری اسلامی ایران بودند و در مسابقه روبوت های امدادگر سال ۲۰۰۲در بین ۱۲تیم از مراکز علمی معتبر جهان، به مقام اول دست یافتیم.۲۴
۱۰. طی دهه اخیر، مرکز فرهنگی سازمان ملل (یونسکو) چندین بار ایران را به عنوان یکی از موفق ترین کشورهای جهان در مبارزه با بی سوادی معرفی کرده است.
۱۱. رشد کمّی دانشجویان کشور یکی دیگر از شاخص های توسعه علمی در سال های پس از انقلاب می باشد. در حالی که تعداد دانشجویان دانشگاه های کشور پیش از انقلاب از مرز ۱۵۰هزار نفر تجاوز نمی کرد، امروزه این تعداد به قریب یک میلیون و هشتصد هزار نفر بالغ شده است و در خصوص رشد کیفی دانشگاه ها نیز باید یادآور شد در حالی که در سال تحصیلی ۱۳۵۹ ـ۱۳۵۸ تعداد دانشجویان دوره های دکتری ۴۵۲ نفر بودند، این عدد در سال تحصیلی ۱۳۸۱ـ۱۳۸۰ به بیش از ۱۲هزار نفر بالغ شده است. به عبارت دیگر، میزان رشد دانشجویان مقطع دکتری در این دوره ۲۶/۵ برابر بوده است.۲۵
۱۲. بر اساس گزارشISI (مؤسسه بین المللی اطلاعات علمی) تعداد مقالات علمی چاپ شده محققان ایرانی در مجلات معتبر بین المللی در طول ۱۰سال اخیر (از سال ۲۰۰۳ـ۱۹۹۳م) ۶۰۰ درصد (یعنی ۶برابر) رشد داشته که این میزان ۳برابر متوسط رشد جهانی در این دوره بوده است.۲۶
۱۳. همچنین در خصوص رشد سطح تخصص در کشور باید اشاره نمود کشوری که در سال ۱۳۵۶با ۳۳میلیون جمعیت، نیازمند ورود پزشک از خارج (از کشورهایی همچون هند، بنگلادش و پاکستان) بود، اکنون با جمعیتی بیش از دو برابر، پزشک مازاد دارد و خود به دیگر کشورها پزشک صادر می کند. دستاوردهای بزرگ علمی در برخی دانش های نوین، همانند «سلول های بنیادین» ایران را در سطح مترقّی ترین کشورها در این زمینه قرار داده است.
۱۴. مؤلّفه مهم دیگر در ارزیابی قدرت کشورها، فنّاوری پیشرفته است. خوشبختانه نظام جمهوری اسلامی ایران علی رغم تمامی موانع و محدودیت ها، در این زمینه نیز دارای توانمندی قابل ملاحظه ای است. در بخش فنّاوری اطلاعات (I.T) و در بخش فنّاوری اطلاعات و ارتباطات(I.C.T) به ویژه در زمینه نرم افزار رایانه، ظرفیت لازم برای پیشرفت داریم و اگر در این بخش درست برنامه ریزی شود و همّت لازم گماشته شود، می توانیم در ردیف کشورهای پیشرفته جهان در زمینه فنّاوری اطلاعات باشیم.
در بخش فنّاوری مهم و قابل ملاحظه هسته ای، با توجه به اینکه ایران دارای معادن غنی اورانیوم است، در سال ۱۳۸۲توانست به فنّاوری غنی سازی اورانیوم در زمینه های صلح آمیز دست یابد و این امر نشان داد که جمهوری اسلامی ایران می تواند جایگاه مناسبی از لحاظ فنّاوری در جهان داشته باشد.
۱۵. جمهوری اسلامی ایران، هم به دلیل ماهیت انقلابی و اسلامی اش و هم به دلیل قرار گرفتن در یکی از نقاط استراتژیک جهان، همواره مورد تهدید بوده است. از این رو، مسئله تأمین امنیت و امکانات دفاعی نقش عمده ای می یابد. امروزه جمهوری اسلامی ایران از لحاظ قدرت نظامی، دارای قدرت قابل ملاحظه و بازدارنده ای است، به ویژه آنکه دارای قدرت بسیج چند میلیونی آموزش دیده و آماده می باشد. ایران دارای یک ارتش قوی و سپاه قدرتمند است که دارای تجربه ۸ سال دفاع و جنگ هستند و بزرگ ترین قدرت نظامی منطقه را تشکیل می دهند. از لحاظ صنایع نظامی هم کشوری پیشرفته هستیم و اقلام فراوانی را امروزه به کشورهای دیگر صادر می کنیم. در زمینه ساخت انواع موشک، نفربر زرهی و حتی تانک، هلی کوپتر و هواپیما و ناوچه، پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشته ایم و در بسیاری از نیازمندی های دفاعی، خودکفا و بی نیاز از دیگران می باشیم. در تعیین میزان قدرت نظامی ایران، همین بس که نظریه پردازان آمریکایی همواره راه کار نظامی در مقابله با ایران را با دیده شک و تردید نگریسته و آن را در اولویت قرار نمی دهند.
۱۶. ساخت دولت قوی به مجموعه ای از مؤلّفه ها نیازمند است که عمده ترین آن ها مشارکت سیاسی، توسعه اقتصادی، و وفاق اجتماعی است که این مؤلّفه ها در سه اصل کلی «مشروعیت»، «ظرفیت سیاسی در مدیریت و مواجهه با موضوعات گوناگون» و «وحدت ملّی» تبلور دارند.
بحمدالله، در مولّفه های مزبور، جمهوری اسلامی ایران از امتیازات خوبی برخوردار است؛ یعنی دارای حکومتی مردمی است و مجموعه کلان نظام آن گونه که تاکنون نشان داده، توانایی حل و مدیریت مسائل و بحران ها و مواجهه با تهدیدات را در بعد داخلی و خارجی دارد و از وحدت ملّی خوبی برخورداریم. البته در مورد همه این ها آسیب هایی وجود دارند که مسئولان به شدت به دنبال حل اساسی آن ها می باشند.
۱۷. و بالاخره، موضوعاتی همچون جهش صادراتی، جذب سرمایه خارجی، بسط و توسعه فعالیت های عمرانی و رفاهی در سطح روستاها از قبیل تأسیس خانه بهداشت، ساخت راه، حمام بهداشتی، برق، آب لوله کشی، تلفن، تأسیس مدارس تا سطح دبیرستان، تقویت امکانات زیست شهری، تقویت زیربناهای توسعه مانند تربیت نیروی انسانی ماهر، انرژی، سدسازی، توسعه ارتباطات و راه ها و بنادر توسعه ظرفیت پالایشگاه ها و خود کفایی در تأمین فرآورده های نفتی، علی رغم افزایش شدید مصرف و جمعیت، جلوگیری از اتلاف گاز و پوشش دادن صدها شهر و میلیون ها نفر، افزایش قابل توجه ظرفیت تولید برق تا حدّ رفع خاموشی ها، توسعه ظرفیت پتروشیمی و افزایش تولید آن تا بیش از بیست برابر و مانند آن از دیگر دستاوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی است.
نتیجه گیری
توجه به مفهوم «کارآمدی» و مؤلّفه های آن و در نظر گرفتن دستاوردهای انقلاب اسلامی در زمینه های گوناگون، مبیّن کارآمدی، و موفقیت نسبی انقلاب اسلامی است که با اتّکا به خداوند و حمایت های گسترده مردمی، توانسته شرایط و مراحل گوناگون جای گزینی، استقرار، تثبیت اولیه، گذار و ثبات را به خوبی پشت سر بگذارد که در مجموع، در میان تمامی انقلاب های جهان بی نظیر است. در عین حال، چالش های داخلی و خارجی انقلاب اسلامی نیز همواره آرمان ها و دستاوردهای انقلاب را با مشکل روبه رو ساخته اند و برخی کاستی های راهبردی یا ضعف های مدیریتی موجب ایجاد ناهماهنگی هایی در تنظیم اهداف، نارسایی هایی در تخصیص منابع و امکانات، اختلالاتی در روابط اجتماعی و به تبع آن ها، نارضایتی در میان گروه هایی از جامعه شده اند که این امر مبیّن درصدی از ضعف و ناکارآمدی کارگزاران نظام جمهوری اسلامی می باشد.۲۷ از این رو، دست یابی به اهداف تعیین شده از سوی انقلاب و نظام جمهوری اسلامی و تحقق کامل آرمان های آن نیازمند نقد واقع بینانه وضع موجود، علت یابی مشکلات و بررسی دلایل عدم تحقق برخی از اهداف و آرمان های انقلاب با ارائه راه کارها و پیشنهادهای سازنده می باشد.
حسن ختام بحث کارآمدی انقلاب اسلامی، گفتاری از مقام معظّم رهبری است: «... بنده اعتقادم این است که نظام اسلامی از همه دولت هایی که در دوران استعمار و دوران نزدیک به استعمار در کشور ما وجود داشته، قوی تر عمل کرده است. بدون تردید، نظام جمهوری اسلامی در همه بخش ها قوی عمل کرده است. عناصر مؤمن و کارآمد در نظام وجود داشته اند؛ پشتوانه مردمی هم به آن ها کمک کرده است. در بخش هایی ما با قدرت وارد میدان شده ایم که فکرش را نمی توانستیم بکنیم. در همه بخش ها این طور است. الآن جای توضیح و بیان آمار نیست. البته اقتضای این دوره از نظام جمهوری اسلامی، اقتضای کار بیشتر، انقلابی تر، مؤمنانه تر و همه امکانات را بیش از این به میدان آوردن است؛ این را قبول داریم. البته کم کاری وجود دارد، اما ناکارآمدی وجود ندارد. بین این ها باید تفکیک قایل شد. ناکارآمدی وجود ندارد؛ نظام اسلامی کارایی دارد. یک نشانه کارایی نظام، وجود شماست. جوان دانشجوی مؤمن و معتقد به نظام می تواند حرف و انگیزه خودش را قوی در فضای جامعه مطرح کند. حرف شما فردا در تمام فضای جامعه منتشر می شود. این نکته خیلی مهمی است. این خودش کارآمدی این نظام است. کارآمدی نظام غیر از کارآمدی این دستگاه یا آن دستگاه است. نظام، نظام کارآمدی است. البته کارآمدی نظام، مجموعه عملکرد مثبت و منفی ای است که دستگاه های نظام دارند. اما این برآیند مثبت است.»۲۸
پی نوشت ها
۱ ـ محمّدباقر حشمت زاده، آثار و نتایج انقلاب اسلامی ایران، تهران، مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر، ۱۳۷۹، ص۱۶.
۲ ـ علی آقابخشی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، چاپار، ۱۳۷۹، ص۴۴۶.
۳ ـ سیمور م. لیپست، «مشروعیت و کارآمدی»، ترجمه رضا زبیب، فرهنگ توسعه، سال چهارم، ش ۱۸ (خرداد و تیر ۱۳۷۴)، ص۱۱.
۴ ـ علی ذوعلم، «ولایت فقیه از تئوری تا تجربه»، خبرگزاری فارس، ۱۶/ ۳ / ۱۳۸۳.
۵ ـ محمود فتحعلی، مبانی اندیشه سیاسی قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، ۱۳۸۳، ص ۲۲۷.
۶ ـ همان.
۷ ـ برای آگاهی بیشتر در باب ارزش، ر.ک: مجتبی مصباح، فلسفه اخلاق، ص ۱۳۹ / جمعی از نویسندگان، درآمدی بر مبانی اندیشه اسلامی، ص ۳۷.
۸ ـ آنتونی آر. بلاستر، لیبرالیسم غرب، ترجمه عباس مخبر، ص ۲۸۴ـ۲۸۱ / محمّدجواد لاریجانی، تدیّن، حکومت و توسعه، ص ۲۲۱.
۹ ـ سید ضیاء مرتضوی، «کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران»، حکومت اسلامی، ش ۱۴، ص۱.
۱۰ـ محمود فتحعلی، پیشین.
۱۱ ـ محمدباقر حشمت زاده، پیشین، ص۱۶.
۱۲ ـ جمعی از نویسندگان، انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، قم، معارف، ۱۳۸۲.
۱۳ ـ محمّدرضا مرندی، «درآمدی بر کارنامه نظام جمهوری اسلامی»، ماهنامه ناظرامین، ش ۱۳و۱۴.
۱۴ ـ محمدباقر حشمت زاده، پیشین، ص۲۷.
۱۵ ـ وزارت امور اقتصادی و دارایی، ربع قرن نشیب و فراز، گروه کارشناسان معاونت امور اقتصادی، تهران، پایگان، ۱۳۸۳، ص ۴۷.
۱۶ ـ محمّدباقر صدری، رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی، به نقل از پایگاه اطلاع رسانی «دنیای اقتصاد».
۱۷ ـ گزارش اقتصادی و ترازنامه ۱۳۷۳بانک مرکزی، ص ۶۸.
۱۸ ـ محمّدرضا مرندی، پیشین.
۱۹ ـ دیدار مسئولان نظام با رهبر معظّم انقلاب اسلامی.
۲۰ ـ کنفرانس مطبوعاتی آقای خاتمی.
۲۱ ـ گروه کارشناسان معاونت امور اقتصادی وزارت اقتصاد و دارایی، پیشین، ص ۸۵.
۲۲ ـ محمداسماعیل اکبری، شاخص های سلامتی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، ۱۳۸۲، ص۶.
۲۳ ـ محمّدرضا مرندی، پیشین.
۲۴ ـ حسن روحانی، «استراتژی جمهوری اسلامی ایران در قبال فرسایش حاکمیت دولت ها»، فصلنامه راهبرد، ش ۲۹، پاییز ۸۲، ص۲۴.
۲۵ ـ ر.ک: نامه وزیر علوم، تحقیقات و فنّاوری به مقام معظّم رهبری در تاریخ ۱۳۸۰/۱۰/۳۰.
۲۶ ـ محمّدرضا مرندی، پیشین.
۲۷ ـ همان.
۲۸ ـ بیانات رهبر معظّم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان در ماه مبارک رمضان، ۱۳۸۳/۸/۱۰.
سایر منابع:
۱. ۲۵ گفتار پیرامون انقلاب اسلامی، علی دارایی، تهران، شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی، نشر هماهنگ ۱۳۸۲، صص ۳۵۶ - ۳۱۹.
۲. انقلاب اسلامی ایران ؛ جمعی از نویسندگان ، نشر معارف ،۱۳۸۴ ، صص ۲۱۸- ۱۴۰ .
۳. ۹۲ دستاورد انقلاب اسلامی ، معاونت فرهنگی قدر ولایت ، ۱۳۸۲ .
۴. رویش ، علی اکبر کلانتری ، نشر معارف ، ۱۳۸۳ . (لوح فشرده پرسمان، اداره مشاوره نهاد رهبری، کد: ۵۵/۱۰۰۱۰۰۳۰۸)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.