انقلاب سفید شاه ۱۳۸۶/۰۶/۱۸ - ۱۶۲۰ بازدید

چرا علما با انقلاب سفید شاه مخالفت کردند؟

انقلاب سفید:


یکم- دلایل و زمینه ها:


رژیم پهلوی و در رأس آن محمدرضا در جهت خواست های استعمارگرانه امریکا و همچنین تغییر فکر مردم ایران و مدرنیزاسیون، دستورالعمل دیکته شده استکبار را که در کشوهای دیگر به اجرا درآمده بود به عنوان انقلاب سفید به مردم ایران عرضه نمود و آن را به رفراندم گذاشت :
پس از آن که لایحه انجمن هاى ایالتى و ولایتى، با مخالفت و مقاومت پى گیر و قاطع امام خمینى (ره) و دیگر مراجع رو به رو و سر انجام از سوى هیات وزیران رسما ملغى گردید. سپس شاه تصور کرد که اگر خود مجرى چنین رفرم هایى شود با مخالفت جدى مواجه نشده و اقداماتش با موفقیت همراه خواهد بود.آن چه شاه را واداشت تا مسؤولیت این کار را بر عهده گیرد، تعهدى بود که در قبال تعویض و بر کنارى على امینى به امریکا سپرده بود.در واقع رفرم هاى مذکور که پیش از این در قالب لایحه انجمن هاى ایالتى و ولایتى با شکست مواجه شده بود، با حذف و اضافاتى مجددا مورد توجه قرار گرفت.از این رو شاه در ۱۹ دى ماه ۱۳۴۱ ه.ش - سالروز اصلاحات ارضى - به طور رسمى اعلام کرد قصد دارد اصول شش گانه اى را به رفراندوم بگذارد.این اصول که شاه به آن ها نام انقلاب سفید داده بود، در حقیقت همان رفراندوم هایى بود که امریکا به کشورهاى توسعه نیافته اعلام کرده بود.

دوم-اصول شش گانه :


اصول فوق، با جملاتى زیبا و سنجیده معرفى شده بود که مخالفت با آنها، مخالفت با منافع عمومى و مصالح ملى قلمداد مى گردید. این اصول عبارت بود از: ۱. الغاى رژیم ارباب و رعیتى; ۲. ملى کردن جنگل ها در سراسر کشور; ۳. فروش سهام کارخانه هاى دولتى به عنوان پشتوانه اصلاحات ارضى; ۴. سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه هاى تولیدى و صنعتى; ۵. اصلاح قانون انتخابات; ۶. ایجاد سپاه دانش به منظور اجراى تعلیمات عمومى و اجبارى.

سوم- مخالفت امام(ره) و علما:


امام خمینى (ره) بار دیگر مراجع قم را به تشکیل جلسه و اخذ تصمیم فرا خواند.بدین ترتیب جلسه اى برگزار و در نهایت قرار شد نماینده اى از سوى رژیم دعوت شود تاانگیزه شاه را از طرح این لوایح توضیح دهد.به همین منظور آقاى بهبودى روانه قم شد و بى درنگ با مقامات روحانى و علماى قم به گفت و گو نشست و چند بار نیز بین تهران و قم رفت و آمد کرد و نظرات و پیشنهادهاى علماى قم را به رژیم و پاسخ هاى شاه را به آنان رساند. بى نتیجه ماندن گفت و گوى علما با نماینده شاه، سبب شد آن ها آیت الله آقا روح الله کمالوند - که از علماى بزرگ خرم آباد و داراى شم سیاسى بود - را به نزد شاه روانه کنند.شاه در پاسخ به پرسش هاى مرحوم کمالوند، به جاى این که توضیح روشنى به وى دهد، مى گوید: «اگر آسمان به زمین بیاید و زمین به آسمان برود من باید این برنامه را اجرا کنم، زیرا اگر نکنم از بین مى روم » .در پایان نیز از علماى ایران گلایه مى کند که چرا او را همانند علماى اهل سنت اولى الامر خطاب نمى کنند و براى او دعا گو نیستند. پس از مراجعت آیت الله کمالوند، مراجع و علماى قم جلسه اى تشکیل دادند تا نتیجه ملاقات وى با شاه را جویا شوند.پس از شنیدن سخنان وى، روشن شد که اصول ادعایى شاه مورد حمایت کامل امریکاست تا جایى که ادامه سلطنتش به اجراى آن ها بستگى دارد.
امام خمینى (ره) در واکنش به اصرار شاه بر انجام رفراندوم، در روز ۲ بهمن ۱۳۴۱، ه.ش طى اعلامیه اى آن را تحریم کرده و رفراندوم اجبارى نامید که در مقابل حکم اسلام و قانون اساسى بى ارزش است.به دنبال انتشار این اعلامیه، بازار تهران تعطیل شد و کسبه با سر دادن شعارهایى علیه رفراندوم به تظاهرات پرداختند.گروهى از مردم و دانشجویان مسلمان دانشگاه تهران نیز تظاهرات بر پا کردند که مورد هجوم پلیس قرار گرفته و تعدادى از آن ها مجروح و دستگیر شدند.در قم نیز تظاهرات مردمى با حمله پلیس و مجروح شدن و دستگیرى عده اى مواجه شد.
در این شرایط شاه براى این که پیش از رفراندوم، مراجع و علماى قم را متقاعد کند با اطلاع پیشین به قم سفر کرد.فرماندار قم تلاش نمود تا علما را به استقبال شاه ببرد، اما این حرکت با اقدام به موقع امام خمینى (ره) خنثا شد.ایشان بلا فاصله اعلامیه اى منتشر کرد و خروج مردم را از خانه هایشان تحریم نمود.شاه در روز ۴ بهمن وارد این شهر شد اما بازارها و مغازه ها یک پارچه تعطیل بود و به جز افراد مزدورى که از قبل براى این کار آورده بودند، کسى در خیابان ها و معابر دیده نمى شد.شاه پس از سخنرانى تند و خشمگینانه علیه روحانیت بى هیچ دستاوردى به تهران بازگشت.

چهارم- برگزاری رفراندوم:


با تمام مخالفت هایى که صورت گرفت سر انجام رفراندوم در ششم بهمن ماه ۱۳۴۱ برگزار گردید و بنا به اعلان رسانه هاى گروهى پنج میلیون و ششصد هزار نفر به لوایح مذکور راى مثبت دادند!
پس از رفراندوم که با نیرنگ، تقلب و تهدید گسترده همراه بود، روزنامه ها با تبلیغات گسترده این «پیروزى » را به شاه و مردم تبریک گفتند.حامیان خارجى دربار نیز پیام هاى تبریک براى شاه فرستادند و رئیس جمهور امریکا اعلام داشت: «مسلم است که این پشتیبانى ملى اعتماد آن اعلیحضرت را به درستى راهى که برگزیده اند تقویت کرده.»
ریچارد کاتم، کارشناس پیشین وزارت خارجه امریکا در ایران، از معدود مخالفان شرایط انجام رفراندوم بود.او در نامه اى به روزنامه نیویورک تامیز که از اصول انقلاب سفید شاه و موفقیت وى در انجام رفراندوم به شدت دفاع مى کرد، چنین نوشت: «رفراندوم شاه نه آزاد بود و نه یک پیروزى براى دموکراسى و حکومت مردم بر مردم به شمار مى آید.» یک مورخ فرانسوى نیز چنین نوشت: «پوچ بودن نتیجه رفراندوم - ۹/۹۹%آرى - وقتى آشکار شد که چند ماه بعد، موج تظاهرات در خیابان ها به راه افتاد و این بار گروهى از روحانیان بر ضد رژیم موضع گیرى کردند.آیت الله خمینى اعتراضات را رهبرى مى کند.او از اقامتگاه خود در شهر قم مستقیما شاه را با لحن تندى مخاطب قرار مى دهد.»
با توجه به شرایط پیش آمده، روحانیان به پیشنهاد امام خمینى (ره) تصمیم گرفتند بعنوان اعتراض در ماه مبارک رمضان آن سال که از هشتم بهمن ماه آغاز مى شد، از رفتن به مساجد خوددارى کنند و براى جلب نظر عمومى در تمام ماه رمضان، مراسم سخنرانى ها و مساجد را تعطیل نمایند.

پنجم- دلایل مخالفت امام (ره)


امام در پاسخ به استفتاى جمعى از متدینان تهران - که از تصویب ملى سؤال کرده بودند - مى نویسد:
«به نظر این جانب رفراندوم که به لحاظ رفع بعضى از اشکالات به اسم تصویب ملى خوانده شده، مخالف راى جامعه، روحانیت اسلام و اکثریت قاطع ملت است » . ایشان در ادامه ایرادات خود بر تصویب ملى یا رفراندوم نوشته بود: «به پاره اى از اشکالات اشاره مى نمایم: ۱.در قوانین ایران رفراندوم پیش بینى نشده است.۲.معلوم نیست چه مقامى صلاحیت دارد رفراندوم نماید و این امرى است که باید قانون معین کند.۳.لوایح ششگانه مبهم اند و فاصله اعلان آن ها تا زمان برگزارى رفراندوم اندک است و مردم مهلت اندیشیدن درباره آن ها را ندارند.۴.اکثریت جامعه ایران قوه تشخیص فهم این اصول را ندارند.۵.راى دادن باید در محیط آزاد باشد و این در ایران عملى نیست » .در آخر نیز تاکید فرمود که: «به نظر مى رسد این رفراندوم اجبارى مقدمه براى از بین بردن مواد مربوط به مذهب است، علماى اسلام از عمل سابق دولت راجع به انتخابات انجمن هاى ایالتى و ولایتى براى اسلام، قرآن و مملکت احساس خطر کرده اند و به نظر مى رسد که همان معانى را دشمنان اسلام مى خواهند به دست جمعى مردم ساده دل اغفال شده اجرا کنند» .
منابع:
۱. عبد الوهاب فرانى، از مرجعیت تا تبعید امام خمینى، ص ۴۰.
۲. بارى روبین، جنگ قدرتها در ایران، مترجم محمود مشرقى، ص ۹۶.
۳. کریستین دلانوآ، ساواک، ترجمه عبد الحسین نیک گهر، ص ۹۱.
۴. سیدحمید روحانى، نهضت امام خمینى ،ج ۱، ص ۳۰۹.
۵. انقلاب اسلامى و چرایى و چگونگى رخداد آن، جمعى از نویسندگان ،ص ۷۲ .

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.