انقلاب اسلامی کار انگلیس ۱۳۹۱/۰۷/۲۵ - ۳۳۹ بازدید

بعضی می گویند امام خمینی را انگلیس آورده و انقلاب هم عوام فریبی بوده است , این ادعا را چگونه رد می کنید؟

به صورت منطقی کسانی که چنین ادعاهای خلاف واقعی را منتشر می نمایند باید توضیح داده و دلایل و مستندات خود را بیان نمایند . از این رو در باره پرسش فوق که تماماً مخالف واقعیات و عملکردها و توطئه های شوم انگلیس از ابتدای شکل گیری انقلاب اسلامی تا کنون بر علیه انقلاب و نظام اسلامی می باشد و از سوی دیگر خود انگلیس رابطه و پیوندی کاملاً همسو و هماهنگ با آمریکا از کودتای مرداد ۱۳۳۲ تا کنون دارد ، چه توضیحی می توان داد. البته برخی دیگر از این به اصطلاح آقایون موضوع انقلاب را توطئه ای می دانند از سوی انگلیس و آمریکا بر علیه شاه ! که در ادامه به بررسی آن می پردازیم :ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی کشوری بود کاملا وابسته به قدرت های بزرگ بویژه آمریکا و انگلستان و تأمین کننده منافع آنان در منطقه از نظر اقتصادی؛ متکی به نفت و واردات، بازار مصرف کالاهای خارجی و بی اعتنا به بخش های تولیدی و صنعتی و کشاورزی و ... . از نظر فرهنگی، بی هویتی و خود باختگی و نفوذ فرهنگ مبتذل غرب، گسترش فساد و بی بند و باری و بی اعتنایی و زیر پا گذاشتن ارزش ها و اعتقادات مذهبی و ... .و در یک کلام ایران، قبل از پیروزی انقلاب اسلامی منطقه نفوذ بیگانگان و صحنه یکه تازی آنان به ویژه آمریکا بود و کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا از آن به عنوان «جزیره ثبات در پر تلاطم ترین منطقه دنیا»(۱) یاد کرد.
انقلاب اسلامی، ایران را از کشوری وابسته و حافظ منافع قدرت های بزرگ به کشوری تأثیرگذار و مستقل در منطقه و سطح جهان تبدیل نمود. کشوری که با تکیه بر فرهنگ پربار اسلام و تعالیم آن نظامی را ایجاد نمود که فرهنگ استعماری غرب را زیر سؤال برده و به چالش کشید. از این رو قدرت های بزرگ تمام تلاش خویش را برای از بین بردن فرهنگ اسلامی و نظام مبتنی بر آن به کار بردند و از هیچ کوششی در این راه فروگذار نکرده اند از تحمیل جنگ هشت ساله تا فشارها و تحریم های بین المللی و حمایت مالی و تبلیغاتی از مخالفان نظام و تهاجم فرهنگی و ... .
«برژنسکی» مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا اظهار داشت: «موقعیت استراتژیک ایران آن چنان برای غرب اهمیت دارد که آمریکا بایستی به هر ترتیب شده و حتی با اقدام نظامی جلو این که غرب ایران را از دست بدهد، را بگیرد»(۲).
«پاتریک کلاوسون» رئیس تحقیقات مؤسسه سیاست های خاور نزدیک واشنگتن نیز اعتراف می کند: «جمهوری اسلامی یک خط عقیدتی به حساب می آید که نمی توان آن را سبک شمرد ایران به عنوان یک خطر بالقوه از لحاظ برد جغرافیای منحصر به فرد است»(۳). و خانم «رایس» وزیر امور خارجه آمریکا، نیز آشکارا اعلام کرد: «واشنگتن از تلاش هایی که برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی ایران صورت می گیرد پشتیبانی می کند»(۴).
این سخنان و نظایر آن حاکی از نقش و جایگاهی است که انقلاب اسلامی در منطقه و جهان پیدا نموده و تهدیدی است که از این ناحیه متوجه منافع غرب شده است.
از این رویکسان بر شمردن سرنوشت و وضعیت کشور، قبل و بعد از انقلاب به دور از واقعیات موجود و فاقد منطقی صحیح است. هر چند در میان تحلیل هایی که مورد علل پیروزی انقلاب اسلامی شده فرضیه های توطئه نیز وجود دارد که «از سوی برخی وابستگان رژیم و سلطنت طلب ها و برخی مارکسیست ها مطرح شده که انقلاب را توطئه طرح ریزی شده به وسیله قدرت های خارجی مانند آمریکا و انگلیس می دانند»(۵).
«در مورد دلایل و انگیزه های غرب برای سرنگونی رژیم پهلوی گروه های مختلف نظرات متفاوتی ارائه نموده اند که به اختصار به برخی از آنها اشاره می کنیم:
الف. گروهی معتقدند که غرب می خواست بدین وسیله شاه را به سبب نقش کلیدیش در افزایش قیمت نفت اوپک در نیمه اول دهه ۱۳۵۰ تنبیه کند.
۲. به زعم گروه دیگر ایران در سال های آخر حکومت پهلوی سریعا به سمت پیشرفت و صنعتی شدن گام بر می داشت، حسادت غربی ها از پیشرفت های ایران و در خطر دیدن بازارهای مصرف ایران و منافع آنان در ایران زمینه توطئه علیه شاه شد. شاه در کتاب «پاسخ به تاریخ» به هر دو عامل فوق اشاره می کند.
۳. برخی ادعا دارند که چون شاه بعد از کودتای ۲۸ مرداد به آمریکا نزدیک شده بود، انگلیس می خواست بدین وسیله از آمریکا انتقام بگیرد.
۴. مارکسیست های ایرانی نیز به شیوه دیگری به نظریه توطئه توسل جسته اند به نظر این گروه در نتیجه تضاد های درونی رژیم در سال های آخر عمرش شرایط ذهنی و عینی انقلاب بوجود آمده بود و کشور می رفت تا پذیرای یک انقلاب کمونیستی (البته به زعم این گروه) شود اما آمریکا به موقع دخالت کرد و با توطئه چینی، انقلاب اسلامی را خلق کرد تا از تولد انقلابی کمونیستی جلوگیری کند»(۶).
اما این گونه نگرش ها به انقلاب اسلامی مبتنی بر اوهام و خیالات این افراد و ناشی از درک نکردن ماهیت و اهداف انقلاب اسلامی و قیام مردم است و متکی بر هیچ سند و مدرک معتبری نبوده و از پیش فرض های سست و بی پایه برخوردار است(برای اطلاع بیشتر ر.ک: نقد آسیب شناسانه تئوری های انقلاب، محمد تقی سبزه ای).
واقعیت این است که اگر شناخت صحیحی از انگیزه مردم در قیام بر علیه رژیم شاه و ماهیت انقلاب اسلامی داشته باشیم گرفتار چنین تحلیل های غیر علمی و غیر منطقی نخواهیم شد. به راستی چه عاملی موجب شد که مردم یکپارچه و بدون توجه به جریان ها و گروه های سیاسی همه گرد رهبری مکتبی جمع شده و رژیمی را که از حمایت بی دریغ قدرت های بزرگ بهره مند بود را ریشه کن نمایند؟ آیا چیزی جز اسلام می توانست این یکپارچگی را بوجود آورد، همان عاملی که در کلیه شعارهای قاطع و کوبنده همه قشرهای مردم متجلی بود و نشان دهنده شعور و آگاهی مردم نسبت به اسلامی بودن انقلاب بود؟ اسلام تنها چیزی بود که این یکپارچگی را بوجود آورد و جز این اگر شعار و شعور دیگر حاکم بود، بی شک به این وحدت لطمه وارد می آورد و به اختلاف نظر می کشاند. از این رو در همه پرسی ۱۲ فروردین ۱۳۵۸ بیش از ۹۸% مردم به جمهوری اسلامی رأی مثبت دادند. شهید مطهری(ره) در مورد ماهیت انقلاب اسلامی فرمودند: «نهضت ما واقعا یک نهضت اسلامی بوده است با آن که نهضت از سویی خواهان عدالت بود و از سوی دیگر در جستجوی آزادی و استقلال ولی عدالت را در سایه اسلام می خواست و استقلال و آزادی را در پرتو اسلام جستجو می کرد و به عبارت بهتر نهضت ما همه چیز را با رنگ و بوی اسلامی طلب می کرد. این همان جهت مورد خواست و میل ملت بود»(۷).
بنابراین چگونه می توان سرنوشت کشور را قبل و بعد از انقلاب یکسان دانست و بر این اعتقاد بود که سرنوشت کشور ما چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب توسط انگلیس رقم می خورد. در حالی که ماهیت و ویژگی ها و اهداف انقلاب اسلامی و واقعیات عینی خلاف آن را ثابت می کند. چگونه می توان پذیرفت که قدرت های بزرگ سرنوشت کشوری را رقم بزنند که دارای نظامی اسلامی و فرهنگ دینی بوده و در خلاف جهت منافع آنان گام بر می دارد.
نگاهی به قانون اساسی که میثاق ملی و دینی ماست و اهداف انقلاب اسلامی در آن تبلور پیدا کرده است گویای این واقعیت است که انقلاب اسلامی بر پایه فرهنگ اسلام و خواست مردم و اراده آنان در تحقق کشوری مستقل و آزاد شکل گرفته است از این رو سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران بر اساس نفی هر گونه سلطه جویی و سلطه پذیری حفظ استقلال همه جانبه و تمامیت ارضی کشور، دفاع از حقوق همه مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت های سلطه گر و روابط صلح آمیز متقابل با دول غیر محارب(۸) استوار شده است. همچنین صحنه های زیبایی مشارکت عمومی مردم در عرصه های مختلف نظام اسلامی از دفاع غیرتمندانه در دوران جنگ تحمیلی گرفته تا حضور در راهپیمائی ها و انتخابات بیانگر عزم و اراده مردم در حفظ استقلال و عظمت کشور خویش است. پیشرفت های بزرگی که پس از انقلاب اسلامی در زمینه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، نظامی و ... به دست آمده نشانگر حرکت رو به رشد کشور و زمینه ساز تحقق استقلال همه جانبه کشور است. اینها همه این فرضیه را باطل می کنند به این موارد باید دشمنی انگلستان با انقلاب اسلامی و حمایت های آشکار آن کشور از عراق در طول جنگ تحمیلی را نیز اضافه نمود.
-------------------
پی نوشت ها:
۱. محمدی، منوچهر، انقلاب اسلامی، زمینه ها و پیامدها، قم: نشر معارف، ۱۳۸۰، ص ۱۳۴.
۲. روزنامه اطلاعات، ۲۸/۱/۶۲.
۳. خلیلی، اسدالله، روابط ایران و آمریکا، بررسی دیگاه نخبگان آمریکایی، مؤسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ایران معاصر، تهران: ۱۳۸۱، ص ۴۸۶.
۴. روزنامه کیهان، ۳/۴/۸۲.
۵. جمعی از نویسندگان، انقلاب اسلامی و چرایی و چگونگی رخداد آن، قم: نشر معارف، ۱۳۷۸، ص ۱۸.
۶. سبزه ای، محمد تقی، نقد آسیب شناسانه تئوری های انقلاب، ۱۳۷۷، صص ۱۶ و ۱۷.
۷. مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی، تهران: انتشارات صدرا، ۱۳۷۴، ص ۵۴.
۸. قانون اساسی، اصل ۱۵۲.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.