نسخه آزمایشی

اهداف انقلاب؟ نقش دانشگاه؟ ۱۳۸۷/۲/۱۷ - ۵۲۷۷ بازدید

اهداف انقلاب؟ نقش دانشگاه؟



نگاهی تاریخی
به انقلاب های بزرگ جهان مبین این واقعیت است که این انقلاب ها در مواجهه با موانع
و چالش های فراروی ، به انحراف و عدول از اهداف اولیه خویش مبتلی شده اند؛ اکنون با
گذشت سی سال از پیروزی انقلاب اسلامی این پرسش مطرح است: «آیا انقلاب اسلامی نیز به
چنین سرنوشتی دچار شده و از اهداف اولیه خود فاصله گرفته است؟ اساساً اهداف مردم از
انقلاب چه بود؟ آیا انقلاب اسلامی در دستیابی به اهداف خود موفق بوده است؟ راهکار
حل مشکلات و کاستی های موجود و تحقق همه جانبه اهداف انقلاب چیست؟ نقش دانشگاه و
دانشگاهیان در این زمینه کدام است؟» تبیین و تحلیل دقیق این موضوع را با مروری بر
بیانات حکیمانه رهبر فرزانه انقلاب در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای شیراز
دنبال می نمائیم:

 


تصمیم گیری یا تصمیم سازی




«بگذاریم دانشجو با فکر خود، با زبان باز خود، با تعلق کم خود، با گفتار و عمل خود،
تصمیم
سازى کند. تصمیم گیرى را بگذاریم کسى بکند که بتوان از او سؤال کرد و او
مسئول
و پاسخگو باشد. بنابراین دنبال این نباشیم که محیط دانشجوئى، محیط
تصمیم
گیرىِ براى اقدام باشد؛ این نه به نفع دانشجوست، نه به نفع آن اقدام. دنبال

این
باشیم که محیط دانشجوئى تصمیم سازى کند؛ یعنى گفتمان سازى کنید.»

 


اهمیت تبیین



 «در
مبارزات اسلامی، تبیین خیلی نقش دارد .من این را به شما جوانانی که احساس مسئولیت
میکنید، توی پرانتز عرض می کنم که تبیین
خیلی
اهمیت دارد. در مبارزات اسلامی، در همه حال تبیین - بیان واقعیت و رساندن

واقعیت؛ تبلیغ، بلاغ - خیلی اهمیت دارد و این را نباید از دست داد... روش اسلامی
تبیین
است و همین تبیین ها موجب شد که انقلاب اسلامی بر بسیاری از این

پیش
زمینه های تاریخی و تربیتهای غلط فائق بیاید و فائق آمد.»

 


ضرورت کلان نگری



«...
نگاه کلان و جمع بندی شده ی به انقلاب است. چون ما در آستانه ی ورود در
دهه ی
چهارمیم، نزدیک به سی سال، گذشته؛ معمولاً در یک چنین دورانی نگاه به یک
حادثه
- مثل حادثه ی عظیم انقلاب - یک نگاه همراه با قضاوت و داوری در مورد

کارکردهاست. اگرچه در سی سالگی، انقلاب هنوز در عنفوان جوانی است؛ در این شک نیست
-
نیروی انقلاب بحمداللَّه خیلی زیاد است، مخصوصاً این انقلاب - لیکن در عین حال در
دوره ی
سی ساله وقتی انسان نگاه می کند، یک داوری ای نسبت به عملکرد و توفیق و

کارآمدی برای انسان پیش می آید. ما در این داوری باید اشتباه نکنیم؛ و این جز با یک
نگاه
کلان امکان پذیر نیست. ... اگر ما نگاه کلان به انقلاب و حادثه پدید
آمدن جمهوری اسلامی بکنیم، جزئی نگری ها نمی تواند ما را گمراه کند. گاهی
جزئی
نگری و نگاه نکردن مسیر مستمرِ از ابتداء تا انتهاء، انسان را گمراه می کند؛
حتّی
گاهی آدم راه را گم میکند، هدف را گم میکند. نمیخواهیم بگوئیم جزئی نگر

نباشیم؛ چرا، نگرش به جزئیات، یعنی همان برنامه ریزی؛ این را ما منکر نیستیم.
برنامه
ریزی، نگاه به فصول مختلف و بخشهای مختلف، یعنی جزئی نگری. می خواهیم بگوئیم
این
نگاه به بخشها و اجزاء و ابعاض موجب نشود که ما غافل بشویم از نگاه به کل. چون

نگاه
به کل برای ما درس آموز است.»

 


هدف انقلاب چه بود؟



«هدف
انقلاب
عبارت
بود از ساختن یک ایرانی با این خصوصیاتی که عرض میکنم: مستقل، آزاد، برخوردار
از
ثروت و امنیت، متدین و بهره مند از معنویت و اخلاق، پیشرو در مسابقه ی جامعه ی
عظیم
بشری در علم و بقیه ی دستاوردها - که از اول و ازل بین آحاد بشر یک مسابقه است
در
دستاوردهای بشری، در علم و در بقیه ی خواسته ها و دستاوردهای بشری - برخوردار از
آزادی
با همه معانی آزادی. آزادی فقط آزادی اجتماعی نیست - اگرچه آزادی اجتماعی،
یکی از
مصادیق مهم آزادی است - هم آزادی اجتماعی مورد نظر است، هم آزادی به معنای
رها
بودن و آسوده بودن و آزاد بودن کشور از دست اندازی بیگانگان و استیلای آنها
- که
گاهی کشور بظاهر مستقل هم هست، اما زیر نفوذ است - و هم آزادی معنوی، که آن

رستگاری انسان و تعالی اخلاقی انسان و عروج معنوی انسان است، که هدف اعلی ، این
است.
همه ی کارها مقدمه برای تکامل انسان و عروج انسانی است. این باید در جامعه ی
اسلامی
خود را نشان بدهد. ...
مسئله
فقط ایران هم نبود؛ ایران به عنوان یک الگو برای جوامع اسلامی در درجه ی
اول، و
همه ی جوامع بشری در درجه ی بعد، مورد نظر بود. ما میخواستیم این جامعه را
با این
خصوصیات بسازیم و آن را بگذاریم جلوی چشم آحاد بشر و امت اسلامی؛

...انقلاب میخواست به همه ی کسانی که در هر نقطه ای از دنیای اسلام هستند، نشان
بدهد
که این
الگو تحقق یافتنی و شدنی است؛ این هم نمونه اش. این آن چیزی بود که به عنوان
هدف
انقلاب وجود داشت. این هدف از اول بود، به شما عرض کنم که امروز هم همین هدف

هست،
در آینده هم همین هدف خواهد بود؛ این هدف ثابت است.»

 


موانع انقلاب اسلامی




«...حلقه ی دوم بحث این است که این هدف را
انقلاب
اسلامی داشت؛ ما در خلأ که زندگی نمی کنیم، ما در یک واقعیاتی داریم زندگی
می
کنیم؛ این واقعیات چقدر برای رسیدن به این هدفها کمک بود یا مزاحمت بود؟ یقیناً ا
گر
مزاحمهائی که حالا می شمارم، وجود نداشت، رسیدن به این هدف، زمان زیادی نمیخواست.
شاید
در طول پنج سال، ده سال یک گروه متشکل قوی میتوانستند این اهداف را برآورده
کنند؛
منتها در سر راه انسان موانع وجود دارد. اساساً همین وجود مانع است که به
تلاش
انسان معنا و حقیقت معنوی میبخشد و اسمش میشود جهاد؛ والّا اگر مانع نبود،

جهاد
معنی نداشت. جهاد یعنی جد و جهد همراه با زحمت و چالش با موانع.



این
موانع چه بودند؟ ما دو نوع موانع

داشتیم: یکی موانع درونی، یکی موانع بیرونی.»



 



موانع درونی؟




«موانع درونی یعنی چه چیزهائی؟ یعنی آن

چیزهائی که در درون خود ما انسانها - چه تصمیم گیرانمان، چه آحاد مردممان، چه
ناظرین
بیرون از گود مبارزه و انقلاب - وجود دارد؛ اینها موانع درونی است. موانع
درونی،
ضعفهاست؛ ضعفهای فکری است، ضعفهای عقلانی است، راحت طلبی است، آسان گرائی
است،
آسان پنداری است؛ این گاهی اوقات خودش یکی از موانع تحقق آن چیز است. باید
برآورد
و تقویم نسبت به کار و مشکلات کار، مطابق با واقع یا لااقل نزدیک به واقع
باشد.
آسان پنداری هم مثل آسان گیری و سهل انگاری است؛ آن هم یکی از موانع راه است.
گریز
از چالش ... یعنی در واقع همان راحت طلبی،
مواجهه
ی با مشکلات را زشت و ناپسند دانستن، آماده نبودن برای مواجهه ی با مشکلات.
اینها
ضعفهای درونی ماست.



یکی
دیگر از ضعف های درونی عبارت است از

تربیت های اجتماعی موجود و عادتهای تاریخی، که اینها در ما ملت ایران در آغاز
انقلاب
بود. شما جوانها شاید از حالات روانی و تربیتهای تاریخی ما در هنگامی که
انقلاب
پیروز شد، تصویر درستی نداشته باشید. امروز ما می بینیم که عنوان «ما

میتوانیم» در همه هست. واقعاً هم اگر بگویند آقا شما میتوانید بزنید روی دست

صنعتگران پیشروِ دقیق ترین و ظریف ترین صنایع دنیا، شما می گوئید بله؛ اگر همت
کنیم،
تلاش
کنیم، میتوانیم. واقعاً جوان دانشمندِ مسلمانِ در جمهوری اسلامی خودش را قادر
بر هر
کاری میداند؛ این در اول انقلاب اینجور نبود. تربیت های قبلی درست عکس این
بود.
هر کاری که مطرح می شد، می گفتند آقا ما که نمی توانیم! آقا فلان چیز را بسازید،
می
گفتند ما که نمی توانیم! با فلان شعار غلط در دنیا مقابله کنیم، می گفتند آقا ما که
زورمان
نمی رسد، ما که نمی توانیم! «ما می توانیمِ» امروز، آن روز «ما نمی توانیم» بود.
این،
آن تربیت اخلاقی و تاریخی بازمانده ی از دوران گذشته است.



توسری
خوری، شنیدن زور، دیدن فسق در
کسانی
که از آنها جامعه توقع عدالت و انصاف و طهارت و پاکیزه دامنی دارد، عادت شده
بود.
... اینها همان موانع درونی است؛
اینها
آن چیزهائی است که در مقابل رسیدن به یک هدف و مقصود والا عایق ایجاد میکند.
خشم و
شهوت های بی مهار و تربیت نشده، دلبستگی به عادات و عقاید خرافی میراثی، و بد
فهمیدن
دستور دین جزو ضعفهای درونی است. بعضی ها خیلی از چیزها را نمی فهمیدند.
مبارزه
می کردیم؛ بعضی ها به استناد روایاتی که هر پرچمی که قبل از برافراشته شدن
پرچم
حضرت مهدی (ارواحنا فداه) برافراشته شود، در آتش است، با مبارزه مخالف بودند.
می
گفتند آقا شما قبل از مبارزه ی حضرت صاحب الزمان (عجّل اللَّه فرجه) می خواهید
مبارزه
شروع کنید؟ خوب، این پرچم مبارزه را که بلند می کنید، در آتش است. معنای حدیث
را نمی
فهمیدند. یک عده ای از صدر اسلام، از زمان ائمه (علیهم السّلام) ...ادعای مهدی گری
می
کردند؛ . تا امروز ...[نیز] ادعای مهدویت وجود داشت. بله، این پرچم مهدویت
را کسی
بلند کند، در آتش است. این معنایش این نیست که مردم با ظلم مبارزه نکنند،
مردم
برای تشکیل جامعه ی الهی و جامعه ی اسلامی و علوی مبارزه و قیام نکنند. این،
بد
فهمیدن دین است. می بینید اینها همه موانع درونی ای بود که بعد از آنکه انقلاب
پیروز
شد، ما ملت ایران با این زمینه ها می خواستیم کشور را به سمت آن اهداف ببریم.
خوب،
اینها هر کدامش یک مانع بود. البته اینها برطرف شدنی بود، نه اینکه برطرف شدنی
نبود؛
خیلی اش هم با تبیین برطرف شد. ...البته در بعضی اش هم
هنوز
فائق نیامدیم، که آن انگیزه های دیگری دارد - مثل این مصرف گرائی و اسراف و
این
چیزها که حالا گفتند - این جزو میراثهای ما از گذشته است و متأسفانه این میراث
را نگه
داشتیم. ما ملت ایران باید این جامه ی ناسازِ بی اندامِ زشت را از تنمان
بیرون
بیاوریم. ما خیلی مصرف زده هستیم؛ باید این را حلش کنیم. همه باید دست به دست
هم
بدهند و این قضیه را حل کنند. البته صدا و سیما هم بلاشک نقش دارد. خوب، اینها

عوامل
درونی بود.»



 



موانع بیرونی؟




«...آن وقت عوامل بیرونی است، که دیگر الی

ماشاءاللَّه وجود داشته است؛ همه ی کسانی که به نحوی از انقلاب یا از هدفهای انقلاب
متضرر
می شدند، اینها جلوی انقلاب ایستادند. از امنیت یک عده ای متضرر می شوند، از
عدالت
یک عده ای متضرر می شوند، از نفی حاکمیت طاغوت یک عده ای متضرر میشوند، از نفی
سلطه
بیگانه یک جماعتی متضرر می شوند، از نفی استبداد یک عده ای متضرر می شوند.
اینها
را شما میدانید؛ توضیح لازم ندارد. کی ها از عدالت یا از استقلال یا از آزادی
و
امثال اینها متضرر میشوند؟ اینها همه در مقابل انقلاب صف کشیده اند. تا الان هم
این صف
کشی ادامه دارد.



اول
انقلاب شما جوانها یادتان نیست.
سال
اول انقلاب در تقریباً چهارگوشه ی کشور با شعار قومیت، کانونهای جنگ و درگیری
به
وجود آمد. در بلوچستان، در کردستان، در ترکمن صحرا، در نقاط مختلف؛ با بهانه ی
قومیت.
... خوب، اینها موانعی بودند که جلو راه انقلاب را

میگرفتند. اینطور نبود که این اتومبیل در جاده ی آسفالته بتواند درست حرکت کند.



بعد
از این مسئله ی قومیت ها، تنافسهای
درونی
خود ماهابود با یکدیگر، که آن هم یک ماجرای تلخ و بدی دارد؛ ماجرای ملال آوری
دارد.
بعد جنگ تحمیلی بود؛ هشت سال. شما ببینید این نیروی متراکمی که ملت ما در
مقابله
ی با دشمن گذاشت و توانست دشمن را به زانو دربیاورد - نه فقط صدام را، بلکه
آن
کسانی که پشت سر صدام بودند، اینها به زانو درآمدند در مقابل انقلاب اسلامی
- اگر
در خدمت به سمت هدفهای عمرانی و آبادانی و سازندگی جمهوری اسلامی بنا بود قرار
بگیرد،
چقدر کار پیش می رفت. البته ما از تحمیل جنگ سود بردیم. ما از این تهدید به
مثابه
ی بهترین فرصتها استفاده کردیم. ملت ایران این تهدید را به معنای حقیقی کلمه
تبدیل
کرد به یک فرصت بزرگ، یک آزمایشگاه عظیم؛ یک میدان عظیمِ تجربه ها شد و خیلی
برکات
عاید شد؛ اما واقعیت قضیه هم این بود که تحمیل جنگ بر یک کشور مشکلات را درست
میکند.
بنابراین انحصارطلبان جهانی از یک طرف، اشرار داخلی از یک طرف، توطئه های

ابرقدرتها از یک طرف، دست اغواگر تبلیغاتی و سیاسی و اقتصادی آن ابرقدرتی که دستش
از
ایران با انقلاب اسلامی کوتاه شده بود از یک طرف - یعنی آمریکا که تا امروز هم

ادامه
دارد - اینها همه در مقابل این حرکت عظیم ملت ایران ایستادند.»

 


ارزیابی انقلاب



«شما
ببینید با
وجود
این موانع، حالا بیائید ارزیابی کنید ببینید حرکت انقلاب اسلامی و جمهوری
اسلامی
به سمت آن هدفها چطور بوده. من اگر بخواهم ارزیابی کنم، عملکرد را بسیار خوب
می
دانم. جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی عملکردش یک عملکرد با نمره ی بسیار خوب است.
در
مقابل این همه مشکلات مگر طاقت می آورند؟ در دوره ی ما حوادث جابه جایی قدرت در
آفریقا
و در آسیا و در خیلی جاها انجام گرفته بود؛ هیچکدام طاقت نیاوردند. در دوران
قبل از
ما هم انقلاب های بزرگ دنیا - مثل انقلاب کبیر فرانسه، مثل انقلاب اکتبر
شوروی
- در مقابل این حوادث گوناگون هیچکدام طاقت نیاوردند، یعنی از همان اول منحرف
شدند.



خصلت
مردمی بودن، خصلت اسلامی بودن،
خصلت
آرمانگرا بودن، اینی که جوان انقلابی امروز بعد از سی سال اینجا می ایستد،

آرمانهای انقلاب را به عنوان آرزوها و مطالبات خودش در میان میگذارد و با صدای بلند
مطرح
میکند، این خیلی توفیق بزرگی است برای انقلاب. هرگز در انقلابهای دیگر اینطور
نبود.
شما نگاه کنید آثار ادبی قرن نوزدهم فرانسه را که در آخر قرن هیجدهم انقلاب
کبیر
فرانسه انجام گرفته. در اوائل قرن نوزدهم ناپلئون سر کار آمده، آن وقت شما
آثار
ادبی اواسط قرن یعنی مثلاً ۱۸۳۰، ۱۸۴۰ را که زیاد هم هست؛ هم شعر، هم رمان،
نگاه
کنید، خواهید دید که آنها بعد از سی سال از پیروزی انقلابشان در چه وضعی
بودند؛
یک استبداد مطلق، یک فساد مطلق، یک تبعیض طبقاتی بسیار وحشت انگیز آن وقت
وجود
داشته؛ با اینکه آنجا هم شعار عدالت بود، شعار مساوات بود، شعار نفی استبداد
بود.
این توفیق انقلاب اسلامی یک توفیق بی نظیری است. بدتر از او انقلاب اکتبر
شوروی.
در زمان ما هم که این اتفاق هائی که افتاد - اسمش البته انقلاب بود؛ اما
غالباً
کودتا بود یا اینکه گروه مسلحی آمدند سر کار؛ مثل کوبا و جاهای دیگر - غالب
اینها
همان حالتی را که عرض کردم، داشتند؛ یعنی طاقت نیاوردند و نتوانستند در مقابل
این
موانع بایستند.



خوب،
حالا بینید این موانع را. همه ی
این
موانع جزو سنتهای الهی است. وجود این موانع تصادفی نیست. اینها سنت الهی است؛
یعنی
تلاش و حرکت با مانع مواجه است، والّا جهاد معنا نمی داشت: «
و کذلک جعلنا لکلّ


نبی
عدوّا شیاطین الانس و الجنّ یوحی بعضهم الی بعض زخرف القول غرورا
»؛ در همه
دعوت های انبیا، دشمنان - موانع - از جن و انس وجود داشتند. در آیه ی دیگر: «
و
کذلک



جعلنا
فی کلّ قریة اکابر مجرمیها لیمکروا فیها و ما یمکرون الّا بانفسهم
». در درون
جوامع،
طبقاتی که وجود آنها مایه ی فساد، مایه ی مکر بوده است؛ اینها جزو سنت هاست.
یعنی
هرگز انبیاء نگفتند ما آن وقتی که جاده صاف است وارد میدان می شویم؛ نه، در
همین
فضا و صحنه ی بشدت درگیر و دشوار، آنها وارد شدند؛ مثل جمهوری اسلامی و انقلاب

اسلامی. اما متقابلاً سنت الهی هم این است که اگر حرکت نبوی، حرکت الهی که مصداقش
انقلاب
اسلامی است، به کار خود ادامه بدهد و دنبالگیری کند، بر همه ی این موانع
فائق
خواهد آمد؛ این هم سنت الهی است. در سوره ی مبارکه ی فتح آمده است: «
و لو
قاتلکم
الّذین کفروا لولّوا الادبار ثمّ لایجدون ولی و لا نصیرا. سنّة اللَّه


الّتی
قد خلت من قبل و لن تجد لسنّة اللَّه تبدیلا
»؛ اگر بایستید، اگر استقامت
کنید،
اگر هدف را گم نکنید، اگر تلاش را متوقف نکنید، بدون تردید غلبه در این عرصه


با
شماست. حاصل حرف من همین است با شما جوانان عزیز.»



 



تهدیدات کنونی




«امروز بدون تردید همه ی آن
صف
آرائی هائی که روز اول علیه این انقلاب بود، وجود دارد؛ بعضی شکل عوض کرده، بعضی
صف
آرائی ها هم بمرور زمان اضافه شده است. امروز متأسفانه همان طور که این جوانها
گفتند،
مصرف گرائی و مسابقه ی تجمل پرستی و مسابقه ی پول درآوردن و تلاش برای پول
کردن،
یک طبقه ی جدیدی درست کرده. نظام اسلامی با تولید ثروت مخالف نیست، با ایجاد
ثروت
مخالف نیست، بلکه مشوق اوست. اگر تولید نباشد، اگر ایجاد ثروت نباشد، حیات و
بقای
جامعه به خطر خواهد افتاد، اقتدار لازم را جامعه به دست نخواهد آورد؛ این یک
اصل
اسلامی است. اما اینی که آحاد مردم دلشان لک بزند برای مسابقه ی اشرافیگری،
برای
تجمل پرستی، این یک چیز بسیار نامطلوب است؛ این چیزی است که متأسفانه در درون
ما
هست؛ همان طور که قبلا هم گفته ام: اسراف و مصرف گرائی افراطی.



و آن
صف آرائی های بیرونی هم وجود
دارد.
الان شما هم می بینید آمریکا با همه ی توان خودش امروز در مقابل ملت ایران

ایستاده است. ... چون فریاد این ملت، قیام این ملت برای ملتهای
دیگر
بیدارکننده است، هشداردهنده است، کما اینکه بوده تا حالا؛ کما اینکه این
بیداری
به وجود آمده است. خوب، اینها احساس خطر میکنند. همه ی تلاششان را هم
گذاشته
اند، ولی با همه ی اینها ملت ایران، شما جوانان، شما دانشجویان میتوانید در
مقابل
همه ی اینها بایستید و بر همه ی اینها غلبه پیدا کنید؛ اما شرائطی دارد. ما
امروز
از بیست سال قبل، از سی سال قبل خیلی جلوتریم، تجربه مان بیشتر است،

مدیریتهایمان قویتر است، توانائی های علمی ما بمراتب جلوتر است، قدرت تحرک

اقتصادی مان بمراتب از آن روز بیشتر است، تصورات ما از پیشرفت نسبت به آن روزها

خیلی
بهتر است.»

 


الگوهای توسعه



«در
دهه ی اول، پیشرفت را بسیاری از

انقلابیون در الگوی چپ؛ چپ دهه ی شصت، یعنی الگوی گرایشمند به سوسیالیسم میدیدند.
هر کس
هم مخالفت میکرد، یک تهمتی، لکه ای، چیزی متوجهش میکردند. یک عده ای از

مسئولین، دست اندرکاران، فعالین عرصه ی کار در جمهوری اسلامی، نگاهشان نگاه حاکمیت
دولت و
مالکیت دولت بود؛ خوب، این نگاه، نگاه غلطی بود. نگاه به پیشرفت کشور از
زاویه
ی دید تفکر شرقی سوسیالیستی چپ محسوب میشد؛ این غلط بود. البته غلط بودن
این
خیلی زود فهمیده شد، حتّی آن کسانی که آن روز مروج همین دیدگاه بودند، ناگهان
صد و
هشتاد درجه برگشتند! آن افراط به یک تفریط حالا تبدیل شد.



یک
برهه ای از زمان، نگاه به پیشرفت،
نگاه
غربی بود؛ یعنی همان راهی که آنها رفتند، اینها هم باید بروند؛ تصورشان این
بود.
خودشان را در حدِ انگلیس و فرانسه و آلمان هم نمیدیدند؛ در حد همین کشورهائی
مثل
کره ی جنوبی میدیدند. این هم رد شد. امروز در ذهن و فکر مسئولان و به صورت یک
گفتمان
عمومی در ذهن نخبگان و فرزانگان، نقشه ی پیشرفت غربی کشور ردشده است؛ غلط از
آب
درآمده است. علتش هم این است که انتقاد از نقشه ی پیشرفت به شیوه ی غربی، امروز
مخصوص
ملتهای شرق نیست، مخصوص ما نیست؛ خودِ اندیشمندان غربی، خودِ فرزانگان غربی،
زبان
به انتقاد گشوده اند؛ هم در زمینه های اقتصادی، هم در زمینه های اخلاقی، هم در
زمینه
های سیاسی. همان چیزی که به آن افتخار میکردند به عنوان لیبرال دموکراسی،

امروز
مورد انتقاد است؛ پس این هم نقشه ی پیشرفت نیست. امروز ما اینها را می دانیم.»

 


پیشرفت اسلامی - ایرانی؟




«البته نقشه ی پیشرفت اسلامی - ایرانی
چیست؟
این باید تدوین شود، باید روشن شود،
باید
ابعاد و زوایایش مشخص شود؛ این کار به طور کامل انجام نگرفته است و باید بشود.
اما
همینی که ما فهمیده ایم که باید برگردیم به نقشه ی اسلامی - ایرانی، این خودش
موفقیت
بزرگی است. این موفقیت را امروز داریم.



خوب،
این مسیر پیشرفت است. مسیرِ

پیشرفت، مسیر غربی نیست، مسیر منسوخ و برافتاده ی اردوگاه شرقِ قدیم هم نیست.

بحرانهائی که در غرب اتفاق افتاده است، همه پیش روی ماست، میدانیم که این بحرانها

گریبانگیر هر کشوری خواهد شد که از آن مسیر حرکت کند. پس ما بایستی مسیرِ مشخصِ
ایرانی
- اسلامی خودمان را در پیش بگیریم و این را با سرعت حرکت کنیم؛ با سرعت


مناسب.»

 


نظریه پردازی



«راه
حلی که بر اساس این مقدمات وجود
دارد،
این راه حل را شما باید پیدا کنید. شما باید به نتیجه برسید، به این استنتاج
برسید،
اما آنچه که من میتوانم به عنوان راهنمائی و راهبرد کلی به شما عرض کنم،
تلاش و
مجاهدت جوانانه و پیگیر است. شما که در دانشگاهید، فعالیت شما فعالیت

دانشگاهی است؛ باید درس بخوانید، تحقیق کنید، به فکر نظریه سازی باشید. الگو گرفتن
بی قید
و شرط از نظریه پردازهای غربی و شیوه ی ترجمه گرائی را غلط و خطرناک بدانید.
ما در
زمینه ی علوم انسانی احتیاج داریم به نظریه سازی. بسیاری از حوادث دنیا حتّی
در
زمینه های اقتصادی و سیاسی و غیره، محکومِ نظرات صاحبنظران در علوم انسانی است؛
در
جامعه شناسی، در روان شناسی، در فلسفه؛ آنها هستند که شاخصها را مشخص می کنند. در
این
زمینه ها ما باید نظریه پردازی های خودمان را داشته باشیم و باید کار کنیم؛
باید
تلاش کنیم؛ دانشجو باید تلاش کند. دانشجو و محیط دانشگاه باید نگاه کلان به
هدفهای
انقلاب داشته باشد؛ دنبال آنها برود. مراقب باشید دشمن نتواند از محیط

دانشگاه و از عنصر دانشجو و استاد استفاده کند. این آن چیزی است که من روی آن تأکید
میکنم.
می بینید یک حادثه ی کوچکی اتفاق می افتاد، حالا در همین دانشگاه خودتان، یک
تعدادی
مثلاً شاید در یک قضیه ای گله مندند، معترضند؛ ببینید بلافاصله در دنیا روی
آن
تفسیر میگذارند، تحلیل میگذارند، نه با جهتی که آن دانشجو به خاطر آن جهت این
حرکت
را انجام داده، این اقدام را کرده، بلکه درست در نقطه ی مقابل آن جهت. یعنی
حاکمیت
را، نظام را، اسلام را زیر سؤال می برند با این وسائل. باید هشیار بود؛ در

محیط
دانشگاه این هشیاری از همیشه لازم تر است.»

 


تدین و پیشرفت



«یک
عنصر دیگری که باز با جوانها باید
در
میان گذاشت، مسئله ی تدین است. جوانهای عزیز! تدین، رعایت دینی، در حد وسع و
امکان،
این مایه ی توجهات الهی است؛ مایه ی توفیقات انسانی است؛ مایه ی پیشرفت است؛
این را
دست کم نگیرید. من میخواهم بگویم شما اگر فلان فرمول ریاضی، یا فلان عنصر

شیمیایی، یا فلان اختراع را به وجود می آورید یا کشف میکنید و پیدا میکنید و حل

میکنید، در همان حال توجه تان به خدا، به شما کمک خواهد کرد. اولاً خدای متعال مدد
میکند
شما را؛ کارها دست خداست. شاید گفته باشم من، آن روزی که همین مسئله ی

سلولهای بنیادی را جوانهای ما داشتند دنبال میکردند و کشف میکردند، خدا رحمت کند
مرحوم
مهندس کاظمی، رئیس این مؤسسه ی رویان آمده بود با همان جمع پیش من گزارش
میداد.
گفت من تلفن کردم که ببینم مهندس جوانی که مشغول تعقیب این قضیه بود، کار را
به کجا
رسانده - چون مثلاً دیروز گفته بود که فردا کار را تمام میکنیم - خانمش بود،
گوشی
را برداشت و گفت آقای مهندس آن نقطه ی آخر را توانسته پیدا کند و افتاده به
سجده،
دارد گریه میکند. وقتی مرحوم مهندس کاظمی این قضیه را میگفت، هم خودش گریه اش
گرفت،
هم آن جوان که در مجلس بود، گریه اش گرفت. بنا کردند گریه کردن. نقش معنویت
را دست
کم نباید گرفت
.
با توجه به خدا و
تقرب به خدا، با توسل

به
دامان قدس الهی و ذیل عنایت الهی میتوان خیلی کارهای دشوار را انجام داد.»

 


اتحاد و رقابت مثبت




«اتحادتان را حفظ کنید، اتحاد! در
مقیاس
ملت ایران هم حفظ اتحاد یک وسیله ی اصلی است؛ در مقیاس قشر دانشجو هم در
سراسر
کشور همین است؛ در مقیاس دانشجویان در یک شهر یا در یک استان هم همین است.

نگذارید اختلاف سلیقه ها شما را در مقابل هم سینه به سینه قرار بدهد. یک وقتی
بعضی
ها منافعشان ایجاب میکرد که دانشگاه ها را عرصه ی بازی های سیاسی و درگیری ها
و دست
به گریبان شدنهای سیاسی قرار بدهند؛ امروز الحمدللَّه این معانی کمتر است.

نگذارید تشکلهای دانشجوئی و اجزای نهضت دانشجوئی به دشمنان تبدیل شوند. رقیب خوب
است؛
رقیب، رقابت مثبت.



یکی
از این برادرها گفت ما حاضریم؛

پژوهشگاه به ما بدهید یا اجازه بدهند ما پژوهشگاه درست کنیم تا در فلان قضیه
-
مثلاً فرض کنید انرژی خورشیدی یا هر چیز دیگر - فعالیت کنیم. خیلی خوب، آن گروه
دیگر
دانشجوئی هم بگویند خیلی خوب، ما هم در فلان مسئله ی دیگر رقابت مثبت علمی
میکنیم
با اینها. رقابت مثبت یعنی این؛ یعنی مسابقه ی دویدن: «سابقوا الی مغفرة من

ربّکم». مسابقه ی در کار خیر، مسابقه ی در تولید، مسابقه ی در فراگیری و تحقق دادن
آن
معلومات در خارج و کمک کردن به محیط زندگی مردم. این مسابقه خیلی خوب است، رقابت
خیلی
خوب است؛ اما دست به گریبان شدن، دعوا کردن، آن هم سر چیزهای کوچک، سر چیزهای
بسیار
کوچک و حقیر، نه. این را ما نمی پسندیم؛ هم در محیط دانشگاه، هم در محیط کل
کشور،
هم در محیط روحانیت؛ در همه ی محیطها.



پس
علم یکی از این محورهای اصلی است؛
اتحاد
یکی از محورهای اصلی است؛ تدین یکی از محورهای اصلی است؛ اقتصاد کشور هم یکی
از
محورهای اصلی است. اگر ما این ها را در این دوره ی از زمان با این شعار نوآوری که
به
شکوفائی قطعاً منتهی خواهد شد، عملیاتی و اجرائی کنیم و دنبالش برویم، همین چند

محور
در همین مرحله خواهد توانست دشمن را به شکست بکشاند بدون تردید.»

 


ضرورت عدالت





«البته فعالیت اقتصادی و کار اقتصادی و
تلاش
اقتصادی حتماً باید با شاخص و شاقول عدالت باشد. بدون عدالت هر تلاش اقتصادی
به ضرر
منتهی خواهد شد. عدالت هم معنایش این نیست که ما سرمایه گذاری نکنیم یا به
سرمایه
گذار اجازه ی سرمایه گذاری ندهیم. این تصورات غلطِ آن افرادی است که آن روز
خودشان
را طرفدار عدالت معرفی میکردند. نه، کارآفرینی هم یک خیر است، یک عبادت است،
یک کار
بزرگ است که باید انجام بگیرد. مسئله، صحیح مدیریت کردن این مجموعه است.

مدیریتهای کشوری، مدیریتهای دولتی چه در بخش تقنین، چه در بخش اجراء، چه در بخش
قضا،
بایستی مدیریت کنند تا تجاوز از حق انجام نگیرد؛ تجاوز از حقوق انجام نگیرد؛
تعرض
به یکدیگر انجام نگیرد؛ این کاروان با همه ی اجزای خودش ان شاءاللَّه به پیش


برود.»
[۱]


 


پی نوشت ها:






[۱]
.

برگرفته از :
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههاى
شیراز ، ۱۴/۲/۱۳۸۷.

ممکن است این مطالب هم برای شما مفید باشد:

نظرات

alireza_musavy
سلام . برنامه شما روی من خیلی تاثیر گذاشت و دوست دارم جزء کلوپ شما باشم اما دعوتنامه ندارم. منتظر جواب یا دعوتنامه شما هستم . خدا نگهدار
پرسمان
تشکر از لطف شما. برای عضویت در سایت می توانید به این آدرس مراجعه کنید: http://porseman.org/ureg.aspx
البته شما به عضویت سایت در آمده اید.

 

در صورتی که قصد ثبت سوال دارید، می توانید از طریق این صفحه اقدام به ثبت سوال نمایید. در غیر اینصورت با استفاده از فرم زیر نظر خود را برای ما ارسال نمایید.