انگیزه های سه گانه سلوک دینی ۱۴۰۱/۰۲/۲۲ - ۲۵ بازدید

سلام اگر کسی بخاطر این نماز بخواند که اگر نخواند چون گناه است و خدا ناراضی میشود، در کدام دسته قرار میگیرد؟ منظور این که بخاطر رضایت خدا این کار را انجام میدهد و نه بخاطر طمع به بهشت یا ترس از جهنم. منظور طرف راضی به رضای خدا است. ایا این با پرستش خداوند بخاطر این که خداوند شایسته پرستش است، خدا را عبادت میکند فرق دارد؟ یا هر دو یکی است؟ اگر ما هم به این دلیل که خداوند شایسته پرستش است، خداوند را عبادت کنیم و هم به این دلیل که اگر مثلا نماز نخوانیم، گناه است و گناه هم نارضایتی خداوند را دارد، و ما بخاطر رضای خداوند گناه نکنیم نه بخاطر ترس از جهنم یا طمع به بهشت، در دسته ازادگان قرار میگیریم؟ البته این را هم میدانیم که خداوند از کسی راضی باشد، او را بهشت می‌برد.

دوست گرامی. تمامی گام‌ها و عرصه‌های سلوک دینی، به لحاظ انگیزشی، در یک ساختار سه مرحله‌ای (رضایت، محبت، معرفت) طبقه‌بندی می‌شوند.
مرحله اول. رضایت
«رضایت» اولین مرحله و مهم‌ترین انگیزه و هدف میانی سالک راه خداست که تا محقق نشود، سلوک دینی و حرکت تکاملی اتفاق نمی‌افتد و عمل و تلاش دینی برای وصول به هدف زندگی و کمال و سعادت، بی‌ثمر خواهد بود.
در این مرحله، سالک با انجام واجبات و وظایف دینی و ترک محرمات و گناهان، در پی کسب رضایت خدا است، اعمال و وظایفی که بدون اهتمام نسبت به آن‌ها، نجات و رستگاری محقق و میسر نخواهد شد.
مرحله دوم. محبت
بعد از کسب رضایت الهی، سالک همت خویش را ارتقا می‌بخشد و برای کسب محبت الهی با انجام آداب و امور مستحبی و اخلاقی و خدمت به خلق، همت می‌گمارد و هرچه بیشتر به خداوند نزدیک می‌گردد.
مرحله سوم. عشق
راه عشق که تحت عنوان «سلوک عرفانی» مطرح می‌شود، اختصاص به اخص مؤمنین و سالکین راه خدا دارد. در این مرحله، سالک با انجام ریاضات شرعی، قرب نهایی و فنای فی الله را هدف‌گیری می‌کند و به نتایج نهایی دین‌داری و سلوک دینی که معرفت و ولایت است، دست می‌یابد.
درجات سه گانه بندگی
دسته‌بندی سه‌گانه ساختار سلوک، می‌تواند ناظر به روایت مشهوری از امیرالمؤمنین (ع) در بحث نیت باشد که فرمودند: ان العبّاد او العبادة، کان ثلاثة: قومٌ عبدواللّه، خوفاً، فتلک عبادة العبید و قوم عبدواللّه تبارک‌وتعالی طلب الثواب، فتلک عبادة الاجراء و قومٌ عبدواللّه تبارک‌وتعالی حبّا له، فتلک عبادة الاحرار و هی افضل العبادة؛ پرستش و یا پرستش کنندگان سه گروه است، گروهی خداوند را از ترس می‌پرستند، پس این پرستش بندگان است، گروهی خداوند تبارک‌وتعالی را برای رسیدن به پاداش می‌پرستند، پس این پرستش مزدوران است و گروهی خداوند را از روی محبت می‌پرستند و این پرستش آزادگان است و این از همه پرستش‌ها برتر است.
قسمت اول روایت ناظر به نیت و قصد کسانی است که در پی «رضایت» خدای متعال هستند تا از عذاب و عقاب الهی نجات یابند. قسمت دوم مربوط به کسانی است که خدا را با انگیزه «محبت» و به طمع بهشت و درجات معنوی عبادت می‌کنند و قسمت سوم می‌تواند شرح حال کسانی باشد که از ترس و طمع و هر انگیزه دیگری رها و آزاد شده و «عشق» و محبت شدید خداوند به آن‌ها انگیزه عبادت می‌دهد و موجب می‌شود عمل آنان برترین نوع بندگی و عبادت باشد.
این روایت با کمی تغییر چنین آمده: إنّ قوماً عَبدوا الله رغبةً فَتِلک عِبادة التُجّار وَ إِنَّ قوماً عَبدوا الله رَهبة فتِلک عِبادة العبید و إنّ قوماً عبدوا الله شکراً فتلک عبادة الأحرار؛ گروهی از مردم خداوند را به شوق بهشت عبادت می‌کنند که این عبادت تجارت پیشگان است و گروهی دیگر خداوند را از ترس جهنم عبادت می‌کنند که این عبادت بردگان است و گروه سوم خداوند را به خاطر شکر از او عبادت می‌کنند و این عبادت آزادگان است.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق صفحه جستجو اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.