انقلاب اسلامی لیبی ۱۳۹۰/۶/۲ - ۱۹ بازدید


۱- اواخر اردیبهشت ماه امسال، آقای «فهمی هویدی»، متفکر و نویسنده معروف مصری به کیهان آمده بود. دورادور با هم آشنا بودیم. آمده بود درباره تحولات منطقه، گپ و گفتی داشته باشیم. سخن از چرخش یکصد و هشتاد درجه ای شرایط منطقه به نفع ملت های مسلمان و سقوط پی درپی دیکتاتورها در میان بود و تحول پرشتاب مصر و... در میانه این مباحث، آقای فهمی هویدی از نگارنده پرسید؛ آیا خیزش عظیم مردم مصر را پیش بینی می کردید؟ پاسخ آن بود که؛ امام راحل ما(ره) بازگشت ملت های مسلمان به هویت اسلامی خویش و پیدایش انقلاب هایی نظیر انقلاب اسلامی ایران را پیش بینی کرده و با قاطعیت و اطمینان از وقوع آن خبر داده بودند و از مصر با توجه به فرهنگ غنی و سوابق مبارزاتی آن به طور ویژه یاد کرده بودند، بنابراین باید عرض کنم که ما در ایران اسلامی از مدت ها پیش در انتظار بودیم... و سپس به مزاح از آقای فهمی هویدی پرسیدم؛ آیا شما در مصر، کمی تاخیر نداشته اید؟ و آقای هویدی ضمن خوش و بش در قبال این مزاح و تاکید بر این که نظرات حضرت امام(ره) را شنیده و درباره آن نوشته هایی داشته است، گفت(نقل به مضمون)؛ شما در ایران دوران پهلوی، ظلم و بیدادگری را می دیدید و با آن مخالف بودید، یعنی می دانستید که «چه نمی خواهید» و ما هم در مصر دوران سادات و حسنی مبارک، شاهد ستم ها و خیانت ها بودیم و آن را نمی خواستیم، یعنی ما هم مثل شما می دانستیم که «چه نمی خواهیم»، اما، شما به برکت وجود امام خمینی(ره) و نسخه ای که ایشان برای حاکمیت اسلام در دست داشت، علاوه بر آن که می دانستید چه نمی خواهید، به خوبی نیز می دانستید که چه می خواهید، ولی ما در مصر و سایر کشورهای اسلامی از این نعمت محروم بودیم و اگرچه شماری از انقلابیون و صاحبنظران، نسخه اسلامی را چاره ساز می دانستند ولی این دیدگاه در میان توده های مردم طرفداران انبوه و فراوانی نداشت، اما، رهبری امام خمینی و پس از ایشان امام خامنه ای طی ۳۰ سال گذشته و عبور مقتدرانه ایران اسلامی از عقبه ها و توطئه ها به ملت های مسلمان آموخت که اقتدار، سربلندی، استقلال، آزادی، پیشرفت های علمی، رسیدن به قله های تکنولوژی، حضور مقتدرانه و با افتخار در عرصه های بین المللی و... همه در رویکرد به یک نظام حکومتی برخاسته از آموزه ها و قوانین اسلامی امکان پذیر است. این باور امروزه در میان تمام ملت های مسلمان مشترک است و نسخه حکومتی اسلام را با هیچ نسخه دیگری عوض نمی کنند.
همین جا گفتنی است؛ «ایمانوئل والراشتاین» از نظریه پردازان بلندآوازه آمریکایی که اصلی ترین حوزه فعالیت وی «نظم نوین جهانی» بوده است، با تأسف می گوید «اصلی ترین مانع ما برای استقرار نظم نوین جهانی، نظرات [امام] خمینی و مخصوصاً دکترین «ولایت فقیه» اوست که در آن، از اسلام، نسخه حکومتی استخراج شده و بر باورهای مردم مسلمان تکیه دارد.» والراشتاین در ادامه می گوید «تا آنجا که مطالعات ما نشان می دهد، همه نظریه ها و دکترین ها در گذر زمان، کهنه و کمرنگ می شوند ولی نظریه ولایت فقیه امام خمینی، هر روز پررنگ تر و سرزنده تر می شود و ملت های مسلمان منطقه را به سوی خود می کشاند» و...
۲- کشورهای اسلامی اگرچه به لحاظ هویت- تا حدودی- متفاوت دیکتاتورهای حاکم و برخی شرایط ژئوپولیتیک با یکدیگر تفاوت های جزئی دارند ولی اعتقاد ملت ها به اسلام و دست نشانده بودن دیکتاتورهای حاکم در تمامی آنها مشترک است و به همین علت خیزش های اسلامی منطقه از سه ویژگی و شاخصه مشترک اسلامی بودن، ضد استکباری بودن - ضدیت آشکار با آمریکا، اسرائیل و سایر قدرت های استکباری- و مردمی بودن به معنای فراگیری انقلاب و اختصاص نداشتن آن به یک قشر خاص اجتماعی، برخوردارند. بنابراین به وضوح می توان دید که برپایی نظام اسلامی، با الگوی تعریف شده و اعلام شده انقلاب اسلامی در ایران، سرانجام غیر قابل بازگشت تمامی این خیزش هاست هر چند که مقدمات و مسیرهای پیش روی آنها در تونس، مصر، یمن، لیبی، عربستان، بحرین، اردن و... با یکدیگر تفاوت های جزئی داشته باشند. به عنوان مثال از هم اکنون می توان حدس زد که خیزش اسلامی آغاز شده در عربستان، به احتمال زیاد با ریختن خون بسیاری از وهابیون حاکم بر این کشور همراه خواهد بود. وهابیونی که کانون اتصال آنها دربار آل سعود است و در وابستگی به بیگانگان علیه مردم آن سامان دست به جنایات فجیع و هولناک و غیر قابل بخششی زده اند و همین سرنوشت در انتظار آل خلیفه نیز هست.
این نوشته به مناسبت سقوط دیکتاتور لیبی، نگاهی گذرا به شرایط کنونی این کشور، بعد از سقوط قذافی دارد و در این باره گفتنی هایی هست.
۳- در نگاه اول- که چندان هم دور از واقعیت نیست- سقوط دیکتاتوری چهل و چند ساله قذافی، در پی یک خیزش گسترده مردمی و فاقد سازمان و تشکیلات قوی به دست آمده است و دقیقاً به همین علت است که آمریکا و متحدانش برای مدیریت انقلاب لیبی و هدایت آن به سمت و سوی تحت کنترل پنهان خود دندان تیز کرده اند. اوباما، رئیس جمهور آمریکا در اولین واکنش بعد از اعلام سقوط قذافی، ضمن تبریک سالوسانه این پیروزی به مردم لیبی توصیه کرد که به قواعد دموکراتیک در اداره بعدی کشور خویش وفادار باشند! و با تلویحی نزدیک به تصریح از آنان خواست که به جای ادامه حضور در عرصه، به مدیریت نخبگان و گروه های سیاسی فعال در جریان فروپاشی رژیم قذافی روی آورند! و در همان حال خانم «کاترین اشتون» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، خطاب به مردم لیبی گفت، اتحادیه اروپا برای کمک به مردم لیبی به منظور برقراری یک نظام دموکراتیک در این کشور آمادگی دارد. سارکوزی رئیس جمهور فرانسه، فرانکو فرانتینی وزیر خارجه ایتالیا - از حامیان سرسخت قذافی تا قبل از سقوط- انگلا مرکل صدر اعظم آلمان و برخی دیگر از مقامات بلندپایه اروپایی و آمریکایی نیز اظهارنظرهای مشابهی داشته و برای کمک به مردم لیبی! اعلام آمادگی کردند. این در حالی است که خیزش مردم مسلمان لیبی علیه جنایات همین جرثومه های فساد و تباهی بوده است.
۴- و اما، درباره گروه ها و جریانات فعال در انقلاب اسلامی لیبی، صرفنظر از میزان نقش و ضریب تاثیر آنها می توان به چند گروه و جریان زیر اشاره کرد.
الف: سازمان های شناخته شده اسلامی نظیر اخوان المسلمین. این گروه اگرچه در بسیاری از کشورهای اسلامی- مخصوصا مصر که خاستگاه آن است- حضور موثر و چشمگیری همراه با تابلو و شناسه آشکار دارد ولی در لیبی از این سازماندهی و تشکل بی بهره بوده است و حاکمیت دیکتاتور ی قذافی به آنها اجازه حضور نداده بود. افراد این گروه به عنوان طرفداران و یا اعضای اعلام نشده اخوان المسلمین در خیزش اسلامی لیبی حضور داشته اند.
ب: جریانی متشکل از سیاستمداران و اعضای وابسته به حکومت که پس از آغاز خیزش مردمی از حاکمیت جدا شده و به مردم پیوسته اند. در رأس این جریان، «مصطفی عبدالجلیل» وزیر دادگستری پیشین رژیم قذافی قرار دارد که هم اکنون نیز مسئول «شورای انتقال» لیبی است.
ج: جریانات و گروه های مسلح که بسیاری از آنها در حد و اندازه قابل ذکر و اعتناء نیستند. در رأس این جریانات گروه مسلح «مقاتله الاسلامی» قرار دارد. این گروه متشکل از یک اقلیت «حنفی مذهب» است و با وهابیون و سلفی های عربستان پیوند و روابط نزدیکی دارد. گروه مقاتله الاسلامی، درگیری مسلحانه در لیبی را آغاز کرد که به عقیده برخی از صاحبنظران، تاخیر در پیروزی را به دنبال داشت و بهانه ای در دست قذافی برای دست زدن به قتل عام گسترده مردم بود. این گروه به دو علت در میان مردم لیبی از پایگاه و جایگاه قابل قبولی برخوردار نیست. اول آن که اعضای آن متهم به همکاری با وهابی ها و سلفی های سعودی هستند و دوم، این که، گروه «مقاتله الاسلامی» مذهب حنفی دارند و حال آن که قاطبه مردم مسلمان لیبی از پیروان مذهب مالکی هستند.
برخی گزارش ها از ارتباط این گروه با نمایندگان «ناتو» و «عبدالسلام جلود» مرد شماره ۲ سابق لیبی حکایت می کند.
د: جریان وابسته به غرب که از سوی شاخه نظامی ناتو حمایت می شود. در رأس این جریان «عبدالسلام جلود» مرد شماره ۲ پیشین لیبی قرار دارد. غربی ها در ابتدا تلاش کردند از این جریان با محوریت عبدالسلام جلود برای حذف قذافی و جایگزینی عوامل مورد اطمینان خود در حاکمیت بعدی لیبی استفاده کنند، اما از آنجا که عبدالسلام جلود در میان مردم به همکاری نزدیک با قذافی و همراهی با جنایات وی متهم است، پروژه نفوذ و جایگزینی غرب با شکست روبرو شد.
هـ: در این میان می توان از نیروهای مداخله گر پیمان آتلانتیک شمالی- ناتو- نیز نام برد. نیروهای ناتو اگرچه به ظاهر برای مقابله با قذافی و در پوشش حمایت از مردم لیبی وارد صحنه شده بودند، ولی برخلاف آنچه از میزان توان نظامی ناتو انتظار می رفت، در برخورد با قذافی مسامحه آشکار و تردیدبرانگیزی داشتند و در همان حال، از بمباران محل تجمع مردم انقلابی به بهانه «اشتباه تاکتیکی» دریغ نورزیدند. ناتو نیز در میان مردم پایگاهی ندارد، چرا که خیزش اسلامی مردم علیه کشورهای تشکیل دهنده پیمان «ناتو» نیز بوده است.
و: و بالاخره، به عنوان اصلی ترین جریان حاضر و موثر در انقلاب اسلامی لیبی، باید از توده های عظیم مردم مسلمان این کشور یاد کرد که خیزش انقلابی منجر به سقوط قذافی مدیون حضور فداکارانه و مقاومت و ایستادگی جانانه آنها بوده و هست.
توده های مردم با تابلوی اسلامی و هدف تعریف شده - و از ابتدا به صراحت اعلام شده- تشکیل یک نظام حکومتی برخاسته از آموزه های اسلامی به صحنه آمده و پیروزی نهایی را رقم زده اند. شناسه اصلی آنان، شعارهای «الله اکبر»، «اسلام دین من است»، «قذافی کافر است»، «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» بوده است. مردم اصرار داشتند که از مساجد آغاز کنند و در خیابان ها به نماز جماعت بایستند. گفتنی است سه روز پیش، وقتی برای تسخیر نهایی طرابلس حرکت کردند به یکدیگر وعده می دادند که «نماز عید فطر را بدون حضور قذافی در طرابلس برپا می کنیم و به شکرانه پیروزی اسلام بر کفر، پیشانی سجده بر خاک می نهیم».
وقتی پای توده های مردم در میان است باید به قبایل لیبی نیز اشاره کرد. در لیبی نزدیک به ۰۴۱ قبیله حضور دارند که از آن میان، ۰۳ قبیله از اهمیت و جایگاه موثر و برجسته ای برخوردارند. برخی از ناظران بر این باورند که قوس نزولی منجر به سقوط قذافی هنگامی آغاز شد که قبایل یاد شده علیه قذافی با یکدیگر پیمان بستند و خدای «عمر مختار» قهرمان مسلمان استقلال لیبی از استعمار ایتالیا را بر این پیمان شاهد گرفتند.
۵- امروز، در پی سرنگونی حکومت قذافی، آمریکا و متحدانش اصرار دارند که تعیین سرنوشت لیبی و نوع حکومت آن به شورایی متشکل از اعضای گروه ها و جریانات یاد شده سپرده شود و مخصوصا روی ترک صحنه از سوی مردم اصرار دارند. چرا که در این حالت، اولا؛ سهم صاحبان اصلی انقلاب یعنی توده های مردم، حداکثر در حد و اندازه عضویت یک یا دو نفر در شورای یاد شده تقلیل خواهد یافت و ثانیا؛ گروه های دیگر که تقریبا تمامی آنها طرفدار سکولاریسم و جدایی دین از سیاست هستند، نوع نظام حکومتی آینده لیبی را رقم خواهند زد. اما، خوشبختانه در سوی دیگر این میدان توده های عظیم مردم حضور دارند که بارها با صراحت اعلام کرده اند، به کمتر از حکومت اسلامی و نظام برخاسته از آموزه های دین مبین اسلام رضایت نخواهند داد. و طرفه آن که به قول نیکلای سارکوزی - رئیس جمهور فرانسه- مادام که پای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک الگو در میان است، هیچیک از ملت های مسلمان خاورمیانه و شمال آفریقا به پذیرش حاکمیتی غیراسلامی و سکولار تن نمی دهند.
(همه به این نسخه چشم دوخته اند , حسین شریعتمداری, کیهان, چهارشنبه ۲ شهریور ۱۳۹۰)

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.