انگلیس، کودتای ۱۲۹۹ و سلطنت رضا خان ۱۳۹۳/۱۲/۲ - ۱۲۹ بازدید

سلام. میخواستم درباره کودتای ۱۲۹۹ بدانم.اینکه چه کسانی در این جریان دخیل بودند و چرا؟
ممنون
انقلاب مشروطه با اهداف متعددی ازجمله تشکیل مجلس قانونگذاری، برخورداری افراد جامعه از حقوق قانونی، ایجاد نظام دموکراتیک و تقسیم قدرت آغاز و پیش رفت. پس از پیروزی انقلاب مشروطه اگرچه برخی از این اهداف چون تشکیل مجلس شورای ملی تحقق یافتند، و لیکن با توجه به عدم هماهنگی و انسجام میان رهبران مشروطه و تضاد منافع آنها در کنار تحریکات محمدعلی شاه و درباریان که حاضر به تقسیم قدرت نبودند و دخالتهای روسیه و انگلستان، کشور را عرصه درگیریها و کشمکشهایی ساخت که پس از فراز و نشیبهای فراوان و گذشت چندین سال به سقوط سلسله قاجار در و روی کار آمدن دیکتاتوری رضاشاه منجر شد. سالهای پس از مشروطه با توجه به درگیری های داخلی و دخالت های خارجی منجر به هرج و مرج شدیدی شده و تنشهای اقتصادی و سیاسی، کشور را در آستانه از هم گسیختگی قرارداد. دولت مرکزی جز در تهران و نواحی اطراف آن قدرت نداشت و نمی توانست برای برقراری امنیت در کشور ا قدامی انجام دهد، هرج و مرج و آشفتگی ها در کشور با شروع جنگ جهانی اول و ورود نیروهای خارجی به ایران شدت بیشتری یافت. سال ۱۲۹۴ ش / ۱۹۱۵ م نیروهای متخاصم از هر طرف به خاک ایران وارد شدند، دولت ایران که از همان ابتدا در جنگ اعلان بی طرفی کرده بود قادر نبود در برابر این تجاوزات کاری صورت دهد. سرانجام سال ۱۹۱۸م جنگ جهانی اول با شکست آلمان و عثمانی به پایان رسید. ایران که با توجه به موقعیت مهم جغرافیایی خود و حضور نیروهای بیگانه ناخواسته درگیر این جنگ شده بود پس از پایان جنگ نه تنها سودی نبرد، بلکه دولت های پیروز حتی به نمایندگان ایران که در جریان جنگ متحمل خسارات فراوان اقتصادی و اجتماعی شده بود، اجازه حضور در کنفرانس صلح ورسای را نیزندادند. دوران پس از جنگ جهانی اول یکی از آشفته ترین و بی ثبات ترین دوره های تاریخی ایران بود. احمدشاه تمایلی به امور سیاسی نشان نمی داد، دولت های مشروطه قدرت و توانایی لازم را در اختیارنداشته و بسرعت تغییر می کردند، امنیت داخلی از میان رفته بود، نیروی نظامی منسجم و کارآمدی در کشور وجود نداشت،اوضاع اقتصادی بسیار نامناسب بود و مردم درنهایت فقر و ناامیدی زندگی می کردند و حضور نیروهای بیگانه در نقاط مختلف کشور نیز استقلال ایران را بشدت تحت الشعاع قرار داده بود. با توجه به خلأ قدرتی که در این زمان در ایران وجود داشت برخی نیروهای انقلابی در نقاط مختلف کشور چون گیلان و آذربایجان قدرت گرفتند و در برابر دولت مرکزی قدعلم کردند و زمزمه هایی مبنی بر استقلال و جدایی این مناطق به گوش می رسید. در سایر نقاط چون کردستان، خوزستان و بلوچستان، ایلات و طوایف با استفاده از ضعف دولت مرکزی درصدد احیای قدرت خود بودند و به مانعی جدی برای ایجاد دولت متمرکز و قدرتمند در ایران تبدیل شده بودند. با توجه به این شرایط تمامیت ارضی ایران بشدت در معرض خطر بود و دولت هایی که در تهران روی کار می آمدند همواره با مشکلات شدید مالی مواجه بوده و تشکیلات اداری کارایی چندانی نداشت. در چنین اوضاع آشفته ای برقراری امنیت و ثبات در ایران به آرزویی دست نیافتنی تبدیل شده بود و ا فراد آزادیخواه و وطن پرست در تلاش بودند زمینه مناسبی برای ایجاد دولتی مقتدر در ایران فراهم سازند تا با ایجاد امنیت به رونق تجارت، کشاورزی و رفاه در جامعه بپردازد. ا ز سوی دیگر پیروزی انقلاب بلشویکی روسیه در سال ۱۹۱۷ م، شکل گیری قیام های ضدانگلیسی در آذربایجان و گیلان و حمایت دولت جدید روسیه از آنها، منافع سیاسی و ا قتصادی انگلیس در ایران را بشدت در معرض خطر قرار داده بود و امکان داشت به علت نبود نیروی بازدارنده داخلی و آشفتگی اوضاع اجتماعی و اقتصادی، زمینه مناسبی برای نفوذ و گسترش افکار کمونیستی در ایران و به تبع آن در سایر نقاط آسیا بخصوص هند فراهم شود. دولت انگلستان برای سامان دادن به این شرایط ابتدا سعی کرد با انعقاد قرارداد ۱۹۱۹ کنترل امور را در اختیار بگیرد، اما مخالفت های شدیدی علیه این قرارداد در داخل و خارج از ایران و حتی در انگلستان ایجاد شد. پس از این انگلیسی ها تصمیم گرفتند با انجام کودتایی قدرت را در اختیار بگیرند. سیدضیاءالدین طباطبایی برای رهبری سیاسی کودتا انتخاب شد و برای تامین نیروی نظامی کودتا هم نیروهای قزاق که تا حدودی مورد اطمینان انگلیسی ها بودند در نظر گرقته شدند. به همین منظور ژنرال آیرون ساید با نیروهای قزاق مستقر در منطقه آق بابا تماس گرفت و سرانجام یکی از افسران قزاق به نام رضاخان میرپنج برای شرکت در کودتا انتخاب شد. پس از انجام کارهای لازم در اول اسفند ۱۲۹۹ ش نیروهای قزاق با همراهی سیدضیاء به سمت تهران حرکت کردند و با توجه به این که با مقاومت جدی مواجه نشدند براحتی وارد تهران شدند. در پی این اتفاقات در روز سوم اسفند ۱۲۹۹ ، احمدشاه طی فرمانی سیدضیاء الدین طباطبایی را به ریاست الوزرایی ایران انتخاب کرد و رضاخان میرپنج نیز به وزارت جنگ منصوب شد. توضیحات تکمیلی پیرامون نقش انگلیس در کودتا: اعترافاتی که در سریال کلاه پهلوی به نقل از رادیو بی بی سی فارسی آن روزگاران پخش شد واقعیاتی است که در تاریخ ثبت و ضبط شده است و در آن بر نقش دولت انگلیس در روی کار آوردن و سپس کنار زدن رضاخان صحه گذاشته شده است ، هر چند حتی بدون وجود چنین اعترافاتی نیز این نقش در ایران مشخص بود و در واقع این اعترافات را می توان تاکیدی بر واقعیات آشکار دانست . به هر حال این اعترافات در تاریخ ثبت و ضبط شده است و در برخی کتب نیز بدان اشاره شده است که از جمله آنها باید به دو کتاب «پنجاه سال نفت ایران ، اثر مصطفی فاتح» که در سال ۱۳۳۵ چاپ شده است و نیز کتاب «تاریخ سیاسی معاصر ایران ، نوشته سید جلال الدین مدنی» اشاره کرد که عبارات دو کتاب با اختلاف بسیار ناچیزی عین هم می باشند که به همین دلیل ما نیز عین همین اعترافات را به نقل از کتاب دوم در اینجا درج می کنیم : « شما از سیاست دولت انگلیس در ایران آگاه نیستید، این سیاست ساده و روشن است اما کسی به آن پی نمی‌برد. سیاست انگلیس در ایران مبتنی بر دوستی است، دوستی دو قسم است، دوستی بی‌غرض و دوستی با غرض، دوستی بی‌غرض به ملت ایران مخصوص دانشمندان است، اما دوستی دولت انگلیس نسبت به ایران و نسبت به هیچ کشور دیگری دوستی بی‌غرض نیست و نمی‌تواند باشد. در سیاست، بی‌غرض نمی‌توان بود، نهایت اینکه غرض ممکن است صالح باشد و ممکن است فاسد باشد. سیاست دولت انگلیس نسبت به ایران مبنی بر غرض صالح است به این معنای که ما مصلحت خود را چنین تشخیص داده‌ایم که ایران باید مستقل و تمامیت حاکی آن محفوظ و نظم و امنیت در آن مستقر باشد، چرا که ایران نه فقط دروازه هندوستان است بلکه دروازه تمام آسیا است و عدم استقلال و بی‌نظمی و اغتشاش در آنجا برای ما مضر بلکه خطرناک است این است وجه دوستی ما نسبت به ایران که از روی غرض است... دولت انگلیس از این سیاست اصلی منحرف نمی‌شود مگر به یکی از دو علت: یکی این که مأیوس شود از اینکه دولت ایران بر پای خود بماند و دیگر اینکه منافع حیاتی خود را در ایران در مخاطره ببیند در این صورت چاره ندارد از اینکه هر دست و پایی می‌تواند بکند و کسی هم حق ندارد که بر او ملامت کند مثلاً قراردادی که ما در سال ۱۹۰۷ م با دولت تزاری روس بر سر ایران بستیم و آن را به منطقه‌های نفوذ تقسیم کردیم بدین دلیل بود که آن زمان پس از چندین سال مجاهده مأیوس شده بودیم از اینکه دولت ایران بتواند استقلال خود را حفظ کند. و می‌دیدیم که به سرعت زیر دست دولت تزاری می‌رود و وسیله آن قرارداد خواستیم یک اندازه از تجاوزات روسیه تزاری جلوگیری کنیم. همچنین در زمان جنگ بین‌الملل اول ما در کارهای مداخله کردیم چون که به سبب شیطنت‌های آلمانی‌ها و عثمانی‌ها منافع خودمان را در خطر می‌دیدیم. و نیز در سال ۱۹۱۹ م که قراردادی با ایران بستیم و بسیاری مردم گمان بردند ما می‌خواهیم ایران را تحت حمایت خود درآوریم، به سبب آن بود که از مشاهده وقایع چندین ساله مأیوس شده بودیم که ایرانی‌ها بتوانند امور خود را اداره کنند. پس از آنکه دیدیم ملت ایران نسبت به آن قرارداد بدبین است و آن را مبتنی بر فرض غرض فاسد می‌داند قرارداد را الغاء کردیم و در عوض از دولت ایران تقویت و مساعدت کردیم که نظم و اقتدار را در کشور خود برقرار نماید. تقویت و مساعدت ما از رضاشاه سرش این بود و باید انصاف داد که او در چند سال زمامداری خود به اصلاح امور کشور پرداخت، لیکن متأسفانه آن پادشاه به مرور زمان هر چه قدرتش بیشتر شد از راه صحیح بیشتر منحرف شد و به کارهای بی‌قاعده دست برد و ملت ناراضی شد. گمان نکنید ما هم راضی بودیم اما چه می‌توانستیم بکنیم؟ دشمنان القاء می‌کردند که ما رضاشاه را اداره می‌کنیم و هر چه می‌کند به دستور ما است ولی چنین نبود تا وقتی که دیدیم شیطنت آلمانی‌ها و غفلت شاه منافع ما را دارد به خطر می‌اندازد. این بود که برخلاف میل خودمان این اقدام اخیرا را کردیم و اطمینان می‌دهیم که به محض اینکه مخاطره فعلی رفع شد خاک شما را تخیله کنیم و شما را در امور کشور خودتان آزاد و مختار گذاریم و دولت شوروی هم که با ما متحد است همین نیت را دارد؟!» (تاریخ سیاسی معاصر ایران ، سید جلال الدین مدنی ، دفتر انتشارات اسلامی ، جلد ۱ ، ص ۲۶۴) شایان ذکر است اخیرا جک استراو ، وزیر خارجه اسبق انگلیس و نماینده فعلی پارلمان این کشور نیز در مطالبی که از طریق تلویزیون بی بی سی فارسی پخش شد به دخالت های دولت این کشور در تحولات پیش از انقلاب اسلامی از جمله روی کار آوردن محمد رضا پهلوی و حمایت از کودتای ۲۸ مرداد و نیز نگاه استعماری دولت این کشور به ایران در طول تاریخ اعتراف کرد که در نوع خود بی سابقه بود . (رک : روزنامه جمهوری اسلامی ، http://www.jomhourieslami.com/۱۳۹۲/۱۳۹۲۰۸۱۶/۱۳۹۲۰۸۱۶_۰۳_jomhori_islami_akhbar_dakheli_۰۰۱۱.html ) منابع جهت مطالعه : ۱- کاتوزیان، محمدعلی، اقتصاد سیاسی ایران، ترجمه محمدرضا نفیسی، تهران، انتشارات پاپیروس، ۱۳۶۰. ۲- مکی، حسین، زندگی سیاسی سلطان احمدشاه،تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۲. ۳- زرگر، تاریخ روابط سیاسی ایران و ا نگلیس در دوره رضاشاه، ترجمه کاوه بیات، تهران، انتشارات پروین معین، ۱۳۷۲. ۴- آبراهامیان، یرواند، ایران بین دو انقلاب، ترجمه احمد گل محمدی، محمدابراهیم فتاحی، تهران، نشر نی، ۱۳۷۷. ۵- بهار، محمدتقی، تاریخ ، مختصر احزاب سیاسی ایران، تهران، شرکت سهامی کتاب جیبی با همکاری موسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۷. ۷ . دولت آبادی، یحیی، حیات یحیی، تهران، انتشارات جاویدان، ۱۳۶۲. ۹ مکی، حسین، تاریخ ۲۰ ساله ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۷.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.